فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۴۱ تا ۱٬۰۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۸)
437-465
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر همگرایی مفاهیم سنتی و مدرن براساس رویکرد تاریخ فرهنگی قالی ایرانی است؛ چرا که مساله اصلی این پژوهش میزان همگرایی تاثیرات مولفه های سنتی و مدرن در روند شکل گیری و تحول قالی است. پژوهش حاضر با طرح سوالی چون مولفه های تاریخی و فرهنگی تاثیرگذار بر تحول قالی ایرانی کدامند؟ به شیوه کیفی و روش توصیفی- تحلیلی به جمع آوری اطلاعات با استفاده از داده های به دست آمده از اسناد کتابخانه ای پرداخته است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که در مطالعات جامعه شناختی قالی معاصر بدون در نظر داشت رویکرد سنتی برگرفته از فرهنگ ایرانی- اسلامی نمی توان از تحول در قالی معاصر ایرانی تعریفی ارائه نمود. برطبق یافته های پژوهش مولفه های هویتی چون فرهنگ و سنت ایرانی- اسلامی در روند شکل گیری قالی معاصر نقش داشته و هرگونه رشد و تحول به معنای تغییر رویکرد در حیطه مطالعات تاریخ فرهنگی میسر خواهد بود. طبق رویکرد تاریخ فرهنگی، قالی با تجربه ای بومی در پی نوآوری و پویایی فرهنگی می باشد که نهایتا تنوعی از مفاهیم و تصاویر را ارائه می نماید. تنوع طرح و نقش مایه قالی ایرانی که شامل عناصر نمادین تجریدی و طبیعت گرای تصویری بوده، به عنوان عامل واسطه ای در هویت فرهنگی ایفای نقش می نماید.
مطالعه جامعه شناختی فرار بیمه ای تأمین اجتماعی؛ تحلیل دیدگاه کنشگران حوزه کارفرمایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه تأمین اجتماعی، برای ایفای نقش مؤثر در زمینه عدالت اجتماعی، مورد توجه قرار گرفته است. بااین حال، برخی از کنش های اجتماعی کنشگران (کارفرمایان)، در روند عملکرد این سازمان خلل وارد می کند. سازمان تأمین اجتماعی بزرگ ترین ساختار حمایتی انسانی در ایران است که به صورت سازمان یافته به مأموریت خود ادامه می دهد. با وجود این تخلفاتی در این حوزه رخ می دهد که از رایج ترین آن ها می توان به فرار بیمه ای اشاره کرد. فرار بیمه ای از مسائلی است که به دلایل مختلفی در جامعه معاصر ایران به شدت رواج پیدا کرده و به شدت بر امنیت اجتماعی و اقتصادی افراد و همچنین سیستم تأمین اجتماعی تأثیر گذاشته است. تحقیق حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر فرار بیمه ای کارفرمایان انجام شده است.روش پژوهش کیفی است که از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 11 نفر از کارفرمایان و کارشناسان بیمه و بیمه شدگان انجام گرفت. خروجی در نرم افزار مکس کیودا کدبندی و مقوله های اصلی استخراج شد. برای اشراف و پیشینه و مبانی نظری نیز از روش کتابخانه ای و بررسی اسناد استفاده شد.بررسی مصاحبه ها حاکی از آن است که ابعاد مختلف فردی و اخلاقی، سیاسی و بوروکراتیک، شرایط حاکم در محیط کار، شرایط اقتصادی و اجتماعی از دلایل مؤثر بر فرار بیمه ای از دید کارفرمایان، بیمه شدگان و کارشناسان هستند که در زیرمقوله های مختلفی مانند ضعف مدیریت، عدم شفافیت کنش های تأمین اجتماعی، فساد اداری، ناپایداری امنیت شغلی، مشاغل غیررسمی و عدم شفافیت در واریز بیمه نامه ها توسط کارفرمایان، پرداخت های غیررسمی و نبود مدارک مستند از سوی کارفرما، و درنهایت احساس بی اعتمادی به سیستم تأمین اجتماعی تجلی پیدا می کند و به فرار بیمه ای منجر می شود.فرار بیمه ای یک معضل چندبعدی است که تحت تأثیر عوامل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و محیط کاری قرار دارد. ضعف مدیریت، عدم شفافیت، فساد اداری و ناکافی بودن مقرری بیمه به بی اعتمادی کارگران به سیستم تأمین اجتماعی منجر می شود. همچنین شرایط اقتصادی نامناسب و ناپایداری شغلی، انگیزه های فرار بیمه ای را افزایش می دهند. برای مقابله با این چالش، نیاز به حضور فعال دولت، بهبود قوانین و ایجاد ساختارهای شفاف و کارا وجود دارد. تحلیل جامع این ابعاد می تواند به تقویت نظام تأمین اجتماعی و کاهش فرار بیمه ای کمک کند.
مطالعه شرایط و راهبردهای ادغام اجتماعی مطلوب مهاجران شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
1 - 38
حوزههای تخصصی:
امروزه جوامع مختلف با جمعیت قابل ملاحظه ای از مهاجران و تازه واردان روبه رو هستند که این گسترش مهاجرت ها، بیش از پیش بر اهمیت موضوع ادغام اجتماعی مهاجران افزوده است. هدف از تحقیق حاضر شناسایی شرایط و راهبردهای ادغام اجتماعی مطلوب مهاجران است. تحقیق حاضر به روش کیفی انجام شده است. داده های این مطالعه از طریق مصاحبه نیمه ساخت یافته گردآوری شده و از روش نظریه زمینه ای برای تحلیل داده ها استفاده شده است. با کمک نمونه گیری هدفمند و با معیار اشباع نظری با 28 نفر از مهاجران در شهر مشهد مصاحبه گردید و نهایتاً داده های گردآوری شده در قالب دو مضمون اصلی و 11 مضمون فرعی، کدگذاری و تحلیل گردید. نتایج نشان می دهد که شرایط بروز ادغام اجتماعی مطلوب شامل شرایط زمینه ای (با مضامین فضای مذهبی دلخواه، دسترسی به امکانات تفریحی، امکانات مناسب آموزشی و ارزش های اخلاقی مطلوب مشهد)، شرایط علّی (با مضامین نبود نگاه تبعیض آمیز، تسهیل شرایط زندگی در مشهد، گمنامی، احساس استقلال و دسترسی به مشارکت در جامعه مشهد) و شرایط مداخله گر (با مضامین ارزش های اخلاقی نامطلوب مبدأ، تعصبات قومی- مذهبی مبدأ و تبعیض های جنسیتی در مبدأ) می شود. مواردی مثل شبکه سازی، سازگاری مطلوب اجتماعی، مهارت های روان شناختی رشدمحور و حمایت محوری از جمله راهبردهای مهاجران به ادغام اجتماعی مطلوب در شهر مشهد است.
بومی سازی رسانه های اجتماعی در چین: تحلیل تأثیر سیاست های دولتی و فناوری محلی بر توسعه پلتفرم های بومی مطالعه موردی: وی چت و سینا ویبو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شکل گیری رسانه های اجتماعی بومی در چین به طور عمده تحت تأثیر سیاست های دولتی، توسعه فنّاوری محلی و تغییرات فرهنگی قرار دارد. از اواخر دهه 1990 و اوایل دهه 2000، با گسترش اینترنت در چین، پلتفرم های بومی مانند سینا ویبو و وی چت ظهور کردند. با مسدود شدن شبکه های اجتماعی خارجی مثل فیس بوک و توئیتر، این پلتفرم های بومی توانستند به سرعت رشد کنند و به نیازهای خاص کاربران چینی پاسخ دهند. نمونه هایی مانند وی چت و ویبو که به ترتیب در زمینه های پیام رسانی و میکروبلاگینگ برجسته شده اند، نشان دهنده موفقیت بومی سازی در چین هستند. دولت چین، با اعمال سیاست های سختگیرانه درزمینه امنیت سایبری و مدیریت فضای مجازی، تلاش می کند تا از نفوذ خارجی و تهدیدات سایبری جلوگیری کند. این سیاست ها شامل نظارت بر زیرساخت های کلیدی و حفظ حریم خصوصی شهروندان است و به توسعه فناوری های داخلی با استفاده از فنّاوری های پیشرفته نظیر هوش مصنوعی کمک می کند. این پژوهش تلاش می کند روند حرکت چین به سمت بومی سازی رسانه های اجتماعی را با همه نقاط قوت، نقاط ضعف، چالش ها و فرصت ها تحلیل کند و برای این هدف دو پلتفرم رسانه اجتماعی چینی با کاربری های متفاوت یعنی وی چت و سینا ویبو را بررسی کند. نتایج این پژوهش نشان می دهند، رسانه های اجتماعی بومی در چین با تطبیق دادن پلتفرم ها و محتوا بافرهنگ و قوانین محلی، به یکی از ابزارهای اصلی در زندگی دیجیتال چینی ها تبدیل شده اند. این روند همچنین چالش هایی نظیر نگرانی های امنیتی و حریم خصوصی را به همراه داشته است. در کل، چین با بهره گیری از بومی سازی و سیاست های سختگیرانه، به دنبال حفظ استقلال و امنیت فضای سایبری خود است.
کارکرد عناصر روایت های تعاملی در بازنمایی چالش های فرهنگی و اجتماعی جامعه برای کاربران بازی های رایانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی کارکرد عناصر روایت تعاملی در بازنمایی چالشهای فرهنگی و اجتماعی برای کاربران بازیهای رایانهای است. با گسترش روایتهای تعاملی در بازیهای رایانهای، امکان تجربهای تازه برای کاربران فراهم شده است؛ تجربهای که در آن مخاطب نهفقط داستان را دنبال میکند، بلکه به صورت فعال در شکلگیری آن مشارکت دارد. مسئله اصلی پژوهش آن است که این نوع روایتها چگونه میتوانند از طریق سه عنصر اصلی یعنی داستان، محیط و شخصیت، تجربهای فرهنگی و اجتماعی را بازنمایی کرده و مخاطب را درگیر بازاندیشی نسبت به مسائل پیچیدهای چون فقر، تبعیض ناروا، بحران هویت، مهاجرت و نابرابری کنند. این پژوهش با استفاده از روش کیفی تحلیل روایت، به بررسی محتوای 10 بازی روایی-تعاملی پرداخته که بر اساس شاخصهایی چون ساختار چندمسیره، تمرکز بر مضمونهای اجتماعی و امکان عاملیت گسترده برای کاربر، به صورت هدفمند انتخاب شدهاند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که روایتهای تعاملی از طریق گشودن امکان انتخاب و مشارکت اخلاقی برای کاربر، به خلق تجربهای منحصربهفرد از موقعیتهای اجتماعی منجر میشوند. داستان چندمسیره، تجربه مواجهه با دیدگاههای مختلف فرهنگی را ممکن میسازد؛ محیط دیجیتال، با فضاسازی معنادار، حس حضور و همدلی اجتماعی را تقویت میکند؛ و شخصیت تعاملی، به بستری برای بازسازی هویت، تصمیمگیری اخلاقی و مشارکت در بازنمایی ارزشهای فرهنگی بدل میشود. همچنین نتایج نهایی پژوهش نشان میدهد که روایتهای تعاملی، به رسانهای فرهنگی ـ اجتماعی با ظرفیتهای تربیتی و انتقادی تبدیل شده است که میتواند بستری مؤثر برای تمرین زیستن اجتماعی فراهم آورد. این رسانه، با درگیر ساختن کاربر در فرایند تولید معنا، امکان بازاندیشی در نظامهای ارزشی و اجتماعی را تسهیل میکند. روایت تعاملی نهتنها به بازنمایی چالشهای اجتماعی میپردازد، بلکه به کاربر اجازه میدهد نقش فعالی در تفسیر، بازآفرینی و حتی نقد این چالشها ایفا کند؛ بهگونهای که در نهایت، کاربران بهمثابه شهروندان فرهنگی، در مواجهه با روایتهای اجتماعی و سازوکارهای قدرت، برخوردی فعال، انتقادی و معناساز اتخاذ نمایند.
نقش پیشگیرانه نهادهای انتظامی- امنیتی در جرایم و تخلفات انتخاباتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
1-34
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اجرای صحیح و بدون جرم و تخلف انتخابات یکی از پایه های اعتماد عمومی در نظام های مردم سالاری است. نهاد های انتظامی- امنیتی با نقش کلیدی خود در کشف جرایم انتخاباتی، می توانند نقش پیشگیرانه ای ایفا کنند که فراتر از برخورد کیفری صرف، به تقویت اعتماد میان رسانه ها، داوطلبان و رای دهندگان منجر می شود. پژوهش حاضر با هدف بازشناسی افتراقی عملکرد این نهاد ها در کشف رفتارهای بزه کارانه و بررسی امکان به رسمیت شناختن شیوه های متفاوت کشف جرایم و تخلفات انتخاباتی انجام شده است. روش: با توجه به ماهیت موضوع، این پژوهش در زمره تحقیقات نظری قرار دارد و روش تحقیق مورد استفاده توصیفی- تحلیلی است. جامعه پژوهش شامل اسناد قانونی، منابع نظری، آرای محاکم قضایی و پژوهش های داخلی و خارجی مرتبط با جرایم و تخلفات انتخاباتی است. ابزار گردآوری داده ها فیش برداری از منابع معتبر علمی بوده است و داده ها به صورت تحلیلی- استنباطی مورد بررسی قرار گرفته اند. در نهایت از ابزارهای طبقه بندی مفاهیم حقوقی برای تحلیل داده ها استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان می دهد که بخش عمده نقش فعلی نیروی انتظامی، پاسخ گویی است نه پیشگیرانه. در حالی که این نهادها می توانند با حضور مؤثر در تمامی مراحل انتخابات، همزمان نقش ضابط خاص و عامل پیشگیرانه را ایفا کنند. همچنین چالش های تقنینی و ساختاری و نبود تفکیک روشن میان انواع کشف جرم و تخلف، مانع تحقق کارکرد مؤثر آنان شده است. نتیجه گیری: عبور از نگرش سنتی و تقویت رویکرد افتراقی در کشف جرایم انتخاباتی، با تفکیک دقیق نوع جرم از تخلف و اصلاح ساز وکارهای تفقینی، می تواند موجب ارتقای مشارکت نهادی و کارآمدی بیشتر در فرآیندهای انتخاباتی شود.
تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر هویت فرهنگی و سیاسی مسلمانان جامو و کشمیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۵)
433-455
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 تأثیرات عمیقی بر هویت فرهنگی و سیاسی مسلمانان جامو و کشمیر، به ویژه شیعیان این منطقه داشته است. این تحقیق با استفاده از روش کیفی و مصاحبه های عمیق با خبرگان و متخصصان مذهبی، فرهنگی و اجتماعی انجام شده است. داده های جمع آوری شده با استفاده از تحلیل مضمون به طور سیستماتیک تحلیل شده تا مضامین و الگوهای اصلی شناسایی شوند. یافته ها نشان می دهند که انقلاب اسلامی ایران به عنوان یک الگوی موفق ضد استعمار و بیداری اسلامی، الهام بخش جوانان و علمای مذهبی کشمیر بوده است. پیام های انقلاب، به ویژه آموزه های امام خمینی (ره)، موجب ایجاد وحدت مذهبی بین شیعیان و اهل تسنن و تقویت هویت اسلامی در کشمیر شده است. علمای مذهبی کشمیر با ترویج آموزه های انقلاب و برگزاری مجالس مشترک مذهبی نقش مهمی در این فرایند داشته اند. جوانان کشمیری نیز با الهام از انقلاب اسلامی، به برگزاری تظاهرات و مبارزات فرهنگی پرداخته و از رسانه ها برای ترویج مفاهیم انقلابی استفاده کرده اند. نتیجه گیری نشان می دهد که انقلاب اسلامی ایران نه تنها به ایجاد همبستگی مذهبی در کشمیر کمک کرده، بلکه به بیداری سیاسی و فرهنگی مسلمانان این منطقه نیز انجامیده است.
ناکارآمدی سیاست گذاری اجتماعی در دولت های جمهوری اسلامی ایران و ارائه راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین دگرگونی های صورت گرفته در ساختار و کارکرد دولت در عصر مدرن، در نقش و جایگاه آن در حوزه تدوین سیاستگذاری اجتماعی می باشد، تاجایی که امروزه آن را مسئله محوری دولت می-دانند. هدف این مقاله، بررسی و تحلیل این نوع سیاستگذاری در دولت های جمهوری اسلامی ایران می باشد. براین اساس، سئوال مقاله این است که سیاست گذاری اجتماعی در دولت های جمهوری اسلامی ایران به لحاظ کارکردی از چه وضعیتی برخوردار بوده و نیاز به اتخاذ چه راهبردهایی در این حوزه می باشد؟ فرضیه ی مقاله این است که سیاستگذاری اجتماعی در دولت های جمهوری اسلامی دچار ناکارآمدی بوده است که عواملی چون: ماهیت رانتی دولت، سیطره امر سیاسی بر امر اجتماعی، آرمان گرابودن نظام سیاست گذاری و ...، نقش موثری در ایجاد این وضعیت داشته اند. به طورکلی عدم موفقیت سیاست مذکور در برقراری عدالت اجتماعی در کشور، بر اعتماد بخش قابل توجهی از مردم ایران نسبت به نظام سیاسی تاثیر منفی گذاشته و موجبات بروز بحران های سیاسی و اجتماعی را در این دوره فراهم نمود. اما با تمام اینها، نظام جمهوری اسلامی می تواند با رفع و اصلاح عوامل یادشده و اتخاذ راهبردهای مناسب و منطقی، موجبات کارآمدی سیاستگذاری اجتماعی و تقویت اعتماد مردم به دولت را فراهم سازد. این مقاله به لحاظ روش شناسی از نوع کیفی، تحلیلی و کاربردی-توسعه ای می باشد.
واکاوی زمینه ها و پیامدهای تخریب آثار تاریخی (مورد مطالعه: ساباط عبید زاکانی قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوای زمینه های و پیامدهای تخریب ساباط عبید زاکانی انجام شده است. رویکرد این پژوهش کیفی بوده و روش پژوهش نظریه داده بنیاد مبتنی بر مدل اشتراوس و کوربین می باشد. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساخت یافته است. جامعه آماری شامل خبرگان متخصص در حوزه میراث فرهنگی، مرمت گران، اساتید دانشگاه و چندتن از همسایه های ساباط عبید زاکانی بوده است. شیوه نمونه گیری در این پژوهش غیرتصادفی از نوع هدفمند می باشد. حجم نمونه نیز بر اساس قاعده اشباع، به تعداد 18 نفر تعیین و نهایی شده است. نتایج تحلیل حاکی از آن است که شرایط علی (افول سرمایه اجتماعی، کژکارکردی سازمانی، آنومی سازمانی و فساد سازمانی)، شرایط زمینه ای (ناکارآمدیی کنترل رسمی، فقر فرهنگی و عدم تعلق خاطر)، شرایط مداخله گر (ضعف مدیریت نهادی و مصرف گرایی)،پدیده مرکزی (وندالیسم تاریخی)، پیامدها (کاهش امنیت اجتماعی، بی سازمانی فرهنگی و بحران امنیت رفتاری) و راهبردها (هویت تاریخی پایدار، نوگرایی کاذب، حمایت اجتماعی ابزاری، مدیریت فرهنگی و توسعه پایدار محلی) مدل پارادایمی وندالیسم تاریخی را منعکس می نماید.
شاخصه های معلم تراز از دیدگاه امامین انقلاب؛ الگویی برای تربیت معلم متعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۵
125 - 154
حوزههای تخصصی:
امروزه آسیبهای فراوان فکری و فرهنگی گریبان فرزندان را گرفته و آنها را دچار انحرافات اخلاقی ساخته است. بخش مهمِ این انحرافات در مدرسه و به خاطر دوستی با افراد نااهل اتفاق میفتد و محیطی که باید برای رشد علمی و تربیتی باشد، زمینه ساز انحرافات فکری و اخلاقی دانش آموزان می شود. از آرمان های انقلاب اسلامی، پیاده سازی نظام تعلیم و تربیت اسلامی است. عملکرد مجریان نظام آموزشی در آموزش وپرورش با اهداف انقلاب اسلامی چندان منطبق نیست و نارضایتی امام خامنه ای در شهریور1399 گواه این مدعا است. اجرای نظام آموزشی و تربیتی در تراز انقلاب اسلامی نیازمند برخورداری از اندیشه های امامین انقلاب است. آرای امامین انقلاب به دلیل غنا و عمق و نیز درگیری مستقیم با مسائل روز حکمرانی اهمیتی دوچندان دارد. هدف نوشتار حاضر ارائه شاخصه های معلم تراز انقلاب اسلامی از دیدگاه امامین انقلاب و کشف الگویی مطلوب برای تربیت معلم تراز در نظام جمهوری اسلامی است. پرسش اصلی این است که از دیدگاه امامین انقلاب، معلم تراز انقلاب چه شاخصه هایی دارد و الگوی تربیت چنین معلمی چیست؟ مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی برپایه سخنان امامین انقلاب مهم ترین ویژگی های تربیت معلم مطلوب را با بررسی فراوانی تکرار هرشاخصه در سخنان آنها ترسیم کرد و در قالب جدولی به تفکیک گزارش داد. از مهم ترین نتایج پژوهش حاضر ترسیم الگویی پنج ضلعی متشکل از تربیت اعتقادی، عقلانی، اخلاقی، عاطفی، سیاسی با محوریت «انسان سازی» برای تربیت معلم است؛ همچنین شانزده شاخصه مهم ذیل این پنج ضلع از فرمایشات امامین به دست آمد که نقشه راه و چشم اندازی برای تربیت معلم تراز انقلاب اسلامی فراروی مدیران و سیاست گذاران آموزشی می گشاید.
تحلیلی بر توسعه پاندولی صنعت و سبک زندگی در یزد
منبع:
جامعه شناسی صنعتی سال اول بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
135 - 153
حوزههای تخصصی:
مقدمه: الزام به توسعه صنعتی در قالب نظریه نوسازی در ایران با چالش های زیادی همراه بوده و در درونِ پیوستاری از «الزام به توسعه» تا «توسعه و تضاد» قرار داشته است. از طرفی، فرایند صنعتی شدن در ایران با شرایط و مختصات زمانی- مکانی هر استان متفاوت بوده است. این مسئله در یزد با سبک زندگی یزدی، که با سختکوشی و تولیدمحوری همراه بوده، به شکوفایی توسعه صنعت بومی انجامیده است. مداخلات دولتها در طول دوران بعد از انقلاب پیامدهای ناخواسته به دنبال داشته است که به چندگانگی «روایتی» از توسعه صنعتی با پیامدهای خاص، منجر شده است. هدف این تحقیق، مطالعه ماهیت الگوی توسعه در یزد بر اساس تقابل سنتی- مداخله ای توسعه صنعتی در یزد است.روش:روش مورد استفاده در این پژوهش روش کیفی، از نوعِ مردم نگارانه بوده است. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه، و تکنیک تجزیه و تحلیل داده ها، تحلیل مضمون بوده است. نمونه مورد مطالعه در این پژوهش، شامل 12 نفر از کارشناسان خبره و یزدشناسان بوده است که به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. قابلیت اعتماد تحقیق در اعتبار، انتقال و تأییدپذیری محقق شد.یافته ها: توسعه صنعتی نامتوازن در یزد، تجربه زیسته خاصی را در این شهر رقم زده و در سه دوره الگویی، قابل تفکیک است. الگوی اول، «الگوی توسعه صنعتی تطبیق پذیر با سبک زندگی یزدی»، که با ویژگی هایی چون تمدن کاریزی، صنعت حناسابی، صنعت شیرینی ، نساجی، شعربافی، دارایی بافی، ترمه و صنایع سازگار در مقیاس کارگاهی مشخص می شود. الگوی دوم، «الگوی توسعه صنعتی عاریتی با مداخلات رانتی» در صنایع فولاد، کاشی، معدنی و صنایع سرمایه بر و آب بر است که با زمینه های تضادآفرینِ مهاجرت بی رویه، گسترش بی قواره صنایع آلاینده سودآور و گسترش فرهنگ مصرفی، همراه شده است. و الگوی سوم، «الگوی الزام به توسعه صنعتی پایدار» است که با ثبتِ جهانی یزد همسو است. این الگو برخاسته از نوعی بازاندیشی در توسعه صنعتی و آمایشِ سرزمینی است و انتظار می رود از پیامدهای منفی توسعه عاریتی دور بوده و چشم انداز روشنی از توسعه صنعتی را ترسیم کند. محورهای سه گانه، ذیل مفهوم «توسعه صنعتی پاندولی» برساخت شده است.نتیجه گیری: ماهیت توسعه صنعتی در یزد به تبعیت از الگوی توسعه صنعتی در ایران، و با برخی ویژگی های اختصاصی و ممتاز، توانسته است تجربه خاصی از توسعه را رقم زند. اما چشم انداز توسعه در یزد در قالب «توسعه پاندولی صنعت» دلالت بر تعارضاتی دارد که بین وجود صنایع آب بر و صنایع مرتبط با گردشگری و صنایع تبدیلی، در نوسان خواهد بود.
تداوم تفاوت های منطقه ای در کودک همسری دختران طی دو دهه گذشته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال ۳۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۰)
81 - 100
کودک همسری دختران از چالش های مهم جامعه ایران است که روند آن طی سالیان اخیر باوجود تحولات فرهنگی و اجتماعی، با افزایشی نسبی همراه بوده است. هدف مقاله حاضر، بررسی شیوع کودک همسری دختران در شهرستان های ایران و تعیین کننده های اقتصادی، اجتماعی و جمعیت شناختی آن است. به این منظور داده های سرشماری های 1385، 1390 و 1395 با تکنیک تحلیل ثانویه بررسی شد. یافته ها نشان داد که شهرستان های استان های آذربایجان شرقی و اردبیل در شمال غرب کشور و شهرستان های شرق کشور در استان های سیستان و بلوچستان، خراسان های رضوی، شمالی و جنوبی در هر سه سال مورد بررسی ، بیشترین میزان شیوع کودک همسری را داشته اند. شهرستان های رشتخوار و خلیل آباد در خراسان رضوی در سال های 1385 و 1390 به ترتیب با 28/15درصد و 05/29درصد و شهرستان ایجرود در استان زنجان با 11/35درصد در سال 1395 بالاترین درصد کودک همسری را داشتند. درمقابل، شهرستان های واقع در استان های کهگیلویه و بویراحمد، تهران و ایلام همواره پایین ترین درصد را تجربه کرده اند. شهرنشینی، ضریب نفوذ اینترنت و توسعه اقتصادی اجتماعی تأثیر منفی و معناداری بر کودک همسری داشتند. بسیاری از مناطق (نه همه آنها) با شیوع بالای کودک همسری، کمتربرخودار بودند و بنابراین، دولت بایستی برنامه های توسعه ای و آگاهی بخشی توسط رسانه ها را در دستور کار قرار دهد.
تغییر ارزش ها، نگرش های سیاسی و دموکراسی جامعه ایرانی دردو موج پنجم وهفتم ارزش های جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه سال ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
110 - 135
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: ارزش ها به عنوان یکی از اجزای اصلی فرهنگ و نظام شخصیتی ، برالگوهای رفتاری و ترجیحات اجتماعی و سیاسی و ... تأثیر دارند. به باور اینگلهارت و کلینگمن جوامع انسانی سه جهت اصلی تغییراجتماعی را در قالب ؛ توسعه اجتماعی اقتصادی، تغییر ارزش ها و تغییر سیاسی تجربه می کنند و تغییر ارزشی مقدم بر تغییر سیاسی محسوب می شود از همین رو مطالعه حاضر به مقایسه تغییرات ارزش های سیاسی و دموکراسی در جامعه ایران در دو موج پنجم و هفتم در میان دو گروه جنسی و سنیِ پیمایش ارزش های جهانی پرداخت تا ضمن بررسی میزان تغییرات در دوبازه زمانی موردنظر، نشانگان این تغییرات را شناسایی نماید. روش پژوهش: روش پژوهش تحلیل ثانویه و مطالعه طولی با استفاده از داده های موجود و دردسترس پیمایش ارزش های جهانی بود، داده ها از طریق نرم افزار SPSS تحلیل شد تا روند تغییرات مؤلفه های مختلف ارزش های سیاسی گروه های سنی و جنسی مختلف جامعه ایران مشخص شود.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد؛ در نتیجه افزایش سطح تحصیلات، گسترش رسانه ها، و بهبود نسبی کیفیت زندگی، ارزش های فرامادی همچون مشارکت سیاسی، آزادی های مدنی و حقوق فردی به ویژه در میان نسل های جوان تر تقویت شده اند، همچنین براساس نتایج تحقیق با افزایش سن میزان نگرش به حکومت دینی افزایش یافته و در موج هفتم گروه سنی 50 سال به بالا بیش از پیش به تفسیر قوانین توسط مراجع دینی گرایش پیدا کرده اند.نتیجه گیری: براساس نتایج تحقیق زنان بیش از مردان به وجود ارزش های دینی در نظام سیاسی گرایش پیدا کرده اند، احترام به حقوق فردی انسان ها که در موج پنجم کم ارزیابی شده بود در موج هفتم با تغییر قابل توجهی مثبت ارزیابی شده است که می تواند نشانه افزایش به فردگرایی دراثر گسترش فضای مجازی باشد و لازم است این امر در تحلیل رفتار سیاسی اعضای جامعه و طراحی سیاست های فرهنگی و اجتماعی مدنظر متولیان امر قرار گیرد.
مطالعه کیفی کاربردهای کاتارسیس حاصل از تعزیه در سایکودرام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
81 - 96
حوزههای تخصصی:
نمایش تعزیه از دیرباز در میان شیعیان، از جایگاه والایی برخوردار بوده است. اقشار مختلف جامعه با رده های سنی گوناگون مخاطبان این هنر آئینی هستند. تماشاگران صرفاً برای دیدن رویدادی تاریخی یا آئینی به تماشای تعزیه نیامده بلکه با حضورشان در این مراسم مشغول عبادت و سوگواری می شوند و در نتیجه ی این مشارکت، تزکیه و پالایش نفس که ارسطو از آن به اسم «کاتارسیس» یاد می کند را تجربه می کنند. همچنین از یک سده ی گذشته تا کنون در علم روانشناسی، مقوله ی روان نمایشگری بسیار مورد توجه قرار گرفته است. بدین صورت که افراد با حضور در جلسه سایکودرام تزکیه نفس را تجربه می کنند. کاتارسیس حاصل از تعزیه و سایکودرام قابلیت این را دارد که در یک راستا، در جهت درمان بیماران روحی و روانی مورد استفاده قرار بگیرند. پژوهش حاضر با هدفی کاربردی درصدد است تعزیه و سایکودرام را مورد واکاوی و بررسی قرار داده و افتراقات و تشابهات آنان را بررسی کند. از این روی مسئله اصلی آن واکاوی راهبردی جهت استفاده از این ویژگی ها در سایکودرام یا تعزیه معاصر است. روش تحقیق کیفی به شیوه تطبیقی بر اساس مطالعات اسنادی و جمع آوری اطلاعات از منابع آرشیوی صوتی و بصری است. نتیجه حاصله نشان از آن دارد سایکودرام قابل انعطاف است و به مدیر یا کارگردان و همچنین شخص اول این اجازه را می دهد که در جهت تغییر و استفاده از فنون و همچنین تکنیک ها انتخاب های خود را داشته باشند و همچنین تعزیه نیز در نوع خود قابل انعطاف است، می توان در جلسات سایکودرام از تعزیه به شیوه های گوناگون استفاده کرد.
مبانی، شاخص ها و الگوی گذران اوقات فراغت در اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن و علوم اجتماعی سال ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۹)
80 - 121
حوزههای تخصصی:
آموزه های اسلامی شاخص ها و معیارهایی فردی و اجتماعی برای سامان دهی اوقات فراغت ارائه کرده اند؛ بااین حال، تحولات فناورانه، دگرگونی های فرهنگی اجتماعی و تغییر سبک زندگی در جوامع مدرن، معنای اوقات فراغت را متحول ساخته و سبب شکاف میان الگوهای سنتی و شیوه های جدید فراغت شده است. این تغییرات، فرایند سیاست گذاری در این حوزه را با چالش هایی جدی مواجه کرده است. پژوهش حاضر با هدف تبیین مبانی و شاخص ها و الگوی گذران اوقات فراغت از منظر اسلام با رویکرد میان رشته ای میان آموزه های اسلامی و نظریه های جامعه شناسی انجام شده است. روش تحقیق، تحلیل محتوای کیفی هدایت شده است که در آن، چارچوب نظری اولیه با بهره گیری از نظریات جامعه شناسی طراحی و بر اساس آن، مفاهیم و کدهای اولیه استخراج شد. سپس متون اسلامی با استفاده از تحلیل مفهومی، کدگذاری باز و محوری تحلیل شد و مضامین جدید در ساختاری سه سطحی سامان دهی گردید. یافته ها نشان می دهد که شاخص های فراغت اسلامی در سه سطح قابل طبقه بندی است: «حدود ضروری» شامل چارچوب های سلبی و حداقلی شرعی، «شاخص های تعالی» شامل مؤلفه های ایجابی و تربیتی و «الگوی تراز» شامل الگوهای آرمانی ویژه افراد مستعد. تدوین سیاست های فرهنگی در حوزه فراغت مبتنی بر این سطوح، می تواند به مدیریت مؤثر اوقات فراغت و تقویت پایه های فرهنگی، تربیتی و رشد چندبُعدی در جامعه اسلامی منجر شود.
بازشناسی مشخصه های سنن الهی و اجتماعی در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن و علوم اجتماعی سال ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۹)
186 - 213
حوزههای تخصصی:
هر قاعدة کلی و جهانشمولی که در رابطه با رشد، شکوفایی، تعالی یا سقوط و انحطاط انسان و جامعه باشد، بیانگر سنتی از سنن الهی و اجتماعی است. شناخت و درک این سنن، عامل مهم و اساسی در جلوگیری از نابودی امتها و عامل پیشرفت و عزت است؛ زیرا سنن الهی همانگونه در جوامع و امتهای حاضر جریان مییابد که در سابق جریان یافته است و آگاهی جامع نسبت به آنچه در جوامع پیشین باعث سقوط آنها شده، میتواند در سایر امتها و جوامع تسری یابد و به دنبال آن از نابودی امت جلوگیری کند. بر این پایه واکاوی مشخصههای سنن الهی و اجتماعی؛ یعنی بررسی عوامل تشکیلدهنده، سازنده و شرایط سنتها و قواعد آنکه از جانب خداوند در زیست انسان از اول خلقت تاکنون دخیل بوده، بسیار مهم و ضروری است، چراکه انسان و اجتماع باید از چرایی اتفاقاتی که بر وی عارض میگردد، علل و عوامل و شرایط آن اطلاع داشته باشد تا بتواند با عملکرد ایجابی یا سلبی نسبت به آن اتفاقات، اقدامی نماید و زندگی دنیوی و اخروی خویش را در رسیدن به سعادت، کمال و قرب الهی با کوتاهترین زمان و درستترین راه طی کند. با این بیان مؤلفههای سنن الهی و اجتماعی در قرآن و تفاسیر، با توجه به بررسیهای کتابخانهای و روش تحلیلی و توصیفی در مواردی ازجمله ابتناء بر اصل علیت، عمومیت و فراگیر بودن، ثبات و تغییرناپذیری، سازگاری با اختیار انسان، هدایتگری و اجتماعی بودن و توالی سنتهای الهی، بیانشده است.
بررسی ابعاد نظری نقش زنان در فعالیتهای اقتصادی با تأکید بر الگوی سوم زن؛ معرفی الگوی «بانوی مجاهد»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مطالعه به شیوه نظری و تحلیلی و با مقایسه جنبه های اقتصادی الگوهای اول و دوم زن، به ارائه بنیان های نظری الگوی سوم زن مسلمان پرداخته شده است و با استناد به آیات و روایات، الگوی «بانوی مجاهد» به عنوان نسخه مقابل الگوی اول و دوم زن معرفی شده است. در الگوی «بانوی مجاهد» و مطابق با آموزه های اسلام، زن از لحاظ ارزش های انسانی، از حقوقی یکسان با مرد برخوردار است. او به عنوان یک مجاهد از یک طرف، در خانه و خانواده نقش های غیرمستقیم و در عین حال کلیدی در اقتصاد ایفاء می نماید؛ جمعیت آفرینی، پس انداز و سرمایه گذاری در عین انفاق و ایثار مالی، و نیز، اصلاح الگوی مصرف از طریق قناعت، پرهیز از تجمل گرایی، اسراف، تبذیر و اتراف. از طرف دیگر، در صورتی که مشارکت اجتماعی و اقتصادی او با شخصیت و سرشت وجودی اش و نیز، کارکردهای اصلی وی در خانواده در تزاحم نباشد، کاملاً مختار است در فعالیتهای اقتصادی و اشتغال نیز مشارکت مستقیم داشته باشد و در تولید درآمد و ثروت برای رفع نیازهای معیشتی خود، خانواده و ثمربخشی اجتماعی نقش آفرینی نماید. در این الگو، به طور ضمنی مشارکت غیرمستقیم زن در فعالیتهای اقتصادی بر مشارکت مستقیم وی تقدم دارد اما بانوی مجاهد می تواند با توجه به ملاحظاتی هر دو نقش را به طور همزمان ایفا نماید.
تحلیل بولی از پایبندی به مناسک دینی در جامعه ایرانی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اسلام و علوم اجتماعی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۴
7 - 58
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: اهمیت موضوع دین برای جامعه شناسان نه فی نفسه، بلکه به تبع تأثیراتی است که بر حیات اجتماعی گذاشته یا از آن می پذیرد. از منظر جامعه شناسی، «کنش دینی» یا «دین داری» همچون سایر کنش های انسانی از محیط پیرامونی و شرایط اجتماعی تأثیر می پذیرد. ادیان و مذاهب افزون بر وجوه اعتقادی و ایمانی از مجموعه ای از آیین ها و مناسک عبادی نیز برخوردارند که دین داران را به انجام آن فراخوانده و پایبندی به آنها را از نشانه های مؤمنان می دانند. «مناسک دینی» به مثابه پدیده اجتماعی از موضوعات محوری و مهم در مطالعات جامعه شناختی دین قلمداد شده و نظریه های متعددی پیرامون آن مطرح شده است. نظریه محرومیت نسبی از جمله نظریه های مطرح در جامعه شناسی دین به شمار می رود. این نظریه بر این باور است که دین جبران محرومیت هایی است که افراد از آن برخوردارند و برای تسلّی خود و جبران این کاستی ها بدان روی می آورند. بنابراین، افرادی که انواع محرومیت های اقتصادی، روانی، اجتماعی، ارگانیستی و اخلاقی دارند، دین دارترند و در مقابل، افرادی که فارغ از محرومیت اند، دین دار نبوده و یا تمایل کمتری به دین داری از خود نشان می دهند. برحسب این مدعا، در این پژوهش بر آن هستیم این نظریه را در جامعه ایرانی بیازماییم. از میان انواع محرومیت ها، محرومیت اقتصادی و روانی را برگزیده و معرّف های رفاه اقتصادی، نابرابرای اقتصادی، تحصیلات، شهرنشینی را انتخاب نموده ایم. براساس این، مسئله اصلی این پژوهش بدین شرح می باشد:چه ترکیبی از معرّف های «تحصیلات»، «برابری اقتصادی»، «رفاه اقتصادی»، «شهرنشینی» می توانند بر میزان پایبندی به مناسک واجب/ مستحبی در سطح بالا / سطح پایین تأثیر علّی داشته باشند؟ روش تحقیق: در انجام این پژوهش از تکنیک «تحلیل کیفی تطبیقی» بهره خواهیم جست. دلیل این انتخاب، ظرفیت ها و توانمندی های این روش و تناسبی است که با اهداف این پژوهش دارد. روش «تحلیل کیفی تطبیقی» مبتنی بر جبر بولی توسط رگین (1987) ارائه شده است. هدف این تکنیک، کاستن از مشکلات استنباط علّی با N کوچک بود از طریق به کارگیری حداکثر منطقاً ممکن مقایسه هایی که برحسب حضور یا غیاب متغیرها در میان موردهای تحت تحلیل می توان کرد. به کارگیری تکنیک جبر بولی در تحلیل تطبیقی، ابزاری سودمند برای تحلیل مجموعه داده هایی با N متوسط (10-50 مورد) می باشد.این روش مبتنی بر شرط لازم و شرط کافی بوده و از رویکردی کل گرایانه و منطقِ ترکیبی برخوردار است. ویژگی کل گرایانه رویکرد بولی با جهت گیری محققان کیفی در مطالعات تطبیقی سازگاری دارد که به دنبال بررسی علل مختلف در بافت و زمینه موردها هستند. بنابراین، در مقایسه کیفی بولی، هر علتی جدا از علل دیگر در نظر گرفته نمی شود؛ بلکه همیشه در درون بافتی از حضور و غیاب سایر شروط علّی مرتبط مشاهده می شود. برخلاف تحلیل های رگرسیونی، تحلیل بولی تصریح دارد که یک ارزش معین در یک متغیر خاص می تواند در ترکیب با ارزش های متغیری دیگر، اثرات مخالفی را نشان دهد. در این پژوهش سطح تحلیل «کشور» و واحد تحلیل «استان» می باشد. جمیعت این مطالعه نیز «31 استان» کشور ایران می باشد (N=31). نتایج: معادلات بولی به دست آمده درباره علل پایبندی به مناسکِ واجب و مستحب در سطح بالا و پایین در جامعه ایرانی بدین شرح می باشند.معادله نهایی پایبندی به مناسک واجب در سطح بالا:R= abCD + Bcd + ABc + AcDتحصیلات پایین به همراه نابرابری پایین به همراه رفاه اقتصادی بالا به همراه شهرنشینی بالا؛نابرابری بالا به همراه رفاه اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی پایین؛تحصیلات بالا به همراه نابرابری اقتصادی بالا به همراه رفاه اقتصادی پایین؛تحصیلات بالا به همراه رفاه اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی بالا؛معادله نهایی پایبندی به مناسک واجب در سطح پایینr= AbCD + abc + acD + bcd + abd + aBDتحصیلات بالا به همراه نابرابری اقتصادی پایین به همراه رفاه اقتصادی بالا به همراه شهرنشینی بالا؛تحصیلات پایین به همراه نابرابری اقتصادی پایین به همراه رفاه اقتصادی پایین؛تحصیلات پایین به همراه رفاه اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی بالا؛نابرابری اقتصادی پایین به همراه رفاه اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی پایین؛تحصیلات پایین به همراه نابرابری اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی پایین؛تحصیلات پایین به همراه نابرابری اقتصادی بالا به همراه شهرنشینی بالا؛معادله نهایی پایبندی به مناسک مستحبی در سطح بالاR= Acd + Abc + Bcd + abCdتحصیلات بالا به همراه رفاه اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی پایین؛تحصیلات بالا به همراه نابرابری اقتصادی پایین به همراه رفاه اقتصادی پایین؛نابرابری اقتصادی بالا به همراه رفاه اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی پایین؛تحصیلات پایین به همراه نابرابری اقتصادی پایین به همراه رفاه اقتصادی بالا به همراه شهرنشینی پایین؛معادله نهایی پایبندی به مناسک مستحبی در سطح پایینr= bCD + aDنابرابری اقتصادی پایین به همراه رفاه اقتصادی بالا به همراه شهرنشینی بالا؛تحصیلات پایین به همراه شهرنشینی بالا. بحث و نتیجه گیری: مطابق با فرضیه تحقیق برای تبیین پایبندی به مناسک در سطح بالا باید ترکیب علّی aBcd (تحصیلات پایین، نابرابری اقتصادی بالا، رفاه اقتصادی پایین، شهرنشینی پایین) و برای تبیین پایبندی به مناسک در سطح پایین، ترکیب علّی AbCD (تحصیلات بالا، نابرابری اقتصادی پایین، رفاه اقتصادی بالا، شهرنشینی بالا) به دست آید. نظریه محرومیت نسبی تنها در صورتی می تواند بر جامعه ایرانی قابل تطبیق باشد که ترکیب های علّی یادشده به عنوان شرط کافی محقق شوند و یا لااقل برخی از متغیرهای مستقل به عنوان شرط لازم شناخته شوند. حال آنکه ترکیب های علّی به دست آمده به عنوان نتایج این پژوهش، بر رد فرضیه پژوهش و مدعای نظریه محرومیت نسبی دلالت دارند؛ زیرا ترکیب علّی (aBcd) برای پایبندی به مناسک در سطح بالا و ترکیب (AbCD) برای پایبندی به مناسک در سطح پایین به عنوان شرط کافی برای پایبندی به مناسک دینی در جامعه ایرانی در میان نتایج حاصله یافت نشدند. همچنین، هیچ یک از متغیرهای مستقل (رفاه اقتصادی، نابرابری اقتصادی، تحصیلات، شهرنشینی) در سطح بالا و در سطح پایین، شرط لازم برای پایبندی به مناسک دینی در جامعه ایرانی شناخته نشدند. ازاین رو، نتایج تحقیق حکم به رد فرضیه پژوهش و مدعای نظریه محرومیت نسبی می نمایند.تنها موردی که موافق با فرضیه تحقیق می باشد، متغیر (شهرنشینی در سطح بالا) می باشد که شرط لازم برای پایبندی به مناسک مستحبی در سطح پایین می باشد.
واکاوی کیفی کشورگرایی مصرف در بین شهروندان تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مصرف و مصرف گرایی از زوایای مختلفی تحلیل می شود. مصرف کالاهای تولید داخل و کشورگرایی در مصرف می تواند بر اقتصاد هر کشوری تاثیر مثبت داشته باشد. مصرف کننده ی کشورگرا به دلیل وجود یک حس وفاداری نسبت به کشور خود، تمایلی به استفاده از کالاهای ارائه شده از سوی شرکت های خارجی ندارد . هدف از مطالعه حاضر تبیین جامعه شناختی کشورگرایی مصرف کننده در بین شهروندان تبریزی براساس عامل تقلیل ناپذیری بوده است. روش پژوهش حاضر از نوع کیفی و از لحاظ نوع تحقیق، اکتشافی بوده است. جامعه هدف تحقیق حاضر در دو گروه متخصصان و شهروندان بودند و نمونه ها تا رسیدن به اشباع نظری مورد مصاحبه قرار گرفتند و در مجموع با 36 نفر مصاحبه شد . پس از انجام مصاحبه ، تمامی مصاحبه ها از فایل های ضبط شده روی کاغذ پیاده شد و کدگذاری و مقوله بندی و استخراج مقوله های نهایی انجام گردید . در این پژوهش چهار معیارِ اعتبارپذیری، انتقال پذیری، قابلیت اطمینان و تاییدپذیری که توسط لینکلن و گوبا مطرح شده، در تضمین صحت و قابلیت اعتماد استفاده شده است. در این پژوهش مقوله هسته تقلیل ناپذیری با 37 مفهوم و 5 مقوله فرعی و 2 مقوله اصلی برساخت شد. یافته های مطالعه نشان داد که تقلیل ناپذیری، عاملی است که در انتخاب خرید و کشورگرایی مصرف کنندگان تبریزی مهم تلقی شده و شامل دو مقوله اصلی غایت نگری (با مقولات فرعی کالاپسندی، چندبعدی نگری و عقلانیت ابزاری) و تعیین پذیری (با مقولات فرعی شالوده شکنی و درزمانی) است. مقوله های به دست آمده از متن مصاحبه ها می توانند راهگشای تولیدکنندگان بوده و برای برنامه ریزی های جذب شهروندان به خرید محصولات داخلی و کشورگرایی در مصرف مورد استفاده قرار گیرد.
خلق شخصیت های هوشمند و خودآگاه در پویانمایی ها (انیمیشن ها) با استفاده از یادگیری عمیق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه همایش ملی هوش مصنوعی، فرهنگ و رسانه
217 - 248
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی جایگاه و تأثیر یادگیری عمیق در خلق شخصیت های هوشمند و خودآگاه در پویانمایی انجام شده است. روش تحقیق مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی و استفاده از منابع پیشین، داده های موجود و تحلیل الگوهای رایج در یادگیری عمیق بوده است. در این راستا، از شبکه های عصبی مصنوعی (ANNs)، کانولوشنی (CNNs)، بازگشتی (RNNs) و مدل های مولد متخاصم (GANs) بهره گرفته شد تا شخصیت هایی با قابلیت های تصمیم گیری مستقل، سازگاری رفتاری، واکنش پویا به محیط و یادگیری مستمر طراحی شوند. یافته ها بیانگر آن است که تلفیق این فناوری ها با تکنیک های یادگیری تقویتی، تحلیل پیشرفته رفتار و پردازش داده های چندوجهی، موجب تحقق واقع گرایی بالاتر، تعمیق تعاملات و ارتقای قابلیت پیش بینی رفتار شخصیت ها در محیط های شبیه سازی شده شده است. بااین حال، چالش های اخلاقی و فلسفی همچون وضعیت حقوقی شخصیت های مجازی، پیامدهای تغییرات فناورانه بر جایگاه هنرمندان سنتی، و خطرات ناشی از سوءاستفاده یا تحریف محتوا، نیازمند سیاست گذاری و چارچوب های نظارتی دقیق است. این روند می تواند به تحول تعریف مرز میان خیال پردازی هنری و واقعیت دیجیتال منجر شود.