فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۲۱ تا ۱٬۳۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، شناسایی و اولویت بندی نظام مسائل و آسیب های اجتماعی استان آذربایجان غربی برای همسوکردن حوزه اجرایی با حوزه دانشی و ایجاد یک فضای مفهومی مشترک و جلب توجه مدیران اجرایی به یافته های علمی حوزه اجتماعی برای نیل به توسعه اجتماعی است. به لحاظ نظری، دو رویکرد عمده واقعیت گرایی اجتماعی و برساخت گرایی در بررسی مسائل و آسیب های اجتماعی طرح شده است که در این تحقیق از رویکرد برساخت گرایی برای شناسایی نظام مسائل و تشخیص اهمیت و اولویت مسائل اجتماعی از دیدگاه نخبگان بهره گرفته شده است. روش شناسی پژوهش حاضر از منظر راهبرد استقرایی، از لحاظ ماهیت کیفی، از نظر هدف کاربردی، و به لحاظ تحلیل داده ها اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش شامل مطلعان کلیدی و کارشناسان خبره در حوزه آسیب های اجتماعی (استادان دانشگاهی علوم اجتماعی، مدیران اجرایی و کارشناسان حوزه اجتماعی) است که به شیوه نمونه گیری غیراحتمالی هدفمند، 20 نفر از کارشناسان و متخصصان انتخاب شدند. واحد تحلیل این پژوهش، آسیب ها و مسائل اجتماعی، واحد مشاهده در این پژوهش فرد صاحب نظر یا صاحب تجربه در حوزه آسیب های اجتماعی است. برای گردآوری داده ها از تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته، جلسات گروه متمرکز و تکنیک دلفی و برای تحلیل داده ها از نرم افزار میک مک استفاده شده است. یافته های تجربی پژوهش حاکی از آن است که نحوه پراکنش متغیرها و شاخص ها در محورهای تأثیرگذاری (نفوذ) و تأثیرپذیری (وابستگی) مستقیم و غیرمستقیم مسائل بر همدیگر، سیستم اجتماعی مرکز استان را به لحاظ آسیب های اجتماعی در وضعیت ناپایدار نشان می دهد و بدکارکردی نهادی (ضعف مدیریتی)، حاشیه نشینی، اعتیاد، کودکان خیابانی، طلاق، فقر و بیکاری از مسائل اساسی، راهبردی و کلیدی محسوب می شوند. براساس نتایج و یافته های این پژوهش در برنامه ریزی برای مداخلات اجتماعی ضرورت دارد این مسائل به عنوان مسائل اولویت دار مدنظر باشد.
بررسی تأثیر طراحی فضاهای آموزشی در توسعه مهارت های شناختی و ارتباطی دانش آموزان ابتدایی پسرانه شهر شیراز باتأکیدبر فرهنگ و مسائل اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طراحی فضاهای آموزشی به عنوان یکی از عوامل کلیدی در شکل دهی به مهارت های شناختی و ارتباطی دانش آموزان، نقشی مؤثر در ارتقای کیفیت آموزش و تعاملات اجتماعی دارد. پژوهش حاضر، باهدف تحلیل تأثیر طراحی کالبدی مدارس بر توسعه مهارت های شناختی و ارتباطی دانش آموزان ابتدایی پسرانه در شهر شیراز، به بررسی 4مدرسه با طراحی های متفاوت شامل مدارس دکتر حسابی، محمد جناب، فسایی نژاد و سوزنده فر پرداخته است. برای سنجش این تأثیر 10مؤلفه ازجمله برنامه ریزی و سازمان دهی؛ فضا و جهت؛ مفاهیم زمان؛ حافظه، خواندن، نوشتن و حساب؛ درک بدن خود؛ اشکال بصری؛ درک زبان گفتاری؛ زبان رسا و ارتباط کلامی، به عنوان معیارهای اصلی انتخاب شده اند. یافته های آماری نشان دادکه میانگین الگوهای رفتاری دانش آموزان در مدارس مختلف به طور معناداری متفاوت است. به طورخاص، طراحی مدرن مدرسه دکتر حسابی طی سال های اخیر، باتأکیدبر تفکیک فضایی مناسب برای تعاملات اجتماعی و فردی، بهره مندی از کلاس ها و رنگ آمیزی استاندارد، بیشترین تأثیر مثبت را بر مهارت های موردبررسی داشت. ضریب هم بستگی-“PEARSON”، نیز نشان دادکه برخی مؤلفه ها به مانند «فضا و جهت»، و «مفاهیم زمان»، با ضرایب 562/0 و 596/0 ارتباط معنادار و مثبتی با طراحی فضای آموزشی دارند، درحالی که مؤلفه هایی نظیر «درک زبان گفتاری»، و «زبان رسا»، هم بستگی ضعیف تری (به ترتیب 101/0 و 095/0)، نشان دادند. این نتایج بیانگر آن است که طراحی فضاهای آموزشی نه تنها بر رشد شناختی و تعاملات اجتماعی دانش آموزان تأثیرگذار است، بلکه به عنوان بخشی از مسائل فرهنگی و اجتماعی، می تواند بستری مناسب برای ارتقای کیفیت آموزش فراهم کند.
مطالعه عوامل مؤثربر رواداری اجتماعی با رویکرد فراترکیب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های جامعه شناختی سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۶۶)
159 - 194
حوزههای تخصصی:
در گفتمان های صلح محور، رواداری اجتماعی و نقش آن در توسعهانسانی، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. مدارا و پذیرش تفاوت ها، یکی از معیارهای سلامت اجتماعی است و عملکرد انسان ها در روابط اجتماعی را بهبود می بخشد. میزان و سطح رواداری اجتماعی شیوه تفکر اعضای هر جامعه نسبت به «دیگری» را باز می نمایاند؛ بنابراین شناسایی عوامل مؤثر بر مدارای اجتماعی می تواند گامی در جهت شناسایی و رفع موانع مدارا وتوسعه انسانی باشد. این پژوهش بر مبنای پارادایم تفسیری، رویکرد استقرایی، روش فرا مطالعه و استراتژی فراترکیب به مطالعه پژوهش های انجام شده در زمینه عوامل مؤثر برمدارای اجتماعی پرداخته است. فراترکیب یکی از شیوه های دقیق برای مطالعه نتایج پژوهش ها است که این امکان را برای محقق فراهم می سازد تا به شیوه ساختارمندی از یافته های استخراج شده از مطالعات مرتبط با موضوع تحقیق استفاده کند. فراترکیب با فراهم کردن نگرش سیستماتیک برای محققان، از طریق ترکیب پژوهش های مختلف، به کشف موضوعات و استعاره های جدید و اساسی می پردازد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و برحسب نحوه گردآوری داده ها، از نوع اسنادی- فراترکیب است. جامعه آماری شامل مقالات پیشین در زمینه «مدارای اجتماعی» است که در بانک اطلاعات نشریات کشور «مگیران» نمایه شده اند و در محدوده زمانی 1390 تا 1400 انجام شده اند. در زمینه نمونه گیری، مرتبط ترین مطالعات با استفاده از رویکردی هدفمند انتخاب شده اند و پس بررسی های انجام گرفته، 19 پژوهش انتخاب شده است. تحلیل داده ها با رویکردی کیفی صورت گرفته است یافته ها و نتایج این پژوهش دستاورد پژوهش های پیشین در این حوزه مفهومی است و بر این اساس عوامل مؤثر بر ابعاد مختلف مدارا اعم از مدارای هویتی، مدارای سیاسی و مدارای رفتاری، در 6 مقوله کلی سرمایه انسانی، سرمایه اقتصادی، سرمایه فرهنگی، سرمایه اجتماعی، سرمایه نمادین و متغیرهای جمعیتی دسته بندی و ابعاد هر کدام از این مفاهیم استخراج و مقوله بندی شده اند.
آینده پژوهی عوامل مؤثر بر مهاجر فرستی شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهاجرت علاوه بر تأثیرات کمی در رشد جمعیت، اثرات قابل توجهی در کیفیت جمعیت مناطق مبدأ و مقصد دارد؛ زیرا با مهاجرت بر توسعه نیافتگی مناطق مهاجر فرست افزوده می شود و از سویی نیروی فعال و پرتحرک در اختیار مناطق مهاجرپذیر قرار می دهد و بدین ترتیب شکاف بین مناطق توسعه یافته و توسعه نیافته را بیشتر می کند. به همین منظور پژوهش حاضر باهدف آینده پژوهی عوامل مؤثر بر مهاجر فرستی شهر اهواز تدوین شده است. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و ازلحاظ ماهیت و روش انجام، توصیفی– تحلیلی می باشد. نتایج حاکی از شناسایی 34 عامل مؤثر بر وضعیت مهاجر فرستی شهر اهواز است که در 5 مؤلفه (اجتماعی – فرهنگی؛ اقتصادی؛ زیست محیطی؛ کالبدی؛ و سیاسی- اداری) طبقه بندی شدند و در پنج دسته عامل (تأثیرگذار، دووجهی، تنظیمی، تأثیرپذیر و مستقل) قابل شناسایی هستند. درنهایت با بررسی تأثیرگذاری 34 عامل ذکرشده بر وضعیت مهاجر فرستی شهر اهواز با روش های مستقیم و غیرمستقیم مشخص گردید که عوامل اجتماعی- فرهنگی و کالبدی بیشترین تأثیر را بر آینده پژوهی مهاجر فرستی شهر اهواز داشته است. درنتیجه تحلیل های ماتریس و ارزیابی پلان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری عوامل کلیدی با روش های مستقیم و غیرمستقیم، از میان 34 عامل مؤثر، تعداد 15 عامل کلیدی (حقوق شهروندی، آزادی فردی، امنیت، احترام و تعهد، عدالت اجتماعی، فرصت و تنوع شغلی، جرم خیزی در رفتارهای غیراجتماعی، اطمینان کسب وکار، رفاه و سودآوری اقتصادی، امید به پیشرفت، کیفیت آب، سیستم فاضلاب شهری، مدیریت صحیح و کارآمد، امکانات بهداشتی، نرخ تورم) در وضعیت آینده پژوهی عوامل مؤثر بر مهاجرفرستی شهر اهواز نقش دارند.
بررسی رهیافت های تربیت پسا مدرنیسم در حوزه جنسیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پست مدرنیسم به عنوان یک جنبش فکری عظیم که امروزه نقش جدی تری در تربیت ایفا می کند، تحلیل های متفاوت و گاه متناقضی از تأثیر جنسیت بر تربیت دارد لذا پاسخ اینکه، تربیت مبرا از عنصر جنسیت است، نتایج متفاوتی را رقم می زند. تفاوت ها گاه به دلیل کم بهاءدادن به تفاوت های فطری و گاه بواسطه تلقی های متفاوت از چیستی جنسیت و نقش آن در عالم خلقت است. بر همین اساس نوشتار حاضر با تکیه به تحلیل جنسیت در رهیافتهای تربیت پسامدرنیسم به عنوان نوآوری پژوهش ؛ ریشه شکست و ناکارآمدی بسیاری از مکاتب را در عدم -توجه واقعی به نقش جنسیت در نظامات تربیتی می داند. لذا با روش توصیفی و استنتاجی بر آن است که به واکاوی سویه های جنسیتی در مکاتب تربیتی بپردازد. بر اساس یافته های پژوهش؛ اندیشه های پست مدرن که در مبانی -نظری تناقض و در عمل ناکارآمد هستند کوشیده اند؛ قرائت های جنسیتی را در حوزه تربیت وارد کنند واعلام دارند چون تربیت اسلامى معطوف به پرورش روح است، عنصر جنسیت دخالتى در آن ندارد. ولى شواهد بسیارى از احکام فقهى، نشان مى دهد که بحث از تفاوت های جنسیتی، فرع بر اعتبار جنسیت است و در هویت فرد تاثیرگذار است و در مراتب عالی انسانی نقش مؤثری دارد و بی اعتبار دانستن آن، نابجاست.
ظرفیت شناسی نظریه حکمرانی شبکه ای در تحقق شأن قرارگاهی شورای عالی انقلاب فرهنگی
منبع:
فرهنگ پژوهش تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۸ ویژه علوم اجتماعی
171 - 200
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی ظرفیت های نظریه حکمرانی شبکه ای در تحقق شأن قرارگاهی شورای عالی انقلاب فرهنگی انجام شده است. شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان مهم ترین قرارگاه فرهنگی و دانشی جمهوری اسلامی ایران، نقش کلیدی در سیاست گذاری و ساماندهی مسائل فرهنگی و دانشی ایفا می کند. با این وجود، ناکارآمدی مدل های حکمرانی سنتی مانند مدل حکمرانی سلسله مراتبی، ضرورت بازنگری در روش های حکمرانی و الگوی عملکرد این نهاد را نمایان می سازد. حکمرانی شبکه ای به عنوان رویکردی نوین در مدیریت، بر تعامل و همکاری میان بازیگران مختلف تأکید دارد و می تواند پاسخی به نیازهای پیچیده و چندبعدی حوزه فرهنگ و دانش کشور باشد. این پژوهش با بهره گیری از روش تحلیل کیفی و بررسی اسناد مرتبط در زمینه نظریه حکمرانی شبکه ای، شورای عالی انقلاب فرهنگی و الگوی عملکرد قرارگاهی، به شناسایی قابلیت های حکمرانی شبکه ای در بهبود نقش قرارگاهی شورای عالی انقلاب فرهنگی پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که حکمرانی شبکه ای با فراهم کردن امکان هم افزایی و تعامل میان دستگاه های فرهنگی و دانشی و همچنین کنشگران مردمی این عرصه ها، افزایش سرعت عمل در سیاست گذاری و ارتقای هماهنگی میان نهادها، ظرفیت های بی بدیلی در حل چالش های فرهنگی و دانشی کشور ایجاد می کند. همچنین این رویکرد می تواند با تقویت اعتماد متقابل میان بازیگران، زمینه ساز افزایش مشارکت عمومی و بهره وری در نظام فرهنگی و دانشی کشور شود. نتایج این مطالعه می تواند راهنمایی برای طراحی مدل های کارآمد حکمرانی فرهنگی باشد و به بهبود عملکرد شورای عالی انقلاب فرهنگی در دستیابی به اهداف عالیه خود کمک کند.
تحلیل ارتباط بین استفاده از گیم نت ها بر تغییر نگرش تربیتی در نوجوانان (با تأکید بر نقش میانجی مهارت های ارتباطی و عملکرد تحصیلی)
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر، فضاهای مجازی و دیجیتال به بخش جدایی ناپذیر از زندگی گروه سنی نوجوانان و جوانان تبدیل شده است. ارزش صنعت بازی به میلیاردها دلار افزایش یافته است و بازیکنان چیزی حدود سه میلیارد ساعت در هفته را صرف بازی کردن می کنند. افراد به روش های مختلف می توانند بازی را تجربه کنند: روی تلفن های همراه خود، صفحه تلویزیون، وب سایت ها، واقعیت مجازی و حتی شبکه های اجتماعی. گستره پلتفرم ها، کانال ها و ژانرهای ارائه شده برای انواع مختلف بازیکنان بسیار زیاد است و به نظر می رسد صنعت بازی برای تبدیل کردن بازی ها به یک روند اصلی در حوزه سرگرمی، محدودیت ها را شکسته است. یکی از مکان های مهم گیم نت ها هستند که به عنوان محیط هایی که امکان دسترسی به بازی های ویدئویی را فراهم می کنند، نقش مهمی در شکل گیری رفتارها و نگرش های آنان ایفا می کنند. این مطالعه با استفاده از داده های جمع آوری شده از ۵۲۰ شرکت کننده از شهر تهران، به تحلیل تأثیرات مثبت و منفی این فضاها بر روی مهارت های اجتماعی، عملکرد تحصیلی و سلامت روانی کودکان و نوجوانان می پردازد. نتایج نشان می دهند که نظارت والدین و کیفیت تعاملات اجتماعی می توانند تأثیرات منفی بازی های رایانه ای را کاهش دهند. همچنین، یافته ها حاکی از آن است که بازی های ویدئویی می توانند به بهبود مهارت های حل مسئله کمک کنند، اما مواجهه با محتوای خشن و تجربه های منفی در گیم نت ها می تواند تأثیرات منفی بر سلامت روانی و رفتار اجتماعی افراد داشته باشد. این پژوهش به بررسی تأثیر فضای گیم نت ها بر رویکرد تربیتی کودکان و نوجوانان می پردازد.
ماهواره و تکنیک های عملیات روانی در کنترل افکار عمومی در ورزش فوتبال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش انحرافات و مسائل اجتماعی دوره ۴ زمنستان ۱۴۰۳ شماره ۱۴
95 - 126
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل تکنیک های عملیات روانی به کار رفته در برنامه های شبکه های ماهواره ای فوتبالی، (شبکه «من وتو»)، در کنترل افکار عمومی هواداران فوتبال انجام شده است. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون، بر مبنای مصاحبه های نیمه ساختاریافته با پانزده نفر از خبرگان رسانه های ورزشی صورت گرفت که با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. یافته ها نشان داد که رسانه یادشده با استفاده از شگرد هایی نظیر رابطه سازی هدفمند با هواداران، ایجاد سردرگمی از طریق انتشار شایعات متناقض، افشاگری برنامه ریزی شده، تکرار پیام های روانی و توسل به ترس، افکار عمومی هواداران را در مسیر مدیریت هیجانات، افزایش تبعیت و تقویت وابستگی احساسی هدایت می کنند. این شگرد ها، با بهره گیری از چارچوب نظری برجسته سازی و چارچوب سازی، به تقویت نفوذ رسانه ای و کنترل رفتاری مخاطبان منجر می شود. نتیجه گیری نشان می دهد که بهره گیری هدفمند از عملیات روانی رسانه ای در بستر فوتبال می تواند ابزار مؤثری برای هدایت افکار عمومی و کنترل هیجانات اجتماعی در مسابقات حساس باشد.
تحلیل اجتماعی ابراز احساسات الهی در قرآن کریم به مثابه الگویی برای کنش اجتماعی انسان باورمند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابراز انواع احساسات خوشایند و ناخوشایند از متداول ترین رفتارهای جاری در میان انسان هاست. در قرآن کریم نیز خداوند متعال با تعابیر متفاوت به ابراز خشنودی، غضب و محبت نسبت به فرد خاص یا یک کنش انسانی می پردازد. هر چند برخلاف ابراز احساسات انسانی که حاصل انفعال درونی است، تعبیرهای الهی در قرآن کریم به هیچ وجه برآمده از انفعال درونی نیست، لکن با هدف هدایت انسان ها و حاوی الگویی از کنش اجتماعی برای مؤمنان و باورمندان است. لذا این مقاله بر اساس روش عقلی کلامی به دنبال استخراج نظام ابراز احساسات الهی است تا به عنوان الگویی برای کنش اجتماعی باورمندان مورد استفاده و الهام گیری مؤمنان قرار گیرد. از نوآوری های مقاله ارائه یک دسته بندی جامع از انواع احساساتی است که در قرآن کریم در دو دسته احساسات خوشایند و احساسات ناخوشایند ابراز شده است. در تحلیل اجتماعی کنش انسان باورمند با استفاده از الگوی چهارگانه ماکس وبر، استدلال می شود که هیچ یک از کنش های عاطفی، سنتی، عقلانی معطوف به ارزش و عقلانی معطوف به هدف روایت گر کنش اجتماعی انسان باورمند نیست. مقاله به این نتیجه ختم می گردد که کنش اجتماعی انسان باورمند را باید از سنخ «کنش معطوف به ارزش بر اساس عقلانیت متعالی» با ویژگی های خاص خود قلمداد کرد.
مرور نظام مند پژوهش های حوزه برندسازی ملی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برندسازی ملی از حوزه های پژوهشی نوپدید و میان رشته ای و درعین حال بسیار راهبردی است که طی سال های اخیر مورد توجه جدی دانشگاهیان و سیاست گذاران قرار گرفته است. بررسی و مرور پژوهش های داخلی انجام شده در این حوزه ی نوپا می تواند تصویر دقیقی از وضعیت تولید دانش و رویکردهای پژوهشی غالب بر آن، فراهم آورد. بدین منظور، در این نوشتار 50 مقاله ی علمی منتخب در حوزه ی برندسازی ملی (طی سال های 1389 تا 1402) با هدف شناخت چهارچوب ها و ویژگی های نظری، روشی، رویکردی و شکلی، با استفاده از روش مرور نظام مند واکاوی شده اند. یافته ها، نوپابودن حوزه ی برندسازی ملی و شکل نگرفتن چهارچوب ها و مرزهای آن به عنوان یک حوزه ی مطالعاتی و پژوهشی مستقل را نشان می دهند. همچنین پژوهش در این حوزه ، هنوز به مسئله ای فراگیر در کشور تبدیل نشده و جامعه ی دانشگاهی ایران را در سطوح و مقاطع مختلف و از منظرهای علمی گوناگون درگیر نکرده است. افزون بر این، ضعف جدی ادبیات مفهومی و نظری و نیز خلأ استفاده از برخی روش های پرظرفیت در این حوزه مشهود است. با توجه به وضعیت کنونی پژوهش های حوزه ی برندسازی ملی در ایران، مهم ترین راهکارهای پیشنهادی به منظور غنابخشی به پژوهش های آینده عبارتند از: اهتمام به پژوهش های مفهومی، برندسازی این حوزه از طریق نشریه ها و همایش های علمی، پژوهشگری از منظرها و رشته های علمی مغفول و پرظرفیت، توجه بیشتر به شاخص های جهانی مربوطه، حرکت به سوی واکاوی رویکردهای گفتمانی در عرصه ی برندسازی ملی و بهره گیری از روش های فراتحلیل و فراترکیب به منظور ارزیابی و یکپارچه سازی نتایج پژوهش های سیاستی پیشین.
نقش رسانه های جمعی و اجتماعی در برساخت هویت ملی دانش آموزان دوره متوسطه: یک مطالعه پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۳۴)
83 - 102
حوزههای تخصصی:
رسانه ها نقش مؤثری در نهادینه سازی ارزش ها و تکوین یا تغییر هویت ملی به عنوان کلان ترین سطح هویتی دارند و به عنوان اهرم متغیر هویت ملی عمل می کنند. هدف از پژوهش حاضر واکاوی نقش رسانه های جمعی و اجتماعی در برساخت هویت ملی بر حسب تجربه زیسته دانش آموزان بود که با رویکرد پدیدارشناسی انجام گرفت. روش تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت داده ها از نوع کیفی بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه دانش آموزان دوره متوسطه اول و دوم شهر اردبیل بود. حجم نمونه 17 نفر دانش آموز بود که به روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری انتخاب و سپس داده ها بر اساس تحلیل مضمون، تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد که بر اساس تجربه زیسته مشارکت کنندگان، شکاف بین دانش، نگرش و رفتار نسبت به هویت ملی در رسانه های جمعی و اجتماعی مشهود بود؛ به طوری که هویت ملی و ابعاد آن در بین نوجوانانی که رسانه غالب آن ها از نوع رسانه های اجتماعی است کمتر از نوجوانانی است که رسانه غالب آن ها از نوع رسانه های جمعی است. نوجوانان با مصرف غالب رسانه های جمعی سعی در پاسداشت منابع سنتی هویت ملی داشته اند، در مقابل نوجوانان با مصرف غالب رسانه های اجتماعی خود را طرفدار هویت جهانی یا جهان وطنی بازنمایی می کردند.
درک تجربه ذی نفعان از فرایند خصوصی سازی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال ۳۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۹۴)
69 - 100
حوزههای تخصصی:
در پژوهش های سیاست گذاری اقتصادی، خصوصی سازی راه حلی در جهت افزایش بهره وری بنگاه های اقتصادی دولتی، کاهش فشار مالی آنها بر بودجه کشور و توانمندسازی بخش خصوصی است که در طولانی مدت به بهبود فضای کسب و کار، رشد تولید ناخالص داخلی و ارتقای شاخص های اقتصادی-اجتماعی جامعه کمک می کند. ارزیابی نتایج پیاده سازی این سیاست در ایران و علل مترتب بر آن، همواره مورد مناقشه بوده است. این پژوهش درک تجربه زیسته کنشگران جامعه کار و تولید ایران (فعالان بخش خصوصی، بوروکرات های بخش دولتی و فعالان جامعه کارگری) را از فرایند خصوصی سازی بررسی کرده است. این پژوهش از نوع کیفی، با روش تحقیق نظریه زمینه ای بوده است. روش نمونه گیری نظری و تکنیک اشباع نظری مصاحبه با 31 نفر بوده است. نتایج به دست آمده نشان داد ارزیابی جامعه مخاطب از خصوصی سازی در سه دسته علی، زمینه ای و مداخله گر طبقه بندی شده است. شرایط علی عبارت اند از: فربگی دولت، نظارت ناکافی، قانون گریزی، نبود شفافیت و فضای نامناسب کسب و کار. شرایط زمینه ای شامل فقدان شایسته سالاری در مدیریت، بحران برنامه ریزی و استیلای بخش نامولد است. شرایط مداخله گر نیز بر مقوله هایی نظیر نگرش اشتباه به خصوصی سازی، فلاکت بخش خصوصی و پارادوکس منافع تأکید می کند. استراتژی های کلان شامل اصلاح ساختار بودجه ریزی کشور، سیاست زدایی از فرآیند تخصیص سرمایه در اقتصاد، تسریع دموکراتیزاسیون و سیاست خارجی توسعه گراست و استراتژی های سطح خرد مؤلفه هایی نظیر تزریق شایسته سالاری، تأمین اجتماعی مؤثر، اصلاح محیط کسب و کار و احیای اعتماد عمومی را در بر می گیرد. پیامدها هم بر سه پیامد مهم سیاسی، اجتماعی و اقتصادی تمرکز می کند.
ساخت و اعتباریابی سنجش مسؤولیت پذیری اجتماعی: ارائه مدل پیشنهادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف: مفهوم مسؤولیت پذیری اجتماعی از قدمت تاریخی طولانی در علوم انسانی برخوردار است؛ اما بررسی پیشینه تحقیق نشان دهنده خلأ تحقیقاتی در زمینه ابزار سنجش و اندازه گیری این مفهوم کلیدی در پژوهش های اجتماعی است. بنابراین، ضرورت دارد تا تلاش های علمی بیشتر و گسترده تری به منظور سنجش هرچه بهتر و جامع تر مفهوم مسؤولیت پذیری اجتماعی انجام گیرد و هدف تحقیق حاضر نیز این است تا در این زمینه سهم و نقشی را ایفا کند. روش مطالعه: تحقیق حاضر مبتنی بر بررسی پیمایشی با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی در نرم افزار اس پی اس اس۲۴ و روش تحلیل عاملی تأییدی با نرم افزار اِموس۲۵ است. جامعه آماری تحقیق مشتمل بر مردان و زنان 15 ساله و بالاتر ساکن در نقاط شهری روستایی شهرستان گرگان در استان گلستان واقع در شمال ایران می باشد و با استفاده از فرمول کوکران تعداد 330 نفر به عنوان نمونه تحقیق مشخص گردید که با احتساب نمونه پایلوت پیشین مجموعاً 400 نفر جمعیت نمونه تحقیق تعیین و انتخاب شده اند. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که همه گویه ها دارای وزن رگرسیونی مناسب هستند. علاوه بر این، بار عاملی سنجه های این مقیاس بالای3/0 به دست آمد که به عنوان معیار مطلوب و مناسب برای انتخاب گویه های تحقیق محسوب می شود. ضریب آلفای حاصل شده برای کل مقیاس،954/0 بود؛ همچنین، ضریب پایایی مؤلفه ها از 953/0 تا 955/0 در نوسان بود که در مجموع به معنی ضریب پایایی مناسب است؛ زیرا ضرایب اعتبار 70/0 و یا بیشتر عموماً برای مقاصد تحقیقی کفایت می کند. نتیجه گیری: در مجموع، با استناد به یافته های پژوهش، مقیاس ارائه شده برای شناسایی مقدار و میزان مسؤولیت پذیری اجتماعی، ابزاری مفید است و زمینه مطلوبی را برای تحقیقات آینده در راستای توسعه هرچه بیشتر سنجش مسؤولیت پذیری اجتماعی فراهم می آورد.
راه حل های گفتمانی برای مقابله با اخبار جعلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر پساحقیقت، احتمال کذب خبر افزایش یافته است. هدف از این تحقیق ارائه راه حل هایی برای مقابله با اخبار جعلی است که در شبکه های اجتماعی منتشر می شوند. بدین منظور با استفاده از تحلیل گفتمان فرکلاف از کنش های گفتمانی اخبار جعلی که از 52 خبر جعلی که از اکانت های رسانه های بی بی سی فارسی و ایران اینترنشال در رسانه اجتماعی ایکس در اتفاقات موسوم به حوادث پاییز 1401 منتشر شدند، بهره می بریم. واکنش های گفتمانی به دست آمده از کنش ها که برگرفته از سطح سوم تحلیل گفتمان فرکلاف یعنی سطح تبیین که عبارت است از راه اندازی اکانت ایکس معتبر، کثرت گرایی رسانه ای، فعالیت رهبران افکار در شبکه های اجتماعی، سواد خبری و تحلیل اخبار فوری، راستی آزمایی، بازگرداندن دانش عمومی و اصل ابطال گرایی به رسانه و کنترل واژگان ایدئولوژیک با استفاده از نظریه انافام. مباحث مارپیچ سکوت، روایت ها و روزنامه نگاری تحقیقی، حفظ سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی با خارج کردن مخاطب از اتاق های پژواک در شبکه های اجتماعی.واژگان کلیدیشبکه های اجتماعی ایکس، اخبار جعلی، بی بی سی فارسی، شبکه ایران اینترنشنال، تحلیل گفتمان فرکلاف.
اثربخشی درمان پردازش شناختی بر اعتماد بین فردی، بخشش بین فردی و صمیمیت زنان آسیب دیده از ترومای پیمان شکنی همسر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات اسلامی ایرانی خانواده سال ۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
89 - 103
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش تعیین اثربخشی درمان پردازش شناختی بر اعتماد بین فردی، بخشش بین فردی و صمیمیت زنان آسیب دیده از پیمان شکنی همسر بود. روش: پژوهش حاضر شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری 2 ماهه همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری را زنان آسیب دیده از پیمان شکنی همسر شهر اصفهان که در سال 1399 به مراکز مشاوره مراجعه کرده بودند، تشکیل داده است. پس از غربالگری با مقیاس سنجش اختلال پس از آسیب ویدرز و همکاران (۱۹۹۴)، ۳۰ نفر به صورت نمونه گیری هدفمند غیر تصادفی، انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند (هر گروه 15 نفر). ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه های اعتماد بین فردی رمپل و هولمز، (1986)، بخشش بین فردی احتشام زاده و همکاران، (2011 )، و صمیمیت واکر و تامپسون، (1983) بود. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت درمان پردازش شناختی (رسیک و همکاران، 2016) قرار گرفت، سپس هر دو گروه در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه های مکرر تحلیل شد. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد درمان پردازش شناختی به طور معنی داری موجب افزایش اعتماد بین فردی، بخشش بین فردی و صمیمیت در زنان آسیب دیده از پیمان شکنی همسر شده است(001/۰P<). میانگین نمرات پس آزمون گروه آزمایش در متغیر اعتماد بین فردی (063/6 F=،۰۰۱/۰P<) ، بخشش بین فردی (051/۰F=، ۰۰۱/۰P<) و صمیمیت( 934/۰F=، ۰۰۱/۰P<) بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش، بکارگیری درمان پردازش شناختی در بهبود اعتماد بین فردی، بخشش بین فردی و صمیمیت در زنان آسیب دیده از پیمان شکنی همسر پیشنهاد می شود.
تعیین عوامل موثر بر توسعه آموزش ترکیبی در آموزش وپرورش شهر تهران و بررسی وضعیت موجود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳
70 - 81
حوزههای تخصصی:
هدف: آموزش وپرورش از سازمان های موثر در توسعه همه جانبه کشورها است و آموزش ترکیبی در این سازمان شامل استفاده از ابزارهای گوناگون و متنوع برای آموزش و یادگیری می باشد. در نتیجه، هدف این پژوهش تعیین عوامل موثر بر توسعه آموزش ترکیبی در آموزش وپرورش شهر تهران و بررسی وضعیت موجود بود. روش شناسی: این مطالعه آمیخته (کیفی و کمّی) بود. در بخش کیفی، جامعه پژوهش خبرگان دانشگاهی و سازمانی شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که 19 نفر از آنها با روش نمونه گیری هدفمند و طبق اصل اشباع نظری به عنوان نمونه انتخاب شدند. در بخش کمّی، جامعه پژوهش مدیران و معاونین آموزش وپرورش شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که 242 نفر از آنها با روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای و طبق جدول کرجسی و مورگان به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی پرسشنامه محقق ساخته بود که شاخص های روانسنجی آنها مورد تایید قرار گرفت. داده های این پژوهش در بخش های کیفی و کمّی به ترتیب با روش های تحلیل مضمون و آزمون تی یک نمونه ای در نرم افزارهای MAXQDA و SPSS تحلیل شدند. یافته ها: نتایج بخش کیفی این پژوهش نشان داد که عوامل موثر بر توسعه آموزش ترکیبی در آموزش وپرورش دارای 30 مضمون پایه، 6 مضمون سازمان دهنده و 2 مضمون فراگیر شامل عوامل سازمانی (با سه مضمون سازمان دهنده ساختار مدرسه، فرهنگ مدرسه و حمایت مدرسه) و عوامل آموزشی (با سه مضمون سازمان دهنده ارزشیابی آموزشی، امکانات آموزشی و مدیریت آموزشی) بود. همچنین، نتایج بخش کمّی این پژوهش نشان داد که هر شش عامل موثر بر توسعه آموزش ترکیبی در آموزش وپرورش بالاتر از میانگین فرضی بودند، اما فقط اختلاف چهار عامل ساختار مدرسه، فرهنگ مدرسه، ارزشیابی آموزشی و مدیریت آموزشی معنادار می باشد (05/0P<). نتیجه گیری: طبق نتایج این مطالعه، جهت توسعه آموزش ترکیبی در آموزش وپرورش باید راهکارهایی برای بهبود چهار عامل ساختار مدرسه، فرهنگ مدرسه، ارزشیابی آموزشی و مدیریت آموزشی را فراهم نمود.
سناریوهای آینده ارتباطات میان فردی در فراجهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۰ زمستان۱۴۰۳ شماره ۷۷
67 - 90
حوزههای تخصصی:
ارتباطات میان فردی عضوی جدانشدنی از زندگی انسان است که به دلیل پیشرفت تکنولوژی بهره مندی از آن فقط به شکل های سنتی محدود نیست. در این مقاله آینده ارتباطات میان فردی در متاورس (فراجهان) را مورد توجه قرار داده ایم. متاورس به عنوان یکی از مفاهیم نوظهور در حوزه ارتباطات میان فردی، توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. در متاورس افراد دارای توانایی تعامل با سایر کاربران با استفاده از آواتارها، توانایی میزبانی و شرکت در رویدادها و غیره هستند. از این رو هدف این پژوهش، بررسی سناریوهای آینده ارتباطات میان فردی در متاورس است. با استفاده از روش های آینده پژوهی چهار سناریوی متفاوت برای آینده متاورس مشخص شد. سپس فاکتورهای مهم ارتباطات میان فردی مانند ارتباط کلامی، ارتباط غیرکلامی، اثربخشی، ادراک و عواطف در سناریوهای چهارگانه مورد توجه قرار گرفت. با بهره گیری از نظریه های حوزه ارتباطات میان فردی مانند نظریه کاستن عدم اطمینان، نظریه نفوذ اجتماعی، نظریه مدیریت محرمانگی و غیره، چهار آینده متفاوت برای ارتباطات میان فردی در متاورس تحلیل شده است.
Designing an Ethically-Oriented Management Model for Employee Education Development in Higher Education Using Grounded Theory (Case Study: Free Universities of Mazandaran Province)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
iranian journal of educational sociology, Vol ۷, Number ۲ (۲۰۲۴)
114 - 123
حوزههای تخصصی:
Purpose: One of the modern management approaches that has received significant attention and has addressed the weaknesses and problems of traditional management models is ethically-oriented management. Therefore, the purpose of this research is to design an ethically-oriented management model to enhance employee education in higher education, utilizing grounded theory in the free universities of Mazandaran province.
Methodology: The nature of this study is exploratory and utilizes qualitative data. The research population consists of management experts and professors with management experience in the free universities of Mazandaran province. The researcher employed the snowball method to achieve theoretical saturation after conducting interviews with 13 experts and opinion leaders. Qualitative data were collected through structured interviews and analyzed using the qualitative method of grounded theory.
Findings: Causal factors influencing ethically-oriented management for the development of employee education include personal characteristics, psychological capability, job identity, and organizational communications. Contextual factors include organizational ethics, organizational foundations, organizational justice, and leadership roles. Influential intervening factors include political, executive, infrastructural, and cultural factors. Additionally, three core phenomenon components have been identified and reported: ethical educational leadership skills, ethical literacy, and instructional design. Resulting strategies include external and internal university strategies, formal and informal strategies. Lastly, outcomes include structural development, educational development, communicational development, and performance development.
Conclusion: This research began with the aim of achieving an ethically-oriented management model for the development of employee education in higher education using grounded theory and has completed its evolutionary journey through qualitative methods, resulting in a model. Finally, recommendations derived from the researcher's experiences are presented.
سایه ی اَبَرگفتمان "بازگشت به خود" بر شکل گیری "اسطوره ی معماریِ مشروعیت خواه" در ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشتار پیش رو حول یک پرسش بنیادین در رابطه با معماری یک سده ی اخیر ایران شکل گرفته است: چرا آثاری که در آنها به نحوی ارجاع به گذشته مشاهده می شود از مشروعیت بیشتری در نگاه متخصصین و قدرت های سیاسی این دوران برخوردارند. طرح چنین پرسشی، کاوشی جامعه شناختی در لایه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و زیستی را الزام آور می کند. در مسیر پیشبردِ پژوهش، مؤلفه ای تحت عنوان «بازگشت به خویش از طریق ارجاع به گذشته»، به مثابه اَبَرگفتمانی که اقلیم اندیشه ای جامعه را در سیطره ی خود در آورده به وضوح خودنمایی می کند. این گفتمانِ کلان همچون مرکز ثقلی قدرتمند، فضای اجتماعی و سیاسی ایران را به تولید خُردگفتمان هایی گذشته گرا، توسط سه قدرت سیاسیِ حاضر در این دوران هدایت کرده و نیروی آن به قدری است که حتی تجدد و تجددخواهی را به سلطه ی خود در آورده است. در این میان معماری به مثابه رسانه ای برای انتقال این پیام به جامعه، دچارِ همین گذشته گرایی شده است و فراگیری این نگاه، آن را به مرجعی اسطوره ای برای کسب مشروعیت حداکثری بدل کرده که سنگینی آن، فضای بروز گفتمان ها و ظرفیت های دیگر را تنگ کرده و به حاشیه رانده است. این پژوهش بنیادین و نظری، سعی دارد با مطالعه نظام مندِ مفاهیم برآمده از گفتمان تولیدی قدرت در جامعه، مبتنی بر تحلیلی از بستر پارادایم انتقادگرایی، به سطوح زیرین مناسبات قدرت در ایران یک قرن اخیر گذر کرده تا از خلال آن تصویری روشن از چگونگی برآمدن "اسطوره معماری مشروعیت خواه" در معماری معاصر ایران ارائه دهد.
ظرفیت ها و چالش های شبکه اجتماعی بومی در تبلیغ دین
منبع:
مطالعات دینی رسانه دوره ۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴
1 - 26
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش درصدد شناسایی ظرفیت ها و چالش های شبکه اجتماعی بومی در تبلیغ دین است.روش شناسی پژوهش: پژوهش از نوع کیفی و روش مورداستفاده در آن تحلیل مضمون است. جامعه آماری این پژوهش کارشناسان خبره و صاحب نظران دانشگاهی در حوزه شبکه اجتماعی و تبلیغات دینی هستند که از بین آن ها 18 نفر به روش غیراحتمالی گلوله برفی انتخاب شدند. مصاحبه تا اشباع نظری ادامه پیدا کرد. ملاک انتخاب مشارکت کنندگان در بخش دانشگاهی، تدریس و تالیف در حوزه تخصصی شبکه های اجتماعی و حوزه تبلیغ دین، و در بخش کارشناسان فعالیت مرتبط با تبلیغ دین در شبکه های اجتماعی بود. روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش مصاحبه نیمه ساختارمند بود، به گونه ای که به طور میانگین 90 دقیقه با مشارکت کنندگان مصاحبه شد.یافته ها: یافته ها نشان می دهد که ظرفیت شبکه اجتماعی بومی برای تبلیغ دین، برخورداری از سامانه ای برای رصد محتوای مذهبی برای جلوگیری از انتشار شبهات و خرافات دینی، تامین محتوای بومی با توجه به فرهنگ ایرانی-اسلامی، ارسال پیام های دینی به شکلی معتبر همراه با ارائه منبع معتبر، آشنایی با گرایش های عقیدتی و دینی کاربران، عدم محدودیت زمانی و مکانی برای مبلغ، تهیه محتوای مرتبط فرهنگ عفاف و حجاب در شبکه محیط پاک و امن شبکه برای حضور کاربران و ایجاد رقابت و الگو بودن برای شبکه های بومی در راه تبلیغ دین و ارزش های دینی است. همچنین چالش ها عبارتند از عدم ارائه خلاقیت و نوآوری برای جذاب سازی مطالب دینی، عدم ارائه سرویس خوب و پایدار برای کاربران، پشتیبانی ضعیف شبکه از کاربران، عدم تبلیغات مناسب برای معرفی شبکه بومی به شهروندان ایرانی.بحث و نتیجه گیری: با توجه به ساختار و ویژگی فنی شبکه های اجتماعی مجازی در مقایسه با رسانه های سنتی، این شبکه ها توانایی و ظرفیت بالایی برای تبلیغ دین دارند و مبلغان باید با شیوه استفاده از این شبکه های اجتماعی در تبلیغ دین آشنا شوند.