فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۰۱ تا ۱٬۴۲۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان شناختی- رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی بر نگرانی از تصویر بدنی، ترس از ارزیابی منفی و روابط با همسالان در دختران مبتلا به بلوغ زودرس انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه دختران ۱۱ تا ۱۳ سال مبتلا به بلوغ زودرس مراجعه کننده به کلینیک غدد کودکان شهرستان ساری بودند، که از بین آن ها تعداد 30 نفر از دختران به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) جایگزین شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه نگرانی از تصویر بدن (لیتلتون و همکاران، 2005)، پرسشنامه ترس از ارزیابی منفی (ﻟﺮی، 1983) و پرسشنامه روابط با همسالان (هادسون، 1992) استفاده شد. گروه آزمایش به مدت 2 ماه در 8 جلسه 90 دقیقه ای و به صورت هفتگی درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی به نقل از بحرینی و همکاران (2022) را دریافت نمودند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، از تحلیل کوواریانس چند متغیری با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 26 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بعد از اثرات پیش آزمون، تفاوت معناداری بین میانگین پس آزمون دو گروه در متغیر های نگرانی از تصویر بدنی (05>0P = ، 07/21F = )، ترس از ارزیابی منفی (05>0P = ، 29/50F = ) و روابط با همسالان (05>0P = ، 19/58F = ) در دختران مبتلا به بلوغ زودرس وجود داشت. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، می توان نتیجه گرفت که درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند سبب کاهش نگرانی از تصویر بدن، ترس از ارزیابی منفی و روابط با همسالان دختران دارای بلوغ زودرس شود و می توان این مداخله را به دختران دارای بلوغ زودرس، روان شناسان و مشاوران کودک و نوجوان توصیه کرد.
نقش میانجی ترس از دست دادن در رابطه بین نیازهای روانشناختی و رفتار فابینگ در دانشجویان متاهل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آذر ۱۴۰۴ شماره ۹ (پیاپی ۱۱۴)
۱۲۴-۱۱۵
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش میانجی ترس از دست دادن در رابطه بین نیازهای روانشناختی و رفتار فابینگ در دانشجویان متاهل انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه دانشجویان متاهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت در سال 1403 بودند که از بین آن ها به روش نمونه گیری در دسترس 220 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس ترس از دست دادن (FoMoS؛ وگمانن و همکاران، 2017)، مقیاس عمومی فابینگ (GSP؛ چوتپیتایاسونوند و داگلاس، 2018) و پرسشنامه ارضاء نیازهای روانشناختی پایه (PNSS؛ دسی و رایان، ۲۰۰۰) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخودار بود. همچنین نتایج نشان داد اثرات مستقیم نیازهای روانشناختی و ترس از دست دادن بر رفتار فابینگ معنادار بود؛ اثر مستقیم نیازهای روانشناختی بر ترس از دست دادن معنادار بود (05/0>P)؛ نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که ترس از دست دادن در رابطه بین نیازهای روانشناختی و رفتار فابینگ نقش میانجی داشت (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که نیازهای روانشناختی به طور مستقیم و با نقش میانجی ترس از دست دادن بر رفتار فابینگ در دانشجویان متاهل اثر داشت.
پژوهشی در رفتار شهروندی سازمانی: یک مرور مفهومی
منبع:
سلامت روان در مدرسه دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
56 - 83
حوزههای تخصصی:
طی سال های اخیر، رفتار شهروندی سازمانی به عنوان یکی از مفاهیم مهمِ رفتار سازمانی مورد توجه پژوهشگران بوده و محققان بسیاری در سراسر جهان در حال انجام تحقیقات تجربی در این زمینه هستند. ما در این پژوهش به بررسی مطالعات مرتبط با رفتار شهروندی سازمانی طی دو دهه اخیر پرداخته و روندها و ویژگی های متمایز آن را شناسایی کردیم. در این پژوهش از تحقیقات منتشر شده در دو دهه اخیر که عبارت «رفتار شهروندی سازمانی » در چکیده آن ها شامل می شده است، تعداد 120 مقاله را مورد مطالعه و بررسی قرار داده و خلاصه بررسی ها را به ترتیب از گذشته تا کنون ارائه نمودیم. هدف از این پژوهش ارائه سیر مطالعات انجام شده در دو دهه اخیر و بیان نقطه نظرات محققان این حوزه و نیز نتایج تجربی حاصل از پژوهش های ایشان بوده است. هر چند که ممکن است این پژوهش برای درک کل تحقیقات رفتار شهروندی سازمانی ناکافی باشد، لیکن برای درک وضعیت فعلی این تحقیقات می تواند مفید واقع گردد.
بازنمایی عصبی واژگان بویایی در پردازش استعاره های مفهومی در مغز زنان بر پایه داده های تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مطالعات عصب شناسی کمک شایانی به گسترش دانش ما از نحوه پردازش واژه ها در مغز نموده اند. در جهت بدنمندسازی کلمات حسی، همواره سعی بر این بوده است که ارتباط این واژه ها با نحوه ادراک حس های مختلف مورد بررسی قرار گیرد. یک سیستم حسی که پژوهش درباره بازنمایی های نورونی معانی واژه هایش مورد غفلت واقع شده است سیستم بویایی است. از این رو این مطالعه با هدف بازنمایی عصبی واژه های حس بویایی در استعاره های مفهومی انجام شد. روش کار: بانک داده ای از 48 جمله مربوط به استعاره های مفهومی حس بویایی و 48 جمله مربوط به جملات تحت اللفظی تشکیل گردید و نحوه پردازش این جملات در مغز با استفاده از تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی مورد بررسی قرار گرفت. در این پژوهش، بیست و شش آزمودنی در سنین 20 تا 35 سال، همگی خانم های سالم راست دست شرکت کردند و فعالیت های مغزی آنها در حین مواجهه با تصاویر جملات ثبت گردید. یافته ها: مقایسه آماری بین عملکرد مغزی در حین مواجهه با استعاره ها و جملات تحت اللفظی حاکی از این بود که تنها در هنگام پردازش استعاره ها نواحی حس بویایی ثانویه فعالیت هایی را در بازنمایی های حسی_حرکتی و ادراکی نشان می دهند. فعالیت قشر اوربیتوفرونتال (ناحیه بویایی ثانویه) به منظور همگرایی اطلاعات مدالیته های بویایی، چشایی و بینایی در مطالعات دیگر نیز دیده شده است. نتیجه گیری: با توجه به عدم فعالیت معنا دار در مناطق مربوط به پردازش هیجانات و همچنین مناطق اولیه بویایی، ما بر این باور هستیم که شاید فقدان خوشایندی حس بویایی در جملات استعاره ای دلیل این امر می باشد. امید است که این یافته ها بتواند راه گشای درک بهتر مکانیسم مغزی مربوط به پردازش واژگان فارسی گردد.
اثربخشی آموزش متمرکز بر شفقت بر خود انتقادی والدین و استرس فرزندپروری مادران دارای سطوح بالای خود انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
9 - 20
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش متمرکز بر شفقت بر خودانتقادگری و استرس فرزندپروری مادران دارای سطوح بالای خودانتقادگری انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون بود. جامعه این پژوهش را کلیه مادران با سطوح بالای خودانتقادگری دارای فرزند 2 تا 6 ساله شهر مشهد در سال 1403 تشکیل دادند که از بین آنها 30 نفر با روش نمونه گیری هدفمند وارد مطالعه شدند و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و انتظار (15 نفر) به شیوه تصادفی گمارش شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس سطوح خودانتقادی تامپسون و زوروف (2004، LOSC)، پرسشنامه استرس فرزندپروری آبیدین (1995، PSI-SF) و برنامه آموزش متمرکز بر شفقت برگرفته از طرح درمان متمرکز بر شفقت گیلبرت بود. داده های پژوهش به شیوه تحلیل کوواریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون خودانتقادگری و استرس فرزندپروری در دو گروه آزمایش و گواه تقاوت معناداری در سطح (05/0≥P) وجود دارد. می توان نتیجه گرفت که برنامه آموزش متمرکز بر شفقت به شیوه گروهی تاثیر قابل قبولی در کاهش خودانتقادگری و استرس فرزندپروری مادران دارای سطوح بالای خودانتقادگری داشته است.
بررسی اثربخشی بسته آموزشی تربیت عاطفی مبتنی بر کلام بر متغیرتوانایی کلام کودک، افزایش رابطه والد-کودک و تربیت اسلامی در مادران دارای کودک زیر 7 سال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
77 - 103
حوزههای تخصصی:
خانواده یکی از مهمترین بسترهایی است که می توان تربیت مبتنی بر اسلام را در آن محقق کرد. در زمینه فرزند پروری، راه های عملی و ابزارهای مختلفی وجود دارد. با توجه به آموزه های غنی دین مبین اسلام، یکی از اصلی ترین راهبردها، بکارگیری ابزار کلام است. هدف این پژوهش مشخص کردن اثرگذاری بسته آموزشی تربیت عاطفی مبتنی بر کلام، بر توانایی کلام کودکان، رابطه والد-کودک و تربیت اسلامی است. پژوهش در سال 1399 با روش نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل اجرا شده است. 60 تن از مادران تهرانی دارای کودک 5/3 تا 5/6 سال که به فضای مجازی دسترسی داشتند، جامعه آماری پژوهش را تشکیل دادند. ابزارهای پژوهش مقیاس های رابطه والد - کودک پیانتا (1994)، تربیت اسلامی اسحاقی (1397) و توانایی کلام نیک اخوت (1398) می باشند. داده های پژوهش با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تحلیل قرار گرفت، که با درنظر گرفتن تفاوت میانگین ها در هر سه مقیاس مذکور مشخص شد که آموزش های ارائه شده بعد از یک ماه همچنان اثرگذار بوده است. در مجموع نتایج حاکی از آن بود که تربیت عاطفی مبتنی بر کلام در بالا بردن توانایی کلام کودکان، رابطه والد - کودک و تربیت اسلامی به طور معناداری در کودکان زیر 7 سال اثرگذار است.
جنبه های روانشناختی و رفتاری افراد در شرط بندی ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
67 - 82
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تحلیل عوامل مؤثر بر انگیزه ها، تصمیم گیری ها و تأثیرات اجتماعی شرط بندی به درک عمیق تری از این پدیده کمک می کند. این پژوهش به بررسی جنبه های روانشناختی و رفتاری افراد در شرط بندی ورزشی می پردازد. روش: این پژوهش با رویکرد پدیدارشناسی انجام شد. جامعه پژوهش شامل کادر انتظامی، خبرگان دانشگاهی، مربیان فوتبال و افرادی با تجربه شرط بندی بود. نمونه گیری به شیوه گلوله ای انجام شد و ملاک انتخاب شامل تجربه شرط بندی آنلاین یا آفلاین و آگاهی در زمینه نظارت بر فعالیت های شرط بندی بود. پس از انجام 17 مصاحبه، 61 مضمون فرعی و 8 مضمون اصلی استخراج گردید. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه های نیمه ساختاریافته شامل سوالات باز و بسته بود. برای افزایش اعتبار و پایایی، از معیارهای اعتبار، انتقال پذیری، قابلیت اعتماد و تأییدپذیری استفاده شد. درصد توافق بین دو کدگذار متخصص در کدگذاری 75% به دست آمد. یافته ها: جنبه های روانشناختی و رفتاری افراد در شرط بندی ورزشی شامل: 61 مضمون فرعی در قالب 8 مضمون اصلی شامل؛ عوامل شخصی، آسیب های دوره زندگی مشکلات عاطفی/ روانی، چالش سلامتی، استراتژی های مقابله ای مؤثر، انگیزه اجتماعی، مشوق های شرط بندی و چالش اقتصادی می باشد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که جنبه های روانشناختی و رفتاری افراد در شرط بندی ورزشی تأثیرات عمیقی بر سلامت روان و روابط اجتماعی آن ها دارد. به منظور کاهش آسیب های ناشی از این رفتار، پیشنهاد می شود که برنامه های آموزشی و مداخلات درمانی طراحی شود تا آگاهی نسبت به خطرات شرط بندی افزایش یابد. همچنین، ایجاد گروه های حمایتی می تواند به افراد در مدیریت و کنترل رفتارهای شرط بندی کمک کند.
بررسی چالش های مشاوران در هدایت تحصیلی دانش آموزان معلول جسمی وحرکتی
منبع:
مشاوره توانبخشی سال اول پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
225 - 241
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدایت تحصیلی دانش آموزان دارای کم توانی جسمی–حرکتی، با وجود اهمیت چشمگیر آن، همواره با چالش های متعددی برای مشاوران همراه بوده است. پژوهش حاضر با رویکردی عمیق به بررسی این چالش ها می پردازد. هدف اصلی این مطالعه، شناسایی و تبیین چالش های پیشِ روی مشاوران در فرآیند هدایت تحصیلی دانش آموزان دارای کم توانی جسمی–حرکتی بوده است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، بنیادی و از نظر روش، کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون است. افق زمانی تحقیق سال های ۱۴۰۲–۱۴۰۳ و افق مکانی آن شهرهای تهران، کرج، هشتگرد، قزوین، ارومیه و گلستان را دربرمی گیرد. جامعه پژوهش شامل مشاورانی بود که دارای تجربه کاری در هدایت تحصیلی دانش آموزان با کم توانی جسمی و حرکتی بودند. نمونه گیری به صورت غیرتصادفی و هدفمند انجام شد. برای گردآوری داده ها از مصاحبه های عمیق، نیمه ساختاریافته و اکتشافی استفاده شد و تحلیل داده ها با بهره گیری از روش تحلیل مضمون صورت گرفت. یافته ها: تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها به استخراج ۳۲ مضمون فرعی در قالب ۹ مضمون اصلی منجر شد. مضامین اصلی شامل ناکارآمدی آزمون های رغبت و توانایی، محدودیت در امکان انتخاب رشته و مسیر شغلی، نگرش های غیرواقع بینانه والدین، ناسازگاری های نگرشی و عاطفی دانش آموزان، ضعف دانش و مهارت های تخصصی مشاوران، فقدان امکانات فیزیکی و تجهیزات سازگار، نبود ظرفیت و زیرساخت های حمایتی در فرآیند انتخاب رشته، ضعف همکاری و هماهنگی نهادی، و نیز نابرابری های ساختاری و تبعیض آموزشی بود. نتیجه گیری : یافته های پژوهش نشان می دهد که رفع موانع و چالش های مرتبط با نقش مشاوران در هدایت تحصیلی دانش آموزان دارای کم توانی جسمی و حرکتی، مستلزم اتخاذ اقدامات اصلاحی و هدفمند در سطوح سیستماتیک، محیطی و آموزشی است.
ویژگی های روان سنجی مقیاس سواد هوش مصنوعی(AILS-CCS) در دانشجویان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ زامستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
129 - 157
حوزههای تخصصی:
هم گام با پیشرفت فناوری و محصولات هوش مصنوعی، آمادگی، شناخت و مهارت در این زمینه به یک مسئله ی مهم برای کاربران این نوع از فناوری در شاخه های مختلف علمی، تجاری، صنعتی و حتی نظامی تبدیل شده است. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روانسنجی نسخه ی فارسی مقیاس سواد هوش مصنوعی ما و چن (2024) بر روی دانشجویان انجام شد. در این پژوهش 250 دانشجوی کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری از سه دانشگاه قم، لرستان و صنعتی تفرش با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس دانشجویان به مقیاس سواد هوش مصنوعی پاسخ دادند. در بخش نخست نتایج تحلیل مؤلفه های اصلی، بر ساختار تک عاملی مقیاس تأکید کرد. در مرحله ی بعد نتایج تحلیل عامل تأییدی، ساختار تک عاملی مقیاس را مورد تأیید قرار داد. یافته ی مربوط به ضریب آلفای کرونباخ نیز نشان داد که این مقیاس از همسانی درونی لازم برخوردار است. در مجموع، مطالعه ی حاضر شواهدی در حمایت از روایی و پایایی نسخه ی فارسی مقیاس سواد هوش مصنوعی در بین نمونه ی دانشجویان ایرانی فراهم آورد. بر اساس نتایج به دست آمده می توان چنین عنوان کرد که این مقیاس به عنوان ابزاری معتبر برای سنجش میزان سواد هوش مصنوعی در بین دانشجویان قابل استفاده است.
پیش بینی سازگاری اجتماعی و دشواری در تنظیم هیجان بر اساس نیازهای بنیادین روان شناختی و سرمایه های روان شناختی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ اسفند ۱۴۰۴ شماره ۱۲ (پیاپی ۱۱۷)
۲۳۰-۲۲۱
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر پیش بینی سازگاری اجتماعی و دشواری در تنظیم هیجان بر اساس نیازهای بنیادین روان شناختی و سرمایه های روان شناختی در دانش آموزان بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری در این پژوهش دانش آموزان مدارس مقطع متوسطه دوم شهر کرج در سال تحصیلی 1404-1403 بود. در این پژوهش 165 دانش آموز به عنوان نمونه به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جهت ارزیابی از پرسشنامه سازگاری اجتماعی دانش آموزان سینها و سینگ (SSAQ، 1993)، مقیاس دشواری در تنظیم هیجان گرتز و رومر (DERS، 2004)، پرسشنامه نیازهای بنیادین روان شناختی لاگاردیا و همکاران (BPNQ، 2000) و پرسشنامه سرمایه روان شناختی لوتانز و همکاران (PCQ، 2007) استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که نیازهای بنیادین روان شناختی و سرمایه های روان شناختی با سازگاری اجتماعی و دشواری در تنظیم هیجان در دانش آموزان رابطه دارند (05/0P<). نیازهای بنیادین روان شناختی و سرمایه های روان شناختی در مجموع 3/73 درصد سازگاری اجتماعی و 6/70 درصد دشواری در تنظیم هیجان را تبیین کردند (05/0P<). بر همین اساس توصیه می شود که مدارس، محیط های آموزشی را به گونه ای طراحی کنند که بتواند پاسخ گوی نیازهای بنیادین روان شناختی و سرمایه های روانی دانش آموزان باشد، زیرا این مهم می تواند باعث ارتقاء سازگاری اجتماعی و کاهش دشواری در تنظیم هیجان دانش آموزان شود.
Exploring the Cognitive Systems and its Distortion(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Aim: This article explores the cognitive operations of the mind, examining components such as basic cognitive systems, cognitive distortion, thinking, memory, perception, feelings, and emotions. Our goal is to provide a comprehensive understanding of how these elements interact and their roles in information processing. Method: By analyzing each cognitive component, we aim to clarify the complex mechanisms of human thought and behavior. Our conscious experience evolves alongside the development of cognitive faculties, and as these faculties improve, our capacity for rational thought and conscious awareness increases. Finding: This study investigates the processes involved in the formation of logical patterns in the human mind, as well as the mechanisms underlying the emergence of cognitive distortion. Results: Cognitive distortion can significantly impact our perceptions and judgments, leading to inaccurate decisions. Recognizing and understanding these cognitive biases such as the availability heuristic, anchoring effect, and self-serving bias are crucial for enhancing critical thinking and decision-making skills. By fostering a greater awareness of our cognitive limitations, we can strive for more objective analyses in our interactions with the world, ultimately improving both our personal and collective decision-making outcomes. Conclusion: Conscious experience is essential for enhancing logical abilities by shaping cognitive processes through sensory input and interactions. It enriches reasoning with creativity and empathy, allowing our understanding of the mind to evolve as we gather new information.
بررسی آموزش مهارتهای جرات ورزی بر افراد منفعل
منبع:
سلامت روان در مدرسه دوره ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
69 - 77
حوزههای تخصصی:
افراد پس از آموزش ابراز وجود، نگرش مثبتی درباره خود و زندگی گذشته خویش پیدا میکنند. آنان با به کارگیری مهارتهای ابراز وجود، توانایی و ظرفیت اداره و کنترل مقتضیات پیچیده زندگی روزمره را به دست می آورند و بر این اساس، میتوان حدس زد ک ه پیوندهای بین فردی آنان کیفیت بالایی پیدا میکند. آنان به آینده خوشبین میشوند؛ زیرا رفتار جرات ورزانه به آنان کمک میکند تا از زندگی و روابط خود با دیگران لذت ببرند و با هیجانهای منفی از قبیل غم، خشم، نگرانی و فشارهای روانی به گونه ای سازگارانه مقابله کنند. آنان برای زندگی خود هدف هایی را در نظر میگیرند، برنامه های زندگیشان را بر پایه آن اهداف تدوین میکنند، در راستای رسیدن به آن هدفها، چالشها را میپذیرند و به کار و فعالیت عالقه من د میشوند. بنابراین، شرکت در برنامه آموزش مهارتهای جرات ورزی به افراد منفل کمک میکند تا به خودشناسی لازم برسند و رفتارهای جراتمندانه را در موقعیتهای تعاملی با دیگران به طور واقعی و طبیعی به کار برند و کمبود مهارتهای اجتماعی را که با مشکلات بی شمار در سازش ب ا محیط پیرامون همراه اند، رفع مینماید و در نتیجه سازش یافتگی اجتماعی آنها را افزایش میدهد. افزون بر این، بهبود برقراری ارتباط مؤثر و سازنده در روابط بینفردی از پیامدهای مطلوب آموزش جرات ورزی است که منجر ب ه ب روز رفتارهای سازش یافته میشود.
Prediction of suicidal thoughts based on early maladaptive schemas with the mediation of emotion regulation difficulty in teachers
حوزههای تخصصی:
The present study aimed to determine the fit of the predictive model of suicidal ideation based on early maladaptive schemas mediated by difficulty in emotion regulation in teachers. This study is an applied study in terms of its purpose and a descriptive correlational study in terms of its method, which was conducted using structural equation modeling. The statistical population consists of all teachers working in schools in Tehran during the spring of 2025, from which 320 people were selected using the available sampling method. The research instruments included the Beck Scale for Suicide Ideation (1979); the Emotion Regulation Difficulties Scale by Gratz & Roemer (2004) and the Young Schema Questionnaire-short form (1998). Data analysis was performed using structural equation modeling. The results showed that the predictive model of suicidal ideation based on early maladaptive schemas mediated by difficulty in emotion regulation in teachers fits the collected data. Suicidal ideation is predicted based on early maladaptive schemas in teachers (P=0.001, β=0.400). Suicidal ideation is predicted based on difficulty in emotion regulation in teachers (P=0.001, β=0.378).
ساخت و اعتباریابی مقیاس ارزیابی آسیب های روان شناختی- عاطفی ازدواج ناخواسته در زنان: یک مطالعه آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۵)
462 - 472
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ساخت و اعتباریابیِ مقیاسی برای ارزیابی آسیب های روان شناختی و عاطفی در زنان دارای تجربه ازدواج ناخواسته (اجباری) انجام شد. این پژوهش از نوع آمیخته اکتشافی متوالیِ هدایت شده با رویکرد آزمون سازی بود و در دو مرحله، به صورت کیفی و کمی انجام شد. جامعه آماری در مرحله اول شامل زنانی با تجربه ازدواج ناخواسته در سال ۱۴۰۲ بود. انتخاب شرکت کنندگان به روش نمونه گیری هدف مند صورت گرفت. در مرحله دوم، از میان زنان دارای تجربه ازدواج ناخواسته شهر اهواز در سال ۱۴۰۲، تعداد ۲۲۵ نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش در مرحله اول، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در مرحله دوم، مقیاس محقق ساخته آسیب های روان شناختی و عاطفی (PEAS) و مقیاس بهزیستی ذهنی (SWS) بود. داده ها در مرحله اول به روش تحلیل مضمون و در مرحله دوم به روش تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تأییدی تحلیل شدند. یافته های بخش کیفی نشان داد ۱۸ مفهوم در ۶ بُعد استخراج شد و براساس این مفاهیم، مقیاسی ۳۰ ماده ای طراحی شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی، ۶ عامل را برای این مقیاس شناسایی کرد و نشان داد که این مقیاس در مجموع 21/72 درصد از واریانس آسیب های روان شناختی و عاطفی را تبیین می کند. تحلیل عاملی تأییدی نیز همین ۶ عامل را تأیید کرد و ضریب آلفای کرونباخ کل مقیاس 96/0 به دست آمد. این مقیاس از روایی و اعتبار مناسبی برخوردار است و استفاده از آن برای ارزیابی آسیب های روان شناختی و عاطفی در زنان دارای تجربه ازدواج ناخواسته توصیه می شود.
تشخیص اختلال استرس پس از سانحه با استفاده از داده های آزمون CANTAB و یک مدل یادگیری ماشین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اختلال استرس پس از سانحه به عنوان یک واکنش شدید روانی و عاطفی به تجربه رویدادهای آسیب زا و ناگوار همچون جنگ، تهدیدات جانی، بلایای طبیعی و خشونت های شخصی شناخته می شود و اغلب منجر به ناهنجاری های مزمن روانی و جسمانی می شود. مطالعات نشان داده است که اختلال در عملکرد اجرایی از شاخصه های این اختلال می باشد و ارزیابی های شناختی می تواند معیار مهمی در تشخیص آن باشد. روش کار: در این پژوهش از داده های آزمونCANTAB تکلیف SWM بالینی برای ارزیابی معیارهایی مانند DTLR، CD، BE، WE، TF و DD استفاده شده است. داده ها پس از نرمال سازی، استاندارد شده و با اضافه کردن نویز گوسی تقویت شده اند. سپس یک مدل ماشین بردار پشتیبان با هسته گوسین که با توجه به ویژگی های خاص آن، توانایی بالایی در تفکیک الگوهای پیچیده و غیرخطی دارد، آموزش داده شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که ویژگی های معرفی و استخراج شده در شناسایی تفاوت های پیچیده عملکرد شناختی، که نشانه های PTSD را بارز می سازند، به صورت موثری عمل نموده اند. اطلاعات جمع آوری شده از این ویژگی ها، توانایی بالای مدل را در شبیه سازی و تحلیل علائم PTSD و همچنین تمایز دقیق میان گروه های مبتلا و دارای اختلال به طور مؤثری نشان می دهد. نتیجه گیری: مدل یادگیری ماشین به کار گرفته شده در این پژوهش، امکان استفاده از آزمونCANTAB به عنوان یک ابزار عصب شناختی برای تشخیص اختلال PTSD را فراهم کرده است. صحت تشخیص مدل پیشنهادی در این مطالعه ۹۸ درصد بود که نشان دهنده قدرت بالا و اطمینان بخشی در تشخیص صحیح افراد مبتلا به این اختلال است.
اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر درهم آمیختگی فکر-عمل، عدم تحمل بلاتکلیفی و ناگویی هیجانی در افراد مبتلا به وسواس فکری عملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ دی ۱۴۰۴ شماره ۱۰ (پیاپی ۱۱۵)
۲۶۰-۲۵۱
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر درهم آمیختگی فکر-عمل، عدم تحمل بلاتکلیفی و ناگویی هیجانی در افراد مبتلا به وسواس فکری عملی انجام شد. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان مراجعه کننده به مراکز روانشناسی و روانپزشکی شیراز در سال 1403 بود. به روش نمونه گیری دردسترس 30 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش (هرگروه 15 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش در 8 جلسه هفتگی و هرجلسه 90 دقیقه تحت آموزش ذهن آگاهی قرار گرفت. دو گروه قبل و پس از مداخله به پرسشنامه های آمیختگی فکر-عمل شافران و راچمن (STAF، 1996)، عدم تحمل بلاتکلیفی فریستون و همکاران (IUS، 1994) و ناگویی هیجانی بگبی و همکاران (TAS-20، 1994) پاسخ دادند. داده ها با آزمون کواریانس چندمتغیری تحلیل شد. طبق نتایج به دست آمده با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون آمیختگی فکر-عمل، عدم تحمل بلاتکلیفی و ناگویی هیجانی در گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 001/0 وجود داشت. از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که آموزش ذهن آگاهی بر درهم آمیختگی فکر-عمل، عدم تحمل بلاتکلیفی و ناگویی هیجانی در افراد مبتلا به اختلال وسواس اثربخش است.
اثربخشی آموزش فنون شناختی- رفتاری بر سبک های دلبستگی ناایمن و سلامت عمومی دانشجویان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ دی ۱۴۰۴ شماره ۱۰ (پیاپی ۱۱۵)
۲۸۰-۲۷۱
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش فنون شناختی رفتاری بر سبک های دلبستگی ناایمن و سلامت عمومی دانشجویان دختر انجام گردید. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان رشته روان شناسی دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب در سال 1402 بودند. 30 نفر، به عنوان نمونه با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی به 2 گروه 15 نفری (گروه آزمایش و گواه) تقسیم شدند. از پرسشنامه سبک های دلبستگی (AAI، هازن و شاور، 1987)، پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ، گلدبرگ و هیلر، 1972) و همچنین پروتکل 10 جلسه ای (هر هفته یک جلسه و هر جلسه 90 دقیقه) برنامه آموزشی فنون شناختی رفتاری برای جمع آوری داده ها و مداخله استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون دلبستگی ناایمن و سلامت عمومی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری وجود دارد (001/0p<) و آموزشی فنون شناختی رفتاری باعث کاهش نمرات افراد در دلبستگی ناایمن و بهبود نمرات در سلامت عمومی بود. از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که آموزشی فنون شناختی رفتاری نقش مهمی در سبک دلبستگی و سلامت عمومی دانشجویان دارد و می توان از این آموزش برای بهبود بهزیستی روانی دانشجویان استفاده نمود.
اثربخشی درمان چشم انداز زمان بر تاب آوری و تنیدگی والدینی مادران کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان چشم انداز زمان بر تاب آوری و تنیدگی والدینی مادران کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی بود. پژوهش به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری این پژوهش شامل مادران کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی منطقه 2 شهر تهران در سال 1403 بود که پس از مصاحبه مقدماتی و بر اساس ملاک های ورود و خروج از پژوهش، به روش هدفمند تعداد 30 نفر از آن ها انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) گمارده شدند. ابزار اندازه گیری پژوهش شامل مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (CD_RISC، 2003) و مقیاس تنیدگی والدینی بری و جونز (PSS، 1995) بود. درمان چشم انداز زمان در 8 جلسه گروهی و هر جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یکبار درمان بر روی گروه آزمایش اجرا شد. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کواریانس چند متغیری مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون تفاوت معناداری (01/0>P)، میان پس آزمون گروه آزمایش و کنترل در تاب آوری و تنیدگی والدینی وجود داشت. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که درمان چشم انداز از درمان های اثربخش در بهبود تاب آوری و تنیدگی والدینی مادران کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی است.
بررسی نقش میانجی کیفیت خواب در رابطه بین استفاده آسیب زا از شبکه های اجتماعی و توانایی های شناختی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ دی ۱۴۰۴ شماره ۱۰ (پیاپی ۱۱۵)
۲۱۰-۲۰۱
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی کیفیت خواب در رابطه بین استفاده آسیب زا از شبکه های اجتماعی و توانایی های شناختی در دانشجویان انجام شد. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری در این پژوهش متشکل از دانشجویان دانشگاه آزاد واحد زنجان در سال تحصیلی 1403-1404 بود که از بین آنها تعداد 368 نفر به روش نمونه گیری دردسترس، به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس اعتیاد به شبکه های اجتماعی (SMAS، خواجه احمدی و همکاران، 1395)، پرسشنامه توانایی های شناختی (CAQ، نجاتی، 1392) و پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبورگ (PSQI، بویس و همکاران، 1988) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدلیابی معادلات ساختاری انجام شد. براساس یافته ها مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. یافته ها نشان داد که استفاده آسیب زا از شبکه های اجتماعی و کیفیت خواب بر توانایی های شناختی اثر مستقیم و معنادار داشتند (05/0>P)؛ همچنین استفاده آسیب زا از شبکه های اجتماعی بر کیفیت خواب اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0>P)؛ نتایج آزمون بوت استرپ نیز نشان داد که کیفیت خواب در رابطه بین استفاده آسیب زا از شبکه های اجتماعی و توانایی های شناختی نقش میانجی داشتند (05/0>P). در مجموع یافته ها نشان داد که استفاده آسیب زا از شبکه های اجتماعی به صورت مستقیم و غیرمستقیم با میانجی گری کیفیت خواب بر توانایی های شناختی دانشجویان اثر داشت.
پیش بینی قلدری سایبری براساس صفات تاریک شخصیت، خودافشایی آنلاین و دشواری در تنظیم هیجان: نقش میانجی عزت نفس در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۳)
35 - 47
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، پیش بینی قلدری سایبری براساس صفات تاریک شخصیت، خودافشایی آنلاین و دشواری در تنظیم هیجان با نقش واسطه ای عزت نفس در بین نوجوانان بود. جامعه آماری، کلیه دانش آموزان پسر و دختر مقطع متوسطه دوم شهرستان خوانسار در سال تحصیلی 1401-1402 بودند، که 250 نفر از آنان با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه تجربه قلدری- قربانی سایبری آنتونیادو و همکاران (2016) و مقیاس های صفات تاریک شخصیت جوناسون و ویستر (2010)، خودافشایی آنلاین والکنبرگ و پیتر (2007)، دشواری درتنظیم هیجان جوربرگ و همکاران (2016) و عزت نفس روزنبرگ (1965) بود. فرضیه ها با مدل یابی معادلات ساختاری آزمون شدند. نتایج نشان داد که اثر مستقیم صفات تاریک شخصیت، خودافشایی آنلاین و دشواری در تنظیم هیجان و نیز اثر مستقیم عزت نفس بر قلدری سایبری دانش آموزان معنادار بود (0.05 P >). نقش میانجی عزت نفس در رابطه بین صفات تاریک شخصیت و قلدری سایبری دانش آموزان معنا دار نبود (p 0.05< ). نقش میانجی عزت نفس در رابطه بین خودافشایی آنلاین و قلدری سایبری دانش آموزان معنادار بود (0.05 P >). می توان بیان داشت خودافشایی آنلاین و دشواری در تنظیم هیجان با میانجی گری عزت نفس قادر هستنند که تجربه قلدری سایبری دانش آموزان را پیش بینی کنند. بنابراین می توان با آموزش هایی در زمینه خودافشایی آنلاین، مهارت های تنظیم هیجان و تقویت عزت نفس آنان را در برابر آسیب های قلدری سایبری ایمن تر ساخت.