فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۴۱ تا ۱٬۲۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال ۲۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
313 - 335
حوزههای تخصصی:
افغانستان به عنوان یک کشور همسایه با مشکلات امنیتی و اقتصادی جدی روبه رو بوده و بسیاری از افغانستانی ها به دنبال بهبود شرایط زندگی خود به کشورهای همسایه مهاجرت می کنند، ایران به عنوان یکی از مقصدهای اصلی این مهاجران انتخاب می شود. مهاجرانی که به شکل غیرقانونی از افغانستان به ایران می آیند از مهارت و توانایی خاصی برخوردار نبوده و در کارهای رده پایین جامعه مشغول به کار می شوند. کودکان این مهاجران نیز به دلیل مشکلات اقتصادی خانواده هایشان مجبور به کار می شوند. با توجه به اینکه بسیاری از کودکان و نوجوانان افغانستانی در ایران به دنیا آمده اند یا در سنین کودکی به این کشور مهاجرت کرده اند، مسئله فرهنگ پذیری آن ها از اهمیت بسزایی برخوردار است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر فهم راهبردهای فرهنگ پذیری کودکان کار افغانی در ایران است. در پژوهش حاضر با بهره گیری از روش کیفی و رویکرد پدیدارشناختی، از تکنیک مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته برای جمع آوری اطلاعات پژوهش استفاده شده است. مشارکت کنندگان پژوهش را کودکان افغانی حاضر در مرکز حامی پرتو در منطقه 5 تهران تشکیل داده اند و با 18 نفر از آن ها مصاحبه شده است. برای انتخاب مشارکت کنندگان از روش نمونه گیری هدف مند با حداکثر تنوع استفاده شد. داده ها با استفاده از روش موستاکاس تحلیل شده اند. یافته های پژوهش بیانگر آن است که راهبردهای فرهنگ پذیری کودکان کار افغانی عبارتند از: همانندسازی، جدایی یا انفصال، هماهنگی یا انطباق، حاشیه گزینی یا انزواطلبی. یکپارچگی، رایج ترین شکل راهبرد فرهنگ پذیری است؛ چراکه به کودکان کار افغانی اجازه می دهد با وجود پایبندی به هویت فرهنگی و ارزش های جامعه خویش، خود را با هویت و فرهنگ جامعه میزبان وفق دهند.
فلسفه اذن تکوینی الهی بر انجام معصیت از دیدگاه عرفان اسلامی و تأثیر آن در زندگی انسان در سرای ناسوت(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه سبک زندگی سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۸
69 - 90
حوزههای تخصصی:
گناه ظلمت و حجابی است که بنده را از پروردگار دور می کند و در شرع حرام است. خداوند به کفر بندگان راضی نیست، اما همگان را ملزم به هدایت نمی کند؛ ازاین رو ارتکاب گناه به لحاظ تکوین محقق شده است. در این پژوهش که به روش تحلیلی و توصیفی صورت گرفته، ابتدا ماهیت گناه و جنبه تشریعی آن بررسی شده، سپس اذن تکوینی به انسان برای انجام گناه و تعلق علم و اراده خداوند به فعل ناشایست بشر بر اساس مبانی عرفان ابن عربی از جمله علم و اراده الهی، اعیان ثابته و سرّ القدر، حکمت الهی و نظام اسمائی بررسی و با ارجاع به آنها تبیین شده است. بر این اساس، خداوند سبحان انسان را مجبور به گناه نکرده، بلکه هر کس به اقتضای عین ثابته، با زبان استعدادش کافر یا مؤمن بودن را طالب است و هر عینی مرضی رب خودش است. خداوند نیز طلب اعیان در مقام واحدیت را در عالم کون به ظهور می رساند. مرجع اختلافات در عالم کون، تقابل اسمای الهی در مقام واحدیت است. تأثیر مستقیم این مسئله در زندگی انسان و نیز بر بینش و کنش آدمی موجب سوءبرداشت حوادث ناشی از آن می شود. با تغییر در بینش انسان، رفتار آدمی تغییر می کند و در نهایت همه به اسم رحمان بازمی گردند.
تأثیرپذیری اشعار فیض کاشانی از معارف توحیدی نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاشان شناسی دوره ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۲)
249 - 267
حوزههای تخصصی:
نهج البلاغه یکی از زیباترین متون دینی در معارف الهی شامل گفتار و پاره گفتارهای علی(ع) است که در قالب بهترین الفاظ و به صورتی هنرمندانه بیان شده و توجه بسیاری از ادیبان و نویسندگان را به خود جلب نموده و در شعر شاعران فارسی زبان بازتاب داشته است. هرچند از فیض بیشتر به عنوان یک مفسر، محدث و عارف یاد شده است، او یکی از شاعران عالم بزرگ شیعی در قرن یازدهم نیز به شمار می رود. ایشان اشعار فراوانی با محوریت توحیدی از خود به جا گذاشته است که پرداختن به آن ها ما را در شناخت بُعد عرفانی فیض، یاری خواهد رساند. پژوهش حاضر در نظر دارد با روش توصیفی تحلیلی مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای، با واکاوی دیوان شعر فیض کاشانی، الهام پذیریِ فیض از امیر عارفان در معارف توحیدی و شیوه تأثیرپذیری را به تصویر کشد. نتایج تحقیق نشانگر آن است که بیشترین سطح تأثیرپذیری فیض از معارف توحیدی نهج البلاغه ناظر به معرفی سلبی پروردگار است.
نقش میانجی وابستگی دانش آموزان به شبکه های اجتماعی در تبیین رابطه میان سبک های ارتباطی خانواده و پذیرش اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
259 - 283
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: وابستگی نوجوانان به شبکه های اجتماعی مجازی، پدیده نسبتاً نوظهور و رو به رشدی است که در سالیان اخیر با فراهم شدن دسترسی همگانی به فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی، به یکی از عوامل مهم در تغییر الگوهای رفتاری منجر شده و توجه متخصصان حوزه های علوم اجتماعی و رفتاری را به خود معطوف نموده است. هدف پژوهش حاضر بررسی مدل علّی بین سبک های ارتباطی و پذیرش اجتماعی با نقش واسطه ای وابستگی به شبکه های اجتماعی دانش آموزان بود.
روش و داده ها: پژوهش حاضر از نوع همبستگی و مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی شهرستان تفت در سال تحصیلی 1402-1401 بود که به روش نمونه گیری تمام شماری تعداد 200 پرسشنامه مورد تحلیل قرار گرفت. ابزار پژوهش، پرسشنامه تجدیدنظرشده الگوهای ارتباطی خانواده فیتزپاتریک و ریچی (1994)، پرسشنامه پذیرش اجتماعی مارلو و کراون (1960) و پرسشنامه وابستگی به اینترنت یانگ (1998) بود.
یافته ها: نتایج نشان داد سبک ارتباطی گفت وشنود، همنوایی و وابستگی به شبکه های اجتماعی به صورت مستقیم و معنادار پذیرش اجتماعی را پیش بینی می کنند. همچنین از بین دو سبک ارتباطی، تنها سبک ارتباطی گفت وشنود به صورت مستقیم، منفی و معنادار، قادر به پیش بینی وابستگی به شبکه های اجتماعی در دانش آموزان می باشد. در نهایت وابستگی به شبکه های اجتماعی تنها در ارتباط بین سبک ارتباطی گفت وشنود و پذیرش اجتماعی در دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی شهرستان تفت نقش واسطه ای دارد.
بحث و نتیجه گیری: هرقدر افراد از سبک های ارتباطی بهتری استفاده کنند و آزادانه به بحث و تبادل نظر بپردازند کمتر به شبکه های اجتماعی وابسته شده و پذیرش اجتماعی آنها افزایش می یابد.
پیام اصلی: مشاوران خانواده با برگزاری کارگاه های آموزش سبک های ارتباطی، وابستگی به شبکه های اجتماعی دانش آموزان را کاهش و پذیرش اجتماعی آن ها را افزایش دهند. تحقیقات بیشتری لازم است تا بر نقش والدین و ارائه آموزش های لازم به آن ها جهت کمک به بهبود پذیرش اجتماعی دانش آموزان و کاهش وابستگی به شبکه های اجتماعی تمرکز نمایند.
بررسی بایسته های مدیریت انتظامی یکپارچه پلیس های تخصصی در پیشگیری از جرم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با توسعه بسترهای سخت افزاری و نرم افزاری؛ سطح پیچیدگی جرایم نیز به طور چشم گیری بالا رفته است. مسأله قابل تأمل، گستردگی دامنه وظایف فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران و تعدد پلیس های تخصصی است که به طور ویژه در راستای مقابله و پیشگیری از جرائم فعالیت دارند. بنابراین در این پژوهش، به بررسی بایسته های مدیریت انتظامی یکپارچه پلیس های تخصصی در پیشگیری از جرم، پرداخته شده است.روش: این تحقیق، یک پژوهش کیفی از نوع تحلیل محتوای جهت دار است که از نظر هدف، کاربردی است. مشارکت کنندگان در این پژوهش 20 نفر هستند که در ابتدا 18 نفر از مدیران ارشد پلیس های تخصصی و نیز معاونت عملیات فراجا از حوزه مرکزی به روش نمونه گیری هدفمند تا اشباع نظری انتخاب شده اند. سپس برای اتقان نظری بیشتر، 2 نفر از کارشناسان خبره قضایی خارج از مجموعه فراجا نیز مشارکت داده شدند. روش گردآوری داده ها میدانی و ابزار آن مصاحبه نیمه ساختاریافته است. داده ها به روش صوری و تکرارپذیری از نظر روایی و پایایی تأیید و همچنین برای تحلیل داده ها از نرم افزار مکس کیودا استفاده شده است. یافته ها: با تحلیل داده های حاصل از مصاحبه های نیمه ساختار، در مجموع 136 مورد از بایسته های مدیریت انتظامی یکپارچه پلیس های تخصصی ذیل 24 محور اصلی در راستای پیشگیری از جرم شناسایی شدند که برخورداری از بینش راهبردی، اشراف اطلاعاتی جامع، اطلاعات محوری، شبکه دانش و اطلاعات، اصلاح ساختار و بهبود فرایندها، خدمات رسانی مطلوب، پیشگیری مردم پایه، گفتمان سازی، تعامل فرا فعال، وحدت فرماندهی و هدایت عملیات انتظامی، برنامه ریزی، سازمان دهی و هماهنگی یکپارچه عملیات انتظامی، طرح ریزی یکپارچه عملیات انتظامی، پیشگیری فناورانه یکپارچه، هوشمندسازی فرایندها از جمله شناسه های محوری آن هستند.نتیجه گیری: مدیریت انتظامی یکپارچه پلیس های تخصصی در پیشگیری از جرم؛ مستلزم هماهنگی حداکثری پلیس های تخصصی فراجا در گام های مختلف برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی، پیاده سازی و اجرای فرایندهای پیشگیرانه از جرم است که توجه به شناسه ها و بایسته های شناسایی شده در این پژوهش می تواند فرماندهان، مدیران و رؤسای پلیس های تخصصی را در صحنه سیاست گذاری و میدان اجرای سیاست ها و تدابیر اتخاذ شده راهنما و کمک کار باشد.
طراحی الگوی شایستگی مدیران آجا (مورد مطالعه: دانش آموختگان تحصیلات تکمیلی دافوس)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه نیاز سازمان های نظامی به مدیرانی است که بتوانند درست تصمیم بگیرند، راه حل های خلاقانه برای مسائل ارائه کنند و در مقابل کار و مسئولیت بر عهده گرفته خود پاسخگو باشند؛ زیرا این مدیران اند که تصمیم گیرنده درباره وقایع و شرایط سازمانی و تخصیص دهنده منابع اند. از این حیث، شناسایی و انتخاب و به کارگیری مدیران شایسته و کارآمد باید یکی از اصلی ترین چالش ها و دغدغه های سازمان ها، به خصوص سازمان های نظامی محسوب شود. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی شایستگی مدیران آجا و اعتبارسنجی آن انجام شده است. طرح پژوهش، کیفی و پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر چگونگی گردآوری اطلاعات از نوع مطالعه موردی است. مشارکت کنندگان شامل 15 نفر از مدیران و فرماندهان با تجربه و با رزومه عالی دانشگاه فرماندهی و ستاد آجا بودند. نمونه گیری با روش هدفمند از نوع گلوله برفی و مصاحبه به صورت نیمه ساختاریافته انجام شد. داده ها به کمک نرم افزار MAXQDAv2020 و به روش تحلیل مضمون مورد تحلیل و کدگذاری قرار گرفته و برای اعتباریابی الگوی پژوهش از شاخص های مقبولیت اشتراوس و کوربین؛ تکنیک بازدید توسط اعضاء و رویکرد خود بازبینی توسط محقق استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد، الگوی شایستگی مدیران آجا شامل 56 مولفه و 8 بعد؛ شایستگی های رفتاری (فردی-شخصیت)، رهبر نظامی، اخلاق حرفه ای، مدیریتی، ارزشی، اقتصادی، دانشی و شبکه سازی می باشد
شناسایی سناریوهای محتمل مراکز تجاری براساس الگوی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازارها به عنوان یکی از عناصر مهم و تأثیرگذار در شهرهای ایرانی- اسلامی، از گذشته بستر شکل گیری حیات مدنی بوده اند و دارای عملکردهای متعدد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و ... می باشند. که در نتیجه ظهور سیستم اقتصادی نوین پاساژها یا مراکز خرید پا بر جای بازارها گذاشتند که مطابق با سبک زندگی اسلامی نبودند. لذا به منظور ایجاد بازارهایی مطابق با ارزش های اسلامی، لازم است قبل از ورود به آینده سناریوهای محتمل شناسایی گردد و نگاشت مناسبی از ادبیات موضوع در کنار شناسایی معیارهای مطلوب بازار و مراکز تجاری از منظر اسلام ارائه گردد. پژوهش حاضر با رویکردی آینده پژوهی با روش سناریو نگاری سعی دارد سناریو های محتمل بواسطه پیشران های شناسایی شده از طریق بررسی معیارهای بازتعریف شده براساس متون اسلامی از طریق پرسشنامه در بازار تاریخی و مراکز تجاری مدرن در شهر تبریز مورد بررسی قرار دهد. یافته های تحقیق براساس بررسی معیارهای بازتعریف شده طبق اصول اسلامی نشان می دهد معیار ذکر و عبادت (متذکر بودن) و معیار نظم و مشارکت اجتماعی و الگوی صحیح مصرف در بازار تاریخی تبریز نسبت به دیگر معیارها بیشترین امتیاز را در مقایسه با مراکز تجاری مدرن کسب کرده اند. که این معیارها به عنوان پیشران های اصلی برای ارائه سناریو ها می توانند آینده مراکز تجاری در جهت دستیابی به وضعیت مطلوب براساس سبک زندگی اسلامی تحت تأثیر قرار دهند. از بین چهار الگوی سناریو نویسی، سناریو وضعیت با ثبات انتخاب گردید، این سناریو گویای توقف رشد مراکز تجاری و تعادل میان اقتصاد و طبیعت است.
بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و سلامت اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
اهداف: این پژوهش، در پی بررسی سلامت اجتماعی و سرمایه اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه شیراز در سال تحصیلی 1402-1401 بود. چارچوب نظری این پژوهش بر اساس نظریه سلامت اجتماعی کییز بود. روش پژوهش: روش پژوهش کمی و از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری مورد مطالعه کلیه دانشجویان دانشگاه شیراز بودند. روش نمونه گیری در این پژوهش روش نمونه گیری تصادفی از نوع خوشه ای و حجم نمونه مورد مطالعه بر اساس فرمول کوکران 376 نفر بود. برای جمع آوری داده ها از ابزار پرسشنامه ساختارمند شامل مقیاس های سلامت اجتماعی کییز و شاپیرو (2005) و سرمایه اجتماعی میرفردی و ولی نژاد (1394)، استفاده شد. اعتبار ابزار به روش اعتبار صوری مورد تائید قرار گرفت و برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد و داده ها به کمک نرم افزار SPSS نسخه 26 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که میزان سلامت اجتماعی و سرمایه اجتماعی دانشجویان در سطح متوسطی است. تفاوت معناداری بین سلامت اجتماعی دانشجویان زن و مرد وجود نداشت. بین سلامت اجتماعی با توجه به مقطع تحصیلی، رشته تحصیلی، گروه سنی و قومیت تفاوت معناداری وجود نداشت. میزان سلامت اجتماعی دانشجویان برحسب پایگاه اقتصادی- اجتماعی متفاوت بود و طبقه بالا، بیشترین سلامت اجتماعی را داشت. بین متغیرهای سرمایه اجتماعی و سلامت اجتماعی رابطه مثبت و معناداری در سطح 99 درصد وجود داشت. در مجموع، متغیرهای سرمایه اجتماعی و پایگاه اقتصادی- اجتماعی، 12 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین کردند. نتیجه: همراستایی بین سرمایه اجتماعی و سلامت اجتماعی، نشانگر کارکردهای اجتماعی آنها برای اهداف عمومی جامعه است.
تبیین هنجارپذیری حجاب دختران جوان(مقاله علمی وزارت علوم)
هرچندحجاب در ابتدا یک دستور ساده دینی جلوه می کند،اما نحوه انجام آن از از سوی کنشگران اجتماعی در محیط های اجتماعی به خصوص در جامعه ایران به آن ویژگی خاص و پیچیده ای بخشیده است. در این پژوهش تلاش شده است پدیده هنجارگزینی حجاب در میان دخترانی که دارای مادرانی با رعایت کامل حجاب بوده اند، از منظر فرآیند اجتماعی شدن آنها، مورد بررسی قرار گیرد. مسئله اصلی تحقیق عبارت از این بوده است که:« مدل تبیینی در حفظ الگوی حجاب اسلامی دختران جواندر میان خانواده های پایبند به آن چیست؟».روش انجام پژوهش کیفی و از نوع داده بنیاد بوده است.تعداد مصاحبه شوندگان 27 نفر که از طریق نمونه گیری نظری انجام شده است. مقوله هسته ای بدست آمده مفهوم « الگوپذیری اقناعی» بوده که توسط مدل تبیینی مورد تحلیل قرار گرفته است. مقولات انجام وظائف دینی،فضای غالبی خانواده، نوع رابطه با جنس مخالف و بخصوص مقوله «تاثیر مادر» به عنوان اصلی ترین عوامل در میان موجبات علّی برای نوع انتخاب پوشش دختران شناخته شد.تضعیف ساختاری نهاد خانواده در چند دهه اخیر به عنوان یکی از زمینه های کاهش تاثیرگذاری آن بر فرزندان قلمداد شده است که متناسب با رویکرد این پژوهش برای آن راهکارهائی پیشنهاد شده است.
پدیدار شناسی تجربه زیسته اقدام کنندگان به خودکشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
621 - 652
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: طی دهه های اخیر در بسیاری از کشورها و مناطق جهان، پدیده خودکشی روند فزاینده ای به خود گرفته است. این پدیده، اگرچه سمت و سوی تعدادی از پژوهش های اجتماعی را به خود جلب کرده است، اما تجربیات اقدام کنندگان به خودکشی و دلایل و بسترهایی که آن را شکل می دهند، پیچیده و بسیار متفاوت است. هدف پژوهش حاضر، مطالعه تجربه زیسته افرادی است که اقدام به خودکشی نموده اند. روش و داده ها: این مطالعه با روش پدیدار شناسی انجام گردید. مشارکت کنندگان، ۱۸ نفر از افراد ۱۸ تا ۳۵ ساله ای بودند که طی سه ماهه آخر ۱۴۰۲ در شهر مشهد اقدام به خودکشی نموده بودند. انتخاب مشارکت کنندگان به شیوه هدفمند انجام شد. فرآیند گردآوری داده ها در هیجدهمین مصاحبه نیمه ساختاریافته به اشباع داده ای رسید. سپس داده ها با روش کلایزی مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: این افراد در چهار بعد بدن، روابط، فضا و زمان تجارب آسیب زایی دارند. بدن برای گروهی موضوعی ناارزنده و برای گروهی ابزاری برای اعتراض است. روابط زیسته نیز از فاصله گیری اجتماعی تا آزادی کامل در نوسان است. فضای آنان فاقد دلبستگی است. این در حالی است که گروهی به گذشته با نگرشی منفی، گروهی سعی در فراموشی کردن گذشته و بالاخره گروهی درصدد تغییر جهان زیسته خود هستند. بحث و نتیجه گیری: ضروری است تجربه زیسته این افراد جدی گرفته شود و همزمان به هر چهار بعد زیست بدنی، فضای اجتماعی، ارتباطی و زمانی آنان توجه شود. پیام اصلی: هنگامی که افراد خودکشی می کنند هیجاناتی را در چهار بعد بدنی، روابط اجتماعی، فضا و گستره زمان تجربه می کنند. شناخت هر یک از این مضامین می تواند به افرادی که در حال کمک به این افرادند، یاری دهد.
گفتمان مشروطیت در نمایشنامه «شیخ علی میرزا» اثر میرزا رضاخان طباطبائی نائینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، بررسی نمایشنامه ی«تیاتر شیخعلی میرزای حاکم ملایر و تویسرکان و عروسی با دختر پادشاه پریان» نوشته ی میرزارضاخان طباطبائی نائینی در چهارچوب تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف است. در راستای پاسخ به پرسش هایی چون: گفتمان مشروطه در قالب جهان بینی نویسنده و به مثابه ی عناصری که در تولید و تعبیر متن به کار گرفته شده، چه نظام معنایی را ایجاد کرده است؟این نظام دربرگیرنده ی چه نشانه هایی است؟و برای به حاشیه راندن گفتمان رقیب، تضعیف روابط قدرت و بازتولید ساختارهای فکری از چه ابزارهایی بهره می گیرد؟ مقاله ی حاضر گفتمان مشروطه را واجد کارکرد ایدئولوژیک، در تقابل با گفتمان استبدادی، و بازتاب واقعیات فرهنگی و اجتماعی می داند که گفتمان استبدادی مانع از بازنمایی بی طرفانه ی آن می شود. داده ها از طریق اسنادی و با تحلیل نظام نوشتاری نمایشنامه گردآوری و در سه سطح «توصیف»، «تفسیر» و «تبیین» تحلیل شده است. نتایج نشان می دهد ساختار واژگانی و نحوی ایدئولوژ ی بنیاد متن، جهت تخریب حوزه ی اقتدار عمل کرده و نحوه ی عملکرد مشارکین، کنش ها، روابط و کارکرد زبان، در راستای مقابله با طبیعی سازی ایدئولوژی حاکم است، به گونه ای که معانی و دلالت های اجتماعی مدنظر نویسنده را منتقل کند. همچنین به دلیل سلطه ی سنت های جدید زبانی، واژگانی و دستوری مشروطه بر متن، مولف با به کار گرفتن زبان طنز، به مسائل ایدئولوژیک نهفته در زبان، طبقه و فرهنگ می نگرد. نگرشی که محصول فرایند تقدس زدایی از چهره ی پادشاه و جانشینی الگوهایسیاسی جدیدتر با مرکزیت قانون بوسیله ی گفتمان غالب است.
از هویت تا گفتمان: تحلیل دیپلماسی رسانه ای ایران در ایتالیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه رسانه بین الملل سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۳
115 - 139
حوزههای تخصصی:
دیپلماسی رسانه ای، یکی از ابزارهای قدرت نرم در شکل دهی به تصویر بین المللی کشورها و پیشبرد سیاست خارجی است. تعاملات رسانه ای جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا از اهمیت ویژه ای برخوردار است، زیرا این کشور از اعضای تأثیرگذار اتحادیه اروپا با پیوندهای فرهنگی و تاریخی عمیق با جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود. بااین حال، چالش هایی مانند تمرکز رسانه ای، روایت های غالب غربی و شکاف اطلاعاتی، مسیر دیپلماسی رسانه ای ایران را پیچیده کرده است. این پژوهش، با بهره گیری از نظریه سازه انگاری، به بررسی تأثیر هنجارها، هویت و گفتمان های فرهنگی بر دیپلماسی رسانه ای جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا پرداخته است. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر تحلیل تماتیک بوده و داده ها از طریق مصاحبه های عمیق با ۱۴ متخصص در حوزه رسانه، دیپلماسی و فرهنگ گردآوری شده است. یافته ها نشان می دهد که دیپلماسی رسانه ای جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا از یک سو دارای ظرفیت هایی همچون پیوندهای تاریخی و فرهنگی، رسانه های متنوع و تولید محتوای چندزبانه است و از سوی دیگر، با چالش هایی مانند بحران ساختاری رسانه ها، همگرایی دینی در بستر رسانه، محدودیت دسترسی به رسانه های تأثیرگذار و روایت های یک سویه مواجه است. همچنین۹۰ درصد از مصاحبه شوندگان بر اهمیت برگزاری رویدادهای فرهنگی و هنری تأکید دارند. مهم ترین نتایج پژوهش، شامل بحران ساختاری رسانه ها، نقش همگرایی دینی، افزایش تعامل رسانه ای جمهوری اسلامی ایران و ایتالیا، گسترش ارتباطات علمی و تقویت حضور دیجیتال و تبلیغات هدفمند در این کشور است.
بررسی جامعه شناختی سیمای زن ارمنی در ادبیات منثور ایران با رویکرد ایماگولوژی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۵۱)
195-218
حوزههای تخصصی:
ارامنه همواره در صحنه فرهنگ و ادبیات ایران نقش قابل توجهی داشته اند. بررسی مواجهه جامعه ایرانی با ارامنه می تواند محل مطالعات گوناگون جامعه شناسی، ادبی، تاریخی و فرهنگی باشد. ما در این مقاله به بررسی سیمای زنان ارمنی، به عنوان بخش مهمی از جامعه ارامنه در ادبیات داستانی ایران تا پیش از انقلاب اسلامی با استفاده از روش ایماگولوژی پرداخته ایم. ایماژولوژی که زیرشاخه ای از مطالعات ادبی تطبیقی است، چگونگی تجلی هویت ملل مختلف را در تضاد و مقایسه تصویر خود با تصویر دیگران در ادبیات مطالعه می کند. در این پژوهش ما ابتدا به معرفی دانش ایماگولوژی یا تصویرشناسی و ذکر تاریخچه مختصر آن پرداخته ایم و سپس با استفاده از یافته های این دانش، سیمای زن ارمنی در ادبیات داستانی ایران را بررسی کرده ایم. پس از جمع آوری نمونه ها به این نتیجه رسیده ایم که سیمای زن ارمنی در نمونه ها، در قالب دو تصویر عمده قابل دسته بندی است: نخست زن ارمنی به مثابه زنی زیبا و آزاد که عمدتا به عنوان ابژه ای برای زناشویی یا خوشگذرانی بازنمایانده می شود و دوم زنان ارمنی کارگر و زحمتکش که تصویری قابل تحسین و احترام دارند و به نوعی در مقابل دسته اول قرار می گیرند.
سناریوهای پیش روی تاثیرات جنبش های نوظهور بر جمهوری اسلامی ایران در دهه پنجم انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
32 - 55
حوزههای تخصصی:
هدف: در پژوهش حاضر موضوع سناریوهای تاثیر جنبش های نوظهور بر جمهوری اسلامی ایران در دهه ی پنجم انقلاب اسلامی با این هدف مورد مطالعه قرار گرفت که با رویکردی آینده پژوهانه مهم ترین جنبش های نوظهور جامعه ایران مشخص گردد و تاثیراتی که این جنبش ها در دهه ی پنجم انقلاب اسلامی بر جامعه ایران خواهند داشت در قالب سناریو مطرح گردد. روش: از روش پژوهش تحلیل اسناد، مصاحبه های نیمه ساخت یافته با نخبگان و نیز روش سناریو نویسی (عدم قطعیت های بحرانی) برای تحقق اهداف استفاده گردید. یافته ها: با شناسایی پیش ران ها و عدم قطعیت های موجود، دو مورد از پیش ران ها (جنبش دموکراسی خواهی و جنبش سبک های جدید زندگی) که بر اساس نظر نخبگان حائز اهمیت بیشتری بودند انتخاب گردیدند و بر حسب عدم قطعیت های موجود در رابطه با هر کدام از پیش ران ها، مجموعا چهار سناریو مطرح گردید.نتیجه گیری: در این پژوهش از میان چهار سناریو مطرح شده، دو سناریو بر ایجاد تغییرات مهم و اساسی توسط پیش ران ها و دو سناریو نیز بر کنترل پیامدهای ناشی از این پیش ران ها توسط نظام جمهوری اسلامی اشاره دارد.واژگان کلیدی: جنبش های نوظهور، سناریو، انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی.
زیبایی شناسی انتقادی جلوه های صنعت فرهنگ در متون ادبی (مطالعه موردی: اشعارِ سیمین بهبهانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
41 - 52
حوزههای تخصصی:
از اصول زیبایی شناسی انتقادی مکتب فرانکفورت، توجه به آثار منفی صنعتِ فرهنگ است. از نظر فرانکفورتی ها، صنعت فرهنگ موجب حذف خلاقیت و فردگرایی از طریق همسان سازی افراد می شود. در این فرایند همسان سازی، فرد در دست نظام سرمایه داری چون شیء ای می گردد که توان کنشگری اجتماعی و سیاسی خود را از دست می دهد. در پژوهش حاضر اسنادی که با رویکرد توصیفی-تحلیلی بررسی شده است، سروده های سیمین بهبهانی از منظر زیبایی شناسی انتقادی است که ضمن نشان دادن جلوه های صنعت فرهنگ در اشعار این شاعر، نگرش وی به این پدیده، در دو ساحت محتوا و فرم بررسی شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که سیمین بهبهانی، در اشعارش ضمن روایت زندگی تیپهای اجتماعی مثل رقاصه، روسپی، کارمند و مرد ثروتمند، جلوه هایی از صنعت فرهنگ نظیر صنعت زیبایی و صنعت سرگرمی را به تصویر و نقد کشیده و شیءوارگی را نیز به عنوان پیامد صنعت فرهنگ، به صورت شیءوارگی جنسی و شیءوارگی اداری، بازنمایی کرده است. در ساحت فرم، بهبهانی ابتدا با پیروی از سنت ادبی، مقلد است؛ اما مشخصاً با آوردن مانیفستی در کتاب «خطی ز سرعت و از آتش» و کاربرد وزن های بی سابقه و کم سابقه در شعر فارسی، هنر خود را از بند تقلید رهانیده و به حیطه هنر خلّاق وارد شده است. از این نظر می توان گفت شعر او، شعری اصیل و همنوا با هنر والای مدنظر مکتب فرانکفورت است. در واقع وی از این طریق، با نفی وضع موجود و کیفرخواست علیه نظم مستقر، به نقد پیامدهای صنعت فرهنگ پرداخته است.
برساخت هویت اجتماعی به میانجی الگوهای غذایی: مطالعه کیفی مشتریان 15- 65 ساله رستوران ها و کافی شاپ ها در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
112 - 128
حوزههای تخصصی:
تأمل در الگوها و پسندهای غذایی کنشگران بدون در نظر گرفتن پیوند پیچیده ای که امروزه بین فرایندهای برساخت هویت و مصرفی شدن همه چیز شکل گرفته است امکان پذیر نیست. از این زاویه، مطالعه ذائقه و سلیقه مصرف کننده موضوع پژوهش های بسیاری در جامعه شناسی بوده است، به ویژه بدین جهت که در جامعه معاصر هویت کنشگران، با کم رنگ شدن سنت ها، به طرز روزافزونی حول و حوش فرایندهای مصرف شکل می گیرد. مسئله اصلی پژوهش حاضر آن است که هویت اجتماعی افراد چگونه به میانجی انتخاب ها و پسندها و سلایق غذایی آنان برساخت می شود. برای تأمل نظری در این مسئله، از نظریه تمایز بوردیو و نیز از نظریه بازاندیشی گیدنز استفاده شده است. روش مورد استفاده از جنس پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه آماری، مشتریان 15-64 ساله رستوران ها و کافی شاپ های شهر تهران است که 400 نفر از آنان به روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شدند. یافته ها نشان می دهد که تمایل به الگوهای غذایی لاکچری بیشترین فراوانی را در بین جامعه آماری دارد. هر اندازه که میزان سرمایه ها، به ویژه سرمایه اقتصادی، در میان مشتریان بیشتر باشد، این تمایل نیز بیشتر می شود. میل به انتخاب غذای لاکچری همچنین در میان مشتریانی که گرایش به نمایش پرستیژ و اعتبار اجتماعی فرهنگی خود دارند به وفور دیده می شود. این یافته مؤید آن مضمون نظری است که کنشگران در جامعه مصرفی تمایل دارند هویت اجتماعی خود را با اتکا به منطق مصرف لاکچری به نمایش بگذارند. در انتخاب الگوی غذایی، مشتریان می کوشند سرمایه فرهنگی و سرمایه اجتماعی خود را به نوعی سرمایه اقتصادی تبدیل کنند.
ترسیم وضعیت آرمانی در مسیر عبودیت در حکومت اسلامی از منظر مرتضی مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه های اجتماعی متفکران مسلمان سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
99 - 115
حوزههای تخصصی:
مسئله ترسیم وضعیت آرمانی در مسیر عبودیت در حکومت اسلامی از منظر مرتضی مطهری که آثارش از نظر صحّت و غناى محتوا مورد تأیید امامین انقلاب اسلامی بوده است، ضروری است. به همین منظور مقاله حاضر تلاش دارد بر اساس چهارچوب نظری اسپریگنز شاخصه های وضعیت آرمانی در مسیر عبودیت در حکومت اسلامی بر اساس دیدگاه مرتضی مطهری را بررسی نماید. به این منظور و با روش تفسیر متن به متن به عنوان روش عملیاتی، سطوح و مراتب مختلف انسان ها در سه دسته (مقرّبین، اصحاب الیمین و مکذّبین) تبیین شد. بر اساس این تقسیم بندی، مهم ترین بحران در مسیر عبودیت، فاجر و مکذب شدن انسان است و دلایل بحران در مسیر عبودیت عبارت اند از: خواسته های صِرف مادی و تکذیب معاد و آخرت. تصویر مطلوب و آرمانی انسان در مسیر عبودیت زمانی رخ می دهد که انسان به مرتبه و مقام ابرار و سپس مقربین برسد. راه حل برطرف کردن این مسائل در شکل گیری حکومت اسلامی به عنوان نهاد و تقویت جایگاه علما و نوابغ به عنوان افراد تأثیرگذار در جامعه، است. هر علم مفید و نافع براى جامعه اسلامى با محوریت کتاب و سنت و اجتهاد، منابع الگوی حکومت اسلامی در مسیر عبودیت در حکومت اسلامی محسوب می شود. هدف غاییِ حکومت اسلامی در مسیر عبودیت، لزوم هماهنگى در رشد ارزش های انسانى و رساندن انسان به کمال الهی است. ابعادی که حکومت اسلامی می تواند جهت رسیدن به هدف مذکور فعالیت کند عبارت اند از: بُعد معرفتی، معنوی و احکام.
ادراک تجارب زیسته از کنش ها و اقدامات اصلاح مدارانه در مواجهه با زنان زندانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اندیشه اصلاح مداری با عنایت به گفتمان توجه به کرامت انسانی، بهسازی اجتماعی و رفتاری قانون شکنان، به دنبال بازگشت مجرمان به زندگی عادی است. پژوهش حاضر با رویکردی اکتشافی و با روش تحلیل محتوای کیفی، تجربیات و اقداماتی را ارائه می کند که با رویکرد اصلاح مدارانه و تغییر رفتار مجرمان در فرایند گذراندن محکومیت انجام می شود. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته است. نمونه آماری پژوهش حاضر شامل 11 نفر از کارمندان زندان زنان بوده اند که با حداکثر تنوع انتخاب شده اند. برای افزایش اعتبار یافته ها نیز، با 25 نفر از زنان زندانی و 4 متخصص دانشگاهی مصاحبه شد تا اتکاپذیری به یافته های کارمندان زندان، افزایش یابد. یافته های حاصل از تحلیل محتوای کیفی از تجارب زیسته کارمندان، محققان را به 3 گونه اصلی، 9 مقوله فرعی و 41 مفهوم رساند. نتایج این پژوهش نشان داد که تجارب کنش ها و اقدامات اصلاح مدارانه در زندان در سه گونه تعاملات، خدمات و توانمندسازی شناسایی شدنی و ارائه دادنی اند. در مقوله اول، تعاملات کارمندان و زندانی و تعاملات زندانیان با خانواده ارائه شد، در مقوله دوم، چهار زیر مقوله امور اجرایی زندانی محور، مشغول سازی زندانیان، بهزیستی اجتماعی و نیروی انسانی با روحیه اصلاح مداری شناسایی و در مقوله سوم توانمندسازی علاقه محور، جامعه محور و توانایی محور توضیح داده شد. یافته ها نشان می دهد در رویکرد اصلاح مدارانه، کلیه فرایندهای موجود در دوران محکومیت در جهت بازگشت مجرم به زندگی عادی طراحی و اداره می شود. تعاملات، خدمات و توانمندسازی نیز باید در جهت جداسازی زندانی از زندگی مجرمانه، صورت بندی شود.
EU and the Mediterranean Bazaar: Mediterranean Competition and Multiplication of Euro-Mediterranean Cooperation Initiatives(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۸, Issue ۳, summer ۲۰۲۴
529 - 558
حوزههای تخصصی:
EU has developed a plethora of initiatives to deal with the southern shores of the Mediterranean Sea. From Euro-Mediterranean Partnership (EMP) and the so-called Barcelona Process to European Neighborhood Policy (ENP) and Union for the Mediterranean (UfM), different regional programs have been implemented in the Mediterranean region. The diversity and increasing number of countries involved have led to a feel of Mediterranean bazaar with diverging directions. Thus, one question appears to remain unanswered: In what ways have ideational foundations affected the EU initiatives in the Southern shores of the Mediterranean Sea? The research hypothesis states that differences in ideational foundations of the Mediterranean powers, namely, France, Italy and Spain, in moments of crisis have led to the multiplication of initiatives and brought in at times conflicting arrangements between the north and the south of the Mediterranean Sea. The research question was answered under the Constructivist Institutionalism using the qualitative methodology of content analysis. Research findings reveal that when confronted with moments of self-doubt (crisis), each of the Mediterranean powers has effectuated an institutional change according to its established ideas and cognitive filters.
Détente Dynamics: A Neoclassical Realist Perspective on EU Foreign Policy in the MENA Region(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۸, Issue ۳, summer ۲۰۲۴
559 - 588
حوزههای تخصصی:
In the post-2020 security environment of the Middle East and North Africa (MENA) region, marked by the easing of Iranian-Saudi tensions, intra-Sunni reconciliation, the resolution of the Qatar blockade, and the signing of the Abraham Accords, the European Union (EU) sought to capitalize on the détente to advance its strategic interests. Compared to the other members of the so-called Western camp, the EU, which appears particularly vulnerable to its neighbouring region's instability, responded poorly to the emerging challenges and opportunities. Which factors explain the inefficiency of the EU to benefit from a permissive strategic environment and become more impactful in its broader neighbourhood? This article attempts to promote our understanding of EU’s foreign policy towards the MENA region through a Neoclassical Realist theoretical approach. Structural changes alone cannot explain the EU's failure to have a more prominent role in the region. Intervening variables, such as the role of institutions, state-society relations, and strategic culture, can shed light on the lack of policy cohesiveness and the overall inability of the EU to promote its influence abroad.