فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۰۱ تا ۱٬۵۲۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
Objective: This study aimed to evaluate the effectiveness of a strength-based parenting program in enhancing family cohesion and reducing marital conflicts among parents. Methods: A randomized controlled trial design was employed with 30 participants (15 in the intervention group and 15 in the control group), all of whom were parents residing in Italy. The intervention group participated in a nine-session, strength-based parenting program delivered over nine weeks, while the control group received no intervention during the study period. Both groups completed assessments at three time points: pretest, posttest, and a five-month follow-up. The standardized tools used included the Family Adaptability and Cohesion Evaluation Scales IV (FACES IV) to measure family cohesion and the Marital Conflict Questionnaire (MCQ) to assess marital conflicts. Data were analyzed using repeated measures ANOVA and Bonferroni post-hoc tests in SPSS version 27. Findings: The repeated measures ANOVA indicated significant time × group interaction effects for both family cohesion (F(2,56) = 16.63, p < .001, η² = .39) and marital conflicts (F(2,56) = 18.38, p < .001, η² = .41). Post-hoc comparisons revealed that the intervention group experienced significant increases in family cohesion from pretest to posttest (Mean Difference = 6.87, p < .001) and follow-up (Mean Difference = 6.14, p < .001). Similarly, marital conflicts significantly decreased in the intervention group from pretest to posttest (Mean Difference = -10.85, p < .001) and remained lower at follow-up (Mean Difference = -11.19, p < .001), with no significant changes observed in the control group. Conclusion: The strength-based parenting intervention proved effective in promoting family cohesion and reducing marital conflict over time, with sustained benefits evident at a five-month follow-up. These findings highlight the value of strengths-focused approaches in enhancing family relationships and emotional well-being.
Effectiveness of Couple Therapy Based on Reality Therapy Approach on Marital Forgiveness and Empathy in Couples(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study aimed to determine the effectiveness of couple therapy based on the reality therapy approach on marital empathy and marital forgiveness among couples. Methods and Materials: The research method was quasi-experimental with a pretest-posttest control group design including a follow-up phase. The statistical population consisted of all couples who referred to counseling centers in Tehran in 2023. From among the eligible individuals, 30 couples were selected using purposive sampling and were randomly assigned to two groups (15 couples in the experimental group and 15 couples in the control group). Data collection instruments included the Marital Empathy Questionnaire by Joliffe and Farrington (2006) and the Marital Forgiveness Questionnaire by Rye et al. (2001). The intervention group received nine 90-minute in-person group sessions over two months based on the reality therapy approach, while the control group received standard counseling services. Data were analyzed using SPSS version 24 and repeated measures ANOVA, adhering to statistical assumptions. Findings: The results indicated significant differences in the mean scores of marital empathy and marital forgiveness between the pretest, posttest, and follow-up phases (P < .01). These effects remained stable during the follow-up phase, indicating that couple therapy based on the reality therapy approach significantly improved marital empathy and marital forgiveness. Conclusion: Based on the findings of this study, couple therapy using the reality therapy approach can be considered an effective therapeutic method for enhancing marital forgiveness and empathy among couples
اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر الگوی شناختی پردازش اطلاعات اجتماعی بر کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۴۴)
45 - 58
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: افراد کم توان ذهنی افزون بر مشکلاتی در زمینه یادگیری و تحصیل، دارای مشکلات رفتاری ناشی از ضعف در فرایندهای شناختی اجتماعی نیز هستند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی مدل شناختی پردازش اطلاعات اجتماعی بر کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان با کم توانی ذهنی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر از نوع شبه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری این مطالعه شامل تمامی دانش آموزان دختر ۹ تا ۱۳ سال با کم توانی ذهنی شهر اراک در سال 1403 بود. تعداد 36 نفر از این دانش آموزان با بهره هوشی 55 تا 70 از یکی از مدارس استثنایی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 18 نفر) قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها در مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری از آخررین نسخه اعتباریابی شده پرسشنامه مشکلات رفتاری- فرم معلمان (راتر، 1967) در ایران استفاده شد. گروه آزمایش طی ۱۵ جلسه ۶۰ دقیقه ای برنامه آموزشی مهارت اجتماعی را بر اساس مدل شناختی اجتماعی کرک و داج دریافت کردند و گروه گواه در فهرست انتظار بودند. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد آموزش مهارت اجتماعی بر کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان اثربخش بود (598/0=η2 ، 001/0=p، 57/50=(68، 2)F). نتیجه گیری: آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر مدل شناختی پردازش اطلاعات اجتماعی توانسته است با بهبود در مراحل پردازش شناختی از جمله تفسیر دقیق تر نشانه های اجتماعی، انتخاب پاسخ های سازش یافته تر و تقویت مهارت های حل مسئله اجتماعی، به کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان دختر با کم توانی ذهنی منجر شود؛ بنابراین پیشنهاد می شود از این مدل آموزشی در مدارس به عنوان روی آوردی مؤثر برای کاهش مشکلات رفتاری و ارتقای سازش یافتگی اجتماعی کودکان کم توان ذهنی استفاده شود.
اثرات منفی روان درمانی های پویشی بر اساس ویژگی های درمانگر، درمانجو و رویکرد درمانی: یک مطالع کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: همان گونه که اشکال مختلف روان درمانی پویشی می تواند به عنوان ابزاری مؤثر برای درمان اختلالات روانی مورد توجه قرار گیرد، می تواند با اثرات منفی نیز همراه باشد. با این حال، علی رغم مطالعات مختلف، در زمینه اثرات منفی روان درمانی های پویشی، مطالعات کیفی اندکی صورت گرفته است. هدف: هدف از انجام این پژوهش کیفی، ارائه مدلی مفهومی از اثرات منفی روان درمانی های پویشی بر اساس ویژگی های درمانگر، درمانجو و رویکرد درمانی بود.روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش داده بنیاد (گراندد تئوری) انجام شد. جامعه مورد مطالعه پژوهش شامل تمامی روان درمانگران پویشی تهران و درمانجویان ساکن شهر تهران در سال های 1402 و 1403 بود که از یکی از شیوه های روان درمانی پویشی، استفاده کرده بودند. نمونه مورد پژوهش شامل 18 نفر از درمانگران پویشی و 8 نفر از درمانجویانی بود که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها در این پژوهش، مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. داده های حاصل از مصاحبه های انجام شده با روش اشتراوس و کوربین تجزیه و تحلیل شدندیافته ها: در تحلیل نهایی داده ها، 17 مضمون محوری شامل مکانیسم های دفاعی بدوی درمانجو،کیفیت رابطه با والدین، ویژگی های شخصیتی درمانجو، مقاومت به درمان، آشفتگی در ساختار خانواده، ویژگی های شخصیتی درمانگر، خطاهای حرفه ای درمانگر، تخطی از مرزهای درمانی، عدم تسلط حرفه ای، مشکلات زندگی جاری درمانگر، عینی نبودن معیارهای ارزیابی در رویکردهای پویشی، بدون ساختار بودن درمان های پویشی، تشدید نشانگان، تشدید مشکلات روان تنی، تشدید گرایش های خود تخریبی، اخلال در عملکرد، شناسایی شدند و در نهایت "بافتار تعاملی درمانگر و درمانجو" به عنوان مضمون مرکزی انتخاب شد.نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش، مهم ترین عامل مؤثر بر اثرات منفی روان درمانی های پویشی، فضای تعاملی بین درمانگر و درمانجو بود،پیشنهاد می شود ویژگی های شخصیتی درمانگ
تدوین فرم کوتاه پرسشنامه مرزهای زوجینی براساس منابع اسلامی و بررسی ویژگی های روان سنجی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تدوین فرم کوتاه پرسشنامه مرزهای زوجینی براساس منابع اسلامی و بررسی ویژگی های روان سنجی آن انجام شد. پرسشنامه اصلی مرزهای زوجینی را هوشیاری (1399) با 66 گویه طراحی کرده که این مطالعه به دنبال ارائه نسخه کوتاه تر با حفظ روایی و پایایی بوده است. جامعه آماری شامل 542 نفر از مردان و زنان متأهل شهر قم بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ملاک های ورود به مطالعه شامل رضایت آگاهانه، عدم استفاده از خدمات روان شناختی در دو ماه گذشته و زندگی مشترک دست کم دو ساله بود. مرزهای زوجینی، آموزه های اسلامی الزامی و غیرالزامی ناظر به روابط زوجین است که حدود تعاملات آنان با یکدیگر را مشخص می سازد. روش پژوهش: این تحقیق از نوع غیرآزمایشی مقطعی با رویکرد روان سنجی بود. برای کاهش گویه ها از تحلیل عاملی تأییدی و همبستگی بین گویه ها استفاده شد. گویه هایی با بار عاملی کمتر از 3/0 و همبستگی بالا با گویه های دیگر با در نظر گرفتن ملاحظات نظری و روایی محتوایی حذف شدند. پایایی پرسشنامه با ضریب آلفای کرونباخ و روایی آن از راه همبستگی با فرم اصلی و تحلیل عاملی تأییدی بررسی شد؛ همچنین همسانی طبقه بندی پاسخ دهندگان در دو فرم با استفاده از ضریب کاپا ارزیابی گردید. جامعه هدف این تحقیق را همه زنان و مردان متأهل شهر قم تشکیل داده اند. با توجه به آنکه تدوین نسخه کوتاه پرسشنامه نیازمند استفاده از تحلیل عاملی بوده و انتخاب نمونه به بزرگی 500 نفر برای انجام تحلیل عاملی «خیلی خوب» بوده است (هومن، 1391)، از جامعه یادشده 542 نمونه به صورت در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این تحقیق نسخه اصلی پرسشنامه مرزهای زوجینی بود. پرسشنامه 66 سؤالی مرزهای زوجینی خانواده در سال 1399 به وسیله هوشیاری براساس آموزه های اسلامی ساخته و ویژگی های روان سنجی آن بررسی شده است و شش زیرمؤلفه را اندازه گیری می کند: تعهد خاص زناشویی، مرزهای تعاملات جنسی زوجین، مرزهای تعاملات غیرجنسی زوجین، فضای روانی فیزیکی اختصاصی، رازداری خانوادگی زناشویی و حدود انتظارات دوسویه. روش تحلیل داده ها در پژوهش حاضر متناسب با هدف پژوهش و ارائه نسخه کوتاه پرسشنامه 66 گویه ای مرزهای زوجینی بود که کاهش تعداد سؤال های پرسشنامه در دو مرحله انجام شد؛ در مرحله اول همبستگی بین سؤال های مؤلفه های پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفت. سؤالاتی که دارای ویژگی های روان سنجی مطلوب بود باقی ماند و بقیه سؤالات حذف شد. در مرحله دوم پس از حذف سؤال هایی که در مرحله اول مشخص شده بودند، به منظور انتخاب سؤال هایی که بالاترین بار عاملی را روی هر یک از مؤلفه ها داشتند از مقدار برش 3/0 استفاده شد. در این مرحله سؤال هایی که دارای بار عاملی کمتر از 3/0 بودند برای حذف مشخص شدند. به منظور بررسی پایایی فرم کوتاه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید. برای تعیین میزان همسانی دو فرم در طبقه بندی پاسخگویان از میان ه اس تفاده ش د. به ازای نمره کل و هر یک از مؤلفه ها نمونه پاسخگویان به دو دسته افراد با نمره زیر میانه و بیشتر از میانه تقسیم شدند. یافته ها: فرم کوتاه نهایی شامل 35 گویه و پنج مؤلفه اصلی شد: تعهد خاص زناشویی (4 گویه)؛ حدود تعاملات جنسی زوجین (5 گویه)؛ حدود تعاملات غیرجنسی زوجین (14 گویه)؛ رازداری خانوادگی (6 گویه)؛ فضای روانی -فیزیکی اختصاصی (6 گویه). پایایی: آلفای کرونباخ کل پرسشنامه 89/0 و برای مؤلفه ها بین 72/0 تا 83/0 بود و پایایی فرم کوتاه نزدیک به فرم اصلی و در حد مطلوب گزارش شد. روایی: همبستگی بین نمرات دو فرم 96/0 برای کل پرسشنامه و بین 90/0 تا 95/0 برای مؤلفه ها بود. ضریب توافق کاپا برای طبقه بندی پاسخ دهندگان 79/0 و برای مؤلفه ها بین 75/0 تا 83/0 بود که نشان دهنده همسانی بالا بین دو فرم است. بحث و نتیجه گیری: فرم کوتاه پرسشنامه مرزهای زوجینی با 35 گویه از روایی و پایایی مناسب برخوردار است و می تواند به عنوان ابزاری کارآمد در پژوهش های مرتبط با خانواده در جوامع اسلامی به کار رود. کاهش گویه ها بدون آسیب به روایی محتوایی و سازه ای، امکان اجرای سریع تر و گسترده تر را فراهم می کند؛ همچنین ادغام مؤلفه «حدود انتظارات دوسویه» با «حدود تعاملات غیرجنسی» به دلیل قرابت مفهومی از یافته های کلیدی این پژوهش بود. حاصل تجزیه وتحلیل آماری داده های پژوهش جدید و ترکیب آن با ملاحظات نظری، پرسشنامه ای با 35 گویه بوده که چهار مؤلفه «تعهد خاص زناشویی»، «حدود تعاملات جنسی زوجین»، «حدود تعاملات غیرجنسی زوجین»، «رازداری خانوادگی» و «فضای روانی - فیزیکی اختصاصی زوجین» را می سنجد. همبستگی نتایج حاصل از فرم کوتاه و فرم اصلی 96/0 است که نشان می دهد این فرم کوتاه می تواند 92/0 واریانس پاسخ ها به فرم اصلی را تبیین کند. مهم ترین دلیل حذف گویه ها، وجود چند گویه با محتوای همسان بود؛ ازآنجاکه در زمان تدوین نسخه اصلی پرسشنامه، محقق تلاش کرده بود تعداد گویه های بیشتری طراحی کند و برای هر نشانگر چندین گویه با عبارت پردازی های مختلف قرار دهد تا چنانچه به هر دلیل برخی از گویه ها در روند بررسی روایی و پایایی و هنجاریابی حذف شدند، روایی محتوایی پرسشنامه دچار آسیب جدی نشود؛ در فرایند تدوین نسخه کوتاه پرسشنامه از بین گویه های یادشده بهترین گویه ها انتخاب شدند که بیشترین بار عاملی را به همراه داشتند. فرایند تدوین نسخه کوتاه پرسشنامه نشان دادن گویه های مؤلفه «حدود انتظارات دوسویه» از نظر محتوایی قرابت زیادی به گویه های مؤلفه «حدود تعاملات غیرجنسی زوجین» دارد. تحلیل های آماری نیز این قرابت محتوایی را تأیید کرد؛ بنابراین گویه های این دو مؤلفه در هم ترکیب شد و با عنوان مؤلفه «حدود تعاملات غیرجنسی زوجین» قرار گرفت. در پرسشنامه اصلی مرزهای زوجینی، حدود انتظارات دوسویه شامل تعاملات همسران و محدوده انتظارات آنان از یکدیگر در رابطه با حقوق و تکالیف طرفینی است. اعمال مدیریت و سرپرستی از سوی مرد، پذیرش اقتدار و مدیریت مرد از سوی زن، پایبندی مرد به حدود کیفی مدیریت خانواده، پایبندی زوجین به حدود اقتصادی طرفینی، حریم مشترک معنویت و دینداری و محافظت از آبرو و اموال همدیگر است. هرچند توجه به حدود انتظارات دوسویه به صورت مستقل در تعاملات اعضای خانواده آثار زیادی دارد، اما با توجه به ماهیت این نوع تعاملات، می توان آن را نوع خاصی از تعاملات غیرجنسی نیز تعبیر کرد. در پرسشنامه اصلی حدود تعاملات غیرجنسی عبارت است از تمامی قوانین و آداب اخلاقی غیرالزامی تعاملات همسران که در قرآن کریم با اصطلاح «معاشرت معروف» در زمان تفاهم و «امساک به معروف» یا «جدایی به معروف و احسان» در صورت تعارضات زناشویی یک و دوطرفه تعبیر شده است. نفوذناپذیری در مقابل خانواده اصلی و نفوذپذیری در برابر همسر ارضای نیازهای عاطفی طرفینی و ابراز محبت زبانی، بدرقه و استقبال زوجین نسبت به یکدیگر، خوش زبانی و نادیده گرفتن برخی لغزش ها، خرید هدیه و سوغات و تعاون و همکاری در امور دینی و دنیوی از مصادیق معاشرت معروف و مرزهای اخلاقی زوجینی است. فرم کوتاه پرسشنامه مرزهای زوجینی افزون بر اینکه واجد همه ویژگی های پرسشنامه اصلی شامل مبنای نظری دقیق و مبتنی بر معارف اسلامی و روایی و پایایی مناسب است، به دلیل تعداد گویه های کمتر و پرداختن به گویه هایی که با بیشترین بار عاملی، نشانگرها را می سنجد، می تواند در پژوهش ها کارایی بهتر و بیشتری داشته باشد. محدودیت ها و پیشنهادها: محدودیت جامعه آماری به شهر قم ممکن است تعمیم پذیری نتایج را تحت تأثیر قرار دهد؛ بر این اساس پیشنهاد می شود این پرسشنامه در سایر جوامع اسلامی نیز هنجاریابی شود.
بررسی نقش واسطه ای همدلی در رابطه بین هویت اخلاقی و مهارگری تلاشگر با رفتارهای ضد اجتماعی در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۸
145 - 159
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطه ای همدلی در رابطه بین هویت اخلاقی و مهارگری تلاشگر با رفتارهای ضداجتماعی در دانش آموزان دبیرستانی شهر شیراز بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر شیراز در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که از این جامعه، نمونه ای به حجم 567 نفر به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های هویت اخلاقی آکینو و رید (2002)، پرسشنامه مهارگری تلاشگر الیس و رتبارت (2001)، پرسشنامه همدلی تورنتو (2009) و پرسشنامه رفتارهای ضداجتماعی بارت و دونلان (2009) بودند که در میان افراد نمونه توزیع گردید. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از تحلیل مسیر و در نرم افزارهای SPSS-24 و AMOS-24 انجام گرفت. یافته ها نشان داد الگوی پیشنهادی از برازش خوبی با داده ها برخوردار است و اثر مستقیم هویت اخلاقی بر همدلی (β = 1/58, p = 0/001) و همدلی بر رفتارهای ضداجتماعی (β = -0/59, p = 0/001) معنی دار و هویت اخلاقی بر رفتارهای ضداجتماعی (β = -0/03, p = 0/81)، مهارگری تلاشگر بر همدلی (β = 0/02, p = 0/92) و مهارگری تلاشگر بر رفتارهای ضداجتماعی (β = -0/04, p = 0/75) غیرمعنی دار می باشد. دیگر یافته ها نشان داد همدلی در رابطه هویت اخلاقی و رفتارهای ضداجتماعی (β = -0/53, p = 0/001) نقش واسطه ای دارد اما همدلی در رابطه مهارگری تلاشگر و رفتارهای ضداجتماعی (β = -0/01, p = 0/91) نقش واسطه ای ندارد. به این ترتیب، تقویت هویت اخلاقی و همدلی می توانند به عنوان راهبرد های مؤثر برای مقابله با رفتارهای ضداجتماعی عمل کند. این دو عامل می توانند به افزایش درک و احترام متقابل در جامعه کمک کرده و به نوبه خود، به کاهش تعارضات و ترویج روابط سالم تر منجر شوند.
اثربخشی روش آموزشی های اسکوپ بر خلاقیت و مهارت های اجتماعی نوآموزان پیش دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۹
163 - 174
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی روش آموزشی های اسکوپ بر خلاقیت و مهارت های اجتماعی نوآموزان پیش دبستانی شهر تبریز بود. جامعه آماری شامل نوآموزان 4 و 5 ساله ی شهر تبریز در سال تحصیلی 99-98 بود. نمونه شامل 40 نوآموز بود که 20 نفر به عنوان گروه آزمایشی و 20 نفر به عنوان گروه کنترل به روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب شدند. در قالب طرح نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و اجرای آزمون تورنس فرم ب تصویری و آزمون مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت (SSRS) اطلاعات لازم جمع آوری شد. پس از برگزاری دوره آموزشی های اسکوپ طی 3 ماه و تحلیل داده ها با روش کواریانس، نتایج نشان داد که الگوی آموزشی های اسکوپ بر خلاقیت و مهارت های اجتماعی نوآموزان موثر بوده است.
شناسایی عوامل مؤثر بر رفتارهای خودآسیب رسان نوجوانان دختر: مطالعه ای پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره ۲۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
142-131
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی عوامل مؤثر بر رفتارهای خودآسیب رسانی دختران نوجوان شهر تبریز انجام شد. روش پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ شیوه گردآوری اطلاعات کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. نمونه شامل ۱۵ نفر از دانش آموزان دختر دبیرستان های نواحی پنج گانه تبریز به صورت هدفمند انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته و برای تحلیل داده ها از روش کلایزی استفاده گردید. تحلیل اطلاعات حاصل از مصاحبه ها در مورد عوامل مؤثر بر رفتارهای خودآسیب رسان در سه دسته عوامل فردی، محیطی و روان شناختی دسته بندی گردید که شامل هفت درون مایه اصلی و هجده درون مایه فرعی است. طبق یافته های پژوهش نوجوانان خودجرحی را در نقش یک پیام اجتماعی مؤثر برای رهایی از تعارض های بین فردی و درون فردی ادراک می کنند. بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که خودآسیب رسانی با هدف تنظیم آشفتگی هیجانی انجام می شود و چون به قدری شدت میل به انجام عملی برای رهایی از فشارهای هیجان های ناخوشایند برای نوجوانان بالاست نمی توانند از راه حل های دیگری به عنوان مهارت تنظیم هیجان استفاده کنند و ازآنجایی که یادگیری کنترل تکانه و مدیریت هیجان ها در خانواده شکل می گیرد؛ بنابراین پیشنهاد می شود آموزش های لازم از محیط خانواده شروع شود.
عناصر برنامه درسی مطلوب برای توسعه کنشگری اجتماعی زنان از طریق آموزش وپرورش رسمی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره ۲۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
162-143
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی عناصر برنامه درسی مطلوب در توسعه کنشگری اجتماعی زنان در آموزش وپرورش رسمی ایران است. برای رسیدن به این هدف، از روش تحقیق کیفی پدیدارشناختی و درک تجربه زیسته مدیران آموزش وپرورش و دیدگاه های متخصصان برنامه درسی، استفاده شده است. برای جمع آوری اطلاعات، از مصاحبه نیمه ساختاریافته با مشارکت کنندگان، برای کدگذاری و تحلیل داده ها از روش استراس و کوربین (۱۹۹۸) و جهت ارزیابی قابلیت اعتماد یافته های کیفی از مدل گوبا و لینکلن (۱۹۸۲) استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل داده ها، مشتمل بر ۸۵ مفهوم، ۱۳ مؤلفه و چهار مضمون است. مطابق با دیدگاه های مشارکت کنندگان پژوهش، برنامه های درسی شامل چهار عنصر اصلی هدف، محتوا، روش ها و فعالیت های یاددهی _ یادگیری و ارزشیابی آموزشی است. عنصر هدف شامل مؤلفه های اعتباربخشی به جایگاه کنشگری اجتماعی زنان، تربیت زنان به عنوان شهروند مسئول و فعال، رشد توانمندی های عاطفی دانش آموزان است. عنصر محتوا شامل انتخاب محتوای مناسب جهت رشد کنشگری اجتماعی دانش آموزان دختر و توجه به اصول سازماندهی محتوای برنامه درسی، عنصر روش ها و فعالیت ها شامل آموزش مشارکت محور، تناسب فعالیت های یاددهی _ یادگیری با واقعیت های اجتماعی، استفاده از الگوهای آموزش حل مسئله در آموزش و حمایت روانی _ عاطفی معلم از فراگیران و عنصر ارزشیابی شامل ارزیابی بر مبنای کیفیت رشد اجتماعی، مؤلفه سنجش همسالان، استفاده از پوشه کار و خودارزشیابی است. با توجه نتایج تحقیق، جهت ارتقا کنشگری اجتماعی دختران و زنان، انتظار می رود نظام آموزش وپرورش و برنامه ریزان درسی، نسبت به بهسازی و اصلاح برنامه های درسی رسمی در آموزش وپرورش بر اساس عناصر چهارگانه برنامه درسی اقدام نمایند تا زمینه توسعه توانایی های دانش آموزان دختر جهت مشارکت فعال و سازنده در عرصه های اجتماعی و فرهنگی، فراهم گردد.
مقایسه چشم انداز زمان، هیجان ابراز شده، تاب آوری و خردمندی در مادران دارای کودک ناتوان ذهنی و مادران دارای کودک سالم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۳)
167 - 176
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش مقایسه تاب آوری، خردمندی، هیجان ابرازشده و چشم انداز زمان در مادران دارای کودک ناتوان ذهنی و مادران دارای کودک سالم بود. پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی از نوع علّی- مقایسه ای بود که نمونه پژوهش شامل تمامی مادران دارای کودکان کم توان ذهنی و مادران دارای کودکان عادی 7 تا 12 ساله در سال تحصیلی 1402-1401 در شهر ارومیه بودند که از میان آنان 120 مادر،60 مادر دارای فرزند کم توان ذهنی و 60 مادر دارای فرزند عادی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های چشم انداز زمان زیمباردو و بوید، مقیاس تاب آوری کونور و دیودسون، ابرازگری هیجانی کینگ و امونز و پرسشنامه خرد آردلت پاسخ دادند. تحلی ل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری انجام شد و داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 23 تحلیل شدند. نتایج به دست آمده نشان داد مؤلفه های چشم انداز زمان، هیجان ابرازشده، تاب آوری و خردمندی در مادران دارای کودک ناتوان ذهنی در مقایسه با مادران دارای کودک سالم تفاوت معناداری دارد. به بیان دیگر، مادران دارای کودک ناتوان ذهنی در مقایسه با مادران دارای کودک عادی، خردمندی کمتر، حال جبرگرای بیشتر، گذشته مثبت و حال آینده نگر کمتری، تاب آوری کمتر، هیجان منفی بیشتر و هیجان های مثبت کمتری را تجربه می کنند. این یافته ها اهمیت مطالعه متغیرهای تأثیرگذار بر سلامت روان شناختی مراقبان کودکان کم توان ذهنی را روشن می سازد.
مقایسه اثربخشی فرزندپروری مبتنی بر شفقت و فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد بر رشد پس از سانحه در مادران با کودک مبتلا به معلولیت جسمی- ذهنی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مراقبت از یک کودک معلول می تواند با پیامدهای روانی و اجتماعی متعددی برای والدین همراه باشد. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی فرزندپروری مبتنی بر شفقت و فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد بر رشد پس از سانحه در مادران با کودک مبتلا به معلولیت جسمی- ذهنی انجام شد. روش: تحقیق حاضر یک طرح نیمه تجربی از نوع پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان مرکز آموزشی کودکان با نیازهای ویژه امام جواد شهر ساری در سال 1402-1401 بود که از بین آنها، 45 کودک انتخاب شدند و مادران آنها به طور تصادفی در گروه مداخله فرزند پروری مبتنی بر شفقت، فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد و یا گروه کنترل قرار گرفتند. شرکت کنندگان پرسشنامه رشد پس از سانحه را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از آزمون واریانس با اندازه گیری های مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که اثر زمان (61/21=F)، اثر گروه (48/13=F) و اثر تعامل گروه زمان (82/7=F) در مورد رشد پس از سانحه در سطح 001/0 معنادار است. نتایج آزمون تعقیبی نشان داد، تفاوت نمرات رشد پس از سانحه در پس آزمون و پیگیری با پیش آزمون از نظر آماری معنادار هستند (001/0P<). نتیجه گیری: طبق نتایج حاصل از این مطالعه، رشد پس از سانحه در مادران با کودک مبتلا به معلولیت جسمی- ذهنی از طریق مداخله فرزند پروری مبتنی بر شفقت و فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد قابل اصلاح است. پیشنهاد می شود در مداخلات مربوط به کودکان دچار معلولیت از این رویکردهای فرزندپروری استفاده شود.
بررسی تبیین مدل ساختاری خستگی هیجانی بر اساس جو مدرسه: نقش میانجی اشتیاق شغلی و عاطفه شغلی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۰)
393 - 406
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: خستگی هیجانی معلمان می تواند تاثیر منفی بر عملکرد معلمان بر جای بگذارد، بر این اساس شناسایی عوامل موثر بر خستگی هیجانی معلمان ضروری به نظر می رسد. بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی تببین مدل ساختاری بین جو مدرسه با خستگی هیجانی با نقش میانجی اشتباق شغلی و عاطفه شغلی است. مواد و روش ها: روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی و از نوع مطالعات مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی معلمان شهر رومشکان بود که در سال 1403-1404 در این شهر تدریس می کردند که از بین آنها تعداد 340 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به تکمیل پرسش نامه پژوهش پرداختند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار Amos و Spss در سطح معناداری 05/0 استفاده گردید. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. متغیرهای جو مدرسه (337/0-=β)، اشتیاق شغلی (234/0-=β) و عاطفه شغلی (350/0-=β) تاثیر علی مستقیمی بر خستگی هیجانی معلمان داشته اند (05/0>p)، از سویی دیگر متغیرهای اشتیاق شغلی و عاطفه شغلی در ارتباط بین جو مدرسه با خستگی هیجانی معلمان تاثیر نقش میانجی معناداری داشته اند. نتیجه گیری: از یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که جو مدرسه به طور مستقیم نقش مهمی در تبیین خستگی هیجامی معلمان دارد، همچنین بخشی از تاثیر جو مدرسه بر خستگی هیجانی معلمان به طور غیر مستقیم از طریق متغیرهای اشتیاق شغلی و عاطفه شغلی معلمان اعمال می گردد.
اثربخشی درمان پذیرش و تعهد بر تحریف های شناختی، اجتناب تجربه ای، و مهارت خودمهارگری نوجوانان با علائم اختلال وسواس- بی اختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۲)
۱۳۳-۱۱۷
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلال وسواس- بی اختیاری یکی از اختلالات مزمن و ناتوان کننده در دوره نوجوانی است که با افکار مزاحم، بی اختیاری های ذهنی و رفتاری، و سطوح بالای اجتناب شناختی و هیجانی همراه است. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تحریف های شناختی، اجتناب تجربه ای، و مهارت خودمهارگری نوجوانان دارای علائم اختلال وسواسی- بی اختیاری انجام شد. روش : روش پژوهش حاضر شبه تجربی و طرح آن به صورت پیش آزمون- پس آزمون با گروه آزمایش و گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان مقطع متوسطه یکم استان قزوین در سال تحصیلی 1403-1404 بود. نمونه مورد مطالعه شامل 36 دانش آموز که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گروه گواه جایدهی شدند. ابزار گردآوری شامل مقیاس وسواسی- بی اختیاری ییل براون (اسکاهیل و همکاران، 1997)، مقیاس تحریفات شناختی بین فردی (حمامچی و بویوکوزترک، 2004)، پرسشنامه اجتناب تجربه ای پذیرش و عمل (بوند و همکاران، 2011)، و مقیاس خودمهارگری (کندال و ویلکاکس، 1979) بود. گروه آزمایش هشت جلسه 90 دقیقه ای درمام مبتنی بر پذیرش و تعهد هیز و همکاران (2011) را دریافت کردند. در انتها داده های به دست آمده با آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره توسط SPSS-27 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به صورت معناداری موجب کاهش طرد بین فردی (22/56=F)، انتظارات غیرواقعی از روابط (78/71=F)، ادراک نادرست بین فردی (99/39=F)، اجتناب تجربه ای (91/67=F)، و افزایش خودمهارگری (90/54=F) در نوجوانان دارای علائم اختلال وسواسی- بی اختیاری شد (01/0>P). نتیجه گیری: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با کاهش تحریف های شناختی بین فردی و اجتناب تجربه ای، نقش مؤثری در بازسازی باورهای ناکارآمد و افزایش پذیرش تجربیات درونی ایفا کرده است؛ این فرایند به کاهش تنش روانی و شکست چرخه های وسواسی در نوجوانان منجر شد.
مطالعه کیفی نقش سرمایه اجتماعی معلمان در تحقق اهداف شغلی-سازمانی مدرسه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر مدرن و پسامدرن که روند آموزش یک طرفه و رسمی در سازمان بوروکراتیک مدارس در نقاط مختلف دنیا موردنقد قرار می گیرد، معلمانی با سرمایه اجتماعی بالا چون دریچه ای روشن، مسیر تربیت صرفً آموزشی را از انجماد به الگوهایی تربیتی می کشانند. هدف پژوهش حاضر واکاوی و فهم نقش سرمایه اجتماعی معلمان در تحقق اهداف شغلی- سازمانی مدرسه است. روش شناسی پژوهش با رویکرد کیفی و با راهبرد گراندد تئوری انجام شد. به این منظور با 21 نفر دبیران و آموزگاران مدارس در شهر تهران که با روش نمونه گیری هدفمند و استراتژی گلوله برفی انتخاب شده بودند، در طول بیش از 8 ماه مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته انجام شده و فرایند جمع آوری داده ها تا اشباع نظری ادامه یافت. 8 مقوله اصلی و یک مقوله هسته از خلال نظام کدگذاری داده ها استخراج شد: 1) از بین رفتن خصلت بی تفاوتی معلمی: تعلق حرفه ای معلم به مدرسه، 2) فهم از خرده فرهنگ های دانش آموزان: ایجاد همدلی و احترام ، 3) ایجاد گرایش به تحصیل و انگیزه برای ماندن در مدرسه، 4) ایجاد اعتماد بین دانش آموز و مدرسه، 5) ارتباط و همکاری بین معلمان و مدیران ،6) جامعه پذیری مدرسه محور، 7) استراتژی های ارتقا سرمایه اجتماعی در مدرسه و 8) پیامدها: بسط تعلق به مدرسه و ارتقا عملکرد مدرسه در دست یابی به اهداف تربیتی-آموزشی. همچنین، «سرمایه اجتماعی معلم: معماری نامرئی رسیدن به اهداف سازمان مدرسه» به عنوان مقوله هسته انتخاب شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که سرمایه اجتماعی بالای یک معلم در سازمان مدرسه، نه تنها در محیط کلاس کارکرد داشته بلکه بر اتمسفر جمعی مدرسه اثرگذار است،
رابطه کارکردهای اجرایی و خودکارآمدی تحصیلی با اعتیاد به بازی های آنلاین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: امروزه انجام بازی های آنلاین به بخشی جدایی ناپذیر از سرگرمی های نوجوانان تبدیل شده است، آنچنان که برای برخی از آنان جدا ساختن زندگی از این نوع بازی ها ناممکن شده و اعتیاد به این بازی ها منجر می شود. بررسی ها نشان داده است که برخی توانمندی های شناختی نظیر کارکردهای اجرایی مناسب و باورهای خودکارآمدی می توانند عامل بازدارنده و ضربه گیر اعتیادهای رفتاری مشابه با اعتیاد به بازی های آنلاین شد. هدف: این مطالعه با هدف رابطه کارکردهای اجرایی و خودکارآمدی تحصیلی با اعتیاد به بازی های آنلاین انجام شده است. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه نوجوانان متوسطه دوم شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 250 نفر از دانش آموزان مقطع متوسطه شهر تهران بود که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اختلال بازی اینترنتی (پونتز، 2014)، پرسشنامه توانایی های شناختی (نجاتی، 1392) و پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی (مورگان- جینگز و همکاران، 2004) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS.27 و با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیری انجام شد. یافته ها: نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین خودکارآمدی تحصیلی و کارکردهای اجرایی با اعتیاد به بازی های آنلاین رابطه منفی و معنی داری وجود دارد (05/0 ≥P). نتایج حاصل از رگرسیون چندگانه نشان داد که 20 درصد از واریانس اعتیاد به بازی های آنلاین توسط کارکردهای اجرایی و خودکارآمدی تحصیلی تبیین می شود. نتیجه گیری: بنابراین کارکردهای اجرایی و خودکارآمدی تحصیلی تلویحات کاربردی فراوانی در زمینه های پژوهشی، سبب شناسی و درمان اعتیاد به بازی های آنلاین دارد.
اثربخشی درمان پذیرش و تعهد متمرکز بر ضربه بر نشانگان ضربه ی عشق و علائم افسردگی در دانشجویان با تجربه ضربه ی عشق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۷)
33 - 48
حوزههای تخصصی:
زمینه: ضربه ی عشق، می تواند ماشه چکان پریشانی روانشناختی قابل توجهی مانند افسردگی، نشانگان ضربه ی عشق و اختلال در عملکرد روزمره شود. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اثربخشی درمان پذیرش و تعهد (اکت) متمرکز بر ضربه بر نشانگان ضربه ی عشق و علائم افسردگی در دانشجویان با تجربه ضربه ی عشق انجام شد. روش: روش پژوهش، شبه آزمایشی، از نوع پیش آزمون-پس آزمون–پیگیری 3 ماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری، شامل دانشجویان دارای تجربه ضربه ی عشق دانشگاه های شهر کرمانشاه در سال 1403 بود. به روش نمونه گیری در دسترس، 28 نفر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارش شدند. از پرسشنامه نشانگان ضربه ی عشق و پرسشنامه افسردگی بک (ویرایش دوم) در سه بازه زمانی (پیش آزمون، پس از مداخله و پیگیری) استفاده شد. گروه آزمایش 10 جلسه درمانی 75 دقیقه ای بر اساس پروتکل اکت متمرکز بر ضربه (هریس، 2021) دریافت کردند. داده ها با تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد اثر زمان و اثر تعامل زمان * گروه روی متغیرهای وابسته در سطح 0/001 و برای گروه در سطح 0/05 معنادار است. آزمون تعقیبی بنفرونی برای مقایسه میانگین ها، نشان داد تفاوت میانگین ها در گروه آزمایش در مرحله پیش آزمون-پس آزمون و پیش آزمون-پیگیری به لحاظ آماری معنادار است(0/05 >p) اما در مرحله پس آزمون-پیگیری معنادار نیست (p>0/05). نتیجه گیری: بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که اکت متمرکز بر تروما می تواند به عنوان رویکردی مؤثر برای کاهش نشانگان ضربه ی عشق و علائم افسردگی در افراد دارای تجربه ی ضربه عشق، مورد استفاده روان درمانگران قرار گیرد.
رابطه الگوهای ارتباطی با وابستگی به فضای مجازی با نقش میانجی گر نیازهای اساسی روانشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مطالعه رابطه الگوهای ارتباطی با وابستگی به فضای مجازی با توجه به نقش میانجی گر نیازهای اساسی روانشناختی بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی از نوع همبستگی به روش معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه فرهنگیان خوزستان در سال تحصیلی 1403-1402 بود. تعداد 360 نفر از طریق روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه اعتیاد به شبکه های اجتماعی (آندریسن، 2012)، پرسشنامه تجدیدنظر شده الگوهای ارتباطی خانواده (ریچی و فیتزپاتریک، 1990)، و مقیاس نیازهای اساسی روانشناختی (سوربو و همکاران، 2006) بود. ارزیابی الگوی پیشنهادی از طریق الگویابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS ویراست 23 انجام گرفت. نتایج تحلیل مسیر نشان داد الگوهای ارتباطی خانواده بر نیازهای اساسی روانشناختی و وابستگی به فضای مجازی تأثیر مستقیم و معناداری داشت (P<0/01). تأثیر غیرمستقیم الگوهای ارتباطی خانواده بر وابستگی به فضای مجازی از طریق نیازهای اساسی روانشناختی نیز معنادار بود (P<0/01). بنابراین می توان با بکارگیری الگوی ارتباطی مؤثر در خانواده علاوه بر ارضای نیازهای اساسی روانشناختی نوجوانان زمینه کاهش وابستگی آنان به فضای مجازی را فراهم نمود. در محیط خانواده به والدین پیشنهاد می شود در برخورد و ارتباط با فرزندان به ویژه نوجوانان، راهبردهایی مبتنی بر گفت وشنود را اتخاذ کنند تا آنها امیال، نیازها و یا کمبودهای خود را درجایی دیگر نجویند.
نقش دلبستگی به والد و همسال در خوش بینی تحصیلی با واسطه گری دشواری در تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، نقش دلبستگی به والد و همسال در خوش بینی تحصیلی با واسطه گری دشواری در تنظیم هیجان بود. روش پژوهش همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش شامل کلیه دانش آموزان متوسطه دوره دوّم در سال تحصیلی 1403-1402 مدارس شهر اردکان با ۳۵۱۰ نفر بود. به روش نمونه گیری تصادفی ازنوع خوشه ای چند مرحله ای، ۳۵۱ دانش آموز به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه دلبستگی به والد و همسال (IPPA) از ارمسدن و گرینبرگ[1] (۱۹۸۷) ، پرسش نامه دشواری در تنظیم هیجان (DERS) از گراتز و روئمر[2] (2004) ، خوش بینی تحصیلی (SAOS) از اسچنن - موران[3] و همکاران (2013) بود. به منظور تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS26 و AMOS20 استفاده شد و برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و روش بوت استراپ استفاده شد. نتیجه های حاصل از مدل یابی معادلات ساختاری نشان دادند دشواری در تنظیم هیجان در رابطه با دلبستگی به والد و خوش بینی تحصیلی با مقدار (12/0 B=؛ 002/0P=) نقش واسطه ای، ایفا می کند. همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد مسیرهای مستقیم دلبستگی به والدین، خوشبینی تحصیلی، دشواری در تنظیم هیجان و نیز مسیرهای مستقیم دلبستگی به همسالان و خوشبینی تحصیلی معنادار شده است. نتایج پژوهش ارتباط معناداری بین دلبستگی به همسالان و دشواری در تنظیم هیجان نشان نداد. براین اساس کسانی که دارای دلبستگی ایمن به والدین هستند، توانایی بیشتری در کنترل هیجان خود دارند و در پی آن نسبت به مسائل تحصیلی خوشبین تر هستند و امکان موفقیت تحصیلی در آنان بالاتر است.
مدل سازی محاسباتی تمایز بین دو مقدار ناهمگونی در یک جفت محرک در ناحیه V4 قشر بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این پژوهش سازوکارهای محاسباتی تمایز ناهمگونی دوچشمی را در ناحیه V4 قشر بینایی با رویکردی نوین در مدل سازی بررسی می کند. هدف، تحلیل توانایی نورون های V4 در تشخیص ناهمگونی های ظریف نزدیک به صفحه تثبیت و ارائه چارچوبی محاسباتی برای تبیین این فرایند است. فرضیه اصلی بیان می دارد که تمایز ناهمگونی در V4 به اختلاف مطلق جفت ناهمگونی ها و نزدیکی آنها به ناهمگونی صفر وابسته است. روش کار: داده های الکتروفیزیولوژیک از ۱۵۶ نورون V4 در میمون های ماکاک با ارائه استریوگرام های نقطه ای تصادفی (RDS) با ناهمگونی های 2°/1±، 6°/0±، 3°/0± و ۰° و ضرایب همبستگی متغیر گردآوری شد. شاخصی نوین به نام «شاخص توانایی تمایز ناهمگونی» (DDAI) معرفی شد که توانایی جمعیت نورونی در تفکیک جفت ناهمگونی ها را با تحلیل ROC کمی سازی می کند. این شاخص میانگین سطح نرمال شده زیر منحنی ROC برای هر جفت محرک است. مدل محاسباتی DCM برای پیش بینی الگوهای DDAI توسعه یافت. یافته ها: نتایج نشان داد نورون های V4 برای ناهمگونی های نزدیک به صفر تنظیم پذیری بالایی دارند و تغییرپذیری پاسخ (ضریب تغییرات) در این محدوده کمینه است. با افزایش قدر مطلق ناهمگونی، تغییرپذیری پاسخ افزایش یافت. مدل DCM با دقت بالا (ضریب همبستگی پیرسون= 969/0، ضریب اسپیرمن= 887/0) الگوهای DDAI را پیش بینی کرد. آزمون هم ارزی (TOST) تأیید کرد که پیش بینی های مدل عملاً با داده های تجربی معادلند (میانگین اختلاف= 00018/0، فاصله اطمینان 90% در بازه ±03/0). نتیجه گیری: یافته ها فرضیه اصلی را تأیید می کنند که توانایی تمایز ناهمگونی در V4 به اختلاف مطلق جفت ناهمگونی ها و نزدیکی آنها به ناهمگونی صفر وابسته است. ناحیه V4 از راهبرد رمزگذاری کارآمدی بهره می برد که دقت را در ناهمگونی های نزدیک به عمق تثبیت اولویت بندی می کند و برای ناهمگونی های بزرگ تر رمزگذاری خشن تری ارائه می دهد. چارچوب DCM پایه ای محکم برای درک پردازش ناهمگونی در سطح جمعیت نورونی فراهم می کند و کاربردهایی در سیستم های بینایی مصنوعی و ارزیابی اختلالات استریوسکوپیک دارد.
بررسی عوامل موثر بر پرورش ذهن راه حل ساز:یک مطالعه کیفی نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ اسفند ۱۴۰۴ شماره ۱۲ (پیاپی ۱۱۷)
۱۶۰-۱۴۹
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی عوامل مؤثر بر شکل گیری ذهن راه حل ساز می پردازد؛ رویکردی شناختی و پویا که بر خلق راه حل های عملی و مثبت به جای تحلیل علل مشکلات تمرکز دارد. این مطالعه در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۴ در میان دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد انجام شد. با استفاده از روش شناسی نظریه داده بنیاد گلیزر، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 16 شرکت کننده که بر اساس کسب نمرات بالا در سیاهه ساخت راه حل انتخاب شده بودند، انجام شد. از طریق تحلیل مقایسه ای مداوم، چهار مقوله محوری شناسایی شد: منابع درونی مانند صبوری و خودکارآمدی، تعاملات توانمندساز مانند روابط حمایتی و ارتباط سازنده، ابزارهای ساخت راه حل مانند استراتژی های شناختی و تحلیلی و فعال سازی منابع مانند امید و ذهنیت رشد. این مقوله ها در قالب یک مدل مفهومی نوآورانه تلفیق شدند و چارچوبی برای درک ذهن راه حل ساز و فرآیند شکل گیری آن ارائه می کنند. یافته ها به نظریه روان شناسی یافته های این پژوهش با معرفی مفاهیم نوینی مانند آرامش زدایی و تفکر نموداری به توسعه نظریه های روان شناسی کمک می کنند. مفهوم آرامش زدایی می تواند در آموزش مهارت های تنظیم هیجان و افزایش تحمل پریشانی به کار رود، و تفکر نموداری می تواند مبنایی برای آموزش فرایندهای گام به گام راه حل سازی و تصمیم گیری آگاهانه باشد. این رویکردها زمینه ارتقای تاب آوری، انگیزش درونی و ذهن راه حل ساز را فراهم می سازند.