فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۹۰۱ تا ۲٬۹۲۰ مورد از کل ۳۲٬۵۸۸ مورد.
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۷۶)
287 - 314
حوزههای تخصصی:
منطقه غرب آسیا، یکی از پرتنش ترین و در عین حال مهم ترین مناطق جهان است و یکی از تنش های آن میان اعراب و رژیم اسرائیل بوده است، اما از سال 2015، روند عادی سازی روابط میان سعودی و این رژیم، تلاش دارد، این تنش را به همکاری تبدیل نماید. ایران که رژیم اسرائیل و برخی کشورهای عربی را دشمن خود می داند، در راستای افزایش نفوذ و امنیت خود در این منطقه، محور مقاومت را پدید آورده است، اما به نظر می رسد عادی سازی روابط موجب تهدید محور مقاومت شده، امری که بررسی آن هدف این مقاله است و بنابراین پرسش اصلی مقاله این است که عادی سازی روابط میان عربستان و رژیم اسرائیل چه تهدیداتی علیه محور مقاومت ایجاد کرده است که لاجرم بر امنیت ملی جمهوری اسلامی اثر می گذارد؟ روش تحقیق مقاله برای پاسخ به این پرسش، روش تحلیلی- توصیفی است. اهمیت این بررسی در آن است که هر نوع تهدیدی علیله محور مقاومت که در محیط پیرامونی جمهوری اسلامی گسترش یافته و موجب نفوذ آن شده، بر این امنیت ملی آن اثرگذار خواهد بود. نتیجه کلی مقاله نشان می دهد عادی سازی روابط موجب این تهدیدات برای محور مقاومت در این ابعاد شده است: حمایت از نیروهای داخلی، جدایی طلب و خواستار سقوط جمهوری اسلامی در ایران و حمایت از نیروهای منطقه ای و بین المللی ضد محور مقاومت در کل این محور یعنی در ایران، سوریه، لبنان، یمن، عراق و... .
افول گفتمان ملی گرایی عربی در کردار سیاسی دولت های ناصریست و بعثی سوریه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
133 - 111
حوزههای تخصصی:
گفتمان ملی گرایی عربی از راه ایدئولوژی های ناصریسم و بعثیسم از دهه 1330 شمسی به راهبرد سیاسی دولت های مصر و سوریه تبدیل شد و همین رویداد فرازوفرودهایی را در کشاکش میان درگیری های سیاسی روز از یک سو، و جزم های گفتمانی پان عربی از سوی دیگر به وجود آورد که در سال های پایانی دهه 1350ش/ 1970م، دیگر رد و اثری از اصول جزمی این گفتمان در هیچ یک از دو جریان یافت نمی شد. مصر که تعهد به ملی گرایی عربی را به خودآگاه نظام گفتمانی و کردار سیاسی خود پیوند داده بود، در برابر ضربه شکست در جنگ شش روزه 1967 به یکباره دچار گونه ای فروپاشی در نظام باورهای خود شد و شعار «اول مصر» را دستور کار خود قرار داد. اگرچه سوریه بعثی ضمن پایبندی نمادین به انگاره ملی گرایی عربی، در عرصه کشمکش های سیاسی هر آنگاه که خواست از این اصول سرپیچی کرد و ضمن فاصله گیری نسبی از ملی گرایی عربی، همچنان از گزاره های نمادین آن برای تبیین کردار سیاسی خود بهره برد. ازاین رو پرسش های پژوهشی عبارت اند از: 1. چه عامل یا عواملی (به ویژه تناقض درون ماندگار گفتمان، اهمال کارگزاران گفتمان در پیگیری آن، بی صداقتی در باور به وحدت، بافتار تحولات و فشارهای خارجی) گفتمان توپر ناسیونالیسم عربی را به ضد خود تبدیل و روند فرازوفرود را چنین پرشتاب کرد؟ 2. چرا پایبندی مصر این دولت را در رویارویی با شکست 1967 آسیب پذیر می کند، اما دولت بعثی سوریه با وجود رویکردهای عمل گرایانه تر، در تحولات مربوط به جنگ اکتبر و رویدادهای پس از آن همچنان به انگاره وحدت امت عرب تأسی می جوید؟ در فرضیه پژوهشی ادعا می شود که کم کاری کارگزاران گفتمان ملی گرایی عربی و نیز بی صداقتی رهبران عرب در باور به وحدت به کژتابی این گفتمان در رویارویی با تحولات سیاسی منجر شده است. با بهره گیری از رویکرد روانکاوانه و هگلی لاکان و ژیژک، و استفاده از روش تحلیل داده های کیفی رویدادها، رابطه میان تأثیرگذارترین رویدادهای تاریخی و گفتمان ملی گرایی عربی در ناصریسم و بعثیسم تبیین و تفسیر خواهد شد.
خوانشی ژئوپلیتیک از تاریخ سیاسی کرد پسا چالدران
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۲ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
248-267
حوزههای تخصصی:
نبرد چالدران ، یکی از مهمترین و تاثیر گذارترین نبردهای خاورمیانه در پانصد ساله اخیر بوده است. نبردی که علاوه بر تغییر در جغرافیای سیاسی ، مذهبی و فرهنگی خاورمیانه ، بزرگترین تنش یکصد سال اخیر مناطق بین النهرین شمالی یعنی کردها را که مولود نبرد چالدران بودند، بوجود آورد . بسیاری از محقین نبرد چالدران را نبردی مذهبی بین دو دولت نوظهور ، عنوان و از متغیری به نام " کرد و کردستان "در این کشاکش و تبعات آن برای جغرافیای کردها ، غافل مانده اند. جبر ژئوپلیتیک و جغرافیای مذهبی کردستان به علت واگرائی مذهبی با صفویان و شکاف فرقه ای با ترکان حنفی ، اصلی ترین " دیگری " را برای دو دولت مقتدر بوجود آورد که کردستان عرصه این درگیری بود. کردها با توجه به خوی ایرانیگری و علاقه به تصوف مورد خصومت عثمانی و با توجه به سنی بودن مورد هجمه شدید صفویان بودند. در این وضعیت و با توجه به عدم اعتماد دو دولت ، کردها همواره در حوزه کشش و رانش این دو میدان مسلط در بین النهرین شمالی بوده اند. که تا هم اینک نیز این وضعیت وجود و شورش های هویت خواهانه کردها نیز در این بستر شکل گرفته است. حتی به نوعی می توان گفت که عهدنامه های سایکس پیکو ، سور و لوزان نیز که بر پایه جغرافیای قومی ، خاورمیانه امروزی را تفسیر نمودند مولود نبرد چالدران هستند. این تحقیق با روش تحلیل – توصیفی و نگاهی چند بعدی به تاریخ سیاسی کرد در چالدران و پسا چالدران و تبعات مرزی و هویتی آن برای کردهای منطقه بین النهرین شمالی می پردازد.
بررسی روند سیکل قدرت آمریکا و تأثیر آن بر نظم جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی آمریکا سال ۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۹)
11 - 45
سیکل قدرت نمایی از افول و ظهور قدرت های بزرگ را نشان می دهد و به تبع نظم جهانی قدرت موردنظر نیز با افول سیکل قدرت تضعیف می شود. هدف از ارائه این مقاله جست وجوی ارتباط میان سیکل قدرت با نظم جهانی آمریکا است. مسئله موردنظر این است که سیکل قدرت آمریکا چه تاثیری بر نظم جهانی آمریکا دارد و سوالی که مطرح شده اینکه چگونه سیکل قدرت آمریکا بر نظم جهانی آمریکا درصحنه بین المللی تاثیر گذاشته است؟ بر مبنای فرضیه، اگر قدرت آمریکا افول کند، این نظم جهانی نیز با آن افول خواهد کرد. افول نسبی آمریکا در منحنی چرخه قدرت و افول نسبی نظم نوین جهانی حاکی از آن است که نظام بین المللی به سمت پویایی چندقطبی حرکت می کند. نتایج نیز نشان می دهد هرچقدر آمریکا در سیکل قدرت روند افول را طی می کند، نظم نوین جهانی در مقیاس سیکل قدرت نیز ضعیف تر می شود. عواملی مانند، بحران مالی سال2008 و حضور آمریکا در جنگ های پرهزینه بعد از یازده سپتامبر و همچنین به علت سهم نسبی قدرت در سیستم جهانی با صعود قدرت های جهانی مانند هند، چین و ژاپن و ظهور قدرت های منطقه ای و فرا منطقه ای مانند ایران و روسیه در سیستم بین المللی، آمریکا در چرخه قدرت با افول نسبی مواجه شده است که نظم نوین جهانی را نیز با افول نسبی مواجه نموده است. روش پژوهش مورداستفاده در این تحقیق، روش همبستگی می باشد که مبتنی بر رویکرد توصیفی _ تحلیلی است و روش گردآوری داده ها نیز کتابخانه ای و اسنادی می باشد.
ارتباطات میان فرهنگی و آمریکایی زدایی از ارتباطات جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی آمریکا سال ۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۹)
69 - 92
رویکرد غالب در مطالعات ارتباطی در جهان و ایران، به دلیل خاستگاه عمدتاً آمریکایی آن که بر مطالعات رسانه ای متمرکز بوده است، از پاردایم «ارتباطات انتقالی» در مطالعات ارتباطی تبعیت می کند. این موضوع، باعث در حاشیه قرار گرفتن برخی گرایش های مطالعات ارتباطی مانند ارتباطات میان فرهنگی شده است. این مقاله ضمن طرح مساله روند انتقالی شدن ارتباطات از نیمه دوم قرن نوزدهم، به این پرسش پاسخ داده است که این روند چه پیامدهایی در زمینه ارتباطات این کشور و بسط و غلبه رویکردی خاص به فناوری های ارتباطی داشته است؟ به منظور پاسخ به پرسش یادشده، ضمن تبیین دو رویکرد اصلی در ارتباطات یعنی ارتباطات انتقالی و ارتباطات آیینی، به امتداد یافتن آنها در سطح کلان جهانی، در قالب «جهانی سازی ارتباطات» و «ارتباطات میان فرهنگی»، پرداخته شده است. در این راستا ضمن مروری بر پیشینه هر یک از رویکردهای ارتباطی(انتقالی و آیینی) و تطورات آنها در قرن بیستم، بر ویژگی ها و تمایزات آنها تمرکز شده و جهانی سازی ارتباطات (با تمرکز بر توسعه فناوری های اطلاعات و ارتباطات) به مثابه یکی از ابعاد مختلف مگاپروژه جهانی سازیِ برآمده از نگاه آمریکایی به حهان و ارتباطات جهانی، بازخوانی شده شده است. در این مقاله با رویکرد توصیفی-تبیینی و با استفاده از روش مطالعه اسنادی داده های مورد نیاز برای تحلیل، گردآوری شده است. نتیجه مطالعه نشان می دهد اتخاذ رویکرد فعالانه گسترش ارتباطات میان فرهنگی ایران، به ویژه در منطقه غرب آسیا و حوزه جغرافیای فرهنگی ایران، در بلندمدت، فرصت ها و مزیت های فرهنگی، و بالتبع آن، مزیت های اقتصادی، سیاسی و امنیتی فراوانی را در برخواهد داشت.
Islam Sociology as a Novel Approach in the Sociological Sciences (With Emphasizing on a Critical Reinterpretation of the "Sociology of Religion")(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The distinction between "Religion" and "Religiosity culture and religious beliefs in the sensory and phenomenological perspective" has sociological significance and demonstrates a distinct pattern of sociology. The present study in the first section with critically approaches to the "Sociology of Religion" explains the inadequacy of its conceptual and perceptual organization in explaining sociological relationships of religion, with an emphasis on the inherently reductionist and methodological nature of this prevalent discipline. To this aim, the author explains that a "Correct understanding of religion - especially Islam - can be considered as a foundation that influences the existing understanding of sociology of religion" and examines the relationship between religion and society from a distinct perspective compared to the prevailing literature worldwide, highlighting the distinction of this approach compared to the intradisciplinary literature, which mainly involves an essentialist and fixed perception of religion and religious society in the dominant intellectual-religious traditions in the Islamic world. The author argues in this field with an "Ijtihadi" and "Intra-religious" approach about the combined and creative role of "Social Traditions of God" with "Faith and distinctive characteristics of Islamic spirituality" in constructing a new identity for society. By referring to the idea that "When people take steps towards God and the kingdomin a planned manner, they become closer to each other and a global community takes shape," it reaches a new level of religious and Islamic society. In fact, forming the institutions with common and distinct featuressuch as mosques, pilgrimage, and recently the Arbaeen of Imam Hussein (AS) in relation to the historical and glorious experience of the Islamic community in Medina shows that the Islamic society is a society established on justice and fairness, which follows its principles by creating sensitivity towards "Perceptive and Cognitive" levels, "Moral and Inclination" values, and "Behavioral and Action" aspects, within the framework of "Faith and Righteous Deeds."
شناسایی روندها و کلان روندهای اقتصاد آبی با استفاده از روش مرور نظام مند ادبیات و کارگاه خبرگانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی انقلاب اسلامی سال ۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۱۳)
153 - 175
حوزههای تخصصی:
پیشرفت اقتصادی همراه با کمترین آسیب به محیط زیست، از ارزش های مهم این دوران است. یکی از عرصه های جدیدی که با گسترش تکنولوژی های نوین، امکان بهره برداری بیشتر از آن فراهم شده است، دریا و اقیانوس است. اعماق دریاها و پهنه ی دور اقیانوس ها، میدانی است که بستر استفاده ی اقتصادی از آن، فراهم تر از گذشته شده است. برای تمرکز دانشی در این حوزه، عنوان کلی اقتصاد آبی یا اقتصاد اقیانوسی، شکل گرفته است و این عنوان، به عنوان یک کلیدواژه ی خاص، مورد توجه پژوهشگران، سیاست گذاری و تصمیم گیران قرر گرفته است. در این پژوهش، هم از جهت معرفی این موضوع و هم از جهت کسب شناخت اولیه از ابعاد این عرصه در حوزه های مختلف، به دنبال شناخت آینده پژوهانه ی روندهای آن رفتیم. با روش مرور نظام مند ادبیات، دامنه ی تخصصی این عرصه، در 6 حوزه ی اصلی، جهت استخراج روندها و فناوری های آن بررسی شد و سپس با استفاده از تحلیل مضمون و کارگاه خبرگانی، کدگذاری روندهای اولیه، در جهت رسیدن به کلان روندهای آن انجام شد. نهایتاً در 6 حوزه ی اصلی اقتصاد آبی، 168 خردروند و فناوری استخراج شد که ذیل 9 کلان روند شناورسازی، هوشمندسازی، نابودسازی، سبزسازی، سودآورسازی، سکونت پذیرسازی، نوسازی، خارج سازی و منازعه ای سازی دسته بندی شدند.
چارچوبی مفهومی برای درک سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران:دیالکتیک بسترهای رویایی و امکانهای واقعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۴۴)
63 - 91
حوزههای تخصصی:
بررسی در باب این موضوع که سیاست خارجی ج.ا.ا متاثر از چه مدل نظری قرار دارد پاسخ های متعددی به همراه داشته است.نوشتار حاضر در مورد این مسئله این سئوال را طرح نموده است که مدل نظری شکل دهنده به سیاست خارجی ج.ا.ا چیست از چه خصوصیتی برخوردار است و پیامد کاربرد این مدل برای منافع ملی چه بوده است؟در جواب این فرضیه طرح شده است که که مدل شکل دهنده به سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نئوکلاسیسیسم جادویی است که ترکیب دو نظریه رئالیسم نئوکلاسیک و رئالیسم جادویی می باشد .در چارچوب این مدل،سیاست خارجی ج.ا.ا هر چند به شدت تحت تاثیر فشارهای سیستمیک است اما به صورت بارزی هم تحت تاثیر چینش قدرت و مبانی قدرت در سطح داخلی قرار دارد . برآیند این موضوع یک سیاست خارجی است که با ابتنا بر موازنه هویتی متاثر از سیطره غالب نوستالوژی اسطوره های شیعی و ایرانی، سبب ساز ظهور بن مایه های فانتزی و درهم ریزی فهم متعارف از روابط علت- معلولی و زمانی و مکانی شده است تا جایی که در بستر دنیای واقعی به دنبال روابط علت و معلولی خاص و عناصر غیرطبیعی باشند.پیامد تبعیت از این الگو هر چند در زمینه بقا حاکمیت نظام ، حفظ تمامیت ارضی و امنیت مضیق مطلوبیت داشته اما در باب امنیت موسع،تعامل خطی و سازنده با جهان اطراف و درک واقعیتهای نظام بین الملل و... دچار محدودیت شده است. در واقع بحرانهای مداوم سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در همه دولتها مختلف ریشه در همین فهم جادویی از فشارهای سیستمیک دارد.
اقتصاد سیاسی سیاست خارجی چین در منطقه منا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۴۴)
125 - 153
حوزههای تخصصی:
موقعیت استراتژیک منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا در اتصال به سه دریای مدیترانه، دریای سرخ و خلیج فارس به انضمام دارا بودن ذخایر سرشار هیدروکربوری، بازار مصرف و نیز ظرفیت جذب سرمایه گذاری های سود آور در زیرساخت های آن، توجه قدرت های نوظهور از جمله چین را به منطقه یاد شده معطوف نموده است. اقتصاد سیاسی چین با ظرفیت گسترده مازاد سرمایه و ضرورت صدور آن، تراکم تولیدات صنعتی، نیاز به دسترسی به بازارهای مصرف و منابع انرژی مواجه است. از دیگر سو چین متعاقب تراکم قدرت اقتصادی به دنبال توسعه نفوذ سیاسی- معنوی در مناطق مختلف و در بستر رقابت قدرت جهانی است. برآیند این مهم رویکرد توسعه و تثبیت قدرت چین در ساختارهای اقتصاد سیاسی جهانی به طور عام و در منطقه منا به طور خاص به عنوان دستور کار اصلی اقتصاد سیاسی سیاست خارجی این کشور است. در پژوهش حاضر به این پرسش پرداخته می شود که جایگاه منطقه منا در اقتصاد سیاسی چین و رویکرد این کشور به منطقه یاد شده چگونه است؟ فرضیه پژوهش با تکیه بر رهیافت اقتصاد سیاسی بدین صورت طراحی شده که جهت گیری چین به منطقه منا تجلی رویکرد سه جانبه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی این کشور به قدرت در اقتصاد سیاسی جهانی است. پژوهش حاضر تکاپوی چین در منطقه منا را در چارچوب تحقق بخشی به اهداف سیاسی، اقتصادی، امنیتی و فناورانه چین و اتصال اقتصاد سیاسی آن به فرماسیون اقتصادی- اجتماعی جغرافیای پیرامون دور و نزدیک خود به طور خاص در منطقه منا به بحث بگذارد
ظرفیت های پیشران برندسازی ملی در دیپلماسی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۱۴۶)
5 - 30
حوزههای تخصصی:
برندسازی و تصویرسازی ملّی از گذشته تاکنون دغدغه بسیاری از کشورها برای تقویت نفوذ و جایگاه خود در جهان بوده است و دولت ها از ابزارهای گوناگون سخت یا نرم برای ارتقای برند ملّی بهره برده اند. دیپلماسی اقتصادی یکی از عناصر سیاست خارجی است که با استفاده از ظرفیت ها و فرصت های اقتصادی و تجاری پیش روی کشورها موجب تولید ثروت و حتی تقویت برند ملّی می شود. برند ملّی جمهوری اسلامی ایران با توجه به جوّ شدید ایران هراسی و اعمال تحریم های ظالمانه، موقعیت مطلوبی ندارد و بایستی علاوه بر اقدامات مرتبط با حوزه دیپلماسی عمومی و فرهنگی، از ظرفیت ها و فرصت های فراوان اقتصادی نیز به منظور برندسازی ملّی بهره برد. پرسش پژوهش حاضر آن است که چه ظرفیت هایی در دیپلماسی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران وجود دارد که می تواند موجب ارتقای برند ملّی شود؟ از این رو، هدف این پژوهش، شناسایی ظرفیت های اقتصادی و تجاری مؤثر بر ارتقای برند ملّی جمهوری اسلامی ایران است. روش مقاله کیفی و از نوع اکتشافی مبتنی بر تحلیل توصیفی است. برای پاسخ به پرسش پژوهش، داده ها با مرور منابع کتابخانه ای، ظرفیت های اساسی در حوزه دیپلماسی اقتصادی به دست آمد که می توانند به صورت مستقیم یا غیر مستقیم برند ملّی کشور را ارتقا دهد.
بررسی رابطه میان منازعات داخلی و شاخص های امنیّت انسانی در سوریه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۱۴۶)
155 - 182
حوزههای تخصصی:
کاهش خشونت در همه اشکال آن یکی از مهم ترین پیش شرط های تحقق امنیّت انسانی مطابق با سند توسعه پایدار 2030 سازمان ملل می باشد. در این میان منازعات خشونت آمیز و خشونت میان افراد در دو سطح میان دولتی و درون دولتی از مهم ترین تهدیدات علیه تمامیت فیزیکی و امنیّت روانی و سلامت انسان ها به عنوان اصلی ترین کارگزاران امنیّت انسانی محسوب می شود. با توجه به این موضوع سؤال اصلی این پژوهش آن است که منازعات داخلی در کشور عربی سوریه چگونه شاخص های امنیّت انسانی در این کشور را تحت تأثیر قرار داده است؟ در پاسخ به این سؤال، فرضیه این پژوهش آن است که منازعات داخلی در این کشور عربی از دو طریق مستقیم و غیرمستقیم (از طریق تضعیف دولت و ناکارآمد کردن آن) شاخص های امنیّت انسانی را تحت تأثیر قرار داده و موجب کاهش این امنیّت در سطوح مختلف شده است. یافته های پژوهش نیز بر اساس داده های مختلف پایگاه های رتبه بندی کشورها در زمینه شاخص های مختلف امنیّت انسانی و جایگاه سوریه در این رتبه بندی ها، این فرضیه را اثبات می کند. این پژوهش یک پژوهش کیفی و بر اساس مطالعه موردی است و اندازه گیری شاخص ها با استفاده از معیارهای کمّی انجام می شود. روش گردآوری اطلاعات نیز از طریق استفاده از منابع معتبر مجازی و استنادی می باشد.
بررسی نظام حقوقی انرژی های تجدیدپذیر ایران از منظر دیپلماسی و تغییرات آب و هوایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۷ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۴۷)
197 - 222
حوزههای تخصصی:
امروزه با توجه به مشکلات فزآینده در جهت دستیابی به توسعه همگانی، توسعه پایدار در اولویت بسیاری از کشورها قرار گرفته است. در این راستا کشورها برای تحقق اهداف توسعه پایدار باید بتوانند ضمن توسعه اقتصادی و اجتماعی، برنامه های سازگار با محیط زیست را نیز در سیاست های خود لحاظ نمایند. جهان در آینده با بحران انرژی مواجه خواهد بود و از این رو جایگزینی سیستم فعلی با انرژی های تجدیدپذیر ضرورت دارد. از سوی دیگر، چنان چه روند فعلی استفاده از سوخت های فسیلی ادامه یابد، پیامدهای منفی ناشی از انتشار آلاینده ها و افزایش گازهای گلخانه ای، موجب تسریع فرآیند تغییرات آب و هوا و تشدید پدیده گرمایش زمین خواهد شد. به علاوه، افزایش تقاضا برای سوخت های فسیلی و اتمام قریب الوقوع این منابع از جمله عوامل ضرورت توسعه انرژی های تجدیدپذیر است. یکی از اقدامات اساسی در حوزه محیط زیست بین الملل، برگزاری کنفرانس جهانی تغییرات اقلیمی سازمان ملل متحد ( UNFCCC ) و به تبع آن برگزاری نشست توافق نامه آب و هوایی پاریس ( COP21 ) بوده که یکی از اهداف اساسی آن اقدام دولت ها برای جایگزینی سوخت های فسیلی با انرژی های تجدیدپذیر عنوان شده است. بنابراین مطالعه وضعیت و الزامات انرژی های تجدیدپذیر به منظور اجرای تعهدات بین المللی، جز مواردی است که در دستورکار دولت ها قرار می گیرد. لذا در این پژوهش، نحوه مشارکت دولت جمهوری اسلامی ایران به منظور پیوستن به موافقت نامه پاریس از طریق توسعه انرژی های تجدیدپذیر مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که ایفای تعهدات در موافقت نامه مذکور مستلزم ملاحظات فنی و مالی برای توسعه انرژی های تجدیدپذیر خواهد بود.
آسیب شناسی ظرفیت های دیپلماسی فرهنگی و رسانه ای در مناسبات اقتصادی و تجاری ایران با کشورهای همسایه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
143 - 172
حوزههای تخصصی:
ایران باوجود داشتن ارزش ها و انگاره های فرهنگی مشترک با دیگر کشورهای همسایه در بکارگیری دیپلماسی فرهنگی و رسانه ای در مناسبات اقتصادی با چالش جدی مواجه است. همین ضعف ها موجب شده است بازرگانان نیز برای یافتن مسیر های جدید صادراتی؛ با چالش هایی مواجه باشد. بررسی های این پژوهش از منابع رسمی بر پایه آماری سال 2019 نشان می دهد صادرات ایران به کشور های همسایه، نامتوازن و کمتر از ظرفیت های آن است. این مطالعات نشان می دهد ایران تنها 1.76 درصد( یک و هفتادوشش صدم درصد) نیاز وارداتی 15کشور همسایه را تأمین می کند. این سهم تجارتی نشان دهنده ی فاصله زیاد با اصول تجارت جهانی با همسایگان است. به نظر می رسد با تقویت دیپلماسی رسانه ای و فرهنگی در کنار سایر مؤلفه های اقتصادی، سهم تجاری ایران در کشورهای همسایه را ارتقاء داد. برای آسیب شناسی ظرفیت های دیپلماسی فرهنگی و رسانه ای در مناسبات اقتصادی و تجاری ایران با کشو رهای همسایه در این مقاله با تکیه بر مبانی نظری نهادگرایی نئولیبرال، موضوع بررسی شده است. فرض بر این است که اتخاذ مدلی از دیپلماسی اقتصادی نوین که هم زمان به تبادل فرهنگی با مؤلفه های دیپلماسی فرهنگی، ارتباطات صلح گرا با مؤلفه های دیپلماسی رسانه ای و سیاست خارجی اقتصادمحور با مؤلفه های دیپلماسی اقتصادی توجه کند، موجب گسترش مناسبات اقتصادی و تجاری ایران در کشورهای همسایه می گردد. تحقیق حاضر ازنظر نوع هدف، «کاربردی» و ازنظر روش«توصیفی- همبستگی» و«علی- ارتباطی» است.
بازنمایی هویت قومی در انتخابات ریاست جمهوری دوره های نهم و یازدهم؛ مورد مطالعه: آذربایجان شرقی، کردستان و کهکیلویه و بویراحمد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تفاوت پذیری میزان آرای کاندیداهای نهمین و یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران برمبنای موضع گیری های قومیتی آنها در استان های آذربایجان شرقی، کردستان و کهگیلویه و بویراحمد است. پژوهش به روش تحلیل محتوا از نوع کمی است، واحد تحلیل، بیانیه ها، موضع گیری ها، شعارها و سخنرانی های مرتبط با سه قوم ( ترک، کرد و لر) از سوی کاندیدای دوره های دوره های نهم و یازدهم ریاست جمهوری در روزنامه های شرق، اطلاعات ، رسالت و وطن امروز است. یافته ها: یافته های تجربی نشان داد که بین میزان آرای کاندیداها و تعلق قومی آن ها رابطه معناداری وجود دارد. اما در مورد رابطه بین بازنمایی شعارهای قومی توسط کاندیداها و میزان رأی آن ها یافته ها بیانگر این واقعیت بود که صرف شعارهای قومی به تنهایی نمی توانند در میزان رأی کاندیداها مؤثر واقع شوند بلکه علاوه بر شعارهای قومی وابستگی کاندیدای مذکور به یک جناح یا تفکر خاص نیز مهم است. همچنین میزان بازنمایی شعارهای قومی در متن های تولیدشده توسط کاندیداهای دوره نهم 11/31 درصد و در متن های کاندیداهای دوره یازدهم 89/68 درصد می باشند. میزان بازنمایی تعلق قومی در متن های تولیدشده توسط کاندیداهای دوره نهم 93/26 درصد و در متن های کاندیداهای دوره یازدهم 07/73 درصد هست.
بررسی نقش کنش هویتی در مشارکت سیاسی زنان ایران(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱۰۱
188 - 217
حوزههای تخصصی:
یکی از ابعاد توسعه ی سیاسی، مشارکت اجتماعی به ویژه مشارکت سیاسی زنان است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر پاسخ به این پرسش اساسی است که «کنش های هویتی در مشارکت سیاسی زنان، دارای چه نشانه ها و کارکردی است؟» پژوهش بر این فرضیه استوار است که «مشارکت انتخاباتی زنان، رابطه ی معناداری با شکل بندی های ساختاری و هویتی زنان ایرانی دارد». در این پژوهش، از روش آمیخته استفاده شده و تحلیل یافته ها با استفاده از روش رگرسیون و فرآیندهای گام به گام بین متغیرهای فردی، هویتی و ساختاری انجام شده است. نتایج حاکی از آن است که در فضای پساانقلاب اسلامی، میزان مشارکت سیاسی زنان افزایش یافته است. مشارکت سیاسی در این دوره حاکی از آن است که میان قالب های هویتی زنانه و میزان مشارکت سیاسی آنها، ارتباط معناداری وجود دارد. از میان 14 متغیرِ بررسی شده، چهار متغیرِ هویت فردی، متغیر هویت جنسی، متغیر بُعد آینده و متغیر سن، بیش ترین میزان اثرگذاری بر هویت سیاسی و به تبع آن، بر مشارکت سیاسی را در پی داشته است.
تبیین استراتژی ژئوپلیتیکی ایران؛ خوانشی جغرافیایی از «منطقه خاکستری» و «محور مقاومت»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴۷ (پیاپی ۷۶)
161 - 206
حوزههای تخصصی:
جنوب غرب آسیا یکی از مهمترین مناطق ژئوپلیتیکی از نظر رقابت های جهانی است. تشدید روزافزون رقابت های ژئوپلیتیکی در این منطقه موثر و راهبردی و اختلاف رخ داده میان ایران و کشورهای منطقه بر سر چگونگی تامین امنیت در این حوزه، تبدیل به چالش بزرگی شده است. ایران در این حوزه با در پیش گرفتن رویکرد «امنیت برای همه یا هیچکس» اقدام به کسب برتری در تزاحم ژئوپلیتیکی خود با ایالات متحده کرده و از آنجا که توان رویارویی مستقیم با ابرقدرتی چون آمریکا را ندارد، به اتخاذ رویکردی نو در استراتژی ژئوپلیتیکی خود از سال 2003 و پس از جنگ عراق روی آورده است. این پژوهش با بررسی خوانش های دو استراتژی «منطقه خاکستری» و «ژئوپلیتیک مقاومت» در پی پاسخ به این پرسش است که ایران به چه شکل به دنبال تامین امنیت مطلوب خود در جنوب غرب آسیا است و با چه روش هایی می تواند استراتژی ژئوپلیتیکی خود را پیاده سازی نماید؟ نتایج این پژوهش نشان می دهد رقابت ژئوپلیتیکی ایران در جنوب غرب آسیا بویژه با ایالات متحده، به طراحی استراتژی ژئوپلیتیکی خاصی منجر شده که ایران آن را «محور مقاومت» می خواند در حالی که محافل علمی آمریکایی از آن با عنوان «منطقه خاکستری» یاد می کنند. در این استراتژی، ایران با تمرکز بر پنج حوزه نظامی، سیاسی، اقتصادی، اطلاعاتی- روایتی و فرهنگی (مذهبی) و با اتکا بر همکاری و پشتیبانی از گروه های شبه نظامی غیردولتی در برخی کشورهای منطقه، می کوشد تا اهداف امنیتی خود را محقق سازد.
آنتاگونیسم امرتوسعه در دولت های پسا انقلابی ایران؛ در میانه نایافتگی توسعه و خروج از مسیر توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرآیند توسعه در ایران با گذشت بیش از چهاردهه از عمر انقلاب همواره با دشوارگی روبه رو بوده است که این مسئله اساساً به دلیل عدم اجماع گفتمانی، تعارض میان نیرو های اجتماعی، حاکمیت نگرش های سیاسی در تدوین و اجرایی شدن توسعه ساخت یابی شده است. چالش های اقتصادی جامعه ایران مانند تورم افسارگسیخته، نرخ بالای بیکاری، کاهش ارزش پول ملی، شلختگی اقتصاد مالی – بانکی، وجود تحریم های گسترده اقتصادی، پیوند اقتصاد با متغییر های سیاسی و گسست میان نظام دانایی با حوزه توانایی دولت ها و ساخت قفس توسعه برای خود، بر عدم توفیق توسعه در ایران پساانقلاب اثرگذار بوده است. به همین منظور پرسش اصلی مقاله حاضر از این قرار است که چرخش های گفتمانی توسعه به چه صورت مانع توسعه ایران شده اند؟ بر این اساس فرض بنیادین این پژوهش علت این نایافتگی را ساخت قفس های توسعه، عدم اجماع و تبدیل شدن امر توسعه به امری آنتاگونیستی در دولت های پس از انقلاب از سال 1368 تا 1400 می داند. در همین چارچوب روش پژوهش حاضر توصیفی – تحلیلی با تاکید بر تلفیق نظریه ی چالمرز جانسون و اعجم اوغلو – رابینسون می باشد.
Examining the concept of modernity in the thought of Dariush Shayegan and Seyed Hossein Nasr
حوزههای تخصصی:
The contrast between tradition and modernity has always been criticized throughout the histo-ry of political thought, and many thinkers have presented their views in this field in the West-ern and Islamic worlds. Meanwhile, the concept of modernity in the thought of Dariush Shayegan as a free thinker and Seyed Hossein Nasr as a traditional thinker and theorist is ex-amined in this research. The theoretical framework of the research is a combination of Carl Gustav Jung's collective psychoanalysis and other hermeneutics theories. This research aims to answer the question, what is the approach of Dariush Shayegan and Seyed Hossein Nasr in facing modernity? The findings of the research also indicate that Dariush Shayegan as an Ira-nian thinker and intellectual underwent important changes during his intellectual life, and for this reason, his early views have very significant differences with his later opinions. On the other hand, Seyed Hossein Nasr, like Shayegan, is an ardent critic and opponent of modernity, and he believes that reforming religion leads to the deconstruction of religion and that there is no end except secularism and anti-religion. But his full-length defense of religious pluralism makes it difficult to make a final judgment about his thoughts. The method of descriptive an-alytical research and the method of collecting data is documentary.
Political-Security Pathology of Sistan and Baluchistan Province from the Perspective of the Indicators of Institutionalism Theory
منبع:
International Journal of Political Science, Vol ۱۳, No ۳ , ۲۰۲۳
117 - 130
حوزههای تخصصی:
In Iran, all the border areas of the country where the majority of Iranian ethnic groups live are underprivileged and underdeveloped, and ethnic elites are not present in any of the macro and middle administrations, and the diversity of ethnic groups is not viewed as a positive thing and is considered as a threat. The type of security approach to the thinking of radical and ex-tremist groups in the region has caused Sistan and Baluchistan to not have a place in Iran's development basket worthy of the province in the development policies of the country. This article seeks to answer this question by providing a correct analysis based on the institutional approach to political and security damage in Sistan and Baluchistan province. The research method is qualitative and analytical-descriptive. The findings showed that Sistan and Baluchi-stan has not enjoyed a favorable situation in terms of political, economic, and social indicators compared to the neighboring provinces, and in the future, it will cause threats, political and security violence in this province. In recent decades, a number of favorable institutional and governance indicators and relatively favorable economic and social achievements have been realized in Sistan and Baluchistan province. However, with a realistic approach, it should be said that in relation to economic and social indicators, Sistan and Baluchistan province has relatively serious distances from the ideal point, so that the people of these regions and the Sunnis have a sense of experiencing economic, social and political discrimination.
Threats and Opportunities Facing the Foreign Policy of Ebrahim Raisi's Government from the Perspective of "Statement of the Second Step of the Revolution" Using the SWOT Model
منبع:
International Journal of Political Science, Vol ۱۳, No ۳ , ۲۰۲۳
131 - 149
حوزههای تخصصی:
The "Statement of the Second Step of the Revolution" that Ayatollah Khamenei, as the leader of the Islamic Republic of Iran, published in 2018 is a document that defines the future strategy of the Is-lamic Republic of Iran; And governments in the Islamic Republic must adjust their policies accord-ingly, foreign policy is no exception to this rule. Ebrahim Raisi's government has tried to adjust its "justice-oriented idealist" foreign policy according to the statement of the second step. One of the characteristics of this "statement" is that it can be found references to internal and external oppor-tunities and threats facing the Islamic system, and by analyzing that text, certain things can be iden-tified. By analyzing the "second step statement" based on the SOWT model, it is possible to deter-mine the opportunities, threats, weaknesses, and strengths, and determine the appropriate strategies for the foreign policy of Ebrahim Raisi's government. Based on the SOWT analytical model, four strategies in the SOWT model, namely SO strategy, ST strategy, WO strategy and WT strategy, are the basis of the analysis. As a result, based on the statement of the second step of the Islamic Revo-lution, four strategies can be designed for the government of Ebrahim Raisi in the period after the 40th anniversary of the Islamic Revolution. First, the Islamic Revolution's "advanced" strategy fo-cusing on internal forces and external opportunities. Second: the "defense" strategy of the Islamic Revolution, looking at internal forces and external threats. Third, the "competitive" strategy of the Islamic Revolution focusing on external opportunities and internal weaknesses. And fourth, the "re-sistance" strategy of the Islamic Revolution, looking at internal weaknesses and external threats.