فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۲۱ تا ۱٬۰۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی کارکرد عناصر روایت تعاملی در بازنمایی چالشهای فرهنگی و اجتماعی برای کاربران بازیهای رایانهای است. با گسترش روایتهای تعاملی در بازیهای رایانهای، امکان تجربهای تازه برای کاربران فراهم شده است؛ تجربهای که در آن مخاطب نهفقط داستان را دنبال میکند، بلکه به صورت فعال در شکلگیری آن مشارکت دارد. مسئله اصلی پژوهش آن است که این نوع روایتها چگونه میتوانند از طریق سه عنصر اصلی یعنی داستان، محیط و شخصیت، تجربهای فرهنگی و اجتماعی را بازنمایی کرده و مخاطب را درگیر بازاندیشی نسبت به مسائل پیچیدهای چون فقر، تبعیض ناروا، بحران هویت، مهاجرت و نابرابری کنند. این پژوهش با استفاده از روش کیفی تحلیل روایت، به بررسی محتوای 10 بازی روایی-تعاملی پرداخته که بر اساس شاخصهایی چون ساختار چندمسیره، تمرکز بر مضمونهای اجتماعی و امکان عاملیت گسترده برای کاربر، به صورت هدفمند انتخاب شدهاند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که روایتهای تعاملی از طریق گشودن امکان انتخاب و مشارکت اخلاقی برای کاربر، به خلق تجربهای منحصربهفرد از موقعیتهای اجتماعی منجر میشوند. داستان چندمسیره، تجربه مواجهه با دیدگاههای مختلف فرهنگی را ممکن میسازد؛ محیط دیجیتال، با فضاسازی معنادار، حس حضور و همدلی اجتماعی را تقویت میکند؛ و شخصیت تعاملی، به بستری برای بازسازی هویت، تصمیمگیری اخلاقی و مشارکت در بازنمایی ارزشهای فرهنگی بدل میشود. همچنین نتایج نهایی پژوهش نشان میدهد که روایتهای تعاملی، به رسانهای فرهنگی ـ اجتماعی با ظرفیتهای تربیتی و انتقادی تبدیل شده است که میتواند بستری مؤثر برای تمرین زیستن اجتماعی فراهم آورد. این رسانه، با درگیر ساختن کاربر در فرایند تولید معنا، امکان بازاندیشی در نظامهای ارزشی و اجتماعی را تسهیل میکند. روایت تعاملی نهتنها به بازنمایی چالشهای اجتماعی میپردازد، بلکه به کاربر اجازه میدهد نقش فعالی در تفسیر، بازآفرینی و حتی نقد این چالشها ایفا کند؛ بهگونهای که در نهایت، کاربران بهمثابه شهروندان فرهنگی، در مواجهه با روایتهای اجتماعی و سازوکارهای قدرت، برخوردی فعال، انتقادی و معناساز اتخاذ نمایند.
نقش پیشگیرانه نهادهای انتظامی- امنیتی در جرایم و تخلفات انتخاباتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
1-34
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اجرای صحیح و بدون جرم و تخلف انتخابات یکی از پایه های اعتماد عمومی در نظام های مردم سالاری است. نهاد های انتظامی- امنیتی با نقش کلیدی خود در کشف جرایم انتخاباتی، می توانند نقش پیشگیرانه ای ایفا کنند که فراتر از برخورد کیفری صرف، به تقویت اعتماد میان رسانه ها، داوطلبان و رای دهندگان منجر می شود. پژوهش حاضر با هدف بازشناسی افتراقی عملکرد این نهاد ها در کشف رفتارهای بزه کارانه و بررسی امکان به رسمیت شناختن شیوه های متفاوت کشف جرایم و تخلفات انتخاباتی انجام شده است. روش: با توجه به ماهیت موضوع، این پژوهش در زمره تحقیقات نظری قرار دارد و روش تحقیق مورد استفاده توصیفی- تحلیلی است. جامعه پژوهش شامل اسناد قانونی، منابع نظری، آرای محاکم قضایی و پژوهش های داخلی و خارجی مرتبط با جرایم و تخلفات انتخاباتی است. ابزار گردآوری داده ها فیش برداری از منابع معتبر علمی بوده است و داده ها به صورت تحلیلی- استنباطی مورد بررسی قرار گرفته اند. در نهایت از ابزارهای طبقه بندی مفاهیم حقوقی برای تحلیل داده ها استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان می دهد که بخش عمده نقش فعلی نیروی انتظامی، پاسخ گویی است نه پیشگیرانه. در حالی که این نهادها می توانند با حضور مؤثر در تمامی مراحل انتخابات، همزمان نقش ضابط خاص و عامل پیشگیرانه را ایفا کنند. همچنین چالش های تقنینی و ساختاری و نبود تفکیک روشن میان انواع کشف جرم و تخلف، مانع تحقق کارکرد مؤثر آنان شده است. نتیجه گیری: عبور از نگرش سنتی و تقویت رویکرد افتراقی در کشف جرایم انتخاباتی، با تفکیک دقیق نوع جرم از تخلف و اصلاح ساز وکارهای تفقینی، می تواند موجب ارتقای مشارکت نهادی و کارآمدی بیشتر در فرآیندهای انتخاباتی شود.
تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر هویت فرهنگی و سیاسی مسلمانان جامو و کشمیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۵)
433-455
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 تأثیرات عمیقی بر هویت فرهنگی و سیاسی مسلمانان جامو و کشمیر، به ویژه شیعیان این منطقه داشته است. این تحقیق با استفاده از روش کیفی و مصاحبه های عمیق با خبرگان و متخصصان مذهبی، فرهنگی و اجتماعی انجام شده است. داده های جمع آوری شده با استفاده از تحلیل مضمون به طور سیستماتیک تحلیل شده تا مضامین و الگوهای اصلی شناسایی شوند. یافته ها نشان می دهند که انقلاب اسلامی ایران به عنوان یک الگوی موفق ضد استعمار و بیداری اسلامی، الهام بخش جوانان و علمای مذهبی کشمیر بوده است. پیام های انقلاب، به ویژه آموزه های امام خمینی (ره)، موجب ایجاد وحدت مذهبی بین شیعیان و اهل تسنن و تقویت هویت اسلامی در کشمیر شده است. علمای مذهبی کشمیر با ترویج آموزه های انقلاب و برگزاری مجالس مشترک مذهبی نقش مهمی در این فرایند داشته اند. جوانان کشمیری نیز با الهام از انقلاب اسلامی، به برگزاری تظاهرات و مبارزات فرهنگی پرداخته و از رسانه ها برای ترویج مفاهیم انقلابی استفاده کرده اند. نتیجه گیری نشان می دهد که انقلاب اسلامی ایران نه تنها به ایجاد همبستگی مذهبی در کشمیر کمک کرده، بلکه به بیداری سیاسی و فرهنگی مسلمانان این منطقه نیز انجامیده است.
واکاوی زمینه ها و پیامدهای تخریب آثار تاریخی (مورد مطالعه: ساباط عبید زاکانی قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوای زمینه های و پیامدهای تخریب ساباط عبید زاکانی انجام شده است. رویکرد این پژوهش کیفی بوده و روش پژوهش نظریه داده بنیاد مبتنی بر مدل اشتراوس و کوربین می باشد. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساخت یافته است. جامعه آماری شامل خبرگان متخصص در حوزه میراث فرهنگی، مرمت گران، اساتید دانشگاه و چندتن از همسایه های ساباط عبید زاکانی بوده است. شیوه نمونه گیری در این پژوهش غیرتصادفی از نوع هدفمند می باشد. حجم نمونه نیز بر اساس قاعده اشباع، به تعداد 18 نفر تعیین و نهایی شده است. نتایج تحلیل حاکی از آن است که شرایط علی (افول سرمایه اجتماعی، کژکارکردی سازمانی، آنومی سازمانی و فساد سازمانی)، شرایط زمینه ای (ناکارآمدیی کنترل رسمی، فقر فرهنگی و عدم تعلق خاطر)، شرایط مداخله گر (ضعف مدیریت نهادی و مصرف گرایی)،پدیده مرکزی (وندالیسم تاریخی)، پیامدها (کاهش امنیت اجتماعی، بی سازمانی فرهنگی و بحران امنیت رفتاری) و راهبردها (هویت تاریخی پایدار، نوگرایی کاذب، حمایت اجتماعی ابزاری، مدیریت فرهنگی و توسعه پایدار محلی) مدل پارادایمی وندالیسم تاریخی را منعکس می نماید.
تحلیلی بر توسعه پاندولی صنعت و سبک زندگی در یزد
منبع:
جامعه شناسی صنعتی سال اول بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
135 - 153
حوزههای تخصصی:
مقدمه: الزام به توسعه صنعتی در قالب نظریه نوسازی در ایران با چالش های زیادی همراه بوده و در درونِ پیوستاری از «الزام به توسعه» تا «توسعه و تضاد» قرار داشته است. از طرفی، فرایند صنعتی شدن در ایران با شرایط و مختصات زمانی- مکانی هر استان متفاوت بوده است. این مسئله در یزد با سبک زندگی یزدی، که با سختکوشی و تولیدمحوری همراه بوده، به شکوفایی توسعه صنعت بومی انجامیده است. مداخلات دولتها در طول دوران بعد از انقلاب پیامدهای ناخواسته به دنبال داشته است که به چندگانگی «روایتی» از توسعه صنعتی با پیامدهای خاص، منجر شده است. هدف این تحقیق، مطالعه ماهیت الگوی توسعه در یزد بر اساس تقابل سنتی- مداخله ای توسعه صنعتی در یزد است.روش:روش مورد استفاده در این پژوهش روش کیفی، از نوعِ مردم نگارانه بوده است. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه، و تکنیک تجزیه و تحلیل داده ها، تحلیل مضمون بوده است. نمونه مورد مطالعه در این پژوهش، شامل 12 نفر از کارشناسان خبره و یزدشناسان بوده است که به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. قابلیت اعتماد تحقیق در اعتبار، انتقال و تأییدپذیری محقق شد.یافته ها: توسعه صنعتی نامتوازن در یزد، تجربه زیسته خاصی را در این شهر رقم زده و در سه دوره الگویی، قابل تفکیک است. الگوی اول، «الگوی توسعه صنعتی تطبیق پذیر با سبک زندگی یزدی»، که با ویژگی هایی چون تمدن کاریزی، صنعت حناسابی، صنعت شیرینی ، نساجی، شعربافی، دارایی بافی، ترمه و صنایع سازگار در مقیاس کارگاهی مشخص می شود. الگوی دوم، «الگوی توسعه صنعتی عاریتی با مداخلات رانتی» در صنایع فولاد، کاشی، معدنی و صنایع سرمایه بر و آب بر است که با زمینه های تضادآفرینِ مهاجرت بی رویه، گسترش بی قواره صنایع آلاینده سودآور و گسترش فرهنگ مصرفی، همراه شده است. و الگوی سوم، «الگوی الزام به توسعه صنعتی پایدار» است که با ثبتِ جهانی یزد همسو است. این الگو برخاسته از نوعی بازاندیشی در توسعه صنعتی و آمایشِ سرزمینی است و انتظار می رود از پیامدهای منفی توسعه عاریتی دور بوده و چشم انداز روشنی از توسعه صنعتی را ترسیم کند. محورهای سه گانه، ذیل مفهوم «توسعه صنعتی پاندولی» برساخت شده است.نتیجه گیری: ماهیت توسعه صنعتی در یزد به تبعیت از الگوی توسعه صنعتی در ایران، و با برخی ویژگی های اختصاصی و ممتاز، توانسته است تجربه خاصی از توسعه را رقم زند. اما چشم انداز توسعه در یزد در قالب «توسعه پاندولی صنعت» دلالت بر تعارضاتی دارد که بین وجود صنایع آب بر و صنایع مرتبط با گردشگری و صنایع تبدیلی، در نوسان خواهد بود.
تداوم تفاوت های منطقه ای در کودک همسری دختران طی دو دهه گذشته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال ۳۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۰)
81 - 100
کودک همسری دختران از چالش های مهم جامعه ایران است که روند آن طی سالیان اخیر باوجود تحولات فرهنگی و اجتماعی، با افزایشی نسبی همراه بوده است. هدف مقاله حاضر، بررسی شیوع کودک همسری دختران در شهرستان های ایران و تعیین کننده های اقتصادی، اجتماعی و جمعیت شناختی آن است. به این منظور داده های سرشماری های 1385، 1390 و 1395 با تکنیک تحلیل ثانویه بررسی شد. یافته ها نشان داد که شهرستان های استان های آذربایجان شرقی و اردبیل در شمال غرب کشور و شهرستان های شرق کشور در استان های سیستان و بلوچستان، خراسان های رضوی، شمالی و جنوبی در هر سه سال مورد بررسی ، بیشترین میزان شیوع کودک همسری را داشته اند. شهرستان های رشتخوار و خلیل آباد در خراسان رضوی در سال های 1385 و 1390 به ترتیب با 28/15درصد و 05/29درصد و شهرستان ایجرود در استان زنجان با 11/35درصد در سال 1395 بالاترین درصد کودک همسری را داشتند. درمقابل، شهرستان های واقع در استان های کهگیلویه و بویراحمد، تهران و ایلام همواره پایین ترین درصد را تجربه کرده اند. شهرنشینی، ضریب نفوذ اینترنت و توسعه اقتصادی اجتماعی تأثیر منفی و معناداری بر کودک همسری داشتند. بسیاری از مناطق (نه همه آنها) با شیوع بالای کودک همسری، کمتربرخودار بودند و بنابراین، دولت بایستی برنامه های توسعه ای و آگاهی بخشی توسط رسانه ها را در دستور کار قرار دهد.
تغییر ارزش ها، نگرش های سیاسی و دموکراسی جامعه ایرانی دردو موج پنجم وهفتم ارزش های جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه سال ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
110 - 135
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: ارزش ها به عنوان یکی از اجزای اصلی فرهنگ و نظام شخصیتی ، برالگوهای رفتاری و ترجیحات اجتماعی و سیاسی و ... تأثیر دارند. به باور اینگلهارت و کلینگمن جوامع انسانی سه جهت اصلی تغییراجتماعی را در قالب ؛ توسعه اجتماعی اقتصادی، تغییر ارزش ها و تغییر سیاسی تجربه می کنند و تغییر ارزشی مقدم بر تغییر سیاسی محسوب می شود از همین رو مطالعه حاضر به مقایسه تغییرات ارزش های سیاسی و دموکراسی در جامعه ایران در دو موج پنجم و هفتم در میان دو گروه جنسی و سنیِ پیمایش ارزش های جهانی پرداخت تا ضمن بررسی میزان تغییرات در دوبازه زمانی موردنظر، نشانگان این تغییرات را شناسایی نماید. روش پژوهش: روش پژوهش تحلیل ثانویه و مطالعه طولی با استفاده از داده های موجود و دردسترس پیمایش ارزش های جهانی بود، داده ها از طریق نرم افزار SPSS تحلیل شد تا روند تغییرات مؤلفه های مختلف ارزش های سیاسی گروه های سنی و جنسی مختلف جامعه ایران مشخص شود.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد؛ در نتیجه افزایش سطح تحصیلات، گسترش رسانه ها، و بهبود نسبی کیفیت زندگی، ارزش های فرامادی همچون مشارکت سیاسی، آزادی های مدنی و حقوق فردی به ویژه در میان نسل های جوان تر تقویت شده اند، همچنین براساس نتایج تحقیق با افزایش سن میزان نگرش به حکومت دینی افزایش یافته و در موج هفتم گروه سنی 50 سال به بالا بیش از پیش به تفسیر قوانین توسط مراجع دینی گرایش پیدا کرده اند.نتیجه گیری: براساس نتایج تحقیق زنان بیش از مردان به وجود ارزش های دینی در نظام سیاسی گرایش پیدا کرده اند، احترام به حقوق فردی انسان ها که در موج پنجم کم ارزیابی شده بود در موج هفتم با تغییر قابل توجهی مثبت ارزیابی شده است که می تواند نشانه افزایش به فردگرایی دراثر گسترش فضای مجازی باشد و لازم است این امر در تحلیل رفتار سیاسی اعضای جامعه و طراحی سیاست های فرهنگی و اجتماعی مدنظر متولیان امر قرار گیرد.
مطالعه کیفی کاربردهای کاتارسیس حاصل از تعزیه در سایکودرام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
81 - 96
حوزههای تخصصی:
نمایش تعزیه از دیرباز در میان شیعیان، از جایگاه والایی برخوردار بوده است. اقشار مختلف جامعه با رده های سنی گوناگون مخاطبان این هنر آئینی هستند. تماشاگران صرفاً برای دیدن رویدادی تاریخی یا آئینی به تماشای تعزیه نیامده بلکه با حضورشان در این مراسم مشغول عبادت و سوگواری می شوند و در نتیجه ی این مشارکت، تزکیه و پالایش نفس که ارسطو از آن به اسم «کاتارسیس» یاد می کند را تجربه می کنند. همچنین از یک سده ی گذشته تا کنون در علم روانشناسی، مقوله ی روان نمایشگری بسیار مورد توجه قرار گرفته است. بدین صورت که افراد با حضور در جلسه سایکودرام تزکیه نفس را تجربه می کنند. کاتارسیس حاصل از تعزیه و سایکودرام قابلیت این را دارد که در یک راستا، در جهت درمان بیماران روحی و روانی مورد استفاده قرار بگیرند. پژوهش حاضر با هدفی کاربردی درصدد است تعزیه و سایکودرام را مورد واکاوی و بررسی قرار داده و افتراقات و تشابهات آنان را بررسی کند. از این روی مسئله اصلی آن واکاوی راهبردی جهت استفاده از این ویژگی ها در سایکودرام یا تعزیه معاصر است. روش تحقیق کیفی به شیوه تطبیقی بر اساس مطالعات اسنادی و جمع آوری اطلاعات از منابع آرشیوی صوتی و بصری است. نتیجه حاصله نشان از آن دارد سایکودرام قابل انعطاف است و به مدیر یا کارگردان و همچنین شخص اول این اجازه را می دهد که در جهت تغییر و استفاده از فنون و همچنین تکنیک ها انتخاب های خود را داشته باشند و همچنین تعزیه نیز در نوع خود قابل انعطاف است، می توان در جلسات سایکودرام از تعزیه به شیوه های گوناگون استفاده کرد.
مبانی، شاخص ها و الگوی گذران اوقات فراغت در اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن و علوم اجتماعی سال ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۹)
80 - 121
حوزههای تخصصی:
آموزه های اسلامی شاخص ها و معیارهایی فردی و اجتماعی برای سامان دهی اوقات فراغت ارائه کرده اند؛ بااین حال، تحولات فناورانه، دگرگونی های فرهنگی اجتماعی و تغییر سبک زندگی در جوامع مدرن، معنای اوقات فراغت را متحول ساخته و سبب شکاف میان الگوهای سنتی و شیوه های جدید فراغت شده است. این تغییرات، فرایند سیاست گذاری در این حوزه را با چالش هایی جدی مواجه کرده است. پژوهش حاضر با هدف تبیین مبانی و شاخص ها و الگوی گذران اوقات فراغت از منظر اسلام با رویکرد میان رشته ای میان آموزه های اسلامی و نظریه های جامعه شناسی انجام شده است. روش تحقیق، تحلیل محتوای کیفی هدایت شده است که در آن، چارچوب نظری اولیه با بهره گیری از نظریات جامعه شناسی طراحی و بر اساس آن، مفاهیم و کدهای اولیه استخراج شد. سپس متون اسلامی با استفاده از تحلیل مفهومی، کدگذاری باز و محوری تحلیل شد و مضامین جدید در ساختاری سه سطحی سامان دهی گردید. یافته ها نشان می دهد که شاخص های فراغت اسلامی در سه سطح قابل طبقه بندی است: «حدود ضروری» شامل چارچوب های سلبی و حداقلی شرعی، «شاخص های تعالی» شامل مؤلفه های ایجابی و تربیتی و «الگوی تراز» شامل الگوهای آرمانی ویژه افراد مستعد. تدوین سیاست های فرهنگی در حوزه فراغت مبتنی بر این سطوح، می تواند به مدیریت مؤثر اوقات فراغت و تقویت پایه های فرهنگی، تربیتی و رشد چندبُعدی در جامعه اسلامی منجر شود.
بازشناسی مشخصه های سنن الهی و اجتماعی در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن و علوم اجتماعی سال ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۹)
186 - 213
حوزههای تخصصی:
هر قاعدة کلی و جهانشمولی که در رابطه با رشد، شکوفایی، تعالی یا سقوط و انحطاط انسان و جامعه باشد، بیانگر سنتی از سنن الهی و اجتماعی است. شناخت و درک این سنن، عامل مهم و اساسی در جلوگیری از نابودی امتها و عامل پیشرفت و عزت است؛ زیرا سنن الهی همانگونه در جوامع و امتهای حاضر جریان مییابد که در سابق جریان یافته است و آگاهی جامع نسبت به آنچه در جوامع پیشین باعث سقوط آنها شده، میتواند در سایر امتها و جوامع تسری یابد و به دنبال آن از نابودی امت جلوگیری کند. بر این پایه واکاوی مشخصههای سنن الهی و اجتماعی؛ یعنی بررسی عوامل تشکیلدهنده، سازنده و شرایط سنتها و قواعد آنکه از جانب خداوند در زیست انسان از اول خلقت تاکنون دخیل بوده، بسیار مهم و ضروری است، چراکه انسان و اجتماع باید از چرایی اتفاقاتی که بر وی عارض میگردد، علل و عوامل و شرایط آن اطلاع داشته باشد تا بتواند با عملکرد ایجابی یا سلبی نسبت به آن اتفاقات، اقدامی نماید و زندگی دنیوی و اخروی خویش را در رسیدن به سعادت، کمال و قرب الهی با کوتاهترین زمان و درستترین راه طی کند. با این بیان مؤلفههای سنن الهی و اجتماعی در قرآن و تفاسیر، با توجه به بررسیهای کتابخانهای و روش تحلیلی و توصیفی در مواردی ازجمله ابتناء بر اصل علیت، عمومیت و فراگیر بودن، ثبات و تغییرناپذیری، سازگاری با اختیار انسان، هدایتگری و اجتماعی بودن و توالی سنتهای الهی، بیانشده است.
بررسی ابعاد نظری نقش زنان در فعالیتهای اقتصادی با تأکید بر الگوی سوم زن؛ معرفی الگوی «بانوی مجاهد»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مطالعه به شیوه نظری و تحلیلی و با مقایسه جنبه های اقتصادی الگوهای اول و دوم زن، به ارائه بنیان های نظری الگوی سوم زن مسلمان پرداخته شده است و با استناد به آیات و روایات، الگوی «بانوی مجاهد» به عنوان نسخه مقابل الگوی اول و دوم زن معرفی شده است. در الگوی «بانوی مجاهد» و مطابق با آموزه های اسلام، زن از لحاظ ارزش های انسانی، از حقوقی یکسان با مرد برخوردار است. او به عنوان یک مجاهد از یک طرف، در خانه و خانواده نقش های غیرمستقیم و در عین حال کلیدی در اقتصاد ایفاء می نماید؛ جمعیت آفرینی، پس انداز و سرمایه گذاری در عین انفاق و ایثار مالی، و نیز، اصلاح الگوی مصرف از طریق قناعت، پرهیز از تجمل گرایی، اسراف، تبذیر و اتراف. از طرف دیگر، در صورتی که مشارکت اجتماعی و اقتصادی او با شخصیت و سرشت وجودی اش و نیز، کارکردهای اصلی وی در خانواده در تزاحم نباشد، کاملاً مختار است در فعالیتهای اقتصادی و اشتغال نیز مشارکت مستقیم داشته باشد و در تولید درآمد و ثروت برای رفع نیازهای معیشتی خود، خانواده و ثمربخشی اجتماعی نقش آفرینی نماید. در این الگو، به طور ضمنی مشارکت غیرمستقیم زن در فعالیتهای اقتصادی بر مشارکت مستقیم وی تقدم دارد اما بانوی مجاهد می تواند با توجه به ملاحظاتی هر دو نقش را به طور همزمان ایفا نماید.
تحلیل بولی از پایبندی به مناسک دینی در جامعه ایرانی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اسلام و علوم اجتماعی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۴
7 - 58
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: اهمیت موضوع دین برای جامعه شناسان نه فی نفسه، بلکه به تبع تأثیراتی است که بر حیات اجتماعی گذاشته یا از آن می پذیرد. از منظر جامعه شناسی، «کنش دینی» یا «دین داری» همچون سایر کنش های انسانی از محیط پیرامونی و شرایط اجتماعی تأثیر می پذیرد. ادیان و مذاهب افزون بر وجوه اعتقادی و ایمانی از مجموعه ای از آیین ها و مناسک عبادی نیز برخوردارند که دین داران را به انجام آن فراخوانده و پایبندی به آنها را از نشانه های مؤمنان می دانند. «مناسک دینی» به مثابه پدیده اجتماعی از موضوعات محوری و مهم در مطالعات جامعه شناختی دین قلمداد شده و نظریه های متعددی پیرامون آن مطرح شده است. نظریه محرومیت نسبی از جمله نظریه های مطرح در جامعه شناسی دین به شمار می رود. این نظریه بر این باور است که دین جبران محرومیت هایی است که افراد از آن برخوردارند و برای تسلّی خود و جبران این کاستی ها بدان روی می آورند. بنابراین، افرادی که انواع محرومیت های اقتصادی، روانی، اجتماعی، ارگانیستی و اخلاقی دارند، دین دارترند و در مقابل، افرادی که فارغ از محرومیت اند، دین دار نبوده و یا تمایل کمتری به دین داری از خود نشان می دهند. برحسب این مدعا، در این پژوهش بر آن هستیم این نظریه را در جامعه ایرانی بیازماییم. از میان انواع محرومیت ها، محرومیت اقتصادی و روانی را برگزیده و معرّف های رفاه اقتصادی، نابرابرای اقتصادی، تحصیلات، شهرنشینی را انتخاب نموده ایم. براساس این، مسئله اصلی این پژوهش بدین شرح می باشد:چه ترکیبی از معرّف های «تحصیلات»، «برابری اقتصادی»، «رفاه اقتصادی»، «شهرنشینی» می توانند بر میزان پایبندی به مناسک واجب/ مستحبی در سطح بالا / سطح پایین تأثیر علّی داشته باشند؟ روش تحقیق: در انجام این پژوهش از تکنیک «تحلیل کیفی تطبیقی» بهره خواهیم جست. دلیل این انتخاب، ظرفیت ها و توانمندی های این روش و تناسبی است که با اهداف این پژوهش دارد. روش «تحلیل کیفی تطبیقی» مبتنی بر جبر بولی توسط رگین (1987) ارائه شده است. هدف این تکنیک، کاستن از مشکلات استنباط علّی با N کوچک بود از طریق به کارگیری حداکثر منطقاً ممکن مقایسه هایی که برحسب حضور یا غیاب متغیرها در میان موردهای تحت تحلیل می توان کرد. به کارگیری تکنیک جبر بولی در تحلیل تطبیقی، ابزاری سودمند برای تحلیل مجموعه داده هایی با N متوسط (10-50 مورد) می باشد.این روش مبتنی بر شرط لازم و شرط کافی بوده و از رویکردی کل گرایانه و منطقِ ترکیبی برخوردار است. ویژگی کل گرایانه رویکرد بولی با جهت گیری محققان کیفی در مطالعات تطبیقی سازگاری دارد که به دنبال بررسی علل مختلف در بافت و زمینه موردها هستند. بنابراین، در مقایسه کیفی بولی، هر علتی جدا از علل دیگر در نظر گرفته نمی شود؛ بلکه همیشه در درون بافتی از حضور و غیاب سایر شروط علّی مرتبط مشاهده می شود. برخلاف تحلیل های رگرسیونی، تحلیل بولی تصریح دارد که یک ارزش معین در یک متغیر خاص می تواند در ترکیب با ارزش های متغیری دیگر، اثرات مخالفی را نشان دهد. در این پژوهش سطح تحلیل «کشور» و واحد تحلیل «استان» می باشد. جمیعت این مطالعه نیز «31 استان» کشور ایران می باشد (N=31). نتایج: معادلات بولی به دست آمده درباره علل پایبندی به مناسکِ واجب و مستحب در سطح بالا و پایین در جامعه ایرانی بدین شرح می باشند.معادله نهایی پایبندی به مناسک واجب در سطح بالا:R= abCD + Bcd + ABc + AcDتحصیلات پایین به همراه نابرابری پایین به همراه رفاه اقتصادی بالا به همراه شهرنشینی بالا؛نابرابری بالا به همراه رفاه اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی پایین؛تحصیلات بالا به همراه نابرابری اقتصادی بالا به همراه رفاه اقتصادی پایین؛تحصیلات بالا به همراه رفاه اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی بالا؛معادله نهایی پایبندی به مناسک واجب در سطح پایینr= AbCD + abc + acD + bcd + abd + aBDتحصیلات بالا به همراه نابرابری اقتصادی پایین به همراه رفاه اقتصادی بالا به همراه شهرنشینی بالا؛تحصیلات پایین به همراه نابرابری اقتصادی پایین به همراه رفاه اقتصادی پایین؛تحصیلات پایین به همراه رفاه اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی بالا؛نابرابری اقتصادی پایین به همراه رفاه اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی پایین؛تحصیلات پایین به همراه نابرابری اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی پایین؛تحصیلات پایین به همراه نابرابری اقتصادی بالا به همراه شهرنشینی بالا؛معادله نهایی پایبندی به مناسک مستحبی در سطح بالاR= Acd + Abc + Bcd + abCdتحصیلات بالا به همراه رفاه اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی پایین؛تحصیلات بالا به همراه نابرابری اقتصادی پایین به همراه رفاه اقتصادی پایین؛نابرابری اقتصادی بالا به همراه رفاه اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی پایین؛تحصیلات پایین به همراه نابرابری اقتصادی پایین به همراه رفاه اقتصادی بالا به همراه شهرنشینی پایین؛معادله نهایی پایبندی به مناسک مستحبی در سطح پایینr= bCD + aDنابرابری اقتصادی پایین به همراه رفاه اقتصادی بالا به همراه شهرنشینی بالا؛تحصیلات پایین به همراه شهرنشینی بالا. بحث و نتیجه گیری: مطابق با فرضیه تحقیق برای تبیین پایبندی به مناسک در سطح بالا باید ترکیب علّی aBcd (تحصیلات پایین، نابرابری اقتصادی بالا، رفاه اقتصادی پایین، شهرنشینی پایین) و برای تبیین پایبندی به مناسک در سطح پایین، ترکیب علّی AbCD (تحصیلات بالا، نابرابری اقتصادی پایین، رفاه اقتصادی بالا، شهرنشینی بالا) به دست آید. نظریه محرومیت نسبی تنها در صورتی می تواند بر جامعه ایرانی قابل تطبیق باشد که ترکیب های علّی یادشده به عنوان شرط کافی محقق شوند و یا لااقل برخی از متغیرهای مستقل به عنوان شرط لازم شناخته شوند. حال آنکه ترکیب های علّی به دست آمده به عنوان نتایج این پژوهش، بر رد فرضیه پژوهش و مدعای نظریه محرومیت نسبی دلالت دارند؛ زیرا ترکیب علّی (aBcd) برای پایبندی به مناسک در سطح بالا و ترکیب (AbCD) برای پایبندی به مناسک در سطح پایین به عنوان شرط کافی برای پایبندی به مناسک دینی در جامعه ایرانی در میان نتایج حاصله یافت نشدند. همچنین، هیچ یک از متغیرهای مستقل (رفاه اقتصادی، نابرابری اقتصادی، تحصیلات، شهرنشینی) در سطح بالا و در سطح پایین، شرط لازم برای پایبندی به مناسک دینی در جامعه ایرانی شناخته نشدند. ازاین رو، نتایج تحقیق حکم به رد فرضیه پژوهش و مدعای نظریه محرومیت نسبی می نمایند.تنها موردی که موافق با فرضیه تحقیق می باشد، متغیر (شهرنشینی در سطح بالا) می باشد که شرط لازم برای پایبندی به مناسک مستحبی در سطح پایین می باشد.
واکاوی کیفی کشورگرایی مصرف در بین شهروندان تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مصرف و مصرف گرایی از زوایای مختلفی تحلیل می شود. مصرف کالاهای تولید داخل و کشورگرایی در مصرف می تواند بر اقتصاد هر کشوری تاثیر مثبت داشته باشد. مصرف کننده ی کشورگرا به دلیل وجود یک حس وفاداری نسبت به کشور خود، تمایلی به استفاده از کالاهای ارائه شده از سوی شرکت های خارجی ندارد . هدف از مطالعه حاضر تبیین جامعه شناختی کشورگرایی مصرف کننده در بین شهروندان تبریزی براساس عامل تقلیل ناپذیری بوده است. روش پژوهش حاضر از نوع کیفی و از لحاظ نوع تحقیق، اکتشافی بوده است. جامعه هدف تحقیق حاضر در دو گروه متخصصان و شهروندان بودند و نمونه ها تا رسیدن به اشباع نظری مورد مصاحبه قرار گرفتند و در مجموع با 36 نفر مصاحبه شد . پس از انجام مصاحبه ، تمامی مصاحبه ها از فایل های ضبط شده روی کاغذ پیاده شد و کدگذاری و مقوله بندی و استخراج مقوله های نهایی انجام گردید . در این پژوهش چهار معیارِ اعتبارپذیری، انتقال پذیری، قابلیت اطمینان و تاییدپذیری که توسط لینکلن و گوبا مطرح شده، در تضمین صحت و قابلیت اعتماد استفاده شده است. در این پژوهش مقوله هسته تقلیل ناپذیری با 37 مفهوم و 5 مقوله فرعی و 2 مقوله اصلی برساخت شد. یافته های مطالعه نشان داد که تقلیل ناپذیری، عاملی است که در انتخاب خرید و کشورگرایی مصرف کنندگان تبریزی مهم تلقی شده و شامل دو مقوله اصلی غایت نگری (با مقولات فرعی کالاپسندی، چندبعدی نگری و عقلانیت ابزاری) و تعیین پذیری (با مقولات فرعی شالوده شکنی و درزمانی) است. مقوله های به دست آمده از متن مصاحبه ها می توانند راهگشای تولیدکنندگان بوده و برای برنامه ریزی های جذب شهروندان به خرید محصولات داخلی و کشورگرایی در مصرف مورد استفاده قرار گیرد.
تعاملات بین المللی علم و فناوری: مسیرهایی برای نقشه جامع علمی کشور در افق 1414(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
105 - 128
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی چارچوبی آینده نگر برای تدوین مسیرهای بالقوه تعاملات بین المللی علم و فناوری در نقشه جامع علمی ایران در افق 1414 انجام شد. این پژوهش با روش ترکیبی مولتی پول و مشارکت ۱۲ خبره شاملِ سیاست گذاران وزارت علوم، پژوهشگران بین المللی، و مدیران دانشگاه ها و پارک های علم و فناوری انجام شد. مشارکت کنندگان از طریق نمونه گیری هدفمند به منظور تشکیل گروه اسمی و تکمیل پرسشنامه ها انتخاب شدند. مرحله کیفی شامل برگزاری جلسه گروه اسمی ساختاریافته بود که طی آن ایده های مستقل ثبت و اولویت بندی شدند. مرحله کمّی نیز شامل توزیع سه پرسشنامه استاندارد (ارزیابی اقدامات، سیاست ها، و تصاویر آینده با توجه به معیارهای ارزیابی) بود. این مطالعه با تعیین ۱۱ معیار ارزیابی و طراحی سه تصویر آینده شاملِ شبکه سازی علمی، نظام توانمندسازی آموزشی و دیپلماسی علمی یکپارچه، سیاست های کلان شاملِ یکپارچه سازی برنامه های پژوهشی، صلاحیت سنجی آموزش زبان فارسی و سرمایه گذاری مشترک فناورانه را تدوین کرد. برای عملیاتی سازی، ۱۴ اقدام حمایتی پیشنهاد شد که پنج اقدام برتر به ترتیب اولویت عبارتند از: همکاری شرکت های دانش بنیان بین المللی، ایجاد صندوق مشترک پژوهش های فناورانه، تخصیص گرنت های پژوهشی به پروژه های اولویت دار، تدوین بانک مسئله های پژوهشی منطقه ای، و عقد قراردادهای انتقال فناوری. همچنین یافته ها نشان داد هر تصویر آینده مانند شبکه سازی علمی از طریق ترکیب سیاست ها و اقدامات مرتبط محقق می شود. این چارچوب، پیوند راهبردی بین سیاست ها، تصاویر آینده، و اقدامات عملیاتی را تبیین می کند. این پژوهش نشان می دهد که شناسایی مسیرهای بهینه همکاری های بین المللی علم و فناوری، سازوکارهای پویایی برای تطبیق با تغییرات محیطی تعیین می کند و موجب تخصیص هدفمند منابع به حوزه های راهبردی در این زمینه می شود.
مطالعه روایت شناسانه بازی رایانه ای تعاملی "قصه های قرآنی" بر پایه نظریه جهان های ممکن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۹)
115 - 142
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با رویکردی روایت شناسانه، به تحلیل محتوایی فضای بازی رایانه ای تعاملی "قصه های قرآنی" بر پایه نظریه جهان های ممکن "ماری لور رایان" می پردازد. فضا یکی از جنبه های غالب در بازی های رایانه ای امروزی است و روایت ها به فضا گره خورده اند و در بستر آن درک می شوند. از سوی دیگر، با طراحی داستان های قرآنی برای بازی های رایانه ای، می توان معیارهای سبک زندگی و روش های حل مسئله را در یک جامعه اسلامی گسترش داد و کودک را با اصول فرهنگ بومی آن جامعه آشنا کرد. براین اساس، پرسش اصلی پژوهش این است که روایت شناسی چگونه در فضای داستانی بازی "قصه های قرآنی" به فرهنگ سازی برای کودکان کمک می کند.این پژوهش با روشی توصیفی-تحلیلی و هدفی توسعه ای-کاربردی، با نگاهی به الگوبرداری از روایتگری در بازی های رایانه ای تعاملی، انجام شده است. شیوه گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای، اسنادی و میدانی است. دراین راستا، سطوح سه گانه روایتگری "رایان" در بازی "قصه های قرآنی" تحلیل شده است تا نقش کودک و نوجوان به عنوان هدایت گر اصلی داستان در فضای بازی ارزیابی شود.نتایج پژوهش نشان می دهد که در بازی "قصه های قرآنی" که بر اساس تعامل بازیکن و توجه به روایت برنامه ریزی شده، بیش از آن که بر شخصیت های مهم معنوی تأکید شود، به داستان ها و روایت های معتبر توجه شده است. با وجود مزیت های پلتفرم های تعاملی در حوزه کودک، پژوهشگران اندکی از قابلیت های این رسانه ها برای آموزش ارزش های فرهنگی آگاه اند؛ از این رو، نیاز به پژوهش های بیشتر در این زمینه احساس می شود. به همین دلیل، در این مقاله، تحلیل بازی "قصه های قرآنی" با تمرکز بر نقش روایت شناسی و با تکیه بر سطوح سه گانه روایتگری (فضای روایی، گسترش فضایی متن و متنی کردن فضا) بررسی شده است.
بازشناخت اصول و فنون مذاکره با تأکید بر معنویت در الگوی مذاکره جعفر بن ابی طالب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مذاکره و گفتگو، به عنوان یک راهبرد سیاسی و فرهنگی از نظر اهداف و مطامع خود، در طول تاریخ تحول یافته و تغییر کرده است. در آغاز اسلام، نشر دعوت دینی، انعقاد صلح، دفاع از اسلام و توسعه تعالیم دینی عمدتا از طریق مذاکره دنبال می شد؛ از نمونه های موفق آن، مذاکره نخستین مبلغ بین الملل اسلام، جناب جعفر طیار با نجاشی پادشاه حبشه است که توانست با تکیه بر توانایی های فردی و برجسته سازی معنویت، به پیروزی دست یافته و باعث سربلندی اسلام و عزت و امنیت نومسلمانان مهاجر گردد. این تحقیق با هدف بازشناخت نسبتاً جامعی از روش ها و ابزارهای استفاده شده توسط جناب جعفر طیار در مذاکرات و تأثیر معنویت بر کیفیت و نتایج مذاکرات می پردازد؛ تدوین استراتژی و برنامه ریزی، مدیریت شروع مذاکره، تمرکز بر وجوه مشترک، شنوندگی فعالانه، برقراری ارتباط، رعایت اصول اخلاقی، تسلط بر احساسات و عواطف، آگاهی از اهداف مذاکره، تأثیرگذاری و متقاعدسازی و... از جمله این روش هاست. نتایج این تحقیق که با روش تحلیلی-توصیفی صورت گرفت، نشان داد که آن جوانب و اصولی که در عصر کنونی به صورت مدون و علمی وجود دارد، در الگوی مذاکره جناب جعفر به وضوح مشهود است. موفقیت های به دست آمده توسط ایشان مؤید این امر است که اصول و فنون عام و متداول مذاکره اگر با محوریت توحید، زیربنای حرکت معنوی انسان قرار گیرد، می تواند تأثیر قابل توجهی در نتایج مذاکرات و ارتقای کیفیت روابط انسانی و سازمانی به همراه داشته باشد. انتظار می رود این تحقیق بتواند به کیفیت مهارت های مذاکره ای و بهره وری بیشتر در ارتباطات شخصی و حرفه ای کمک رساند.
تعامل هیبریدی بین انسان و ربات های گفت و گو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی ماهیت سیستم های هوش مصنوعی هیبریدی، بر مبنای تمرکز بر ربات های گفت وگوی هیبریدی و تعامل هیبریدی بین انسان و ربات گفت وگو است. روش: به منظور آشنایی با این پدیده تلفیقی با استفاده از رویکرد تحلیل مضمون استنباطی به تحلیل اطلاعات پرداخته شد. یافته ها: با توجه به نتایج تحقیق در آینده شاهد تعامل هیبریدی انسان و هوش مصنوعی(ماشین) و ارتقا و بهینه سازی این الگوی تعاملی بر مبنای ارتباط مؤثر بر پایه هویت مشترک خواهیم بود. بلوغ ایجادشده در هوش مصنوعی و پذیرش فناوری آن به همراه کاربردهایش از سمت کاربران چرخه متقاعدکننده ای از فناوری همزیست از نوع همکاری، آگاهی مشترک و تصمیم گیری انسانی را نشان می دهد. در آخرین به روزرسانی ربات گفت وگو در قامت ربات های گفت وگوی هیبریدی به واسطه تقویت تعامل متقابل با کاربر انسانی بر مبنای جمع دو رویکرد انسانی و الگوریتمی به منظور هم افزایی نقاط قوت در ربات های هوش مصنوعی طراحی شده اند. ایجاد یک گفت وگوی یکپارچه، طبیعی با پاسخ های دقیق، سریع و قابل انطباق با حفظ و تداوم گفت وگو بر مبنای تاریخچه گفت وگو، از اعتبار، اطمینان و پیش بینی بیشتری بهره مند می شود و درک معنایی و ارزیابی پویا (خودکار) در این ربات ها، تعاملی کامل تر را به ارمغان می آورد و بازنمایی دیجیتالی انسان، منسجم و طبیعی تر نزدیک به گفت وگوی پایدار و همدلانه انسانی را سبب می شود و باعث پذیرش آنها به عنوان عضوی از اعضای جامعه خواهیم بود.
مطالعه شیوه های گذار به تولید و عرضه محتوای تعاملی شنیداری در دو دهه اخیر (مطالعه موردی بی بی سی ساندز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر دیجیتال و گسترش سکوها، تقاضا برای محتوای تعاملی در حال افزایش است و این موضوع شامل محتوای شنیداری نیز می شود که با رسانه های سنتی تفاوت بسیار دارد.شرایط جدید تحولات ساختاری و محتوایی را در این سازمان های رسانه ای به دنبال خواهد داشت. این مقاله با هدف بررسی زمینه ها و عوامل مؤثر بر تغییر ساختاری و محتوایی ناگزیر در چنین شرایطی انجام شد تا به این سؤال ها پاسخ دهد که راهکارها و توصیه های عملی برگرفته از رسانه هایی که این مراحل را طی کرده اند چگونه در رادیو ایران قابل اجرا است؟ چه تغییرات ساختاری در سازمان های رادیویی برای همگامی با این تحولات ضروری است؟ و تولید و عرضه محتوای تعاملی شنیداری در پلتفرم های شنیداری جدید چه ویژگی هایی دارند؟ ازآنجاکه رادیو بی بی سی حرکت به سمت تولید و عرضه محتوای تعاملی شنیداری را زودتر از دیگر رادیوها آغاز کرد در این پژوهش به عنوان نمونه مطالعه شد. این مقاله با استفاده از روش مطالعه موردی و رویکرد کیفی،شامل مطالعه منابع علمی و گزارش های داخلی بی بی سی و تحلیل محتوای کیفی داده ها از پلتفرم بی بی سی ساندز در پاییز و زمستان 1402 انجام شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد رادیو بی بی سی برای تولید و عرضه محتوای تعاملی شنیداری، اقدام به تحولات ساختاری در سطوح مختلف خود ازجمله: توجه به تغییر تعریف رادیو در عصر پلتفرم ها، توجه به بسترهای جدید عرضه محتوای شنیداری با تأکید بر پلتفرم های موبایلی، توجه به تغییرات الگوهای اجتماعی، یکپارچه سازی عرضه محتواهای شنیداری، امکان شخصی سازی محتوا کرده است.همچنین می توان نتیجه گرفت ردیابی عادات شنیداری، تحلیل داده ها و بهبود تولید محتوا، جذب مخاطبان جدید و شکل دهی عادات شنیداری، ارائه تجربه ای شخصی سازی شده تر و مرتبط تر به کاربران ازجمله مزایا و اثرگذاری منفی بر بودجه رادیو و جانشینی پلتفرم های ثانویه به جای ناشر اصلی می توانند به الگو گرفتن در این گذار اجباری برای رادیو ایران مطرح شوند.
بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی با بی تفاوتی اجتماعی در بین معلمان شهر لالی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹۸
167 - 194
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بی تفاوتی اجتماعی، پدیده ای است که به عنوان نوعی آسیب اجتماعی شناخته می شود، همان گونه که در نقطه مقابل آن، هرگونه اعتنای اجتماعی و نوع دوستی در حیات فردی و اجتماعی، نشانه پویایی و سلامت اجتماعی است. سرمایه ی فرهنگی : صورت های آگاهی ؛ مهارت ؛ آموزش ؛ و به طورکلی هر امتیازی که ب ه ش خص منزلت بالایی در جامعه می دهد و دربرگیرنده انتظارات بالا می باشد. سرمایه ی اجتماعی ، مجموعه ای از منابع مادی یا معنوی ک ه ب ه ی ک فرد یا گروه اجازه می دهد تا شبکه پایداری از روابط کم وبیش نهادینه شده آش نایی و ش ناخت متقابل را در اختیار داشته باشد. هدف مطالعه حاضر، بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی با بی تفاوتی اجتماعی در بین معلمان شهر لالی بود. روش: روش پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه معلمان مقطع اول متوسطه در شهر لالی شامل 193 نفر بود که از روش تمام شماری استفاده شد. ابزار گردآوری اطلاعات نیز پرسشنامه های سرمایه اجتماعی و فرهنگی بوردیو و پرسشنامه محقق ساخته بی تفاوتی اجتماعی بود. یافته ها: بین سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی و مولفه های آنها با بی تفاوتی اجتماعی در بین معلمان شهر لالی رابطه منفی و معناداری وجود داشت. هم چنین رابطه سن و بی تفاوتی اجتماعی معلمان معنادار بود؛ اما جنسیت در تعیین بی تفاوتی اجتماعی معلمان، تاثیر معناداری نداشت. تحلیل رگرسیون نیز نشان داد متغیرهای سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی و مولفه های آنان به طور معناداری قادر بودند تا بی تفاوتی اجتماعی در بین معلمان شهر لالی را پیش بینی نمایند. بحث: افزایش سرمایه اجتماعی و فرهنگی معلمان می تواند بی تفاوتی اجتماعی را کاهش دهد، بنابراین سیاست های کلان در آموزش و پرورش باید به شیوه ای طراحی شود که معلمان بتوانند به بهترین شکل ممکن به رشد و توسعه ابعاد مختلف سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی خود بپردازند.
طراحی بیانگرهای ارزشیابی نظام رفاه کودک در ایران با رویکرد مدل منطقی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۹۹
41-68
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کشورهای مختلف عمدتا در کنار مجموعه خدمات برای تامین نیازهای عموم کودکان، به نیازهای ویژه انواع کودکان در وضعیت های مخاطره آمیز، در قالب نظام رفاه کودک رسیدگی می کنند. در دهه های اخیر با توجه به اهمیت اثربخشی و بهره وری، ارزشیابی این خدمات مورد توجه قرار گرفته است. لذا این مطالعه به دنبال این است که بیانگرهایی برای ارزشیابی نظام رفاه کودک در ایران تدوین کند. روش: در این مطالعه، با کمک مرور منابع داخلی و بین المللی، مجموعه ای از بیانگرهای اولیه استخراج و تدوین شدند. سپس روایی محتوای آن ها شامل مناسبت و شفافیت هر سؤال، مناسبت و شفافیت کلی ابزار و جامعیت کلی ابزار با کمک صاحب نظران مختلف اندازه گیری و تایید شد. یافته ها: در نهایت بیانگرهای ارزشیابی نظام رفاه کودک ایران در چهار طبقه درونداد( 74 بیانگر در ابعادی مانند نیروی انسانی و منابع مالی)، فرایند( 17 بیانگر در ابعادی مانند اجرای مداخلات مبتنی بر استانداردها)، برونداد (53 بیانگر در ابعادی مانند پوشش خدمات) و برآیند (71 بیانگر در ابعادی مانند توانمندسازی فرزندان بالای 19 سال تحت حمایت و پیگیری) اصلاح و تایید شدند. بحث: این مطالعه بیانگرهایی با رویکردی سیستمی، کل نگر و یکپارچه، برای نظام رفاه کودک ایران تعریف کرده که فرایند و همچنین تعاملات اجزا و سطوح مختلف زمینه و اهداف مرتبط با کودکان را در نظر گرفته است. لذا برنامه ریزی برای ایجاد و تکمیل این اطلاعات در گذر زمان، مقایسه نتایج آن در کشور در سطح ملی و استانی و حتی با کشورهای دیگر، می تواند زمینه ساز ارتقای خدمات و سیاست های رفاه کودک در ایران گردد.