ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۸۱ تا ۱٬۴۰۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
۱۳۸۱.

نقش میانجی خودشفقتی در رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه و شاد زیستی زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خودشفقتی شادزیستی طرحواره های ناسازگار اولیه زوجین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۱
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی خودشفقتی در رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه و شادزیستی زوجین بود. روش پژوهش توصیفی -همبستگی از نوع مدل یابی ساختاری بود. جامعه آماری شامل والدین دانش آموزان پایه ششم مدارس دخترانه و پسرانه شهر کرج در سال تحصیلی 1402-1403 بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 340 زوج (680 نفر) به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل فرم کوتاه پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ (YSQ) یانگ و براون (1994)، مقیاس شادکامی زناشویی (MHS) توسط آزرین و همکاران (1973) و فرم بلند مقیاس خودشفقت ورزی (SCS-LF) نف (2003) بود. از تحلیل معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج بیانگر معناداری اثرمستقیم طرحواره های ناسازگار اولیه بر شادزیستی (001/0=P) و خودشفقتی (001/0=P) و همچنین اثر مستقیم خودشفقتی بر شادزیستی (001/0=P) زوجین بود. همچنین نتایج بیانگر اثر غیرمستقیم طرحواره های ناسازگار اولیه بر شادزیستی با میانجی گری خودشفقتی بود (001/0=P). این نتایج نشان می دهد که خودشفقتی با توجه به نقش طرحواره های ناسازگار اولیه می تواند تبیین کننده شادزیستی زوجین باشد.
۱۳۸۲.

پیش بینی افق زمانی براساس اسنادهای علی و تمایزیافتگی در فرزندان طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اسناد علی تمایزیافتگی افق زمانی طلاق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۶
پژوهش حاضر باهدف پیش بینی افق زمانی براساس اسنادهای علی و تمایزیافتگی در فرزندان طلاق بود. روش پژوهش توصیفی_همبستگی بود. جامعه پژوهش را کلیه نوجوانان دختر مقطع دوم متوسطه منطقه 1، 2 و 3 شهر تهران در سال 1402 تشکیل دادند که از بین آن ها به صورت در دسترس 150 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه خودمتمایزسازی اسکورن و فرایدلندر (DSI-R، 1999)، پرسشنامه سبک های اسنادی پترسون (ASQ، 1983) و پرسشنامه افق زمانی زیمباردو (ZTPI، 1999) بود. یافته ها نشان داد که از بین متغیرهای پیش بین، واکنش پذیری عاطفی، گسلش عاطفی و آمیختگی با دیگران به طور منفی قادر به پیش بینی افق زمانی بودند و جایگاه من به طور مثبت و معنادار قادر به پیش بینی افق زمانی بود (01/0p<). همچنین تمامی متغیرهای تمایزیافتگی با یکدیگر 7/45 درصد افق زمانی را پیش بینی کردند. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که متغیر سبک اسناد مثبت، به طور مثبت و معنادار قادر به پیش بینی افق زمانی و سبک اسناد منفی به طور منفی قادر به پیش بینی افق زمانی بود (01/0p<). همچنین تمامی متغیرهای اسنادهای علی با یکدیگر 1/30 درصد افق زمانی را پیش بینی کردند. با توج ه ب ه نتای ج به دست آمده باید به افق زمانی و نقش های آن، اسناد کنترل کودکان و استفاده از آن در شیوه های درمان توجه نمایند.
۱۳۸۳.

اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت خود بر فرسودگی والدینی و احساس ننگ اجتماعی در مادران دارای کودک اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرسودگی والدینی احساس ننگ اجتماعی درمان مبتنی بر شفقت خود اوتیسم مادر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۰
زمینه: اختلال طیف اوتیسم با چالش های متعددی برای والدین، به ویژه مادران، همراه است. پژوهش ها نشان می دهند این والدین در معرض فرسودگی والدینی و احساس ننگ اجتماعی قرار دارند؛ عواملی که می توانند بر کیفیت زندگی و کارکرد خانوادگی اثر منفی بگذارند. ازاین رو، بهره گیری از مداخلات روان شناختی مؤثر، به ویژه رویکردهایی چون درمان مبتنی بر شفقت خود، اهمیت دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت خود بر کاهش فرسودگی والدینی و احساس ننگ اجتماعی در مادران دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اوتیسم بود. روش: پژوهش به صورت نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه انجام شد. جامعه ی آماری شامل مادران کودکان اوتیسم مشغول به تحصیل در مدارس ابتدایی اوتیسم شهر مشهد بود. با استفاده از نمونه گیری هدفمند، 36 مادر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (18 نفر) و گواه (18 نفر) جای گرفتند. در پایان جلسات، یک نفر از گروه آزمایش کنار گذاشته شد و داده های 35 مادر تحلیل شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه فرسودگی والدینی (رزکام و همکاران، 2018) و پرسشنامه آستیگمای درونی شده (رضایی دهنوی و همتی علمدارلو، 1395) بود. گروه آزمایش طی هشت جلسه 90 دقیقه ای تحت مداخله درمان مبتنی بر شفقت خود (گیلبرت، 2009) قرار گرفت. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری و SPSS-21 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد درمان مبتنی بر شفقت خود موجب کاهش معنادار فرسودگی والدینی و ابعاد آن (خستگی از نقش والدینی، تقابل با خود والدینی گذشته و فاصله عاطفی گرفتن از نقش والدینی خود) و احساس ننگ اجتماعی و ابعاد آن (باور دیگران، باور مادر و رفتارهای اجتنابی) در گروه آزمایش شد (05/0 >p). نتیجه گیری: تقویت خودشفقتی با کاهش خودسرزنشی، افزایش پذیرش هیجان های منفی و ارتقای مهربانی با خود، می تواند سلامت روان مادران دارای کودک اوتیسم را بهبود بخشد؛ بنابراین، درمان مبتنی بر شفقت خود مداخله ای کارآمد برای کاهش فشارهای روانی این مادران است.
۱۳۸۴.

اثربخشی برنامه زمانی پارادوکسی بر تاب آوری و انعطاف پذیری شناختی در زنان آسیب دیده از خیانت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انعطاف پذیری شناختی تاب آوری آسیب دیده از خیانت پارادوکس درمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۹۲
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی برنامه زمانی پارادوکسی بر تاب آوری و انعطاف پذیری شناختی در زنان آسیب دیده از خیانت بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی زنان آسیب دیده از پیمان شکنی از همسران مراجعه کننده به مراکز مشاوره مستقر در منطقه 1 شهر تهران از مهرماه تا اسفندماه سال 1403 تشکیل دادند که از بین آنان تعداد 30 نفر، 15 نفر در گروه گواه و 15 نفر در گروه آزمایش از طریق روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های انعطاف پذیری شناختی دنیس و واندروال (2010، CFI)، تاب آوری کانر و دیویدسون (2003 CD-RISC,) بهره گرفته شد و مداخله ی پارادوکس درمانی در چهار جلسه دوساعته، هفته ای یک بار به صورت گروهی برای گروه آزمایش اجرا شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون تاب آوری و انعطاف پذیری شناختی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. درنتیجه، پارادوکس درمانی می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر برای زنان آسیب دیده از خیانت مورد توجه قرار داده شود.
۱۳۸۵.

کارکرد والدگری مبتنی بر توانمندی در نوجوانان: یک مطالعه مرور سیستماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سلامت روان بهزیستی عملکرد تحصیلی والدگری مبتنی بر توانمندی مرور سیستماتیک نوجوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۴۴
والدگری مبتنی بر توانمندی رویکردی است که در آن والدین به فرزندان کمک می کنند تا توانمندی های خود را بشناسند و پرورش دهند و همچنین از آنها بهره برداری کنند. پژوهش حاضر با هدف مرور سیستماتیک کارکرد والدگری مبتنی بر توانمندی انجام شد و در آن مقاله های منتشر شده در حوزه کارکرد والدگری مبتنی بر توانمندی در نوجوانان طی سال های 2015 تا 2024 (1394 تا 1403) بررسی شد. برای دسترسی به مقاله ها، کلیدواژه های "والدگری مثبت"، "والدگری مبتنی بر توانمندی" و "والدگری مبتنی بر نقاط قوت" در عنوان و چکیده مقاله های منتشر شده در پایگاه های تخصصی مجلات نور، پرتال جامع علوم انسانی، پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران و بانک اطلاعات نشریات کشور (مگیران) و کلیدواژه های"positive parenting"، "strength-based parenting" در پایگاه های Scopus، Science Direct، Elsevier، Google Scholar و Semantic Scholar بررسی شد. در جستجوی اولیه، 39 مقاله به دست آمد که بر اساس معیارهای ورود و خروج شامل در دسترس بودن متن مقاله و انجام پژوهش بر روی نمونه نوجوان و دستورالعمل موارد ترجیحی برای گزارش مقالات مرور سیستماتیک و فراتحلیل (PRISMA)، در نهایت 15 مقاله وارد مطالعه شد. نتایج نشان داد که والدگری مبتنی بر توانمندی با اضطراب، افسردگی، پریشانی روان شناختی و استرس رابطه معکوس دارد و با بهزیستی، رضایت از زندگی، خودکارآمدی، استحکام ذهنی و پیامدهای مثبت تحصیلی مانند انگیزه تحصیلی، تعلق به مدرسه، درگیری تحصیلی و کاهش فرسودگی تحصیلی رابطه مستقیم دارد. والدگری مبتنی بر توانمندی در نوجوانان اهمیت دارد و می تواند تأثیر عمیقی بر سلامت روان، عملکرد تحصیلی و بهزیستی آنان داشته باشد.
۱۳۸۶.

Psychophysiological Responses to Mindful Equanimity Induction in Virtual Reality: An Exploratory Study(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Equanimity HRV Mindfulness Psyhophysiological Responses virtual reality

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۸۵
Equanimity, as a critical feature of well-being can be strengthened and Virtual reality (VR) can be employed to cultivate this capacity. No previous study has directly investigated the impact of different equanimity practices within VR and compared people’s preferences for different practices. This study was conducted to explore whether practicing equanimity within three VR scenarios can increase mind-body calmness. Three VR scenarios (<10 min) were developed. A within-subject study (n=75) was designed to assess impact of these practices in improving calmness indices. Participants were exposed to VR practice sessions combining sound of a teacher and three animation environments including Mountain, Ocean, and Sky facing with changes during a year or day. Participants’ experience of each session was assessed using heart rate variability (HRV), respiratory rate, and self-reported ratings. Subjective state anxiety was also assessed at baseline and after the end of three VR sessions. Physiological indices were improved in Ocean practice compared to baseline and two other practices. Results showed that physiological indices during practices were correlated with self-reports of mindfulness, self-knowledge, and interoceptive awareness (p<.05). A significant reduction was observed in self-reported assessment of state anxiety. Generally, VR practices of equanimity were shown to induce mind-body calmness.
۱۳۸۷.

Exploring the Place and Space of Games: How Do 7- to 12-Year-Old Children Describe Their Experiences of Searching in Game Space?(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: child Game Tourism Lived Experience adventure Exploration

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۸۲
This study aims to investigate children's lived experience of tourism in the space of computer games as a background that influences the development of 7- to 12-year-old children. The research method was based on a qualitative and descriptive phenomenological research design. Accordingly, 37 participants were selected from the community of 7- to 12-year-old children to access children rich in information in this field, from the participants who had the most information about computer games and were able to express their experience completely and clearly. Themes extracted from interviews with 13 students who were 12-year-olds included freedom and empowerment, educational value, emotional and psychological impact, attention to game aesthetics, realism and immersion, preference for challenge, contrast between virtual and real life, and impact on real-life skills. For 12 students who were 9-year-olds, themes extracted from interviews included excitement and combat, adventure and exploration, challenges and traps, discovery and use of weapons, interactive and dynamic environments, special abilities and equipment, achievement and power, historical and cultural elements, victory and power, preferences for play environments, and beautiful and clean environments—various ways children engage with video games emotionally and socially. For 7-year-olds, themes extracted from interviews included learning through play, exploration, visual and auditory appeal, quick solutions and cheat codes, emotional engagement and environment, cultural insight, interactive and rewarding experiences, and social interaction. The findings suggest that games can impact children’s emotional and social development, from boosting self-esteem to increasing social interactions.
۱۳۸۸.

پیش بینی گرایش به سوء مصرف مواد بر اساس خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمال کاری تحصیلی با میانجی گری هوش هیجانی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گرایش به سوء مصرف مواد خودبیگانگی تحصیلی عملکرد خانواده اهمال کاری تحصیلی هوش هیجانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۸
هدف: این پژوهش با هدف پیش بینی گرایش به سوء مصرف مواد بر اساس خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمال کاری تحصیلی با میانجی گری هوش هیجانی در دانش آموزان انجام شد. روش: روش تحقیق این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان بیجار در سال تحصیلی 1401-1400 به تعداد 500 نفر بودند که با توجه به جدول گرجسی_ مورگان، 217 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های گرایش به سوء مصرف مواد جانسون (1989)، خودبیگانگی تحصیلی دیلون و گروات (1976)، عملکرد خانواده اپشتین و همکاران (1983)، اهمال کاری تحصیلی سولومون و راث بلوم (2013) و هوش هیجانی برادبوری و گریوز (2004) بود. داده های پژوهش با آزمون تحلیل مسیر و استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 24 و AMOS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمال کاری تحصیلی با هوش هیجانی در دانش آموزان رابطه معنادار وجود دارد (05/0>P). نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نیز بیانگر این بود که از خودبیگانگی آموزشی 635/0، عملکرد خانواده 520/0، هوش هیجانی 366/0 و اهمال کاری تحصیلی 731/0 از  گرایش به مصرف مواد را تبیین می کند. نتیجه گیری: با توجه به اهمیت نقش اساس خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمال کاری تحصیلی در گرایش دانش آموزان به مواد مخدر نتایج پژوهش حاضر می تواند در زمینه برنامه ریزی و اتخاذ سیاست های مقتضی جهت ارائه برنامه های آموزشی به خانواده ها و دانش آموزان آن ها مفید باشد.
۱۳۸۹.

بررسی رابطه ی سبک شناختی و خود کارآمدی با سلامت روان در دانش آموزان مقطع ابتدایی شهرستان گرمی سال تحصیلی 1404-1403

کلیدواژه‌ها: سبک شناختی خود کارآمدی سلامت روان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۶۰
این پژوهش به بررسی رابطه بین سبک شناختی و خودکارآمدی با سلامت روان در دانش آموزان می پردازد. هدف اصلی این مطالعه تحلیل داده ها و بررسی همبستگی میان این متغیرها است. در این راستا، نمونه ای شامل 325 دانش آموز از مدارس شهرستان گرمی در سال تحصیلی 1404-1403 انتخاب شد و داده ها با استفاده از پرسشنامه های استاندارد سبک شناختی، خودکارآمدی و سلامت روان جمع آوری گردید. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که بین سبک شناختی و خودکارآمدی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد، به طوری که دانش آموزانی که از سبک های شناختی مؤثرتر استفاده می کنند، خودکارآمدی بالاتری را نیز نشان می دهند. همچنین، یافته ها حاکی از آن است که خودکارآمدی با سلامت روان دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری دارد. به عبارت دیگر، دانش آموزانی که احساس خودکارآمدی بیشتری دارند، از سلامت روان بهتری برخوردارند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آماری شامل تحلیل همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه انجام شد. نتایج نشان داد که سبک شناختی به طور مستقیم بر خودکارآمدی تأثیرگذار است و خودکارآمدی نیز به طور مستقیم بر سلامت روان تأثیر دارد. همچنین، تحلیل رگرسیون نشان داد که خودکارآمدی می تواند به عنوان یک متغیر میانجی در رابطه بین سبک شناختی و سلامت روان عمل کند. به طور کلی، نتایج این پژوهش نشان دهنده اهمیت توجه به سبک های شناختی و خودکارآمدی در بهبود سلامت روان دانش آموزان است و می تواند به عنوان مبنایی برای برنامه های آموزشی و مشاوره ای در مدارس مورد استفاده قرار گیرد.
۱۳۹۰.

بررسی تأثیر مربی گری روانشناختی مثبت گرا بر غر زدن و خودکارآمدی شغلی کارکنان آموزش و پرورش شهرستان ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مربی گری روانشناختی مثبت گرا غرزدن خودکارآمدی شغلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۰۹
زمینه: مربی گری روان شناختی مثبت گرا نقش مهمی در بهبود عملکرد و افزایش خودکارآمدی شغلی ایفا می کند. همچنین خودکارآمدی شغلی، یکی از عوامل کلیدی در بهره وری و رضایت شغلی محسوب می شود. از سوی دیگر، غرزدن یا ابراز نارضایتی مکرر در محیط کار، می تواند جو سازمانی را تضعیف کرده و کارایی فردی و گروهی را کاهش دهد. اگرچه پژوهش های متعددی بر اهمیت مربی گری مثبت گرا در افزایش خودکارآمدی متمرکز شده اند، تأثیر این نوع مداخله بر کاهش رفتارهای منفی مانند غرزدن کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مربی گری روانشناختی مثبت گرا بر غرزدن و خودکارآمدی شغلی کارکنان آموزش و پرورش شهرستان ایلام انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی کارکنان آموزش و پرورش شهرستان ایلام در سال 1402 بودند؛ که با روش نمونه گیری تصادفی ساده 40 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس غرزدن (کووالسکی، 1996)، پرسشنامه خودکارآمدی شغلی (ریگز و نایت، 1994) بود و مدل مربی گری روانشناختی (وبلدینگ، 2020) در 8 جلسه 60 دقیقه ای فقط برای گروه آزمایش اجرا شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس در نرم افزار SPSS نسخه 26 استفاده شد. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری نشان داد که بین غرزدن و خودکارآمدی شغلی در گروه آزمایشی (مداخله مربی گری روانشناختی مثبت گرا) و گروه گواه تفاوت معنی داری به لحاظ آماری مشاهده می شود (000/0 P<). همچنین نتایج آزمون انکوا در متن مانکوا نشان داد که مداخله مربی گری روانشناختی مثبت گرا در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه موجب کاهش غرزدن (000/0 >P) و افزایش خودکارآمدی شغلی (001/0 P<) در کارکنان آموزش و پرورش می شود. نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که مدیران و سیاست گذاران آموزشی می توانند با بهره گیری از این رویکرد، محیط کاری مثبت تری ایجاد کرده و عملکرد کارکنان را بهبود بخشند. برگزاری دوره های مربی گری مثبت گرا برای کارکنان و مدیران، طراحی برنامه های آموزشی مبتنی بر رویکردهای روان شناختی مثبت گرا، و تقویت مهارت های ارتباطی و حل مسئله می تواند به کاهش تنش ها و بهبود بهره وری سازمانی منجر شود.
۱۳۹۱.

بررسی ساختار عاملی، ویژگی های روانسنجی و ثبات اندازه گیری پرسش نامه باور های هیجانی در جمعیت ایرانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: باورهای هیجانی ساختارعاملی ویژگی های روان سنجی ثبات اندازه گیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۳۷
اهداف باتوجه به نقش مهم باورهای هیجانی در سلامت روان شناختی و پژوهش در حوزه روان درمانی، مطالعه حاضر با هدف بررسی ساختار عاملی، ویژگی های روان سنجی و ثبات اندازه گیری پرسش نامه باورهای هیجانی در جمعیت ایرانی انجام شد. مواد و روش ها مطالعه حاضر مقطعی و از نوع روان سنجی بود و با جمعیت افراد ساکن در شهر زنجان انجام شد. نمونه گیری از فروردین سال 1403 تا تیر سال 1403 از طریق انتشار اطلاعیه های آنلاین در شبکه های اجتماعی شهر زنجان انجام شد. درمجموع 453 نفر از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. پایایی نسخه فارسی پرسش نامه باور های هیجانی، از طریق همسانی درونی آلفای کرونباخ مورد ارزیابی قرار گرفت. روایی سازه از طریق روش تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی ارزیابی شد. برای ارزیابی روایی ملاکی از مقیاس عاطفه مثبت و منفی و مقیاس رضایت از زندگی استفاده شد. یافته ها نتایج تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی از ساختار 5 عاملی شامل عامل های طاقت فرسا و غیرقابل کنترل، شرم آور و غیرمنطقی، بی مصرف، سرایت کننده و بی اعتبار و بی معنا با 25 گویه حمایت کرد. شاخص های برازش شامل (1/74=X2/df)، (GFI=0/930)، (CFI=0/946) و (0/40=RMSEA) رضایت بخش بودند. آلفای کرونباخ برای نمره کل 0/75 بود که نشان از همسانی درونی قابل قبول این ابزار بود. میانگین واریانس استخراج شده (AVE) و اعتبار مرکب (CR) به ترتیب 0/50 و 0/94، نشانگر همگرایی ساختاری درون آزمون بود. بررسی روایی ملاکی نشان داد این پرسش نامه با پرسش نامه های عاطفه مثبت (**0/27-=r) و منفی (**0/415-=r) و رضایت از زندگی (**0/20-=r) همبستگی معنی داری دارد. همچنین آزمون ثبات اندازه گیری امکان استفاده از این پرسش نامه را برای هر دو جنسیت تأیید کرد. نتیجه گیری به طورکلی نسخه فارسی 25گویه ای پرسش نامه باور های هیجانی در جمعیت و فرهنگ ایرانی از روایی و پایایی مطلوبی برخوردار است. بر همین اساس پژوهشگران با اطمینان می توانند از نسخه فارسی پرسش نامه باور های هیجانی در مطالعات پژوهشی و بالینی استفاده کنند
۱۳۹۲.

ارتباط ذهنی سازی با رضایت جنسی زنان : نقش میانجی گر خلق منفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رضایت جنسی خلق منفی ذهنی سازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۳۸
زمینه: ذهنی سازی یک عامل کلیدی در عملکرد اجتماعی و سلامت روان است. با این حال، تأثیر آن بر بهزیستی و رضایت جنسی اخیراً توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است. از آنجای که بین ذهنی سازی سبک های دلبستگی و تنظیم هیجانی اثرات متقابلی وجود دارد بررسی ذهنی سازی با حالت های خلقی و رضایت جنسی یک ضرورت پژوهشی برای انجام تحقیقات در این حوزه و یک ضرورت تجربی برای استفاده از مداخلات مبتنی بر ذهنی سازی است. هدف: این پژوهش با هدف بررسی ارتباط ذهنی سازی با رضایت جنسی زنان با توجه به نقش میانجی خلق منفی انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر وش یک مطالعه مقطعی (توصیفی- همبستگی) که به روش مدلسازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری را کلیه دانشجویان متاهل زن دانشگاه های تهران در سال 1400-1401 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 637 نفر از دانشجویان زن متأهل بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از مقیاس های ذهنی سازی (فوناگی، 2016)، مقیاس اضطراب و افسردگی و استرس (لوی باند، 1995) و مقیاس رضایت جنسی (مستون، 2005) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای SPSS.22 و AMOS.24 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرون نشان داد که بین ذهنی سازی (مؤلفه اطمینان) با رضایت جنسی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (05/0 >P). بین ذهنی سازی (مؤلفه عدم اطمینان) و خلق منفی با رضایت جنسی رابطه منفی و معنی داری وجود دارد (05/0 >P). نتایج حاصل از مدلسازی معادلات ساختاری نشان داد که الگوی پیشنهادی برازنده با داده هاست و مؤلفه عدم اطمینانبه صورت مستقیم و غیر مستقیم از طریق خلق منفی بر رضایت جنسی زنان تأثیر می گذارد. همچنین ضریب استاندارد غیرمستقیسم مؤلفه اطمینان به رضایت جنسی از طریق خلقی منفی معنی دار بود. نتیجه گیری: این پژوهش با مدل های پاسخ جنسی زنان مطابقت دارد و حمایت اولیه از پیوند حالت خلقی و رضایت جنسی را نشان می دهد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که رضایت جنسی پدیده تک علتی نیست و برای درمان آن بایستی از متغیرهای فراتشخیصی (ذهنی سازی و تنظیم هیجانی) نیز استفاده کرد.
۱۳۹۳.

مقایسه اثربخشی درمان ترکیبی واقعیت مجازی و ذهن آگاهی با مداخله ذهن آگاهی کوتاه مدت بر انعطاف پذیری شناختی در افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: درمان ترکیبی واقعیت مجازی و ذهن آگاهی ذهن آگاهی کوتاه مدت انعطاف پذیری شناختی اضطراب فراگیر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۲۲
زمینه: اضطراب و نگرانی بیش از حد و مداوم که کنترل آن دشوار است و با فعالیت های روزمره تداخل دارد، ممکن است نشانه اختلال اضطراب فراگیر باشد. در سال های اخیر، تکنیک های دیجیتال، مانند واقعیت مجازی همراه با مداخلات روانشناختی سنتی تر مورد استفاده قرار گرفته اند. بنابراین به کارگیری این مداخلات به خاطر مقون به صرف بودن در کنار مداخلات سنتی یک ضرورت پژوهشی و تجربی است. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثر بخشی درمان ترکیبی واقعیت مجازی و ذهن آگاهی با مداخله ذهن آگاهی کوتاه مدت بر انعطاف پذیری شناختی در افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه افراد داری علائم اضطراب فراگیر مراجعه کننده به کلینیک مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره رکن منطقه 3، مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی بهزیستی منطقه 6 و خدمات روانشناختی و مشاوره آریاز منطقه 6 تهران در سال 1401 بودند. نمونه شامل 45 نفر از افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر بود که به شیوه هدفمند انتخاب و بصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل گمارده شدند. پیش آزمون برای هر سه گروه شرکت کننده توسط پرسشنامه های اختلال اضطراب فراگیر (اسپیتزیر و همکاران، 2006) و پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی (دنیس و فندروال، 2010) اجرا شد و گروه های آزمایش بصورت مجزا و هفتگی مداخله را طی 8 جلسه دریافت نمودند. داده ها با آزمون تحلیل تحلیل واریانس با اندازه های تکراری و با استفاده از نرم افزار SPSS-23 تحلیل شد. یافته ها: یافته ها حاکی از آن بود که در هر دوگروه آزمایش درمان ترکیبی مبتنی بر واقعیت مجازی و ذهن آگاهی و آموزش ذهن آگاهی کوتاه مدت نسبت به گروه کنترل در مرحله پس آزمون و پیگیری در انعطاف پذیری شناختی تفاوت معنی داری وجود داشت (05/0 >P). نتایج حاصل از آزمون های تعقیبی بنفرونی نشان داد که تفاوت معنی داری بین گروه های آزمایشی وجود ندارد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که درمان ترکیبی واقعیت مجازی و ذهن آگاهی با مداخله ذهن آگاهی کوتاه مدت بر افزایش انعطاف پذیری شناختی اثربخش بوده است.
۱۳۹۴.

اثربخشی پروتکل مداخله ای مبتنی بر درمان چند بعدی معنوی در کاهش نشانگان خودشیفتگی و بهبود کارکردهای شخصیت اختلال شخصیت خودشیفته: پژوهش مورد منفرد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اختلال شخصیت خودشیفته معنوی درمانی چند بعدی عملکرد شخصیت هویت معنوی مطالعه موردی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۶۵
مقدمه و اهداف: اختلال شخصیت خودشیفته الگوی فراگیر خودبزرگ بینی، نیاز به تحسین و عدم همدلی است که در اوایل بزرگسالی ایجاد می شود و در زمینه های مختلف وجود دارد. وجود ویژگی هایی چون حرمت خود متغیر و آسیب پذیر همراه با تلاش برای تنظیم آن از راه تأییدخواهی و بزرگ منشی، رفتارها و نگرش های متکبرانه و تحقیرکننده، نیاز بیش از حد به تحسین، احساس محق بودن و حساسیت زیاد به انتقاد، باعث اختلال در کارکردهای شخصیت آنها یعنی هویت، خودراهبری، همدلی و صمیمیت می شود. هدف آنها در تعامل با دیگران محافظت از حرمت خود شکننده است؛ ازاین رو کارهایی انجام می دهند که سردی و بیزاری دیگران را به دنبال خواهد داشت. اختلال شخصیت خودشیفته ماهیتی مزمن و مقاوم به درمان دارد و با ایجاد آسیب های عملکردی فردی - اجتماعی و آشفتگی ارتباط های عاطفی و خانوادگی و کیفیت نامناسب زندگی، هزینه های نامحسوسی به سیستم درمانی تحمیل می کند که برای رفع آنها دستیابی به روش های کارآمد ضروری است. با توجه به اهمیت سهم معنویت در درمان این اختلال، و ماهیت متأثر از فرهنگ آن، توجه به مسائل فرهنگی - مذهبی در درمان لازم است. مداخله های معنوی با ایجاد شناخت واقعی فرد از خود، خدا و دیگران و تبدیل خودخداپنداری به خداپنداشت باعث احساس ارزشمندی فرد و فاصله گرفتن از ویژگی های خودشیفتگی می شوند. پژوهش حاضر با هدف مطالعه اثربخشی پروتکل مداخله ای مبتنی بر درمان چندبعدی معنوی که یک شیوه مداخله مطابق با فرهنگ و توجه به بعد اصیل معنوی انسان است، بر کاهش نشانگان خودشیفتگی و بهبود کارکردهای شخصیت افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته انجام شد. روش: در این پژوهش از طرح شبه آزمایشی تک آزمودنی کلاسیک A−B−C با خط پایه چندگانه  با استفاده از آزمودنی های متفاوت و سنجش پیوسته با دوره های پیگیری استفاده شد. تعداد سه نفر از زنان مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته که در سال 1402 توسط همکاران روان درمانگر و مراکز روان درمانی ارجاع داده شده بودند، با روش نمونه گیری هدفمند براساس میارهای ورود و خروج وارد فرایند درمان شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های خودشیفتگی مرضی پینکاس (2009) (PNI) و کارکرد شخصیت جان بزرگی (1399) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل دیداری در دو سطح درون موقعیّتی و بین موقعیّتی انجام شد. در سطح درون موقعیّتی، شاخص های مرکزی میانه و میانگین طی مراحل خط پایه، مداخله و پیگیری به واسطه الگوهای ترسیم دیداری تغییر در سطح، ثبات و روند  برای هر مراجع در مورد نمرات خودشیفتگی و کارکردهای شخصیت بررسی گردید. در سطح بین موقعیّتی درصد داده های غیرهمپوش (PND) و همپوش (POD) محاسبه شد. در تحلیل نتایج از شاخص تغییر پایا، اندازه اثر یا درصد بهبودی نیز استفاده گردید. در مرحله اول، متغیرهای وابسته در چند جلسه تا رسیدن به ثبات اندازه گیری شدند. پس از ترسیم خط پایه متغیرها، روند درمان در بیست جلسه انفرادی 60-45 دقیقه ای اجرا شد و متغیرها در طول مداخله چهار بار اندازه گیری و ثبت شدند. در مرحله سوم، به منظور ثبات و پایداری اثر مداخله، هر سه مراجع در جلسات پیگیری دو هفته، یک ماهه و سه ماهه سنجش شدند. نتایج: نمرات خودشیفتگی مراجعان در مرحله مداخله و پیگیری کاهش یافت که نشان دهنده تأثیر مداخله بر نشانه های خودشیفتگی بود. شاخص درصد بهبودی کلی در پایان جلسات مداخله (50%) و پس از پیگیری (56%) و میزان شاخص تغییر پایا (بالاتر از 96/1) حاکی از آن بود که تغییر و کاهش به وجودآمده در نشانگان خودشیفتگی مراجعان از نظر آماری (در سطح 05/0) معنی دار است. درصد داده های غیرهمپوش (100%)، تأثیر بالای مداخله در کاهش نشانگان خودشیفتگی را نشان داد. در نمودار 1 تغییرات نمرات خودشیفتگی مراجعان در هر سه مرحله نشان داده شده است. نمودار 1: نمرات خودشیفتگی مراجعان در مقیاس خودشیفتگی مرضی (PNI) در مرحله خط پایه، مداخله و پیگیری در مرحله مداخله کارکردهای شخصیت در هر سه مراجع به جز صمیمیت در مراجع سوم بهبود یافت و نوع روند از خط پایه به مداخله منفی و کاهشی شد. درصد بهبودی کلی در پایان جلسات مداخله (6/50%) و پس از پیگیری (5/54%) نشان دهنده تأثیر مداخله بر کارکردهای شخصیت مراجعان بود. شاخص تغییر پایا بالاتر از 96/1 ، گویای این بود که تغییر و بهبودی به وجودآمده در روند و کارکردهای شخصیت مراجعان از نظر آماری (در سطح 05/0) معنادار است. تغییر کارکردهای شخصیت مراجعان در هر سه مرحله در نمودار 2 نشان داده شده است. درصد داده های غیرهمپوش، نشان دهنده اثربخشی بالای جلسات مداخله بر هویت و همدلی مراجع اول (100%) و اثربخشی متوسط آن بر خودراهبری و صمیمیت او (50%)، اثربخشی بالا بر همه کارکردهای شخصیت مراجع دوم (خودراهبری 75% و بقیه 100%)، و هویت، خودراهبری و همدلی (100%) مراجع سوم بود. نمودار 2: نمرات کارکردهای شخصیت مراجعان در پرسشنامه کارکرد شخصیت جان بزرگی در مرحله خط پایه، مداخله و پیگیری بحث و نتیجه گیری: نتایج مداخله نشان داد که مداخله مبتنی بر درمان چندبعدی معنوی، بر کاهش نشانگان خودشیفتگی و بهبود کارکردهای شخصیت افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته اثربخش بود. در این مداخله، مقابله با نیروهای ضد عقل و رفع موانع کنش وری آن، زمینه برای فاصله گرفتن از نشانگان خودشیفتگی فراهم شد. دریافت تعریفی از خداوند به عنوان حقیقت ازلی و ابدی جهان و خود به عنوان موجودی وابسته به او، سبب شکل گیری هویت معنوی در مراجعان شد که بقیه روابط و اعمال آن ها را منسجم کرد و توانستند از بی ثباتی هویت به انسجام هویت دست یابند. انسجام هویت باعث آرامش، مسئولیت پذیری و هدفمندی شد و زمینه را برای خودراهبری فراهم کرد. هشیاری به ربوبیت، با ایجاد احساس وجود یک تکیه گاه قابل اعتماد و حمایتگر، نیاز افراطی به جلب توجه و حمایت دیگران را تعدیل کرد. بهبود کارکردهای همدلی و صمیمیت را می توان به سازمان یابی هویت معنوی و ادراک واقعی دیگران (دیگری پنداشت) و درک نقاط مشترک مربوط دانست که احساس برتری را به احساس تساوی و اشتراک، تبدیل و همدلی را تقویت کرد. توجه به غایت زندگی، معناداری زندگی را پررنگ نمود و فرد به جای پرداختن به خیال پردازی های غیرواقع بینانه یا نشخوارهای فکری، توانست به زندگی واقعی فعلی بپردازد. با توجه به نتایج بدست آمده، می توان گفت روش مداخله معنوی در کاهش نشانگان خودشیفتگی و بهبود کارکردهای شخصیت افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته از کارآمدی و اثربخشی لازم برخوردار است؛ درنتیجه می توان از مداخله معنوی برای مهار نشانگان خودشیفتگی استفاده کرد.
۱۳۹۵.

طرح زوج درمانی مبتنی بر الگوی خودنظم دهی با رویکرد اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: درمانی خودنظم دهی عقل رویکرد اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۱۰
مقدمه: خودنظم دهی به نحوه اِعمال کنترل بر پاسخ های خود در جهت تعقیب اهداف و برآورده ساختن معیارها اشاره دارد. در نظریه شناختی اجتماعی بندورا (1991)، خودنظم دهی از طریق سه خرده کنش اصلی عمل می کند؛ این کنش ها عبارت اند از: خودنظارت گری بر رفتار فرد، عوامل مؤثر و نتایج آن؛ خودقضاوتی در مورد نسبت رفتارهای خود با معیارهای شخصی و شرایط محیطی و خودواکنشی عاطفی. کارور و شیر (2004) فرایند خودنظم دهی را در قالب نظریه کنترل سایبرنتیک به جامعه روان شناسی ارائه کردند. در قلمرو روان شناسی دین، محققان تلاش کرده اند که خودنظم دهی دینی را با بررسی تأثیرات دین بر فرایندهای خودنظم دهی نشان دهند. بررسی منابع اسلامی در قلمرو «تنظیم رفتار» نشان می دهد که منبع محوریِ فرایند تنظیم رفتار «عقل» است. پژوهش جهانگیرزاده و همکاران (1399) نشان داد که عقل دارای بیست مؤلفه است که در چهار ساحت شناختی، انگیزشی، هیجانی و اجرایی قابل سازمان دهی است. تبیین آسیب های روانی براساس مشکلات خودنظم دهی و تنظیم مداخلات درمانی بنابر صلاحیت های خودنظم دهی، محور پژوهش های مختلف بوده است. در همین راستا زوج درمانی مبتنی بر خودنظم دهی نخستین بار توسط هالفورد، ساندرز و بهرنس (2004) برای کمک به بهبود رابطه زوجین مطرح شد. با توجه به اهمیت سازه خودنظم دهی در تحقیقات روان شناختی دهه های اخیر، تأثیر دینداری بر فرایند خودنظم دهی و ورود سازه خودنظم دهی در حیطه مداخلات بالینی، محقق درصدد برآمده است براساس الگوی خودنظم دهی مبتنی بر روابط میان مؤلفه های عقل در منابع اسلامی و با الهام از مدل زوج درمانی هالفورد، یک برنامه زوج درمانی را با هدف تأثیر بر شاخص های کیفیت رابطه زناشویی طراحی کند. روش: در این تحقیق از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. تحلیل محتوا دربرگیرنده تحلیل درون مایه یک متن حاوی باورها، دیدگاه ها و احساسات گوینده آن می باشد و کمک می کند تا مفاهیم، اصول، نگرش ها و کلیه عناصر مطرح شده در چارچوب آن متن بررسی شود. جامعه پژوهش حاضر شامل مفاد آیات و روایات در منابع معتبر دینی براساس طبقه بندی طباطبایی (1393) می باشد. نمونه پژوهش شامل روایاتی است که درباره مفهوم «عقل» به فرایندهای خودنظم دهی اشاره دارد که به صورت هدفمند انتخاب شده اند. پس از غربال روایات تکراری و مشابه، روابط میان مؤلفه ها از راه فرایند کدگذاری و در قالب مدل خودنظم دهی استخراج شد. سپس در چارچوب این مدل و با الهام از ساختار زوج درمانی مبتنی بر خودنظم دهی (هالفورد، 1994)، طرح «زوج درمانی مبتنی بر خودنظم دهی با رویکرد اسلامی» برای ارتقای فرایندهای سازگارانه و افزایش رضایت زناشویی تدوین گردید. درنهایت روایی طرح زوج درمانی در محورهای ساختار، اهداف و تکنیک ها از سوی پنج کارشناس دارای تحصیلات عالیه در روان شناسی و علوم حوزوی ارزیابی و براساس شاخص های CVI و CVR مورد تأیید قرار گرفت. یافته های پژوهش: یافته های پژوهش نشان می دهد الگوی خودنظم دهی اسلامی دربردارنده شش روند پویای مواجهه با موقعیت، تحلیل موقعیت با تمرکز بر نقش خود بر مبنای باورها و ارزش های اسلامی، فعال سازی انگیزش های فطری متعالی، انگیختگی عاطفی، تدبیر عملی، هدایت توجه، صورت بندی عمل، و ارزیابی پسینی است. در این رویکرد، نخست، اطلاعات کافی از وضعیت خانواده جمع آوری می شود. سپس، وضعیت موجود براساس نقش خود در موقعیت مورد وارسی قرار می گیرد. این وضعیت با حقایق اساسی و معیارهای اخلاقی در اندیشه اسلامی سنجیده می شود. در ادامه، وضعیت های مطلوب خود تعریف شده و هدف گذاری معطوف به خود براساس وضعیت ایده آل در دو سطح عمل و قصد صورت می پذیرد؛ برای مثال، در سطح قصد، وضعیت ایده آل توجه به خواست الهی و رستگاری نهایی و اقتضای عملکرد اخلاقی؛ در نقطه مقابل توجه به خواسته نفس و نتایج دنیوی قرار دارد. سپس طرح های عملی خودتغییری برای تحقق وضعیت، با استفاده از سازوکارهای رایج در روندرمانی های مبتنی بر خودنظم دهی  یا روش های مطرح شده در آموزه های دینی طراحی می شود. درگیرکردن هوشیاری با امور معنوی، تصویرپردازی های دینی، مطالعه متون مقدس و اخلاقی، تعدیل شناختی از راه تفسیرهای دینی، نمونه ای از روش هایی است که می تواند فرایند خودنظم دهی را براساس آموزه های دینی غنا بخشد. در آخرین مرحله، تأثیر روش های خودتغییری ارزیابی می شود. این ارزیابی می تواند به تغییراتی در نحوه فعال سازی الگوهای رفتاری، طرح های اجرایی و حتی اهداف تعیین شده بینجامد. در نهایت، روایی ساختار، اهداف و تکنیک های درمانی از سوی کارشناسان ارزیابی و براساس شاخص های CVI و CVR تأیید شد. بحث و نتیجه گیری: شباهت های مدل فرایند سایبرنتیک خودنظم دهی (کارور و شیر، 2011) و مدل فرایندی تنظیم هیجان (گراس و تامپسون، 2007) با الگوی خودنظم دهی در منابع اسلامی را می توان در موارد زیر خلاصه کرد: تأکید بر بعد عقلانی انسان؛ تأکید بر نقش خودآگاهی و خودنظارتی؛ تأکید بر نقش اهداف و ارزش ها در فرایند تنظیم؛ تأکید بر فرایندهای پیشاعمل یا «فرایندهای تدبیری»؛ تأکید بر فرایندهای پساعمل یا «تجربه اندوزی». ویژگی های الگوی اسلامی را نیز می توان در موارد زیر خلاصه کرد:  ورود باورها و انگیزش های متعالی در هدایت فرایند خودنظم دهی؛ گسترش مفهوم عقلانیت به عقلانیت دینی؛  هدایت فرایند تفکر به کاستی های انسان در مسیر سعادت؛ ورود مفاهیم دینی خاص به فرایند خودتنظیمی، همچون تسلط بر نفس، مخالفت با هواهای نفسانی و قصد قربت. هدف کلی درمان در رویکرد اسلامی، تنظیم فرایندهای روانی براساس معیارهای دینی است؛ اهداف جزئی درمان نیز گسترش تفکر منطقی، خداباورانه، معادباورانه و فضیلت اندیش؛ اعتلای انگیزش های معنوی و اخلاقی؛ تحول احساسات ابتدائی و انفعالی به احساسات متعالی و ارتقای توان خودنظم دهی و مهارت های اجرایی در روابط همسران می باشد. برنامه زوج درمانی مبتنی بر رویکرداسلامی با حفظ ساختار زوج درمانی خودنظم دهی (هالفورد، 2004)، فرایندهای شناختی اجرایی را در راستای ارزش های مبتنی بر آموزه های اسلامی هدایت می کند و در این راستا از تکنیک های برآمده از متون دینی نیز استفاده می نماید. این الگوی زوج درمانی با برجسته ساختن جایگاه خودتغییری، مسئولیت شخصی و آزادی عمل افراد در تنظیم کنش های روانی و نیز افزودن عناصر معنوی و اخلاقی در سطح ملاک های ارزیابی، هدف گذاری و تکنیک های مداخله، به درمان های وجودگرا یا معنوی از نوع دینی آن نزدیک می شود. تقدیر و تشکر: از جناب آقای دکتر فتحی آشتیانی و سرکار خانم دکتر فرشته موتابی که در تدوین مبانی نظری و تنظیم طرح مداخله، نویسنده را یاری کردند، سپاسگزارم. تعارض منافع: بدین وسیله اعلام می گردد که در رابطه با مقاله ارائه شده به طورکامل از قواعد اخلاق نشر تبعیت کرده و از هرگونه سرقت ادبی، سوءرفتار، جعل داده ها و ارسال و انتشار دوگانه پرهیز نموده ام و منافعی تجاری در این راستا وجود ندارد و در قبال ارائه اثر خود وجهی دریافت ننموده ام.
۱۳۹۶.

اثر انتظار کارآمدی و ارزش پاداش بر اعمال کنترل شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ارزش مورد انتظار کنترل انگیزش پاداش کارآمدی کنترل شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۹۰
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش مؤلفه های انگیزشی (انتظار کارآمدی و ارزش پاداش) و پیش بینی های رفتاری مدل ارزش مورد انتظار کنترل (EVC) در جمعیت بهنجار ایرانی بود. روش: روش پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با طرح درون گروهی بود. گروه نمونه (۳۱ نفر) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. شرکت کنندگان در مصاحبه بالینی ساختاریافته SCID-۵-RV شرکت کردند و پرسش نامه های سلامت عمومی ۱۲ گویه ای (GHQ-۱۲) و آزمون کوررنگی ایشی هارا را تکمیل کردند. همچنین، آزمایه رایانه ای رنگ-واژه استروپ همراه با نشانه های پاداش را اجرا کردند. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر نشان داد که اثرات اصلی و مستقیم کارآمدی و پاداش و همچنین اثر تعاملی کارآمدی× پاداش برای زمان واکنش در آزمایه رنگ- واژه استروپ با اندازه اثر بالا معنادار بود. همچنین یافته ها نشان داد که اثر مستقیم کارآمدی برای درصد پاسخ های صحیح در آزمایه رنگ-واژه استروپ با اندازه های اثر بالا معنادار بود. اما اثر اصلی پاداش و اثر تعاملی کارآمدی × پاداش برای درصد پاسخ های صحیح معنادار نبود. نتیجه گیری: به طور کلی، یافته های پژوهش حاضر پیشنهاد می دهد که کارآمدی و میزان پاداش به طور مجزا و مشترک می تواند تخصیص کنترل شناختی را ارتقاء دهد. این یافته ها در پرتو محدودیت ها، پژوهش های پیشین و نظریه ها مورد بحث قرار گرفته است.
۱۳۹۷.

روابط ساختاری قلدری سایبری با رفتارهای پرخطر در نوجوانان با نقش میانجی نشخوار خشم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رفتارهای پرخطر قلدری سایبری نشخوار خشم نوجوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۹۷
مقدمه: نوجوانی مرحله رشدی منحصر به فردی است که در طی آن چالش های سلامت روان و اختلالات روان شناختی بسیاری آشکار می شوند. پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط ساختاری قلدری سایبری با رفتارهای پرخطر در نوجوانان با نقش میانجی نشخوار خشم انجام شد. روش: جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان مدارس متوسطه اول و دوم شهر بوشهر بودند که در بازه زمانی دی الی اسفند ماه سال تحصیلی 1404-1403 بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند، و از بین لیست مدارس مقاطع متوسطه اول و دوم منطقه یک شهرستان بوشهر تعداد 4 مدرسه برگزیده و از هر کدام 2 کلاس به صورت تصادفی انتخاب گردید. ابزار مورد استفاده پرسش نامه های قلدری سایبری (CBVEQ)، پرسش نامه رفتار پرخطر، تکانشی و خود مخرب (RISQ)، و مقیاس نشخوار خشم (ARS)، بوده است. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزار آماری SmartPLS 4 و SPSS-27 استفاده شد. یافته: نتایج نشان داد که قلدری سایبری اثر مستقیم معنادار بر نشخوار خشم (0/36) و رفتارهای پرخطر (0/44) داشت. همچنین، نشخوار خشم اثر مستقیم مثبت و معناداری بر رفتارهای پرخطر (0/47) داشت. به علاوه، اثر غیرمستقیم قلدری سایبری بر رفتارهای پرخطر از طریق متغیر میانجی نشخوار خشم معنادار بود (0/17).  نتیجه گیری: به طور کلی، مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است؛ بنابراین، شناسایی و مداخله در عوامل روان شناختی میانجی گر مانند نشخوار خشم در طراحی برنامه های پیشگیری جهت کاهش رفتارهای پرخطر اهمیت فراوانی دارد.
۱۳۹۸.

نقش میانجی حساسیت به طرد بین فردی در رابطه ی میان طرحواره های ناسازگار اولیه حوزه بریدگی و طرد و اختلال افسردگی با ویژگی های آتیپیک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اختلال افسردگی با ویژگی های آتیپیک حساسیت به طرد بین فردی طرحواره های ناسازگار اولیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۴
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی اختلال افسردگی با ویژگی های آتیپیک بر اساس نقش طرحواره های ناسازگار اولیه حوزه بریدگی و طرد و با میانجی گری حساسیت به طرد بین فردی انجام شد. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان 18 تا 30 ساله با تابعیت ایرانی در نیمه نخست سال 1403 بود که از میان آنها 400 نفر نمونه، به شیوه داوطلبانه انتخاب شد. داده های پژوهش به وسیله پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه-فرم کوتاه یانگ (1994)، پرسشنامه حساسیت به طرد داونی و فلدمن (1996) و چک لیست نشانه های افسردگی باقرزنجانی (1395) جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد مدل پیش بینی اختلال افسردگی با ویژگی های آتیپیک بر اساس طرحواره های ناسازگار اولیه حوزه بریدگی و طرد با میانجی گری حساسیت به طرد بین فردی برازش مناسبی دارد. همچنین تأثیر مستقیم حساسیت به طرد بین فردی و تأثیر غیرمستقیم طرحواره های ناسازگار اولیه حوزه بریدگی و طرد از طریق حساسیت به طرد بین فردی بر اختلال افسردگی با ویژگی های آتیپیک تأیید شد. منطبق با یافته های این پژوهش، طرحواره های ناسازگار اولیه حوزه بریدگی و طرد و حساسیت به طرد بین فردی، احتمالاً می توانند از عوامل مؤثر در بروز اختلال افسردگی با ویژگی های آتیپیک باشد. لذا، توجه به این عوامل می تواند راهنمایی برای متخصصان، جهت برنامه ریزی های اختصاصی برای درمان این اختلال باشد.
۱۳۹۹.

مدل علّی اشتیاق تحصیلی دانش آموزان: نقش انسجام کلاسی با نقش واسطه ای رضایت تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اشتیاق تحصیلی انسجام کلاسی رضایت تحصیلی مدل یابی معادلات ساختاری دانش آموزان ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۶
هدف از پژوهش حاضر، تدوین یک مدل علّی برای اشتیاق تحصیلی دانش آموزان بر اساس انسجام کلاسی، با نقش واسطه ای رضایت تحصیلی بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مقطع ابتدایی استان خراسان جنوبی بود. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، نمونه ای متشکل از ۳۵۰ دانش آموز از شهرستان درمیان انتخاب شد. داده ها از طریق پرسشنامه انسجام کلاسی، مقیاس رضایت تحصیلی و مقیاس اشتیاق تحصیلی گردآوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری از طریق نرم افزارهای SPSS.27 و AMOS.24 انجام گرفت. یافته ها نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. نتایج بیانگر آن بود که انسجام کلاسی تأثیر مستقیم و معناداری بر اشتیاق تحصیلی دارد. علاوه بر این، رضایت تحصیلی نقش واسطه ای معناداری در رابطه بین انسجام کلاسی و اشتیاق تحصیلی ایفا کرد. این یافته ها بر اهمیت ایجاد محیط های کلاسی منسجم و حمایتی در جهت افزایش اشتیاق و رضایت تحصیلی دانش آموزان تأکید دارند.
۱۴۰۰.

آیا همه گیری فرسودگی شغلی یک افسانه آکادمیک است؟ مروری سیستماتیک بر ابزارهای تخمین شیوع و ارزیابی فرسودگی شغلی و معرفی ابزارهای جدید(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ابزار ارزیابی فرسودگی شغلی مرور سیستماتیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۵
علی رغم زمان سپری شده از زمان معرفی و چارچوب بندی نشانگان فرسودگی شغلی و حجم عظیمی از پژوهش های انجام شده، تعریف و اندازه گیری آن هنوز بحث برانگیز است. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی و مقایسه ویژگی های روانسنجی ده ابزار فرسودگی شغلی بود. یک جست وجوی سیستماتیک برای یافتن مطالعاتی با هدف تدوین و انتشار یک پرسشنامه فرسودگی شغلی، در پایگاه PsycINFO ، science Direct ، Scopus ، Medline ، PubMed ، Embase ، Cochrane ، Google Scholar ، Web of Science و Ovid databases انجام شد. استراتژی های جست وجو منجر به 1202 مطالعه واجد شرایط احتمالی شد. عناوین و چکیده این مطالعات غربالگری شدند که منجر به 11 مطالعه احتمالی برای ورود شدند. سپس انواع روایی و پایایی هریک از ابزارها در نسخه اصلی تدوین شده توسط مولفان ارزیابی شد. به علاوه حساسیت یا نقطه برش تشخیص بیمار از غیر بیمار و سازگاری بین مفهوم سازی و اندازه گیری فرسودگی شغلی در هر ابزار بررسی شد. نتایج نشان داد BAT کامل ترین ویژگی های روانسنجی را دارد و AVEM و CBI و در رتبه های بعدی قرار می گیرند. همچنین بین مفهوم سازی و اندازه گیری فرسودگی شغلی در BAT سازگاری وجود دارد و دارای نقطه برش تشخیص فرسوده از غیر فرسوده است. ابزار رایج و معروف فرسودگی شغلی مسلش ( MBI ) علاوه بر نداشتن نقطه برش و نداشتن ویژگی های روانسنجی کافی، دارای اشکالات جدی است. پژوهش حاضر نشان داد پژوهشگران آتی بایستی از ابزارهایی با ویژگی های روان سنجی معتبرتر برای ارزیابی و شیوع شناسی فرسودگی شغلی استفاده کنند تا بتوانند به نتایج واقعی و کاربردی برای پژوهش و برنامه ریزی مداخلات فرسودگی شغلی دست یابند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان