۱.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر هوش معنوی بر بهزیستی روانی با نقش مداخله گر افکار خودکار در جمعیت دانشجویی انجام شد. نمونه مورد پژوهش، شامل ۱۸۰ نفر از دانشجویان دختر شاغل به تحصیل در دانشگاه زابل بود. اعضای نمونه پرسشنامه های افکار خودکار، نشانگر بهزیستی روانی و هوش معنوی را به صورت گزارش شخصی (مداد و کاغذی) تکمیل کردند و در نهایت، اطلاعات حاصل از ۱۴۵ آزمودنی (۱۸ تا ۳۲ساله) با میانگین سنی ۲۱.۷۸، مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج همبستگی پیرسون، حاکی از وجود ارتباط معنا دار بین ابعاد هوش معنوی، افکار خودکار منفی، و بهزیستی روانی بود و نتایج معادلات ساختاری نیز نقش میانجی افکار خودکار منفی در تأثیر هوش معنوی بر بهزیستی روانی دانشجویان را مورد تأیید قرار داد. یافته های مطالعه حاضر به ما نشان داد که افکار خودکار منفی به عنوان یک سازوکار روان شناختی، هوش معنوی را به بهزیستی روانی مرتبط می سازد و بهبود هوش معنوی افزون بر مزایای مستقیم برای بهزیستی روانی، به صورت غیرمستقیم و از طریق کاهش افکار خودکار منفی نیز موجب بهبود بهزیستی روانی می گردد؛ بنابراین، تلفیق مداخلات درمانی با آموزش های مبتنی بر هوش معنوی می تواند به مدیریت و بازسازی بهتر الگوهای فکری منفی افراد کمک کند.
۲.
این پژوهش با هدف آزمون مدل مفروض میانجیگری ارزیابی های شناختی در رابطه هدف های پیشرفت کاری و بهزیستی عاطفی وابسته به شغل در معلمان، انجام شد. در این مطالعه همبستگی، ۲۰۰ معلم ابتدایی (۱۳۰ زن، ۷۰ مرد) ۲۵ تا ۴۰ سال به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به مقیاس بهزیستی عاطفی شغلی، پرسشنامه هدف های پیشرفت کاری معلمان و نسخه تجدیدنظرشده مقیاس ارزیابی استرس پاسخ دادند در این پژوهش، به منظور آزمون مدل علّی میانجیگری، از روش آماری تحلیل مسیر با رویکرد برازاندن مدل، استفاده شد. نتایج تحلیل مسیر نشان داد مدل مفروض با داده ها برازش مطلوبی دارد. تمامی ضرایب مسیر بین متغیرهای مشاهده شده (به جز ضریب مسیر مربوط به اثر مستقیم متغیرهای برون زای هدف های پیشرفت کاری بر متغیرهای درون زای بهزیستی عاطفی وابسته به شغل) از نظر آماری معنادار بودند و به ترتیب ۳۸ و ۴۸ درصد از واریانس نمرات وجوه مثبت و منفی بهزیستی عاطفی وابسته به شغل، تبیین شد. در مجموع، نتایج این پژوهش با تأکید بر میانجیگری ارزیابی های شناختی در رابطه هدف های پیشرفت کاری و بهزیستی عاطفی شغلی معلمان، ضمن تأیید مواضع نظریه هدف پیشرفت در بافتار پاسخ دهی به مطالبات کاری معلمان، همسو با پژوهش های پیشین، بر اهمیت تعیین گرهای فردی در تبیین تفاوت های بهزیستی عاطفی معلمان تأکید می کند.
۳.
هدف این پژوهش ارائه مدل علی روابط یادگیری مجازی و دلبستگی تحصیلی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه با نقش واسطه ای یادگیری خودانگیخته بود. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر زرقان در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود که به روش نمونه گیری تصادفی ساده، و بر اساس جدول کوکران، تعداد ۲۵۶ دانش آموز انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه دلبستگی تحصیلی ریو (۲۰۱۳)، پرسشنامه یادگیری خودانگیخته فیشر و همکاران (۲۰۰۱) و پرسشنامه یادگیری مجازی و الکترونیک واتکینز و همکاران (۲۰۰۴) بود. برای بررسی فرضیه ها از روش تحلیل مسیر استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد مؤلفه های یادگیری مجازی بر مؤلفه های یادگیری خودانگیخته اثر مستقیم و مثبت دارد. مؤلفه های یادگیری خودانگیخته بر دلبستگی تحصیلی اثر مستقیم و مثبت دارد. مؤلفه های یادگیری مجازی از طریق واسطه گری ابعاد یادگیری خودانگیخته بر دلبستگی تحصیلی دارای اثر غیرمستقیم دارد. بر این اساس پیشنهاد می شود امکانات لازم برای دسترسی دانش آموزان به فناوری فراهم آید و آموزش های لازم در این زمینه انجام شود.
۴.
پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس تاب آوری تحصیلی کوی و همکاران(2023) انجام شد. روش این پژوهش همبستگی و تحلیل ماتریس واریانس-کوواریانس بود. جامعه آماری دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه تهران بوده که با نمونه گیری طبقه ای 400 نفر از آن ها به صورت تصادفی انتخاب شدند. به منظور بررسی روایی سازه از تحلیل عاملی تاییدی مرتبه اول استفاده شد که شاخص های برازش آن مقادیر قابل قبولی داشت (GFI=90/0، AGFI=87/0، CFI=89/0، TLI=87/0، RMSEA=06/0 و CMIN/DF=61/2). تحلیل چندگروهی بر اساس وضعیت اجتماعی-اقتصادی برای چهار مدل تغییرناپذیری انجام و مشخص شد این ابزار در این دو گروه تفاوت معناداری ندارد. جهت روایی همگرا از پرسشنامه درگیری تحصیلی ریو(2013) استفاده شد که همبستگی بین این دو ابزار مثبت و معنادار(618/0+) بود. برای بررسی روایی واگرا از مقیاس اهمال کاری تحصیلی سواری (1390) استفاده شده که همبستگی رابطه منفی و معناداری (591/0-) داشت. به منظور سنجش پایایی ضریب آلفای کرونباخ و امگای مک دونالد محاسبه شد که پایایی مطلوبی را نشان داد. در مجموع نتایج نشان داد نسخه فارسی مقیاس تاب آوری تحصیلی برای سنجش تاب آوری تحصیلی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه ایرانی مناسب است.
۵.
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل ساختاری احساس تعلق به مدرسه بر اساس مهارت های ارتباطی، نشاط ذهنی و حمایت تحصیلی با نقش میانجی تاب آوری تحصیلی دانش آموزان انجام شده است. طرح پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پایه ششم ابتدایی استان مازندران در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، ۳۱۷ نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه احساس تعلق به مدرسه بری و بتی (۲۰۰۵)، پرسشنامه مهارت های ارتباطی جرابک (۲۰۰۴)، پرسشنامه نشاط ذهنی رایان و فردریک (۱۹۹۷)، پرسشنامه حمایت تحصیلی ساندز و پلاکت (۲۰۰۵) و پرسشنامه تاب آوری تحصیلی مارتین (۲۰۰۱) استفاده شد. داده ها با ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر و با استفاده از نرم افزار SPSS27 و Amos24 تحلیل شد. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که نقش میانجی تاب آوری تحصیلی در مسیر مهارت های ارتباطی با احساس تعلق به مدرسه، مسیر نشاط ذهنی بااحساس تعلق به مدرسه و مسیر حمایت تحصیلی و احساس تعلق به مدرسه معنادار است؛ همچنین نتایج نشان داد مسیرهای مستقیم این پژوهش نیز معنادار شدند. بر اساس یافته های این پژوهش، مدل ساختاری پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. این یافته ها بر اهمیت توجه به مهارت های ارتباطی، نشاط ذهنی، حمایت تحصیلی و تاب آوری تحصیلی به عنوان عوامل مؤثر بر احساس تعلق دانش آموزان به مدرسه تأکید می کند.
۶.
این پژوهش با هدف تحلیل و بررسی کتاب سنجی مطالعات مرتبط با کاربرد هوش مصنوعی در آموزش ریاضی انجام شده است. این مطالعات در نشریات معتبر نمایه شده در نمایه استنادی علوم اجتماعی از پایگاه داده Web of Science و با بهره گیری از نرم افزار VOS viewer مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج مورد انتظار شامل شناسایی نشریات فعال در این حوزه، بررسی توزیع زمانی و جغرافیایی مقالات، شناسایی نویسندگان برجسته، مجلات تأثیرگذار، موضوعات کلیدی، کاربردهای هوش مصنوعی، گروه های نمونه منتخب، روش های پژوهش استفاده شده و نیز بررسی نقش ها و الگوریتم های محبوب هوش مصنوعی بود. پژوهش به شیوه تحلیل کمّی و با مراحلی از گردآوری داده ها، تحلیل کمّی، تحلیل شبکه و استفاده از نرم افزار انجام گرفت. منابع بررسی شده بر پایه دو معیار اصلی انتخاب و ارزیابی شدند: نخست، استفاده از یک تکنیک مشخص هوش مصنوعی به عنوان ابزاری برای بهبود فرایند یادگیری یا آموزش، و دوم، برخورداری از شواهد تجربی مؤثر یا بررسی های جامع، و در یک بازه زمانی معین (۲۰۰۰-۲۰۲۴) انجام گرفت. یافته های پژوهش در قالب جداول، نمودارها و نقشه های علمی ارائه گردید تا تفسیر آسان تر و ایجاد درک عمیق تری از این حوزه علمی را امکان پذیر سازد.
۷.
هدف از این پژوهش بررسی نقش شایستگی هیجانی - اجتماعی و ادراک از جوّ مدرسه در پیش بینی انگیزه مشارکت ورزشی دانش آموزان نوجوان در ساعت ورزش مدرسه بود. روش پژوهش زمینه یابی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم شهر خرم آباد در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود. از میان جامعه آماری تعداد ۲۴۰ دانش آموز پسر به شیوه نمونه گیری خوشه ای تصادفی با میانگین سنی ۲۱/۱۵ و انحراف معیار ۶۸/۱ به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. شرکت کنندگان به پرسشنامه های انگیزه مشارکت ورزشی گیل (۱۹۸۳)، شایستگی هیجانی - اجتماعی دانش آموز زو و جی (۲۰۱۲) و ادراک از جوّ مدرسه بییر و همکاران (۲۰۱۶) پاسخ دادند. نتایج با استفاده از همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین شایستگی هیجانی - اجتماعی و ادراک از جوّ مدرسه با انگیزه مشارکت ورزشی دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (۰1 /۰> P). نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان داد که ۱۹ درصد از کل واریانس انگیزه مشارکت ورزشی به وسیله شایستگی هیجانی - اجتماعی و ادراک از جوّ مدرسه تبیین می شود. همچنین مؤلفه های مشارکت دانش آموزان در کل مدرسه و امنیت مدرسه از متغیر (ادراک از جوّ مدرسه) به صورت مثبت و معنادار توان پیش بینی انگیزه شرکت در فعالیت های ورزشی را در دانش آموزان داشت در مقابل مؤلفه نزاع و درگیری دانش آموزان در مدرسه به صورت منفی توان پیش بینی کنندگی انگیزه مشارکت دانش آموزان در فعالیت های ورزشی مدرسه را داشت؛ مؤلفه های خودآگاهی، آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط از متغیر (شایستگی اجتماعی / هیجانی) نیز به صورت مثبت و معنادار قابلیت پیش بینی انگیزه مشارکت در فعالیت های ورزشی دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر خرم آباد را داشتند (۰1 /۰> P). نتایج حاصل از این پژوهش اطلاعات مفیدی را در جهت نقش متغیرهای شایستگی هیجانی - اجتماعی و ادراک از جوّ مدرسه در پیش بینی انگیزه مشارکت ورزشی دانش آموزان نوجوان ارائه می نماید.
۸.
هدف از این پژوهش، بررسی رابطه ارضای نیاز خودمختاری و درگیری شغلی، نقش میانجی تجربه غرقگی و شایستگی دیجیتال در معلمان بود. پژوهش حاضر بر اساس ماهیت، توصیفی - همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی معلمان شهر کرمانشاه در سال ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بودند. تعداد ۴۶۳ نفر از معلمان به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه وارد تحلیل نهایی شدند. برای گردآوری داده ها از زیرمقیاس خودمختاری پرسشنامه نیازهای بنیادین روان شناختی دسی و ریان، درگیری شغلی کانانگو، شایستگی دیجیتال سوریانو - آلکانترا و همکاران و غرقگی مارتین و جکسون استفاده گردید. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که خودمختاری بر درگیری شغلی، غرقگی و شایستگی دیجیتال اثر مستقیم، مثبت و معنادار؛ غرقگی و شایستگی دیجیتال بر درگیری شغلی اثر مستقیم، مثبت و معنادار و خودمختاری از طریق غرقگی و شایستگی دیجیتال بر درگیری شغلی اثر غیر مستقیم، مثبت و معنادار دارد. با توجه به یافته ها توصیه می شود که از نتایج یادشده برای برگزاری کارگاه هایی در خصوص افزایش درگیری شغلی معلمان استفاده شود.
۹.
هدف این پژوهش، مقایسه اثربخشی آموزش راهبردهای خودتنظیمی و مهارت های حل مسئله بر ابعاد خلاقیت دانش آموزان دختر بود. پژوهش از نوع کاربردی به روش آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و با دوره پیگیری دوماهه انجام شد. جامعه آماری، تمامی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر همدان در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای ۶۰ نفر از دانش آموزان انتخاب و در سه گروه، گمارش تصادفی شدند. گروه اول آموزش راهبردهای خودتنظیمی و گروه دوم مهارت های حل مسئله را آموزش دیدند. گروه کنترل هیچ گونه آموزشی دریافت نکردند. برای گردآوری داده ها از آزمون خلاقیت تصویری تورنس (برگه الف) استفاده شد. تحلیل داده ها با آزمون آماری اندازه گیری مکرر و آنوای دوعاملی آمیخته با نرم افزار SPSS24 صورت گرفت. یافته ها نشان داد که پیش آزمون خلاقیت با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشت (05/0> P) و بین دو مداخله تفاوت معناداری وجود نداشت. اما اندازه اثر آنها متفاوت بود و خلاقیت هریک از گروه های آزمایش در پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل تفاوت معنادار وجود داشت (05/0> P). آموزش مهارت های حل مسئله در مرحله پیگیری افزایش داشته و پایدارتر از آموزش راهبردهای خودتنظیمی است. با آموزش راهبردهای خودتنظیمی و مهارت های حل مسئله، خلاقیت دانش آموزان را ارتقا بخشید.
۱۰.
پژوهش حاضر باهدف بررسی عوامل مؤثر بر رفتارهای خودآسیب رسانی دختران نوجوان شهر تبریز انجام شد. روش پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ شیوه گردآوری اطلاعات کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. نمونه شامل ۱۵ نفر از دانش آموزان دختر دبیرستان های نواحی پنج گانه تبریز به صورت هدفمند انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته و برای تحلیل داده ها از روش کلایزی استفاده گردید. تحلیل اطلاعات حاصل از مصاحبه ها در مورد عوامل مؤثر بر رفتارهای خودآسیب رسان در سه دسته عوامل فردی، محیطی و روان شناختی دسته بندی گردید که شامل هفت درون مایه اصلی و هجده درون مایه فرعی است. طبق یافته های پژوهش نوجوانان خودجرحی را در نقش یک پیام اجتماعی مؤثر برای رهایی از تعارض های بین فردی و درون فردی ادراک می کنند. بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که خودآسیب رسانی با هدف تنظیم آشفتگی هیجانی انجام می شود و چون به قدری شدت میل به انجام عملی برای رهایی از فشارهای هیجان های ناخوشایند برای نوجوانان بالاست نمی توانند از راه حل های دیگری به عنوان مهارت تنظیم هیجان استفاده کنند و ازآنجایی که یادگیری کنترل تکانه و مدیریت هیجان ها در خانواده شکل می گیرد؛ بنابراین پیشنهاد می شود آموزش های لازم از محیط خانواده شروع شود.
۱۱.
هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی عناصر برنامه درسی مطلوب در توسعه کنشگری اجتماعی زنان در آموزش وپرورش رسمی ایران است. برای رسیدن به این هدف، از روش تحقیق کیفی پدیدارشناختی و درک تجربه زیسته مدیران آموزش وپرورش و دیدگاه های متخصصان برنامه درسی، استفاده شده است. برای جمع آوری اطلاعات، از مصاحبه نیمه ساختاریافته با مشارکت کنندگان، برای کدگذاری و تحلیل داده ها از روش استراس و کوربین (۱۹۹۸) و جهت ارزیابی قابلیت اعتماد یافته های کیفی از مدل گوبا و لینکلن (۱۹۸۲) استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل داده ها، مشتمل بر ۸۵ مفهوم، ۱۳ مؤلفه و چهار مضمون است. مطابق با دیدگاه های مشارکت کنندگان پژوهش، برنامه های درسی شامل چهار عنصر اصلی هدف، محتوا، روش ها و فعالیت های یاددهی _ یادگیری و ارزشیابی آموزشی است. عنصر هدف شامل مؤلفه های اعتباربخشی به جایگاه کنشگری اجتماعی زنان، تربیت زنان به عنوان شهروند مسئول و فعال، رشد توانمندی های عاطفی دانش آموزان است. عنصر محتوا شامل انتخاب محتوای مناسب جهت رشد کنشگری اجتماعی دانش آموزان دختر و توجه به اصول سازماندهی محتوای برنامه درسی، عنصر روش ها و فعالیت ها شامل آموزش مشارکت محور، تناسب فعالیت های یاددهی _ یادگیری با واقعیت های اجتماعی، استفاده از الگوهای آموزش حل مسئله در آموزش و حمایت روانی _ عاطفی معلم از فراگیران و عنصر ارزشیابی شامل ارزیابی بر مبنای کیفیت رشد اجتماعی، مؤلفه سنجش همسالان، استفاده از پوشه کار و خودارزشیابی است. با توجه نتایج تحقیق، جهت ارتقا کنشگری اجتماعی دختران و زنان، انتظار می رود نظام آموزش وپرورش و برنامه ریزان درسی، نسبت به بهسازی و اصلاح برنامه های درسی رسمی در آموزش وپرورش بر اساس عناصر چهارگانه برنامه درسی اقدام نمایند تا زمینه توسعه توانایی های دانش آموزان دختر جهت مشارکت فعال و سازنده در عرصه های اجتماعی و فرهنگی، فراهم گردد.
۱۲.
بروز رفتارهای قلدرانه در میان نوجوانان به خصوص در مدارس، منجر به نگرانی های عمده ای در بین روان شناسان، معلمان و خانواده ها شده است. این پژوهش با هدف تحلیل نقش میانجیگری سبک حل مسئله خلاقانه و سلامت روان در رابطه بین مهارت های مقابله با استرس و رفتارهای قلدرانه دانش آموزان دوره اول متوسطه انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نوع، به روش همبستگی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل ۱۲۰۰ نفر از دانش آموزان دوره اول متوسطه شهر ایلام بود که بر اساس فرمول کوکران، ۳۰۰ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از مقیاس قلدری ایلی نویز (۲۰۰۱)، پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ و میلر (۱۹۷۹)، پرسشنامه مهارت حل مسئله کسیدی و لانگ (۱۹۹۶) و پرسشنامه سبک های مقابله با استرس اندلر و پارکر (۱۹۹۰) استفاده شد. در راستای تحلیل داده ها به دلیل نرمال نبودن و ناهمسانی واریانس ها از نرم افزار SmartPLS استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که مهارت های مقابله با استرس به صورت مستقیم با رفتارهای قلدرانه دانش آموزان رابطه ندارد، ولی به صورت غیر مستقیم و از طریق سبک حل مسئله خلاقانه و سلامت روان با رفتارهای قلدرانه تأثیر دارد و مجموع این متغیرها توانستند ۵۰/۸۴ درصد از واریانس رفتارهای قلدرانه نوجوانان را تبیین نمایند. علاوه بر این، متغیر مهارت های مقابله ای فقط و فقط به صورت غیر مستقیم با رفتارهای قلدرانه رابطه دارند. این یافته، مفهوم «میانجی گری کامل» را در پژوهش ها برجسته می سازد و به غنای نظری در حوزه رفتارهای اجتماعی دانش آموزان می افزاید. به ویژه، اثبات اثر محافظت کننده مهارت های مقابله ای بر قلدری نوجوانان از طریق سبک حل مسئله خلاقانه و سلامت روان، نشان دهنده ظرافت تحلیلی و قدرت تبیینی مدل ارائه شده است.