محمد اسکندری نسب

محمد اسکندری نسب

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۲ مورد از کل ۱۲ مورد.
۱.

از نهادمحوری تا زمینه مندی فرهنگی: تحلیل تطبیقیِ توسعه اقتصادی_اجتماعی در نظریات و سیاست های نونهادگرایی و پساتوسعه

کلیدواژه‌ها: نونهادگرایی پساتوسعه گفتمان توسعه توسعه اقتصادی توسعه اجتماعی مرور نظام مند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۱
هدف: این مقاله با هدف ارائه یک تحلیل نظری تطبیقی جامع از دو پارادایم اثرگذار اما از نظر معرفت شناختی متفاوت در مطالعات توسعه معاصر، یعنی نونهادگرایی و پساتوسعه نگاشته شده است. نونهادگرایی، توسعه را فرآیندی برنامه پذیر و نهادمحور تلقی می کند که بر محوریت قواعد رسمی، حقوق مالکیت، استقلال قضایی و ساختارهای حکمرانی شفاف تأکید دارد. در این دیدگاه، توسعه به عنوان مسئله ای فنی در طراحی و اصلاح نهادی درک می شود که در آن ایجاد ساختارهای قابل پیش بینی و سازگار با انگیزه ها، رشد اقتصادی و ثبات اجتماعی بلندمدت را ممکن می سازد. در مقابل، پساتوسعه با نگاهی کاملاً متفاوت، خودِ مفهوم توسعه را به جای پروژه ای بی طرفانه، سازه ای گفتمانی و هژمونیک تلقی می کند و نشان می دهد که چگونه مفهوم توسعه، جوامع غیرغربی را به حاشیه رانده، دانش بومی را نامشروع جلوه داده و سلطه فرهنگیِ جهان شمال را تداوم می بخشد. این مقاله با بررسی نظام مند هفت اثر کانونی برگرفته از هر دو سنت، به دنبال بررسی این است که: این پارادایم ها، چگونه توسعه اجتماعی-اقتصادی را مفهوم سازی می کنند، چگونه نقش دولت را تفسیر می کنند، چگونه تداوم فقر را توضیح می دهند و چه نوع راهبردهایی را برای تغییر اجتماعی پیشنهاد می کنند. روش: این پژوهش از رویکردی کیفی بهره می گیرد و متکی بر روش مرور نظام مند ادبیات نظری و تحلیل تطبیقی است و نه داده های تجربی یا آماری. پیکره تحلیل شامل هفت کتاب اصلی شده است: سه کتاب به عنوان نماینده دیدگاه نونهادگرایی شامل: «نهادهای اقتصادی سرمایه داری» نوشته الیور ویلیامسون (۱۹۸۵)، «خشونت و نظم های اجتماعی» نوشته داگلاس نورث، جان والیس و باری وینگاست (۲۰۰۹) و «چرا ملت ها شکست می خورند» نوشته دارون عجم اوغلو و جیمز رابینسون (۲۰۱۲)؛ و چهار کتاب به عنوان نماینده رویکرد پساتوسعه  شامل: «مواجهه با توسعه» نوشته آرتورو اسکوبار (۱۹۹۵)، «خوانش نامه پساتوسعه» گردآوری شده توسط رهنما و باوتری (۱۹۹۷)، «پساتوسعه (نظریه، عمل، مسائل و چشم اندازها)» نوشته آرام ضیایی (۲۰۱۶) و اثر جدیدتر ضیایی با عنوان «گفتمان توسعه و تاریخ جهانی» (۲۰۲۳). هر یک از این آثار به دلیل جایگاه کانونی در پارادایم مربوطه، بلکه به دلیل قابلیت مقایسه در پرداختن به مضامین اصلی توسعه، قدرت، نهادها و تنوع فرهنگی انتخاب شده اند. تحلیل از طریق راهبردی نظام مند پیش می رود. هر متن از نظر چهار بُعد مرتبط با هم بررسی می شود: فرضیات هستی شناختی در مورد اینکه توسعه چیست، جهت گیریِ معرفت شناختی که به شناخت، مطالعه و تبیین توسعه شکل می دهد، پیامدهای کارکردی که نشان می دهند توسعه در عمل چه می کند و پیامدهای سیاستی که نشان می دهند چگونه باید توسعه را دنبال کرد، اصلاح کرد یا از آن دست کشید. یافته ها:  این تحلیل مجموعه ای از تضادهای آشکار و نیز شباهت های ظریف را آشکار می کند. از منظر هستی شناختی، نونهادگرایی، توسعه را به عنوان فرآیندی قابل اندازه گیری و جهان شمول در بهینه سازی نهادی تعریف می کند. نهادها که به عنوان «قواعد بازی» مفهوم سازی می شوند، در شکل دهی انگیزه ها، کاهش هزینه های مبادله و تقویت همکاری مولد، تعیین کننده در نظر گرفته می شوند. از نظر پژوهشگران نونهادگرایی، توسعه را می توان در هر جامعه ای که نهادهای فراگیر، شفاف و پاسخگو ایجاد کند، به طور قابل اتکایی به دست آورد. از سوی دیگر، پساتوسعه، توسعه را به عنوان دستگاهی گفتمانی از قدرت تعریف می کند و نه پروژه ای بی طرفانه. توسعه، در این دیدگاه، به عنوان مجموعه ای از رویه ها و روایت ها عمل می کند که «جهان سوم» را به عنوان عقب مانده، وابسته و نیازمند نوسازی می سازند و از این طریق مداخله های غربی را مشروعیت می بخشند. پساتوسعه مدعی است که توسعه به جای حلِ مسائل فقر یا نابرابری، سلسله مراتب های استعماری را در اشکال جدید بازتولید می کند. از نظر معرفت شناختی، نونهادگرایی با اقتصادِ انتخاب عقلانی و مفروضات اثبات گرایانه همسو است. این رویکرد متکی به مقایسه های تاریخی و مطالعات موردی است اما اهتمامی واقع گرایانه به شناسایی نظمهای علّی و چارچوب های تبیینی جهان شمول دارد. در مقابل، پساتوسعه به شدت از مطالعات پسااستعماری، تحلیل گفتمان فوکویی و معرفت شناسی های پسا ساختارگرایانه بهره می برد و تأکید می کند که دانش در مورد توسعه همیشه موقعیت مند، از نظر سیاسی بارگذاری شده و جدایی ناپذیر از ساختارهای سلطه است. از نظر پساتوسعه، توسعه مقوله ای عینی نیست، بلکه گفتمانی مورد مناقشه است که رژیم های حقیقت را تولید می کند. نقش دولت نیز به گونه ای متفاوت تصور می شود. برای نونهادگرایی، دولت، محوری و ضروری است. دولتی قوی، مبتنی بر قانون و از نظر نهادی منسجم، ضامن توسعه در نظر گرفته می شود، که قادر به اجرای قراردادها، حمایت از حقوق مالکیت و ایجاد چارچوب های قابل پیش بینی برای فعالیت اقتصادی و سیاسی باشد. در مقابل، پساتوسعه با سوءظن به دولت می نگرد؛ چراکه آن را اغلب در بازتولید گفتمان توسعه همدست می داند. این رویکرد توجه را از ساختارهای سلسله مراتبی دولت به سوی جنبش های مردمی، شبکه های افقی و خودمختاری جامعه به عنوان کانون های اصلی مقاومت و دگرگونی معطوف می دارد. بررسی مفهوم فقر، این شکاف پارادایمی را بیشتر نشان می دهد. نونهادگرایی، فقر مداوم را به نهادهای ضعیف یا استثمار گر نسبت می دهد که نمی توانند حقوق مالکیت امن، مشارکت سیاسی فراگیر یا حکمرانی باثبات را تضمین کنند؛ از این رو فقر به عنوان پیامدِ ترتیبات نهادی ناکارآمد معرفی می شود که حداقل می تواند از طریق اصلاحات برطرف شود. پساتوسعه به فقر به گونه ای متفاوت می نگرد. از نظر نظریه پردازان پساتوسعه، فقر، صرفاً یک شرط تجربی نیست، بلکه یک ساختار گفتمانی است که هنگامی تولید می شود که گفتمان جهانی توسعه، کل جمعیت ها را به عنوان «توسعه نیافته» برچسب می زند. چنین برچسب زنی، اعتبار روش های زندگی غیرغربی را از بین می برد، اقتصادهای معیشتی را بی ارزش می کند و اشکال جایگزین رفاه را نامشروع جلوه می دهد. فقر از این منظر، کمتر مسئله ای برای حل کردن است و بیشتر نشانه ای از سلطه ذاتی از سوی خود پارادایم توسعه است. پیامدهای سیاستی این رویکردها به همان اندازه واگرا هستند. نونهادگرایی مسیری از اصلاحات نهادی را تجویز می کند و از حقوق مالکیت قوی تر، کاهش فساد، استقلال قضایی و ساختارهای حکمرانیِ همسوکننده نتایج با انگیزه ها حمایت می کند. پیشنهادهای آن عمل گرایانه، برنامه ای و جهان شمول است. با این حال، پساتوسعه خواستار جدایی از توسعه است. این رویکرد بر رد طرح های تحمیلی از بیرون، ترجیح دادن نظام های دانش بومی، حفظ تنوع فرهنگی و پرورش بدیل های محلی مانند اقتصادهای محلی، خودکفایی اکولوژیکی و توانمندسازی مردم اصرار دارد. برای پساتوسعه، راه حل در ایجاد توسعه «بهتر» نیست، بلکه در ایجاد «بدیل هایی برای توسعه» است. نتیجه: تحلیل تطبیقی تأیید می کند که نونهادگرایی و پساتوسعه در معرفت شناسی هایی اساساً ناسازگار ریشه دارند. نونهادگرایی، توسعه را به عنوان پروژه ای جهان شمول و دست یافتنی تصور می کند که ریشه در اصلاحات نهادی عقلانی دارد و توسط ساختارهای دولتی قوی پشتیبانی می شود. پساتوسعه این چارچوب را به کلی رد می کند و استدلال می کند که توسعه یک راه حل نیست، بلکه گفتمانی هژمونیک از سوی نظام سلطه است که باید با بدیل های کثرت گرا و از نظر فرهنگی حک شده در جامعه جایگزین شود. پیامدهای گسترده این تقابل نظری نشان می دهد که مطالعات توسعه نمی تواند محدود به مسائل فنی مربوط به کارایی، حکمرانی یا طراحی نهادی باشد؛ بلکه باید به سؤالات عمیق تری در مورد قدرت، گفتمان و مشروعیت فرهنگی بپردازد. نونهادگرایی طرح های سیاستی روشن و قابل اجرا ارائه می دهد؛ اما خطر نادیده گرفتن ویژگی های فرهنگی و تقویت ناخواسته هنجارهای نهادی غربی را به همراه دارد. در نهایت، بحث بین نونهادگرایی و پساتوسعه صرفاً مسئله ترجیحات سیاستی نیست، بلکه منعکس کننده دو هستی شناسی کاملاً متفاوت از توسعه است. نونهادگرایی امکان طراحی توسعه از طریق نهادها را تأیید می کند، در حالی که پساتوسعه اصرار دارد که خود مفهوم توسعه مشکل ساز است و باید به نفع بدیل های محلی رها شود. تشخیص این تقابل نظری، برای تقویت و غنای مطالعات توسعه بسیار مهم است. درنهایت مطالعات توسعه به جای اینکه به مثابه رشته ای فنی محدود انگاشته شود، می بایست به عنوان حوزه ای بین رشته ای درک شود که اقتصاد، جامعه شناسی، مردم شناسی و نقد پسااستعماری را در خود جای می دهد.
۲.

وضعیت جوان ایرانی در دهه پنجم انقلاب اسلامی: مطالعه آمارها و پیمایش ها براساس بیانیه گام دوم انقلاب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جوان ایرانی بیانیه گام دوم انقلاب دهه پنجم انقلاب اسلامی مقام معظم رهبری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۶۱
بیانیه گام دوم انقلاب به عنوان آغازگر «فرایند بزرگ و جهانی چهل سال دوم انقلاب اسلامی»، تأکیدی خاص بر جوانان با عبارت «محور تحقق نظام پیشرفته اسلامی»، خواستار کاربست همت های بلند و انگیزه های جوان و انقلابی در گام دوم انقلاب است. از این رو هدف اصلی مقاله در ابتدا این بود که وظایف جوانان دهه پنجم انقلاب اسلامی در این بیانیه با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی مشخص شود و پس از آن با استناد به آمارها و پیمایش ها، بتوان وضعیت جوان ایرانی را در هر کدام از آن شاخص های استخراج شده از این بیانیه بررسی نمود. یافته های پژوهش بیانگر این بود که با بررسی کیفی متن بیانیه گام دوم انقلاب، شش شاخص اصلی به عنوان وظایف و راهبرد عمل جوان ایرانی تحت عناوین: جهاد امیدآفرینی، جهاد علمی و پژوهش، دین داری، توجه به اخلاق و معنویت، جهاد پیشرفت، تعالی نظام و عدالت اجتماعی، بینش انقلابی و جهاد سیاسی مشخص شد و همچنین در ادامه نشان داده شد که در آمارها و پیمایش های موجود وضعیت در این شاخص ها به چه صورت بوده تا زمینه ی سیاست گذاری و برنامه ریزی تربیتی مطلوب را فراهم گردد.
۳.

اصل سیاست-رسانه-سیاست: ارائه رویکردی جامع تر در ارتباطات سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اصل سیاست - رسانه - سیاست ارتباطات سیاسی سیاست رسانه محور فضای سیاسی فضای رسانه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۲ تعداد دانلود : ۲۴۶
در مقاله حاضر چهارچوبی نظری به نام اصل «سیاست-رسانه-سیاست» تشریح می شود. هدف این اصل، فراهم آوردن بنیادی مفهومی است که بر اساس آن، روشی جامع برای شرح نقش رسانه های خبری در فرآیندهای سیاسی دولت ها ایجاد شود. اصل سیاست-رسانه-سیاست بر اساس دو ادعای محوری بنا شده است. نخست اینکه، به خوبی می توان نقش رسانه ها را در فرآیندهای سیاسی، به صورت چرخه ای درک کرد که در آن، نوسانات در محیط سیاسی یک دولت به نوسانات در جریان رسانه ای منجر شده و این امر متعاقباً موجب نوسانات بیشتر در محیط سیاسی می شود. دوم، رسانه ها با توجه به توانایی شان برای تبدیل واقعیت های سیاسی به روایت های خبری (که برخی مواقع تأثیر به سزایی بر روی نتایج سیاسی دارند) می توانند نقشی مستقل در پروسه های سیاسی داشته باشند. این بحث به سه بخش عمده تقسیم می شود. در بخش نخست، برخی از نظریه های مهم ارتباطات سیاسی بررسی شده که درواقع اصول مبنایی اصل سیاست-رسانه-سیاست هستند. در بخش دوم، از یافته های محدوده متنوعی از مطالعات استفاده شده تا سودمندی این اصل را تشرح شود. در نهایت در بخش سوم این مقاله برخی استثنائات این اصل بیان شده است
۴.

مقایسه کیفیت زندگی در محلات خودرو و برنامه ریزی شده شهری؛ مطالعه تطبیقی محلات گوشه گاپله و شهرک اندیشه بروجرد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کیفیت زندگی شهری محلات خودرو محلات برنامه ریزی شده شهر بروجرد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۶ تعداد دانلود : ۲۹۳
پژوهش حاضر به مقایسه تطبیقی کیفیت زندگی در دو بافت خودرو (محله گوشه گاپله) و برنامه ریزی شده (شهرک اندیشه) شهر بروجرد و ارائه تحلیلی از کیفیت زندگی عینی و ذهنی آن دو محله پرداخته است. این پژوهش از نوع هدف، کاربردی و براساس ماهیت توصیفی و تحلیلی بوده و شاخص های اجتماعی، کالبدی، زیست محیطی و اقتصادی برای مقایسه تطبیقی کیفیت زندگی محلات به کار گرفته شدند. شیوه جمع آوری اطلاعات بر اساس مطالعات کتابخانه ای، مشاهدات میدانی است. برای سنجش کیفیت زندگی در بعد ذهنی، ابتدا با استفاده از روش پیمایش، از میان جامعه آماری، به شیوه تصادفی با 373 نمونه در محلات مورد مطالعه مصاحبه گردید. به منظور تحلیل متغیرهای مورد مطالعه از نرم افزار SPSS و آماره T دو نمونه مستقل و مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Smart PLS استفاده شد. هم چنین برای سنجش کیفیت زندگی عینی از داده های مکانی بلوک های سرشماری سال 1395 مرکز آمار استفاده و شکل هایی در نرم افزار GIS برای شاخص اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و کلی کیفیت زندگی تهیه گردید. نتایج نشان داد که وضعیت محله شهرک اندیشه، در تمامی شاخص های کیفیت زندگی ذهنی به غیر از شاخص اجتماعی، بهتر از محله گوشه گاپله است. هم چنین شکل کلی کیفیت زندگی عینی نیز این امر را اثبات می کند. درنهایت می توان ادعا کرد که کیفیت زندگی در محله اندیشه مطلوب تر از گوشه گاپله است.
۵.

تحلیل محتوای بیانیه گام دوم انقلاب، با تأکید بر وظایف راهبرد عمل جوانان در گام دوم انقلاب

کلیدواژه‌ها: بیانیه گام دوم گام دوم انقلاب نظام پیشرفته اسلامی وظایف جوانان تحلیل محتوای کیفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۳ تعداد دانلود : ۳۸۷
بیانیه گام دوم به عنوان آغازگر «فرایند بزرگ و جهانی چهل سال دوم» انقلاب اسلامی، تأکیدی خاص بر جوانان با عبارت «محور تحقق نظام پیشرفته اسلامی»، در پی کاربست همت های بلند و انگیزه های جوان و انقلابی در گام دوم انقلاب بوده است؛ لذا هدف اصلی مقاله حاضر این است تا ضمن تشریح و تحلیل محتوای بیانیه، وظایف اقشار مختلف مخاطبان، به خصوص جوانان در بیانیه گام دوم انقلاب را استخراج و با تجمیع شاخص های اصلی مدنظر رهبر انقلاب، وظایف و راهبرد عمل را در راستای گام دوم انقلاب مشخص کند. روش تحقیق مبتنی بر روش توصیفی-تحلیلی است و با در نظر داشتن بیانیه گام دوم به عنوان سند محوری مقاله و بیانات موجود پیرامون جوانان، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، متون و بیانات تحلیل و کدگذاری شده است. با بررسی کیفی متن بیانیه، در کنار سایر بیانات رهبر انقلاب، وظایف و مدل های مربوط به مردم، مسئولین و جوانان احصا شده و با توجه به تمرکز اصلی بر جوانان، 6 شاخص اصلی به عنوان وظایف و راهبرد عمل جوانان در قالب: جهاد امیدآفرینی، جهاد پیشرفت، دین داری و توجه به اخلاق و معنویت، بینش انقلابی و جهاد سیاسی، تعالی نظام و عدالت اجتماعی، و جهاد علمی مشخص شده است. مطابق با بیانیه رهبر معظم انقلاب اسلامی، ویژگی های «جوان طراز گام دوم انقلاب» که آماده بر عهده گرفتن مسئولیت و حرکت در مسیر دومین مرحله خودسازی، جامعه پردازی و تمدن سازی باشد، در این گفتمان فردی کارآزموده و پرانگیزه، مسلح به نگاه انقلابی، روحیه انقلابی، عمل انقلابی، به علاوه میدان دار و جهادگر در حوادث و مسائل کشور است. همچنین لازمه میدان داری در حوادث کشور داشتن روحیه خودباوری و مجاهدت، احساس مسئولیت و نشاط و عمل سریع درعین حال دقت است.
۶.

بررسی تداوم اندیشه ایرانشهری در ساختار سیاسی حکومت های ایرانی نژاد قرون اولیه اسلامی (مطالعه حکومت های سامانیان و آل بویه)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: اندیشه ایرانشهری حکومت های ایرانی نژاد سامانیان آل بویه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۲ تعداد دانلود : ۳۵۷
در ایران اندیشه ایرانشهری به طور خاص، خود را در دولت ساسانی نشان داد و دولت ساسانی و شاهانی مانند اردشیر و انوشیروان، روح تئوریک و عملی اندیشه و تعریف ایران از امر سیاسی در قالب ایده ایرانشهری شد. با سقوط دولت ساسانی و قدرت گرفتن خلفای اموی و عباسی این اندیشه رو به افول نهاد. در این دوره حکومت های طاهریان، صفاریان از قدرت های خُرد شکل گرفته در دل حکومت مرکزی اسلامی، در جدال و رویارویی مداوم با سایر دولت های رقیب ایرانی و در یک بستر متلاطم با مرزهای تثبیت نشده و به شدت در معرض خطر قرار داشت. این دولت ها و سایر حکومت های نیمه مستقل ایرانی در بافت اجتماعی و اندیشه های خاص قرون میانه تشکیل شده و هرکدام از در ضمن پایبندی به دستگاه خلافت مرکزی، روش خاصی برای کسب مشروعیت و پذیرش ملّی از طریق انتساب خود به تبار شاهان و خاندان های کهن ایرانی از سنت های ایرانی را در پیش گرفتند و این پژوهش سعی دارد میزان سهم و شیوه دستیابی به فرهنگ ایرانشهری در ساختار دولت، در سلسله های سامانسان و آل بویه را بررسی نماید.
۷.

عوامل فرهنگی مرتبط با گرایش زنان به استعمال قلیان در تفرجگاههای شمال تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دخانیات استعمال قلیان زنان تفرجگاه های شمال تهران مدلسازی معادلات ساختاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۳ تعداد دانلود : ۴۶۸
در ایران، آمارها حاکی از آن است که در بیست سال اخیر مصرف قلیان به خصوص در سنین نوجوانی و جوانی و به ویژه در بین زنان و دختران (نسبت به مردان) است افزایش چشمگیر داشته است به گونه ای که مصرف قلیان به پدیده یا رفتاری اجتماعی بدل شده است. با توجه به جمعیت حدود سی میلیونی جوانان و نقش سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دختران و زنان جوان در روند تحولات عمومی و به ویژه تربیت نسل آینده، و افزایش مصرف قلیان به صورت خانوادگی و دسته جمعی و خلأ پژوهشی در این مسئله، مطالعه حاضر به بررسی جامعه شناختی عوامل مؤثر بر مصرف قلیان در بین دختران و زنان جوان مراجعه کننده به تفرج گاه های شمال تهران می پردازد. در این پژوهش از روش پیمایشی استفاده شده است. در این مطالعه با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری، نرم افزار SmartPLS، مدل نظری عوامل مؤثر بر گرایش دختران و زنان جوان به قلیان، در میان 120 نمونه مراجعه کننده به تفرج گاه های شمال تهران آزمون شد؛ نتایج نشان می دهد که رابطه دو متغیر احساس محرومیت نسبی، همچنین فرایند روی آوری به مصرف قلیان با متغیر وابسته گرایش به قلیان در سطح 90 درصد معنادار هستند. به علاوه رابطه دو متغیر نحوه گذران اوقات فراغت و مصرف فرهنگی، همچنین نگرش ها نسبت به قلیان با متغیر وابسته گرایش به قلیان در سطح 95 درصد معنادار هستند.
۸.

دفاع مقدس در سینمای محمدعلی باشه آهنگر؛ مطالعه فیلمهای «فرزند خاک»، «ملکه»، «سرو زیر آب»

کلیدواژه‌ها: سینمای دفاع مقدس محمدعلی باشه آهنگر تحلیل سازه الگوی روایی بارت فیلم فرزند خاک فیلم ملکه فیلم سرو زیر آب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۳ تعداد دانلود : ۶۸۲
جنگ هشت ساله ایران و عراق علاوه بر پیامدهایی که برای کشور به دنبال داشت، موجبات شکل گیری ژانر جدیدی در سینمای ایران را فراهم آورد. در این میان محمدعلی باشه آهنگر علاوه بر تجربه مستقیمی که از جنگ داشته در نقش کارگردان نیز چندین فیلم در این ژانر تولید کرده است. درنتیجه فرض اصلی پژوهش این است که محمدعلی باشه آهنگر شیوه ای خاص برای بازنمایی جنگ در آثار خود دارد. مقاله می کوشد با تمرکز بر فیلمهای «فرزند خاک» (۱۳۸۶)، «ملکه» (۱۳۹۰)، «سرو زیر آب» (1396)، نگاه و شیوه معنادهی وی را به جنگ و ابعاد آن بررسی کند؛ به عبارتی سؤال اصلی مقاله این است که در آثار سینمایی محمدعلی باشه آهنگر، جنگ تحمیلی ایران و عراق چگونه بازنمایی می شود. در این راستا از روش نمونه گیری هدفمند و تحلیل نشانه شناختی تلفیقی استفاده شد؛ بدین صورت که در سطح داده های بصری از رویکرد تحلیل سازه «سِلبی و کادوری» (1380) و برای تحلیل متون گفتگو ها از الگوی تحلیل روایی بارت بهره گرفته شد. بررسیها نشان داد این کارگردان در آثار خود رویکردی منحصربه فرد دارد که می توان آثار وی را هم در رده سینمای جنگ قرار داد و هم منتقد جنگ؛ به عبارتی رویکرد وی به گونه ای است که از ایدئولوژی و مکتب جاری خاصی تأثیر نپذیرفته است؛ در جایی که باید زبانی منتقد داشته باشد دریغ نکرده و بارها نیز از مضمونهای اصلی ژانر سینمای جنگ مانند رشادتها و تکریم شهادت استفاده کرده است. این گونه نگاه و رویکرد واقعگرایانه به جنگ تحت تأثیر تجربیاتی است که کارگردان خود به طور شخصی در جنگ و مناطق جنگی به عنوان رزمنده داشته است. ازسوی دیگر تأکید بر جنبه های اجتماعی و پیامد انسانی جنگ باعث شده برخلاف بسیاری از آثار سینمای جنگ، کمتر بر عملیاتهای نظامی و صرفاً بر فضای جنگ تأکید کند.
۹.

مدل سازی زمانی- مکانی سطح تراز آب های زیرزمینی دشت جاسک طی سال های 1376 الی 1392(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آب زیرزمینی درون یابی دشت جاسک روند زمانی- مکانی من- کندال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۹ تعداد دانلود : ۳۲۶
بهره برداری بی رویه از منابع آب های زیرزمینی در سال های اخیر باعث بروز مشکلات جدی در کشور شده است. تراز آب زیر زمینی متغیری است که در طول زمان و مکان متغیر است؛ بنابراین می توان آن را به عنوان یک مجموعه داده زمانی- مکانی در نظر گرفت. هدف این پژوهش، مدل سازی زمانی-مکانی تغییرات تراز آب زیرزمینی دشت جاسک طی سال های 1376 الی 1392 و بررسی روند تغییرات آن است. ابتدا براساس روش زمین آماری کریجینگ و روش جبری توابع پایه شعاعی (RBF) درون یابی از سطح تراز آب صورت گرفته و سپس میزان خطای مدل ها با استفاده از آماره های MBE، MAE و RMSE ارزیابی شده است. یافته ها حاکی از آن است که روش کریجینگ در مقایسه با روش RBF با خطای کمتری سطح تراز آب های زیرزمینی در محدوده مورد مطالعه را برآورد کرده است؛ بنابراین با استفاده از روش کریجینگ برای هر دوره زمانی یک نقشه از سطح تراز آب ایجاد شد که در فرایند روندیابی زمانی- مکانی مورد استفاده واقع شد. برای روندیابی تغییرات از روند خطی R 2 و همچنین روند من-کندال استفاده شده است. نتایج آماره R 2 حاکی از نوسان چشم گیر تغییرات تراز آب بوده است. همچنین نتایج آزمون من-کندال نشان داد که در حاشیه شمال شرقی تا شمال غربی روندی کاهشی با شدت بالا و نزدیک به 1- وجود داشته است. به طورکلی، در بخش های مختلف محدوده مطالعاتی روند تغییرات دارای الگوی خاص و معناداری است.
۱۰.

تحلیل شیوه بازنمایی اصلاحطلبان در گفتمان اصولگرایی؛ (مطالعه موردی مقالات روزنامه کیهان در خلال انتخابات اسفندماه 94)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازنمایی و تحلیل گفتمان انتقادی اصلاح طلبان انتخابات اسفند 94 لیست امید روزنامه کیهان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۸ تعداد دانلود : ۴۴۵
    در جامعه سیاسی ایران اسلامی دو جبهه اصلاح طلب و اصولگرا شکل گرفته است. در جریان مبارزات انتخاباتی هرکدام از جبهه ها قصد دارند علاوه بر معرفی خود، «دیگری» را نیز به گونه ای بازنمایی کند تا مناسبات قدرت را به نفع «خود»، تداوم بخشند. در انتخابات سال 92، پس از پیروزی حسن روحانی، اصلاح طلبان فرصتی دوباره برای ورود به مناسبات قدرت یافتند؛ از سویی جبهه اصولگرایان برای اینکه بتواند مناصب قدرت را در قوه مقننه حفظ کند، در سال 1394 وارد مبارزات انتخاباتی اصلاح طلبان شدند؛ در این میان روزنامه کیهان، یکی از مؤثرترین و قدرتمند ترین روزنامه های این جبهه بوده که به اعتقاد محقق، با رویکردی سوگیرانه، در خلال انتخابات 1394، در قالب مقالاتی به پوشش اخبار مربوط به اصلاح طلبان پرداخت. از این رو مقاله حاضر با استفاده از رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی قصد دارد تا شیوه بازنمایی اصلاح طلبان در روزنامه کیهان را با بررسی مقالات منتشره در یک ماه منتهی به انتخابات اسفند 1394، و سوگیری های این مقالات را آشکار گرداند. در این راستا با نمونه گیری نظری و هدفمند، شش مقاله به عنوان مراجعی جهت استناد انتخاب گردید. نتایج تحلیل نشان می دهد که کیهان، اصلاح طلبان را با خصوصیاتی همچون «دروغ گو»، «مدعی گر»، «فاقد تخصص»، «اهل طرب»، «جریان بد»، «لیبرال های غیرمسلمان» توصیف کرده است؛ از طرفی آنها را «اهل مسامحه و مدارا» دانسته که به دلیل عدم تغییر رویه تاریخی خود و درگیری با بحران هویت، از طریق «یارگیری» و استفاده از یاران به اصطلاح «قرضی»، وارد میدان رقابت شده اند. درنهایت اینکه آنها به وسیله ارتباط عوامل خارجی و تحت سلطه روحانی و حزب کارگزاران، بر آن شده اند تا با هتاکی و «دید ابزاری به مردم»، با کاربست استراتژی هایی همچون «سیاسی بازی»، «سیاه نمایی»، «مظلوم نمایی» و «حاشیه سازی» در عرصه انتخابات حضور یابند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان