مطالب مرتبط با کلیدواژه

ناآرامی های پاییز 1401


۱.

تحلیل ناآرامی های پاییز 1401 جمهوری اسلامی ایران براساس نظریه کنش ارتباطی یورگن هابرماس

کلیدواژه‌ها: نظریه انتقادی کنش ارتباطی زیست جهان سیستم ناآرامی های پاییز 1401

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۵ تعداد دانلود : ۵۴۴
ناآرامی و اعتراضات و نحوه کنترل این پدیده، از جمله مسائلی است که در پی تغییرات سیاسی اجتماعی پس از جنگ تحمیلی در برخی نقاط کشور برای مسئولان جمهوری اسلامی اهمیت خاصی پیدا کرده و تلاش هایی از سوی حاکمیت برای تقویت سیستم های امنیتی و انتظامی بعنوان منابع کنترل اجتماعی صورت گرفته است. این اعتراضات موجی از نظریه پردازی را در رابطه با ماهیت، ریشه ها و پیامدهای موضوع بدنبال داشت. بسیاری از تحلیل گران به نقد و تحلیل این موضوع پرداخته و تعابیر متفاوتی بکار گرفته اند که حاکی از تفاسیر گوناگون و گاهاً متعارض است که با عناوینی همچون اغتشاش اجتماعی، جنبش اجتماعی، فتنه جدید و ... در دست نقد و تحلیل است. بررسی ناآرامی های اخیر از منظر نظریه کنش ارتباطی هابرماس از آنجایی حائز اهمیت است که برخلاف نظریه های اثبات گرایی که با نگاه تبیینی به مسائل اجتماعی می پردازند و با رویکردی محافظه کارانه به دنبال نظم و ثبات هستند، در این نظریه انتقادی به کنش های فردی و گروهی با رویکردی اجتماعی توجه می شود. این مقاله با بهره مندی از روش توصیفی-تحلیلی و براساس گزارشات میدانی و مطالعه اسناد کتابخانه ای، با طرح این سوال که ناآرامی های پاییز 1401 در جمهوری اسلامی ایران براساس چه مولفه یا مولفه هایی قابل تبیین است؟ بدنبال آزمون فرضیه ای است که کاربست نظریه کنش ارتباطی را در تحلیل اعتراضات سیاسی و اجتماعی موثر می داند. همچنین فقدان و یا خلاء انجام پژوهشی در زمینه بررسی نظری علل حوادث از دیدگاه نظریه کنش ارتباطی هدف انجام پژوهش مزبور بوده است
۲.

تحلیل ناآرامی های پاییز ۱۴۰۱ ایران از منظر جنبش نوین اجتماعی کاستلز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جمهوری اسلامی ایران جنبش های نوین اجتماعی شبکه های اجتماعی مجازی مانوئل کاستلز ناآرامی های پاییز 1401

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۴۶
فضای مجازی به عنوان پدیده ای نوظهور منشأ ایجاد تغییرات عمده ای در زیست فردی و اجتماعی انسان ها شده و بسیاری از مفاهیم و الگوهای سنتی کنش سیاسی شناخته شده مانند جنبش های اجتماعی را دستخوش تحولات بنیادین کرده است. در همین راستا «مانوئل کاستلز» پس از جریان بیداری اسلامی و با مطالعه تحولات کشورهای عربی به بررسی الگوی جدید جنبش های اجتماعی پرداخته و شاخص هایی را برای جنبش های نوین اجتماعی بیان کرده است. مسئله این پژوهش تحلیل ماهیت ناآرامی های 1401 ایران با استفاده از نظریه کاستلز است. پرسش اصلی محققان آن است که آیا ناآرامی های 1401 ایران بر مبنای نظریه کاستلز، یک جنبش نوین اجتماعی قلمداد می شود؟ روش تحلیل در پژوهش حاضر «نظریه مبنا» (نظریه جنبش های نوین اجتماعی کاستلز) بوده است. یافته ها نشان می دهد که ناآرامی های 1401 ایران بعضی از شاخص های کلیدی جنبش نوین اجتماعی مدنظر کاستلز را به دلیل انحراف پدیدآمده از ناحیه دخالت عوامل خارجی، ندارد.