ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۶۱ تا ۱٬۱۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
۱۱۶۱.

تحلیل گفتمان های سیاسی مرجع شبکه اجتماعی ایکس پیرامون انتخابات مجلس دوازدهم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: مرجعیت گفتمان تحلیل گفتمان انتقادی رسانه های اجتماعی ایکس انتخابات مجلس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۵
رسانه های اجتماعی نقش برجسته ای در ساخت گفتمان های مختلف سیاسی دارند. در این میان شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) به عنوان یکی از پرمخاطب ترین رسانه های اجتماعی میدان فعالیت کنشگران سیاسی مختلف است. این فعالیت در زمان رویدادهای سیاسی نظیر انتخابات مجلس افزایش پیدا می کند و عملاً قادر است تا ارزیابی نسبی از نگرش های و بینش های سیاسی و اجتماعی ارائه دهد. گفتمان های مختلف سیاسی از مجموعه این بینش ها، نگرش ها، دیدگاه ها و نقطه نظرات سیاسی به وجود می آیند. این پژوهش به دنبال شناخت گفتمان های سیاسی است که پیرامون دوازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در شبکه اجتماعی ایکس شکل گرفته و از مرجعیت برخوردار شده اند. برای این منظور شبکه لایک های محتواهای انتخاباتی با استفاده از نرم افزار گفی ترسیم و متغیر مرجعیت محاسبه شد. سپس تحلیل انتقادی گفتمان های مرجع با استفاده از رهیافت فرکلاف انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که گفتمان های رسمی، اصلاح طلب و میانه رو، اصولگرا، منتقد، اپوزیسیون و سلطنت طلب، گفتمان های شکل گرفته پیرامون انتخابات مجلس بوده است. همچنین تطور گفتمان های دارای مرجعیت حداکثری پیرامون انتخابات مجلس از گفتمان رسمی آغاز و به گفتمان انتقادی و غیررسمی ختم می شود. شکایت از رواج بی اخلاقی و فحاشی؛ ضرورت پرهیز از برچسب زنی به کاندیداهای متخصص؛ و لزوم کنشِ سیاسیِ عقلانی ازجمله مؤلفه های گفتمان انتقادی بوده است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که گفتمان های مرجع شبکه ایکس پیرامون انتخابات مجلس در بازه های زمانی مختلف همواره از زبان کنایه و طنز استفاده کرده اند؛ به نظر می رسد این نوع از زبان راهی برای ابراز عقیده با حداقل عواقب ناشی از آن است.
۱۱۶۲.

آینده پژوهی حکمرانی تبلیغ دینی در ایران؛ تحلیل روند پیشران ها و راهبردها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: آینده پژوهی تبلیغ دینی حکمرانی تبلیغ دینی راهبردهای نوین تبلیغ تحلیل روند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۶
این پژوهش با هدف بررسی آینده تبلیغ دینی در ایران و شناسایی پیشران ها و راهبردهای اثربخش در عصر تحولات دیجیتال انجام شده است. مسئله اساسی پژوهش، چالش هایی نظیر گسترش فناوری های اطلاعاتی، دیجیتال سازی، تغییر سبک زندگی نسل های جدید، کاهش اعتماد به مراجع سنتی و ظهور بازیگران جدید در فضای دیجیتال است که عملکرد تبلیغ دینی را تحت تأثیر قرار داده اند. با بهره گیری از روش تحلیل روند و مطالعه اسنادی، این پژوهش تلاش کرده است روندهای کلان و پیشران های کلیدی، نظیر جهانی شدن، فردگرایی، عدالت رسانه ای و تغییر نقش مبلغان دینی را شناسایی و تحلیل کند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که تحول در فناوری های ارتباطی، تغییر در سبک های دینداری و بازتعریف معنویت، نه تنها فرصت هایی برای نوآوری در تبلیغ دینی ایجاد کرده اند بلکه چالش هایی همچون افزایش شبهات دینی، تضعیف مرجعیت سنتی و شکاف نسلی میان مبلغان و مخاطبان جدید را برجسته نموده اند. این پژوهش بر ضرورت ایجاد راهبردهای داده محور، استفاده از فناوری های نوین، تولید محتوای تعاملی و پاسخگو، تقویت عدالت رسانه ای، و بازسازی نقش مبلغان دینی تأکید دارد و نقشه راهی برای سیاست گذاران و مدیران دینی فراهم می آورد تا با رویکردی آینده نگر، تحولات اجتماعی و فناورانه را مدیریت کرده و اثربخشی تبلیغ دین را در مواجهه با تغییرات محیطی افزایش دهند. این مطالعه، بازبینی سیاست های تبلیغ دینی و توسعه الگو هایی تطبیقی و نوآورانه را به عنوان مسیر دستیابی به پویایی و تاب آوری نظام تبلیغ دین پیشنهاد می کند.
۱۱۶۳.

واکاوی تصویر پدر در شبکه های اجتماعی (مطالعه موردی: واینرهای ایرانی اینستاگرام)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پدر شبکه های اجتماعی اینستاگرام واینر فضای مجازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۰
گسترش فضای مجازی و شبکه های اجتماعی تعاملی نظیر اینستاگرام باعث شد تا کاربران به کنشگران اصلی در چرخه تولید، انتشار و مصرف محتوا تبدیل گردند. در این فضا سوژه های مختلفی دستمایه محتواپردازی کاربران قرار گرفته و به دلیل ماهیت سرگرمی این پلتفرم ها، محتواهای تولید شده اقتضای طنز و هجو دارند. یکی از سوژه های کاربران فارسی زبان اینستاگرام، پدر است. براین اساس پژوهش حاضر درصدد واکاوی تصویر بازنمایی شده از پدر در صفحات واینرهای فارسی زبان اینستاگرام می باشد. روش مورد استفاده در این پژوهش، تحلیل محتوای کیفی مبتنی بر نظریه بازنمایی استوارت هال است. محققان ابتدا با استفاده از روش گلوله برفی ۲۰ صفحه واینرهای اینستاگرامی بالای ۲ میلیون دنبال کننده را شناسایی و پس از مشاهده 100 کلیپ مرتبط با موضوع تحقیق در این صفحات، به استخراج ۱۰ مقوله عمده و 82 دلالت اصلی درباره پدر نائل گردیدند. این مقولات عبارت اند از پدر دم دستی، پدر غیرحامی، پدر خودخواه، پدر مادی گرا، پدر بی تدبیر، پدر خودرأی، پدر قدیمی و سنتی، پدر تبعیض گرا، پدر ناراست و پدر بداخلاق. یافته های پژوهش بیانگر آن است که چه تصویری از پدر برای مخاطبان توسط واینرهای اینستاگرامی ساخته می شود و چگونه بر اذهان مخاطب تأثیر می گذارد و طرد پدر افزایش می یابد.
۱۱۶۴.

The Unbearable Lightness of Empty Time: The Responses of Iranian Intellectuals to the Time Experiences of Modernity(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: 1979 Islamic Revolution Event Iran Iranian and Western Intellectuals Modernity and Processes of Modernization Time

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۶
By an approach of the sociology of time, this article seeks to examine the consequences of transformations in the space-time order of society ensuing rapid modernization processes for Iranian intellectuals in the decades succeeding to the 1979 Islamic Revolution. First, it explores how certain Western thinkers and philosophers confronted the spread of “empty time,” and then turns to the works of three influential Iranian intellectuals of that period -Dariush Shayegan, Ali Shari‘ati, and Jalal Al-e Ahmad, aiming to compare their positions. It also asks: How did they during that period engage with the category of modern time? How did it touch their assessment and understanding of the West? And can a kind of relationship be discerned between their time-based assessments and their demand for political changes?This paper takes on a document-based approach, applying the theoretical sampling to analyse the primary texts of three intellectuals under studyThe findings suggest that the dominance of modern empty time constituted a these intellectuals’ discontent with the West, and that their concerns were closely tied to their dissatisfaction with modernity and autocratic modernization processes. Their dissatisfaction, in turn, promoted their estrangement from the Shah’s regime and its western-oriented social reform projects and their receptivity to a fundamental transformation of society grounded in religion and tradition as well.It concludes that while Western philosophers grappled with the hollowing out of time in modernity, seeking to reclaim meaningful moments through Diogenic temporalities or expressive dimensions of modern life. Iranian intellectuals also attempted to offset and fill the unbearable lightness of modern time with the weight of tradition. Despite the post-revolutionary slowdown of processes of modernization and a return to tradition, additionally, the problem of the emptiness of modern time has yet remained an unavoidable and open-ended challenge for Iranian thinkers and intellectuals.
۱۱۶۵.

مدل سازی عوامل فرهنگی موثر بر افزایش قابلیت های پویایی پلتفرم های داخلی (چشم انداز و فرصت های آینده)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عوامل فرهنگی رسانه های اجتماعی پلتفرم بومی افزایش مخاطب پویایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۷ تعداد دانلود : ۱۸۷
شناسایی عوامل فرهنگی مؤثر برافزایش قابلیت های پویایی پلتفرم های داخلی به مطالعه و تحلیل عاملی اشاره دارد که تأثیر بزرگی در افزایش قابلیت های پویایی و توانمندی های پلتفرم های داخلی دارد. ازاین رو این تحقیق از با ماهیت اکتشافی به روش کیفی درصدد مدل سازی عوامل فرهنگی مؤثر بر افزایش قابلیت های پویایی پلتفرم های داخلی (چشم انداز و فرصت های آینده) است. جامعه آماری 30 نفر از کارشناسان و صاحب نظران حوزه تولید محتوا و توسعه دهنده های پلتفرم های تعاملی و رسانه های اجتماعی بودند؛ که محقق در نفر 15 ام به اشباع نظری رسید. پس از تحلیل محتوای داده ها، سه مؤلفه اصلی و زیر مؤلفه های تأثیرگذار بر افزایش قابلیت های پویایی پلتفرم های داخلی مشخص شد: 1. مؤلفه سیاست گذاری کلان فرهنگی شامل؛ فرهنگ کارآفرینی، فرهنگ استفاده از فناوری، فرهنگ همکاری بین بخشی، فرهنگ آموزش و یادگیری و فرهنگ حمایت از نوآوری و 2. مؤلفه خرد یا عمومی فرهنگی شامل؛ فرهنگ مشارکت اجتماعی در رسانه بومی، ترویج و تقویت فرهنگ ملی، فرهنگ هویت بخشی مخاطب، فرهنگ حفظ حریم خصوصی، فرهنگ نوآور بودن مخاطبان و 3. مؤلفه فرهنگ رسانه ای، شامل: فرهنگ تنوع و کیفیت بالای تولید محتوا، فرهنگ هم گرایی رسانه ای، فرهنگ تعاملی بودن و احترام به سلیقه مخاطبان، فرهنگ رشد هویت برند، فرهنگ توسعه قابلیت های پلتفرم، فرهنگ تمرکز بر امنیت و اعتماد کاربران، فرهنگ به روزرسانی و ارتقاء پلتفرم ها در سطح حرفه ای.
۱۱۶۶.

هویت جنسیتی کودکان در خانواده های تهرانی: پژوهشی در انسان شناسی روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انسان شناسی روان شناختی مکتب کنش متقابل نمادین هویت جنسیتی طرحواره جنسیتی زمان بندی اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۴۳
پژوهش حاضر سعی دارد الگوهای فرهنگی و جنسیتی که از طریق ژست های کلامی و غیرکلامی به کودکان منتقل می شود و هویت جنسیتی آنان را شکل می دهد، مورد مطالعه قرار دهد. رویکرد نظری آن مبتنی بر آراء هربرت مید با تاکید بر مفاهیم ذهن، خود و جامعه است. روش این پژوهش مجموعه ای از داده ه ای انسان شناختی اعم از مردم نگاری، مصاحبه و مشاهده مشارکتی است. در مجموع شش میدان پژوهش با روش نمونه گیری هدفمند از خانواده های منطقیه یک تهران انتخاب شدند و با استفاده از روش های کیفی اعم از مشاهده و مصاحبه مورد مطالعه قرار گرفتند. روش تحلیل داده های مربوط به مصاحبه، مبتنی بر تحلیل موضوعی است. نتایج پژوهش نشان می دهد والدین یا مراقبین نزدیک به دلیل تآثر از آموزه های فرهنگی، ارزش های جنسیتی به خصوصی را به کودکان منتقل می کنند که هویت جنسیتی کودک را می سازد و تعاملات او با دیگری به عنوان دختر یا پسر شکل می دهد. همچنین یافته های میدان حاصل از کنش های متقابل والدین و اطرافیان نزدیک با کودکان و تآثیرگذاری آن در ابعاد متفاوت هویت جنسیتی کودکان بود. این ابعاد در پنح حوزیه طبقه بندی جنسیتی، فشار جنسیتی، محرومیت جنسیتی و پیش داوری بین گروهی جنسیتی قرار می گیرد که هریک از این طبقه بندی ها به طرح واریه جنسیتی کودک منجر می شود. طرح واریه جنسیتی به مجموعه ای از الگوها و قوانینی مربوط می شود که تعامل کودک با دنیای بیرون و درون او را شکل می دهد. این امر به این معنا است که کودک مبتنی بر طرح واریه جنسیتی خود در حضور محرک و با فرایند های ذهنی که به صورت واسطه ای عمل می کنند، رفتار متناسب با جنسیت خود را اتخاذ می کند.
۱۱۶۷.

نقش پویایی های اجتماعی قومی در توسعه پایدار و انسجام اجتماعی در استان آذربایجان غربی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پویایی های اجتماعی قومی توسعه پایدار انسجام اجتماعی هویت قومی سیاست گذاری قومی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۲
زمینه و هدف: استان آذربایجان غربی به دلیل تنوع گسترده قومی، از مناطق چندفرهنگی ایران محسوب می شود. این تنوع، هم می تواند به عنوان یک ظرفیت برای توسعه پایدار عمل کند و هم چالشی برای انسجام اجتماعی باشد. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر پویایی های اجتماعی قومی (هویت قومی، تعاملات قومی و شبکه اجتماعی قومی) بر توسعه پایدار و انسجام اجتماعی در این استان است. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر روش میدانی است. جامعه آماری شامل کارکنان انتظامی بومی استان آذربایجان غربی، نخبگان محلی و فعالان اجتماعی بود که از میان آن ها، نمونه ای ۳۸۴ نفری به روش تصادفی خوشه ای انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها، سه پرسشنامه استاندارد بود که روایی و پایایی آن ها تأیید شد. تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و نرم افزارهای Smart PLS 4 وSPSS  انجام گرفت. یافته ها: یافته های تحقیق نشان می دهند که پویایی های اجتماعی قومی تأثیر معناداری بر توسعه پایدار (ضریب اثر 785/0، سطح معناداری 001/0) و انسجام اجتماعی (ضریب اثر 703/0، سطح معناداری 001/0) در استان آذربایجان غربی دارند. نتیجه گیری: مدیریت صحیح تنوع قومی از طریق سیاست های عدالت محور، تقویت برنامه های آموزشی و فرهنگی، بهبود مشارکت اجتماعی و اجرای راهبردهای توزیع عادلانه منابع، می تواند زمینه ساز افزایش انسجام اجتماعی و دستیابی به توسعه پایدار باشد. یافته های این پژوهش می تواند در تدوین سیاست های کلان برای مناطق دارای تنوع قومیتی، مورد استفاده قرار گیرد.
۱۱۶۸.

دانش توسعه در ایران: زمینه های شبه استعماری توسعه مدرنیزاسیونی با تأکید بر برنامه های اول و دوم توسعه قبل از انقلاب

کلیدواژه‌ها: زیست سیاست دولت مندی دانش توسعه پارادایم مدرنیزاسیون ایران پیش از انقلاب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۷
هدف: توسعه به مثابه مفهومی چندلایه و مناقشه برانگیز، نه تنها دلالت بر رشد اقتصادی یا تحول نهادی دارد، بلکه در سطحی عمیق تر، به عنوان «اندیشه ای از جنس گذار» عمل می کند که نحوه ادراک جوامع از گذشته، حال و آینده خویش را سامان می دهد. در ایران، اگرچه ایده هایی چون «انکشاف» و «ترقی» پیشینه ای طولانی دارند، اما دگردیسی توسعه به صورت یک پروژه منسجم، نهادمند و مبتنی بر برنامه ریزی، به طور مشخص در بستر پس از جنگ جهانی دوم و در دل نظم سیاسی–اقتصادی جدید جهانی شکل گرفت. این پژوهش با تمرکز بر این گسست تاریخی، به بررسی نظام معرفتی توسعه در ایران پیش از انقلاب اسلامی، به ویژه در بستر برنامه های اول و دوم عمرانی، می پردازد و می کوشد نشان دهد که توسعه چگونه نه صرفاً به عنوان یک راهبرد فنی، بلکه به مثابه صورت بندی ای از قدرت–دانش و دانشی شبه استعماری عمل کرده است. هدف اصلی پژوهش، تحلیل چگونگی شکل گیری، انتقال و نهادینه شدن دانش توسعه در ایران در تلاقی میان اراده قدرت های جهانی به ویژه ایالات متحده آمریکا و نیروها و نهادهای داخلی است. پرسش محوری آن است که مراوده دانش میان نهادهای بین المللی توسعه، شرکت های مشاور و دانشگاه های آمریکایی از یک سو و نهاد برنامه ریزی و بوروکراسی ایرانی از سوی دیگر، چگونه ادراک ملی از توسعه را صورت بندی کرد و چه تأثیری بر مسیر و سرنوشت برنامه ریزی توسعه در ایران برجای گذاشت. پژوهش استدلال می کند که پروژه توسعه در ایران نه یک «ماموریت تمدن ساز» بی طرف، بلکه بخشی از نظم قدرت جهانی و منطق تقسیم کار سرمایه داری بین المللی در دوران اقتصاد کربنی بوده است. از نظر چارچوب نظری، پژوهش بر نظریه روی مک لئود در باب نسبت علم، امپریالیسم و قدرت استوار است. این نظریه با تمایز میان «علم کلان شهری» و «علم استعماری»، نشان می دهد که چگونه دانش علمی و تخصصی، به ویژه در جوامع پیرامونی، در قالب تکنیک ها و الگوهای تقلیدی به کار گرفته می شود و در خدمت تثبیت هژمونی فرهنگی، کنترل قلمرو و استخراج منابع قرار می گیرد. بر این اساس، دانش توسعه در ایران به عنوان دانشی شبه استعماری فهم می شود که از طریق شبکه های مشاوره ای، نهادهای بین المللی و برنامه های کمک فنی، نظم خاصی از حقیقت، سوژه مندی و عقلانیت برنامه ریزی را تولید کرده است. روش: روش پژوهش حاضر مبتنی بر رویکرد دیرینه–تبارشناسی فوکویی است. در بعد دیرینه شناسانه، قواعد پیشینی و ناخودآگاهی واکاوی می شوند که تعیین می کردند توسعه چگونه قابل گفتن، اندیشیدن و برنامه ریزی است و چه گزاره هایی به عنوان دانش معتبر شناخته می شدند. در بعد تبارشناسانه، پیوند میان دانش توسعه و مناسبات قدرت بررسی می شود تا نشان داده شود که چگونه نهادهای برنامه ریزی، گزارش های مشاوره ای و سیاست های عمرانی، در بستر کشاکش های سیاسی–اقتصادی و ژئواستراتژیک پدیدار شده اند. داده های پژوهش شامل اسناد آرشیوی وزارت امور خارجه، قوانین و مصوبات دولتی، مکاتبات اداری، گزارش های شرکت های مشاور، خاطرات بوروکرات ها و منابع ثانویه تاریخی است که با تحلیل گفتمانی و توجه به جابه جایی های معنایی مفاهیم کلیدی بررسی شده اند. یافته ها: نشان می دهد که نظم برتون وودز و نهادهایی چون صندوق بین المللی پول و بانک جهانی، بستر نهادی و گفتمانی لازم برای اشاعه پارادایم مدرنیزاسیون را فراهم کردند. ایالات متحده با تکیه بر برتری اقتصادی و سیاسی خود، از طریق وام های بلندمدت، کمک های فنی و برنامه «اصل چهار ترومن»، توسعه را به ابزاری برای مهار کمونیسم و تثبیت بلوک غرب بدل ساخت. ایران به دلیل موقعیت ژئواستراتژیک و منابع نفتی، به یکی از کانون های اصلی این مداخله دانشی تبدیل شد و توسعه کشاورزی به عنوان نقطه ورود اصلی برای هدایت کشور در مسیر مطلوب نظم جهانی تعریف گردید. در این بستر، پارادایم مدرنیزاسیون با پشتوانه نظریه هایی چون نظریات پارسونز و روستو، بر ضرورت تغییر عادتواره ها، نهادها و حتی سوبژکتیویته فردی تأکید گذاشت. توسعه دیگر صرفاً به معنای ساخت زیرساخت نبود، بلکه مستلزم بازسازی فرهنگی، آموزشی و زیست سیاسی جامعه تلقی می شد. ورود تیم های دانشگاهی آمریکایی، به ویژه از ایالت یوتا، به حوزه های کشاورزی، بهداشت و آموزش، نقش مهمی در این فرایند ایفا کرد و سبک زندگی آمریکایی به تدریج به عنوان معیار نرمال پیشرفت معرفی شد. تحلیل نظام مشاوره ای برنامه ریزی در ایران نشان می دهد که این نظام به سه الگوی اصلی تقسیم می شد: مشاوران انفرادی کوتاه مدت با رویکردی فنی و فاقد درک زمینه ای؛ تیم های دانشگاهی با تمرکز بر ظرفیت سازی و مشارکت محلی و پیمانکاران خصوصی کلان مقیاس که اولویت آن ها اجرای سریع پروژه ها و منافع اقتصادی بود. با وجود موفقیت نسبی الگوهای دانشگاهی مشارکتی، در نهای
۱۱۶۹.

ارائه مدل حکمرانی مشارکتی در حفاظت جامع بناها و بافت های تاریخی بر مبنای نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بناها و بافت های تاریخی حفاظت از میراث فرهنگی حکمرانی مشارکتی مشارکت اجتماعی نظریه داده بنیاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۸۴
حفاظت جامع و پایدار از بناها و بافت های تاریخی، باتوجه به ارتباط ذاتی میراث فرهنگی و زمینه های اجتماعی-فرهنگی آن، مستلزم مشارکت فعال جامعه است. هدف این پژوهش دستیابی به مدل حکمرانی مشارکتی برای حفاظت جامع بناها و بافت های تاریخی مبتنی بر مشارکت ذی نفعان است. پژوهش به روش کیفی و ازطریق ابزار مصاحبه انجام شده و با تحلیل داده ها برمبنای روش داده بنیاد، مدل مربوط در قالب 26 مقوله اصلی ارائه شده ا ست. مشارکت کنندگان شامل متخصصان و مدیران این حوزه می شوند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. در مدل ارائه شده، شرایط علّی، ماهیت چندوجهی و ارزش های هویتی میراث فرهنگی و ضرورت مشارکت فعال کنشگران اجتماعی را آشکار می سازد. شرایط زمینه ای در پنج بستر شامل بسترهای نهادی-مدیریتی، بستر های چالش برانگیز اجتماعی–اقتصادی و توسعه ای، بسترهای فرهنگی-هویتی و نظام حقوقی-مالکیتی و ظرفیت های توسعه پایدار اقتصادی – گردشگری تبیین پذیر است. شرایط مداخله گر نیز شامل تعارض سنت و مدرنیته، عوامل تسهیلگر و بازدارنده در ساختارهای حقوقی و قانونی، مشارکت اجتماعی و آگاهی عمومی، تعارض منافع ذی نفعان و موانع اعتمادسازی است. همچنین راهبردها در هفت محور شامل مدیریت دانش محور، توانمندسازی جامعه محلی، آموزش و ارتقای آگاهی، مدیریت یکپارچه تخصصی-مشارکتی، حفاظت، احیا و بهره وری پایدار، یکپارچه سازی و هم افزایی نهادی و توسعه شفافیت و اعتمادسازی شکل می گیرند. پیامدهای اجتماعی این مدل عبارت اند از: تقویت سرمایه اجتماعی، افزایش مشارکت فعال شهروندی، تقویت هویت محلی و حس تعلق به مکان و بهبود تعامل حاکمیت و جامعه. کاربست این مدل، ضمن افزایش اثربخشی اقدامات حفاظتی، موجب حفاظت جامع میراث فرهنگی، توسعه گردشگری پایدار، رونق اقتصادی محلی و ایجاد توازن میان حفاظت از میراث فرهنگی و پاسخ گویی به نیازهای معاصر می شود.
۱۱۷۰.

مولدسازی و تشدید شکاف متابولیسم اجتماعی: تشریح شواهدی از بحران روابط کار و طبیعت در اقتصاد سیاسی ایران دهه 1390(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رواب‍ط ک‍ار سرمایه داری شکاف متابولیسم اجتماعی طبیعت مولدسازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۹۵
مولدسازی گذاری کیفی به سوی مرحله پیچیده تری از توسعه سرمایه داری در فضای اقتصاد سیاسی ایران است. فرایندی که از اواسط دهه 1390 شکل گرفت؛ زمانی که آثار توسعه ناموزون و در رأس آن بحران مناسبات تولید به حادترین شکل پدیدار شده بود. این طرح برمبنای منتسب کردن مسئله رکود تولید و معضلات انباشته شده توسعه ناموزون به انجماد دارایی های عمومی توسط مجموعه کارگزاران سیاسی و اجرایی و در همراهی با بدنه دانشگاهی که در قالب اندیشکده ها و کمیته های مشورتی صورتبندی جدیدی پیدا کرده بودند پروبلماتیزه و به سرعت در اسناد توسعه وارد و شکل اجرایی و عملیاتی به خود گرفت. اکنون پس از گذشت چند سال و اجرای پیگیرانه این قانون توسط دولت می توان درمورد فرایندها و سازوکارهای آن در میدان اقتصاد سیاسی جامعه ایران از منظر تبادلات مادی میان کار و طبیعت (اعم از طبیعت تاریخی و طبیعت مصنوع) پرسش کرد.این هدفی است که مقاله مذکور با اتکا به روش مطالعه موردی و گردآوری اطلاعات اسنادی و به طور خاص تمرکز بر مصوبات رسمی منتشرشده جلسات هیئت عالی مولدسازی دنبال کرده است.یافته های تحقیق نشان می دهد طرح مولدسازی با مکانیسم های 1. تشدید شکاف های متابولیک در نظام تولید ارزش، 2. شکاف متابولیسم شهر-روستا و 3. محرومیت زایی منطقه ای در فرایند تقسیم کار ملی مرکز-پیرامون، زمینه تشدید شکاف متابولیسم اجتماعی را فراهم ساخته است.بنابراین سیاست مولدسازی را نه فقط یک برنامه اجرایی یا مداخله ای خنثی، بلکه باید به منزله لحظه ای از تکوین تاریخی منطق سلطه سرمایه بر روابط کار و طبیعت درک کرد؛ منطقی که با مالی سازی دارایی های عمومی، انتقال ارزش از پایین دست به بالادست و شکاف صوری طبیعت از جامعه بازتولید مادی و زیستی را در معرض اختلال ساختاری قرار می دهد.
۱۱۷۱.

ارزیابی کیفی نقش آموزش کارآفرینی اجتماعی بر ارتقاء شاخص های توسعه اقتصادی پارک های علم وفناوری علامه طباطبایی و علم و فرهنگ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش های کارآفرینی پارک های علم وفناوری توسعه اقتصادی کارآفرینی اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۳
هدف پژوهش: این پژوهش به بررسی نقش آموزش کارآفرینی اجتماعی بر توسعه اقتصادی در پارک های علم وفناوری دانشگاه علم و فرهنگ و دانشگاه علامه طباطبایی می پردازد. هدف این تحقیق تحلیل اثرات آموزشی بر توسعه اقتصادی، شناسایی مکانیزم های انگیزشی مؤثر و ارزیابی اعتبار اجتماعی دوره ها و تحلیل آثار و تغییرات محیطی ناشی از آن است. کارآفرینی اجتماعی با ایجاد فرصت های شغلی، کاهش فقر و توانمندسازی جوامع، نقش حیاتی در توسعه پایدار ایفا می کند. به همین دلیل، بررسی تأثیرات آموزش های کارآفرینی اجتماعی در پارک های علم وفناوری که به عنوان بسترهای کلیدی برای حمایت از استارتاپ ها و نوآوری های اجتماعی محسوب می شوند، ضروری است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی است؛ زیرا نتایج آن می تواند به بهبود سیاست گذاری ها و طراحی دوره های آموزشی در پارک های علم وفناوری کمک کند. روش پژوهش. این پژوهش از رویکرد کیفی از نوع تحلیل تماتیک استفاده کرده و داده ها از طریق مصاحبه های عمیق با ۱۰ متخصص حوزه پارک های علم وفناوری جمع آوری شده است. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار مکس کیودا و از طریق مراحل کدگذاری اولیه، طبقه بندی کدها و تحلیل تماتیک انجام گرفته است. یافته ها: یافته ها نشان می دهند که آموزش های کارآفرینی اجتماعی از طریق تقویت تعاملات گروهی و ارائه بازخوردهای مؤثر، انگیزه کارآفرینان را افزایش می دهد و روحیه نوآوری و توسعه زیرساخت های حمایتی را بهبود می بخشد. همچنین، این آموزش ها منجر به افزایش آگاهی اجتماعی و ارتقای اعتبار کارآفرینان می شود و فرصت های شغلی جدید و سرمایه گذاری در استارتاپ های اجتماعی را تسهیل می کند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که آموزش کارآفرینی اجتماعی نه تنها به رشد اقتصادی کمک می کند، بلکه بر بهبود شاخص های اجتماعی و فرهنگی نیز تأثیرگذار است. پیشنهاد می شود که دوره های آموزشی متناسب با نیازهای واقعی کارآفرینان طراحی شده و حمایت های مالی و مشاورهای افزایش یابد. تقویت تعاملات بین دانشگاه، صنعت و نهادهای دولتی و همچنین افزایش دسترسی به منابع مالی از الزامات کلیدی برای توسعه کسب وکارهای اجتماعی به شمار می آید.
۱۱۷۲.

تبیین جامعه شناختی تخلف از قوانین راهنمایی و رانندگی (مطالعۀ موردی: شهروندان استان مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گریز از مجازات تقویت افتراقی تعاریف خنثی ساز جرم زایی محیط تمایل مجرمانه تخلف از قوانین راهنمایی و رانندگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۸
موضوع اصلی پژوهش حاضر تبیین تخلف از قوانین راهنمایی و رانندگی با استفاده از نظریه های بازدارندگی بسط یافتهِ استفورد و وار، یادگیری اجتماعیِ ایکرز و کنش موقعیتیِ ویکستروم است. روش تحقیق، پیمایش و ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه بود. جامعهٔ آماری تحقیق شامل افراد بالای ۱۸ سال دارندهٔ گواهی نامهٔ رانندگی در استان مازندران بود که ۴۰۰ نفر از آن ها با شیوهٔ نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب به عنوان نمونه انتخاب شدند. یافته های توصیفی نشان داد که بیش ترین تخلفات انجام شدهٔ پاسخگویان در دو سال اخیر، استفاده از تلفن همراه در حین رانندگی و کم ترین تخلفات، عبور از چراغ قرمز راهنمایی و رانندگی است. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون حاکی بود که تأثیر متغیرهای تمایل مجرمانه، جرم زایی محیط، تعاریف خنثی ساز و گریز از مجازات بر متغیر تخلف از قوانین راهنمایی و رانندگی معنادار است، اما تأثیر تقویت افتراقی بر این تخلف معنادار نیست. لذا مطابق با نظریهٔ کنش موقعیتی می توان گفت که افزایش تمایل مجرمانه و جرم زایی محیط باعث افزایش میزان تخلف از قوانین راهنمایی و رانندگی می شود. همچنین، مطابق با نظریهٔ بازدارندگی بسط یافته می توان اظهار کرد که گریز از مجازات با کاهش قطعیت درک شدهٔ مجازات، احتمال تخلف از قوانین را افزایش می دهد. باید اضافه نمود که اگرچه مطابق با نظریهٔ یادگیری اجتماعی، تعاریف خنثی ساز از طریق کاهش احساس گناه می تواند منجر به تکرار تخلف از قوانین راهنمایی و رانندگی گردد، اما تقویت افتراقی این پیامد را به دنبال ندارد. این شاید به خاطر عادی سازی تخلفات و باور به عدم قطعیت مجازات در بین افراد باشد.
۱۱۷۳.

واکاوی دلایل و پیامدهای سکوت سازمانی در سازمان های آموزشی (مورد مطالعه: آموزش وپرورش استان قم)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سکوت سازمانی سازمان آموزش وپرورش پیامدهای فردی و سازمانی سبک مدیریت زهرآگین بی عدالتی سازمانی استان قم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۵
«سکوت سازمانی» به معنای خودداری معلمان و کارکنان از ارائه نظرات کاربردی در جهت توسعه سازمانی، یکی از چالش های اساسی در سازمان های آموزشی است که مانع از بهره گیری بهینه از دانش و تجربیات کارکنان می شود. پژوهش حاضر با هدف طراحی مدلی برای تبیین سکوت سازمانی در آموزش وپرورش، از روش نظریه داده بنیاد بهره گرفته است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۳۰ نفر از خبرگان فرهنگی، معلمان، مدیران و کارمندان اداره کل آموزش وپرورش قم که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند، گردآوری شد. در مرحله کدگذاری باز، ۳۷۵ کد مفهومی، ۶۰ مقوله فرعی و ۲۷ مقوله اصلی شناسایی شد. یافته های پژوهش بر پدیداری هشت گونه سکوت سازمانی شامل سکوت منفعلانه هژمونیک، سکوت محافظه کارانه هژمونیک، سکوت نوع دوستانه هژمونیک، سکوت منفعلانه استراتژیک، سکوت محافظه کارانه استراتژیک، سکوت منفعت طلبانه استراتژیک، سکوت رهایی و سکوت مبهم در آموزش وپرورش دلالت داشت. همچنین، از مهم ترین شرایط علّی در شکل گیری سکوت سازمانی می توان به ضعف های کلامی و شخصیتی، جامعه پذیری ناکارآمد، ادراک ناامنی، بی عدالتی سازمانی، سبک مدیریت زهرآگین و هویت سازمانی شکننده اشاره کرد. شرایط زمینه ای شامل فرهنگ سازمانی بازدارنده، سرخوردگی حمایتی، ناکارآمدی ارزیابی عملکرد، ناکارآمدی ارتباطی و ساختاری و عوامل جمعیت شناختی و عوامل مداخله گری شامل شرایط آنومیک سازمانی، فقدان استقلال نهادی و فرایندهای تسریع بخش همنوایی سازمانی نیز در تشدید آن نقش دارند. در مواجهه با سکوت سازمانی، کنشگران دو راهبرد پذیرش منفعلانه یا مقاومت و تغییر را اتخاذ می کنند. پیامدهای این پدیده در سه سطح فردی (مانند کاهش انگیزه)، سازمانی (مانند اُفت کارایی) و اجتماعی (مانند کاهش اعتماد عمومی) دسته بندی شد. این پژوهش، با ارائه یک مدل جامع، امکان درک عمیق تر و لزوم بازنگری در ساختارهای مدیریتی و فرهنگی برای کاهش سکوت سازمانی و تقویت مشارکت کارکنان را فراهم می سازد.
۱۱۷۴.

بررسی «تأثیر ادراک از مفید بودن مرور آنلاین» بر «نگرش و تصویر برند» (مورد مطالعه: خوانندگان مرورهای آنلاین سایت دیجی کالا)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اعتبار منبع دانش محصول تأثیر اجتماعی تصویر برند ادراک از مفید بودن مرور آنلاین نگرش نسبت به برند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۷۲
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر ادراک مشتری از مفید بودن مرور آنلاین بر نگرش و تصویر برند است. پژوهش حاضر به صورت پیمایشی است. همچنین دارای رویکردی کمّی و از نظر هدف، کاربردی می باشد. جامعه آماری این تحقیق را افراد بالای 18 سال تشکیل می دهند که تجربه خرید اینترنتی از سایت دیجی کالا را داشته اند. برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران برای جوامع نامحدود استفاده شد که با فرض سطح اطمینان 95%، حجم نمونه 384، با روش نمونه گیری در دسترس، برآورد شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه که از پیشینه پژوهش بدست آمده بود، استفاده شد. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه به تأیید خبرگان رسید. پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ با استفاده از نرم افزار SPSS بیشتر از 7/0 برای تمام متغیرهای تحقیق بدست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده های بدست آمده از روش مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS24 و Smart PLS2 استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که دانش محصول بر ادراک از مفید بودن مرور آنلاین تاثیرگذار است؛ ادراک از مفید بودن مرور آنلاین بر نگرش نسبت به برند تاثیر گذار است؛ و ادراک از مفید بودن مرور آنلاین بر تصویر برند تاثیر گذار است (P-value<0.05). اعتبار منبع بر ادراک از مفید بودن مرور آنلاین تاثیرگذار نیست؛ تأثیر اجتماعی بر ادراک از مفید بودن مرور آنلاین تاثیر گذار نیست؛ و اعتماد ادراک برند بر ادراک از مفید بودن مرور آنلاین تاثیر گذار نیست (P-value>0.05).
۱۱۷۵.

پیش بینی هوش اجتماعی و ابعاد آن بر مبنای نوع و میزان استفاده از انواع رسانه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش اجتماعی مصرف رسانه نوع مصرف رسانه میزان مصرف رسانه صرف زمان در فضای مجازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۷
هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی هوش اجتماعی و ابعاد آن بر مبنای نوع و میزان استفاده از انواع رسانه طراحی و اجرا شده است.روش پژوهش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی است و به روش کمی انجام شده است. تکنیک این پژوهش پیمایش و ابزار اندازه گیری، پرسشنامه (دو پرسشنامه هوش اجتماعی و مصرف رسانه ای) است. جامعه آماری شامل تمامی جوانانی است که در شهر لنگرود به صورت حرفه ای ورزش می کنند. نمونه آماری بر اساس مراجعه به جدول مورگان، 384 نفر انتخاب شد و پرسشنامه ها با استفاده از شیوه نمونه گیری تصادفی ساده، در میان نمونه مورد نظر توزیع و پس از تکمیل، جمع آوری شد. از بین پرسشنامه ها، 372 پرسشنامه، قابل بررسی بود.یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که هوش اجتماعی بر اساس معادلات خطی به دست آمده، بر مبنای استفاده از رسانه قابل پیش بینی بوده، و اثر مطالعه کتاب، تماشای تلویزیون داخلی و تئاتر رفتن، بر هوش اجتماعی مثبت بوده؛ اما اثر مطالعه هفتگی روزنامه، گوش دادن به رادیو و سینما رفتن بر هوش اجتماعی «منفی» است. تحلیل این یافته ازآن جهت اهمیت دارد که مطالعه کتاب و تئاتر رفتن همواره از مصداق های فرهنگی رشد فکری بوده و هوش اجتماعی جوانان ورزشکار مورد مطالعه در پژوهش حاضر، بر مبنای این نوع استفاده از رسانه، تأثیرات مثبتی می پذیرد. نتایج همچنین نشان داد که بُعد پردازش اطلاعات اجتماعی از هوش اجتماعی بر مبنای استفاده از رسانه قابل پیش بینی بوده، و اثر تئاتر رفتن در ماه، صرف زمان در اینترنت و فضای مجازی در شبانه روز بر بعد پردازش ِ هوش اجتماعی «مثبت» است، اما اثر میزان تماشای ماهواره در هفته بر پردازش اطلاعات اجتماعی «منفی» است. از سوی دیگر تماشای تلویزیون و گوش دادن به رادیو نیز بر بعد آگاهی اجتماعی از هوش اجتماعی، اثر منفی داشته است. نتایج نشان داد که بُعد مهار ت های اجتماعی از هوش اجتماعی نیز بر مبنای استفاده از رسانه ها قابل پیش بینی بوده، و اثر تماشای ماهواره در طول هفته، مطالعه نشریه در هفته، میزان گوش دادن به موسیقی در شبانه روز، میزان گوش دادن به رادیو، سینما رفتن، بر بعد مهارت های اجتماعی مثبت بوده، اما وقت گذرانی در فضای مجازی در شبانه روز، بر مهارت های اجتماعی «منفی»می باشد.نتایج: نتایج نشان داد که وضعیت کلی هوش اجتماعی بر مبنای استفاده از رسانه قابل پیش بینی بوده و نقطه تلاقی استفاده از رسانه ها و هوش اجتماعی، برقراری ارتباط توسط افراد است. از سوی دیگر طبق نتایج رابطه منفی میان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با هوش اجتماعی به دست آمده که می تواند برگرفته از اثرات مربوط به نوع و میزان استفاده از این شبکه ها باشد. با توجه به نتایج پژوهش در زمینه اثرات منفی وقت گذرانی در فضای مجازی بر هوش اجتماعی، باید برای ارتقاء هوش اجتماعی با تقویت مهارت شنونده فعال بودن، همدلی با دیگران، تقویت مهارت های کار گروهی، ارتقاء مهارت های ارتباطی به ویژه مهارت های ارتباط غیرکلامی در دنیای حقیقی، در نظام آموزش عالی و همچنین از طریق رادیو، تلویزیون و بستر فضای مجازی تمهیدات لازم در نظر گرفته شود.
۱۱۷۶.

پارادایم راهبردی تبلیغات تجاری کانون های آگهی در رسانه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پارادایم تبلیغات تجاری رسانه های اجتماعی کانون های آگهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۱
پژوهش حاضر با هدف تدوین و واکاوی پارادایم راهبردی تبلیغات تجاری کانون های آگهی در رسانه های اجتماعی به روش کیفی و مبتنی بر تحلیل SWOT انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 10 نفر از کارشناسان حوزه تبلیغات و رسانه های اجتماعی جمع آوری و با استفاده از ماتریس IFE و EFE و مدل TOWS برای تدوین استراتژی های عملی تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد که مهم ترین عوامل مؤثر بر موفقیت تبلیغات شامل استفاده هوشمندانه از اینفلوئنسرها، ایجاد پایگاه داده از اطلاعات مشتریان برای رهگیری رفتار آنان و رعایت اصول امنیت اطلاعات است. همچنین، با استناد به مدل مفهومی ترکیبی نظریه اقناع، مدل 4C، تحلیل SWOT و TOWS، یافته ها نشان داد که تهدیداتی نظیر فیلترینگ و نگرانی های امنیتی نیازمند تدوین استراتژی های محافظه کارانه هستند. معیارهای مهمی که می توانند به تبیین الگوی راهبردی تبلیغات تجاری کمک کنند شامل ایجاد پایگاه داده از اطلاعات مشتریان به منظور رهگیری رفتار مشتری در رسانه های اجتماعی (شناسایی مخاطبان تکراری)، امنیت اطلاعات مخاطبان و کسب اعتماد آنان و همچنین افزایش نرخ تعامل کاربران با مدیران کسب وکار در رسانه های اجتماعی است. تولید محتوای اقناعی و متناسب با نیازهای مخاطبان، نقش مهمی در افزایش تعامل و اثربخشی تبلیغات دارد. مدل 4C به شناسایی عناصر کلیدی محتوا، بستر، ارتباط و جامعه کمک کرد. تحلیل SWOT و TOWS استراتژی محافظه کارانه WO با تأکید بر بهره گیری هوشمندانه از اینفلوئنسرها و تولید محتوای هدفمند را پیشنهاد داد. درنهایت مدل پیشنهادی به مدیران تبلیغاتی کمک می کند تا استراتژی های مؤثرتری برای تعامل با مخاطبان و ارتقای بازدهی تبلیغات خود تدوین کنند.
۱۱۷۷.

شناسایی و ارائه مدل عوامل خودسانسوری شهروندان تهرانی در شبکه اجتماعی اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خودسانسوری خودسانسوری ارتباطی خودسانسوری فرهنگی خودسانسوری حقوقی اینستاگرام

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۹۳
این پژوهش به شناسایی و ارائه مدل عوامل خودسانسوری شهروندان تهرانی در شبکه اجتماعی اینستاگرام با تأکید بر رویکردهای ارتباطی، فرهنگی و حقوقی می پردازد. روش پژوهش، آمیخته اکتشافی و روش نمونه گیری در بخش کیفی، هدفمند و در بخش کمی، خوشه ای چندمرحله ای است. جامعه آماری در بخش کیفی شامل ۱۱ نفر و در بخش کمی شامل ۳۸۴ نفر بود. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی، پرسشنامه محقق ساخته است. برای بررسی نرمال بودن توزیع داده ها از آزمون کولموگروف اسمیرنوف، برای سنجش تأثیر هریک از عوامل از آزمون تی تک نمونه ای و برای تحلیل روابط بین متغیرها از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد.نتایج نشان داد که میان عوامل ارتباطی خودسانسوری شهروندان تهرانی شامل مؤلفه های ارتباطات تعاملی (ارتباطات بین فردی، گروهی و جمعی) و قدرت پیوند (جامعه آشنا و ناآشنا، تعامل با افراد مبتلا به افسردگی، اختلال شخصیت اسکیزوئید و اسکیزوفرنی، انزوای اجتماعی و صمیمت) و محتوای اینستاگرام رابطه معناداری برقرار است. همچنین، میان عوامل فرهنگی خودسانسوری با مؤلفه هایی چون فرهنگ معنوی و اخلاق استعلایی (دین، مذهب، آداب ورسوم و آموزش) و محتوای اینستاگرام رابطه معناداری مشاهده شد. به علاوه، میان عوامل حقوقی خودسانسوری با مؤلفه های امنیت فردی، نظام اجتماعی و وجدان (امنیت حقوقی، جانی و اقتصادی) و محتوای اینستاگرام رابطه معناداری یافت شد. با توجه به نتایج پژوهش، پیشنهادهای کاربردی برای بهره برداری مراکز ذی ربط ارائه شد.
۱۱۷۸.

زیست اینستاگرامی و گرایش به ارزش های نئولیبرال در جامعه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اینستاگرام ارزش های نئولیبرال سرمایه داری فضای مجازی خوانش انتقادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۱
امروزه شبکه های اجتماعی مجازی به عنوان قِسمی از فناوری های قدرت نئولیبرالیسم، به مثابه فضایی در نظر گرفته می شوند که ارزش های جهان بینی نئولیبرال در آنها تولید و بازتولید می شود. مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش اینستاگرام در گرایش به ارزش های نئولیبرال در میان کاربران ایرانی است. مطالعه حاضر از نوع مطالعات کاربردی است که در آن از روش کمی پیمایش و مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 400 نفر از کاربران اینستاگرام است که به طور غیر تصادفی در دسترس انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته است که با اعتبار صوری، تحلیل عاملی تأییدی و آزمون آلفای کروناخ، اعتبار و پایایی آن تأیید شده است. برای برآورد حجم نمونه از نرم افزار سمپل پاور و برای تجزیه و تحلیل داده ها و ترسیم مدل معادله ساختاری پژوهش از نرم افزارهای اِس پی اِس اِس و اِیموس گرافیک استفاده شده است. یافته های مطالعه حاضر نشان داد که بین ابعاد مختلف متغیر اینستاگرام چون انباشت سرمایه مجازی، حضور در فضای مجازی و فعالیت در فضایی مجازی و ارزش های نئولیبرال، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و استفاده از اینستاگرام، گرایش به ارزش های نئولیبرال را افزایش می دهد. همچنین ابعاد مختلف متغیر اینستاگرام، 6/31 درصد از واریانس متغیر ارزش های نئولیبرال را تبیین کردند. نتایج این مطالعه نشان داد که در خوانشی انتقادی، اینستاگرام به مثابه بخش مهمی از فناوری های قدرت نظم سرمایه داری نئولیبرال، نقش اساسی در بازتولید ارزش های نئولیبرالی چون فردگرایی، رقابت جویی، مصرف گرایی، سیالیت و دستاوردسالاری دارد.
۱۱۷۹.

مروری بر انواع تبلیغات در شهرها

کلیدواژه‌ها: تبلیغات تبلیغات محیطی تبلیغات شهری رسانه های شهری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۰۲
در دنیانی امروز تبلیغات شهری نقش ویژه ای در پیشبرد اهداف مدیران و متولیان سازمان ها و نهادهای عمومی و خصوصی به ویژه در حوزه مدیریت شهری ایفا بر عهده دارد. این نوع تبلیغات با هدف آموزش، فرهنگ سازی و اقناع شهروندان، در تلاش است تا رفتار و فرهنگ شهروندی را متناسب با نیازهای شهری توسعه و بهبود دهد. در یک دسته بندی می توان تبلیغات را بر اساس هدف به انواع تبلیغات خدمات عمومی، تبلیغات سیاسی، تبلیغات تجاری و تبلیغات مجازی تقسیم بندی نمود. همچنین از مهمترین تبلیغات مورد استفاده در شهرها و کلان شهرها می توان به تبلیغات محیطی اشاره کرد. نتایج این مطالعه نشان داد که استفاده مثبت از تبلیغات محیطی می تواند به رشد اقتصادی، ایجاد اشتغال شهری، افزایش درآمد، ارتقای استانداردها، ایجاد رقابت در تولید و خدمات، افزایش روحیه مشارکت و همکاری شهروندان، ارتقای فرهنگ شهروندی، تغییر و ایجاد الگوهای رفتاری شهروندان، ایجاد تنوع و سرزندگی در محیط های شهری، تقویت حس رضایت مندی و حس تعلق به مکان در میان شهروندان و... منجر شود. در این راستا بهره گیری موثر از تبلیغات کلان شهرها می تواند با برجسته کردن اثرات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن، فرصتی مهم برای توسعه پایدار شهرها به حساب آید.
۱۱۸۰.

بررسی تأثیر پایبندی مذهبی بر مشارکت اجتماعی مرزنشینان (مورد مطالعه: مناطق مرزی غرب استان کردستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پایبندی مذهبی اعتقادی مناسکی عاطفی پیامدی و مشارکت اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۵۹
هدف از مطالعه حاضر بررسی «ابعاد چهارگانه پایبندی مذهبی بر مشارکت اجتماعی مناطق مرزی غرب استان کردستان» است. پژوهش با اهداف کاربردی و با رویکرد روش کمّی و به لحاظ زمانی مقطعی می باشد که با استفاده از روش پیمایش و استفاده از ابزار پرسشنامه انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش ساکنان روستاهای سقز، بانه، مریوان و سروآباد در مناطق مرزی استان کردستان است که در سال 1402-1401 بر اساس سرشماری سال 1395 جمعیت این مناطق در مجموع 222174 نفر بوده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران تعداد ۳۸۴ نفر محاسبه شد. نمونه گیری بر اساس طبقه بندی انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS استفاده شد. پردازش، تجزیه و تحلیل آماری اطلاعات با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (جدول های توزیع فراوانی، آزمون های همبستگی، رگرسیون چند متغیری و تحلیل مسیر) انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد سهم پایبندی مذهبی و ابعاد چهارگانه پایبندی مذهبی بر مشارکت اجتماعی عبارت اند از: پایبندی مذهبی (417/0)، بُعد اعتقادی ۲۹۸/۰، بُعد مناسکی ۴۴۲/۰، بُعد عاطفی ۳۵۴/۰ و بُعد پیامدی ۳۷۴/۰ می باشد؛ لذا مجموعه متغیرهای مستقل قادرند تغییرات متغیر مشارکت اجتماعی را تبیین و هریک از ابعاد مربوطه فوق در میزان و سطح مشارکت اجتماعی مرزنشینان مناطق مذکور تأثیرگذار است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان