مقالات
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تدوین برنامه مبتنی بر آموزش مدیریت هدف و بررسی امکان سنجی آن بر بهبود کارکردهای اجرایی کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی بود. در مرحله اول برنامه ی آموزش مدیریت هدف تدوین و سپس روایی محتوایی آن با استفاده از نظرات 10 متخصص حوزه روانشناسی تأیید شد. در مرحله دوم، روش پژوهشی نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کودکان 8 تا 13 سال با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی بود که در سال 1403 به کلینیک روانشناسی در شهر تهران مراجعه کرده بودند. براساس ملاکهای ورود و خروج 26 کودک واجد شرایط به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (14 نفر) و کنترل (12 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش، برنامه را به صورت گروهی (طی 8 جلسه 60 دقیقه ای) دریافت کردند. ابزار پژوهش پرسشنامه رتبه بندی عملکرد رفتاری کارکردهای اجرایی (BRIEF، جیویا و همکاران، 2000) بود که توسط والدین تکمیل شد. یافته های حاصل از ارزیابی محتوای برنامه توسط خبرگان نشان داد، برنامه از روایی محتوایی مطلوب (95/0) برخوردار است. هم چنین یافته های حاصل از تحلیل کواریانس چند متغیره نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون کارکردهای اجرایی، کنترل مهاری، نظارت، برنامه ریزی و حافظه کاری تفاوت معناداری در سطح (05/0 p<) وجود داشت. از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که برنامه مبتنی بر آموزش مدیریت هدف بر کارکردهای اجرایی اثربخش و باعث بهبود کارکردهای اجرایی در کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی می شود.
ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی پرسشنامه علاقه موقعیتی در دانش آموزان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف اعتباریابی نسخه فارسی پرسشنامه علاقه موقعیتی (ISIQ) انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی از نوع اعتباریابی بود. در این مطالعه ۳۱۰ نفر از دانش آموزان پایه ششم و هفتم شهر بیرجند در سال تحصیلی ۱۴۰3-۱۴۰4 به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای مشارکت داشتند. در این مطالعه، پرسشنامه بین المللی علاقه موقعیتی (ISIQ، پوتوین و همکاران، ۲۰۲۳) و مقیاس درگیری تحصیلی (AES، ریو، ۲۰۱۳) اجرا شدند. با توجه به نتایج تحلیل عاملی تأییدی، ساختار چهار عاملی پیشنهادی برای نسخه نهایی ۱۷ گویه ای از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتایج روایی از طریق همبستگی مثبت و معنادار با سازه درگیری تحصیلی، روایی همگرا مطلوبی را برای ابزار نشان داد (P<0.01). یافته ها بیانگر این بود که پرسشنامه علاقه موقعیتی از همسانی درونی مطلوب به روش آلفای کرونباخ 90/0 برخوردار است. با توجه به روایی و پایایی مطلوب آن در دانش آموزان ایرانی، پیشنهاد می شود که جهت سنجش علاقه موقعیتی در دانش آموزان ایرانی از این مقیاس استفاده گردد.
ساخت و اعتباریابی پرسشنامه سرسختی زناشویی (MHQ)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف ساخت و اعتباریابی پرسشنامه سرسختی زناشویی (MHQ) انجام شد. این پژوهش توصیفی پیمایشی بود. این پژوهش در جامعه آماری زنان متاهل شهر بندرعباس در سال 1403 انجام شد. در این پژوهش 300 نفر به روش نمونه گیری دردستری در یک نظرسنجی آنلاین مشارکت داشتند و به سوالات پرسشنامه ها پاسخ دادند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه سرسختی زناشویی (MHQ) محقق ساخته، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس-21 (DASS-21؛ لاویبوند و لاویبوند، 1995) و مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (CD-RISC؛ کانر و دیویدسون، 2003) استفاده شد. روایی به روش های صوری، محتوایی، ملاکی و سازه با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی و پایایی به روش همسانی دورنی با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ انجام شد. یافته ها نشان داد که پرسشنامه سرسختی زناشویی بر اساس نظر 7 نفر از متخصصان روانشناسی و مشاوره از روایی صوری و محتوایی مطلوب برخوردار بود. همچنین نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که پرسشنامه سرسختی زناشویی به صورت سه عاملی از برازش مطلوب برخوردار بود. علاوه بر این نتایج روایی ملاکی نشان داد که پرسشنامه سرسختی زناشویی با تاب آوری رابطه مثبت و با پریشانی روانشناختی (افسردگی، اضطراب و استرس) رابطه منفی و معنادار داشت (05/0>P). پایایی به روش همسانی درونی با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه 91/0 محاسبه شد. در مجموع می توان نتیجه گرفت که پرسشنامه سرسختی زناشویی در نمونه ایرانی از روایی و پایایی مطلوب برخوردار است.
شناسایی راهبردهای مقابله ای سازگارانه و ناسازگارانه در نوجوانان خودآسیب رسان: یک پژوهش پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی راهبردهای مقابله ای سازگارانه و ناسازگارانه در نوجوانان خودآسیب رسان انجام شد. پژوهش کیفی حاضر از نوع پدیدارشناسی بود. مشارکت کنندگان این پژوهش، شامل نوجوانان خودآسیب رسان شهر تهران در سال 1403 بودند که به مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی مراجعه داشتند. جهت اجرای مطالعه پدیدارشناسی، 20 نفر از نوجوانان بر اساس معیار اشباع نظری به روش هدف مند انتخاب شدند و در این پژوهش مشارکت نمودند. جمع آوری اطلاعات با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. مصاحبه ها به روش تحلیل مضمون (براون و کلارک، 2006)، در سه دسته مضامین فرعی، اصلی و هسته ای تلخیص و طبقه بندی شدند. یافته ها نشان داد فراوانی رفتارهای خودآسیب رسانِ خودجرحی در دختران نسبت به پسران بیشتر بود؛ در مقابل سوءمصرف سیگار، مواد مخدّر و الکل در پسران فراوانی بیشتری داشت. نتایج تحلیل مصاحبه ها در دو مضمون هسته ای راهبردهای مقابله ای سازگارانه و راهبردهای مقابله ای ناسازگارانه طبقه بندی شدند؛ مضمون هسته ای اول (راهبردهای مقابله ای سازگارانه) شامل 9 مضمون اصلی و 36 مضمون فرعی بود؛ همچنین مضمون هسته ای دوم (راهبردهای مقابله ای ناسازگارانه) شامل 6 مضمون اصلی و 19 مضمون فرعی بود. از مجموع یافته ها می توان نتیجه گرفت راهبردهای مقابله ای در نوجوانان خودآسیب رسان شامل مجموعه ای از راهبردهای سازگارانه و ناسازگارانه است که می بایست مداخلات روان شناختی مناسب برای آنان ارائه گردد.
اثربخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر ناگویی هیجانی و حمایت اجتماعی زنان سرپرست خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر ناگویی هیجانی و حمایت اجتماعی زنان سرپرست خانواده بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل زنان سرپرست خانواده عضو خیریه محبان الرضا شهر مشهد در سال 1403 بود. تعداد نمونه مورد پژوهش 30 نفر بودند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگذاری شدند. گروه آزمایش 8 جلسه ی 90 دقیقه ای آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی را به صورت هر هفته 1 جلسه دریافت کردند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه ناگویی هیجانی تورنتو (TAS-20، تیلور و همکاران، 1985) و پرسشنامه حمایت اجتماعی فیلیپس (SS-A، واکس و همکاران، 1986) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره انجام شد. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون ناگویی هیجانی و حمایت اجتماعی زنان سرپرست خانواده در دو گروه تفاوت معناداری در سطح 01/0 درصد وجود داشت. با توجه به این نتایج می توان بیان کرد که آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی تاثیر معناداری بر کاهش ناگویی هیجانی و بهبود حمایت اجتماعی زنان سرپرست خانوار داشت.
پیش بینی پرخوری عصبی در دانش آموزان دختر بر اساس تنظیم هیجان و ذهن آگاهی سرشتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی پرخوری عصبی در نوجوانان دختر بر اساس تنظیم هیجان و ذهن آگاهی سرشتی انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دختر، سنین 17-15 ساله شهرستان هشترود، در سال تحصیلی 1402-1401 بود. به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای نمونه ای به تعداد 220 نفر انتخاب و پرسشنامه را تکمیل کردند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه سنجش ذهن آگاهی کودکان و نوجوانان (CAMM، گرکو و همکاران، 2011)، مقیاس پرخوری (BES، گورمالی و همکاران، 1982) و پرسشنامه تنظیم هیجان (ERQ، گراس و جان، 2003) بودند. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین ارزیابی مجدد و ذهن آگاهی سرشتی رابطه منفی معنادار و بین سرکوبی رابطه مثبت معنادار با پرخوری عصبی در دانش آموزان دختر وجود دارد (01/۰p‹). از سویی دیگر تنظیم هیجان و ذهن آگاهی سرشتی در مجموع قادر به پیش بینی متغیر ملاک بودند و توانستند که 23 درصد از تغییرات پرخوری عصبی در دانش آموزان دختر را تبیین کنند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که توانایی تنظیم هیجانات و میزان ذهن آگاهی سرشتی، نقش تعیین کننده ای در بروز پرخوری عصبی در دانش آموزان دختر دارند. همچنین این نتایج بر ضرورت توجه به متغیرهای روانی-اجتماعی برای ارتقای سلامت روان این گروه سنی تأکید داشته و لزوم گنجاندن راهکارهای تقویت این عوامل در برنامه های مراقبتی و حمایتی را آشکار می سازد.
مقایسه فشار روانی، صفات شخصیت و الکسی تایمیا در افراد مبتلا به بیماری التهاب روده و افراد سالم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مقایسه فشار روانی، صفات شخصیت و الکسی تایمیا در افراد مبتلا به بیماری التهاب روده و افراد سالم بود. روش پژوهش علی_مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه افراد مبتلا به بیماری التهاب روده بود که به فاصله زمانی6 ماه به پژوهشکده گوارش و کبد بیمارستان شریعتی مراجعه کرده بودند و جامعه غیر مبتلا شامل افرادی بودند که با توجه به متغیرهای سن، جنس و وضعیت تاهل با گروه مبتلایان همتا شدند. از میان آ ن ها تعداد 160 نفر ( 80 نفر مبتلا به بیماری التهاب روده و 80 نفر سالم) از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه 16 عاملی شخصیت (SPFQ، 1949)، پرسشنامه س نجش فش ار روان ی ک ودرون (CPSQ، 2009) و مقیاس نارسایی هیجانی تورنتو (TAS، 1994) بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد بین افراد مبتلا به بیماری التهاب روده و افراد سالم از لحاظ میزان تنش عصبی، الکسی تایمیا و فشار روانی تفاوت معناداری وجود داشت (001/0>P) و افراد مبتلا به بیماری التهاب روده در مقایسه با افراد سالم میزان تنش عصبی، الکسی تایمیا و فشار روانی بالاتری داشتند.
اثربخشی گروه درمانی متمرکز بر هیجان بر تحمل پریشانی و شایستگی اجتماعی دانش آموزان پسر دارای مشکلات رفتاری برونی سازی شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی گروه درمانی متمرکز بر هیجان بر تحمل پریشانی و شایستگی اجتماعی دانش آموزان پسر دارای مشکلات رفتاری برونی سازی شده انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان پسر دوره اول متوسطه در سال تحصیلی ۱۴۰4-۱۴۰3 در شهر خرم آباد بود که از بین آنها تعداد نمونه 30 نفر که در فرم گزارش معلم از پرسشنامه رفتاری کودکان و نوجوانان (TRF، آخنباخ و رسکورلا، 2001) نمره بالایی را کسب کردند، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه 15 نفری (گروه آزمایش و کنترل) جای گذاری شدند. ابتدا هر دوگروه به وسیله ابزار پرسشنامه های تحمل پریشانی (DTS، سیمونز و گاهر، 2005) و شایستگی اجتماعی ادراک شده (PSCS، آندرسون-بوچر، 2008) مورد سنجش قرار گرفتند و سپس گروه آزمایش در ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای تحت درمان متمرکز بر هیجان قرار گرفت. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس چند متغیری داده ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون تحمل پریشانی و شایستگی اجتماعی در دو گروه تفاوت معناداری در سطح 001/0 وجود داشت. لذا می توان نتیجه گرفت که گروه درمانی متمرکز بر هیجان بر تحمل پریشانی و شایستگی اجتماعی دانش آموزان پسر دارای مشکلات رفتاری برونی سازی شده موثر بوده است.
نقش میانجی انعطاف پذیری شناختی در رابطه بین ذهن آگاهی و اضطراب کووید-19 با بهزیستی روان شناختی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی انعطاف پذیری شناختی در رابطه بین ذهن آگاهی و اضطراب کووید-19 با بهزیستی روان شناختی در دانشجویان انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال در سال 1401-1402 تشکیل دادند که از بین آنها 340 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه بهزیستی روان شناختی (PWS؛ ریف، 2002)، پرسشنامه پنج وجهی ذهن آگاهی (FFMQ؛ بائر و همکاران، 2006)، پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی (CFI؛ دنیس و واندروال؛ 2010)، و پرسشنامه اضطراب کرونا (CDAS؛ علی پور و همکاران، 1398) بود. از تحلیل معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهاد شده از برازش مطلوبی برخوردار است. همچنین نتایج نشان داد اضطراب کووید-19 بر انعطاف پذیری شناختی و بهزیستی روان شناختی اثر مستقیم و معنادار داشت؛ همچنین ذهن آگاهی بر انعطاف پذیری شناختی و بهزیستی روانشناختی اثر مستقیم و معنادار داشت. انعطاف پذیری شناختی نیز بر بهزیستی روان شناختی اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که انعطاف پذیری شناختی بین اضطراب کووید-19و بهزیستی روان شناختی و نیز بین ذهن آگاهی و بهزیستی روان شناختی نقش میانجی داشت (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که ذهن آگاهی و اضطراب کووید-19 به صورت مستقیم و با میانجی گری انعطاف پذیری شناختی بر بهزیستی روان شناختی در دانشجویان اثرگذار است.
رابطه خود خاموشی و سوگیری تفسیری با ایده پردازی خودکشی در زنان متأهل با نشانگان افسردگی: نقش میانجی پریشانی روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تعیین نقش میانجی پریشانی روان شناختی در رابطه بین خود خاموشی و سوگیری تفسیری با ایده پردازی خودکشی در میان زنان متأهل با نشانگان افسردگی بود. روش پژوهش توصیفی همبستگی و از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری پژوهش متشکل از زنان متأهل ۱۸ تا ۵۰ ساله ی شهرستان میاندوآب با نشانگان افسردگی در سال 1403 بودند. 350 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس مورد بررسی قرار گرفتند و به پرسشنامه افکار خودکشی (BSSI؛ بک و همکاران، 1979)، سیاهه افسردگی (BDI-II؛ بک، 1961)، مقیاس خود خاموشی (STSS؛ جک و دیل، 1992)، پرسشنامه سوگیری تفسیری (AST-D؛ برنا و همکاران، 2011) و پرسشنامه پریشانی روان شناختی (KPDS؛ کسلر، 2002) پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل مسیر انجام شد. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی پژوهش از برازش مطلوب برخوردار بود. همچنین یافته ها نشان داد خود خاموشی، سوگیری تفسیری و پریشانی روان شناختی اثر مستقیم مثبتی بر ایده پردازی خودکشی داشتند (01/0> p). خود خاموشی و سوگیری تفسیری اثر مستقیم مثبتی بر پریشانی روان شناختی داشتند (01/0> p). هم چنین نتایج آزمون بوت استراپ نشان داد پریشانی روان شناختی بین خود خاموشی و سوگیری تفسیری با ایده پردازی خودکشی به طور مثبت و معنادار (01/0> p) نقش میانجی داشت. این نتایج نشان می دهد که خود خاموشی و سوگیری تفسیری با توجه به نقش مهم پریشانی روان شناختی می توانند تبیین کننده ی ایده پردازی خودکشی در زنان دارای نشانگان افسردگی باشند و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر در برنامه های کاهش خودکشی ضروری است.
پیش بینی اضطراب اجتماعی براساس سیستم های مغزی-رفتاری و ناگویی هیجانی در نوجوانان دارای افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی اضطراب اجتماعی براساس سیستم های مغزی-رفتاری و ناگویی هیجانی در نوجوانان دارای افسردگی بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان دارای افسردگی شهر تهران در سال 1403 تشکیل دادند. تعداد افراد نمونه 384 نفر بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده، پرسشنامه های اضطراب اجتماعی (SPIN) کانور و همکاران (۲۰۰۰)، سیستم های بازداری و فعال سازی رفتاری (BIS/BAS) کارور و وایت (۱۹۹۴) و مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو-20 (TAS-20) باگبی و همکاران (1997) بود. روش تحلیل این پژوهش، تحلیل رگرسیون بود. یافته ها نشان داد که سیستم های مغزی- رفتاری و ناگویی هیجانی قابلیت پیش بینی اضطراب اجتماعی در نوجوانان را دارد و در مجموع 9/17 درصد واریانس اضطراب اجتماعی را تبیین کردند (05/0>P). بنابراین، با توجه به رابطه معنی دار سیستم های مغزی-رفتاری و ناگویی هیجانی با نشانه های اضطراب اجتماعی درمانگران و مشاوران می توانند در مسیر بهبود سیستم های مغزی-رفتاری در راستای کاهش اضطراب اجتماعی نوجوانان دارای افسردگی حرکت کنند.
رابطه تجارب آسیب زای دوران کودکی و رفتار فابینگ با نقش میانجی تجارب تجزیه ای و ذهن آگاهی در افراد متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه تجارب آسیب زای دوران کودکی و رفتار فابینگ با نقش میانجی تجارب تجزیه ای و ذهن آگاهی در افراد متأهل انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش متشکل از مردان و زنان متاهل شهر اردبیل در سال 1404 بود که به مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی مراجعه کرده بودند. 250 نفر به روش در دسترس انتخاب شدند، اما تحلیل نهایی در 238 نمونه انجام شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه ترومای کودکی (CTQ؛ برنستاین و همکاران، ۲۰۰۳)، مقیاس عمومی فابینگ (GSP؛ چوتپیتایاسونوند و داگلاس، 2018)، سیاهه ذهن آگاهی فرایبورگ (FMI-SF؛ والش و همکاران (2006) و مقیاس تجارب تجزیه ای (BES-II؛ برنستاین و پاتنم، 1986) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. تجارب آسیب زای دوران کودکی، ذهن آگاهی و تجارب تجزیه ای بر رفتار فابینگ به طور معنادار اثر مستقیم داشتند (05/0>P). تجارب آسیب زای دوران کودکی بر تجارب تجزیه ای و ذهن آگاهی اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0>P). همچنین نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که تجارب تجزیه ای و ذهن آگاهی در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و فابینگ نقش میانجی داشتند (05/0>P). یافته ها دلالت بر این دارند که تجارب آسیب زای دوران کودکی به طور مستقیم و غیرمستقیم با نقش میانجی تجارب تجزیه ای و ذهن آگاهی بر رفتار فابینگ در افراد متاهل اثر داشت.
روایی و پایایی پرسشنامه اضطراب خواندن در دانش آموزان مقطع متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی روایی و پایایی پرسشنامه اضطراب خواندن در دانش آموزان مقطع متوسطه دوم بود. پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی و از نوع مطالعات روان سنجی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان مقطع متوسطه دوم مدارس شهرستان فردیس در سال تحصیلی 1404-1403 بود. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 351 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و به پرسشنامه اضطراب خواندن (RAQ، ادواردز و همکاران، 2023)، پرسشنامه اختلال اضطراب فراگیر (GAD-7، اسپیتزر و همکاران، 2006) و پرسشنامه سلامت عمومی 12 سوالی (GHQ-12، گلدبرگ، 1972) پاسخ دادند. روایی پرسشنامه با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی و روایی همزمان بررسی شد و پایایی پرسشنامه با بهره گیری از ضریب آلفای کرونباخ، امگای مک دونالد، روش دونیمه سازی و پایایی بازآزمایی مورد محاسبه قرار گرفت. نتایج تحلیل عاملی تاییدی، روایی سازه تک عاملی این پرسشنامه را مورد تأیید قرار داد. همبستگی مثبت بین اضطراب خواندن و اختلال اضطراب فراگیر (01/0P<، 251/0r=) و همبستگی مثبت بین اضطراب خواندن و سلامت عمومی (01/0P<، 314/0r=)، حاکی از تایید روایی همزمان پرسشنامه بود. ضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه اضطراب خواندن برابر با 857/0، ضریب امگای مک دونالد برابر با 857/0، ضریب دونیمه سازی گاتمن برابر با 741/0 و ضریب پایایی بازآزمایی برابر با 737/0 برآورد شد. نتایج حاکی از تأیید روایی و پایایی پرسشنامه اضطراب خواندن در دانش آموزان مقطع متوسطه دوم بود.
پیش بینی تعهد زناشویی زوجین بر اساس سبک های دلبستگی و طرح واره های ناسازگار اولیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی تعهد زناشویی زوجین بر اساس سبک های دلبستگی و طرح واره های ناسازگار اولیه انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش زوج های مراجعه کننده به مراکز مشاوره منطقه 7 کرج در سال 1403 بودند. به روش نمونه گیری در دسترس، نمونه ای به تعداد 384 نفر انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه تعهد زناشویی (DCI، آدامز و جونز، 1997)، مقیاس سبک دلبستگی بزرگسال (RAAS، کولینز و رید، 1990) و فرم کوتاه پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه (YSQ-SF، یانگ، 1998) بودند. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین کلیه های حوزه های طرحواره های ناسازگار اولیه و سبک های دلبستگی اضطرابی و اجتنابی با تعهد زناشویی رابطه منفی معنادار و بین سبک دلبستگی ایمن با تعهد زناشویی رابطه مثبت معنادار وجود دارد (01/۰p‹). از سویی دیگر طرحواره های ناسازگار اولیه و سبک های دلبستگی در مجموع قادر به پیش بینی متغیر ملاک بودند و توانستند که 50 درصد از تغییرات تعهد زناشویی زوجین را تبیین کنند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که طرحواره های ناسازگار اولیه و سبک های دلبستگی تبیین کننده تعهد زناشویی زوجین هستند و بر اهمیت توجه به این عوامل در بهبود تعهد زناشویی تأکید می کند و لزوم تقویت این عوامل را در برنامه های زندگی زناشویی نشان می دهد.
اثربخشی آموزش ذهنی سازی بر پرخاشگری و پیشگیری از رفتار آسیب به خود در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه آموزشی ذهنی سازی بر پرخاشگری و پیشگیری از رفتار آسیب به خود در نوجوانان انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر و پسر دوره اول متوسطه مدارس شهر اراک در سال تحصیلی 1404-1403 بود. نمونه پژوهش شامل 60 دانش آموز دختر و پسر بود که به شیوه هدفمند و بر اساس ملاک های ورودی انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و کنترل جایگذاری شدند (هر گروه 30 نفر). گروه آزمایش تحت 8 جلسه برنامه آموزشی ذهنی سازی قرار گرفت. گردآوری داده ها با استفاده از مقیاس پرخاشگری باس و پری (BPAQ؛ باس و پری، 1992)، سیاهه خودآسیبی اُتاوا-کارکردها (OSI-F؛ مارتین و همکاران، 2013) انجام شد. تحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر صورت گرفت. نتایج نشان داد، بین پیش آزمون و پس آزمون پرخاشگری و رفتار آسیب به خود در گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود داشت (01/0>p). بین میانگین پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش تفاوت آماری معناداری وجود نداشت (01/0>p). نتایج در دوره پیگیری حفظ شد. در مجموع یافته ها بر پتانسیل برنامه آموزشی ذهنی سازی به عنوان رویکردی مؤثر برای بهبود پرخاشگری و پیشگیری از رفتار آسیب به خود در نوجوانان تأکید دارد. در همین ارتباط ادغام آموزش ذهنی سازی در سیستم های آموزشی می تواند نوید بخش ارتقای سلامت روان در نوجوانان باشد.
اثربخشی آموزش شفقت به خود بر فاجعه سازی درد و تحمل پریشانی در زنان باردار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف اثربخشی شفقت به خود بر فاجعه سازی و تحمل پریشانی در دوران بارداری بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر متشکل از کلیه زنان باردار مراجعه کننده به بیمارستان فرهیختگان تهران در سال 1403 بود که از بین آنان تعداد 30 نفر (15 نفر در گروه گواه و 15 نفر در گروه آزمایش) از طریق روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه جایگذاری شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه فاجعه سازی درد pcs (سالیوان و همکاران، 1995) و پرسشنامه پریشانی DASS (لاویبوند و لاویبوند، 2005) بود. جهت تجزیه تحلیل داده ها از آزمون اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین میانگین فاجعه سازی درد و پریشانی در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری 01/0 وجود داشت. علاوه بر این نتایج نشان داد که مداخله توانسته تأثیر خود در طول زمان نیز به شکل معناداری حفظ نماید. درنتیجه آموزش شفقت می تواند به عنوان رویکردی مؤثر برای بهبود فاجعه سازی و تحمل پریشانی مورداستفاده قرار گیرد.
نقش علائم اختلال شخصیت مرزی، روابط ابژه و ناگویی هیجانی در پیش بینی فرسودگی زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش علائم اختلال شخصیت مرزی، روابط ابژه و ناگویی هیجانی در پیش بینی فرسودگی زناشویی بود. روش پژوهش توصیفی_همبستگی بود. جامعه آماری شامل زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روانشناسی شیراز در سال 1404 بود. 250 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند و به پرسشنامه های فرسودگی زناشویی پاینز (CBM، 1996)، شخصیت مرزی لیشنرنیگ (BPI، 1999)، روابط ابژه بل (BORI، 1995) و ناگویی هیجانی تورنتو (TAS، 1994) پاسخ دادند. داده ها با آزمون تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شد. یافته ها نشان داد که علائم اختلال شخصیت مرزی، روابط ابژه و ناگویی هیجانی پیش بینی کننده مثبت و معنادار فرسودگی زناشویی هستند (001/0p<). همچنین نتایج نشان داد که علائم اختلال شخصیت مرزی، روابط ابژه و ناگویی هیجانی در مجموع 62 درصد از نمرات فرسودگی زناشویی را تبیین می کنند. این یافته ها نشان می دهد که تعامل میان سازه های شخصیتی و عاطفی، از جمله علائم اختلال شخصیت مرزی، الگوهای روابط ابژه و ناگویی هیجانی، نقش تعیین کننده ای در تبیین فرایند فرسودگی زناشویی دارد.
مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده بر نشخوار فکری مادران دارای فرزند مبتلا به طیف اُتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده بر نشخوار فکری مادران دارای فرزند مبتلا به طیف اُتیسم انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری ۳ ماهه بود. جامعه آماری شامل مادران دارای فرزند مبتلا به طیف اُتیسم شهرستان نیک شهر در سال ۱۴۰۳ بود. تعداد 45 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه ۱۵ نفره (دو گروه آزمایش و یک کنترل) جایگذاری شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه نشخوار فکری (RRS؛ نولن - هوکسما، ۱۹۹۱) بود. مداخلات شامل ۸ جلسه ۶۰ دقیقه ای بود که به صورت فردی اجرا شد. داده های پژوهش با تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل شد. نتایج نشان داد هر دو مداخله در مقایسه با گروه کنترل کاهش معناداری در نشخوار فکری در پس آزمون ایجاد کردند (001/0P<) و این اثر در پیگیری پایدار ماند؛ اما روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده کاهش بیشتری نسبت به درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد نشان داد (003/0P<). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که روان درمانی پویشی نسبت به درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در کاهش نشخوارفکری ماداران دارای فرزند مبتلا به طیف اُتیسم از اثربخشی بیشتری برخوردار است.
اثربخش آموزش تاب آوری روانشناختی بر خوش بینی آموزشی و خودتعیین گری دانش آموزان با عملکردتحصیلی پایین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش تاب آوری روانشناختی بر خوش بینی آموزشی و خودتعیین گری دانش آموزان با عملکردتحصیلی پایین بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دختر مقطع دوره دوم متوسطه ناحیه یک شهر اردبیل در سال تحصیلی 1403- 1402 بودند که تعداد 39 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی ساده در دو گروه آموزش تاب آوری روانشناختی (19 نفر) و گروه کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای آموزش تاب آوری روانشناختی را دریافت کردند. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه نیازهای اساسی روانشناختی (BNSG؛ دسی و رایان، 2000)، پرسشنامه خوش بینی تحصیلی (AOQ؛ اسچنن-موران و همکاران، 2013) و پرسشنامه استاندارد عملکردتحصیلی (EPT؛ فام و تیلور، 1999) استفاده شد. تجزیه تحلیل داده ها با آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرنی صورت گرفت. یافته ها نشان داد بین گروه ها در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری خوش بینی آموزشی و خودتعیین گری تفاوت معناداری وجود داشت (01/0P<) و آموزش تاب آوری روانشناختی دارای ماندگاری اثر در دوره پیگیری بود (01/0P<). نتایج به دست آمده حاکی از اثربخشی آموزش تاب آوری روانشناختی بر افزایش خوش بینی آموزشی و خودتعیین گری دانش آموزان با عملکرد تحصیلی پایین بوده و درمانگران و مشاوران مدارس می توانند از این آموزش بهره گیرند.
شناسایی و طبقه بندی مداخلات روانی- تربیتی در مطالعات توازن خودهای ممکن: مرور دامنه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر در صدد شناسایی و طبقه بندی انواع مداخلات روانی -تربیتی در حوزه توازن خودهای ممکن انجام شد. روش پژوهش مرور سیستماتیک توصیفی با رویکرد مرور دامنه است. حوزه مرور شامل مقالات منتشر شده بین سال های 2000 تا 2024 با استفاده از پایگاه های اطلاعاتی گوگل اسکالر، پابمد، ساینس دایرکت و سال های 1380 تا 1402 در پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی بود. از بین 3767 مقاله مرتبطِ شناسایی شده با توجه به کلمات تخصصی کلیدی، 11 مقاله پس از غربالگری حائز شرایط ورود به مرور دامنه شدند.در تعیین معیارهای ورود از چهارچوب جمعیت، مفهوم، زمینه (PCC) استفاده شد. یافته ها بیانگر این بود که مداخلات روانی- تربیتی انجام شده بر اساس رویکردهای شناختی، شناختی – رفتاری و شناختی-اجتماعی در سه حیطه ، آموزشی ، آموزشی- درمانی و درمانی انجام شده اند. عمده مداخلات مبتنی بر روش های تحقیق آزمایشی و نیمه آزمایشی بود. مداخلات روانی-تربیتی در حوزه خودهای ممکن عمدتا شامل مداخلات مبتنی بر جامعه، ذهن آگاهی ، هدف گذاری، خود ممکن-قدردانی و درمان شناختی-رفتاری بودند. این مداخلات به طور مستقیم یا غیر مستقیم افزایش یا تعدیل خود تنظیمی را مورد توجه قرار داده بودند. مهم ترین شکاف در مداخلات موجود این بود که مطالعه ای در حوزه توازن خودهای ممکن براساس تجربه زیسته افراد و تاثیرات فرهنگی و اجتماعی انجام نشده بود. همه مداخلات به کار گرفته شده اثربخشی بر رفتار را نشان دادند. اثر بخشی به صورت مستقیم بر متغیر خودممکن و به صورت غیر مستقیم بر انواع مدل های فرآیند کنترل خود تنظیمی متمرکز بود.
اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ادراک خود به عنوان بار اضافه و خودکارآمدی درد در زنان مبتلا به سرطان پستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ادراک خود به عنوان بار اضافه و خودکارآمدی درد در زنان مبتلا به سرطان پستان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی ﺑﺎ ﻃﺮح ﭘیﺶآزﻣﻮن_ﭘﺲآزﻣﻮن و ﮔ ﺮوه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل زنان مبتلا به سرطان پستان شهر تبریز در سال 1403 بود. حجم نمونه پژوهش شامل 40 زن مبتلا به سرطان پستان بود که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه گمارده شدند (هر گروه 20 نفر). ابزار پژوهش شامل پرسشنامه ادراک خود به عنوان بار اضافه (SPBQ) کازینو و همکاران (2003) و پرسشنامه خودکارآمدی درد (PSEQ) نیکولاس (2007) بود. گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد، اما گروه آزمایش پژوهش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (در هشت جلسه شصت دقیقه ای و هر هفته یک جلسه) دریافت کرد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها نشان داد که در گروه آزمایش تفاوت پیش آزمون با مرحله پس آزمون و پیگیری برای ادراک خود به عنوان بار اضافه و خودکارآمدی درد معنادار است (05/0>P) و بین پس آزمون و پیگیری متغیرها در گروه های آزمایش تفاوت وجود ندارد (05/0<P). برای گروه گواه تفاوت معناداری مشاهده نگردید (05/0<P). نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، احتمالا درمان کارآمدی برای بهبود ادراک خود به عنوان بار اضافه و خودکارآمدی درد در زنان مبتلا به سرطان پستان است.
نقش میانجی نشخوار خودانتقادی در رابطه بین قربانی قلدری سایبری و پریشانی روانشناختی در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی نشخوار خودانتقادی در رابطه بین قربانی قلدری سایبری و پریشانی روانشناختی بود. روش پژوهش توصیفی_همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان پسر دوره اول مقطع متوسطه شهر بندرانزلی در سال تحصیلی 1404-1403 بود که از بین آنها به صورت دردسترس 230 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه تجربه قلدری-قربانی سایبری (CBVEQ، آنتیادو و همکاران، 2016)، مقیاس نشخوار خودانتقادی (SCRS، اسمارت و همکاران، 2016) و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS-21، لاویبوند و لاویبوند، 1995) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. بر اساس یافته ها مدل پیشنهادی پژوهش از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد که قربانی قلدری سایبری و نشخوار خودانتقادی به طور مثبت بر پریشانی روانشناختی اثر مستقیم داشتند؛ همچنین قربانی قلدری سایبری به طور مثبت بر نشخوار خودانتقادی اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0>P). نتایج دیگر پژوهش نشان داد که نشخوار خودانتقادی بین رابطه قربانی قلدری سایبری و پریشانی روانشناختی نقش میانجی داشت (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که قربانی قلدری سایبری به طور مستقیم و با میانجی گری نشخوار خودانتقادی می تواند بر میزان پریشانی روانشناختی نوجوانان تاثیر بگذارد.
پیش بینی رضایت زناشویی بر اساس انعطاف پذیری شناختی و خود ارزشمندی با میانجی گری عملکرد خانواده در والدین دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی عملکرد خانواده در رابطه انعطاف پذیری شناختی و خود ارزشمندی با رضایت زناشویی در والدین دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اوتیسم انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل والدین دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اوتیسم مراکز تحت نظر بهزیستی استان تهران در سال 1403 بود که با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس 200 والد به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها توسط پرسشنامه های انعطاف پذیری شناختی دنیس و واندروال (2010 ،CFI)، احساس خودارزشمندی دوستی و حسینی نیا (1399 ،SWQ)، شاخص رضایت زناشویی هودسن (1992 ،IMS)، عملکرد خانواده مک مستر اپشتاین و همکاران (1983 ،FAD-60) جمع آوری گردید. داده های به دست آمده از طریق مدل یابی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که مدل اصلاح شده از برازش مطلوبی برخوردار بود. بر این اساس انعطاف پذیری شناختی، خودارزشمندی و تاب آوری بر رضایت زناشویی در والدین اثر مستقیم و معناداری دارد (۰۱/0>P). همچنین انعطاف پذیری شناختی و خودارزشمندی بر رضایت زناشویی با میانجی گری عملکرد خانواده در والدین تأثیر غیرمستقیم و معناداری دارد (۰۱/0>P). ازاین رو، با اعمال مداخلات بالینی برای افزایش انعطاف پذیری شناختی و خودارزشمندی و همچنین بهبود عملکرد خانواده می توان سبب افزایش رضایت زناشویی در والدین دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اوتیسم شد.
نقش میانجی شفقت به خود در رابطه بین کمال گرایی ناسازگار و سالم خواری عصبی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی شفقت به خود در رابطه بین کمال گرایی ناسازگار و سالم خواری عصبی در دانشجویان انجام شد. مطالعه حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تنکابن در سال تحصیلی 1403-1402 بود. در این مطالعه 230 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و به مقیاس کمال گرایی چندبعدی فراست (FMPS؛ فراست و همکاران، 1990)، فرم کوتاه مقیاس شفقت به خود (SCS-SF؛ ریس و همکاران، 2011) و مقیاس سالم خواری عصبی- 15 (ORTO-15؛ دونی نی و همکاران، 2005) پاسخ دادند. داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. علاوه بر این یافته ها نشان داد که کمال گرایی ناسازگار و شفقت به خود بر سالم خواری عصبی اثر مستقیم و معنادار داشت؛ همچنین کمال گرایی ناسازگار بر شفقت به خود اثرمستقیم و معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که شفقت به خود در رابطه بین کمال گرایی ناسازگار و سالم خواری عصبی نقش میانجی داشت (05/0>P). از مجموع یافته ها می توان اینگونه استنباط نمود که کمال گرایی ناسازگار به صورت مستقیم و با نقش میانجی شفقت به خود بر سالم خواری عصبی اثر داشت.
اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر تنظیم شناختی هیجان، افسردگی و اضطراب زنان مبتلا به ام اس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تعیین اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر تنظیم شناختی هیجان، افسردگی و اضطراب زنان مبتلا به ام اس بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه پژوهش کلیه زنان مبتلا به ام اس شهر تهران در سال 1403-1402 بود که از بین آنها تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش 12 جلسه90 دقیقه ای تحت درمان شناختی رفتاری قرار گرفتند. ابزارگردآوری داده ها شامل مقیاس افسردگی بک (BDI، بک، 1996)، مقیاس اضطراب بک (BAI، بک و همکاران، 1988)، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی (CERQ، گارنفسکی و همکاران، 2001) بود. داده ها با تحلیل کوواریانس چند متغیری تحلیل شد. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون تنظیم شناختی هیجان، افسردگی و اضطراب در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنی داری در سطح 01/0 وجود داشت. براساس این نتایج درمان شناختی رفتاری یک مداخله رواندرمانی مناسب برای بهبود تنظیم شناختی هیجان، کاهش سطح افسردگی و اضطراب در زنان مبتلا به ام اس است.
مقایسه اثربخشی رویکرد راه حل محور و رویکرد شناختی رفتاری بر خودکارآمدی در نوجوانان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی رویکرد راه حل محور و رویکرد شناختی رفتاری بر خودکارآمدی در نوجوانان دختر انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری 3 ماهه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر پایه ی هفتم شهر تهران در سال تحصیلی 1403 بودند. تعداد 45 دانش آموز از بین مدارس دخترانه به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (هر گروه 15 نفر) و یک گروه کنترل (15 نفر) جایگذاری شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی خودکارآمدی شررو مادوکس (1982، GSE) استفاده شد. گروه های آزمایش تحت 11 جلسه ی 60 دقیقه ای رویکرد راه حل محور گرانت و 8 جلسه ی 90 دقیقه ای رویکرد شناختی رفتاری هازلت-استیونز، قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین میانگین پیش آزمون و پس آزمون سه گروه در خودکارآمدی تفاوت معناداری وجود دارد (01/0>p). علاوه بر این بین پس آزمون و پیگیری گروه ها تفاوت معنادار مشاهده نشد (01/0>p). همچنین بین میانگین پس آزمون دو گروه آزمایش در خودکارآمدی تفاوت معناداری وجود نداشت (01/0>p). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که بین اثربخشی این دو مداخله بر خودکارامدی دختران تفاوتی وجود نداشت.
مدل ساختاری رابطه بین نارسایی هیجانی و تحصیل گریزی دانش آموزان: نقش میانجی باورهای انگیزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر پیش بینی تحصیل گریزی دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم بر اساس نارسایی هیجانی با نقش میانجی باورهای انگیزشی بود. روش پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر خرم آباد در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود. از بین این افراد، تعداد ۲۰۰ نفر با روش نمونه گیری در دسترس و با توجه به ملاک های ورود و خروج براساس فرمول سوپر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه رفتارهای آداب گریز تحصیلی (AIQ) کلارک و همکاران (۲۰۱۵)، مقیاس نارسایی هیجانی تورنتو (TAS-20) بگبی پارکر و تیلور (۱۹۹۴) و پرسشنامه راهبردهای انگیزشی برای یادگیری (MSLQ) پینتریج و دی گروت (۱۹۹۰) بود. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از طریق مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که داده ها با مدل مفهومی برازش قابل قبولی داشته و مورد تایید قرار گرفت. همچنین مطابق با مدل ساختاری پژوهش اثرات مستقیم نارسایی هیجانی بر تحصیل گریزی (۲۰۰/۰B=، ۰۱/۰>P)، و بر باورهای انگیزشی (۳۲۱/۰-B=، ۰۱/۰>P)، و باورهای انگیزشی بر تحصیل گریزی (۶۰۵/۰-B=، ۰۱/۰>P) معنادار بود. همچنین اثر غیر مستقیم نارسایی هیجانی بر تحصیل گریزی از طریق باور های انگیزشی (۱۹۴/۰B=، ۰۱/۰>P) نیز معنادار بود. با توجه به این نتایج با شناسایی و غربالگری دانش آموزان تحصیل گریز و برگزاری مداخلات روانشناختی مبتنی بر ابعاد شناختی، فراشناختی، انگیزشی و رفتاری در سطح فردی و خانوادگی می تواند سهم قابل توجهی از پیشایندهای (تحصیل گریزی) را کاهش و میزان رغبت و انگیزه تحصیلی را افزایش دهد.
نقش میانجی اضطراب اجتماعی در رابطه اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی و قلدری سایبری در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش میانجی اضطراب اجتماعی در رابطه اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی و قلدری سایبری در نوجوانان انجام شد. این پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهرستان بندر انزلی در سال 1403 بودند. 200 نفر از آن ها به روش نمونه گیری در دسترس در این پژوهش مشارکت داشتند و به پرسشنامه فوبیای اجتماعی (SPIN؛ کانر و همکاران، 2000)، پرسشنامه اعتیاد به شبکه های اجتماعی (ASNMQ، خواجه احمدی و همکاران، 1395) و پرسشنامه تجربه قلدری – قربانی سایبری (CBVEQ؛ آنتیادو و همکاران، 2016) پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد که اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی و اضطراب اجتماعی بر قلدری سایبری به طور مثبت اثر مستقیم داشت؛ همچنین اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی بر اضطراب اجتماعی به طور مثبت اثر مستقیم داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که اضطراب اجتماعی در رابطه بین اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی و قلدری سایبری نقش میانجی داشت (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی به صورت مستقیم و با میانجی گری اضطراب اجتماعی بر قلدری سایبری اثر دارد.
رابطه استرس والدینی و احساس صلاحیت والدینی با نقش تعدیل گر حمایت اجتماعی همسر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعدیل گر حمایت اجتماعی همسر در رابطه استرس والدینی و صلاحیت والدینی بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه پژوهش را مادران دارای فرزند تا 5 سال ساکن شهر تهران و کرج در سال 1403 تشکیل دادند که از بین آنها به صورت در دسترس 227 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه استرس والدینی- فرم کوتاه (SF-PSI؛ آبیدین، 1995)، پرسشنامه صلاحیت والدینی (PSOC؛ گیباد و همکاران، 1978) و مقیاس حمایت اجتماعی (MSPSS؛ زیمت و همکاران، 1988) استفاده شد. داده های پژوهش با روش های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون سلسله مراتبی تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین استرس والدینی با احساس صلاحیت والدینی (48/0- r= ، 01/0>P) و حمایت اجتماعی همسر (24/0- r= ، 01/0>P) رابطه منفی و معنادار و بین صلاحیت والدینی و حمایت اجتماعی همسر (68/0 r=، 01/0P<) رابطه مثبت و معنادار وجود داشت. همچنین حمایت اجتماعی همسر در رابطه بین استرس والدینی و صلاحیت والدینی نقش تعدیل گر داشت (01/0>p). بنابراین می توان نتیجه گرفت حمایت اجتماعی همسر می تواند تأثیر منفی استرس والدینی بر صلاحیت والدینی را کاهش دهد.
رابطه صفات تاریک شخصیت و قلدری سایبری با میانجیگری بی تفاوتی اخلاقی و تکانشگری در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه صفات تاریک شخصیت و قلدری سایبری با میانجیگری بی تفاوتی اخلاقی و تکانشگری در دانش آموزان انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی_همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه پژوهش کلیه دانش آموزان متوسطه شهر تبریز در سال 1403 بودند که از بین آنها به صورت تصادفی خوشه ای چندمرحله ای 388 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس تجربه قلدری سایبری (CBVEQ) آنتیادو و همکاران (2016)، مقیاس شخصیت تاریک (DDS) جانسون و وبستر (2010)، مقیاس بی تفاوتی اخلاقی (MMDS) بندورا و همکاران (1996) و مقیاس تکانشگری بارت (BIS-11) پاتون و همکاران (1995) بود. شاخص های برازش نشان داد مدل نهایی از برازش مناسبی برخوردار بود. اثر مستقیم ماکیاولیسم و جامعه ستیزی بر قلدری سایبری (01/0>P) معنادار بود. اثرمستقیم خودشیفتگی بر قلدری سایبری، ماکیاولیسم بر تکانشگری، خودشیفتگی بر تکانشگری و جامعه ستیزی بر بی تفاوتی اخلاقی معنادار نبود(05/0 >P). اثر غیرمستقیم ماکیاولیسم و خودشیفتگی به واسطه ی بی تفاوتی اخلاقی و جامعه ستیزی به واسطه ی تکانشگری بر قلدری سایبری معنادار بود (01/0>P). در نتیجه تکانشگری و بی تفاوتی اخلاقی نقشی مهم در قلدری سایبری دارد و متخصصان می توانند با تکیه بر این مدل به طراحی مداخلات درمانی لازم بپردازند.