۲.
کلیدواژهها:
مناسک دینی جبر بولی تحصیلات نابرابری اقتصادی رفاه اقتصادی شهرنشینی
مقدمه و اهداف: اهمیت موضوع دین برای جامعه شناسان نه فی نفسه، بلکه به تبع تأثیراتی است که بر حیات اجتماعی گذاشته یا از آن می پذیرد. از منظر جامعه شناسی، «کنش دینی» یا «دین داری» همچون سایر کنش های انسانی از محیط پیرامونی و شرایط اجتماعی تأثیر می پذیرد. ادیان و مذاهب افزون بر وجوه اعتقادی و ایمانی از مجموعه ای از آیین ها و مناسک عبادی نیز برخوردارند که دین داران را به انجام آن فراخوانده و پایبندی به آنها را از نشانه های مؤمنان می دانند. «مناسک دینی» به مثابه پدیده اجتماعی از موضوعات محوری و مهم در مطالعات جامعه شناختی دین قلمداد شده و نظریه های متعددی پیرامون آن مطرح شده است. نظریه محرومیت نسبی از جمله نظریه های مطرح در جامعه شناسی دین به شمار می رود. این نظریه بر این باور است که دین جبران محرومیت هایی است که افراد از آن برخوردارند و برای تسلّی خود و جبران این کاستی ها بدان روی می آورند. بنابراین، افرادی که انواع محرومیت های اقتصادی، روانی، اجتماعی، ارگانیستی و اخلاقی دارند، دین دارترند و در مقابل، افرادی که فارغ از محرومیت اند، دین دار نبوده و یا تمایل کمتری به دین داری از خود نشان می دهند. برحسب این مدعا، در این پژوهش بر آن هستیم این نظریه را در جامعه ایرانی بیازماییم. از میان انواع محرومیت ها، محرومیت اقتصادی و روانی را برگزیده و معرّف های رفاه اقتصادی، نابرابرای اقتصادی، تحصیلات، شهرنشینی را انتخاب نموده ایم. براساس این، مسئله اصلی این پژوهش بدین شرح می باشد:چه ترکیبی از معرّف های «تحصیلات»، «برابری اقتصادی»، «رفاه اقتصادی»، «شهرنشینی» می توانند بر میزان پایبندی به مناسک واجب/ مستحبی در سطح بالا / سطح پایین تأثیر علّی داشته باشند؟ روش تحقیق: در انجام این پژوهش از تکنیک «تحلیل کیفی تطبیقی» بهره خواهیم جست. دلیل این انتخاب، ظرفیت ها و توانمندی های این روش و تناسبی است که با اهداف این پژوهش دارد. روش «تحلیل کیفی تطبیقی» مبتنی بر جبر بولی توسط رگین (1987) ارائه شده است. هدف این تکنیک، کاستن از مشکلات استنباط علّی با N کوچک بود از طریق به کارگیری حداکثر منطقاً ممکن مقایسه هایی که برحسب حضور یا غیاب متغیرها در میان موردهای تحت تحلیل می توان کرد. به کارگیری تکنیک جبر بولی در تحلیل تطبیقی، ابزاری سودمند برای تحلیل مجموعه داده هایی با N متوسط (10-50 مورد) می باشد.این روش مبتنی بر شرط لازم و شرط کافی بوده و از رویکردی کل گرایانه و منطقِ ترکیبی برخوردار است. ویژگی کل گرایانه رویکرد بولی با جهت گیری محققان کیفی در مطالعات تطبیقی سازگاری دارد که به دنبال بررسی علل مختلف در بافت و زمینه موردها هستند. بنابراین، در مقایسه کیفی بولی، هر علتی جدا از علل دیگر در نظر گرفته نمی شود؛ بلکه همیشه در درون بافتی از حضور و غیاب سایر شروط علّی مرتبط مشاهده می شود. برخلاف تحلیل های رگرسیونی، تحلیل بولی تصریح دارد که یک ارزش معین در یک متغیر خاص می تواند در ترکیب با ارزش های متغیری دیگر، اثرات مخالفی را نشان دهد. در این پژوهش سطح تحلیل «کشور» و واحد تحلیل «استان» می باشد. جمیعت این مطالعه نیز «31 استان» کشور ایران می باشد (N=31). نتایج: معادلات بولی به دست آمده درباره علل پایبندی به مناسکِ واجب و مستحب در سطح بالا و پایین در جامعه ایرانی بدین شرح می باشند.معادله نهایی پایبندی به مناسک واجب در سطح بالا:R= abCD + Bcd + ABc + AcDتحصیلات پایین به همراه نابرابری پایین به همراه رفاه اقتصادی بالا به همراه شهرنشینی بالا؛نابرابری بالا به همراه رفاه اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی پایین؛تحصیلات بالا به همراه نابرابری اقتصادی بالا به همراه رفاه اقتصادی پایین؛تحصیلات بالا به همراه رفاه اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی بالا؛معادله نهایی پایبندی به مناسک واجب در سطح پایینr= AbCD + abc + acD + bcd + abd + aBDتحصیلات بالا به همراه نابرابری اقتصادی پایین به همراه رفاه اقتصادی بالا به همراه شهرنشینی بالا؛تحصیلات پایین به همراه نابرابری اقتصادی پایین به همراه رفاه اقتصادی پایین؛تحصیلات پایین به همراه رفاه اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی بالا؛نابرابری اقتصادی پایین به همراه رفاه اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی پایین؛تحصیلات پایین به همراه نابرابری اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی پایین؛تحصیلات پایین به همراه نابرابری اقتصادی بالا به همراه شهرنشینی بالا؛معادله نهایی پایبندی به مناسک مستحبی در سطح بالاR= Acd + Abc + Bcd + abCdتحصیلات بالا به همراه رفاه اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی پایین؛تحصیلات بالا به همراه نابرابری اقتصادی پایین به همراه رفاه اقتصادی پایین؛نابرابری اقتصادی بالا به همراه رفاه اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی پایین؛تحصیلات پایین به همراه نابرابری اقتصادی پایین به همراه رفاه اقتصادی بالا به همراه شهرنشینی پایین؛معادله نهایی پایبندی به مناسک مستحبی در سطح پایینr= bCD + aDنابرابری اقتصادی پایین به همراه رفاه اقتصادی بالا به همراه شهرنشینی بالا؛تحصیلات پایین به همراه شهرنشینی بالا. بحث و نتیجه گیری: مطابق با فرضیه تحقیق برای تبیین پایبندی به مناسک در سطح بالا باید ترکیب علّی aBcd (تحصیلات پایین، نابرابری اقتصادی بالا، رفاه اقتصادی پایین، شهرنشینی پایین) و برای تبیین پایبندی به مناسک در سطح پایین، ترکیب علّی AbCD (تحصیلات بالا، نابرابری اقتصادی پایین، رفاه اقتصادی بالا، شهرنشینی بالا) به دست آید. نظریه محرومیت نسبی تنها در صورتی می تواند بر جامعه ایرانی قابل تطبیق باشد که ترکیب های علّی یادشده به عنوان شرط کافی محقق شوند و یا لااقل برخی از متغیرهای مستقل به عنوان شرط لازم شناخته شوند. حال آنکه ترکیب های علّی به دست آمده به عنوان نتایج این پژوهش، بر رد فرضیه پژوهش و مدعای نظریه محرومیت نسبی دلالت دارند؛ زیرا ترکیب علّی (aBcd) برای پایبندی به مناسک در سطح بالا و ترکیب (AbCD) برای پایبندی به مناسک در سطح پایین به عنوان شرط کافی برای پایبندی به مناسک دینی در جامعه ایرانی در میان نتایج حاصله یافت نشدند. همچنین، هیچ یک از متغیرهای مستقل (رفاه اقتصادی، نابرابری اقتصادی، تحصیلات، شهرنشینی) در سطح بالا و در سطح پایین، شرط لازم برای پایبندی به مناسک دینی در جامعه ایرانی شناخته نشدند. ازاین رو، نتایج تحقیق حکم به رد فرضیه پژوهش و مدعای نظریه محرومیت نسبی می نمایند.تنها موردی که موافق با فرضیه تحقیق می باشد، متغیر (شهرنشینی در سطح بالا) می باشد که شرط لازم برای پایبندی به مناسک مستحبی در سطح پایین می باشد.