مقالات
حوزههای تخصصی:
سواد عاطفی در پژوهش های داخلی با استفاده از ابزارهای مختلفی مورد ارزیابی قرار گرفته است. بررسی پیشینه پژوهش های انجام شده نشان می دهد ابزار معتبری در داخل کشور که بتواند این سازه را به درستی مورد سنجش قرار دهد، وجود ندارد. بدین منظور، مطالعه حاضر با هدف رواسازی و اعتباریابی پرسش نامه مهارت های سواد عاطفی انجام گرفت. روش پژوهش، توصیفی- همبستگی بود و جامعه آماری پژوهش حاضر شامل همه بزرگسالان ۲۰ تا ۶۰ سال سراسر ایران در سال ۱۴۰۲ بود که به پیام رسان های مجازی دسترسی داشتند و به شیوه در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه هوش هیجانی شرینگ (۱۹۹۶) و مقیاس مهارت های سواد عاطفی (ELSS) پاسخ دادند. از میان آن ها، ۸۰۸ نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی، وجود سه عامل را نشان داد که در مجموع ۴۰ درصد از واریانس کل مقیاس را تبیین کرد. تحلیل عاملی تأییدی نیز نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی را تأیید کرد. ضریب اعتبار با استفاده از روش آلفای کرونباخ محاسبه شد که به ترتیب برای عامل اول (خودآگاهی هیجانی)، عامل دوم (مهارت های اجتماعی) و عامل سوم (خودتنظیمی هیجانی) با 82/0، 80/0 و 71/0 و برای کل پرسش نامه 65/0 محاسبه شد. همچنین یافته ها نشان داد بین مؤلفه های سواد عاطفی و هوش هیجانی، همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد که نشان دهنده روایی همگرای پرسش نامه سواد عاطفی است (01/0>p). با توجه به یافته ها، می توان نتیجه گرفت نسخه فارسی مقیاس سواد عاطفی از روایی و اعتبار مناسبی برای سنجش مهارت سواد عاطفی بزرگسالان برخوردار است.
بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه ادراک از یادگیری سازگار با مغز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین ویژگی های روان سنجی پرسشنامه اعتبار یابی پرسشنامه ادراک از یادگیری سازگار با مغز است. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر مدارس متوسطه دوم شهر تهران در سال 1401-1402 بود. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه های ادراک از یادگیری سازگار با مغز گلتن (2018) و یادگیری خودتنظیمی بود. برای تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون، کرویت بارتلت، تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی استفاده شد. اعتبار پرسشنامه براساس آلفای کرونباخ برابر با 92/0 محاسبه شد. روایی ملاکی این پرسشنامه براساس رابطه آن با پرسشنامه خودتنظیمی، با استفاده ضریب همبستگی پیرسون برابر با 52/0 به دست آمد. تحلیل عاملی اکتشافی 5 عاملی بودن سازه ادراک از یادگیری سازگار با مغز را نشان داد. در تحلیل عاملی تأییدی 5 عامل کشف شده در پرسشنامه ادراک از یادگیری سازگار با مغز به ترتیب حق انتخاب و خودکنترلی بر یادگیری، یادگیری فعالانه و تعاملی در قالب گروه، کاربرد حواس پنج گانه در یادگیری، احساس امنیت در برآوردن نیازهای عاطفی و احساسات و ارزشمندی علایق، عواطف و احساسات نام گذاری شدند. نتایج گویای این بود که مقیاس ادراک از یادگیری سازگار با مغز، ابزاری مناسب برای تعیین میزان برخورداری افراد از این متغیر و رویکرد آموزشی مبتنی بر پژوهش های علوم اعصاب است.
رابطه شخصیت فعال و جوّ عاطفی خانواده با بهزیستی روان شناختی دانشجویان: نقش میانجی خود تنظیمی رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش شخصیت فعال و جو عاطفی خانواده در بهزیستی روان شناختی دانشجویان با میانجی گری خودتنظیمی رفتاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان کارشناسی دانشگاه شیراز بود که از میان آن ها، ۳۰۰ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل مقیاس شخصیت فعال (باتمن و کرانت، ۱۹۹۳)، پرسشنامه جو عاطفی خانواده (هیل برن، ۱۹۶۴)، فرم کوتاه خودتنظیمی رفتاری (میلر و براون، ۱۹۹۹) و مقیاس بهزیستی روان شناختی (ریف، ۱۹۸۹) بود. داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری و آزمون بوت استرپ و با بهره گیری از نرم افزارهای SPSS-24 و AMOS-24 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که اثر مستقیم شخصیت فعال و جو عاطفی خانواده بر بهزیستی روان شناختی، و همچنین اثر آن ها بر خودتنظیمی رفتاری معنی دار است. افزون بر این، مسیرهای غیرمستقیم این دو متغیر بر بهزیستی روان شناختی از طریق خودتنظیمی رفتاری نیز از نظر آماری معنی دار بودند. یافته های این پژوهش بر اهمیت نقش عوامل فردی و خانوادگی در ارتقای بهزیستی روان شناختی دانشجویان تأکید دارد. بر این اساس، تقویت ویژگی های شخصیتی همچون شخصیت فعال و بهبود فضای عاطفی خانواده می تواند از طریق افزایش مهارت خودتنظیمی، زمینه ساز ارتقای سلامت روانی در دانشجویان باشد.
نقش واسطه ای خودباوری های خلاق در تأثیر باورهای معرفت شناختی بر ریسک پذیری فکری دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش واسطه ای خودباوری های خلاق در تأثیر باورهای معرفت شناختی بر ریسک پذیری فکری دانش آموزان انجام شد. روش تحقیق توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهرستان مهاباد به تعداد 1850 نفر بود. نمونه ای شامل 352 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و به صورت آنلاین انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد باورهای معرفت شناختی (شومر، 1993)، ریسک پذیری فکری (بگتو، 2009) و مقیاس خودکارآمدی خلاق (کارووفسکی و همکاران، 2013) استفاده گردید. تحلیل داده ها با مدل معادلات ساختاری در نرم افزار ایموس انجام شد. نتایج نشان داد اثر مستقیم باورهای معرفت شناختی «ثبات دانش» و «ساده بودن دانش» بر ریسک پذیری فکری مثبت و معنادار بود. اثر مستقیم باور معرفت شناختی «یادگیری سریع» بر ریسک پذیری فکری منفی و معنادار گزارش شد. همچنین، خودکارآمدی خلاق و هویت شخصی خلاق دارای اثر مستقیم مثبت و معنادار بر ریسک پذیری فکری بودند. اثر غیرمستقیم «ثبات دانش» و «ساده بودن دانش» بر ریسک پذیری فکری ازطریق خودکارآمدی خلاق و هویت شخصی خلاق نیز مثبت و معنادار بود. همچنین، اثر غیرمستقیم «یادگیری سریع» بر ریسک پذیری فکری ازطریق خودکارآمدی خلاق منفی و معنادار بود. اثر غیرمستقیم «یادگیری سریع» و «توانایی ذاتی» بر ریسک پذیری فکری ازطریق هویت شخصی خلاق نیز منفی و معنادار گزارش شد. مطابق با یافته های پژوهش، باورهای معرفت شناختی و خودباوری های خلاق دانش آموزان می توانند نقش مهم و مؤثری در میزان ریسک پذیری فکری آن ها ایفا کنند. بنابراین، توجه به تقویت این باورها می تواند به ارتقای مهارت های تفکر انتقادی و خلاقیت در دانش آموزان کمک شایانی نماید.
رابطه سواد رسانه ای و سرمایه روان شناختی با درگیری تحصیلی دانش آموزان: آزمون نقش میانجی شناخت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی درگیری تحصیلی دانش آموزان بر اساس سرمایه روان شناختی و سواد رسانه ای با نقش میانجی شناخت اجتماعی بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشآموزان متوسطه دوم شهرستان آق قلا در سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد 4022 دانش آموز بود. جهت انتخاب نمونه پژوهشی از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای استفاده شد و320 دانش آموز به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های سرمایه روان شناختی لوتانز، شناخت اجتماعی نجاتی، کمری و جعفری (1397) و سواد رسانه ای فلسفی (1393) درگیری تحصیلی توسط ریو (2013) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده های آماری از تحلیل همبستگی و معادلات ساختاری به کمک نرم افزارهای SPSS و LISREL استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد سرمایه روان شناختی (03/0>P , 58/0=β)، سواد رسانه ای (04/0>P , 45/0=β) و شناخت اجتماعی (001/0>P , 55/0=β) اثر مستقیم مثبت و معناداری بر درگیری تحصیلی دانش آموزان دارد. همچنین بررسی اثر مستقیم متغیر سرمایه روان شناختی (003/0>P , 52/0=β) و سواد رسانه ای (002/0>P , 61/0=β) بر متغیر میانجی شناخت اجتماعی نیز، بیانگر اثر مثبت و معنادار این متغیرها بود. نتایج پژوهش نشان داد که سرمایه روان شناختی و سواد رسانه ای به طور غیرمستقیم و با میانجی گری شناخت اجتماعی اثر غیرمستقیم مثبت و معناداری بر درگیری تحصیلی دارد.
ساخت و اعتباریابی مقیاس سنجش نگرش نسبت به فرزند آوری (ATCHS)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، ساخت و اعتباریابی مقیاسی برای سنجش نگرش نسبت به فرزندآوری در زنان شاغل بدون فرزند بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان شاغل در شهر گلپایگان در سال های ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۲ بود که در بخش های دولتی و خصوصی اشتغال داشتند. نمونه گیری به روش در دسترس انجام شد و ۲۳۹ نفر از این زنان در مطالعه شرکت کردند. پرسشنامه سنجش نگرش به فرزندآوری، پس از بررسی روایی صوری و محتوایی و حذف ماده های تکراری یا مشابه، در قالب نسخه ای ۷۶ سؤالی طراحی گردید. با اجرای تحلیل عاملی، ۱۵ عامل اصلی استخراج شد که درمجموع، 86/79 درصد از واریانس کل پرسشنامه را تبیین کردند. در ادامه، با به کارگیری چرخش واریماکس و حذف یک عامل، ساختار نهایی ابزار شامل ۱۴ عامل با بارهای عاملی بالاتر از ۰/۵۰ مورد تأیید قرار گرفت. ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 96/0 به دست آمد که بیانگر هماهنگی درونی بسیار مطلوب گویه ها و اعتبار بالای ابزار است. همچنین، اعتبار بازآزمایی مقیاس ازطریق ضریب همبستگی 74/0 تأیید شد که نشان دهنده ثبات و همسانی مناسب پاسخ ها در طول زمان است.
ساخت و اعتباریابی مقیاس ارزیابی آسیب های روان شناختی- عاطفی ازدواج ناخواسته در زنان: یک مطالعه آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ساخت و اعتباریابیِ مقیاسی برای ارزیابی آسیب های روان شناختی و عاطفی در زنان دارای تجربه ازدواج ناخواسته (اجباری) انجام شد. این پژوهش از نوع آمیخته اکتشافی متوالیِ هدایت شده با رویکرد آزمون سازی بود و در دو مرحله، به صورت کیفی و کمی انجام شد. جامعه آماری در مرحله اول شامل زنانی با تجربه ازدواج ناخواسته در سال ۱۴۰۲ بود. انتخاب شرکت کنندگان به روش نمونه گیری هدف مند صورت گرفت. در مرحله دوم، از میان زنان دارای تجربه ازدواج ناخواسته شهر اهواز در سال ۱۴۰۲، تعداد ۲۲۵ نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش در مرحله اول، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در مرحله دوم، مقیاس محقق ساخته آسیب های روان شناختی و عاطفی (PEAS) و مقیاس بهزیستی ذهنی (SWS) بود. داده ها در مرحله اول به روش تحلیل مضمون و در مرحله دوم به روش تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تأییدی تحلیل شدند. یافته های بخش کیفی نشان داد ۱۸ مفهوم در ۶ بُعد استخراج شد و براساس این مفاهیم، مقیاسی ۳۰ ماده ای طراحی شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی، ۶ عامل را برای این مقیاس شناسایی کرد و نشان داد که این مقیاس در مجموع 21/72 درصد از واریانس آسیب های روان شناختی و عاطفی را تبیین می کند. تحلیل عاملی تأییدی نیز همین ۶ عامل را تأیید کرد و ضریب آلفای کرونباخ کل مقیاس 96/0 به دست آمد. این مقیاس از روایی و اعتبار مناسبی برخوردار است و استفاده از آن برای ارزیابی آسیب های روان شناختی و عاطفی در زنان دارای تجربه ازدواج ناخواسته توصیه می شود.
تحلیل مؤلفه های تأثیرگذار بر بخشودگی خیانت در زنان و مردان آسیب دیده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تحلیل مؤلفه های تأثیرگذار بر بخشودگی خیانت در زنان و مردان آسیب دیده است که به صورت کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل زنان و مردان ایرانی در سال ۱۴۰۳ بود که در زندگی مشترک فعلی یا گذشته خود، از سوی همسرشان مورد خیانت قرار گرفته و وی را بخشیده بودند. شیوه نمونه گیری، غیرتصادفی داوطلبانه و از نوع گلوله برفی بود و از میان شرکت کنندگان، ۱۴ نفر (۹ زن و ۵ مرد) انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. به منظور تحلیل داده ها، از روش هفت مرحله ای کلایزی استفاده شد. نتایج حاصل از کدگذاری اولیه، به شکل گیری ۷۱ واحد معنایی انجامید که با توجه به اشتراکات موجود، در قالب ۱۷ زیرمضمون دسته بندی شدند. درنهایت، زیرمضمون ها در قالب ۴ مضمون اصلی طبقه بندی شدند که عبارت اند از: مؤلفه های مربوط به فرد، مؤلفه های مربوط به همسر، مؤلفه های مربوط به رابطه و مؤلفه های مربوط به محیط و فرهنگ. در مجموع، نتایج این پژوهش نشان داد که فرآیند بخشودگی خیانت در روابط زناشویی، تنها محدود به واکنش های فردی نیست، بلکه حاصل تعامل پیچیده ای میان عوامل شخصیتی، کیفیت رابطه پیش و پس از خیانت، واکنش های هیجانی و رفتاری همسر خاطی و نیز مؤلفه های فرهنگی و محیطی است. به نظر می رسد یافته های این پژوهش، ضرورت به کارگیری رویکردی جامع و چندبُعدی در مشاوره و درمان روابط زوجی را در سازمان دهی مداخلات درمانی مؤثر برجسته می کند.
نقش میانجی ابعاد مراقبت گری در رابطه بین رضایت مندی جنسی و سبک های دلبستگی با تمایل جنسی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی ابعاد مراقبت گری در رابطه بین رضایتمندی جنسی و سبک های دلبستگی با تمایل جنسی زنان بود. روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. نمونه مورد بررسی 200 نفر از زنان متاهل مراجعه کننده به فرهنگسراهای شهر اصفهان بودند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. شرکت کنندگان پژوهش مقیاس مراقبت گری کانس و شاور (1994)، پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسالان کولینز و رید (1990)، پرسشنامه تمایلات جنسی هالبرت (1992)و پرسشنامه رضایت جنسی هادسون (1992) را تکمیل نمودند. داده ها از طریق روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزار SPSS22 و AMOS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد ابعاد مراقبت گری در رابطه بین رضایتمندی جنسی و سبک های دلبستگی با تمایل جنسی زنان نقش میانجی دارد. همچنین نتایج نشان داد مدل از برازش مطلوب برخوردار بود (01/0>P).
مقایسه اثربخشی آموزش حافظه فعال و هوش موفق استرنبرگ بر عملکرد تحصیلی و کفایت اجتماعی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظر به تأثیر متقابل عملکرد تحصیلی و کفایت اجتماعی بر یکدیگر و کیفیت زندگی دانش آموزان، مداخلات هدفمند می توانند نقش مهمی در بهبود این دو متغیر ایفا کنند. لذا هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش حافظه فعال و هوش موفق استرنبرگ بر عملکرد تحصیلی و کفایت اجتماعی دانش آموزان متوسطه بود. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و دوره پیگیری بود. جامعه آماری در این پژوهش، دانش آموزان دختر متوسطه اول مناطق 1 و 3 تهران بود. طبق نمونه گیری دردسترس، 51 دانش آموز انتخاب و در سه گروه 17 نفره به صورت تصادفی (کنترل، آزمایش اول، آزمایش دوم) قرار گرفتند. گروه های آزمایش تحت مداخلات آموزش حافظه فعال و هوش موفق استرنبرگ قرار گرفتند. پرسشنامه های کفایت اجتماعی پرندین (1385) و عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999) ابزار پژوهش بودند. داده های پژوهش به وسیله آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد اثربخشی هوش موفق و حافظه فعال بر عملکرد تحصیلی و کفایت اجتماعی متفاوت است. میانگین های تعدیل شده نشان داد که در هردو متغیر اثربخشی آموزش هوش موفق بیشتر است زیرا میانگین کفایت اجتماعی و عملکرد تحصیلی آن، از گروه حافظه فعال بیشتر است. نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نیز نشان داد این اثربخشی و تفاوت آن در دوره پیگیری دوماهه نیز تداوم داشت (001/0>P). طبق یافته های پژوهش، پیشنهاد می شود که برنامه های آموزشی مدارس به ویژه برای دانش آموزان متوسطه، از روش های مبتنی بر هوش موفق به عنوان یک رویکرد جامع و کارآمد برای بهبود هم زمان عملکرد تحصیلی و مهارت های اجتماعی بهره ببرند.
اثربخشی آموزش ذهن آگاهی کودک محور بر مدیریت هیجان و احساس تنهایی کودکان ناتوان جسمی خفیف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی کودک محور بر مدیریت هیجان و احساس تنهایی کودکان ناتوان جسمی خفیف مقطع ابتدایی بود. روش پژوهش نیم ه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گ روه کنترل و پیگیری یک ماه و نیم بود. جامعه آماری شامل کودکان ناتوان جسمی خفیف (12-9 ساله ) مقطع ابتدایی مدارس مخصوص کودکان با مشکلات جسمی شهر اصفهان در سال 1403-1402 بود. 30 نفر از کودکان ناتوان جسمی خفیف به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل ( هرکدام 15 نفر) قرار گرفتند. ابزار مورداستفاده در این پژوهش فهرست مدیریت هیجان ( شیلدز و کیکتی، 1998) و مقیاس احساس تنهایی ( آشر و همکاران، 1984) بودند.گروه آزمایش، آموزش ذهن آگاهی کودک محور را در طی10 جلسه به صورت هفتگی یک جلسه 60 دقیقه ی به مدت دو ماه و نیم دریافت نمودند و گروه کنترل در لیست انتظار برای دریافت آموزش قرار گرفتند. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS-26 مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاکی از آن بود که ازنظر مدیریت هیجان و احساس تنهایی بین گروه های آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود داشت ( P <0/001 ). بنابراین منطبق با یافته های پژوهش می توان جهت بهبود مدیریت هیجان و کاهش احساس تنهایی کودکان ناتوان جسمی آموزش ذهن آگاهی کودک محور را به عنوان روش کارآمد پیشنهاد داد.
مقایسه نیمرخ آسیب شناسی روانی میلون بین افراد دارای تاتو و بدون تاتو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه حاضر مقایسه نیمرخ آسیب شناسی روانی میلون بین افراد دارای تاتو و بدون تاتو شهر مهاباد بود. پژوهش حاضر ازنوع مطالعات علّی مقایسه ای بود و جامعه آماری پژوهش را تمام افراد 18 تا 40 ساله دارای تاتو و بدون تاتو شهر مهاباد در سال 1402 تشکیل می دادند. نمونه آماری پژوهش شامل 200 نفر(100 نفر دارای تاتو و 100 نفر بدون تاتو) بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به سیاهه بالینی چندمحوری میلون 3 پاسخ دادند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون آماری تحلیل واریانس چند متغیره (مانوا) و نرم افزار SPSS ویراست 23 استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد در کل بین نمرات آسیب شناسی روانی دو گروه تفاوت معنادار وجود داشت و میانگین نمرات گروه دارای تاتو بیشتر از گروه بدون تاتو بود. این تفاوت های معنادار در محور الگو های بالینی شخصیت مربوط به اختلال اسکیزوئید، شخصیت های ضد اجتماعی و دگرآزار (01/0> p)، شخصیت های اجتنابی، نمایشی، خودشیفته و منفی گرایی بودند (05/0>p). در محور آسیب شدید شخصیت تفاوت معنادار نمرات مربوط به اختلال شخصیت مرزی بود (05/0> p). در محور نشانگان بالینی تفاوت های معنادار نمرات مربوط به افسرده خویی، مصرف الکل، مصرف مواد، اختلال استرس پس از سانحه (01/0> p)، اختلال اضطرابی، جسمانی کردن و مانیک بودند (05/0> p). درنهایت تفاوت نمرات دو گروه در محور نشانگان بالینی شدید مربوط به اختلال های تفکر؛ افسردگی عمده و هذیانی بودند (01/0> p). با توجه به نتایج می توان گفت تاتو با احتمال انجام رفتار های پر خطر و بروز شماری از مشکلات روان شناختی و اختلالات مرتبط است، بنابراین به عنوان یک هشدار و پیش آگاه منفی می تواند در آگاه کردن اطرافیان فرد و جامعه تأثیر بسزایی داشته باشد.
اثربخشی پارادوکس درمانی بر نشانه های اضطراب در بیماران دیابتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی پارادوکس درمانی بر نشانه های اضطراب در بیماران دیابتی بود. روش پژوهش، شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و دوره پیگیری یک ماهه و سه ماهه بود. بدین منظور 36 بیمار دیابتی مضطرب با استفاده از روش نمونه گیری هدف مند انتخاب شدند. شرکت کنندگان در پژوهش پرسشنامه اضطراب بک (BAI) را تکمیل کردند. پارادوکس درمانی طی 6 جلسه، هر دو هفته یک بار برای کلیه شرکت کنندگان اجرا شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس آمیخته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان دادند که پارادوکس درمانی موجب کاهش معنادار نشانه های در افراد دیابتی می شود. (001/0P<، 38/263F=). همچنین، در پیگیری های یک ماه و سه ماه بعد نیز شواهدی دال بر بازگشت نشانه ها مشاهده نشد. براساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که پارادوکس درمانی می تواند به عنوان روشی مؤثر در کاهش اضطراب بیماران دیابتی مورد استفاده قرار گیرد.
رابطه علّی خودتخریب گری دختران نوجوان و باورهای غیرمنطقی مادران با نقش میانجی اضطراب والدین و رابطه والد-نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه علی باورهای غیرمنطقی والدین و خودتخریب گری دختران نوجوان با نقش واسطه ای اضطراب والدین و رابطه والد- نوجوان انجام شد. جامعه آماری پژوهش، دختران متوسطه دوم شهر تهران و مادران آنان بودند. نمونه گیری به صورت تصادفی چندمرحله ای (خوشه ای) ابتدا بر اساس مناطق آموزش و پرورش و سپس با همکاری آموزش و پرورش مناطق و مدارس، از مدارس و به تعداد 160 نفر انجام شد. برای گردآوری داده ها پرسشنامه ارزیابی رابطه والد- نوجوان، مقیاس خودتخریب گری مزمن، آزمون باورهای غیرمنطقی و آزمون اضطراب حالت- صفت اسپییلبرگر به کار رفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-25 و Amos-25 انجام شد. شاخص های برازش مدل نشانگر برازش مدل با داده ها بود. رابطه علی میان باورهای غیرمنطقی والدین و خودتخریب گری نوجوانان دختر هم به طور مستقیم و هم به طور غیرمستقیم و از طریق متغیرهای میانجی تأیید شد. در نتیجه گیری کلی می توان گفت باورهای غیرمنطقی مادر با افزایش اضطراب مادر و اثرگذاری مخرب بر روابط والد-نوجوان می تواند منجر به بروز خودتخریب گری در نوجوان شود. در نظر گرفتن این یافته ها برای درمان رفتارهای خوتخریب گر نوجوانان سودمند است.
پیش بینی سلامت اجتماعی براساس علائم اختلال وسواسی - اجباری: نقش واسطه ای شفقت به خود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سلامت اجتماعی می تواند متأثر از سلامت روان شناختی باشد. ویژگی های وسواسی ازجمله اختلال های روانی هستند که ممکن است به سلامت اجتماعی آسیب وارد کنند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف پیش بینی سلامت اجتماعی براساس علائم اختلال وسواسی- اجباری با نقش میانجی شفقت به خود انجام گرفته است. این مطالعه توصیفی ازنوع همبستگی و مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری 20 هزار و 997 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز بود که براساس جدول کریسی- مورگان، ۳۸۰ نفر به عنوان نمونه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردید. ابزارهای گردآوری داده ها شامل، سیاهه وسواس هاجسون و راچمن (۱۹۷۷)، مقیاس سلامت اجتماعی کییز و شاپیرو (۲۰۰۴) و مقیاس شفقت به خود نف (۲۰۰۳) بود. داده ها توسط نرم افزار SPSS و AMOSE نسخه 24 تحلیل شد. یافته ها نشان داد بین علائم وسواسی- اجباری، شفقت به خود و سلامت اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد (01/0P<). به طور کلی، ۸۱ درصد از واریانس سلامت اجتماعی توسط علائم وسواسی تبیین شد. علائم وسواسی و شفقت به خود اثر مستقیم معناداری بر سلامت اجتماعی داشتند (001/0P<) و مسیر غیرمستقیم علائم وسواسی بر سلامت اجتماعی با میانجی گری شفقت به خود نیز معنادار بود (01/0P<). درنتیجه، مدل مفهومی پژوهش دارای برازش آماری مطلوب بود. نتیجه گیری می گردد، افراد دارای ویژگی های وسواسی معمولاً از سطح پایینی از شفقت به خود برخوردارند که می تواند از عوامل تضعیف سلامت اجتماعی آنان باشد.
اثربخشی آموزش رویکرد وجودی به شیوه گروهی بر اضطراب مرگ و احساس تنهایی دانشجویان دارای علائم اضطراب جدایی بزرگسالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش رویکرد وجودی به شیوه گروهی بر اضطراب مرگ و احساس تنهایی دانشجویان دارای علائم اضطراب جدایی بزرگسالی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون،گروه گواه و پیگیری ۲ ماهه بود. جامعه آماری متشکل از تمامی دانشجویان دختر در مقطع لیسانس در سال 1399 در دانشگاه اصفهان بود،که تشخیص اختلال اضطراب جدایی بزرگسالی را دریافت کرده بودند. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و 24 نفر از افراد انتخاب و در دو گروه 12 نفری به صورت تصادفی گمارده شدند.گروه آزمایش در 8 جلسه مداخله ی آموزشی مبتنی بر رویکرد وجودی، به مدت 120 دقیقه شرکت کردند و گروه گواه در لیست انتظار قرار گرفتند. ابزار پژوهش، پرسشنامه اضطراب جدایی بزرگسال(ASA-27)، مقیاس تجدیدنظر شده ی احساس تنهایی(UCLA) و پرسشنامه اضطراب مرگ تمپلر(DAS) بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با انداه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند. نتایج نشان داد، آموزش رویکرد وجودی به شیوه ی گروهی بر کاهش اضطراب مرگ و احساس تنهایی دانشجویان دارای علائم اضطراب جدایی بزرگسالی، اثربخشی معناداری دارد. این نتایج پس از پیگیری ۲ ماهه نیز پایدار بود. بنابراین با توجه به نتایج،آموزش رویکرد وجودی به شیوه ی گروهی، می تواند به عنوان یکی از مداخلات روان شناختی مؤثر بر کاهش اضطراب مرگ و احساس تنهایی دانشجویان دارای علائم اضطراب جدایی بزرگسالی مورد استفاده قرار گیرد.
اثربخشی پارادوکس درمانی بر سوگیری تصویر تن و راهبردهای مقابله ای بدنی افراد چاق با اختلال بدریختی بدن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وسواس بیش از حد نسبت به نقص درک شده در ظاهر افراد چاق بر کیفیت زندگی آنها تأثیر می گذارد. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی پارادوکس درمانی بر سوگیری تصویر بدن و راهبردهای مقابله ای بدنی در افراد چاق مبتلا به اختلال بدریختی بدن بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل ۴۹ نفر از افراد چاق با اختلال بدریختی بدن بود که در سال ۱۴۰۳ جهت درمان های لاغری به کلینیک های تغذیه شهر تهران مراجعه کردند. مطابق نمونه گیری هدف مند، ۳۶ نفر از افراد واجد شرایط انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مساوی آزمایش (۱۸ نفر) و کنترل (۱۸ نفر) گمارش شدند. شرکت کنندگان مقیاس وسواسی- اجباری ییل براون، پرسشنامه چندبعدی رابطه خود- بدن (MBSRQ) و سیاهه راهبردهای مقابله ای تصویر بدن (BICSI) را تکمیل کردند. تحلیل داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس تک راهه نشان داد که پارادوکس درمانی به طور معنا داری سوگیری تصویر بدن را کاهش داده، ارزیابی از ظاهر، تناسب اندام و رضایت از بدن را افزایش داده و گرایش به ظاهر و وزن ذهنی را کاهش می دهد. همچنین، این پژوهش اثبات کرد که پارادوکس درمانی بر راهبردهای مقابله ای بدنی شامل کاهش ترمیم ظاهر و اجتناب و افزایش پذیرش مثبت منطقی تأثیر مؤثر دارد (05/0p ≤) . نتایج تحقیق نشان داد که پارادوکس درمانی می تواند وضعیت عاطفی مراجع را تقویت کرده و در درک غیرمنطقی بودن واکنش های احساسی وی یاری رساند؛ بنابراین، این رویکرد می تواند به توسعه راهبردهای سازگارانه تر در بهبود تصویر بدن در اختلال بدریختی بدن کمک کند.
رابطه ی سیستم های مغزی رفتاری با اعتیاد به گوشی های هوشمند در دانشجویان: نقش میانجی سبک دلبستگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین رابطه سیستم های مغزی رفتاری با اعتیاد به گوشی های هوشمند در دانشجویان با نقش میانجی سبک دلبستگی بود. روش تحقیق مطالعه حاضر توصیفی همبستگی (از نوع معادلات ساختاری) بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد سمنان در سال 1403 بود. از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شده و نمونه ای به حجم 344 نفر براساس جدول مورگان انتخاب گردید. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل مقیاس سیستم های مغزی/ رفتاری کارور و وایت ( BIS, BAS )، پرسشنامه اعتیاد به تلفن همراه ژائو و پرسشنامه سبک دلبستگی کولینز و رید ( RAAS ) است که توسط شرکت کنندگان تکمیل شد. برای تحلیل داده ها ازطریق نرم افزارهای SPSS نسخه 25 و AMOS نسخه 25 با استفاده از آزمون های نرمالیتی، همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان دادند که سیستم بازداری رفتاری با اعتیاد به گوشی های هوشمند رابطه مثبت و سیستم فعال ساز رفتاری با اعتیاد به گوشی های هوشمند رابطه ی منفی دارد. همچنین، سبک های دلبستگی نزدیکی ( Closeness ) و اضطرابی ( Anxiety ) به ترتیب با اعتیاد به گوشی های هوشمند رابطه منفی و مثبت داشتند. مدل ساختاری پژوهش تأیید کرد که سبک های دلبستگی به عنوان میانجی در رابطه بین سیستم های مغزی رفتاری و اعتیاد به گوشی های هوشمند عمل می کنند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که سیستم های مغزی رفتاری و سبک های دلبستگی نقش مهمی در اعتیاد به گوشی های هوشمند ایفا می کنند. این یافته ها می توانند به توسعه مداخلات روان شناختی برای کاهش اعتیاد به گوشی های هوشمند و بهبود سلامت روان دانشجویان کمک کنند.
بررسی رابطه پختگی هیجانی و خود افشاگری زناشویی با تعهد زناشویی در زنان متاهل: بررسی نقش میانجی گری نگرش نسبت به روابط فرا زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در یک ازدواج سالم صمیمیت، تعهد، رضایت زناشویی و همچنین نبود خشونت و روابط فرازناشویی وجود دارد. هدف پژوهش حاضر، تعیین رابطه پختگی هیجانی و خودافشاگری زناشویی با تعهد زناشویی، با نقش میانجی گری نگرش نسبت به روابط فرازناشویی بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود و جامعه آماری شامل کلیه زنان متأهل ساکن شهر اصفهان در سال ۱۴۰۲–۱۴۰۳ بود. نمونه گیری به روش در دسترس انجام شد و در مجموع، ۳۲۰ نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. از پرسشنامه های پختگی هیجانی یاشویر سینگ و ماهیش بهارگاوا (1991)، خودافشایی زناشویی وارینگ و همکاران (1998)، نگرش به خیانت زناشویی واتلی (2008) و تعهد زناشویی آدامز و جونز (1997) استفاده شد. داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی با نرم افزار AMOS-24 استفاده شد. نتایج نشان داد پختگی هیجانی بر تعهد زناشویی (021/0P=، 152/0- =β)،خودافشاگری بر نگرش به روابط فرازناشویی (001/0P<، 290/0- =β) و نگرش به روابط فرازناشویی برتعهد زناشویی (001/0P<، 319/=0- β) اثر منفی ومعنادار داشت. همچنین پختگی هیجانی بر نگرش به روابط فرازناشویی (001/0P<، 270/0= β) و خودافشاگری برتعهد زناشویی (001/0P<، 621/0= β) اثرمثبت معنادار داشت. نگرش به روابط فرازناشویی در رابطه بین پختگی هیجانی وتعهد زناشویی نقش میانجی گرانه دارد و میزان اثر غیرمستقیم آن برابر 0864/0- است. این یافته ها می تواند به محققان علاقه مند به خانواده، زوج درمانگران و روان شناسان اجتماعی در یافتن راه های مناسب برای بررسی عمیق تر این موضوع کمک کند.
نقش پیش بینی کننده کمال گرایی والدین برفرسودگی تحصیلی و تاب آوری دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تعیین رابطه بین کمال گرایی والدین و فرسودگی تحصیلی و تاب آوری دانش آموزان دوره دوم ابتدایی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره دوم مقطع ابتدایی ناحیه سه شهر قم در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ به تعداد ۷۱۵۳ نفر بود که با استفاده از جدول برآورد مورگان، تعداد ۳۶۰ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. نوع پژوهش، توصیفی- همبستگی بود. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های کمال گرایی شورت (SPQ)، تاب آوری کانر و دیویدسون (CD-RISC) و پرسشنامه فرسودگی تحصیلی برسو (ABQB) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از رگرسیون چندگانه همزمان نشان داد که بین کمال گرایی والدین با فرسودگی تحصیلی و تاب آوری دانش آموزان رابطه معناداری وجود دارد. همچنین، بین تاب آوری و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان نیز رابطه معناداری مشاهده شد. نتایج حاصله می تواند به درک بهتر تأثیر کمال گرایی والدین بر وضعیت تحصیلی و روانی دانش آموزان کمک کرده و در طراحی برنامه های مداخله ای و آموزشی برای کاهش فرسودگی و افزایش تاب آوری دانش آموزان مؤثر باشد.