فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۱۲۱ تا ۳٬۱۴۰ مورد از کل ۳۳٬۸۲۳ مورد.
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
99 - 116
حوزههای تخصصی:
موضوع این نوشتار بحث و تحلیل در خصوص دیدگاه های مرتبط با دولت سازی (State Building) است. در سه دهه پایانی قرن بیستم بحث های نظری مفصلی در خصوص مسیرها و فرایندهای دولت سازی توسط اندیشمندان و محققین حوزه دولت پژوهی مطرح شده است و همچنان در مسیر بسط و تعمیق هستند. نکته کانونی و مشترک همه این مباحث، متأخر بودن دولت (State) و ارتباط آن با تحولات عصر مدرن است. پرسش بنیادی در همه این نظریه ها عبارت از آن است که چه بسترها و زمینه هایی موجبات شکل گیری دولت ها را در ادوار جدید (از قرن شانزدهم به بعد) فراهم آوردند و نیز اینکه این تأسیس جدید که غالباً با هیبت و هیمنه خارق العاده ای هم همراه بوده، طی چه فرایندی پا به عرصه نهاده و چه تحولاتی را از سر گذرانده است. در این نوشتار تلاش شده است که ضمن بحث در خصوص متأخر بودن دولت و تفاوت آن با سایر مفاهیم هم ارز؛ حکومت و رژیم، گونه بندی ای از این دیدگاه ها طرح نموده و درونمایه هاو بنیان های نظری هر سنخ مورد بحث قرار گیرد. سه گونه ارائه شده (اثر جنگ های جدید بر دولت سازی، وجود بسترها و زمینه های جدید برای شکل گیری دولت و وجود بستر مناسب فرهنگی)، گر چه کاملاً از هم منفک نیستند، اما هر کدام استدلال های خاص خود را در خصوص دلایل و فرایند شکلگیری دولت در عصر جدید را طرح کرده اند.
مؤلفه هایِ الگوی سیاستگذاری قومی، با تأکید بر رهنمودهای مقام معظم رهبری و سیاست های کلی نظام.(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶۱
11 - 36
حوزههای تخصصی:
سیاستگذاری قومی، در کشورهایی که دارای چندین قومیت بوده اند، همواره یکی از دغدغه های جامعه و دولت است. چگونگی این سیاستگذاری ها و الگوی مناسب آن و به صورت خاص، مؤلفه های تشکیل دهنده این سیاستگذاری، بسیار حائز اهمیت هستند. الگوهای گوناگونی برای این سیاستگذاری وجود دارد که از «همانندسازی» که الگویی برای از بین بردن تمایزات قومی است تا الگوهای تکثرگرایِ «برابر» و «نابرابر». در این میان برای جامعه ایران که از سده ها پیش، اقوام گوناگون در آن زیسته و ملتی به نام ایران را تشکیل داده اند، سیاستگذاری قومی می تواند مبتنی بر الگوی «وحدت در کثرت» باشد که برای طبیعت ملت و دولت آن سازگارتر و به صلاح جامعه و دولت نزدیک تر است. در جمهوری اسلامی ایران، اسناد بالادستی کم وبیش به مقوله قومیت ها نیز پرداخته اند و رهبرانِ آن نیز همواره بر حقوق اقوام و مشارکت آن ها در امور توجه داشته اند و با در نظر داشتن این دو، مقاله حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش است که مؤلفه های الگوی سیاستگذاری قومی در جمهوری اسلامی چیست؟ و با تحلیل بیانات رهبری و اسناد بالادستی، در پی استخراج این مؤلفه هاست و آن ها را این 5مورد می داند: 1. دین مداری؛ 2. وحدت ملی؛ 3. همزیستی اقوام؛ 4. وجود تنوع به عنوان یک فرصت؛ و 5. حق مداری، که هدف اصلی از پرداختن به این ها، ایجاد یک منظومه مفهومی برای رسیدن به سیاستگذاری مبتنی بر «مشارکت» اقوام در تمام شئون کشور است.
تأثیر فرهنگ سیاسی تبعی بر روند دموکراسی در دولت نهم و دهم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
11 - 38
حوزههای تخصصی:
هر چند افزایش درآمدهای ارزی ناشی از بالا رفتن قیمت نفت در بازارهای جهانی، توان این دولت در انجام اقداماتی چون پرداخت یارانه نقدی،توزیع سهام عدالت و اجرای پروژه مسکن مهر را بالا برد،اما ناخواسته به اقتدارگرائی دولت که اینک خود را ولی نعمت مردم می دید،دامن زد تا جائی که ثروت بیش از حد نفتی، ضرورت پاسخگو بودن در برابر گروه های پرسشگر را تحت الشعاع خود قرار داد و در نتیجه با رواج فرهنگ سیاسی تبعی، دولت خود را از مشروعیت دموکراتیک بی نیاز دید."بهره مندی از درآمدهای نفتی پشتوانه طرح آرمان های عامه پسند که با تقویت ماهیت رانتیر دولت، وابستگی اقشار ضعیف و متوسط جامعه به دولت را افزایش داد، پاسخگوئی دولت در برابر مردم که از لوازم تحقق دموکراسی در هر جامعه ای است را کاهش داد"، فرضیه این نوشتار در پاسخ به سوال اصلی چرائی به محاق رفتن دموکراسی در دولت مدعی مردمسالاری، را تشکیل می دهد. یافته های حاصل از پژوهش حاضر که با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی انجام گرفته است، نشان می دهد عدم توزیع عادلانه ثروت حاصل از درآمدهای نفتی در دولت بهار و در نتیجه مواجهه مردم با اَشکال جدیدِ «سرمایه داری رفاقتی» بازتولید شده توسط قدرت های سیاسی ثروت محور، ضمن کاهش ضرورت پاسخگوئی دولت در برابر شهروندان ، با سلب امکان تبدیل ایرانیان به فاعلی شناسا و سوژه وتداوم بقاء آنان در حالت ابژه و سوژه منقاد،فصل خزان دموکراسی در دوران حاکمیت دولت بهار رقم خورد.
ظرفیت های اقتصادی سازمان همکاری شانگهای برای جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روابط بین الملل دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۴۸)
341 - 367
حوزههای تخصصی:
عضویت دائمی ایران در سازمان شانگهای نقطه عطفی در سیاست خارجی است که می تواند زمینه های همکاری های گسترده به ویژه در حوزه اقتصادی و خنثی سازی تحریم ها را به دنبال داشته باشد. در این راستا، در مقاله پیش رو با هدف؛ بررسی فرصت های اقتصادی سازمان همکاری شانگهای در پی عضویت دائم ایران، به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم که؛ عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای چه مزایا و فرصت های برای جمهوری اسلامی ایران در عرصه اقتصاد بین الملل ایجاد خواهد کرد؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که سازمان همکاری شانگهای از نظر بازار، تعداد جمعیت، اندازه های اقتصادی مطرح در جهان، میزان درآمد و نقش کشورهای عضو در تجارت بین المللی، فرصت های بی شماری برای اعضاء فراهم می آورد، که ایران با عضویت رسمی در این سازمان می تواند از فرصت های مذکور در راستای افزایش نقش اش در اقتصاد جهانی بهره مند شود. روش تحقیق در این مقاله توصیفی و تحلیلی و روش گردآوری داده ها منابع کتابخانه ای و اینترنتی است.
اصلاح طلب و اصول گرا: یک مطالعه مقایسه ای کوچک در مورد شخصیت و سلامت روان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
472 - 449
حوزههای تخصصی:
تاکنون پژوهش های گوناگونی از رابطه بین شخصیت و انتخاب ایدئولوژی سیاسی خبر داده اند. چنین پژوهش هایی می توانند در شناخت و درک بهتر تغییر و تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ارتباطات بین المللی یک جامعه مؤثر واقع شوند. پرسش اصلی پژوهشی عبارت است از اینکه چه تفاوت هایی بین افراد در دو جریان سیاسی اصلاح طلبی و اصول گرایی در ایران از نظر شخصیت و سلامت روان وجود دارد؟ در فرضیه پژوهشی استدلال می شود که دو جریان اصول گرایی و اصلاح طلبی از نظر شخصیتی و سه شاخص سلامت روان (افسردگی، اضطراب و استرس) با یکدیگر تفاوت دارند. روش این پژوهش علی- مقایسه ای است. جامعه آماری دربرگیرنده همه خبرنگاران سیاسی، فعالان حزبی و سیاسی، مسئولان دولتی و اعضای انجمن های سیاسی دانشجویی شهر اصفهان و تهران در تابستان 139۶ بود. برای این پژوهش یک نمونه ۶۵ نفری به روش غیرتصادفی گلوله برفی که دربرگیرنده ۳۳ نفر اصلاح طلب و ۳۲ نفر اصول گرا بود، انتخاب شد. گرایش سیاسی شرکت کنندگان در سه مرحله تأیید شد. سپس شرکت کنندگان به یک دفترچه سه قسمتی به صورت انفرادی پاسخ دادند؛ و این دفترچه به ترتیب دربرگیرنده اطلاعات شخصی، آزمون نئو و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس بود. داده های گردآوری شده با استفاده از ابزار آماری (تحلیل واریانس چندمتغیره) توصیف و استنباط شدند. یافته ها حاکی از آن بود که اصلاح طلبان در متغیرهای تجربه پذیری، افسردگی و استرس به طور معنادار نمره بیشتری کسب کردند و اصول گرایان در مقیاس های برون گرایی و توافق. این یلفته ها با دست آوردهای پژوهش های مشابه همسوست.
تبیین میزان تأثیرپذیری ج.ا.ایران از نقش نوین چین در منطقه خلیج فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با رویکردی توصیفی تحلیلی درصدد پاسخ به چرایی این پرسش است که چین چه نقش و جایگاهی در آینده اقتصادی و سیاسی منطقه خلیج فارس دارد؟ و این نوع از رقابت چه تأثیری بر منافع ملی ج.ا.ایران خواهد داشت؟ فرضیه این است که به موازات ارتقای جایگاه تجاری چین در زنجیره اقتصاد جهانی و افزایش نیاز این کشور به انرژی های فسیلی، پکن حضور گسترده تری در منطقه خلیج فارس در قالب مراودات نفت و صادرات کالا و خدمات با کشورهای منطقه خواهد داشت. بر این اساس، پکن تلاش خواهد کرد تا با کمترین تعارضی، آسیب ها و دغدغه های امنیت انرژی در این منطقه را در برابر واشنگتن، پشت سر بگذارد. از سوی دیگر ایالات متحده با درک جایگاه مهم خلیج فارس در عرصه سیاست و اقتصاد جهانی، حاضر نیست میدان را به رقبای جهانی به ویژه چین که با رشدی چشمگیر، هژمونی جهانیِ ایالات متحده را در معرض خطر قرار داده است، واگذار نماید. با توجه به رقابت های واشنگتن و پکن، تهران نیز می تواند از رهگذر تأمین انرژی مورد نیاز چین، دو هدف اصلی را دنبال نماید: 1- تأمین امنیت انرژی چین، 2- فروش نفت و برگشت ارز ناشی از آن با هدف مقاوم سازی اقتصاد کشور در برابر تحریم های تحمیلی مجموعه غرب و ایالات متحده.
دلایل ناکامی ترامپ در شناساندن ایران به عنوان تهدید امنیت بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگرچه ترامپ، جمهوری اسلامی ایران را به عنوان یک تهدید برای امنیت و منافع ایالات متحده معرفی کرد و موفق شد درون ایالات متحده در راستای امنیتی کردن موفقیت آمیز جمهوری اسلامی ایران اقدام کند، لیکن نتوانست در معرفی ایران به عنوان تهدیدی برای امنیت بین الملل در سطح جامعه جهانی، موفق عمل کند؛ به عنوان نمونه، در جلسه 14 اوت 2020 (24 مرداد 1399) شورای امنیت سازمان ملل متحد، از میان 15 عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد، تنها دو کشور به قطعنامه پیشنهادی ایالات متحده که مانع لغو محدودیت های تسلیحاتی اعمالی بر ایران می شد، رأی مثبت دادند. درحالی که اگر ترامپ در تلاش برای معرفی ایران به عنوان تهدیدی برای امنیت بین الملل موفق عمل می کرد، بی تردید، همه یا اکثریت اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد به قطعنامه یادشده رأی مثبت می دادند. اگرچه می توان از چارچوب های نظری گوناگونی برای توضیح و تشریح این موضوع استفاده کرد، اما پژوهش حاضر با کاربست مفهوم «کلان امنیتی سازی» که توسط مکتب کپنهاگ مطرح شده و جزئی از نظریه «امنیتی سازی» یا «امنیتی کردن» این مکتب است، درصدد واکاوی علل این موضوع برآمده است؛ بنابراین، پژوهش حاضر در پاسخ به این پرسش اصلی که «علل موفقیت آمیز و نتیجه بخش نبودن کنش گفتاری ترامپ در کلان امنیتی سازی جمهوری اسلامی ایران و معرفی ایران به عنوان یک تهدید برای امنیت بین الملل چه مواردی است؟» فرضیه خود را ارائه داده و در آن به پنج علت اشاره کرده است. این پژوهش را می توان نوعی پژوهش کیفی کمی به شمار آورد که در آن از ابزارهای کیفی ای نظیر بررسی محتوایی کیفی هشت سخنرانی/ اظهارنظر/ بیانیه ترامپ و ابزارهای کمی ای مانند نتایج نظرسنجی های مراکز معتبر غربی استفاده شده است.
اقتصاد سیاسی بازتولید بی ثباتی و منازعه در عراق پساصدام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عراق از جمله کشورهایی است که به صورت بالقوه طیف قابل توجهی از مولفه های تعیین کننده امنیت و حصول به توسعه متوازن نظیر جمعیت جوان و منابع سرشار هیدروکربوری را دارا است. با این حال فرآیند توسعه اقتصادی- اجتماعی و امنیت پایدار این کشور درآغازین دهه های قرن بیست و یکم، به وضعیتی مخاطره آمیز و پرابلماتیک انجامیده است. عراق طی دو دهه اخیر و متعاقب فروپاشی رژیم صدام حسین، علیرغم فروش سالانه میلیاردها دلار درآمد نفتی و دریافت کمک های بین المللی با نارسایی تدارک خدمات عمومی نظیر قطعی گسترده برق، فقر و بیکاری فراگیر و تعارضات عمیق و مداوم بین نیروهای اجتماعی در عرصه اقتصاد سیاسی خود مواجه بوده است. پرسش آن است که بازتولید ناامنی و پیچیده شدن فرآیند توسعه اقتصادی- اجتماعی در عراق پسا صدام چگونه قابل فهم است؟ فرضیه پژوهش با اتکاء به رویکرد اقتصاد سیاسی نهادگرای داگلاس نورث بدین صورت طراحی شده که الگوی روابط میان ائتلاف حاکم و نیروهای مسلح و توانمند عرب سنی، متعاقب تکوین نظم دسترسی محدود در این کشور، زمینه بازتولید ناامنی و شکل گیری وضعیت پیچیده فراروی توسعه اقتصادی- اجتماعی این کشور را فراهم نموده است. یافته های پژوهش نشانگر آن است که گذار از یک نظم محدود و سرکوب گر به نظمی محدود، شکننده و متکثر، فرآیند سیاست گذاری های توسعه ای در عراق پساصدام را به سمت اقدامات بخشی نگر، غیرفراگیر و منفعتی تقلیل داده است. برآیند این وضعیت تعارض بین میان دولت و نیروهای رانت جو به شکل منازعه و بازتولید ناامنی و بی ثباتی بوده است پژوهش حاضر به روش اسنادی و با استفاده از منابع و متون موجود صورت گرفته است.
بازتاب پایداری و بیداری اسلامی در لالایی های کُردی (مطالعه موردی لالایی های بیداری هژار و ملّاآواره)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر درصدد بررسی لالایی هایی بیداری کُردی هژار و ملاآواره، دو تن از شاعران مبارز در دوران حکومت پهلوی است (مسأله). این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای (روش) به تحلیل سیاسی لالایی های بیداری هژار و ملاآواره می پردازد. برایند پژوهش گویای آن است که در ادبیات کردی، لالایی یکی از ابزارهایی بوده است که شاعران آزادی خواه به وسیله آن ها روحیه ایستادگی در برابر حکومت پهلوی را به کودکان منتقل می کردند. ساختار لالایی های مورد مطالعه، یکسان و کارکردی مبارزاتی دارند. هر دو شاعر، لالایی ها را با بیانی عاطفی در قالب نوازش کودک و صبر مادر در برابر گریه های طفل آغاز می کنند. آنگاه با بیانی نمادین، گریه های کودک را مقدمه ای برای دردها و گریه های بزرگ سالی معرفی و بند قنداق را به بند و زنجیر حکومت پهلوی تشبیه کرده اند. سپس، شاعران از زبان مادر اندوه ناشی از بیداد رژیم پهلوی را با روشی واقع گرا بیان و پس از آن با زبانی حماسی، اصل و نسب و شرافت ایرانیان و قوم کُرد را ذکر و کودک را به مبارزه و پایداری تهییج می کنند. درنهایت، شاعران کسب دانش و مبارزه قلمی را یکی از راه های ضربه زدن به استبداد معرفی می کنند و از کودک می خواهند همواره در راه کسب دانش پرتلاش باشدبه دلیل کارکرد مبارزه ای و بستر مشترک فرهنگی و زبانی، لالایی های مورد مطالعه، تفاوت آشکاری با یکدیگر ندارند (یافته ها).
Shia Rationality and the Challenge of Takfirism in the Islamic Revolution Leaders’ Discourse(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
As one of the main goals of Iranian Islamic Revolution, achieving a modern Islamic civilization derived from Islamic rationality is faced with some challenges. As the most fundamental for an intellectual system, such intellectual challenged can be named “rationality”. On this basis, using attributional analysis type of the qualitative research method, this paper is to answer the following question: “Based on the Islamic revolution leaders’ viewpoints and at the regional level, which most fundamental intellectual challenge does the Islamic revolution face on its way for achieving its depicted high level goals, i.e., bringing up a modern Islamic civilization, and how could they be overcome? The findings indicate that “Takfiri rationality” is the most fundamental challenge at the regional level. Challenge gaps between Takfiri rationality and Shia rationality at the region can be worded as “adhering to texts versus narrations”, “opposing the reason“, “monotheism and accusing Islamic sects”, “believing in and relying on the Prophet companions’ fairness” as well as “opposing emulation”. Criticizing such a rationality, Shia rationality emphasized on “monotheism in Shia school of thought and being free of superstition”, “emphasizing on the necessity of empowering the Islamic revolution and the Islamic axis of resistance”, “the necessity of annihilating ISIS as the main promoter of Islamophobia all over the world”, “opposing any kind of violence and act of terrorism” as well as “denying whatsoever kind of dividing Islamic sects”. Hereupon, operational solutions for dealing with the challenge of Takfirism are proposed in three categories, namely intellectual-scientific, cultural, political and military-security.
شبکه های اجتماعی و رابطه آن با هویت انقلابی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۷۴
53 - 72
حوزههای تخصصی:
گسترش تکنولوژی های ارتباطینوین دسترسی جوانان را به شبکه های اجتماعی افزایش داده است.بهره مندی از این پدیده بر الویتها و جهت یابی افراد تأثیر می گذارد.مقاله حاضر که ماحصل یک تحقیق است با این هدف سازمان یافته است که رابطه شبکه های اجتماعی را باهویت انقلابی بررسی نماید.الگوی نظری این تحقیق تلفیقی از نظریات، گیبینز، گیدنز و جیمسون می باشد. فرضیات تحقیق عبارتند از:هر چه افراد بیشتر در معرض شبکه های اجتماعی قرار بگیرند، بیشتر گرایش به ارزش های مدرن پیدا می کنند و از آن طریق هویت انقلابی آنها تضعیف می شود.این تحقیق با روش پیمایش انجام شده است. جمعیت آماری تحقیق،شهروندان بالای 15 سال شهر تهران می باشد. یافته های تحقیق نشان می دهد که در معرض شبکه های اجتماعی قرار گرفتن رابطه ای مثبت با گرایش به ارزش های مدرن و رابطه منفی با هویت انقلابی دارد.
نقد و بررسی نظریه هانتینگتون در باب برخورد تمدن ها با محک مبانی انسان شناختی اسلام با محوریت کرامت انسانی و حقوق بشر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
171 - 202
حوزههای تخصصی:
هانتینگتون صاحب نظریه برخورد تمدن ها معتقد است غرب دچار افول شده و برای احیای آن باید نظم نوینی در جهان ایجاد نمود. او با برتر دانستن تمدن غرب با طرح ایراداتی به ویژه در زمینه حقوق بشر، تمدن اسلامی را که تنها تمدن تهدیدکننده غرب است، به چالش می کشد. سؤال مبنایی مقاله حاضر این است که نسبت نظریه مزبور با مقولات حقوق بشر و کرامت انسانی چیست؟ طبق یافته های پژوهش که با پرداختن به موضوع کرامت انسان در حوزه حقوق بشر و مبانی اسلامی دریافت می شود؛ حقوق بشر مدعای نظریه پرداز مزبور، از محتوای کرامت ارزشی تهی مانده و حق حیات شایسته، آزادی مسئولانه و در نهایت حیات طیبه در آن وجود ندارد. نتیجه این امر گسترش مفاسد اجتماعی است و بدین ترتیب اشکالات ایشان در زمینه حقوق بشر بر تمدن اسلامی ناتمام است.
گذار به نظم جدید جهانی؛ نشانه ها و فرآیندهای کنش راهبردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی انقلاب اسلامی دوره ۱ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
39 - 74
حوزههای تخصصی:
درباره ی نشانه ها و شکل بندی ساختاری نظام جهانی در حال گذار، رویکردهای مختلفی ارائه شده است. هرگاه ادبیات راهبردی بازیگران تغییر پیدا کند، نشان می دهد که تحولات سیاسی وجود دارد که زمینه ی شکل گیری تغییرات ساختاری و کارکردی را به وجود می آورد. چنین نشانه هایی را می توان به عنوان شاخص های تحول و دگرگونی کنش بازیگران در حال گذار دانست. ویژگی های اصلی دوران گذار را می توان در افول نسبی بازیگران مؤثر در سیاست جهانی، گسترش منازعه میان کشورهای منطقه ای و همکاری های تاکتیکی بازیگران برای نیل به اهداف و منافع ملی دانست. واقعیت های موجود سیاست جهانی و منطقه ای، تمامی نشانه های یادشده را منعکس می سازد. تغییر در مزیت نسبی آمریکا در حوزه ی اقتصاد جهانی، افول نشانه هایی از ایدئولوژی نسبی، قدرت نسبی و امنیت نسبی آمریکا را می توان در زمره ی شاخص های افول نسبی بازیگران مؤثر نظام جهانی در فضای تغییر و دگرگونی ساختاری دانست. بسیاری از نشانه های یادشده را می توان در ساختار سیاسی، اقتصادی و راهبردی نظام جهانی مشاهده کرد. به همین دلیل است که گذار در نظم جهانی واقعیتی است که به گونه ای تدریجی شکل می گیرد و تحت تأثیر نیروهای مرکز و حاشیه قرار خواهد گرفت. هرگاه تغییراتی در سیاست بین الملل ایجاد شود، طبیعی است که توانمندی بازیگران نیز دگرگون خواهد شد. بنابراین محیط منطقه ای و بین المللی را می توان تابعی از سازوکارهایی دانست که تحت تأثیر قابلیت ابزاری و ساختاری قرار می گیرند. هرگونه تغییر و دگرگونی در قابلیت ابزاری کشورها تأثیر خود را در فرآیندهای ساختاری به جا می گذارد. بنابراین لازم است تا در مرحله ی اول این موضوع مورد توجه قرار گیرد که قابلیت های بازیگران چه تغییراتی پیدا کرده است؟ در مرحله ی دوم تأثیر قابلیت ها بر ساختارها مورد بررسی قرار می گیرد و در مرحله ی سوم، توانمندی بازیگران را می توان در محیط راهبردی تحلیل نمود.
مسئله شهروندی در ایران امروز با تأکید بر نظریه شهروندی گفتگویی هابرماس(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۰۲
133 - 166
حوزههای تخصصی:
مسئله شهروندی از مسائل مناقشه برانگیز اندیشه سیاسی و موضوعی چالش برانگیز در عرصه سیاسی ایران معاصر است و رویکردهای متعارضی درباره آن وجود دارد. این تعارض به اختلاف بنیادین در مبانی باز می گردد و از این رو حل آن دشوار می نماید. در جهان مدرن نیز با وجود اجماع نسبی بر سر برخی مبانی، همچنان مسئله شهروندی موضوع مناقشه و جدال است. اختلاف و تعارض بین دو رویکرد لیبرال و جمهوری گرا به شهروندی را می توان وجهی از این چالش دانست. در این راستا، هابرماس کوشیده است با طرح نظریه شهروندی گفتگویی، گامی در حل این مناقشه بردارد. پرسش اصلی این است که با توجه به رویکردهای متعارض به مقوله شهروندی در ایران امروز، چگونه می توان در پرتو نگاه هابرماسی به شهروندی ارتباطی، به برون رفتی از مسئله شهروندی دست یافت؟ در این نوشتار، با روش توصیفی-تحلیلی این ادعا تقویت شده است که شهروندیِ گفتگویی می تواند بر پایه مؤلفه های مؤثر بر ایده شهروندی در ایران (سنّت، مدرنیته، دین ناسیونالیسم)، مسئله شهروندی در ایران امروز را که در تعارض بین رویکردهای شهروندی محافظه کار و تجددگرا شکل گرفته است، با رویکرد شهروندی اصلاحی مرتفع کند؛ همچنین دسته بندی متفاوتی از مسئله شهروندی در ایران امروز با الهام از آرای هابرماس ارائه شده و نقش قانون در پیوند رویکردهای متعارض شهروندی بررسی شده است.
طراحی و تبیین الگوی مدیریت منابع انسانی جهادی در شرکت مدیریت منابع آب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال ۲۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۰۱
125 - 151
حوزههای تخصصی:
طرح مدیریت جهادی در نظام حکمرانی کشور نیازمند خودباورى، اعتماد به نفس و تکیه بر کمک الهى است. مدیریت جهادی برخلاف دیوان-سالاری حاکم بر نظام اداری انعطاف و تدبیر را سرلوحه خود قرار داده و سعی در حل امورات مربوطه است. هدف تحقیق، طراحی الگوی مدیریت منابع انسانی جهادی در شرکت مدیریت منابع آب ایران است. روش تحقیق کیفی و براساس گرنددتئوری اقدام به طراحی الگو شده است. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه های نیمه ساختاریافته بهره گرفته شد و آنالیز داده ها به روش مدل پارادایمی استراوس و کوربین صورت گرفت. نمونه گیری نظری بااستفاده از تکنیک های قضاوتی (هدفمند) و گلوله برفی انجام شده که با 18 نفر از خبرگان مدیریت منابع انسانی و مدیران ارشد شرکت مدیریت منابع آب ایران مصاحبه صورت گرفت. براساس کدگذاری های باز، محوری و انتخابی با بهره گیری از نرم افزار MAXQDA2020 الگوی مدیریت منابع انسانی جهادی ارائه گردید که شامل 6 بعد اصلی، 40 بعد فرعی و 181 مشخصه است.
ابتکار عمل انقلاب اسلامی در همبستگی و انسجام بخشی امت مسلمان به مثابه قدرت نرم در مقابله با دشمنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳۴
25 - 50
حوزههای تخصصی:
پیروزی انقلاب کبیر اسلامی ایران، و ویژگی اسلامی و فرامرزی آن علاوه بر تغییر ساختار ها در داخل، بازتاب برون مرزی خود را با هدف زمینه سازی شکل گیری «امت واحده اسلام» در لایه های مختلف داشته است. از جمله این بازتاب ها پیشگامی در بهره گیری از قدرت نرم در تعامل سازنده مبتنی بر عقلانیت اسلامی با تمسک به قرآن و عترت است که هدایتگر امت مسلمان در حفظ هویت اسلامی خود در مسیر انسجام مسلمان در مقابل دشمنان در دستیابی به آرمان های مشترک است سؤال این مقاله با روش توصیفی تحلیلی بررسی خوا هد گردید. ابتکار عمل انقلاب اسلامی ایران در بهره گیری از قدرت نرم دین به عنوان مهمترین عامل در راستای انسجام بخشی مسلمانان چیست؟ یافته های پژوهش حاکی از این است که بهره گیری رهبران انقلاب اسلامی از دین موجب تشکیل مراکز و جنبش های اسلامی، تقریب شیعه و سنی، اجتهاد جمعی، آرمان سازی آزادی فلسطین، احیای نقش اسلام در روابط بین الملل و عقلانی کردن سیاست و... شده است. عقاید، آرمان و هدف مشترک عناصر اصلی انسجام مسلمانان می باشد که به دلیل مبانی دین اسلام و قدرت نرم دین، این اشتراکات در مقابله با دشمنان شکل گرفته است.
جهاد تبیین از منظرآیت الله خامنه ای و مبانی فقهی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بیداری اسلامی سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۲۹)
143 - 168
حوزههای تخصصی:
تحریف واقعیت ها و دستاوردهای انقلاب اسلامی یکی از ابزار های دشمن برای القاء ناکارآمدی و شکست نظام در اهداف است. در این راستا آیت الله خامنه ای در جایگاه فقاهت و رهبری به عنوان احیاء کننده مفهوم جهاد تبیین، بر روشنگری واقعیت ها جهت بی اثر نمودن این ابزار، تأکید ویژه داشته اند. بنابراین عنایت به پشتوانه شرعی جهاد تبیین در بسط و اجرای آن ضروری می نماید (مسأله)؛ پژوهش حاضر با روش توصیفی_تحلیلی با رویکرد استقرایی و تحلیل بیانات مقام معظم رهبری با استفاده از منابع کتابخانه ای به تخریج و تبیین ماهیت و مبانی فقهی جهاد تبیین پرداخته است (روش)؛ نتایج حاکی بر آن است که جهاد تبیین از منظر آیت الله خامنه ای برتلاش روشنگرانه در برابر خصم، در راه اعتلاء و برپایی دین اسلام اطلاق می شود. به جهت اهمیت ویژه آن در عصر کنونی واجب عینی است که نسبت به افراد و موارد، مختلف خواهد بود. این فریضه، قطعی و فوری و در حد توان به صورت تدافعی و تهاجمی به انجام می رسد. مبانی فقهی وجوب جهاد تبیین مبتنی بر آیات، روایات و قواعد فقهی نظیر قاعده وجوب ارشاد جاهل، وجوب حفظ نظام، مصلحت نظام، وجوب تعاون بر نیکویی و دعوت است ( یافته ها).
تاثیر عضویت دائم ایران در سازمان همکاری شانگهای بر کاهش اثر تحریم های آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۴۵)
223 - 245
حوزههای تخصصی:
شکل گیری سازمان همکاری شانگهای به عنوان یک نهاد اورآسیایی اهمیت به سزایی در تحولات سیاسی منطقه و سطح بین الملل داشته که متاثر از عضویت بازیگران مهمی همچون روسیه، چین و هند به در این سازمان است. با توجه به تحریم های گسترده غرب علیه ایران و همچنین ظرفیت های سازمان، عضویت رسمی جمهوری اسلامی ایران در سازمان همکاری شانگهای می تواند بر منافع اقتصای و امنیتی ایران تاثیر گذاری قابل توجهی داشته باشد. در این راستا، با توجه به اهمیت موضوع، این پژوهش به دنبال بررسی و تبیین تاثیرگذاری عضویت جمهوری اسلامی ایران در سازمان همکاری شانگهای بر نظام تحریم هاست. سوال محوری این پژوهش بر این مبنا است؛ عضویت دائمی ایران در سازمان همکاری شانگهای چه تاثیری بر کاهش اثرگذاری نظام تحریم ها خواهد داشت؟ یافته های پژوهش نشان می دهد؛ با توجه به جمعیت قابل توجه کشورهای عضو و با در نظر داشت نیاز بعضی از کشورهای عضو( چین، هند، پاکستان) به انرژی و همچنین با لحاط کردن این مهم که یکی از مکانیسم های سازمان همکاری شانگهای انعقاد پیمان های پولی و مالی چندجانبه، ایجاد بانک اختصاصی در سطح بین المللی و طراحی پولی است که از مداخلات و تحریم های آمریکا به دور باشد، عضویت دائم ایران در این سازمان می تواند در تقابل با تحریم های غرب، فرصت های اقتصادی مناسبی برای جمهوری اسلامی ایران به دنبال داشته و روند تجارت خارجی ایران را بهبود بخشد. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی – تحلیلی و روش گردآوری داده ها منابع کتابخانه ای و اینترنتی است.
بررسی شناخت ظرفیت ها و وجه اشتراک ملی ایران با کشورهای جهان اسلام به سود جبهه مقاومت(مطالعه موردی؛ عراق، یمن، فلسطین)
منبع:
غرب آسیا سال ۱ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳
53 - 66
حوزههای تخصصی:
نقش ظرفیت های اجتماعی در شکل گیری و استحکام و قدرت یافتن گفتمان مقاومت و مجموعه امنیتی محور مقاومت از نقش برجسته ای برخوردار می باشد که تحت تأثیر انقلاب اسلامی ایران و ارزش و هنجارهای ناشی از آن است. بسیاری از شاخص های فرهنگ سیاسی حاکم بر انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران ماهیت هویت گرا، عدالت جویانه و شالوده شکن داشته است. این امر نقش موثری در شکل گیری جنبش های مقاومت اسلامی از جمله جنبش های اسلامی در لبنان و فلسطین ایفا کرده است و همین ساختارشکنی بین المللی، اقتدار و امنیت بین المللی مورد نظر غرب و کشورهای محافظه کار عربی را در مجموعه امنیتی غرب آسیا با تهدید روبرو ساخته است. در این راستا هدف پژوهش پیش رو شناخت وجه اشتراک ایران با کشورهای محور مقاومت(مطالعه موردی عراق، یمن، فلسطین) است. از این رو سوال نوشتار حاضر درصدد پاسخ به این پرسش است که «مهمترین وجه اشتراک ملی ایران، با کشور عراق، یمن، فلسطین چیست؟ یا ظرفیت های اجتماعی این کشورها چه اثری بر جبهه مقاومت دارد؟». این پژوهش با روش تحلیلی- تطبیقی و شیوه گردآوری داده ها مبتنی بر منابع کتابخانه ای است. یافته های پژوهش براین است که، به نظر می رسد وجه اشتراک ملی ایران با کشور عراق، یمن و فلسطین، وجود مولفه هایی همچون؛ مسلمان بودن اکثریت قریب به اتفاق جمعیت کشو، مذهب، زبان، فرهنگ مشترک است. در واقع همانطور که در ایران اکثرا دین و مذهب، فرهنگ و زبان مشترکی وجود دارد، از این جهت عناصر گفته شده برای کشورهای مذکور نیز صدق می کند.
تاثیر استخراج ارزهای دیجیتالی بر محیط زیست از منظر حقوق بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روابط بین الملل دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۴۸)
201 - 225
حوزههای تخصصی:
حقوق بین الملل یکی از عرصه هایی است که همواره دغدغه و نگرانی حقوقی نسبت به یک پدیده، با تاخیر، مورد توجه واقع می گردد.در دنیای کنونی، سرعت فناوری و پیشرفت علمی چنان شتابی دارد که حتی حوزه های فناورانه در برخی مواقع شگفت زده می شوند،حال در چنین دنیای دائماً در حال تغییر و پیشرفت،می طلبد که نظام حقوقی بین الملل به ویژه حقوق بین الملل محیط زیست از چابکی بیشتری برخوردار باشد.یکی از این حوزه ها که نیازمند توجه فوری است،فناوری بلاکچین و رمزارزهایی است که استخراج هر واحد از آن(به عنوان نمونه بیت کوین)باعث انتشار میزان قابل توجهی گازهای گلخانه ای می شود و مصرف انرژی بسیار زیادی را به همراه دارد. حقوق بین الملل، اسناد مختلفی در زمینه کنترل انتشار گازهای گلخانه ای دارد، اما مسئله اصلی این است که آیا رژیم حقوقی فعلی، می تواند نسبت به استخراج رمزارزها نیز اعمال گردد؟مقاله حاضر سعی در یافتن پاسخ مناسب به این پرسش است که ابتدا سعی دارد با برجسته کردن میزان اثرات مخرب استخراج رمزارزها از منظر بین الملل، توجه همگان را به این موضوع معطوف نماید؛سپس اصول و قواعد زیست محیطی موجود را در گستره مقاله حاضر بررسی نماید. این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی انجام گرفته و یافته های تحقیق نشان می دهد که استخراج ارزهای دیجیتالی در کنار منافع مالی که برای استخراج کننده ها به همراه دارد، از نظر زیست محیطی دارای آثار مخربی به جهت انتشار مقدار زیادی از گازهای گلخانه ای می باشد. لذا کمیسیون حقوق بین الملل سازمان ملل می بایست،با مطالعه ابعاد مخرب چنین فناوری هایی، اقدامات لازم جهت تنظیم آنها در چارچوب قواعد حقوق بین الملل محیط زیست صورت دهد.