فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۴۱ تا ۳٬۰۶۰ مورد از کل ۳۳٬۸۲۲ مورد.
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
135 - 170
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر چهارچوبی نظری به نام اصل «سیاست-رسانه-سیاست» تشریح می شود. هدف این اصل، فراهم آوردن بنیادی مفهومی است که بر اساس آن، روشی جامع برای شرح نقش رسانه های خبری در فرآیندهای سیاسی دولت ها ایجاد شود. اصل سیاست-رسانه-سیاست بر اساس دو ادعای محوری بنا شده است. نخست اینکه، به خوبی می توان نقش رسانه ها را در فرآیندهای سیاسی، به صورت چرخه ای درک کرد که در آن، نوسانات در محیط سیاسی یک دولت به نوسانات در جریان رسانه ای منجر شده و این امر متعاقباً موجب نوسانات بیشتر در محیط سیاسی می شود. دوم، رسانه ها با توجه به توانایی شان برای تبدیل واقعیت های سیاسی به روایت های خبری (که برخی مواقع تأثیر به سزایی بر روی نتایج سیاسی دارند) می توانند نقشی مستقل در پروسه های سیاسی داشته باشند. این بحث به سه بخش عمده تقسیم می شود. در بخش نخست، برخی از نظریه های مهم ارتباطات سیاسی بررسی شده که درواقع اصول مبنایی اصل سیاست-رسانه-سیاست هستند. در بخش دوم، از یافته های محدوده متنوعی از مطالعات استفاده شده تا سودمندی این اصل را تشرح شود. در نهایت در بخش سوم این مقاله برخی استثنائات این اصل بیان شده است
بررسی و تحلیل بحران های درهم تنیده در دولت حسن روحانی و پیامدهای آن در مشارکت سیاسی (1400- 1392)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی مناسبات پیچیده بحران های چندگانه ناکارآمدی، توزیع، هویت، نفوذ و مشروعیت و همچنین درهم تنیده شدن آنها در دولت و نظام سیاسی بویژه در یک بازه زمانی مشخص یعنی دو دوره ریاست جمهوری حسن روحانی می باشد و اینکه چه پیامدهایی برای مشارکت سیاسی فعال به دنبال داشت. یافته ها و نتایج این پژوهش بر اساس روش توصیفی– تحلیلی بدست آمده و دال برآنند که این پژوهش از نظر زمانی یک پژوهش مقطعی، از حیث ارتباط و پیوند بین داده ها بیانگر نوعی همبستگی مضمونی می باشد و مؤید این مطلب است که هرگاه در نظام سیاسی بحران های مذکور رخ دهد آغازی خواهد بود بر کاهش اقتدار و افول مشروعیت و در نتیجه نظام سیاسی با بحران کاهش مشارکت فعال سیاسی و کاهش آن در سطح گسترده مواجه می شود. حوادث و اتفاقات این دوره زمانی و شیوه برخورد مردم و ارتباط و تعامل آنها با نظام سیاسی، همچنین کیفیت و میزان تأثیرگذاری آنها بر سیاست را تنها با معیاری همچون مشارکت سیاسی می توان ارزیابی نمود. البته ذکر این مطلب بسیار مهم و حائز اهمیت است که بسیاری از رویدادها و اتفاقات شکل گرفته توسط بازیگران سیاسی و نیروهای رقیب و موازی، گاه خارج از رأی و تصمیم و اراده دولت بوده و به دامنه بحران وسعت بخشیده است.
جایگاه منافع ملی و ایدئولوژیک در رویکرد سیاست خارجی نظام جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
46 - 87
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث اصلی در روابط بین الملل به منظور بررسی ماهیت و رویکردهای سیاست خارجی کشورها موضوع و جایگاه منافع ملی و ایدئولوژیک می باشد که براساس نوع حکومت و جهان بینی خاص حاکم بر آن تبیین می شود. جمهوری اسلامی ایران نیز به عنوان بازیگری در نظام بین الملل از این قاعده مستثنی نیست و بنابراین پژوهش حاضر به بررسی رابطه این منافع در سیاست خارجی نظام جمهوری اسلامی ایران می پردازد. در پرسش مربوط به جایگاه و نقش منافع ملی و ایدئولوژیک و چیستی آن در کلیت و کُنش و واکنش های سیاست خارجی ایران باید توجه داشت که از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی بنابر ماهیت ارزشی اسلامی و انقلابی آن که در متن و بطن قانون اساسی متجلی و به تمام شئون کشور جهت می دهد و سرلوحه و خط مشی انقلابیون و نخبگان حاکم قرار گرفت، شاهد رویکردی هویت محور هستیم. هر چند در اکثر کشورها ارزش ها و هنجارهای به درجاتی در رویکردهای سیاست خارجی تأثیرگذار هستند، اما منافع ایدئولوژیک سهم قابل توجهی در امر سیاست سازی و اجرای سیاست خارجی ایران داشته و در حکم اصول راهبردی محسوب می شوند. البته این بدان معنا نیست که متفکرین و بانیان انقلاب از اهمیت منافع ملی و عینی و مساعی وصول به آن غافل مانده و یا اهمیتی بر آن قائل نبوده و نیستند، بلکه بر وجه کلی در سیاست خارجی و در رأس آن سیاست های کلان جمهوری اسلامی ایران با توأمان بودن منافع ملی و ایدئولوژیک و تلفیقی هوشمندانه و پویا از آن دو و گاهأ غلبه یکی بر دیگری بنابر مقتضیات زمانی و مکانی و شرایط جاری داخلی و بین المللی مواجه هستیم.
نقش پهپادهای غیرنظامی در اخلال نظم و امنیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۹
177 - 203
حوزههای تخصصی:
پهپادها ابزاری سودمند و حتی در مواقعی سرگرم کننده هستند. اما در کنار کاربردهای فراوان، تهدیدات گسترده ای را به دنبال خواهند داشت. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش پهپادهای غیرنظامی در اخلال نظم و امنیت به اجرا درآمد.روش تحقیق حاضر آمیخته- اکتشافی بود. داده های پژوهش به صورت میدانی و از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش کیفی و توزیع پرسشنامه در بخش کمی تدوین شد. روائی پرسشنامه بخش کمی از طریق روائی صوری به تایید رسیده و پایائی آن نیز برابر با 89/0 گزارش گردید. مشارکت کنندگان در بخش کیفی شامل 14 نفر از خبرگانِ فراجا، سپاه پاسداران و سایر دستگاه های امنیتی تا زمان رسیدن به اشباع نظری و جامعه آماری بخش کمی نیز تعداد 35 نفر از دستگیرشدگان حوزه اخلال در نظم و امنیت بودند که به نوعی تجربه مستقیم و غیر مستقیم بهره برداری از پهپاد را در جرائم ارتکابی خود داشته اند. به جهت تحلیل داده های کیفی که از روش تحلیل مضمونی استفاده شد، نرم افزار MAXQDA و برای تحلیل توصیفی و استنباطی داده های پرسشنامه بخش کمی از نرم افزار SPSS بهره برداری شد. مصاحبه با خبرگان منجربه شناسایی کارکردهای پهپادهای غیرنظامی در اخلال نظم و امنیت در قالب 38 مضمون پایه ای، 7 مضمون سازمان دهنده و 2 مضمون فراگیر گردید. و نتایج نشان داد پهپادها می-توانند از طریق اقدامات اطلاعاتی (حفاظت و مراقبت، مکانیابی، جمع آوری پنهان) و اقدامات عملیاتی (انتقال، رزمی و انتحاری، جنگال و پشتیبانی رزمی و اطلاعاتی) موجبات اخلال در نظم و امنیت را فراهم آورند.
تحلیل نقش جمهوری اسلامی ایران در شکست گروه تروریستی داعش بر اساس رهیافت محور مقاومت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از سیاست های جهان غرب و متحدانش به منظور ضربه زدن بر محور مقاومت تحت رهبری جمهوری اسلامی ایران، تأسیس و حمایت از گروه تروریستی داعش بوده است. مقاله حاضر با بهره گیری از رهیافت محور مقاومت، در پی آن است که به تحلیل نقش ایران در شکست گروه تروریستی داعش بپردازد. برای این منظور تلاش شده است تا از روش ترکیبی استفاده گردد. بر این اساس، در ابتدا با استفاده از مطالعات اکتشافی به بررسی عواملی پرداخته شده است که در نقش ایران جهت شکست این گروه تروریستی مؤثر بوده است و سازوکارهای ایران برای شکست داعش را تحلیل نماید. در مرحله بعد با روش نمونه گیری غیر تصادفی، نمونه آماری از خبرگان دانشگاهی به تعداد 30 نفر مورد انتخاب قرار گرفت و یافته های این پژوهش به وسیله پرسشنامه به آنها ارائه و داده ها از طریق نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های تحقیق نشان می دهد، که ایران با اتخاذ راهبردهایی مانند ائتلاف با دولت ها و گروه های مختلف سیاسی و مذهبی، ارتباط بیشتر با اقلیم کردستان عراق، بهره گیری از نیروهای کارآمد نظامی-امنیتی در عراق و سوریه، سامان دهی نیروهای مردمی و شبه نظامی شیعه نقشی کلیدی در مقابله با اقدامات داعش داشته است. همچنین در چارچوب رهیافت محور مقاومت، تهدید هویتی و فیزیکی داعش علیه منافع حیاتی ایران در تحلیل چرایی فهم رفتار سیاستگزاران جمهوری اسلامی در اقدام جدی علیه این گروه تروریستی مؤثر بوده است.
نقش ارتباطات مردمی و دیپلماسی عمومی در تقویت روابط بین جمهور ی اسلامی ایران و جمهور ی آذربایجان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۰۴
294 - 258
حوزههای تخصصی:
پس از استقلال جمهوری آذربایجان در سال 1991، رابطه این کشور با جمهوری اسلامی ایران فراز و نشیب های گوناگونی داشته است؛ از این رو دیدگاه های متفاوتی نیز در کشور آذربایجان درباره ایران شکل گرفته و همین امر در برخی از دوره ها، سبب ایجاد فضای غبارآلود میان این دو کشور شده است. پرسش این است که چه راهکارهایی در راستای همگرایی میان این دو کشور همسایه وجود دارد؟ نوشتار حاضر با تحلیل عوامل همگرایی مانند اشتراکات و پیوندهای تاریخی، ظرفیت آیین های سنتی، اشتراک زبانی، اشتراک قومی و... تلاش کرده است با بهره گیری از چارچوب نظری همگرایی با عنوان الگوی بام (بینشی، انگیزشی و محیطی) و با روش کتابخانه ای و مصاحبه های نیمه ساختارمند به حل مشکل بپردازد. در این سپهر مقاله حاضر در حوزه اجتماعی و دیپلماسی عمومی در بستر راهبرد «نقش ارتباطات مردمی و دیپلماسی عمومی در تقویت روابط بین ج. ا. ا. و جمهوری آذربایجان»، راهکارهایی برای همگرایی در روابط اجتماعی دو کشور ارائه کرده است: برقراری ازدواج تمدنی میان مردمان ج. ا. ا. و جمهوری آذربایجان، راه اندازی گردشگر سلامت و خدمات پزشکی برای شیعیان جمهوری آذربایجان در ایران و ارائه خدمات پزشکی به مردم آن کشور و همچنین راه اندازی گردشگر زیارتی و مذهبی برای شیعیان جمهوری آذربایجان از اماکن مقدسه؛ مانند امام رضا×، حضرت معصومه’، شاه چراغ و غیره.
چالش های کنش گری صنفی- سیاسی معلمان و تشکل های صنفی آنان در دهه 1390(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۷۱)
163 - 198
حوزههای تخصصی:
کنش گری صنفی-سیاسی معلم ها در دهه 90 شمسی را می توان به عنوان نقطه عطف و فصل جدیدی از تاریخ کنش گری صنفی-سیاسی معلمان در ایران نامید؛ این پدیده در نوع خود، نه تنها با دیگر کنش گری های اعتراضیِ معلمان در چند دهه اخیر متمایز بوده بلکه در مقایسه با کنش گریِ اعتراضیِ دیگر اصناف همچون کارگران، کامیون داران، معدن چیان و غیره-هم از حیث قشری و شکلی و هم از حیث میزان فراگیری، مشارکت و استمرار آن-از ویژگی های خاصی برخوردار بوده است؛ نکته قابل تأمل در این زمینه آن است که این کنش گری برای رسیدن به اهداف عمومی و حرفه ای خود با چالش هایی مواجهه بوده است. بررسی این مهم باعث می شود نه تنها چالش ها و موانع کنش گری این صنف شناسایی و آسیب زدایی شود بلکه چالش های دیگر اصنافِ کنش گر نیز به صورت تطبیقی-مقایسه ای، شناسایی و مرتفع گردد. حال، پرسش اصلی این است که «مهم ترین چالش های کنش گری سیاسی _صنفی معلم ها و تشکل های آنان در دهه 1390 چه بوده است؟». در پاسخ، فرضیه ای که با روش گردآوری کتابخانه ای طرح گردیده و سپس با روش مصاحبه ی نیمه باز برروی 30 نفر از کنش گران سیاسی-صنفی معلمان به بوته آزمون گذاشته شده ازاین قرار است که قشر معلمان در کنش گری صنفی-سیاسی خود دارای سه چالش درونی (تعارض منافع، ضعف تشکیلاتی و فقدان راهبرد منسجم) و سه چالش برونی (ناکارآمدی سیاست گذاری، عدم خوش بینی سیاست گذاران و محیط بین المللی) هستند. تحلیل داده های کمی (از طریق تکنیک های سنجش میانگین و درصد فراوانی) و کیفی (تکنیک برجستگی) نشان می دهند که از 6 چالش برون صنفی و درون صنفی، به ترتیب ناکارآمدی سیاست گذاری ها و ضعف راهبردهای نظری-عملی بیشترین تأثیر و محیط بین المللی کم ترین تأثیر چالش زا را داشته اند.
امتناع قضایی سازی امنیت ملی به مثابه دکترین مسئله سیاسی در دیوان عالی ایالات متحده آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۱)
137 - 153
حوزههای تخصصی:
رویکرد فعلی ایالات متحده به امنیت ملی از طرفی موجب گسترش اختیارات رئیس جمهور به عنوان «فرمانده کل قوا» و نیز نماینده حاکمیت ملی در «روابط خارجی» شده است و از طرفی مانع نظارت دیوان عالی بر دعاوی امنیت ملی در«امور خارجی» به مثابه دکترین مسئله سیاسی می شود. دیوان عالی با تفکیک ابعاد داخلی و خارجی این مفهوم، امنیت ملی در بعد داخلی را امری «قضاپذیر» تلقی کرد و ضمن رسیدگی به این دعاوی، در حدود اختیارات رئیس جمهور تأثیر مهمی گذاشت. دیوان با این استدلال که رئیس جمهور تنها نماینده حاکمیت ملی در روابط بین الملل است، اقدامات او در بعد خارجی امنیت ملی را امری «قضاناپذیر» و در حدود دکترین مسئله سیاسی معرفی می کند. تحقیق برای پاسخ به این پرسش است که آیا رئیس جمهور در وضعیت اضطراری بر اساس نظام کنترل و تعادل اقدام می کند یا دارای صلاحیت انحصاری و ابتکار عمل است؟ ضمن تحلیل مفاهیم قضایی سازی و دکترین مسئله سیاسی، تصمیم قضات دیوان عالی در خصوص پرونده دیمز و مور علیه ریگان، که مربوط به مصادره اموال ایران در سال 1979 می باشد، تحلیل شده است. یافته های این مقاله دلالت بر این امر دارد که معیارهای دوگانه دیوان عالی آمریکا در بررسی پروندهای مربوط به امنیت ملی نشان دهنده قدرت بلامنازع و خارج از نظارت قضایی رئیس جمهور در امور خارجی است.
بررسی مقایسه ای مفهوم و جایگاه «حاکمیت» در سامانه نظری ابن خلدون و نوربرت الیاس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۵
49 - 71
حوزههای تخصصی:
«حاکمیت»، در زمره مفاهیمی است که همواره در مرکز بحث و تحلیل و اندیشه ورزی مکاتب، متفکرین و نظریه پردازان علوم اجتماعی قرار داشته است. هدف پژوهش پیش رو، بررسی آراء و اندیشه های دو متفکر بزرگ جامعه شناسی از دو سنت نظری اسلامی و غربی یعنی ابن خلدون و نوربرت الیاس، در خصوص پیدایش، پایایی و فروپاشی حاکمیت تمدن ها است که مضامین نظری و یافته های کاربردی ارزشمندی در اختیار علاقه مندان این حوزه نظری و مفهومی قرار می دهد. از این رو پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که «حاکمیت» از حیث مفهومی و عملکردی چه شَان و جایگاهی در اندیشه ابن خلدون و نوربرت الیاس دارد؟ جهت پاسخگویی به پرسش فوق تلاش می گردد با اتکاء به روش مقایسه ای، وجوه تمایز و تشابه این مفهوم در سامانه نظری این دو متفکر شناسایی و دستاوردهای کاربردی آن عرضه گردد. یافته های پژوهش نشان می دهد که هر دو اندیشمند از منظر جامعه شناسی تاریخی، رویکردی «تکوینی» به پدیده ها و تحولات اجتماعی از جمله امر «حاکمیت» و دگردیسی آن دارند و هر دو بر یک قاعده عمومی در مورد حاکمیت پای می فشارند و آن این است که وقتی قلمرو حاکمیتی تا حد زیادی گسترش یافت، به فعال شدن نیروهای گریز از مرکز منجر می شود و آنگاه زمانه زوال و فروپاشی آن حاکمیت آغاز می گردد. پژوهش از نوع مطالعات بنیادی نظری، روش تحلیل آن، روش مقایسه ای و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای (کتب و مقالات تخصصی) انجام گرفته است.
راهبرد حقوق سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران در حوزه مرزی دریای خزر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۷ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۲۶
161 - 187
حوزههای تخصصی:
فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی باعث تغییرات ژئوپلیتیک و جانشینی چهار کشور جدا و مستقل در حاشیه ی دریای خزر شد. مقاله حاضر با روش توصیفی-تحلیلی درصدد تبیین راهبرد امنیتی-اقتصادی و حقوقی ایران در حوزه مرزی دریای خزر می باشد. کشورهای حاشیه دریای خزر با عقد پیمان های دوجانبه و چندجانبه و تقسیم منافع دریا میان خود ضمن بی توجهی به حقوق بین الملل، حقوق مسلّم جمهوری اسلامی ایران را هم زیر پا گذاشته اند. فقدان یا عدم توافق کشورهای ساحلی دریای خزر درزمینه رژیم حقوقی به رقابت های سیاسی و امنیتی در منطقه به نفع قدرت های بزرگ مداخله گر در منطقه خزر منجر گردیده است. از دیدگاه واقعگرایی در خزر به جد می توان گفت که سهم ایران از این بستر بسیار کم است و از سویی فشار غرب و خصوصاً آمریکا امکان عبور خطوط لوله را به ایران نمی دهد و روسیه رقیبی جدی برای ایران است .اکنون امید به دولت جدید است تا با ترسیم فرمولی نو برای منافع ملی ایران در خزر به طور سنجیده پیامدهای احتمالی میان بازیگران بزرگ بین المللی و باتجربه خاطره ای نیک را در تاریخ به نام خویش بر جای گذارد.
دیپلماسی انرژی و عملکرد روسیه در قالب اوپک پلاس
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
27 - 51
حوزههای تخصصی:
رشد دیپلماسی انرژی و شبکه ای شدن سیاست خارجی کشورها باعث شده فعل و انفعالات در یک کشور و یک سازمان بقیه جهان را نیز تحت تأثیر خود قرار دهد. در یک بازه زمانی طولانی، کشورهای عضو اوپک به عنوان مهم ترین بازیگران تصمیم گیرنده در بازار انرژی نقش آفرینی می کردند؛ اما به مرور بازیگرانی مانند روسیه تصمیم گرفتند برای تأثیرگذاری بیشتر به همکاری و تعامل بیشتر با کشورهای دارنده انرژی، به خصوص اوپک بپردازند. بر این اساس، ائتلافی در قالب اوپک پلاس به وجود آورده اند که روسیه و عربستان بزرگ ترین بازیگران تصمیم گیرنده در این ائتلاف محسوب می شوند. روسیه به دنبال نقش آفرینی بیشتر در بازار انرژی و جایگزین کردن خود به جای آمریکا در منطقه است و اعضای اوپک هم به دنبال کاهش وابستگی به غرب و تنوع بازار فروش و سلطه بر بازار قیمت گذاری. دو طرف ارزیابی کرده اند که نزدیکی آن ها باعث رشد بازار و قدرت بیشتر خواهد شد. سؤال مقاله این است که روسیه چه رویکردی را در اوپک پلاس دنبال می کند؟ و این ائتلاف چه مزایایی برای روسیه داشته است؟ مقاله به روش تبیینی، در چارچوب دیپلماسی انرژی، رویکرد سیاست انرژی روسیه را به دو بخش قبل و بعد از تشکیل اوپک پلاس تقسیم کرده است. زمینه هایی همچون نفت شیل و بحران قیمت ها باعث شده نگرش روسیه از رقابت به همکاری تغییر کند. با توجه به حضور روسیه در این ائتلاف، مطرح شدن روسیه به عنوان بازیگر مهم در تعیین قیمت بازار نفت، بالا بردن منافع سیاسی و اقتصادی، برهم خوردن توازن ریاض-واشنگتن و همکاری بیشتر عربستان-روسیه از مزایایی است که روسیه در این ائتلاف کسب کرده است.
تحلیل ناآرامی های پاییز 1401 جمهوری اسلامی ایران براساس نظریه کنش ارتباطی یورگن هابرماس
منبع:
پژوهش ملل اردیبهشت ۱۴۰۲ شماره ۸۷
27-49
حوزههای تخصصی:
ناآرامی و اعتراضات و نحوه کنترل این پدیده، از جمله مسائلی است که در پی تغییرات سیاسی اجتماعی پس از جنگ تحمیلی در برخی نقاط کشور برای مسئولان جمهوری اسلامی اهمیت خاصی پیدا کرده و تلاش هایی از سوی حاکمیت برای تقویت سیستم های امنیتی و انتظامی بعنوان منابع کنترل اجتماعی صورت گرفته است. این اعتراضات موجی از نظریه پردازی را در رابطه با ماهیت، ریشه ها و پیامدهای موضوع بدنبال داشت. بسیاری از تحلیل گران به نقد و تحلیل این موضوع پرداخته و تعابیر متفاوتی بکار گرفته اند که حاکی از تفاسیر گوناگون و گاهاً متعارض است که با عناوینی همچون اغتشاش اجتماعی، جنبش اجتماعی، فتنه جدید و ... در دست نقد و تحلیل است. بررسی ناآرامی های اخیر از منظر نظریه کنش ارتباطی هابرماس از آنجایی حائز اهمیت است که برخلاف نظریه های اثبات گرایی که با نگاه تبیینی به مسائل اجتماعی می پردازند و با رویکردی محافظه کارانه به دنبال نظم و ثبات هستند، در این نظریه انتقادی به کنش های فردی و گروهی با رویکردی اجتماعی توجه می شود. این مقاله با بهره مندی از روش توصیفی-تحلیلی و براساس گزارشات میدانی و مطالعه اسناد کتابخانه ای، با طرح این سوال که ناآرامی های پاییز 1401 در جمهوری اسلامی ایران براساس چه مولفه یا مولفه هایی قابل تبیین است؟ بدنبال آزمون فرضیه ای است که کاربست نظریه کنش ارتباطی را در تحلیل اعتراضات سیاسی و اجتماعی موثر می داند. همچنین فقدان و یا خلاء انجام پژوهشی در زمینه بررسی نظری علل حوادث از دیدگاه نظریه کنش ارتباطی هدف انجام پژوهش مزبور بوده است
بررسی تناظر محتوایی نفی سلطه گری و سلطه پذیری در اندیشه سیاسی امام خامنه ای و قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از مقوله های بسیار مهمی که در سیاست خارجی جامعه اسلامی مطرح است، «نفی سلطه گری و سلطه پذیری» است، موضوعی که توسط آیت الله خامنه ای مورد تأکید قرار گرفته است. همچنان که این مفهوم در قرآن کریم در عرصه سیاست خارجی نکوهش شده است. تحقیق حاضر درصدد پاسخ گوئی به این سؤال اصلی است نفی سلطه گری و سلطه پذیری در اندیشه سیاسی آیتالله خامنه ای و قرآن کریم به چه میزان تناظر دارند؟ پژوهش حاضر بر اساس روش تحلیل محتوا سامان یافته است. در این تحقیق تلاش شده تمام بیانات آیت الله خامنه ای مورد بررسی قرار گیرد. برای پاسخ به این پرسش پس از گردآوری مقولات و مؤلفههای «نفی سلطه گری و سلطه پذیری» به تحلیل این اصل در اندیشه سیاسی آیتالله خامنه ای پرداخته شده و سپس با نتایج حاصل از آیات قرآن کریم مقایسه و شباهت ها، تفاوت ها و میزان تناظر آنها سنجیده شده است. براساس یافته های پژوهش، مقوله های مشترکی که در تحلیل بیانات آیت الله خامنه ای و آیات قرآن کریم بدان اشاره شده و مورد تحلیل قرار گرفته شامل رابطه متقابل ظلم و عدل، علّت مبارزه با نظام سلطه، راه برون رفت از نظام سلطه می باشند.
اتحّاد آنکارا – باکو در جنگ دوم قره باغ و تأثیر آن بر امنیّت ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۱۴۶)
81 - 108
حوزههای تخصصی:
طی سه دهه گذشته، آذربایجان و ترکیه موفق به ایجاد یک رابطه قوی و عمیق بر اساس منافع مشترک شده اند که در جنگ ۲۰۲۰ قره باغ به اوج خود رسید. جنگ قره باغ و رژه نظامی پس از پایان آن در باکو که با حضور الهام علی اف و رجب طیب اردوغان برگزار شد، ظرفیت اتحاد بین دو کشور را برجسته کرد. ترکیه در جنگ دوم قره باغ با حمایت سیاسی - نظامی از جمهوری آذربایجان موفق شد پیوند خود با این کشور را بیش ازپیش تقویت کند و ضمن تثبیت حضور خود در قفقاز جنوبی، از آن به عنوان پلی برای رسیدن به آسیای مرکزی استفاده کند. حضور ترکیه به عنوان رقیب تاریخی ایران در جنگ قره باغ و اتحاد آن با جمهوری آذربایجان برای امنیّت ملی ایران تهدیداتی به همراه دارد. بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر پاسخ به این پرسش است که اتحاد آنکارا - باکو چگونه و با چه سازوکاری بر امنیّت ملّی ایران تأثیر می گذارد؟ برای پاسخ به این پرسش با استفاده از روش ردیابی فرایند و با بهره گیری از چارچوب نظری سه سطحی و سه حوزه ای تلاش شده است تا تهدیدات اتحاد آنکارا - باکو علیه امنیّت ملی ایران تبیین شود. اتحاد باکو - آنکارا از طریق پیگیری ایدئولوژی پان ترکیسم، کنترل خطوط لوله انرژی، تلاش برای ایجاد دالان زنگزور و به کارگیری نیروهای مزدور در جنگ ۲۰۲۰ قره باغ در ابعاد ژئوکالچر، ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک بر امنیّت ملی ایران تأثیر می گذارد. در این پژوهش، روش گردآوری اطلاعات نیز به صورت استفاده از منابع مکتوب اعم از کتب، مقالات، اسناد و داده های اینترنت است.
ارزیابی کاربست الگوی انقلاب های شرقی و غربی بر انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انقلاب ها از جمله پیچیده ترین پدیده های بشری اند. اگرچه در چارچوب مدل سازی های نظری تلاش می شود تا حدالامکان به شکل ساده تری توضیح داده شوند. تاکنون دسته بندی های مختلفی از انقلاب ها ارائه شده است. یکی تقسیم بندی ساده و دوگانه ای که در بررسی تحولات انقلابی ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته، دسته بندی ساموئل هانتینگتون از انقلاب هاست. او در یک نگاه کلی انقلاب ها را به دو دسته شرقی و غربی تقسیم می کند و برای هر یک ویژگی هایی برمی شمارد و ویژگی های این دو دسته انقلاب ها را در مقابل یکدیگر قرار می دهد. بر این اساس سوال این پژوهش از این قرار است؛ انقلاب اسلامی در کدام دسته از این دوگانه قرار می گیرد و این الگوبندی تاچه حد در تحلیل انقلاب اسلامی کارآمد است؟ فرضیه ای که این پژوهش به بررسی آن می پردازد ضمن تاکید بر نزدیکی انقلاب ایران به مدل غربی انقلاب ها و تفاوت های نسبتا بنیادین آن با مدل انقلاب های شرقی، نقدهایی به این الگوبندی در تحلیل انقلاب اسلامی وارد می داند. برای بررسی این فرضیه، گردآوری داده ها به شکل کتابخانه ای خواهد بود و از روش مقایسه ای-تاریخی بهره خواهیم برد.
اهداف استکبار جهانی از ایجاد جنگ های مذهبی سی ساله در جهان اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال ۲۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۹۹
5 - 35
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی اهداف استکبار جهانی از ایجاد جنگ های مذهبی در جهان اسلام، براساس تجربه تاریخی جنگ های سی ساله اروپا در قرن هفدهم میلادی است. این پژوهش نوعی تحقیق کاربردی - اکتشافی است که با روش پژوهش ترکیبی صورت گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل سه گروه «خبرگان علمی» «کارشناسان مسایل سیاسی» و «کارشناسان مسایل دفاعی-امنیتی» است. روش نمونه گیری، در مرحله کیفی، روش نمونه گیری هدفمند و در مرحله کمی، روش نمونه گیری طبقه ای نسبتی بود. حجم نمونه در مرحله کیفی 18 نفر بود که به دلیل دستیابی به اشباع نظری تا سیزده نفر ادامه یافت همچنین حجم نمونه در مرحله کمی 24 نفر بود. ابزار گردآوری داده ها در مرحله کیفی، مصاحبه عمیق و در مرحله کمی، پرسشنامه محقق ساخته بود که با استفاده از داده های حاصل از مرحله کیفی ساخته شد. برای تحلیل داده های کیفی حاصل از مصاحبه ها از روش تحلیل محتوا و برای اعتباریابی یافته های حاصل از تحلیل مصاحبه ها از روش دلفی استفاده شد، برای این منظور یافته های حاصل از مصاحبه ها درقالب یک پرسشنامه محقق ساخته، سازماندهی و برای مصاحبه شوندگان ارسال شد و پس از دو مرحله رفت و برگشت، نتایج حاصل توسط آزمون دوجمله ای مورد تحلیل قرارگرفت. یافته های تحقیق نشان داد که اهداف استکبار را می توان در قالب چهار دسته شامل «اهداف سیاسی» «اهداف اقتصادی» «اهداف نظامی - امنیتی» و «اهداف فرهنگی- اجتماعی» طبقه بندی نمود.
تأثیر بلاک چین بر حاکمیت وستفالیایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال ۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳۵
229 - 258
حوزههای تخصصی:
فناوری ها همواره در حال پیشرفت و توسعه هستند و بالطبع این پیشرفت ابعاد گوناگونی از زندگی اجتماعی را نیز تحت تأثیر قرار می دهد. اما برخی از این تحولات آثاری عمیق تر به جای می گذارند؛ همانند اینترنت که امروز می توان تاریخ جهان را به دنیای پیش و پس از اینترنت تقسیم کرد. ازجمله دیگر پدیده های نوظهور که می توان گفت آغازی بر چنین تحولی است، ایجاد فناوری بلاک چین است که شاید بتوان آن را نقطه عطفی در تحول حاکمیت ها در معنای انحصاری آن ،که به نام حاکمیت وستفالیایی شناخته می شوند، دانست؛ چراکه آنچه یک جامعه را به حفظ و تقویت حاکمیت تشویق می کند، نیاز به محوری برای ایجاد اعتماد عمومی، تضمین قراردادهای اجتماعی و تنظیم روابط در جامعه است. بلاک چین با بستر مطمئن و قابل اعتمادی که فراهم آورده و درعین حال بسیاری از مخاطرات و محدودیت های حاکمیت ها، مانند گرفتار شدن در دیکتاتوری و تحدید آزادی ها را نیز ندارد، جایگزینی جذاب برای بسیاری از خدماتی تلقی می گردد که تا امروز بدیلی جز حاکمیت انحصاری برای آن وجود نداشته است. بدین ترتیب با گسترش روابط اجتماعی مبتنی بر بلاک چین نیاز به دولت کاهش یافته و این امر حاکمیت ها را کمرنگ تر و کوچک تر خواهد کرد. حال سؤال اصلی آن است که این تأثیرگذاری تا چه حد حاکمیت های وستفالیایی را تحت تأثیر قرار خواهد داد یا تضعیف می نماید که در این مقاله نحوه و نوع این تأثیرگذاری را موردبررسی قراردادیم و درنهایت، به نظر می رسد هرچند راه درازی در پیش است تا بتوان از کنار رفتن حاکمیت وستفالیایی سخن گفت، اما گام هایی جدی در این مسیر برداشته شده است.
The Effects of Western Sanctions on Iranian and Russian Energy Economics: Evidence from Scenario Planning Method(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Economic sanctions, involving trade restrictions imposed by one country or a group of countries against another, come in various forms, such as tariffs, trade barriers, and import/export restrictions. In recent times, Iran and Russia have become targets of diverse economic sanctions imposed by the Western Bloc. Given that both countries heavily rely on their energy sectors as the bedrock of their economies, this study focuses on assessing the impact of Western sanctions on Iran and Russia's energy industries. Employing the Futurology method (Scenario planning), the research examines the effects of Western sanctions on the energy sectors of Iran and Russia, and explores their respective responses to mitigate these adverse consequences. The findings highlight four potential scenarios for the future of the Iranian and Russian energy sectors, based on two megatrends of sanctions and geopolitical tensions. Among these scenarios, the "Ideal scenario" emerges as the most favorable outcome, while the "Austerity scenario" poses the greatest challenges. Despite the short-term efficacy of these strategies, the study underscores heightened long-term investment risks in both nations. Consequently, foreign investors' participation in the oil and gas sectors of Iran and Russia is expected to decline.
The Impact of Communal Land Ownership on Renewable Energy Development in Emerging Economies(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The main question in this paper is to what extent communal land ownership (CLO) influences the utilization of environmentally friendly resources? To find the answer to this question, this study investigates the relationship between (CLO) and the adoption of environmentally sustainable resources in 12 emerging economies from 1990 to 2019, utilizing a panel data methodology. Findings suggest that (CLO) has a positive impact on promoting green resource utilization in the long term, whereas its short-term effects on green resource consumption are not substantial. Moreover, an immediate increase in GDP exhibits a negative influence, while a long-term rise positively affects the progression of green resource consumption. The Gini coefficient adversely affects the deployment of green resources, and heightened economic uncertainty leads to a reduction in their consumption. To harness the positive effects of (CLO) on green resource utilization, emerging economies should focus on implementing sustainable development education programs (ESD), bolstering green financial inclusivity, expanding poverty alleviation policies, enhancing functional literacy, and augmenting financial diffusion.
هوش مصنوعی و مسئله دار کردنِ درون مایه های امنیت ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴۷ (پیاپی ۷۶)
207 - 242
حوزههای تخصصی:
زمینه اصلی این پژوهش، ارائه چارچوبی گسترده است که از طریق آن نقش هوش مصنوعی در استفاده غیراخلاقی از کارکردهای آن در مسائل امنیتی بصورت نظری و عملی مورد ارزیابی جدی قرار گیرد. پرسش اصلی پژوهش این است که درون مایه های امنیت ملی بر اساس آموزه های دوران استیلاء و هژمونی؛ هوش مصنوعی را چگونه می توان در قالب تروریسم، جنگ، تنازع و دفاع مسئله دار کرد؟ در پاسخ به پرسش، این فرضیه مطرح می گردد که «امنیت ملی» بر اساس شاخصه های معرفتی- عملی ارائه شده، ظرفیت و قابلیت تببین و تفهیم این مسئله را دارد چراکه بر اساس نظریه های موجود در مطالعات امنیت ملی اعم از جریان اصلی و جریان انتقادی، هیچ کدام بصورت جامع و کامل، نه می تواند درون مایه های مذکورِ امنیت ملی در عصر هوش مصنوعی و کلان داده را مسئله مند کند و نه پاسخگوی مسائل مرتبط با این حوزه در ساحتِ عملِ مناسبات امنیت ملی باشد. زمینه سازی برای کاربست عملی امنیت ملی با رویکرد داده بنیاد جز با نگاه مسئله مند تروریسم، جنگ و تنازع به سامان نخواهد شد و یکی از مصادیق راهبردی این الگوواره، «امنیت ملی الگوریتمی» است که پتانسیل ایجاد و تکوین نظم نوین امنیتی دیگری را به اثبات رسانیده است.