فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۴۲۱ تا ۵٬۴۴۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال دهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳۹ (پیاپی ۶۹)
109 - 139
حوزههای تخصصی:
رشد بی توقف فناوریهای نوین ارتباطی و اطلاعاتی و شکلگیری جامعه شبکهای، تاثیرات عمدهای بر جهان زیست گذاشته که شکلگیری واقعیت مجازی از جمله آثار آنها میباشد. تحت تاثیر جامعه مجازی، وقوع اعتراضات و سپس آشوبهای دیماه 69 در تعدادی از شهرهای ایران بویژه شهرستانهای کوچک فضای سیاست رسمی ایران را با تکانههای شدیدی مواجه کرد و ضمن شکلدهی به جریان پادقدرت، تاثیرات فراوانی بر سیاستگذاری فضای مجازی داشت. پرسش اصلی مقاله این است که شبکههای اجتماعی مجازی چه تاثیری بر اعتراضات دیماه 69 داشتند؟ با کاربست تئوری جامعه شبکهای کاستلز و نیز روش توصیفی- تحلیلی و استفاده از دادههای ثانویه، یافته های پژوهش نشان میدهد شبکههای اجتماعی در بستر نارضایتیهای موجود در جامعه و با افزایش کنشگری سیاسی تسریع و تقویت کننده اعتراضات و آشوبهای دیماه 69 بودند. اشغال فضای شهری، گسترش ویروسی تجمعات، رهبری افقی، خودجوش بودن ساخت پادقدرت از جمله عوامل تاثیربخش شبکههای اجتماعی مجازی در تشدید اعتراضات بودند.
الگوی انتقال قدرت در سیاست خارجی چین در دوره شی جین پینگ با تأکید بر مؤلفه اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه انتقال قدرت بر مسئله پویایی نظام و چگونگی تحول قدرت در سیستم بین الملل تمرکز دارد و ماهیت نظام بین الملل را دارای خصلتی سلسله مراتبی می داند که بر اساس آن منازعه و کشمکش برای کسب سلطه همواره امکان پذیر است. ارگانسکی به عنوان یکی از برجسته ترین نظریه پردازان انتقال قدرت، در قالب این نظریه امکان خیزش چین را یکی از واقعیت های نظام بین الملل می داند و تأکید می کند که چرخه قدرت بر اساس رشد تکنولوژیکی و در مرحله بلوغ قدرت صورت می گیرد و در این مرحله دولت ها منابع مختلف خود را برای انتقال قدرت به کار می گیرند و لذا چین در آینده در چنین وضعیتی قرار خواهد گرفت. این پژوهش بر این مسئله تمرکز دارد و هدف اصلی آن این است که مسئله خیزش چین را بر مبنای دیدگاه انتقال قدرت در دوره شی جین پینگ و با تأکید بر 3 استراتژی اقتصادی این کشور تبیین نماید. بر این اساس سؤال اصلی این پژوهش این است که استراتژی های اقتصادی شی جین پینگ شامل «یک کمربند و یک جاده»، «طرح ساخت چین 2025» و «راه اندازی بورس نفت خام چین بر مبنای یوان» از چه جایگاهی در دیدگاه انتقال قدرت چین برخوردارند؟ طبق نتیجه این پژوهش، این 3 استراتژی اگرچه جنبه ای اقتصادی دارند اما اهداف سیاسی و امنیتی کلانی را برای چین به دنبال دارند و رهبر جدید چین تلاش کرده است که از طریق آن ها اهداف کلان هژمونیک و انتقال قدرت چین را پیش برد. پاسخ به سؤال پژوهش در قالب روش تحلیلی-توصیفی صورت پذیرفته است.
تأثیر هویت بر روابط جمهوری اسلامی ایران و اتحادیه اروپا (2003-2020)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۷۱)
77 - 94
حوزههای تخصصی:
پس از پیروزی انقلاب در ایران گفتمان انقلاب اسلامی و نظام بر آمده از آن، تحت تاثیر مولفه های فرهنگی، ارزشی، هویتی و هنجاری، عملکرد سیاست داخلی و خارجی ایران را دگرگون کرد. گفتمان انقلاب اسلامی بر اساس هویت انقلابی-اسلامی در تقابل و تضاد با نگرش غرب محور، لیبرال-سکولار غربی قرار گرفت. اهمیت بالای جایگاه ایران به دلیل موقعیت ژئواستراتژیک و ژئوپلیتیک در طول تاریخ همواره مورد توجه غرب به ویژه قدرت های اروپایی بوده است. روابط جمهوری اسلامی و اتحادیه اروپا متاثر از هویت های متفاوت طرفین و دیدگاه های مختلف به مسائل، دستخوش فراز و نشیب های فراوانی بوده و تعارض و شکاف های هویتی منجر به گسل در روابط و در پی آن چالش هایی در مناسبات دو طرف گردیده و طی ادوار مختلف گفتمان انقلاب اسلامی باعث واگرایی در روابط جمهوری اسلامی و اتحادیه اروپا شده است. در این پژوهش نویسنده در صدد پاسخ به این سوال است که هویت چه تاثیری بر مناسبات ایران و اتحادیه اروپا داشته است؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که ایدئولوژی گفتمان انقلاب اسلامی مبتنی بر ارزش های مذهبی و احیای تمدن اسلامی در تقابل و تضاد با هویت لیبرال-سکولار اتحادیه اروپا باعث نگرش های متفاوت و متعارض به موضوعاتی چون حقوق بشر، تروریسم و سایر مسائل، زمینه های واگرایی را ایجاد کرده است. براین اساس واکاوی هویت دو طرف در چارچوب نظریه گفتمان لاکلا و موف بر مبنای روش تحقیق گفتمانی قابل تبیین و تحلیل است.
جایگاه حکومت در تأسیس نهادهای جامعه پذیری سیاسی از منظر نهج البلاغه(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناخت نقش حکومت در تاسیس نهادهای جامعه پذیری سیاسی از منظر نهج البلاغه است و می کوشد کارکرد حکومت در ایجاد نهادهای جامعه پذیری سیاسی را به منظور شکل دهی به باورها، آگاهی ها و رفتارهای سیاسی مردمان، با ارجاع به آموزه های این کتاب بررسی نماید. برای این منظور با استفاده از ظرفیت روش نظریه ی مبنایی: مفاهیم، مقولات و گزاره های مربوط به موضوع، استخراج شده و در سه مرحله ی کدگذاری باز، محوری و انتخابی دسته بندی و تحلیل شده اند. دست مایه ی این تلاش را می توان شناسایی و صورت بندی حجم معتنابهی از کدها، مفاهیم و مقوله های اصلی و فرعی ناظر به پرسش های تحقیق دانست که در قالب سه گزینه ی: «اهتمام به نهادهای انتخاباتی»، «سامان دهی نهادهای مردم نهاد» و «تشکیل نهادهای نظارتی و امنیتی» مقوله بندی شده اند. در نهایت با انتزاع مقوله ی «مواجهه ی ایجابی با جامعه پذیری سیاسی» به عنوان مقوله انتخابی، مشخص شد در پرتو شکل گیری صحیح نهادهای جامعه پذیری سیاسی و نقش سازنده ی حاکمان در این زمینه، می توان به تحقق جامعه پذیری سیاسی مطلوب سرعت بخشید.
مشارکت علم در تغییرات اجتماعی و سیاسی: علوم اجتماعی فرونتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علوم انسانی و اجتماعی معاصر با تلاش برای تقلید از روش های معرفتی علوم طبیعی پوزیتیویستی، همواره در معرض نقد نسبت به نظرگرایی صرف و ناکارآمدی در عمل در تغییرات اجتماعی بوده است. در نتیجه، در سال های اخیر طرح ایده کاربردی سازی علوم انسانی مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، این رویکرد نیز در دام تقلید از علوم طبیعی باقی می ماند و صرفا به جای تقلید در موضع معرفتی/شناختی، در موضع حل مسئله و عدم توجه به ظرافت های زندگی انسانی و ژرف کاوی مقولاتی مانند روابط قدرت و تاثیر آن بر شکل زندگی اجتماعی عدم اصالت علمی را حفظ می کند. در مقابل، در رویکرد فرونتیک به علوم اجتماعی، پژوهش به مثابه امری مشارکتی در موضوع مورد بررسی، پژوهشگر را از این دو خطر برکنار می دارد و کمک می کند که ضمن پرهیز از نظریه پردازیِ صرف، مبانی معرفتی را نیز در پای کاربرد قربانی نکنیم. در واقع، در اینجا شواهد علمی و حاصل پژوهش های مختلف علمی به عنوان منبعی برای تصمیم گیری سیاسی در فرایند تصمیم گیری عمومی قرار می گیرد و پژوهشگر با درک موقعیت مندی و اهمیت تجربه زیسته انسانی، دیگر تنها ناظر و گزارشگر موضوع نیست، بلکه با پیگیری آن تا رسیدن به نتیجه ای که تغییر در شرایط نامطلوب را ایجاد کند، همچنان به فعالیت مشغول است و از دانشمندان علوم اجتماعی خواسته می شود که به بازیگران اجتماعی صاحب فضیلت تبدیل شوند و به جای اینکه مقالات و کتب بدون خاصیت واقعی یا عملی بنویسند، با پژوهش خود در حوزه سیاستی/خط مشی مورد علاقه خود سیاست ورزی کنند. پژوهش حاضر با تبیین مولفه های علوم اجتماعی فرونتیک، آن را به عنوان رویکردی بدیل برای پژوهش در علوم اجتماعی که به تغییر واقعی در جامعه رهنمون می شود معرفی می نماید.
The Relationship between Religion and Government in Neo- Mu'tazilite Thoughts with an Emphasis on the Thoughts of Mohammed Arkoun(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پویش های تهدیدزای منطقه قفقاز جنوبی علیه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۵۲
185 - 206
حوزههای تخصصی:
وضع موجود آسیای مرکزی و قفقاز با توجه به تکثر پویش های فروملی، درون منطقه ای، بین منطقه ای و فرامنطقه ای، دربردارنده فرصت ها و تهدیدهای قابل توجهی برای ایران است. قفقاز جنوبی بستر و پهنه شکل گیری پویش های تهدیدزای متنوعی علیه امنیت و ثبات ملی جمهوری اسلامی ایران است که برخی از آن ها ضریب تهدیدزایی فزاینده ای نیز دارند. شناسایی پویش های تهدیدزای منطقه قفقاز جنوبی علیه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران به عنوان مسأله محوری این پژوهش درنظرگرفته و تلاش شد با اولویت بندی این تهدیدات در منطقه، راه کارهای بهینه ای جهت مقابله با آن ارائه شود. سؤال اصلی این است که مهم ترین پویش های تهدیدزای متوجه جمهوری اسلامی ایران ازطریق قفقاز جنوبی کدامند و راه کارهای ایران برای مهار آن ها چیست؟ روش پژوهش، کیفی کمی (آمیخته) است. نتیجه کلی حاصله اینکه در قفقاز جنوبی تهدیدهای امنیتی و اقتصادی/ژئواکونومیکی، اولویت بالاتری دارند. اهم راه کارهای پیشنهادی پژوهش عبارتند از ارتقای همکاری ها با قدرت های آسیایی، اولویت دادن به پروژه های زیرساختی فرامرزی مختلف برای مقابله با تخلیه ژئوپلیتیکی، برپایی دفتر بررسی نیازهای فنی مهندسی کشورهای منطقه، استفاده از توان فنی و مهندسی بومی برای رفع نیازهای فنی مهندسی کشورها و سرانجام، فعال سازی ظرفیت های دیپلماسی دفاعی.
تاریخ نگاری مارکسیستی و ماهیت جامعه و دولت در ایران سنتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۱ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
1091 - 1063
حوزههای تخصصی:
رویکرد ارتدکس مارکسیستی از اصلی ترین چشم اندازها در روایت تاریخ ایران از زاویه علوم اجتماعی جدید بوده است. هدف اصلی این مقاله ارائه گزارشی انتقادی از این سنت تاریخ نگاری و شناسایی تحلیل آن از ماهیت دولت و جامعه ایرانی است. پرسش های اصلی مقاله عبارت اند از: 1. مشخصه های اصلی درک مارکسیستی از تاریخ ایران کدام اند؟ 2. برداشت پژوهشگران مارکسیست از ویژگی های جامعه و دولت در فئودالیسم ایرانی چیست؟ 3. ظرفیت ها و کاستی های این الگو برای تحلیل تاریخ ایران کدام اند؟ بر پایه این برداشت ایران مانند همه جوامع شیوه های تولید اشتراکی، برده داری، فئودالیسم و سرمایه داری را تجربه کرده، اما در هر دوره ویژگی های عمومی شیوه های تولید با ویژگی های خاص جامعه ایرانی ترکیب شده و گونه ایرانی این صورت بندی ها شکل گرفته است. با استفاده از داده های کیفی گردآوری شده از اسناد و منابع موجود، در این پژوهش افزون بر ارائه گزارشی تحلیلی از شکل گیری، و فراز و فرود این رهیافت در مراحل تاریخی تلاش می شود تا با تمرکز بر مقطع «فئودالی»، ویژگی های «فئودالیسم ایرانی» شناسایی شود. محوریت اقتصاد کشاورزی معیشتی، سیطره مناسبات مبتنی بر بهره کشی فئودالی، تنوع اشکال مالکیت زمین، وجود ساخت طبقاتی مشخص، تلقی دولت به عنوان ابزار طبقه فئودال، چرخه تقویت مالکیت دولتی بر زمین در ابتدای تأسیس دولت و تجزیه آن در اثر واگذاری اقطاع، الگوی غیرمتمرکز اداره امپراتوری، آونگ تکرارشونده تمرکزگرایی-تجزیه طلبی فئودالی، تلقی وضعیت ملوک الطوایفی به عنوان فئودالیسم تکامل یافته و تلقی جنبش های اجتماعی به عنوان ستیزه های طبقاتی، از جمله ویژگی های مورد تأکید این تحلیل از تاریخ پیشامدرن ایران است. در این مقاله ضمن تأکید بر نارسایی های بنیادین این سبک تاریخ نگاری، نتیجه گیری شده است که برخی درون مایه های آن می تواند مورد توجهی دوباره قرار گیرد.
اخلاق سیاسی به مثابه اخلاق حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در صدد است چگونگی کاربست مباحث اخلاق حرفه ای در اخلاق سیاسی را نشان دهد. اخلاق حرفه ای که ارتباط زیادی با اخلاق کاربردی و سازمانی دارد، از مباحث رایج حوزه ی اخلاق کنونی است که در جهت ارتقای کارآمدی سازمان ها مورد استفاده قرار می گیرد. در این نوشته با روش توصیفی و تحلیلی تلاش می شود چگونگی استفاده از ادبیات این بحث در اخلاق سیاسی تحلیل و چالش های عمده ی پیش روی آن به بحث نهاده شود. عدم توجه به علم و فن سیاسی در سازمان های دولتی، بحث از ماهیت غیرحرفه ای برخی مشاغل مهم سیاسی و خلط اخلاق حرفه ای با سودگرایی از جمله مهم ترین این چالش ها هستند. نیاز به نوعی الزام در اخلاق سیاسی و نیاز به وجود مرجعی مشخص برای حل و فصل عقلانی و قابل پذیرش معضلات اخلاقی از ضروری ترین نیازهای ما به اخلاق سیاسی است.
افول سیاسی ایالات متحده آمریکا؛ زمینه ها و دلایل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی آمریکا سال اول زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
149 - 167
حوزههای تخصصی:
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ایالات متحده آمریکا خود را به عنوان قدرت اول جهان (هژمونی برتر) معرفی کرد و با برتری قابل توجهی در عرصه سیاسی-نظامی و اقتصادی توانست موقعیت مسلطی در عرصه بین المللی به دست آورد؛ اما در حال حاضر، نشانه های مبتنی بر افول سیاسی این کشور نیز قابل مشاهده است. در حقیقت مطالعات نشان می دهد که آمریکا از نظر سیاسی (دموکراسی، حقوق بشر، سیاست خارجی، قدرت نرم و...) فاصله اش با سایر رقبا در حال کاهش است و در بعضی موارد از رقابت با آن ها عقب مانده است. حال پرسش اصلی پژوهش این است که عوامل سیاسی افول هژمون ایالات متحده آمریکا کدم اند؟ برای این منظور داده های لازم به شیوه کتابخانه ای گردآوری و بر اساس روش توصیفی-تحلیلی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان داد که مؤلفه های متعددی مانند نوع حکومت، یک جانبه گرایی، ایدئولوژی لیبرالیسم، کاهش نفوذ قدرت در کشورهای جهان سوم، کاهش نفوذ سیاسی آمریکا بر روی متحدانش، زوال اعتبار سیاست خارجی آمریکا و...، مهم ترین عناصر تعیین کننده افول سیاسی است که می توان برای آمریکا در آینده تصور کرد.
تصوف به مثابه روش تفکر و یا زیست اجتماعی؛ بررسی تأثیر گسترش فقه صوفیانه در دوران پیشا مشروطه بر بقا و رواج خرافه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خرافه دستاورد جامعه ایست که از عقلانیت روی گردانده است. اینکه چرا جامعه ای دینی چون ایران قاجاری به ویژه در دوران پیشا مشروطه در دام خرافه افتاده، پرسشی است که مقاله حاضر در پی آن است. پاسخ ارائه شده متاثر از ادغام ناخوشایند دو جریان فکری متفاوت است: جریان فقه حدیث گرا و جریان تصوف. به صورت کلی نمی توان هیچیک از این دو را مستقلا و اجبارا عامل رواج خرافه دانست، اما حسب شرایط اجتماعی ایران و همچنین به دلیل نزدیکی مبانی معرفتی این دو جریان، تخفیف جایگاه عقلانیت، این امتزاج صورت و با ارائه گونه ای از روش تفکر و زیست اجتماعی، فقه حدیث محور صوفیانه، فضا را برای فقه پویا، اصولی و عقل محور به تنگنا می برد. فقهِ حدیث محورِ صوفیانه دارای سرریز خرافه در جامعه است؛ چون علم در این جریان تقلیل می یابد، لذا دین توانایی اصلاحی خود را از دست داده و در نبود پاسخهای عقلانی به مشکلات جدید، خرافه تنها پناه جامعه می گردد. پژوهش پیش رو در چارچوب جامعه شناسی تاریخی و با بهره مندی از روش تحلیل اسنادی، مرور آثار و اسناد مختلف جریانهای فکری عهد قاجار، در پی تشریح این موضوع است.
Turning the Tide: The Imperatives for Rescuing the Iran Nuclear Deal(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۲, Issue ۳۳- Serial Number ۱, January ۲۰۲۱
82 - 104
حوزههای تخصصی:
After three years of enduring the immense failures and fallouts of the US “maximum pressure” sanctions imposed on Iran in the aftermath of the Trump administration’s withdrawal from the JCPOA (Iran nuclear deal) in 2018, the Biden administration has signaled an important shift by promising to conduct a foreign policy that leads with diplomacy. The EU-brokered negotiations that have already taken place during the first half of 2021, although encountering some tactical obstacles and lack of momentum, nonetheless offer grounds for cautious optimism that the JCPOA can be rescued and that the return of all signatories to full compliance with the terms and conditions of the deal can be secured.The critical question that this article addresses is what are the key imperatives required for a durable outcome of the upcoming negotiations. This research is based on a critique of the failures of the Trump administration’s “maximum pressure” sanctions from the Ethical or Just War theoretical framework and the Utilitarian and Realist perspectives. The research methodologies are critical observation and empirical analysis. The article’s survey of the historical trajectory of US sanctions against Iran also supports this critique by clearly demonstrating that during periods of US over-reliance on sanctions to the exclusion of other foreign policy tools, including those of diplomacy, political engagement, and economic incentivization, successive administrations failed to advance their foreign policy goals and objectives vis-à-vis Iran. The article argues that rescuing Iran's nuclear deal and restoring its advantages for all signatories will require the implementation of essential US policy changes. It will also be necessary for the EU foreign policy establishment to direct its efforts to reinforce Biden’s inclination to return to the JCPOA in good faith with demonstrable full commitment to the terms of the original deal.
الگوی کارآمد سازی سیستمی؛ گذار از محیط تقابلی به سیاست خارجی فرکتال تعامل محورانه منطقه ای (نمونه مطالعاتی: جمهوری اسلامی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال سیزدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
395 - 433
حوزههای تخصصی:
کار آمدسازی از جمله مؤلفه های راهبردی برای توانمند سازی نظام و سیستم سیاسی است که در بُعد کلان و غایت نهایی خود موجب ایجاد یک نظم واحد و سازمان یافته سیستمی در یک محیط بی نظم و آشوب محور می شود. در حوزه سیاست خارجی، کشور ها همواره در تلاش هستند تا با کارآمد سازی کنشگری منطقه ای و بین المللی بر ضریب نفوذ و قدرت اثر گذاری خود در مناطق پیرامونی و غیر پیرامونی بیفزایند و یک مدل و الگوی کارآمد به حساب آیند. به طور کلی در محیط های پر آشوب که تنش های مختلف به یک سیستم تصمیم گیر وارد می شود؛ پیگیری یک سیاست خارجی داهیانه که بتواند به خنثی سازی این ورودی ها اقدام نماید و به مدیریت دگرگونی های سیستمی بپردازد از اهمیت راهبردی برخوردار است. در منطقه خاورمیانه به دلیل ژنگان (کدهای ژئوپلیتیکی) تعارضی و ورودی های آشوب طلب به سیستم موجود و در اصل یک محیط پردازش شده همراه با تعارض و تقابل، پیگیری سیاست خارجی هوشمندانه از الزامات و بایسته های دولت ها به حساب می آید. بر این اساس پرسش اصلی پژوهش حاضر این بوده است که «جمهوری اسلامی ایران در محیط منطقه ای خود برای گذار از یک نظم تقابلی به یک بستر تعاملی و فرکتال (نظم ساز) باید چه مسیری را طی کند؟» در پاسخ به این پرسش، با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی، این فرضیه مطرح شده است که ضرورت دارد جمهوری اسلامی ایران در جهت پارادایم تغییر، نوعی کنشگری کارآمد را در قرن جدید در چنین منطقه ای اجرا کند. یافته های پژوهش نشان داده است که الگوی سیاست خارجی منطقه ای ایران به منظور کارآمد سازی سیستمی - منطقه ای باید مدل سیاست خارجی (نظم ساز) تعاملی باشد.
از سرمایه تا سرمایه سیاسی؛ نقدی بر تکوین نظریه سرمایه سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تأملی در مختصات مفهومی نظریه سرمایه سیاسی در مقایسه با سایر اشکال سرمایه، تداخل و هم پوشانی های مفهومی به نسبت بالایی را آشکار می سازد. این امر سبب ایجاد تردید در ماهیت نظری و یافته های برآمده از مطالعات این حوزه، می شود. بر همین مبنا، پژوهش حاضر با نگرشی انتقادی، به روش توصیفی - تبیینی و بر پایه رویکرد تاریخ نظریه ها، در پی پاسخ به این پرسش است: سیر تکوین و تعیّن نظری مستقل مفهوم سرمایه سیاسی و مختصات مفهومی آن، به چه صورت است؟ یافته ها حاکی است که انسجام نظریه سرمایه سیاسی، عمدتاً درنتیجه ی وقوع سلسله تحولات اجتماعی - سیاسی ( له یا علیه نظام سرمایه داری) و تحولات نظری (ظرفیت های تحلیلی سرشار مفهوم سرمایه در علوم اجتماعی - سیاسی سوداندیش و عملگرایانه آمریکا و انتقادی فرانسه) به خصوص در ربع آخر قرن بیستم و به ویژه متأثر از مطالعات اصحاب سرمایه و در رأس آنان نوآوری های نظری بوردیو و به علاوه تضارب آراء محققان متأخر حوزه های علمی مختلف در عرصه ی سرمایه سیاسی (متأثر از سه خاستگاه نظری مبتنی بر سرمایه های اجتماعی، نمادین و کل)، پی ریزی شده است. اساساً هیچ گاه این سرمایه به صورت خالص وجود ندارد و لذا نمی توان تعریفی یکّه برای آن در نظر گرفت. با این حال، هسته اصلی معرّف این سرمایه به صورت استعاره ای از انباشت قدرت با هدف غایی مشروعیت سیاسی، قابل تبیین است.
صلاحیت و انتخابات؛ دشواری های نهادینه شدن «کسب قدرت سیاسی» در جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال هفتم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲۶
97 - 124
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه نهادگرایانه، توسعه سیاسی اساساً به عنوان فرایند نهادینه ترشدن قدرت سیاسی در قالب نهاد دولت تعریف-می شود که نهادینه ترشدن «کسب قدرت سیاسی» یکی از شاخص های آن است. در این نوشتار تحول توسعه سیاسی در جمهوری اسلامی ایران ازلحاظ فرایند نهادینه تر شدن کسب قدرت سیاسی بازشناسی می شود تا نشان داده شود که دشواری های این بعد از توسعه سیاسی در ایران چه بوده است. تحلیل مضامین داده های گردآوری شده به روش اسنادی، حکایت ازآن دارد که فرایند نهادینه ترشدن کسب قدرت سیاسی در جمهوری اسلامی ایران دو دشواری عمده داشته-است. یکی از آن دشواری ها با مناقشات پایدار برسر «هویت» مدعیان کسب قدرت پیوند دارد که مناقشه برسر هویت شخصیت های حقیقی و حقوقی (ازجمله تشکلات سیاسی و شبه سیاسی) را دربرمی گیرد. دشواری دوم هم با مناقشه برسر «فرایند کسب قدرت سیاسی» (ازجمله صلاحیت، نظارت و رای گیری) مرتبط است. هرچند موانع فراوانی برسر دست یابی به اسناد معتبر و گوناگون که دربرگیرنده داده های ارزشمند و مرتبط با دشواری های ذکر شده، وجود داشته-است اما یافته های این پژوهش می تواند هم انگیزه های نیرومندی برای گردآوری داده های بیشتر و انجام پژوهش های غنی تر فراهم سازد و هم منظرهای متفاوتی برای یافتن راهکارهای موثرتر درراستای تعدیل دشواری ها و موانع نهادینه-ترشدن فرایند کسب قدرت سیاسی عرضه کند.انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران بی گمان با توسعه سیاسی نسبت دارد و این نسبت از دیدگاه های گوناگون کم وبیش بررسی شده است
پرسش از نسبت وجودی با انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های سیاست اسلامی سال نهم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۹
277 - 302
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی پدیده ای اجتماعی-تاریخی است که هم علل هستی بخش دارد و هم علل قوام بخش. عاملیت انسانی پس از وجود حضرت حق، در سلسله علل هستی بخش آن قرار می گیرد؛ بدین معنا که اراده حضرت حق در بستر اراده عوامل انسانی، تکوین و بقای انقلاب اسلامی را تضمین می کند؛ به گونه ای که فقدان اراده های انسانی همسان با انقلاب اسلامی، نه توسعه آن، بلکه بقا و اصل موجودیت آن را نیز به خطر می اندازد. بر همین اساس، اگر همسانی اراده های انسانی با انقلاب اسلامی بر هم بخورد و به عبارتی، اراده های مذکور با آن زاویه بیابند، موجودیت انقلاب اسلامی در معرض خطر قرار می گیرد. برای فرار از این محظور، لازم است در هر زمانی، همواره تعدادی کافی از اراده های انسانی وجود داشته باشند که میان انقلاب اسلامی و عامل انسانی هستی بخش آن پیوند وجودی برقرار کنند. این نوشتار درصدد است با تأمل در «ماهیت پیوند وجودی با انقلاب اسلامی»، فرایند شدت و ضعف این پیوند و علل و زمینه های آن را به ویژه از طریق تحلیل پرسش ها و تردیدهای معطوف به ماهیت انقلاب اسلامی، حجیت نظریه ولایت فقیه، اصالت مسیر طی شده و... بررسی کند. نتایج تحقیق به روش تحلیل داده های ناشی از بارش های فکری نخبگان و استادان حوزه علوم سیاسی و انقلاب اسلامی کسب شده اند. انقلاب اسلامی پدیده ای اجتماعی-تاریخی است که هم علل هستی بخش دارد و هم علل قوام بخش. عاملیت انسانی پس از وجود حضرت حق، در سلسله علل هستی بخش آن قرار می گیرد؛ بدین معنا که اراده حضرت حق در بستر اراده عوامل انسانی، تکوین و بقای انقلاب اسلامی را تضمین می کند؛ به گونه ای که فقدان اراده های انسانی همسان با انقلاب اسلامی، نه توسعه آن، بلکه بقا و اصل موجودیت آن را نیز به خطر می اندازد. بر همین اساس، اگر همسانی اراده های انسانی با انقلاب اسلامی بر هم بخورد و به عبارتی، اراده های مذکور با آن زاویه بیابند، موجودیت انقلاب اسلامی در معرض خطر قرار می گیرد. برای فرار از این محظور، لازم است در هر زمانی، همواره تعدادی کافی از اراده های انسانی وجود داشته باشند که میان انقلاب اسلامی و عامل انسانی هستی بخش آن پیوند وجودی برقرار کنند. این نوشتار درصدد است با تأمل در «ماهیت پیوند وجودی با انقلاب اسلامی»، فرایند شدت و ضعف این پیوند و علل و زمینه های آن را به ویژه از طریق تحلیل پرسش ها و تردیدهای معطوف به ماهیت انقلاب اسلامی، حجیت نظریه ولایت فقیه، اصالت مسیر طی شده و... بررسی کند. نتایج تحقیق به روش تحلیل داده های ناشی از بارش های فکری نخبگان و استادان حوزه علوم سیاسی و انقلاب اسلامی کسب شده اند.
تعارضات ایدئولوژیک طبقه متوسط جدید پس از انقلاب اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در میان عوامل مختلفی که در اثرگذاری طبقه متوسط جدید بر کنش های مردم سالارنه دخیل هستند، انسجام و همسازی ایدئولوژی اقشار مختلف طبقه متوسط جدید بسیار مهم و حائز اهمیت است. اهمیت بررسی این مسئله در فضای اجتماعی-سیاسی ایران پس از انقلاب اسلامی بدین خاطر است که علی رغم رشد و توسعه بی سابقه طبقه متوسط جدید نسبت به دیگر طبقات از یک سوی، و وجود نظریات مختلفی که بر رابطه مستقیم رشد طبقه متوسط جدید و توسعه مردم سالاری تأکید می کنند از سوی دیگر، این طبقه قادر به توسعه شاخص های مردم سالارانه نبوده است. حال سؤالی که مطرح می شود آن است که چه عاملی در عدم تحقق خواسته های مردم سالارانه طبقه متوسط جدید دخیل بوده است؟ در پاسخ، می توان فرض کرد که از میان عوامل مختلف اثرگذار بر رابطه فوق، وجود تعارضات ایدئولوژیک در لایه های طبقه متوسط جدید، عامل مهم و اثرگذاری است که موجبات بسط شاخص های مردم سالارانه را فراهم نیاورده است. یافته های نوشتار حاضر که از طریق مطالعات کتابخانه ای-اسنادی و روش کمی-توصیفی بدست آمده است نشان می دهد که علی رغم تصور بسیاری از محققان از وجود وحدت و یکپارچگی ایدئولوژیکِ طبقه متوسط جدید، اما این طبقه چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامی تاکنون دارای گرایش های ایدئولوژیک متعدد و بعضاً متعارض باهم بوده است؛ امری که مآلا بر عدم توفیق این طبقه در بسط شاخص های مردم سالاری بسیار اثرگذار بوده است.
واکاوی معناشناختی منشاء قدرت سیاسی در پرتو جهان بینی قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در قلمرو دانش سیاسی یکی از سرفصل های مهم بحث قدرت سیاسی است. در این قلمرو مسائل مختلفی نظیر مبانی، منابع، کارکرد و اهدافِ قدرت سیاسی مورد واکاوی قرار می گیرد. پاسخ به این مسئله نیازمند تبیین بنیادی ترین بحث، یعنی منشا قدرت سیاسی است. در این پژوهش به منظور حل این مسئله، این پرسش در کانون بررسی قرار می گیرد که بازخوانی مفاهیم مرتبط با قدرت سیاسی، چگونه می تواند ما را به کشف منشاء قدرت سیاسی از منظر قران رهنمون شود؟ به نظر می رسد خوانش معناشناسانه از مفاهیم مرتبط با قدرت سیاسی نظیر خالقیت، مالکیت، ولایت و هدایت می تواند در ارتباط با جهان بینی توحیدی، منشاء قدرت سیاسی را نمایان سازد. برآیند این واکاوی برخلاف دیدگاه رایج در جهان امروز که منشاء قدرت را توافق و قرارداد اجتماعی می پندارد منشا قدرت سیاسی را امری ناشی از اراده الهی می داند. به منظور تبیین این فرضیه تلاش می شود صورتبندی مفهوم قدرت سیاسی از منظر قرآن تبیین شده و نوع ارتباط بین مهمترین شاخص های دخیل در یک شبکه معنایی منسجم تحلیل شود. این امر نیازمند شناسایی مفاهیم کلیدی مرتبط با قدرت سیاسی و کشف میدان معنایی آن از طریق تحلیل محتوا می باشد. این بررسی نشان می دهد که فی مابین سیاست و دین پیوند نزدیکی برقرار است و مفهوم قدرت در شیوه ی تفکر قرآنی با توجه به جایگاه انسان در جهان و رابطه ی انسان و خدا معنا می یابد. ترسیم این نوع رابطه به منابع، کارکرد و اهداف قدرت معنا می بخشد.
بررسی دیپلماسی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران (با تاکید بر تقویت تولید داخلی)
منبع:
دانش تفسیر سیاسی سال سوم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۰
109-129
حوزههای تخصصی:
اقتصاد ایران متکی بر درآمدهای نفت بوده است اما برای شکوفایی اقتصادی و کاهش وابستگی به نفت تلاش دولت، مجلس، قوه قضاییه و شرکت های دانش بنیان و... در راستای تقویت تولید داخلی بوده است. در این پژوهش که از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش پژوهش، تحلیلی-توصیفی و داده های لازم با روش کتابخانه ای گردآوری شده است به دنبال پاسخ به این پرسش است که نقش سیاست های اقتصادی بین المللی در نیل به تقویت تولید داخلی چیست؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که دشمنان انقلاب اسلامی ایران از سال 1357 با انواع تحریم های اقتصادی، تلاش داشته اند تا به کشور آسیب برسانند و بنابراین سیاست گذاران کشور وظایف سنگینی بر دوش داشته که با تعامل سازنده و راهگشا تااندازه ای ترفندهای دشمن را خنثی کرده و به جایگاه پیش بینی شده در سند چشم انداز 20 برسند. در این استا تقویت اقتصاد داخلی می تواند نیاز داخل را تامین کند اما توجه به تعامل و همکاری های بین المللی نقش مهمی را جهت تقویت تولید به لحاظ تقویت صادرات، کاهش هزینه تولید و سرمایه گذاری ایفا میکند
واکاوی عوامل واگرایی و تقابل در روابط ایران و عربستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۵ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۱۳۷)
83 - 114
حوزههای تخصصی:
ایران و عربستان به عنوان دو کشور تأثیرگذار منطقه خاورمیانه، در تاریخ تعاملات خود روابط پر فرازونشیبی را در میانه الگوی همزیستی، رقابت و تقابل سپری کرده اند. چنانچه قبل از انقلاب اسلامی در راﺳﺘﺎی اﻟﺰاﻣﺎت ﺳیﺎﺳی و اﻣﻨیﺘی منطقه، ملزم ﺑﻪ ﻫﻤکﺎری ﺑﺮای از ﺑیﻦ ﺑﺮدن ﺗﻬﺪیﺪات و ﺗﻀﻤیﻦ ﺑﻘﺎی نظام های ﺳﻠﻄﻨﺘی ﺧﻮد ﺑﻮدﻧﺪ، اما وقوع انقلاب و متعاقب آن خروج ایران از ساختار ژئوپلیتیک غرب باعث شد تا روابط آن ها در حوزه های مختلف خلیج فارس، خاورمیانه، جهان اسلام و عرصه بین الملل در تقابل با یکدیگر قرارگرفته و به طور چشمگیری در سال های اخیر و با بروز تحولات 2011 جهان عرب به وخیم ترین حالت ممکن از رویارویی منجر شود. از این رو در این پژوهش سعی بر آن است تا با شناسایی دقیق عوامل واگرایی سیاست خارجی تهران و ریاض، ﺑﻪ درک درستی از ریشه ها، ﻋﻮاﻣﻞ شکل گیری ﺑﺤﺮان، ﻋﻠﻞ ﺑﺮوز وﺿﻌیﺖ کﻨﻮﻧی و اﺳﺘﻤﺮار ﺑﺤﺮان بین دو کشور به عنوان یکی از پیچیده ترین بحران های منطقه ای دست یابیم. یافته های این پژوهش نشان می دهد که تجلی تقابل و واگرایی میان ایران و عربستان همواره متأثر از سه عامل ایدئولوژی، ژئواکونومی و ژئوپلیتیک پیوسته در نوسان بوده و در جریان تحولات بیداری اسلامی و با منطقه ای شدن بحران های داخلی غرب آسیا، منازعه و واگرایی میان این دو کشور افزایش یافته است.