فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۴۱ تا ۱٬۳۶۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، پیش بینی بهزیستی روانشناختی مادران دارای کودک اوتیسم بر اساس خودمهارگری و خودشناسی انسجامی بود. روش شناسی: این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی و با هدف کاربردی انجام شد. جامعه آماری شامل 100 نفر از مادران کودکان اوتیسم شهر تهران بود که با روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد بهزیستی روانشناختی ریف (2002)، خودشناسی انسجامی قربانی و همکاران (2008) و خودمهارگری تانجنی و همکاران (2004) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های همبستگی و رگرسیون چندگانه انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد بین بهزیستی روانشناختی، خودمهارگری و خودشناسی انسجامی در مادران دارای کودک اوتیسم ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. مدل رگرسیونی پژوهش تأیید شد و ضریب تعیین تعدیل شده 0.864 به دست آمد که بیانگر آن است که 86.4 درصد تغییرات بهزیستی روانشناختی توسط این دو متغیر پیش بینی می شود. همچنین، تاثیر خودمهارگری بر بهزیستی روانشناختی نسبت به خودشناسی انسجامی قوی تر بود. نتیجه گیری: یافته های پژوهش اهمیت نقش خودمهارگری و خودشناسی انسجامی را در ارتقای بهزیستی روانشناختی مادران کودکان دارای اوتیسم نشان می دهد. برنامه های مداخله ای با هدف تقویت این ویژگی ها می توانند به بهبود کیفیت زندگی این مادران کمک کنند.
بررسی کیفی الگوی کنترل والدین بر اساس نظریه انتخاب گلاسر در جوانان مصرف کننده مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۵
۱۳۴-۱۰۳
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به بررسی الگوی کنترل والدین براساس نظریه انتخاب گلاسر در جوانان مصرف کننده مواد پرداخت. روش: پژوهش حاضر کیفی و با استفاده از شیوه داده بنیاد بود. جامعه پژوهش حاضر شامل جوانان مصرف کننده مواد در شهر یزد در زمستان 1400 بود که از بین آن ها 10 نفر با روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تحلیل داده ها از سه شیوه کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد و در نهایت مدل پارادایمی استخراج شد. یافته ها: نتایج نشان دهنده استخراج 1 مقوله محوری، 18 مقوله اصلی و 71 مقوله فرعی بود. مقوله اصلی شامل دلبستگی اضطرابی والدین، تجربیات ناخوشایند دوران کودکی والدین، ناتوانی در داشتن هویت مستقل والدین، کمال گرایی والدین و تعارضات زناشویی والدین، تأثیرپذیری والدین از اجتماع و فشار های فرهنگی حاکم بر آن، اضطراب های مالی، نفوذ و دخالت خانواده مبدأ، وابستگی مالی فرزندان، مسائل روانشناختی والدین و تعدی به حریم شخصی، بهبود روابط والدین و فرزندان، شناسایی الگوهای حمایتی و کنترل های مثبت والدین، تحلیل تعاملات والد-فرزند و احساسات و رفتارهای متقابل، توسعه مهارت های ارتباطی و تربیتی به منظور پیشگیری از مصرف مواد، انسجام خانواده، تقویت مهارت های ارتباطی و تنظیم هیجان بود. نتیجه گیری: الگوهای کنترل والدین، به ویژه کنترل های غیر مؤثر و سخت گیرانه تأثیرات منفی بر سلامت روانی و اجتماعی فرزندان دارد. بنابراین، ضروری است که والدین در فرآیند تربیت فرزندان خود از روش های حمایتی و تشویقی استفاده کنند تا به توسعه هویت مستقل و مهارت های ارتباطی آنها کمک نمایند. همچنین، برنامه های آموزشی برای والدین در زمینه مدیریت روابط خانوادگی و کاهش رفتارهای کنترل گرانه می تواند به پیشگیری از مشکلات اعتیاد در جوانان کمک کند.
اثربخشی آموزش فرزندپروری شفقت محور بر مراقبت والدین و فرسودگی والدگری مادران دانش آموزان دارای اختلال درونی سازی شده(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
روان شناسی تحلیلی شناختی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۰
30 - 40
حوزههای تخصصی:
روش: پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری کلیه مادران دانش آموزان دوره دوم ابتدائی در شهر ساری، سال 1403 بود که از بین آنها 30 نفر از مادران دانش آموزان دارای اختلالات درونی سازی شده به صورت هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند (هر گروه 15 نفر). گروه آزمایش، برنامه آموزش فرزندپروری شفقت محور را به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یکبار، دریافت کردند و گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. شرکت کنندگان هر دو گروه به پرسشنامه های ابعاد مثبت مراقبت (راف و همکاران، 2004) و فرسودگی والدگری (میکولاجک و همکاران، 2018) در سه مرحله پیش از آموزش، پس از آن و دو ماه پس از پایان مداخله پاسخ دادند. جهت تحلیل داده های به دست آمده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته: یافته ها نشان داد آموزش فرزندپروری شفقت محور بر مراقبت والدین و فرسودگی والدگری مادران دانش آموز دارای اختلال درونی سازی موثر است (05/0>p). نتیجه گیری: می توان بیان کرد بسته آموزشی فرزندپروری شفقت محور بر مراقبت والدین و فرسودگی والدگری مادران دانش آموز دارای اختلال درونی سازی شده اثردارد.
اثربخشی آموزش فنون شناختی- رفتاری بر سبک های دلبستگی ناایمن و سلامت عمومی دانشجویان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ دی ۱۴۰۴ شماره ۱۰ (پیاپی ۱۱۵)
۲۸۰-۲۷۱
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش فنون شناختی رفتاری بر سبک های دلبستگی ناایمن و سلامت عمومی دانشجویان دختر انجام گردید. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان رشته روان شناسی دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب در سال 1402 بودند. 30 نفر، به عنوان نمونه با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی به 2 گروه 15 نفری (گروه آزمایش و گواه) تقسیم شدند. از پرسشنامه سبک های دلبستگی (AAI، هازن و شاور، 1987)، پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ، گلدبرگ و هیلر، 1972) و همچنین پروتکل 10 جلسه ای (هر هفته یک جلسه و هر جلسه 90 دقیقه) برنامه آموزشی فنون شناختی رفتاری برای جمع آوری داده ها و مداخله استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون دلبستگی ناایمن و سلامت عمومی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری وجود دارد (001/0p<) و آموزشی فنون شناختی رفتاری باعث کاهش نمرات افراد در دلبستگی ناایمن و بهبود نمرات در سلامت عمومی بود. از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که آموزشی فنون شناختی رفتاری نقش مهمی در سبک دلبستگی و سلامت عمومی دانشجویان دارد و می توان از این آموزش برای بهبود بهزیستی روانی دانشجویان استفاده نمود.
پیش بینی شکایات روان تنی نوجوانان بر اساس سبک والدگری هلیکوپتری و احساس شرم و گناه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
41 - 48
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر پیش بینی شکایات روان تنی نوجوانان بر اساس سبک والدگری هلکیوپتری و احساس شرم و گناه بود. پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهش های کاربردی و از لحاظ روش از نوع مطالعات توصیفی- همبستگی بود. جامعه پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان کاشان و آران و بیدگل در سال 1403-1402 تشکیل دادند که از بین آنها به صورت در دسترس 175 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه شکایات روان تنی تاکاتا و ساکاتا (2004، PCQ)، مقیاس شرم و گناه کوهن و همکاران (2011، GASP) و مقیاس والدگری هلیکوپتری لیموین و بوچانان (2011، HPS) بود. روش تحلیل این پژوهش، همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام بود. یافته ها نشان داد که سبک والدگری هلیکوپتری و احساس شرم و گناه با شکایات روان تنی در سطح 001/0 رابطه معناداری دارند ؛ هم چنین ضرایب رگرسیون استاندارد سبک های والدگری هلیکوپتری و احساس گناه به ترتیب برابر 25/0 و 26/0 بود که هر دو در سطح 01/0 معنادار بود، اما ضریب رگرسیون استاندارد احساس شرم بسیار ضعیف (008/0) بوده و در نتیجه معنادار نبود. بنابراین سبک والدگری هلیکوپتری و احساس گناه در مجموع حدود 17 درصد از واریانس شکایات روان تنی نوجوانان غیربالینی را تبیین می کنند، لذا توجه به سبک های والدگری و احساس گناه در نوجوانان برای پیشگیری از بروز این گونه شکایات در آن ها امری ضروری است.
نقش واسطه اجتناب تجربه ای در رابطه بین عدم تحمل ابهام و نشانه های وسواس فکری و عملی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: باتوجه به شیوع بالای اختلال وسواس فکری - عملی، بررسی مکانیسم های روان شناختی زمینه ساز علائم آن ضروری است. هدف: این پژوهش باهدف تعیین نقش واسطه اجتناب تجربه ای در رابطه بین عدم تحمل ابهام و نشانه های وسواس فکری و عملی انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع همبستگی مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان مشغول به تحصیل در دانشگاه اردکان در سال تحصیلی ۱۴۰۲ - ۱۴۰۳ بود. نمونه پژوهش شامل ۳۴۲ نفر از دانشجویان بود که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری دادها از پرسش نامه های وسواس فکری - عملی مادزلی، عدم تحمل ابهام کارلتون و پذیرش و عمل بوند استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS26 و AMOS24 تحلیل شدند. یافته ها: عدم تحمل ابهام بر اجتناب تجربه ای تأثیر مستقیم و مثبت (001/0> P و ۸۴۸/۰ =β) و اجتناب تجربه ای بر وسواس تأثیر مستقیم و مثبت (001/0> P و ۷۲۵/۰=β) دارد. تأثیر مستقیم عدم تحمل ابهام بر وسواس معنی دار نبود (798/0> P و ۰۳۳/۰ =β). نقش واسطه اجتناب تجربه ای در رابطه بین عدم تحمل ابهام و وسواس معنی دار است. (001/0> P و ۶۱۵/۰=β) .نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد اجتناب تجربه ای رابطه بین عدم تحمل ابهام و علائم وسواس فکری عملی را میانجی گری می کند. پیشنهاد می شود، در مداخلات درمانی جهت بهبود نشانه های وسواس فکری و عملی به عدم تحمل ابهام مرتبط با اجتناب تجربه ای توجه شود.
نقش فعالیت عالی شناختی ذهن و فرسودگی تحصیلی در پیش بینی خلاقیت دانش آموزان مدارس تیزهوشان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی نقش فعالیت عالی شناختی ذهن و فرسودگی تحصیلی در پیش بینی خلاقیت دانش آموزان مدارس تیزهوشان شهر تبریز بود. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر دوره متوسطه مدارس تیزهوشان شهر تبریز (دوره اول و دوم متوسطه) به تعداد 80 نفر در سال تحصیلی 1401- 1400 بودند که به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه خلاقیت عابدی (1363)، آزمون ویسکانسین گرانت و برگ (1984)، مقیاس هوشی وکسلر (1939) برای کودکان و پرسشنامه فرسودگی تحصیلی برسو، سالنوا و شافلی (2007) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحت نرم افزار SPSS نسخه 22 استفاده شد. نتایج نشان داد بین فعالیت عالی شناختی ذهن (عملکرد در ویسکانسین، واژگان و فراخنای ارقام) با خلاقیت در دانش آموزان مدارس تیزهوشان رابطه مثبت معنی داری وجود دارد (001/0 P=). همچنین بین خستگی تحصیلی ، بی علاقگی تحصیلی، ناکارآمدی تحصیلی و فرسودگی تحصیلی با خلاقیت در دانش آموزان مدارس تیزهوشان رابطه منفی معنی داری وجود دارد (001/0 P=). نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز نشان داد متغیرهای فعالیت عالی شناختی ذهن و فرسودگی تحصیلی62 درصد توانایی پیش بینی خلاقیت دانش آموزان مدارس تیزهوشان را دارد. با توجه به نتایج به دست آمده می توان بیان نمود فعالیت عالی شناختی ذهن و فرسودگی تحصیلی توانایی پیش بینی خلاقیت در دانش آموزان مدارس تیزهوشان را دارند و برای افزایش خلاقیت در دانش آموزان تیزهوش باید به فعالیت عالی شناختی ذهن و فرسودگی تحصیلی توجه ویژه ای نمود.
اثربخشی درمان کوتاه مدت روابط موضوعی برکاهش کمال گرایی و نشانگان شخصیت خودشیفته: پژوهش مورد منفرد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۶۴
41 - 76
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان کوتاه مدت روابط موضوعی در کاهش کمال گرایی در افراد دارای نشانگان شخصیت خودشیفته بود. روش: این پژوهش از نوع موردمنفرد با طرح A-B و خط پایه چندگانه و پیگیری یک ماهه انجام شد. جامعه آماری شامل دانشجویان ۱۸ تا ۳۰ ساله ای بود که بین دی ۱۳۹۹ تا فروردین ۱۴۰۰ به کلینیک روانشناختی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد مراجعه کردند. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد و از میان ۱۷ مراجعه کننده، ۳ نفر دارای نشانگان شخصیت خودشیفته شناسایی شدند. غربالگری با استفاده از پرسشنامه چندمحوری بالینی میلون و مصاحبه ساختاریافته انجام گرفت. شرکت کنندگان در موقعیت های خط پایه، جلسات پنجم، دهم، شانزدهم و پیگیری به پرسشنامه های میلون و کمال گرایی پاسخ دادند. درمان کوتاه مدت روابط موضوعی طی شانزده جلسه هفتگی و فردی اجرا شد. یافته ها: نتایج تحلیل دیداری و درصد داده های ناهمپوش (PND) نشان داد که درمان کوتاه مدت روابط موضوعی به طور مؤثری کمال گرایی و نشانگان خودشیفتگی را کاهش داده است. PND در پیگیری برای دو مراجع اول ۱۰۰٪ و برای مراجع سوم ۶۶٪ بود که بیانگر اثربخشی درمان است. نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد درمان کوتاه مدت روابط موضوعی می تواند رویکردی کارآمد برای کاهش ویژگی های شخصیتی ناسازگار مانند کمال گرایی و نشانگان خودشیفتگی باشد، به ویژه زمانی که این ویژگی ها به صورت همزمان مشاهده می شوند. این یافته ها کاربرد این درمان را در مداخلات بالینی تأیید می کنند.
نقش میانجی تاب آوری روانشناختی در رابطه ترومای دوران کودکی با رفتارهای خود آسیبی غیرخودکشی در دانش آموزان مقطع متوسطه دوم
منبع:
مشاوره توانبخشی سال اول پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
200 - 212
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بدرفتاری با کودک یک مشکل بهداشت عمومی گسترده با پیامدهای نامطلوب سلامت جسمی و روانی کوتاه مدت یا بلندمدت برای کودکان است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطه ای تاب آوری روان شناختی بین ترومای دوران کودکی و رفتارهای خود آسیبی غیر خودکشی نوجوانان بود. روش: روش پژوهش حاضر، همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری مطالعه حاضر تمامی دانش آموزان مشغول به تحصیل مقطع متوسطه دوم شهر بم در سال تحصیلی 1404-1403 بود که با توجه به جامعه آماری حداقل حجم نمونه 330 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شد. ابزارهای مورد استفاده مقیاس تاب آوری (کانر و دیویدسون،2003)، پرسش نامه رفتارها و کارکردهای خود جرحی (خانی پور، 1393) و فرم کوتاه پرسش نامه ترومای دوران کودکی برنشتاین و فینک (1998) بود. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که ترومای دوران کودکی بر رفتارهای خود آسیبی غیر خودکشی اثر مستقیم دارد (0/05>P). ترومای دوران کودکی اثرات پیش بینی غیرمستقیم قابل توجهی بر رفتارهای خود آسیبی غیر خودکشی از طریق تاب آوری روان شناختی (β=-0/157،p< 0/05) داشت. نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت، نوجوانان با ترومای دوران کودکی در صورت اکتساب ظرفیت بالای تاب آوری روان شناختی می توانند کمتر اقدام به رفتارهای خودآسیبی کنند.
تعیین اثربخشی برنامه آموزش گروهی شایستگی اجتماعی بر دلبستگی ناایمن و مهارت های اجتماعی کودکان بی سرپرست(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
87 - 100
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شایستگی اجتماعی به عنوان یکی از پیش بینی کننده های موفقیت تحصیلی و اجتماعی فرد به شمار می رود که می تواند، عملکرد مطلوب کنونی و آینده او را تحت تأثیر قرار دهد؛ بر همین اساس هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی برنامه مداخله ای شایستگی اجتماعی بر دلبستگی ناایمن و مهارت های اجتماعی کودکان بی سرپرست بود.
روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان بی سرپرست شهر سنندج در سال تحصیلی 1403-1402 بود. 30 دانش آموز که نمره آن ها در پرسشنامه دلبستگی ناایمن یک انحراف معیار بالاتر و در مهارت های اجتماعی یک انحراف معیار پائین تر از میانگین بود با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به صورت گمارش تصادفی در گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. که گروه آزمایش 16 جلسه 45 دقیقه ای تحت برنامه آموزش شایستگی اجتماعی قرار گرفت و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزار های مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه اختلال دلبستگی راندولف (2000) و پرسشنامه نظام درجه بندی مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت (1990) بودند. تحلیل داده های آماری با استفاده از روش تحلیل کوواریانس و نرم افزار آماری spss نسخه 23 صورت گرفت.
یافته ها: یافته ها نشان داد که برنامه آموزش گروهی شایستگی اجتماعی بر کاهش دلبستگی ناایمن و افزایش مهارت های اجتماعی و مؤلفه های آن (همکاری، جرأت ورزی و خودمهارگری) مؤثر است (001/0>p) و نتایج در دوره پیگیری حفظ شد.
نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان گفت که برنامه آموزش گروهی شایستگی اجتماعی روش مداخله ای مناسبی جهت کاهش دلبستگی ناایمن و افزایش مهارت های اجتماعی کودکان بی سرپرست است.
تدوین مدل مفهومی و ساخت ابزاری برای سنجش آگاهی معلمان از ارزشیابی تکوینی: یک مطالعه آمیخته
منبع:
سلامت روان در مدرسه دوره ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
34 - 46
حوزههای تخصصی:
هدف: تدوین مدل مفهومی، ساخت ابزار سنجش آگاهی معلمان از ارزشیابی تکوینی، روایی و اعتبارسنجی ابزار روش پژوهش: روش های تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی یافته ها: تبیین جدید و کاربرد طبقه بندی مارزانو و کندال از اهداف آموزشی برای ارزشیابی تکوینی، مؤلفه های مدل مفهومی ارزشیابی تکوینی عبارت اند از: ارائه دانش، سیستم شناختی (بازیابی، درک مطلب، تحلیل، بهره برداری از دانش)، فراشناخت، تفکر نظام شخصی، راهبردهای ارزشیابی تکوینی سنتی و نوین، تدوین پرسش نامه 74 سؤالی نتیجه گیری: استخراج شش مؤلفه و 28 سؤال از پرسش نامه در روش تحلیل عاملی اکتشافی، آلفای کرونباخ کل سازه برابر 0.79 و قابل قبول است. ابزار در تحلیل عاملی تأییدی دارای برازش ضعیف است و با اصلاح مدل برازش آن بهبود یافت.
مقایسه اثربخشی درمان پذیرش و تعهد و هیپنوتیزم درمانی شناختی رفتاری بر درد، تنظیم هیجان و کیفیت زندگی زنان مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: درمان های روان شناختی، با تأکید بر منابع درونی فرد در مقابله با بیماری های روانی، تدابیر درمانی مناسبی برای کمک بیماران، به خصوص زنان مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی فراهم نموده است. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان پذیرش و تعهد و هیپنوتیزم درمانی شناختی رفتاری بر درد، تنظیم هیجان و کیفیت زندگی زنان مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی است. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش - پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه پژوهش کلیه زنان مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی شهر ساری بودند. ۳۶ نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش، آزمایش و گواه تقسیم شدند و گروه های آزمایش، ۸ جلسه درمان دریافت کردند. ابزارها شامل پرسش نامه های تنظیم هیجان گارنفسکی، کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی، درد محمدیان و غربالگری سمپتوم پیش از قاعدگی بود. داده ها با روش کوواریانس چند متغیره، آزمون تعقیبی بونفرونی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد بین نمرات میانگین درد، کیفیت زندگی و تنظیم هیجان در اثر درمان پذیرش و تعهد و هیپنوتیزم درمانی شناختی رفتاری تفاوت معناداری وجود ندارد. هر دو درمان با توجه به ماهیت روان شناختی اختلال ملال پیش از قاعدگی باعث بهبود کیفیت زندگی، تنظیم هیجان و درد شدند. نتیجه گیری: درمان پذیرش و تعهد و هیپنوتیزم درمانی شناختی رفتاری بر درد، تنظیم هیجان و کیفیت زندگی زنان مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی مؤثر است. پیشنهاد می شود برای درد، تنظیم هیجان و کیفیت زندگی زنان مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی از آن استفاده شود.
نقش میانجی خودکنترلی در رابطه بین حمایت اجتماعی و ولع مصرف در معتادان در حال ترک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی خودکنترلی در رابطه بین حمایت اجتماعی و ولع مصرف در معتادان در حال ترک بود. روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری را معتادان در حال ترک در شهر رشت در سال 1402 تشکیل دادند که در پژوهش حاضر 370 نفر با استفاده از روش نمونه گیری داوطلبانه و در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه ولع مصرف (DCQ، سوموزا و همکاران، 1995)، مقیاس خودکنترلی (SCS، تانجنی و همکاران، 2004) و مقیاس حمایت اجتماعی (SSS، زیمت و همکاران، 1988) پاسخ دادند. یافته ها نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. همچنین حمایت اجتماعی اثر مستقیم، مثبت و معنادار بر خودکنترلی و اثر مستقیم، منفی و معنادار بر ولع مصرف داشت (01/۰>P). خودکنترلی در رابطه بین حمایت اجتماعی با ولع مصرف نیز نقش میانجی داشت (01/۰>P). یافته های پژوهش نشانگر نقش میانجی خودکنترلی در ارتباط بین حمایت اجتماعی با ولع مصرف بود و اهمیت حمایت اجتماعی در پیش بینی مستقیم و غیرمستقیم ولع مصرف را آشکار ساخت.
نقش میانجی باورهای بیماری در رابطه بین اجتناب تجربی و سازگاری با بیماری در بیماران قلبی عروقی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بیماری قلبی عروقی وضعیتی جسمانی وخیمی است که با تبعات متعدد همراه است. از طرفی وضعیت های ذهنی و روانشناختی تاثیر قابل توجهی بر روند بیماری آنها، بهبودی نسبی و میزان مرگ و میرشان دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر پیش بینی سازگاری با بیماری بر اساس اجتناب تجربی با نقش میانجی باورهای بیماری در بیماران قلبی عروقی بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی و با استفاده از معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل افراد مبتلا به بیماری های قلبی-عروقی مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر بوکان در سال 1397 بود که 300 نفر به روش نمونه گیری هدفمند برای شرکت در مطالعه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه پذیرش و عمل، مقیاس سازگاری روانی با بیماری و پرسشنامه باورهای سلامتی استفاد شد. برای تحلیل داده ها از روش های ضریب همبستگی و مدل معادلات ساختاری با بهره گیری از نرم افزار AMOS و SPSS استفاده شد. یافته ها: طبق نتایج اجتناب تجربی و باورهای بیماری به ترتیب دارای رابطه معنادار منفی و مثبت با سازگاری با بیماری بودند (01/0>P). نتایج معادلات ساختاری نشان داد که مدل نقش میانجی باورهای بیماری در رابطه بین اجتناب تجربی و سازگاری با بیماری در بیماران قلبی عروقی از برازش مناسبی برخوردار بود و اثر غیر مستقیم اجتناب تجربی بر سازگاری با بیماری به لحاظ آماری در سطح 01/0 معنی دار بود. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت اجتناب تجربی از طریق باورهای بیماری می تواند سازگاری با بیماری در بیماران قلبی عروقی را بهبود بخشد. بنابراین توجه به اجتناب تجربی به همراه باورهای بیماری می تواند سطح سازگاری با بیماری را در بیماران قلبی عروقی متاثر سازد.
تبیین تبلور وجودی دانشجویان بر اساس شخصیت فعال و حمایت تحصیلی: نقش واسطه ای خودکارآمدی خلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین شخصیت فعال و حمایت تحصیلی با تبلور وجودی در دانشجویان با میانجی گری خودکارآمدی خلاق انجام شد. روش پژوهش توصیفی_همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش را دانشجویان کارشناسی دانشگاه شیراز در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ تشکیل دادند که از بین آن ها به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای ۳۵۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس شخصیت فعال (PPS؛ باتمن و کرانت، ۱۹۹۳)، پرسشنامه حمایت تحصیلی (ASQ؛ ساندز و پلانکت، ۲۰۰۵)، پرسشنامه خودکارآمدی خلاق (CSQ؛ کارووسکی، ۲۰۱۰) و مقیاس تبلور وجودی (FS؛ داینر و همکاران، ۲۰۱۰) بود. از تحلیل معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار است و 52٪ واریانس خودکارآمدی خلاق و 51٪ واریانس تبلور وجودی را تبیین می کند. شخصیت فعال، حمایت تحصیلی، و خودکارآمدی خلاق، هرکدام تاثیر مستقیم و مثبت معنی داری بر تبلور وجودی دارند (05/0P<) و خودکارآمدی خلاق نیز اثر معنی داری بر تبلور وجودی دارد (05/0P<). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که خودکارآمدی خلاق نقش میانجی در رابطه بین شخصیت فعال و تبلور وجودی ایفا می کند (05/0P<)؛ اما مسیر حمایت تحصیلی به تبلور وجودی را واسطه گری نمی کند (05/0<P). در مجموع، می توان نتیجه گرفت که شخصیت فعال نقش مهمی در ارتقای تبلور وجودی دانشجویان از طریق بهبود خودکارآمدی خلاق ایفا می کند و حمایت تحصیلی نیز عامل مؤثری در این زمینه محسوب می شود.
اثربخشی طرحواره درمانی بر هویت زوجی و جهت گیری رابطه در زنان خیانت دیده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مهر ۱۴۰۴ شماره ۷ (پیاپی ۱۱۲)
201 - 210
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی طرحواره درمانی بر هویت زوجی و جهت گیری رابطه در زنان خیانت دیده بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری 2 ماهه بود. جامعه پژوهش شامل کلیه زنان متأهل 25 تا 45 ساله مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی شهرضا در سال 1403 بود. تعداد 30 نفر از جامعه آماری با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و با روش تخصیص تصادفی در گروه آزمایش و گروه کنترل (هر گروه 15 نفر) جایگذاری شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه ما بودن در رابطه زوجی (WCRQ، کروز و همکاران،2013) استفاده شد. برای شرکت کنندگان گروه طرح واره درمانی با توجه به پروتکل طی 10 جلسه اجرا شد؛ اما گروه کنترل درمانی دریافت نکردند. تحلیل داده ها با تحلیل آمیخته با اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج نشان داد که بین گروه ها در پس آزمون و پیگیری در هویت زوجی و جهت گیری رابطه تفاوت معناداری در سطح (05/0>P) وجود دارد. ازآنجاکه طرح واره درمانی سبب ایجاد هویت زوجی و بهبود جهت گیری رابطه می شود و می توان از آن به عنوان روش مداخله ای مؤثر برای افزایش جهت گیری رابطه زنان خیانت دیده استفاده کرد.
اثربخشی مهارت آموزی کودک بر اساس روش راه حل محور بر راهبردهای مقابله ای در کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ زمستان (بهمن) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۵
183 - 198
حوزههای تخصصی:
زمینه: هر چند برای پیشگیری و درمان مشکلات رفتاری، عاطفی و اجتماعی کودکان، روش های متعددی در دسترس است اما یکی از مهم ترین روش ها، مهارت آموزی کودک بر اساس روش راه حل محور است. بررسی مطالعات پیشین نشان داد در مورد بررسی اثربخشی برنامه مهارت آموزی کودک راه حل محور بر راهبردهای مقابله ای کودکان، خلا پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف از انجام این پژوهش، بررسی اثربخشی مهارت آموزی کودک بر اساس روش راه حل محور بر راهبردهای مقابله ای در کودکان 10 تا 12 ساله بود. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کودکان پایه چهارم تا ششم دوره ابتدایی (دامنه سنی 10 تا 12 سال) دارای تعارض با والد، مراجعه کننده به مرکز مشاوره تبسم شهر دزفول در سال 1402 بود. بر اساس روش نمونه گیری در دسترس از بین افراد جامعه آماری، 16 نفر انتخاب شد و در دو گروه 8 نفری آزمایش (8 نفر) و گواه (8 نفر) به صورت تصادفی گمارش شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه رفتارهای مقابله ای کودکان (هرناندز، 2008) استفاده شد. برای گروه آزمایش، مداخله مهارت آموزی کودک بر اساس روش راه حل محور (فورمن، 2019) ارائه شد که شامل 15 جلسه 45 دقیقه ای هفتگی بود. هم چنین برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس تک متغیری و چندمتغیری و نرم افزار SPSS-27 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد مداخله مهارت آموزی کودک بر اساس روش راه حل محور بر افزایش راهبرد مواجه شدن با مشکل و نیز کاهش راهبرد کنار آمدن ویرانگر با مشکل در کودکان اثربخش بود (001/0 >P)، اما اثربخشی این نوع مداخله بر راهبرد انحراف از مشکل معنادار نبود (05/0 <P). نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش، پیشنهاد می شود روانشناسان کودک و مشاوران مدارس در جهت بهبود راهبردهای مقابله ای در کودکان 10 تا 12 ساله، به ویژه افزایش راهبرد مواجه شدن با مشکل و نیز کاهش راهبرد کنار آمدن ویرانگر با مشکل از مداخله مهارت آموزی کودک بر اساس روش راه حل محور استفاده کنند.
پیش بینی طلاق عاطفی بر اساس سواد عاطفی ، کیفیت زندگی در زنان و مردان متاهل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی طلاق عاطفی بر اساس سواد عاطفی ، کیفیت زندگی بر روی زنان و مردان متاهل و کارمند انجام شد . روش :به همین منظور به تعداد ١۴۸ نفر (۸٣زن و ٦٥مرد )به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند . به منظور اندازه گیری متغیر های پژوهش از پرسشنامه استفاده شد . در همین راستا پرسشنامه طلاق عاطفی گاتمن برای اندازه گیری متغیر طلاق عاطفی ، پرسشنامه استاندارد مقیاس کارکرد های روان شناختی خانواده ایرانی (IFPFS)برای اندازه گیری متغیر سواد عاطفی ، پرسشنامه وار و همکاران برای اندازه گیری متغیر کیفیت زندگی به کار گرفته شد . داده های به دست امده با استفاده از نرم افزار SPSS-26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . یافته ها :نتایج حاصل از یافته های پژوهش نشان داد که رابطه بین طلاق عاطفی و سواد عاطفی در زنان(0/589-=r)و در مردان (0/807-=r) ،کیفیت زندگی در زنان (0/430-=r)ودر مردان(0/250-=r)معنادار است . در ادامه از طریق تحلیل رگرسیون چند متغیره ، پیش بینی طلاق عاطفی بر اساس سواد عاطفی ، کیفیت زندگی مورد بررسی قرار گرفت . نتیجه : نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که طلاق عاطفی به عنوان متغیر ملاک بر اساس سواد عاطفی ، کیفیت زندگی به عنوان متغیر های پیش بین هم در زنان و هم در مردان قابل پیش بینی است .
مقایسه اثربخشی درمان نوروفیدبک، ذهن آگاهی و درمان مبتنی بر تمرینات ادراکی - حرکتی اسپارک بر عملکردهای اجرایی کودکان دوره ابتدایی مبتلابه اختلال بیش فعالی همراه با نقص توجه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اختلال نارسایی توجه همراه با بیش فعالی یکی از اختلالات عصبی تحولی رایج در کودکان است که می تواند بر عملکردهای آموزشی و فردی کودکان مبتلا تأثیر می گذارد. هدف: پژوهش حاضر باهدف مقایسه اثربخشی درمان نوروفیدبک، ذهن آگاهی و درمان مبتنی بر تمرینات ادراکی - حرکتی اسپارک بر عملکردهای اجرایی کودکان مبتلابه اختلال بیش فعالی همراه با نقص توجه انجام شد. روش کار: این پژوهش با روش نیمه تجربی همراه با گروه گواه و طرح پژوهش از نوع پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری در جامعه آماری کلیه کودکان (9 تا11ساله) با اختلال بیش فعالی همراه با نقص توجه در شش ماه اول سال 1398 شهر اصفهان اجرا شد که 60 نفر از آنان به روش هدفمند پس از همتا سازی در چهار گروه درمان نوروفیدبک، درمان ذهن آگاهی، درمان ادراکی - حرکتی (اسپارک) و گروه گواه قرار گرفتند. سه گروه درمانی هر یک به مدت 10 هفته تحت مداخلات درمانی قرار گرفتند؛ ولی مداخله ای بر گروه گواه انجام نشد. ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه رتبه بندی رفتاری کارکردهای اجرائی (بریف) بود و دادههای جمع آوری شده به وسیله نرم افزار SPSS و از طریق تحلیل اندازههای مکرر تحلیل شدند.
اثربخشی الگوی تلفیقی از سبک های یادگیری مشارکتی بر پیشرفت تحصیلی ریاضی دانش آموزان پایه پنجم دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: با وجود اهمیت پیشرفت تحصیلی در ریاضی و اثربخشی شناخته شده سبک های یادگیری مشارکتی، اغلب پژوهش ها به ارزیابی سبک های منفرد پرداخته اند. در نتیجه، یک خلأ پژوهشی مشخص در زمینه بررسی تأثیر الگوهای تلفیقی-مشارکتی وجود دارد. پژوهش حاضر با هدف پر کردن این خلأ، به ارزیابی تأثیر یک الگوی یادگیری ترکیبی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در درس ریاضی می پردازد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی الگوی تلفیقی از سبک های یادگیری مشارکتی بر پیشرفت تحصیلی ریاضی دانش آموزان پایه پنجم دبستان انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پایه پنجم شهر اهواز در سال تحصیلی 1402-1403 بود. نمونه پژوهش 30 نفر از دانش آموزان پایه پنجم شهر اهواز بود که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. در این مطالعه از پرسشنامه پیشرفت تحصیلی ریاضی (دارش و همکاران، 1999) و پروتکل الگوی تلفیقی یادگیری مشارکتی محقق ساخته، در قالب یک برنامه ۱۰ جلسه ای ۹۰ دقیقه ای به گروه آزمایش استفاده شد. داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ و از طریق آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاصل از آزمون مانکووا، بین گروه های آزمایشی و گواه در مؤلفه های درک و فهم (001/0 >P، 87/84 =(23 و 3)F)، انتخاب راهبردها (001/0 >P، 53/25 =(23 و 3)F)، محاسبه و ارزیابی و حل مسئله (001/0 >P، 57/42 =(23 و 3)F) و نمره کل پیشرفت تحصیلی ریاضی با (001/0 >P، 09/156 =(23 و 3)F) در دو موقعیت پیش آزمون و پس آزمون تفاوت وجود دارد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد الگوی تلفیقی یادگیری مشارکتی، تأثیری معنادار بر بهبود پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در درس ریاضی دارد. پیشنهاد می شود معلمان از راهبردهای این الگوی تلفیقی برای طراحی فعالیت های کلاسی و تقویت یادگیری عمیق در ریاضی استفاده کنند. همچنین به برنامه ریزان درسی و سیاست گذاران توصیه می شود که این پروتکل آموزشی را به عنوان یک مدل کارآمد برای تدوین بسته های یادگیری و برگزاری دوره های بازآموزی معلمان در جهت ارتقای کیفیت آموزش ابتدایی مد نظر قرار دهند.