رابطه بین آسیب دوران کودکی و پریشانی روان شناختی در افراد مبتلا به درد مزمن: نقش میانجی ناگویی هیجانی و ذهن آگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ دی ۱۴۰۴ شماره ۱۰ (پیاپی ۱۱۵)
۱۸۰-۱۷۱
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی ناگویی هیجانی و ذهن آگاهی در رابطه بین آسیب دوران کودکی و پریشانی روان شناختی افراد مبتلا به درد مزمن بود. روش این پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری این پژوهش شامل افراد مبتلا به درد مزمن شهر نیشابور در سال 1403 بود که به مراکز درمانی مراجعه کرده بودند. 255 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند و به پرسشنامه آسیب دوره کودکی (CQT؛ برنستاین و همکاران، 2003)، مقیاس پریشانی روان شناختی کسلر (K-10؛ کسلر و همکاران؛ 2002)، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (TAS؛ بکبی و همکاران، 1994) و پرسشنامه پنج عاملی ذهن آگاهی (FFMQ، بائر و همکاران، 2012) پاسخ دادند. داده ها به روش تحلیل مسیر تحلیل شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش برخوردار است. همچنین نتایج نشان داد که آسیب دوران کودکی بر ناگویی هیجانی و ذهن آگاهی اثر مستقیم و معنادار داشت؛ همچنین اثر مستقیم ناگویی هیجانی و ذهن آگاهی بر پریشانی روان شناختی نیز معنادار بود (05/0>P). علاوه بر این، نتایج نشان داد که ناگویی هیجانی و ذهن آگاهی در رابطه بین آسیب دوران کودکی و پریشانی روان شناختی نقش میانجی دارد (05/0>P). بر این اساس می توان نتیجه گرفت که آسیب دوران کودکی به طور غیرمستقیم و با میانجی گری ناگویی هیجانی و ذهن آگاهی بر پریشانی روان شناختی اثر داشت.