ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۴۱ تا ۱٬۴۶۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
۱۴۴۱.

اثربخشی مداخله مبتنی بر روانشناسی مثبت نگر بر خوش بینی تحصیلی، انعطاف پذیری شناختی و تعلق به مدرسه در دانش آموزان دارای اهمال کاری تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انعطاف پذیری شناختی تعلق به مدرسه خوش بینی تحصیلی مداخله مثبت نگر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۲۳
این مطالعه با هدف تعیین اثربخشی مداخله مبتنی بر روانشناسی مثبت نگر بر خوش بینی تحصیلی، انعطاف پذیری شناختی و تعلق به مدرسه در دانش آموزان دارای اهمال کاری تحصیلی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی (با گروه آزمایش و گواه) با طرح سه مرحله ای (پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری) و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش تمامی دانش آموزان شهر دزفول در سال 1402 بودند. حجم نمونه پژوهش شامل 30 دانش آموز تعلل ورز بود که در پرسشنامه تعلل ورزی سواری (1390) نمره بالاتر از 24 را کسب کرده بودند و با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) جای دهی شدند. گروه آزمایش مداخله آموزشی مثبت نگر را طی 8 هفته در 8 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل خوش بینی تحصیلی (شانن موران و همکاران، 2013)، انعطاف پذیری شناختی (واندروال و دنیس 2010)، تعلق به مدرسه (بری، بنتی و وات، 2004) و تعلل ورزی (سواری، 1390) بود. داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر، با استفاده از نرم افزار SPSS  نسخه 22 و سطح معناداری 0/05 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد بین گروه های آزمایش و گواه از نظر خوش بینی تحصیلی، انعطاف پذیری شناختی و تعلق به مدرسه تفاوت معنی داری وجود داشت (0/001>p) و این تأثیر در مرحله پیگیری نیز پایدار بوده است. بر اساس یافته های پژوهش می توان چنین نتیجه گرفت که مداخله مبتنی بر روانشناسی مثبت نگر به عنوان یک روش کارا جهت بهبود خوش بینی تحصیلی، انعطاف پذیری شناختی و تعلق به مدرسه مورد استفاده قرار گیرد .
۱۴۴۲.

تدوین و ارزیابی مداخله مبتنی بر نظریه دلبستگی و ذهنی سازی برای ارتقای رابطه معلم-دانش آموز در مقطع متوسطه اول با رویکرد نقشه نگاری مداخله(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادراک از حمایت معلم تعلق به مدرسه دلبستگی ذهنی سازی رابطه معلم-دانش آموز مداخله آموزشی مقطع متوسطه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۹۹
زمینه: کیفیت رابطه معلم-دانش آموز نقش مهمی در پیشرفت تحصیلی و بهزیستی روانی دانش آموزان دارد. اما اغلب مداخلات مبتنی بر نظریه های دلبستگی و ذهنی سازی بر بهبود این روابط در دوران کودکی متمرکز بوده و دوره حساس نوجوانی کمتر بررسی شده است. بعلاوه، بیشتر این مداخلات در فرهنگ های فردگرای غربی توسعه یافته اند و تعمیم آن ها به فرهنگ های جمع گرا مانند ایران، نیازمند پژوهش بومی است. هدف: این پژوهش با هدف تدوین و ارزیابی اثربخشی یک برنامه مداخله ای هشت جلسه ای، مبتنی بر نظریه دلبستگی و ذهنی سازی و با استفاده از رویکرد نقشه نگاری مداخله، به منظور ارتقای کیفیت رابطه معلم-دانش آموز در مقطع متوسطه اول انجام شد. روش: روش این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه گواه با پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی معلمان و دانش آموزان مقطع متوسطه اول شهر یزد در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بود. از این جامعه، 5 مدرسه و از هر مدرسه، ۳۲ معلم به روش نمونه گیری در دسترس و از میان دانش آموزان هر معلم، ۸ نفر روش تصادفی انتخاب شدند. معلمان به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش در برنامه مداخله ۸ جلسه ای شرکت کردند که براساس رویکرد نقشه نگاری مداخله و با محوریت بهبود ارتباطات معلم-دانش آموز تدوین شده بود. ابزارهای پژوهش شامل نسخه اصلاح شده پرسشنامه رابطه معلم-دانش آموز (جعفرپور و همکاران، 1403) و پرسشنامه ذهنی سازی (دیمیتریویچ و همکاران، 2018) برای معلمان و پرسشنامه ادراک از حمایت معلم (بنزن و همکاران، ۲۰۱۷) و مقیاس احساس تعلق به مدرسه (براون و ایوانز، ۲۰۰۲) برای دانش آموزان بود. داده ها به کمک روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر توسط نرم افزار SPSS25 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد این مداخله تأثیر معناداری بر بهبود کیفیت رابطه معلم-دانش آموز (01/0 >p) داشت. همچنین، دانش آموزان گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه، افزایش معناداری در ادراک حمایت معلم (01/0 >p) و احساس تعلق به مدرسه (01/0 >p) نشان دادند و معلمان، نمره بالاتری در مهارت های ذهنی سازی (01/0 >p) کسب کردند. نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی مداخله مبتنی بر نظریه های دلبستگی و ذهنی سازی در بهبود روابط معلم–دانش آموز در مقطع متوسطه اول، پیشنهاد می شود که از این رویکرد در محیط های آموزشی برای تقویت کیفیت ارتباطات و ایجاد محیط یادگیری حمایتی استفاده شود.
۱۴۴۳.

Investigating the Role of Laufer’s three “I” model on Students’ Engagement in Vocabulary Learning: A Progressive Perspective on Input, Instruction, Involvement, Interaction, and Interpretation in Digital Contexts(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Laufer’s "I" models digital vocabulary learning EFL Learners deliberate learning incidental learning Learner engagement

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۴
Background: While vocabulary acquisition models have been widely studied, the comparative role of Laufer’s frameworks in digital environments—particularly their effects on learner engagement and perception—remains underexplored. This research addresses this gap by examining how these models mediate vocabulary learning outcomes among Iranian EFL learners. Aims: This study aimed to investigate the impact of Laufer’s Three "I" model (Input, Instruction, Involvement) and the extended Five "I" model (adding Interaction and Interpretation) on Iranian EFL learners' deliberate and incidental vocabulary learning engagement in digital contexts. Methods: The study employed a sequential mixed-methods design with 93 intermediate-level male EFL learners (aged 16–20) selected via convenience sampling from private language institutes in Tehran. After homogeneity screening using the Oxford Quick Placement Test (OQPT), 60 participants were randomly assigned to experimental (digital-based instruction) and control (traditional face-to-face) groups. Data were collected through vocabulary tests, engagement surveys, and semi-structured interviews, analyzed using SPSS (v.26) for quantitative data (ANOVA, t-tests) and thematic analysis for qualitative responses. Results: Results indicated that the Five "I" model significantly outperformed the Three "I" model in both deliberate (p< 0.05, d= 0.85) and incidental (p< 0.05, d= 0.72) vocabulary learning. Qualitative data revealed enhanced engagement, reduced anxiety, and improved metacognitive awareness among learners using the progressive model, particularly through its Interaction and Interpretation components. Conclusion: The findings suggest that Laufer’s expanded Five "I" model offers a more effective framework for digital vocabulary instruction by integrating social-interactive and interpretive elements. Educators should prioritize structured yet interactive digital activities to maximize lexical acquisition and learner motivation in EFL contexts.
۱۴۴۴.

نقش الگوهای تعاملی زوجین بر دلزدگی زناشویی و طلاق عاطفی با میانجیگری پختگی هیجانی در مراجعین متقاضی طلاق(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: الگوهای تعاملی زوجین پختگی هیجانی دلزدگی زناشویی طلاق عاطفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۱
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش الگوهای تعاملی زوجین بر دلزدگی زناشویی و طلاق عاطفی با میانجی گری پختگی هیجانی بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش مراجعین متقاضی طلاق اداره بهزیستی شهرستان سرپل ذهاب در بهار 1401 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 149 نفر از آنان به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس طلاق عاطفی گاتمن (1995)، پرسشنامه دلزدگی زناشویی پاینز (1996)، پرسشنامه پختگی هیجانی سینگ و بهارگاوا (1984) و پرسشنامه الگوهای ارتباطی زوجین کریستنسن و سالاوی (1984) استفاده شد. فرضیه های پژوهش با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفت. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین الگوهای تعاملی زوجین با پختگی هیجانی، دلزدگی زناشویی و طلاق عاطفی رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد. نتایج حاصل از مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که پختگی هیجانی در رابطه الگوهای تعاملی زوجین با دلزدگی زناشویی و طلاق عاطفی نقش میانجی را دارد و 53 درصد از اثر کل الگوهای تعاملی زوجین بر دلزدگی زناشویی و 55 درصد از اثر کل الگوهای تعاملی زوجین بر طلاق عاطفی از طریق غیرمستقیم توسط متغیر میانجی پختگی هیجانی تبیین می شود. این نتایج تأکید بر اهمیت پختگی هیجانی در بهبود روابط زوجین و کاهش دلزدگی زناشویی و طلاق عاطفی دارد و پیشنهاد می شود که برنامه های آموزشی و مشاوره ای بر تقویت مهارت های ارتباطی و پختگی هیجانی زوجین متمرکز شوند.
۱۴۴۵.

رابطه مادرشوهر-عروس و کیفیت رابطه زناشویی: اثر میانجی عوامل درون فردی و بین فردی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مادرشوهر - عروس کیفیت رابطه زناشویی عوامل درون فردی عوامل بین فردی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۴
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجی عوامل درون فردی و بین فردی در رابطه بین مادرشوهر-عروس و کیفیت رابطه زناشویی بود. طرح پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان متأهل شهر دزفول بودند که 506 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. زنان متاهل در این پژوهش مقیاس کیفیت رابطه مادرشوهر وعروس، مقیاس کیفیت روابط زناشویی، مقیاس صفات همدلی زناشویی، مقیاس تمایزیافتگی، مقیاس راهبردهای مقابله ای و خرده مقیاس توافق پذیری را تکمیل کردند. داده های پژوهش از طریق ضریب همبستگی ساده پیرسون و تحلیل مسیر تحلیل شدند. نتایج این پژوهش نشان داد همه متغیرهای پیش بین با کیفیت رابطه زناشویی رابطه معناداری دارند. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که مدل پیشنهادی برازش لازم را ندارد. پس از حذف سه عامل تمایزیافتگی، توافق پذیری و مساله مداری، مدل اصلاح شده تحلیل شد و مورد تایید قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان داد نقش واسطه ای همدلی شوهر و راهبردهای هیجانی، رابطه تعارض مادرشوهر-عروس و کیفیت رابطه زناشویی را تحت تاثیر قرار می دهد. پیشنهاد می شود زوج درمانگران در مداخلات درمانی یا غنی سازی روابط زناشویی به نقش همدلی شوهر توجه ویژه ای داشته باشند.
۱۴۴۶.

اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر شدت درد و تحمل پریشانی در دانشجویان مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اختلال ملال پیش از قاعدگی تحمل پریشانی ذهن آگاهی شدت درد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۳
پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر شدت درد و تحمل پریشانی دانشجویان مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی انجام شد. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و پیگیری 3 ماهه با گروه کنترل بود. از میان جامعه آماری که کلیه دانشجویان زن با اختلال ملال پیش از قاعدگی در دانشگاه علوم پزشکی آزاد اسلامی تهران در سال تحصیلی 1403- 1402 بودند، تعداد 32 دانشجوی زن با نمونه گیری هدفمند و با توجه به ملاک های ورود و خروج انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دوگروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش 8 جلسه آموزش ذهن آگاهی دریافت کردند، ولی گروه کنترل برنامه ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش شامل مقیاس درجه بندی شدت درد و مقیاس تحمل پریشانی بود. ارزیابی ها در پیگیری 3 ماهه نیز انجام شد. داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. طبق یافته ها ذهن آگاهی بر شدت درد و تحمل پریشانی این مبتلایان اثر داشت و باعث کاهش شدت درد و افزایش تحمل پریشانی شد و نتایج در پیگیری 3 ماهه باقی ماند. بر اساس این یافته ها می توان نتیجه گرفت که آموزش ذهن آگاهی می تواند به عنوان روشی برای کاهش شدت درد و افزایش تحمل پریشانی مبتلایان به اختلال ملال پیش از قاعدگی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۴۴۷.

بررسی ساختار عاملی شاخص های مؤثر بر بالندگی نوآوری و توسعه ایده جویی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ابزارهای ایده جویی ایده جویی بالندگی پرسشگری نوآوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۳
بذر طلایی نوآوری که به ذهن کودکان انرژی و طراوت می بخشد، همان ایده است که در فرایند ایده جویی به بار می نشیند. ایده جویی که از مهارت های اساسی کودکان است، در برنامه درسی دوره ابتدایی، مغفول واقع شده است؛ لذا این مطالعه به منظور اولویت بندی عوامل و شاخص های بالندگی و توسعه ایده جویی و نوآوری کودکان در دوره ابتدایی انجام شد. پژوهش حاضر از دیدگاه هدف، کاربردی و از نظر روش، کمی بوده و پیمایش و گردآوری داده ها به منظور اولویت بندی عوامل ایده جویی صورت پذیرفت. روش پژوهش، روش تحلیل عاملی تأییدی، جامعه آماری معلمان ابتدایی شهر تهران و حجم نمونه 260 نفر از معلمان مدارس ابتدایی بود. ابزار گردآوری داده، پرسشنامه محقق ساخته و روایی ابزار با نظر متخصصان و پایایی با آلفای کرونباخ 814/0 تأیید شد. نتایج پژوهش، رتبه بندیِ عوامل را به ترتیب نشان داد: کاربست ابزارهای ایده جویی، کوچینگ، پرسشگری، فعالیت های نوآورانه، اولیای مشوق، بازی وارسازی دروس، تخیل و تصویرسازی ذهنی، فضای کالبدی، معلم کنشگر و حاکمیت پذیرندگی. یافته ها نشان داد، در جریان فرایند ایده جویی، وجوه مختلفی در کودکان توسعه می یابد و آنان با ذهن ورزی برای یافتن ایده های نو، از زوایای متعدد به مسائل می نگرند که منجر به شکسته شدن قالب های ذهنی تکراری، خلق ایده ها و راه حل های بدیع و توسعه استعدادهای کودکان می شود. برگرفته از رساله دکتری
۱۴۴۸.

ویژگی های روان سنجی مقیاس تاب آوری تحصیلی در دانش آموزان دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تاب آوری تحصیلی تحلیل عاملی تاییدی دانش آموزان دوره دوم متوسطه ویژگی های روان سنجی تغییرناپذیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۶
پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس تاب آوری تحصیلی کوی و همکاران(2023) انجام شد. روش این پژوهش همبستگی و تحلیل ماتریس واریانس-کوواریانس بود. جامعه آماری دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه تهران بوده که با نمونه گیری طبقه ای 400 نفر از آن ها به صورت تصادفی انتخاب شدند. به منظور بررسی روایی سازه از تحلیل عاملی تاییدی مرتبه اول استفاده شد که شاخص های برازش آن مقادیر قابل قبولی داشت (GFI=90/0، AGFI=87/0، CFI=89/0، TLI=87/0، RMSEA=06/0 و CMIN/DF=61/2). تحلیل چندگروهی بر اساس وضعیت اجتماعی-اقتصادی برای چهار مدل تغییرناپذیری انجام و مشخص شد این ابزار در این دو گروه تفاوت معناداری ندارد. جهت روایی همگرا از پرسشنامه درگیری تحصیلی ریو(2013) استفاده شد که همبستگی بین این دو ابزار مثبت و معنادار(618/0+) بود. برای بررسی روایی واگرا از مقیاس اهمال کاری تحصیلی سواری (1390) استفاده شده که همبستگی رابطه منفی و معناداری (591/0-) داشت. به منظور سنجش پایایی ضریب آلفای کرونباخ و امگای مک دونالد محاسبه شد که پایایی مطلوبی را نشان داد. در مجموع نتایج نشان داد نسخه فارسی مقیاس تاب آوری تحصیلی برای سنجش تاب آوری تحصیلی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه ایرانی مناسب است.
۱۴۴۹.

نقش میانجیگری تنظیم هیجانی در رابطه بین سپاسگزاری و بهزیستی روان شناختی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بهزیستی روان شناختی تنظیم هیجانی دانشجویان سپاسگزاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۴
هدف از این پژوهش، بررسی نقش میانجی گری تنظیم هیجانی در رابطه بین سپاسگزاری و بهزیستی روان شناختی در بین دانشجویان بوده است. روش پژوهش، همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بوده و جامعه آماری، تمامی دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی تهران در تمامی مقاطع در نیم سال دوم سال تحصیلی 1402-1401 می باشد. حجم نمونه 376 نفر تعیین گردید و برای گرد آوری داده ها از پرسشنامه سپاسگزاری GQ-6 مک کلاف و همکاران (2002)، مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف (2002) و مقیاس تنظیم هیجان ERQ گراس و جان (2003) استفاده شد. داده های این پژوهش از طریق نرم افزار SPSS و نرم افزار AMOS تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین متغیر سپاسگزاری و بهزیستی روان شناختی رابطه معنادار آماری وجود دارد (001/0>p ،51/=0β). همچنین بین متغیر سپاسگزاری و تنظیم هیجانی، رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (001/0>p ،42/=0β) و بین متغیر تنظیم هیجانی و بهزیستی روان شناختی رابطه معنادار وجود دارد (001/0>p ،17/=0β). با توجه به اهمیت بهزیستی روان شناختی در دانشجویان که آینده سازان جامعه هستند و تأثیر مستقیم و غیرمستقیم سپاسگزاری بر بهزیستی روان شناختی، نتایج این تحقیق می تواند به صورت یک برنامه آموزشی در دانشگاه ها توسط روان شناسان در راستای ارتقای بهزیستی روان شناختی و بهبود تنظیم هیجانی مورد توجه قرار گیرد.
۱۴۵۰.

شبیه سازی یا انتزاع؟ نقش وجه نحوی و حسی در درک استعاره(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: استعاره های نحوی استعاره های حسی الگوی حامل استعاره Bowdle و Gentner 2005) مدل های دسترسی مستقیم و غیرمستقیم شبیه سازی انتزاع

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۴
مقدمه: میان نظریه پردازان توافق گسترده ای وجود دارد که پردازش معنای استعاری شامل اختصاص ویژگی های معنایی حامل به موضوع است. با این حال، درباره ماهیت معنایی که در طول پردازش استعاره فعال می شود، اختلاف نظرهایی وجود دارد. مدل دسترسی مستقیم (طبقه بندی) که به دیدگاه شبیه سازی نزدیک است، تصریح می کند که پردازش استعاره و عبارات تحت اللفظی می توانند به طور موازی انجام شده و از مسیرها و مکانیسم های یکسانی پیروی کنند. در مقابل، در مدل های دسترسی دوگانه (قیاس)، درک استعاره تنها پس از ایجاد نقاط مشترک و استنتاج از حامل به موضوع رخ می دهد. هدف این مطالعه بررسی این است که کدام یک از این نظریه ها بهتر می تواند پردازش استعاره را توضیح دهد. روش کار: با استفاده از بسته استعاره Cardillo (2010)، تأثیر وجه نحوی (جملات اسمی و فعلی) و وجه حسی _حرکتی (جملات شنیداری و حرکتی) به عنوان متغیرهای مستقل و سهولت درک به عنوان متغیر کنترل بررسی شد. ۴۱ شرکت کننده (۲۲ تا ۴۴ سال) جملات را خوانده و میزان درک پذیری آنها را قضاوت کردند. زمان واکنش به عنوان شاخص پردازش ثبت شد. یافته ها: نتایج نشان داد که پردازش جملات اسمی نسبت به فعلی و جملات حرکتی نسبت به شنیداری زمان بیشتری نیاز دارد و دشوارتر است (001/0>P). نتیجه گیری: این نتایج با مدل های دسترسی مستقیم مانند طبقه بندی، که تأکید دارند تفاوت معناداری در پردازش جملات با کنترل عوامل مختلف وجود ندارد، همسو نیست. علی رغم کنترل عوامل تأثیرگذار، هزینه شناختی بیشتری هم در وجه نحوی و هم در وجه حسی مشاهده شد. این نتایج با نظریه های دسترسی غیرمستقیم نظیر قیاس و به ویژه با فرضیه کارراهه استعاره Bowdle و Gentner (2005) همسو است. این فرضیه تأکید می کند که معنای استعاری با جملات تحت اللفظی تداخل دارد و هزینه های شناختی بالاتر می تواند نشان دهنده دشواری دسترسی به سطوح معنایی یا مفهومی در حافظه بلندمدت باشد.
۱۴۵۱.

بررسی تأثیر سلول درمانی بر افزایش ترشح سرتونین در افسردگی به وسیله سلول های بنیادی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سلول درمانی سلول های بنیادی سرتونین افسردگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۱۷۱
زمینه و هدف: سلول های بنیادی نقش مهمی در بازسازی بافت ها و درمان بیماری ها دارند، بنابراین مطالعه حاضر باهدف بررسی تأثیر سلول درمانی برافزایش ترشح سرتونین در افسردگی به وسیله سلول های انجام شد. روش پژوهش: این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر شیوه اجرا تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش موش های بالغ نژاد سوری، معروف به رت سوری بودند. تعداد 40 موش رت سوری به صورت هدفمند و بر اساس معیارهای ورود به تحقیق، به عنوان نمونه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند (هر گروه 20 عدد). ابتدا سطح سروتونین خون دو گروه اندازه گیری شد، سپس گروه آزمایش سلول های بنیادی بند ناف را از طریق تزریق دریافت کرد و در این زمان گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. پس از دریافت سلول های بنیادی، میزان ترشح سروتونین دو گروه مجدداً موردبررسی قرار گرفت، در تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 25 و تحلیل کوواریانس تک متغیره استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون میزان ترشح سرتونین در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود داشت (01/0>p)، بنابراین سلول درمانی موجب افزایش میزان ترشح سرتونین در افسردگی به وسیله سلول های بنیادی شده است. نتیجه گیری: سلول های بنیادی می توانند به عنوان نویدبخش درمان بیماری های شناختی و روانی و استراتژی های درحال توسعه جدید برای درمان بیماری های سیستم عصبی ازجمله افسردگی در نظر گرفته شوند.
۱۴۵۲.

مدل انعطاف پذیری خانواده بر اساس آیات و روایات(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: انعطاف پذیری انعطاف پذیری خانواده مدل قطب روان شناسی اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۴۵
پژوهش کنونی با هدف طراحی مدل انعطاف پذیری خانواده بر اساس آیات و روایات انجام شد. روش پژوهش تحلیل کیفی محتوای متون دینی بود. منابع پژوهش قرآن کریم، تفاسیر، روایات و نمونه پژوهش، شامل گزاره های توصیفی و تبیینی مرتبط با حوزه معنایی انعطاف پذیری خانواده در آیات و روایات بود، که به شکل هدفمند انتخاب شد. پس از استخراج محتوای مرتبط با انعطاف پذیری خانواده در فرایند تحلیل داده ها، در قالب چهار مؤلفه، چهار حیطه، دو قطب و دو بعد کدگذاری و در نهایت در قالب یک مدل صورت بندی شد؛ سپس برای بررسی روایی محتوایی مدل انعطاف پذیری خانواده، از شاخص روایی محتوایی (CVI) و ضریب نسبی روایی محتوایی (CVR) استفاده شد و به 25 کارشناس ارجاع گردید. یافته ها نشان داد مدل انعطاف پذیری خانواده: الف) انعطاف پذیری خانواده بر اساس آیات و روایات، دارای چهار مؤلفه، دو بعد، دو قطب و چهار حیطه می باشد و قدرت تشخیص چهار نوع سیستم خانوادگی را دارد؛ ب) مؤلفه ها عبارت اند از: نرمی، آسان گیری، همراهی و موافقت؛ ج) دو بعد عبارت اند از: 1. بعد امور عرفی و شرعی غیرالزامی و 2. بعد شرعی الزامی؛ د) دو قطب عبارت اند از: 1. خانواده انعطاف پذیر انعطاف ناپذیر و 2. خانواده مقاوم سازش کار؛ ه .) حیطه ها عبارت اند از: 1. مدیریت و رهبری؛ 2. نقش ها؛ 3. قوانین؛ 4. گفت وگوها و مذاکرات؛ ه .) چهار نوع سیستم خانوادگی عبارت اند از: 1. خانواده انعطاف پذیر مقاوم؛ 2. خانواده انعطاف پذیر سازش کار؛ 3. خانواده انعطاف ناپذیر مقاوم؛ 4. خانواده انعطاف ناپذیر سازش کار.
۱۴۵۳.

Investigating The Effect of Joint Reading of The Stories in The Book ‘’Talk to Me’’ in Mother-Child Dyads on The Child’s Empathy and Emotional Regulation of Mother(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Empathy Emotion regulation Joint Story-Reading Mother-Child dyads Story

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۲۴
Objective: Studies show that joint parent-child activities have far-reaching effects on a child's emotional, cognitive, and social development. Research also reports the significant impact of mother-child relationships on mother-child interactions. The aim of this study was to investigate The Effect of Joint Reading in Mother-Child dyads on The Child’s Empathy and Emotional Regulation of the Mother.Methods: In the present study, which was conducted as quasi-experimental with the control group, 20 mother-child pairs from Alborz Elementary School in Sanandaj, by quota sampling,  were randomly divided into two intervention and control groups. Data collection instruments included a Persian version of EmQue-CA for children and an emotional self-regulation questionnaire by Hoffman and Kashdan for mothers. The mother-child pairs in the intervention group read ten stories for 10 weeks, lasting thirty to forty-five minutes each with the mother and child. Data were analyzed using the ANCOVA and MANCOVA methods.Results: In the intervention group, mean empathy (27.60) and mean tolerance style (21.28) increased, and this difference was statistically significant (p<0.001).Conclusion: The results show that joint reading affects the child's empathy and the mother's emotion regulation. Reading the story helps the child gain a better understanding of the events and improves mother-child interactions.
۱۴۵۴.

نقش ترومای دلبستگی، نقایص ذهنی سازی و مکانیسم های دفاعی در خودمدیریتی دیابت و هموگلوبین گلیکوزیله(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ترومای دلبستگی مکانیسم های دفاعی خودمدیریتی دیابت هموگلوبین گلیکوزیله ذهنی سازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۱۴
زمینه: دیابت نوع ۲ یکی از شایع ترین بیماری های مزمن است که خودمدیریتی و کنترل هموگلوبین گلیکوزیله در کاهش عوارض آن نقش کلیدی دارند. هدف پژوهش حاضر تعیین اثر عواملی چون ترومای دلبستگی، نقایص ذهنی سازی و مکانیسم های دفاعی بر خودمدیریتی و هموگلوبین گلیکوزیله در بیماران دیابتی نوع 2 است. روش: این پژوهش مقطعی - همبستگی با 347 بیمار دیابتی نوع 2 مراجعه کننده به مراکز بهداشت کرمان در سال 1403 انجام شد. نمونه گیری به صورت در دسترس بود. داده ها با استفاده از پرسشنامه ترومای اولیه (مونته و همکاران، 2020)، مقیاس خودگزارشی رتبه بندی مکانیزم های دفاعی (دی جوزپه و همکاران، 2020)، مقیاس بازنگری شده خودمدیریتی دیابت (اسچمت و همکاران 2013) و مقیاس ذهنی سازی فوناگی (دروگر و آشتیانی،1399) جمع آوری و با تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که مکانیسم های دفاعی و ذهنی سازی پیش بینی کننده معنادار خودمدیریتی و مکانیسم های دفاعی پیش بینی کننده معنادار هموگلوبین گلیکوزیله هستند (p<0/001). مکانیسم های دفاعی با کاهش خودمدیریتی (p<0/001،β= -0/35) و افزایش هموگلوبین گلیکوزیله (p<0/001،β=0/17) و ذهنی سازی با افزایش خودمدیریتی (p<0/031،β=0/11) مرتبط بوده اند و ترومای دلبستگی نتوانست به صورت معناداری خودمدیریتی و تغییرات غلظت هموگلوبین گلیکوزیله را پیش بینی کند (0/05 <P). نتیجه گیری: مکانیسم های دفاعی و ذهنی سازی می توانند خودمدیریتی، و مکانیسم های دفاعی می تواند غلظت هموگلوبین گلیکوزیله را در بیماران دیابتی نوع 2 پیش بینی کنند. این نتیجه حاوی مضامین کاربردی برای پژوهش های بعدی و تدوین مداخلات متناسب شده است. پیشنهاد می شود نقش ترومای دلبستگی در مدل های میانجی گری بررسی شود. زمینه: دیابت نوع ۲ یکی از شایع ترین بیماری های مزمن است که خودمدیریتی و کنترل هموگلوبین گلیکوزیله در کاهش عوارض آن نقش کلیدی دارند. هدف پژوهش حاضر تعیین اثر عواملی چون ترومای دلبستگی، نقایص ذهنی سازی و مکانیسم های دفاعی بر خودمدیریتی و هموگلوبین گلیکوزیله در بیماران دیابتی نوع 2 است. روش: این پژوهش مقطعی - همبستگی با 347 بیمار دیابتی نوع 2 مراجعه کننده به مراکز بهداشت کرمان در سال 1403 انجام شد. نمونه گیری به صورت در دسترس بود. داده ها با استفاده از پرسشنامه ترومای اولیه (مونته و همکاران، 2020)، مقیاس خودگزارشی رتبه بندی مکانیزم های دفاعی (دی جوزپه و همکاران، 2020)، مقیاس بازنگری شده خودمدیریتی دیابت (اسچمت و همکاران 2013) و مقیاس ذهنی سازی فوناگی (دروگر و آشتیانی،1399) جمع آوری و با تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که مکانیسم های دفاعی و ذهنی سازی پیش بینی کننده معنادار خودمدیریتی و مکانیسم های دفاعی پیش بینی کننده معنادار هموگلوبین گلیکوزیله هستند (001/0 P<). مکانیسم های دفاعی با کاهش خودمدیریتی (35/0- =β، 001/0 P<) و افزایش هموگلوبین گلیکوزیله (17/0 =β، 001/0 P<) و ذهنی سازی با افزایش خودمدیریتی (11/0 =β، 031/0 P<) مرتبط بوده اند و ترومای دلبستگی نتوانست به صورت معناداری خودمدیریتی و تغییرات غلظت هموگلوبین گلیکوزیله را پیش بینی کند (05/0 <P). نتیجه گیری: مکانیسم های دفاعی و ذهنی سازی می توانند خودمدیریتی، و مکانیسم های دفاعی می تواند غلظت هموگلوبین گلیکوزیله را در بیماران دیابتی نوع 2 پیش بینی کنند. این نتیجه حاوی مضامین کاربردی برای پژوهش های بعدی و تدوین مداخلات متناسب شده است. پیشنهاد می شود نقش ترومای دلبستگی در مدل های میانجی گری بررسی شود.
۱۴۵۵.

اثربخشی آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت خواب و تنظیم هیجان کارکنان دارای سندروم خستگی مزمن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کیفیت خواب تنظیم هیجان آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی سندروم خستگی مزمن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۰۶
هدف از این پژوهش اثربخشی آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت خواب و تنظیم هیجان کارکنان دارای سندروم خستگی مزمن بود. طرح پژوهشی نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی کارکنان دانشگاه ارومیه در سال 1401 بود. حجم نمونه شامل 30 نفر (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه گواه) از جامعه آماری به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و در دو گروه گواه و آزمایش جایدهی شدند. برای گروه آزمایشی، آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی اجرا شد در حالیکه گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه علائم دوپال (جیسون و همکاران، 2010)، پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبورگ (بویس و همکاران، 1989) و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و کرایج، 2006) بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهبود کیفیت خواب و تنظیم هیجان در مراحل پس آزمون و پیگیری تاثیر معنی دار داشته است (001/0P<). یافته های این پژوهش اطلاعات مفیدی را در ارتباط با آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی فراهم می کند و مشاوران و روانشناسان می توانند برای بهبود کیفیت خواب و تنظیم هیجان کارکنان دارای سندروم خستگی مزمن از این مداخله استفاده نمایند.
۱۴۵۶.

رابطه وظیفه شناسی و پیشرفت تحصیلی ریاضی با میانجیگری هوش هیجانی: تعیین نقش تعدیلگر نیاز به خودمختاری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: وظیفه شناسی پیشرفت تحصیلی ریاضی هوش هیجانی نیاز به خودمختاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۸۵
هدف این پژوهش بررسی رابطه وظیفه شناسی و پیشرفت تحصیلی ریاضی با میانجیگری هوش هیجانی و نقش تعدیلگری نیاز به خودمختاری بود. پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. جامعه ی آماری این پژوهش کلیه ی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول منطقه 14 تهران در سال تحصیلی 1401_1400 بودند ( 8858 = N). از روش نمونه گیری داوطلبانه استفاده شد. همه آنها پرسشنامه پنج عاملی شخصیت نئو (1985)، هوش هیجانی شرینگ (1999)، خودمختاری گاردیا و همکاران (2000) و پرسشنامه پیشرفت تحصیلی فام و تیلور (1994) را تکمیل کردند. فرضیه ها با مدل تحلیل مسیر و تحلیل فرآیند شرطی آزمون شدند. یافته ها نشان داد که وظیفه شناسی بر هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی ریاضی اثر ساختاری مستقیم داشت. هوش هیجانی بر پیشرفت تحصیلی ریاضی اثر ساختاری مستقیم داشت. هوش هیجانی در رابطه بین وظیفه شناسی و پیشرفت ریاضی نقش میانجی ایفا می کرد. نقش تعدیلگر نیاز به خود مختاری در رابطه وظیفه شناسی با پیشرفت ریاضی تایید شد. بیشترین رابطه وظیفه شناسی با پیشرفت تحصیلی در سطوح پایین نیاز به خودمختاری بود با افزایش نیاز به خودمختاری رابطه وظیفه شناسی با پیشرفت ریاضی ضعیف تر می شد. در نتیجه پیشایندهای پیشرفت ریاضی روابط ساختاری پیچیده ای دارند. هوش هیجانی و خودمختاری به همراه وظیفه شناسی نقش موثری بر پیشرفت ریاضی ایفا می کردند. تلویحات کاربردی یافته ها مورد بحث قرار گرفت.
۱۴۵۷.

مقایسه اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان ذهن آگاهی مبتنی بر خودشفقت ورزی بر باورهای فراشناختی در افراد وابسته به مواد تحت درمان نگهدارنده با متادون(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: باورهای فراشناختی خودشفقت ورزی ذهن آگاهی شناخت درمانی متادون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۰۹
هدف: باورهای فراشناختی از چالش های مهم درمان وابستگی است و روش های مؤثر درمانی می توانند نقش بسزایی در کاهش آن داشته باشند. این پژوهش با هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان ذهن آگاهی مبتنی بر خودشفقت ورزی بر باورهای فراشناختی در افراد وابسته به مواد بود. روش: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل ومرحله پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل بیماران وابسته به مواد تحت درمان با متادون مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر شاهرود در سال 1403 بودند. ۴۸ نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه 16 نفره شامل دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل گمارده شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه باورهای فراشناختی ولز و کاترایت- هاتون (2004) استفاده شد. گروه آزمایشی اول، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (8 جلسه 90 دقیقه ای) و گروه آزمایشی دوم درمان ذهن آگاهی مبتنی بر خودشفقت ورزی (8 جلسه 90 دقیقه ای) را به صورت یک جلسه در هفته دریافت کردند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی در نرم افزار SPSS26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد هر دومداخله د بهبود مولفه های باورهای فراشناختی درپس آزمون وپیگیری موثر بوده اند (0/05<p). همچنین، بین دو گروه آزمایش تفاوت معناداری در میانگین پس آزمون و پیگیری مولفه های باورهای فراشناختی وجود داشت و درمان ذهن آگاهی مبتنی بر خودشفقت ورزی نسبت به شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی اثربخش تر بود (0/05<p). نتیجه گیری: این یافته ها بر لزوم بهره گیری ازدرمان ذهن آگاهی مبتنی برخودشفقت ورزی در درمان وابستگی به مواد تأکید دارد.
۱۴۵۸.

بررسی نقش واسطه ای ذهن آگاهی در رابطه بین ادراک خطر و عود مصرف مواد در مردان وابسته به مواد مخدر در حال ترک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عود مصرف مواد ادراک خطر ذهن آگاهی وابستگی به مواد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۷
هدف: پژوهش حاضر به بررسی نقش واسطه ای ذهن آگاهی در رابطه بین ادراک خطر و عود مصرف مواد در مردان وابسته به مواد مخدر در حال ترک پرداخت. روش: این مطالعه توصیفی- همبستگی از نوع تحلیل مسیر ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل مردان وابسته به مواد مخدر در حال ترک در شهر سمنان در سال 1403-1402 بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری هدفمند 368 نفر تعیین شد. ابزارهای مورد استفاده در این مطالعه شامل مقیاس پیش بینی عود مصرف، شاخص ادراک خطر، و پرسش نامه ذهن آگاهی پنج عاملی بودند. داده ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تحلیل شد. یافته ها: ادراک خطر و ذهن آگاهی ارتباط مستقیم منفی معناداری با عود مصرف مواد داشتند. به هر حال، ذهن آگاهی در رابطه بین ادراک خطر و عود مصرف مواد نقش میانجی معناداری نداشت. نتیجه گیری: با توجه به ارتباط بین ادراک خطر و ذهن آگاهی و ارتباط مستقل ادراک خطر و ذهن آگاهی با عود مصرف مواد در مردان وابسته به مواد مخدر در حال ترک، پیشنهاد می شود که مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی و بالا بردن و آموزش ادراک خطر جهت کاهش عود مصرف مواد مورد توجه قرار گیرد.
۱۴۵۹.

بررسی اثر بخشی درمان هیجان مدار بر حساسیت اضطرابی و عدم تحمل بلاتکلیفی در دانش آموزان مبتلا به اختلال وسواسی – اجباری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: درمان هیجان مدار اختلال وسواسی–اجباری حساسیت اضطرابی عدم تحمل بلاتکلیفی دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۴۱
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان هیجان مدار بر کاهش حساسیت اضطرابی و عدم تحمل بلاتکلیفی در دانش آموزان مبتلا به اختلال وسواسی–اجباری بود. این مطالعه به شیوه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه مبتلا به اختلال وسواسی–اجباری در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۴ در شهر بابلسر بود. از میان آن ها، ۳۰ نفر به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای تحت درمان هیجان مدار قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای گردآوری داده شامل پرسشنامه حساسیت اضطرابی (ASI) و مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی (IUS) بود که در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون اجرا شدند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس (ANCOVA) و آزمون حداقل تفاوت معنادار تحلیل شد. نتایج نشان داد درمان هیجان مدار به طور معناداری موجب کاهش حساسیت اضطرابی و عدم تحمل بلاتکلیفی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل گردید (p<0.01). بر این اساس، می توان نتیجه گرفت درمان هیجان مدار رویکردی مؤثر برای کاهش مؤلفه های شناختی–هیجانی مرتبط با اختلال وسواسی–اجباری در نوجوانان است.
۱۴۶۰.

بررسی شیوع اختلالات روانی در استان ایلام

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: اختلالات خلقی افسردگی شیوع اضطراب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۰
مقدمه: اختلال روانی شامل اختلال قابل توجه در تفکر، تنظیم هیجان یا رفتار است. مطابق آمارهای منتشرشده سازمان بهداشت جهانی از هر 8 نفر در جهان یک نفر با اختلال روانی زندگی می کند. هدف: شیوع اختلالات روانی در اغلب کشورها و ازجمله ایران رو به افزایش است. لذا بررسی شیوع شناسی می تواند در تعیین میزان مشکل، پیشگیری و درمان نقش مهمی داشته باشد. روش: پژوهش حاضر به صورت توصیفی انجام شده و در سال 1402 بر روی بزرگ سالان ساکن در استان ایلام متمرکز است. در این مطالعه، حجم نمونه 234 نفر است که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند. در این تحقیق، از فرم کوتاه پرسشنامه چندوجهی شخصیتی مینه سوتا (MMPI) به عنوان ابزار پژوهش استفاده شد. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS بر اساس آمار توصیفی و نمره های درصدی انجام شد. یافته ها: تجزیه وتحلیل داده ها نشان می دهد که 35/36 % از مردان در مقیاس های افسردگی، خودبیمارپنداری، هیستری و پارانویا نمره استاندارد T بین 60 تا 70 دارند. همچنین نتایج این مطالعه نشان می دهد که 31/35 % زنان نمره T بین 60 تا 65 در مقیاس های افسردگی، خودبیمارپنداری، هیستری و انحراف روانی-اجتماعی دارند. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که نیمرخ روانی در مقیاس های افسردگی، خودبیمارپنداری، و هیستری به طور خفیفی بالاتر از نرمال است، بنابراین گرایش به اختلال در این مقیاس ها را نشان می دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان