فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۱۸۱ تا ۳٬۲۰۰ مورد از کل ۳۲٬۵۸۸ مورد.
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال ۱۱ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۸ (پیاپی ۷۷)
145 - 178
حوزههای تخصصی:
از موضوعات مهم در دنیای سیاست مدرن که اذهان متفکرین را به خود مشغول داشته مقوله فساد سیاسی است. فساد سیاسی اصطلاحی است که برای توصیف نقض هنجارهای عمومی توسط قدرت سیاسی در راستای دستیابی به دستاوردهای شخصی و نیز حفظ منافع گروهی بکار می رود؛ اما از دهه 1980 پرداختن به این مقوله همچون سایر مقولات سیاست مدرن تحت تأثیر توجه به پدیده جهانی شدن قرار گرفته است. مطالعات جدید نشان می دهند جهانی شدن اجتماعی و سیاسی عوامل مقدماتی با تأثیر معنادار بر فساد بوده؛ اما جهانی شدن اقتصادی هم مقدمه و هم اثر سطوح مختلف فساد است. این مقاله با استفاده از داده های ثانویه و سری زمانی ارائه شده از سوی موسسه تحقیقاتی انواع دموکراسی و مرکز تحقیقات چرخه تجاری در پی پاسخ این پرسش است که ورود به عرصه جهانی شدن چگونه سطح فساد سیاسی در ایران را تحت تأثیر قرار می دهد؟ با بهره گیری از مدل رگرسیون چندجمله ای به عنوان یکی از استراتژی های روش کمی، مقاله نشان داد که بُعد اجتماعی جهانی شدن تأثیر منفی و بعد سیاسی آن تأثیر مثبت بر فساد سیاسی دارد؛ اما افزایش بُعد اقتصادی جهانی شدن تا نقطه ای باعث کاهش فساد سیاسی شده و از آن حد فراتر فساد سیاسی افزایش می یابد.
تحلیل انتقادی گفتمان اسلام سیاسی امام خمینی (ره) و تأثیر آن بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات سیاسی و بین المللی دوره ۱۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۵
71 - 86
حوزههای تخصصی:
با پیروزی انقلاب اسلامی سیاست خارجی مبتنی بر آموزه های اسلامی ایرانی جایگزین سیاست خارجی پیشین گشت. امام خمینی (ره) به عنوان بنیان گذار انقلاب اسلامی دیدگاه خاصی پیرامون قانون اساسی و سیاست خارجی داشته اند که یک تحول عمیق در ساختار سیاست خارجی کشور ایجاد کرده و در این پژوهش با عنوان گفتمان اسلام سیاسی مورد بررسی قرار گرفته است.(طرح مساله)این مسأله که گفتمان اسلام سیاسی امام خمینی (ره) در تدوین و تکوین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران چه جایگاه و نقشی داشته است به عنوان سوال اصلی پژوهش مطرح می گردد.(سؤال اصلی) سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در لایه های مختلف آن عموماً تحت تأثیر آراء امام خمینی (ره) خصوصاً دال مرکزی گفتمان اسلامی سیاسی ایشان یعنی "اسلام گرایی" بوده است و شاخص های کلان سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران برگرفته از اندیشه های ایشان بوده است.(فرضیه)یافته های پژوهش به شیوه ای توصیفی تحلیلی و با نگاهی تحلیلی انتقادی نشان می دهد که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر اساس استکبارستیزی، نفی سبیل وعزتمندانه میباشد. (یافته های تحقیق)چارچوب نظری تحقیق براساس نظریه گفتمان تنظیم شده است و روش تحقیق در این پژوهش کتابخانه ای بوده و داده ها از کتاب ها، مقالات و اسناد معتبر استخراج گردیده اند.(چارچوب نظری وروش)
Critical Approach of the Constitution of the Islamic Republic of Iran to the Neutrality of the State in order to Protect the Pure Life(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present study, employing a library-based data collection and adopting a descriptive-analytical research method, examined the perfectionist approach of the Constitution of the Islamic Republic of Iran, approved in 1979, to the pure life of the citizen. In this regard, the first part of the article analyzed the concepts of perfectionism and neutrality of the state and evaluated the justifications for each of them. In the second part, the preamble and text of the Constitution will be subjected to a legal scrutiny. The findings of the article confirm that the Constitution of the Islamic Republic of Iran has taken steps to respond to the historical demands of the Iranian nation, Islamization of the society, exaltation of moral virtues, and revival of traditions and religious education of the citizen. This fundamental document does not accept the neutrality of the state towards the conception of the good and in a perfectionist approach, while acknowledging the key responsibility of the state in exalting moral virtues and fighting against all manifestations of corruption, has identified such idealist concepts and institutions as “Amr be Maruf” (command to do good) and “Nahy az Monkar” (command to avoid evil) and “Velayat-e Faqih” (guardianship of the Islamic jurist).
ارائه چارچوب دیدبانی تحولات راهبردی محیط امنیتی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات معاصر در منطقه غرب آسیا نشان دهنده افزایش استعداد بروز تحولات راهبردی در آینده منطقه هستند که لاجرم کنشگران و واحدهای سیاسی موجود در این نظام منطقه ای را تحت تأثیر قرار میدهند. بر این أساس و با توجه به اصل پیشگیری از غافلگیری راهبردی و همچنین آگاهی زودهنگام از فرصت ها و تهدیدهای پیش رو در محیط امنیتی جمهوری اسلامی ایران، دیدبانی این تحولات اهمیت می یابد.پژوهش حاضر برای یافتن چارچوبی جامع برای دیدبانی تحولات راهبردی در این منطقه، دو پرسش اساسی چگونگی نگریستن و تحلیل دینامیک تحولات؛ و همچنین مولفه ها و شاخص های مهم برای پایش تحولات را واکاوی می کند. در پاسخ به پرسش نخست، تعداد 5 زیرسیستم امنیتی مبتنی بر وابستگی متقابل امنیتی برگرفته از نظریه مجموعه امنیتی بوزان شناسایی شدند. در پاسخ به پرسش دوم، تعداد 51 مولفه برای دیدبانی محیط امنیتی جمهوری اسلامی در منطقه غرب آسیا احصا شدند. این پژوهش، با رویکردی کیفی از اسناد و مطالعات کتابخانه ای برای گردآوری داده ها استفاده کرده و روش توصیفی تحلیلی را برای نیل به نتایج پژوهش به کار گرفته است.
مدل راهبردی سیاست های ایالات متحده در قبال جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر سه گفتمان کلان امنیتی(دوران ریاست جمهوری جو بایدن)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۹
37 - 63
حوزههای تخصصی:
سیاست های تقابلی ایالات متحده درقبال جمهوری اسلامی ایران دارای دارای قبض و بسط های متعددی بوده است. ازسیاست های تخریب وجه بین المللی تا رویکردهای مبتنی بر تهدید و ترور. در این میان، به موازات روی کارآمدن دموکرات ها یا جمهوری خواهان، سیاست های تقابل با ایران نیز دچار نوساناتی بعضا عمیقی گردیده است. به عبارتی اگر سیاست های جمهوری خواهان تندرویی همچون ترامپ مبتنی بربیشینه سازی چالش ها با جمهوری اسلامی بوده است، بررسی چنین سیاست ها و استراتژی هایی از سوی دموکرات هایی همچون جو بایدن با تمسک به راهبردهای دیگری صورت پذیرفته است.مقاله کنونی جستاری است در ارائه پاسخی مستدل و متقن به این سوال که مهمترین راهبردهای تقابل ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران(با تاکید بر دوران جو بایدن) مبتنی بر چه گفتمان هایی است؟ فرضیه نویسندگان تاکید بر این مسئله دارد که گفتمان کلان ایالات متحده در این دوره شامل سیاست های توقف و مهار با ایجاد تأخیر در توسعه بومی دانش هسته ای صلح آمیز ایران، بی ثبات سازی امنیت داخلی و نظم عمومی و اخلال در سیاست های منطقه گرایانه جمهوری اسلامی ایران دارد. یافته های مقاله نیز با بهره گیری از چارچوب هژمونی رئالیستی، روش توصیفی تحلیلی و بهره گیری از منابع مکتوب و مجازی نشان دهنده وادارسازی ایران به همسوسازی رفتار خود با سیاست های آمریکا و افزودن هزینه جمهوری اسلامی ایران برای دفاع از اولویت های منافع ملی خود در ساختار امنیتی-دفاعی خاورمیانه می باشدکه در قالب یک مدل راهبردی تدوین می گردد.درنهایت نویسندگان به ارائه راهکارهای مناسب از سوی جمهوری اسلامی ایران مبادرت خواهند نمود.
معرفت شناسی بدن مند؛ رهیافتی نوین برای شناخت روابط بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از حدود یک دهه پیش این پرسش مطرح شده است که علوم اعصاب شناختی چطور می تواند به مطالعه دانش روابط بین الملل کمک کند. چطور دانشی که نگاهی کل گرایانه به جهان دارد می تواند از روش های اثبات گرایانه و فردگرایانه علوم اعصاب اجتماعی بهره بگیرد؟ به نظر می رسد تا زمانی که درک درستی از ابعاد معرفت شناختی علوم اعصاب اجتماعی و پارادایم های حاکم بر آن و نیز نسبت آن با معرفت شناسی در روابط بین الملل نداشته باشیم نمی توانیم از این دانش برای مطالعه سیاست جهانی بهره بگیریم. در این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش بوده ایم که معرفت شناسی بدنمند چه تاثیری بر نظریه روابط بین الملل بر جای گذاشته است؟ فرضیه ای که در پاسخ به این پرسش ارائه داده ایم این است که بدنمندی به عنوان یکی از پارادایم های جدید معرفت شناسی در علوم شناختی با رد دوگانه پنداری دکارتی و قرار دادن تجربیات بیناذهنی اجتماعی بدنمند در کانون شناخت شیوه های تازه ای برای مطالعه امر بین الملل معرفی می کند و ضمن دوری جستن از تقلیل گرایی، فردگرایی و اثبات گرایی، امکان مطالعه نقش متقابلاً قوام دهنده و علی بدن- فرهنگ را در تکوین ساختارهای بین المللی فراهم می سازد. یافته های حاصل از این مطالعه نظری نشان می دهد که بازتاب این معرفت شناسی را می توان در نسل جدید نظریه های فمینیستی ، چرخش کرداری و پسااستعماری روابط بین الملل، چشم اندازی نوین برای فهم پدیده های بین المللی مشاهده کرد.
تفسیر حیات انسانی و نقد عقل مدرن از منظر ایمانوئل کانت و اقبال لاهوری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
سیاست پژوهی اسلامی ایرانی سال ۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۷)
91 - 119
حوزههای تخصصی:
کانت از مهم ترین فیلسوفان غرب است که با بیان محدودیت های تفکر عقلانی ضمن منضبط نشان دادن عقل، مبناگرایی را که مدتی بر تفکر فلسفی غرب حکمفرما شده بود، به چالش می کشد. او معتقد است عقل از دخالت در تمامی حوزه ها عاجز است.در فلسفه کانت، عقل عالی ترین قوه نفس و معرفت عقلانی بالاترین مرحله شناخت است. پس اساسی ترین ویژگی بشر عقلانیت یا خردورزی است که مبنای سخاوت و شرافت ذاتی او می باشد. اما اقبال عقل را نعمت الهی دانسته و قصد دارد برپایه نظام اندیشه ای دینی منسجم و متشکل ازمنابع سه گانه شناخت یعنی طبیعت، تاریخ وتجربه، جهان را تفسیرکرده و معنای زندگی را دریابد. دراین مقاله سعی شد با بررسی شبکه معنایی هرمتفکر وجوه اشتراک و افتراق اندیشه آنان درمورد تفسیرحیات انسانی مشخص گردد. یافته ها حاکی از آن است که کانت با جدا سازی عقل عملی از عقل نظری در گام اول آن را توانمند در تشخیص اخلاق و عمل به اخلاق ارزیابی می کند و این امکان را به بشر می دهد که اخلاقی جهانشمول و معتبر وضع کند و از اینکه اخلاق به امری نسبی تبدیل شود ممانعت می کند و برای اینکه عقل در تشخیص اخلاق دچار اشتباه نشود، معیارهایی معرفی می کند که براساس آن امکان تشخیص رفتار اخلاقی از رفتار غیراخلاقی ممکن می شود. از دیگر سو مهم ترین ویژگی اندیشه ی اقبال وجه انتقادی و سنت شکنی اوست. او عقل انسان را به تنهایی قادربه فهم صیرورت هستی نمی داند و برای تفسیر جهان نیاز به پیوند انسان با حیات را لازم و بیشترین سطح-آگاهی و اندیشه ورزی فیلسوفان را ناشی از غرایزنهانی آن ها می داند.
راهبردنگاری استحکام بخشی به ساخت درونی قدرت جمهوری اسلامی ایران در بعد فرهنگی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های سیاست اسلامی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۴
110 - 134
حوزههای تخصصی:
نظام جمهوری اسلامی ایران از ابتدای شکل گیری تا کنون به دلیل منطق مقابله با نظام سلطه، آماج تهدیدهای مختلفی از سوی دشمنان خود بوده است.این موضوع مقوله ی استحکام بخشی ساخت درونی قدرت نظام را به یک اهمیت و ضرورت اساسی تبدیل می کند. لذا پرسش اصلی این است که راهبردها و راهکارهای استحکام بخشی به ساخت درونی قدرت جمهوری اسلامی در حوزه فرهنگی اجتماعی مبتنی بر وضعیت سنجی صورت پذیرفته در دهه نود شمسی چیست؟ از این رو مقصود پژوهش، وضعیت سنجی استحکام ساخت درونی قدرت نظام در حوزه فرهنگی اجتماعی در بازه زمانی دهه نود شمسی و تدوین راهبردها و راهکارهای استحکام بخشی مبتنی بر یافته های وضعیت سنجی می باشد. نگارندگان با بهره گیری از روش عملیاتی تحلیل گفتمان،ابتدا مؤلفه های فرهنگی اجتماعی سنجش استحکام ساخت درونی قدرت را از بیانات مقام معظم رهبری احصاء نموده و سپس به وضعیت سنجی استحکام ساخت قدرت نظام در بُعد فرهنگی اجتماعی در بازه زمانی دهه نود شمسی پرداخته و در نهایت مبتنی بر روش سوآت، موقعیت نظام را در فضاهای چهارگانه راهبردی تعیین نمودند. یافته ها نشان می دهد که نظام جمهوری اسلامی ایران در این بازه زمانی، در بعد فرهنگی اجتماعی از یک سو با تهدیدهای بیشتری نسبت به فرصت ها مواجه بوده و از سوی دیگر از نقاط ضعف بیشتری نیز نسبت به نقاط قوت برخوردار بوده است؛ بر این اساس لازم است راهبردهای تدافعی را تدوین و عملیاتی نماید. بنابراین مبتنی بر مهم ترین نقاط ضعف و تهدید، راهبردهای استحکام بخشی به ساخت درونی قدرت در حوزه فرهنگی اجتماعی تدوین و راهکارهای پیشنهادی جهت تحقق آن ها ارائه گردید.
ارزیابی مقاله «آینده امپراطوری امریکا» سوزان استرنج از دیدگاه حامیان مکتب افول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی آمریکا سال ۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۱)
153 - 182
حامیان افول قدرت آمریکا سه مدعای اصلی در رابطه با افول این کشور مطرح کرده اند: الف؛ قدرت امریکا دچار افول شده است. ب؛ قدرت های بزرگ به ناگزیر افول می کنند، پ؛ یکی از عواقب متحمل افول امریکا، بی ثباتی سیاسی و بی نظمی اقتصادی در نظام بین الملل خواهد بود. سوزان استرنج در مقاله خود در سال 1988 با طرح گزاره های حامیان افول امریکا، مخالفت و استدلال های خود را در رد این نظریات مطرح کرده است. هدف مقاله حاضر ارزیابی استدلال های استرنج در وضعیت کنونی نظام بین الملل است و قصد دارد با مبنا قرار دادن مقاله وی، مدعای حامیان مکتب افول گرایی را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد. از این رو این پرسش مطرح می شود: آیا در مقطع کنونی دفاع از ابرقدرتی و هژمونی امریکا مبنای معقولی دارد یا حامیان مکتب افول گرایی می توانند مدعای خود را به استدلال های بیشتری به اثبات برسانند؟ پژوهش حاضر با بهره گیری از روش ردیابی فرایند، این فرضیه را مطرح ساخته است که اگرچه هژمونی امریکا بعد از فروپاشی بلوک شرق تثبیت شد، ولی به تدریج و با ظهور مدعیان، قدرت امریکا دچار افول شده است. یافته های پژوهش ضمن رد مدعای استرنج در ابعاد و حوزه های مختلف، نشان می دهد که اتحادیه اروپا در بعد فرهنگی، روسیه در بعد نظامی و چین در بعد اقتصادی مهمترین چالشگران هژمونی امریکا هستند و در آینده قدرت از غرب به شرق منتقل خواهد.
مطالعه تطبیقی فرآیند مدرنیزاسیون در ایران و ترکیه: دوره آتاترک و رضاشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۲ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۴۶)
221 - 247
حوزههای تخصصی:
دو کشور همسایه ایران و ترکیه از نظر تاریخی و سیاسی تقریبا در یک دوره ی زمانی یکسان شاهد تحولات قابل توجهی بوده اند. رضاشاه و آتاترک بعد از به قدرت رسیدن و با توجه به شرایط داخلی و خارجی کشورشان درصدد اقدامات اصلاحی خود بر مبنای غربی سازی و به نوعی عرفی سازی برآمدند. وجوه تشابه و تفاوت جامعه ی هر دو کشور و نحوه تعامل و مخالفت نیروها و طبقات مختلف اجتماعی در آن ها سرنوشت دیگرگونه ای را رقم زده است. هر دو رهبر سیاسی قصد داشتند تا در فرآیندی دستوری و آمرانه مردم را به سوی مدرنیزاسیون سوق دهند. مقایسه و مطالعه ی تطبیقی اقدامات مدرنیزاسیون رضاشاه و آتاتورک وجود شباهت های بسیاری را آشکار می کند اما با توجه به این وجوه مشابه از نظر رویکرد نظری، ما شاهد نتیجه و برآبند متفاوتی هستیم. مقاله ی حاضر درصدد مقایسه ی فرآیند مدرنیزاسیون در ایران و ترکیه از منظر نظریه ی مدرنیزاسیون آمرانه یا نوسازی از بالا است. لذا این مقاله درصدد پاسخ به این پرسش است که؛ چرا با وجود شباهت های فراوان، سرنوشت مدرنیزاسیون در دوران رضاشاه پهلوی متفاوت تر از دوران مصطفی کمال آتاترک بود؟. یافته های این نوشتار حاکی از آن است که تفاوت کارکرد نهاد دین و رابطه ی آن با حکومت در کنار عوامل دیگر، موجبات عدم کامیابی مدرنیزاسیون در دوران رضاشاه پهلوی در مقایسه با مدرنیزاسیون در دوران مصطفی کمال آتاترک بوده است. در این مقاله از روش « تطبیقی- تاریخی» بهره می گیریم.
Five Decades after the Coup: Revisiting Chilean-Iranian Relations under the Pinochet Regime (1973-1980)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۷, Issue ۴, Autumn ۲۰۲۳
681 - 711
حوزههای تخصصی:
2023 marked the 50th anniversary of the US-backed military coup that overthrew the democratically elected government of Salvador Allende in Chile, and installed a military junta led by General Augusto Pinochet. It also marked the 70th anniversary of the US-backed coup against Mohammed Mossadegh in Iran. Beyond the parallels of Western intervention directed against sovereign governments, and the imposition of authoritarian US-client regimes, the fact is that Pinochet’s rule signaled a period of closer ties between Chile and the Pahlavi regime. From the establishment of a Chilean embassy in Tehran in 1974, cooperation even reached the field of state terror both at home and overseas, as the Chilean secret police reached SAVAK for advice on repression and Pinochet agents offered collaboration in chasing some of the Shah’s enemies abroad. The triumph of the Islamic Revolution in 1979 put an end to Chilean-Iranian cooperation and diplomatic relations. The Chilean military industry then supported Saddam’s war against Iran by providing weapons to the Iraqi regime - including cluster munitions. Through declassified documents from the Chilean Foreign Ministry, as well as findings by journalistic research, those connections and exchanges, little known by the peoples of both countries, are revisited.
Successes and Setbacks of the Islamic Republic of Iran's Positive Balancing with Brazil
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۷, Issue ۴, Autumn ۲۰۲۳
741 - 783
حوزههای تخصصی:
Formal relationship between Iran and Brazil commenced in 1903 with the signing of the Treaty of Friendship and Commerce. Since then, their bilateral relations have been shaped by political and economic changes in both countries. A pivotal moment after the 1979 Iranian revolution occurred in 2005, when leaders Lula da Silva of Brazil and Ahmadinejad of Iran showed mutual interest in cooperation, driven by Iran's need to balance US threat and Brazil's aspiration to balance US power. However, shifts in the Brazilian foreign policy towards Iran and escalating tensions between Iran and the West impeded further progress. With Lula da Silva's return to power in 2023 and Iranian President Raisi's heightened focus on Latin America, both countries witnessed renewed discussions about the potential for positive balancing between Iran and Brazil. This study delves into the successes and setbacks of Iran-Brazil bilateral approximation through the lenses of positive balancing theory and historical analysis method. During Lula's administrations, Iran's balancing strategy towards Brazil proved beneficial for both nations: Iran sought to counter US threats by fostering a friendly relationship with Brazil, while Brazil aimed to elevate its Global South agenda by mediating in Iran's nuclear program. This engagement also aimed to unite anti-imperialist and anti-colonialist movements under emerging political leaders. Despite these efforts, the US pressure on Iran to halt its nuclear program and on Brazil to limit its influence hindered constructive engagement between the two countries. Nevertheless, slow but steady economic interactions and Iran's inclusion in BRICS provide hope for the restoration of Iran's balancing strategy in Brazil and its reinforcement in Latin America.
جهانی شدن؛ چالش امت واحده اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکومت اسلامی سال ۲۸ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۸)
103-130
حوزههای تخصصی:
جهانی شدن واقعیت جهان امروز ماست که ابعاد گسترده ای؛ اعم از فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و... را شامل می شود و می تواند به یک سان سازی جوامع گوناگون در این حوزه ها منجر شود. این روند، اگر همراه با استیلای قدرت های برتر جهانی (اروپایی و آمریکا) باشد، خواه ناخواه اتفاقی در تقابل با روند اتحاد مسلمانان بر اساس اشتراکات مذهبی خواهد بود. این مقاله در مقام پاسخ به این پرسش است که فرآیند جهانی شدن که همراه با استیلای نظام سرمایه داری و قدرت های برتر جهانی می باشد چه چالش هایی را می تواند در جهان اسلام ایجاد کند و نسبت آن با شکل گیری امت واحده اسلامی چیست و برای برون-رفت از این چالش ها چه راه کارهایی پیشنهاد می شود. یافته های این پژوهش که به شیوه توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتاب خانه ای انجام شده نشان می دهد جهانی سازی که در صدد هضم فرهنگ های بومی و دینی و مستولی نمودن یک فرهنگ واحد غربی بر کل دنیاست، قطعاً نمی تواند شکل گیری اجتماع منسجمی از بخش قابل توجهی از جمعیت جهان به نام مسلمانان را بربتابد و این امر طبیعتاً به عنوان یک تهدید در مسیر تحقق «امت واحده» تلقی می شود و البته برای گذار از آن نیز راه کارهای قابل تأملی وجود دارد؛ چون تقویت فرهنگ اسلامی و افزایش هم کاری بین دولت ها و جوامع اسلامی، پرهیز از اختلافات مذهبی و کنش گری فعال رسانه ای جوامع اسلامی در عرصه جهانی و... .
نقش سردار قاسم سلیمانی در تقویت قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در منطقه غرب آسیا
حوزههای تخصصی:
قدرت نرم به مثابه یکی از ارکان سیاست بین الملل در عصرحاضر جایگاه رفیعی یافته است؛ علت آن را می توان در کارآمدی و موفقیت قدرت نرم نسبت به اشکال کلاسیک قدرت(قدرت سخت) جستجو کرد. جمهوری اسلامی ایران نیز همانند سایر واحدهای سیاسی، نیازمند بازشناسی، تقویت و کاربست قدرت نرم است تا به این وسیله توان قدرت نرم ملی خویش را در سیاست بین الملل و مخصوصا منطقه غرب آسیا ارتقاء بخشد. در این میان نقش سردار حاج قاسم سلیمانی به عنوان یک گفتمان مردم گرایانه و اندیشه های مبارزه طلبانه در راستای کانونی سازی فرهنگ شهادت و برجسته سازی قدرت نرم علیه نابسامانی های سیاسی و نظامی موجود در غرب آسیا در پیوند با تروریسم حائز اهمیت است، در همین راستا این مقاله درصدد است با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به صورت کتابخانه ای و از روش تکنیک فیش برداری از اسناد و مدارک علمی، با بهره گیری از نظریه قدرت نرم به این پرسش اساسی پاسخ دهد که سردار حاج قاسم سلیمانی چه نقشی در تقویت قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در منطقه غرب آسیا(خاورمیانه) دارد؟ بنابراین جامعه آماری با توجه به سطح مدیریتی سردار حاج قاسم سلیمانی، منطقه ای و فرامنطقه ای است؛ با این هدف که نشان دهد مکتب حاج قاسم سلیمانی در ابعاد مدیریتی- فرماندهی و نظامی، طبق منابع و عناصر قدرت نرم، تاثیرگذاری عمیقی در ارتقاء قدرت نرم ایران در منطقه غرب آسیا به عنوان نمونه آماری داشته است. نتیجه اینکه با بررسی مکتب شهید سلیمانی به عنوان مکتب جهان شمول و به عنوان یک الگوساز در دستگاه دیپلماسی کشور می تواند در جهت افزایش اقتدار کشور به عنوان یک ضرورت اساسی در جامعه امروزی مطرح شود
راهبردهای دیپلماسی عمومی گسترش اندیشه ی تمدنی انقلاب اسلامی در گام دوم انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیپلماسی عمومی تأثیر و نقش اساسی در دستیابی به منافع ملی کشورها و کسب قدرت و اعتبار بین المللی دارد و امروزه با هزینه ی کم و اثرگذاری پایدار نسبت به سایر منابع سنتی قدرت در سیاست خارجی کشور جایگاه ویژه ای دارد. جمهوری اسلامی ایران نیز در گام دوم انقلاب و در آستانه ی تشکیل دولت اسلامی، نیازمند بازتولید و تقویت مؤلفه های قدرت نرم خویش برای ارتقاء اعتبار و نفوذ در عرصه ی بین المللی با تکیه بر عناصر انسانی، مذهبی و غنای فرهنگی و تاریخی در محیط راهبردی خویش در قالب دیپلماسی عمومی است. حال سؤال اصلی این است که راهبردهای دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران جهت گسترش اندیشه ی تمدنی انقلاب اسلامی در گام دوم انقلاب چه خواهد بود؟ با بهره گیری از روش پویش محیطی و احصاء قوت ها، ضعف ها، تهدیدها و فرصت ها راهبردها شناسایی و اولویت بندی شد و راهبردهای تقویت دیپلماسی فرهنگی احصاء گردید تا در عرصه ی سیاست گذاری، برنامه ریزی و اجرا مثمر ثمر باشد.
طراحی الگوی محاسباتی اعتماد سیاسی به جمهوری اسلامی ایران با کمک داده کاوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های سیاست اسلامی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۳
128 - 160
حوزههای تخصصی:
سنجش اعتماد سیاسی جهت ایجاد ثبات جامعه در رخدادها ضروری است. این پژوهش تلاش دارد الگوی محاسباتی اعتماد سیاسی را به کمک کلان داده های 1649 متغیر در حوزه های مختلف، برآمده از کنشگری شهروندان ایران مبتنی بر «کلان داده های مشاهداتی» به دست آورد. روش پژوهش، ترکیبی از روش کمی و کیفی (با غلبه روش کمی) است؛ ازاین رو ابتدا به بررسی مفهوم، ابعاد و متغیرهای اعتماد سیاسی مبتنی بر روش تحلیل اسنادی و با ابزار فیش برداری پرداخته شد. سپس مطابق سازه نظری مفهوم اعتماد سیاسی، متغیرهای مرتبط به کمک مصاحبه با خبرگان استخراج شده و آنگاه جهت تجزیه وتحلیل کلان داده ها، روش KDD مورد بهره برداری قرار گرفت. همچنین با کمک یادگیری ماشین دو روش تحت نظارت و بدون نظارت در داده کاوی تحلیل شده و با توجه به دو معیار ریسک کمتر و مطلوبیت بیشتر، بهترین الگوریتم انتخاب شد. با بررسی های انجام شده یادگیری با نظارت ذیل طبقه بندی و الگوریتم شبکه عصبی «Neural Net» بهترین مدل معرفی شد. سپس با ابزار IBM SPSS Modeler به «طبقه بندی» داده ها در چهار گام، غربال سازی، کشف داده های همبسته، نرمال سازی و مدل سازی صورت گرفت. لازم به ذکر است در مرحله مدل سازی ضرایب تأثیرگذاری 13 متغیر به دست آمده از مراحل گذشته، استخراج شده و نیز نسبت آن ها در شبکه عصبی مطابق تأثیر لایه های میانی (لایه های مخفی) بر اعتماد سیاسی مبتنی بر شبکه عصبی نشان داده شد.
الگوی حکمرانی اخلاقی از منظر اسلام در اندیشه آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های سیاست اسلامی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۳
211 - 237
حوزههای تخصصی:
حکمرانی اخلاقی و تنظیم خط مشی ها، سیاست گذاری ها، اداره حکومت و روابط بین دولتمردان و مردم بر اساس اخلاقیات دینی نیازمند الگویی است تا از همه ظرفیت های دولتی و مردمی استفاده شود و توان مهار چالش ها و تعامل نهادهای مختلف را در راستای نهادینه کردن مکارم اخلاقی در جامعه، ایجاد تمدن نوین اسلامی و رسیدن انسان ها به عبودیت و قرب خداوند داشته باشد. بدین خاطر مسئله پژوهش ارائه الگوی حکمرانی اخلاقی از منظر مقام معظم رهبری است. تحقیق حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و استناد کتابخانه ای گویای آن است که الگوی حکمرانی اخلاقی در اندیشه آیت الله خامنه ای فرآیندی مستحکم، تحت ولایت ولی خدا و مبتنی بر اخلاق عرفی، فضیلت محور و توحیدی است که در آن مجموعه ای از قوانین و ساختارها برای نظارت و اعمال قدرت بر فعالیت های نهادهای حکومتی (دولت) و غیرحکومتی (مردمی و اجتماعی) و رفع تنازعات بین آن ها برای دستیابی به ارزش ها و بازداشتن جامعه از ظلم و فساد و اعمال غیرعالمانه و غیرعادلانه در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی وجود دارند. روش و منش حکمرانان، الگوها و نظامات و سازوکارها، نهادها و ساختارها سه رکن اصلی حکمرانی اخلاقی است که می تواند به صورت عرفی با هدف صلح و پسند عمومی، به صورت فضیلت محور با هدف به کمال رساندن ایمان به خدا، و یا به صورت توحیدی با هدف دستیابی به محبت، رضا و لقای الهی تنظیم و اجرا شود.
شکاف بین نیازهای تجویزی و ترجیحی دانش آموزان متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ملی سال ۲۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۹۶)
51 - 71
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی نیازهای فرهنگی و آموزشی دانش آموزان دوره اول متوسطه است. مطالعه حاضر از منظر هدف کاربردی و از جنبه شیوه گردآوری اطلاعات ترکیبی از نوع اکتشافی است که در آن ابتدا از روش کیفی (بررسی اسنادی) و سپس روش کمّی (پیمایش اجتماعی با بهره گیری از پرسشنامه نیمه ساختاریافته در فضای مجازی) استفاده شده است. در بخش کیفی، به منظور تعیین نیازهای تجویزی بررسی اسنادی (سند تحول بنیادین آموزش وپرورش، برنامه درسی ملی و اهداف دوره های تحصیلی رسمی عمومی) انجام شده است. براساس نتایج حاصل از بررسی اسنادی، چهارچوب مفاهیم و متغیرهای پرسشنامه نیازسنجی از دانش آموزان دوره اول متوسطه مشخص شد. پس از تهیه فرم اولیه پرسشنامه، بررسی روایی و پایایی آن (7/0 برای تمامی سؤالات) در یک نمونه 708 نفری از دانش آموزان دوره اول متوسطه اجرا شد و نیازهای اظهاری (اعلام شده توسط دانش آموزان) به دست آمد. سپس این نیازها با نیازهای تجویزی و هنجاری مطرح شده در اسناد بالادستی مقایسه شد. برای تجزیه وتحلیل داده های پژوهش در بخش کیفی از کدگذاری متن ها با رویکردی استقرایی و برای بخش کمّی از آمار توصیفی، آزمون خی دو تک نمونه ای و آزمون فریدمن استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان داد بین نیازهای ترجیحی ابرازشده توسط دانش آموزان و نیازهای تجویزی مطرح شده در اسناد بالادستی شکاف وجود دارد. اسناد بالادستی آموزش وپرورش جامعه پذیری و تربیت دینی و سیاسی دانش آموزان را در اولویت قرار می دهد؛ اما برای خود دانش آموزان نیازهای هنری و ادبی، تفریح و سرگرمی و مهارت های شغلی اولویت و اهمیت دارد.
پیشران های سیاسی و امنیتی نظام بین الملل تا سال 2030 و سناریوهای پیش روی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۷ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۱۴۸)
5 - 38
حوزههای تخصصی:
تحولات شتابان بین المللی ضرورت آینده پژوهی را برای دولت ها دو چندان کرده است و تأمین منافع ملّی در محیط بین المللی مستلزم شناخت درست این محیط و آمادگی در برابر تحولات پیش رو می باشد. در این مقاله با روش آینده پژوهی و تکنیک سناریونویسی «امتداد حال» به دنبال استخراج پیشران های کلیدی سیاسی- امنیّتی در محیط نظام بین الملل و ترسیم سناریوها برای جمهوری اسلامی ایران هستیم. نتایج پژوهش نشان می دهد نقش آفرینی چهره های جدید قدرت، ظهور جنگ های ترکیبی، افزایش نقش فن آوری های نوین، افزایش بی ثباتی منطقه ای، تقویت نقش بازیگران آشوب زا و افزایش سرمایه گذاری های نظامی قوی ترین پیشران های شکل دهنده به آینده محیط بین المللی در عرصه سیاسی و امنیّتی تا سال 2030 خواهند بود. بر این اساس برای جمهوری اسلامی ایران تشدید بلوک بندی های قدرت در سطح نظام بین الملل و در سطح مناطق تا سال 2030، سناریوی مطلوب؛ افزایش نقش آفرینی جنگ های ترکیبی (جنگ های سایبری، شناختی ) تا سال 2030 سناریوی مرجح؛ تقویت نقش جوامع مدنی، افکار عمومی بین المللی و رسانه ها به عنوان اهرم های بازدارنده نظامی گری تا 2030 سناریوی قابل تحمل، و بالاخره افزایش بی ثباتی های سیاسی و امنیّتی در جهان تا سال 2030 سناریوی نامطلوب خواهد بود.
همسایگی و همگرایی: دکترین سیاست خارجی دولت دکتر رئیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ویژگی پُرهمسایگی برای کشورهای برخوردار از آن هم فرصت ساز است و هم چالش آفرین. این موضوع موجب می شود همسایگی لاجرم به یکی از جهت گیری های اصلی سیاست خارجی کشورهای پرهمسایه تبدیل شود. ایران با داشتن پانزده همسایه هم مرز در دسته کشورهای پُرهمسایه جهان قرار دارد. با وجود این، یکی از ضعف های تاریخی سیاست خارجی ایران چه پیش از انقلاب اسلامی و چه پس از آن، خلأ دکترین همسایگی در سیاست خارجی و کم توجهی به همسایگان و جایگاه آن ها در منظومه روابط خارجی است. دولت سیزدهم تنها دولت در جمهوری اسلامی ایران است که به طوررسمی سیاست «همسایگی و همگرایی» را به عنوان دکترین سیاست خارجی خود معرفی کرده و در این راستا به برندسازی و گفتمان سازی پرداخته است. در همین راستا، مقاله حاضر در پی پاسخ به این سؤالات برآمده است که مراد از دکترین همسایگی و همگرایی چیست؛ این دکترین بر مبنای چه اصول و اهدافی در دستورکار قرار دارد و از چه راهبردی برای توسعه روابط با همسایگان و همگرایی منطقه ای پیروی می کند.