ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۸٬۸۷۷ مورد.
۱.

واکاوی عناوین اخلاقی به مثابه مبانی حقوق اخلاقی اثر فکری در نظام کامن لا و قانون کپی رایت افغانستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲
این پژوهش به ارزیابی و تحلیل عناوین اخلاقی (توهین، رقابت غیرمنصفانه و حق خلوت) در توجیه حقوق اخلاقی پدیدآورنده در نظام کامن لا می پردازد. یافته های تحقیق نشان می دهد که هر چند این عناوین تا حدودی نقص موجود در مبنای منفعت و کار را در توجیه حقوق اخلاقی اثر فکری در نظام کامن لا برطرف می کنند اما با کاستی های جدی مواجهند. مهم ترین این کاستی ها عبارتند از: عدم جامعیت در پوشش کامل مصادیق حقوق اخلاقی، ابهام در تطبیق، مغایرت با اهداف و ویژگی های حقوق اخلاقی اثر فکری و ناتوانی در پوشش جنبه های اثباتی این حقوق. در نتیجه، عناوین اخلاقی برای پوشش کامل حقوق اخلاقی پدید آورنده اثر فکری در نظام کامن لا با کاستی ها و محدودیت های جدی مواجه هستند و در نهایت حمایت حد اقلی از حقوق اخلاقی در چار چوب این عناوین میسر است و از این رو ، عناوین فوق مبنای مشروعیت حقوق اخلاقی اثر در نظام مالکیت فکری افغانستان واقع نشده است.
۲.

مقتضیات مسئولیت عامل دارای هوش مصنوعی در پرتو حقوق کیفری و مدنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۹۷
با توجه به پیشرفت های روزافزون در حوزه فناوری های نوین، در آینده نه چندان دور، هوش مصنوعی با عبور از سطح ضعیف به قوی، به مرتبه ای از تفکر، یادگیری و عملکرد خواهد رسید که می تواند نه صرفاً شبیه به انسان، بلکه هم پای او خودمختار و به نحوی پیش بینی ناپذیر عمل کند. چنین ظرفیتی این کنشگر نوظهور را، که از آن می توان تحت عنوان «عامل دارای هوش مصنوعی» یاد کرد، از ایراد ضرر به اشخاص به رغم خطاپذیری کمتر، مصون نمی سازد. بدین ترتیب، ضرورت تنظیم قواعد حقوقی پیرامون آسیب رسانی ازسوی این عامل ها، چالش مسئولیت پذیری آن ها در قبال ارتکاب جرم و ایراد خسارت را پیش روی ما قرار می دهد. ازاین رو، پژوهش حاضر در پاسخ به مسئله فوق، با اتخاذ رویکرد تحلیلی و بر پایه مبانی و اصول حقوقی و تحولات ایجادشده درخصوص مسئولیت کیفری و مدنی، ضمن پرداختن به سه مؤلفه اساسی در مسئولیت، یعنی شخصیت قانونی، رفتار و وضعیت روانی، درنهایت به این نتیجه می رسد که با امکان پذیربودن اعطای شخصیت قانونی به عامل دارای هوش مصنوعی در کنار اشخاص حقیقی و حقوقی، مسئول شناختن آن به موجب ایراد خسارت با مانع جدی مواجه نبوده؛ اما درخصوص مسئولیت کیفری، به دلیل تردیدها در سرزنش پذیری این عامل ها، حکم به مسئولیت آن ها به موجب ارتکاب جرم همچنان با دشواری روبه روست.
۳.

مبنای مسئولیت مدنی ناشی از عملکرد هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۹۹
با پیشرفت روزافزون علم و فناوری، به ویژه در حوزه هوش مصنوعی، باید به یکی از مهم ترین چالش های آن، یعنی مسئولیت مدنی ناشی از عملکرد این سیستم ها، پاسخ داد و راهکارهای مناسبی ارائه کرد تا بتوان دو هدف «جبران خسارت» و «عدم ایجاد مانع در راه پیشرفت علم و فناوری» را به موازات پیش برد. در این مقاله، با مطالعه میان رشته ای و روش توصیفی تحلیلی، لزوم اعطای شخصیت حقوقی به هوش مصنوعی اثبات شده است تا خسارات وارد شده به اشخاص به واسطه سیستم های هوشمند، با مبنایی مناسب و با در نظر گرفتن انواع سیستم های هوش مصنوعی و میزان خطر آن ها، جبران پذیر باشد؛ به طوری که برای سیستم های با خطر کمتر، مانند گوگل ترجمه، مبنای تقصیر و برای سیستم های پرخطر، مثل اتومبیل خودران، متاورس و ربات های انسان نما، مبنای خطر در نظر گرفته شده است. علاوه بر این دو مبنای سنتی، مبنای تحلیل اقتصادی نیز بررسی شده است. پس از اثبات شخصیت حقوقی سیستم های هوش مصنوعی، با مطالعه قوانین و رویه های موجود درباره خسارت های ایجاد شده ازطریق این سیستم ها، مشخص می شود که هریک از عوامل دخیل در این فناوری، از طراح و تولیدکننده تا مصرف کننده، مسئولیت دارند و میزان این مسئولیت، با توجه به ارزیابی گروه ناظر ذکر شده در «قانون هوش مصنوعی»، که اخیراً در اتحادیه اروپا تصویب شده است، با کیفیت بهتری ارزیابی می شود. برحسب مباحث ذکر شده، پیشنهاداتی نیز در راستای قانون گذاری ارائه شده است.
۴.

نقش بازدارندگی فناوری بلاکچین در تکوین جرایم اقتصادی: رویکردی بر پیشگیری غیر کیفری و امنیت ساختاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۵
جرایم اقتصادی به عنوان چالشی پیچیده، نیازمند راهکارهای نوین فراتر از روش های سنتی کیفری است. این مقاله با رویکردی تحلیلی-توصیفی، به بررسی نقش فناوری بلاکچین در پیشگیری غیرکیفری از این جرایم با تمرکز بر ویژگی های امنیتی آن می پردازد. یافته ها نشان می دهد که مکانیسم های رمزنگاری (مانند کلیدهای عمومی/خصوصی و امضای دیجیتال) با ایجاد احراز هویت امن و شفافیت، امکان جعل هویت و دستکاری داده ها را کاهش می دهند. همچنین، معماری توزیع شده و تغییرناپذیر بلاکچین، مقاومت بالایی در برابر حملات سایبری نظیر DDoS و حملات ۵۱٪ ایجاد می کند. نمونه های عملی مانند امنیت تراکنش های بیت کوین و پاسخ شبکه اتریوم به حمله DAO، مؤثر بودن این فناوری را در شناسایی و جلوگیری از فعالیت های متقلبانه اثبات می کنند. با این حال، چالش هایی مانند مقیاس پذیری و تعارض با حریم خصوصی نیازمند توجه هستند. این پژوهش پیشنهاد می کند که نهادهای نظارتی با بهره گیری از بلاکچین، سیستم های نظارتی خودکار و شفافی طراحی کنند که همزمان با کاهش هزینه های مقابله کیفری، امنیت اقتصادی را افزایش دهد.
۵.

چیستی، چرایی و چگونگی حق مالکیت فکری از منظر فقه اسلامی و حقوق ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۴۸
این پژوهش با موضوع چیستی، چرایی و چگونگی حقّ مالکیت فکری از منظر فقه و حقوق به بررسی معنا و مفهوم و پیشینیه مبحث مالکیت فکری پرداخته و اقوال موجود در این مسئله را بررسی کرده است. در ابتدای این مقاله مفهوم های موجود در مسئله به صورت جداگانه مورد بحث قرار گرفته و بعد از آن، به شکل مختصر تاریخچه این مسئله بازگو می شود. در انتهای نیز اقوال موجود در بحث و بررسی شد. از جمله کسانی که با مشروعیت این حقّ مخالف است و قائل بر عمومی بودن آثار پدید آمده می باشد، می توان به مرحوم امام خمینی(ره) اشاره کرد. عمده دلیل مخالفین مشروعیت این حقّ قاعده سلطنت یا عدم امضای شارع یا شخصی نبودن منافع اثر برای خالق آن بود. در مقابل طرفداران نفوذ این حقّ که عمدتاً معاصر هستند، نیز دلیل هایی نظیر قاعده سلطنت، حقّ عقلایی بودن، نظریه کار و... را آوردند. در این تحقیق با رجوع به کتب فقهی و حقوقی مرتبط، به بررسی اقوال و دلایل هر دو نظر پرداخته شده و این مطلب نتیجه شد که حقّ مالکیت فکری نافذ است و ادّله ای که برای عدم مشروعیت آن آورده شده است، صحیح نیست. نتایج این مسئله می تواند در تقویت قانون گذاری یا نوع نگاه صاحبان امر مسئله قابل استفاده باشد.
۶.

واکاوی چالش های حضور شرکت های با اقامتگاه مضاعف، در پروژه های نفت و گاز کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۱۸
در کشور ما، مسئله تابعیت مضاعف شرکت ها بی توجه مانده، لذا در ادبیات حقوق اداری، تنها دو تعریف شرکت ایرانی و خارجی وجود دارد. تحت این شرایط، شرکت های ایرانی با فعالیت بین المللی، مجبور به انتخاب نام دیگر و ثبت شرکت در کشور ثالث می باشند. این پژوهش به روش تحلیلی-توصیفی انجام شده و هدف آن است که چالش های اداری حضور شرکت های مذکور در پروژه های نفت و گاز کشور مورد بررسی قرار گیرد. چنین نتیجه شد که در پروژه های مهم، به سبب عدم مالکیت تجهیزات، به توانایی شرکت های ایرانی اطمینان وجود ندارد و در شرایط تحریمی نیز هرگونه ارتباط بین شعبه خارجی شرکت و دفتر اصلی در ایران، تحت عنوان روابط برون مرزی تحت رصد بوده و می تواند پرهزینه باشد. در داخل کشور نیز ارتباطات مذکور از دیدگاه امنیتی نگریسته شده که می تواند توسط مقامات مذکور تحت اتهاماتی نظیر پول شوئی و خرابکاری قرار گیرد. نظام اداری حتی به شرکت های تمام ایرانی با فعالیت بین المللی نیز توجهی نداشته و این مهم موجب عدم انگیزه آن ها در فعالیت های پرهزینه مذکور می گردد. در قوانین موضوعه، محدودیتی برای رسمیت تابعیت دوگانه شرکت ها ذکر نشده و مسئولین اداری-اجرائی، می توانند ضمن تصویب آئین نامه ی کامل در خصوص اجرای اصول 41 و 42 قانون اساسی، به بین المللی بودن شرکت رسمیت بخشند. در این صورت روابط داخلی شرکت، حتی با جنبه بین المللی فاقد حساسیت بوده و بسیاری از چالش های مذکور، به خودی خود قابل مرتفع شدن می باشد.
۷.

مبانی مسئولیت مدنی دولت در خصوص دستکاری در بازار بورس و اوراق بهادار در حقوق ایران و امریکا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۴۱
دستکاری در بازار بورس و اوراق بهادار، می تواند موجبات خسارت مالی بر عده ای که توان مداخله در بازار را ندارند شود. در این خصوص هدف مقاله حاضر، فهم و شناسایی مبانی مسئولیت مدنی دولت در رابطه با دستکاری در بازار بورس و ارواق بهادار در دو نظام حقوقی ایران و امریکاست. لذا سوال اصلی این است که در نظام های حقوقی ایران و آمریکا، دولت تحت چه شرایطی ممکن است در قبال دستکاری در بازار بورس و اوراق بهادار دارای مسئولیت مدنی شناخته شود و این مسئولیت بر چه مبانی حقوقی استوار است؟ یافته ها حاکی آن است که مبانی موجود،شناسایی تقصیر و احراز رابطه سببیت،مسئولیت بدون تقصیر و البته بحث تصدی گری دولت است که در دو نظام حقوقی می توان در نظر گرفت. منابع فهم مسئولیت مدنی نیزدر ایران درقانون اساسی، قانون مجازات اسلامی و قانون مسئولیت مدنی، مسئولیت دولت، مورد توجه قرار گرفته شده است و ماده 11 قانون مسئولیت مدنی را می توان مرتبط ترین در رابطه با جبران خسارت دولت در قبال مداخله در بازار بورس و اوراق بهادار دانست اما خلاء قانونی دربورس و تشخیص چارچوب دستکاری و دخالت دولت در این بازار،یکی از مسائل حقوقی ایران است که تعیین تکلیف در خصوص جبران خسارت دولت را در مقابل متضررین بورس درصورت مداخله دولت با بن بست مواجه می کند.این در حالی است که در نظام حقوقی امریکا،بند 9 قانون بورس اوراق بهادار 1934 دولت را از هرگونه دستکاری در بازار،منع کرده است روش تحقیق در این مقاله به شکل تحلیلی- تطبیقی است.
۸.

بررسی تطبیقی معیار اشتباه مصرف کننده در تشخیص علائم تجاری مشابه در رویه قضایی ایران و سایر نظام های حقوقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۲۰
گمراهی مصرف کننده زمانی محقق می شود که علامت تجاری نتواند نقش تمایزی خود را در فرایند تشخیص منشأ کالا ایفا کند؛ بااین حال، ماده ۹۶ قانون حمایت از مالکیت صنعتی مصوب سال ۱۴۰۳، علی رغم تأکید بر منع علائم گمراه کننده، هیچ معیار روشنی برای سنجش این گمراهی یا تعریف مصرف کننده معمولی ارائه نکرده است. بررسی تطبیقی اسناد کتابخانه ای و رویه های اتحادیه اروپا، ایالات متحده و انگلستان نشان می دهد که این نظام ها تشخیص گمراهی را بر پایه اثر کلی علامت بر ذهن مصرف کننده مرجع و در قالب آزمونی چندعاملی بنا کرده اند؛ تحلیلی که در آن شباهت دیداری، آوایی و مفهومی، قدرت تمایز علامت، نوع کالا و شرایط واقعی بازار یکجا سنجیده می شود. در مقابل، تحلیل آراء و رویه های موجود در محاکم ایران نشان می دهد که دادگاه ها، به دلیل خلأ معیارهای تقنینی، عمدتاً به الگوهای متغیر و ظاهری متکی اند؛ این امر سبب شده است که معیار گمراه کننده بودن، بصورت سلیقه ای مورد قضاوت قرار گیرد و انسجام و پیش بینی پذیری لازم برای کارکرد اقتصادی علامت پدید نیاید. نتیجه آنکه اجرای مؤثر ماده ۹۶ قانون مزبور مستلزم تدوین معیار بومیِ چندعاملی با الگوبرداری از سایر نظامات حقوقی و بازتعریف دقیق مصرف کننده معمولی و گمراهی می باشد.
۹.

امکان سنجی اعمال شرایط قراردادی در معاملات توکن های غیرمثلی یا ان اف تی ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۸۴
با پیشرفت فناوری جمع آوری کلکسیون از پوسته فیزیکی خود خارج و به دنیای مجازی پا نهاده تا زمینه ای را برای ظهور نوع جدیدی از دارایی های دیجیتال، به نام توکن های غیرمثلی فراهم سازد. توکن های غیرمثلی یا ان اف تی های مبتنی بر بلاک چین، اشیای دیجیتالی هستند که اغلب به موارد مجازی یکتایی همچون موسیقی و عکس متصل شده و با ایجاد فرصتی مناسب در عرصه سرمایه گذاری، حجم عظیمی از معاملات جهان را به خود اختصاص داده اند. به همین دلیل، تحقیق حاضر به روشی توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و اینترنت، به دنبال ارزیابی و بررسی شروط اساسی قراردادها در معاملات توکن های غیرمثلی بوده تا زمینه ای را برای وضع چهارچوبی حقوقی و قانونی مناسب برای حمایت از خریداران و فروشندگان در نظام حقوقی ایران فراهم آورد. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که شرایط اساسی صحت معاملات به واسطه بهره برداری از روش های نوینی نظیر امضای دیجیتالی، مجوز تملک ارزهای مجازی، بهره گیری از فناوری هوش مصنوعی و اوراکل ها قابل اعمال و اجرا هستند. با این حال، کارایی این نتایج به توانایی کشور در توسعه مقررات و فناوری های زیرساختی وابسته خواهد بود.
۱۰.

Armed Attack on (Military) Nuclear Programs; A New Exception to the Prohibition of the Use of Force?(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۹۷
To date, the world has witnessed five instances of the use of force against States' nuclear programs: the U.S. response to the Cuban missile crisis (1962), Israel's attack on Iraq’s Osirak reactor (1981), the coalition States’ military strike on Iraq’s alleged weapons of mass destruction program (2003), Israel’s attack on the Al-Kibar in Syria (2007), and most recently, the June 2025 Israeli attack—carried out in cooperation with the United States—on Iran’s nuclear facilities. The attacking States claimed that their actions were justified on the basis that the nuclear programs of the targeted States, having allegedly deviated toward military purposes, had become an existential threat. Regardless of the accuracy of such claims, can the deviation of a State’s nuclear program from peaceful purposes—and even the acquisition of nuclear weapons—be considered per se a threat to international peace and security, capable of justifying a preemptive attack aimed at destroying or halting that program? This article examines existing State practice and, the ICJ’s case law to conclude that although the formerly consistent State practice rejecting such attacks has fragmented, the current divergence among States does not yet permit the emergence of a new exception to the peremptory norm of the prohibition of the use of force.
۱۱.

ارزیابی عملکرد دادگاه های اطفال و نوجوانان در چهارچوب عدالت ترمیمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۶۴
عدالت ترمیمی به مثابه جریان قدرتمندی تلقی می شود که در حوزه اطفال و نوجوانان در قالب سازوکارهای ترمیمی عام همانند میانجیگری و نشست های ترمیمی و سازوکارهای ویژه نظیر پانل های نوجوانان بزهکار و دادگاه های ترمیمی نوجوانان برای پاسخ دهی به بزهکاری آنان شکل گرفته و درحال گسترش است. در نظام عدالت کیفری ایران، با توجه به محدودیت های قانونی، دادگاه های اطفال و نوجوانان عملاً به صلح و سازش میان بزهکاران و بزه دیدگان اقدام می کنند و از این جهت، چگونگی عملکرد این دادگاه ها و رعایت اصول ترمیمی برای آینده عدالت ترمیمی اهمیت اساسی دارد. به همین جهت، پژوهش حاضر این پرسش را بررسی می کند که فرایند صلح و سازش در این دادگاه ها چه ماهیتی دارد که این موضوع با استفاده از روش مشاهده غیرمشارکتی ۲۵ جلسه رسیدگی در دادگاه های اطفال و نوجوانان صورت می گیرد. بنا بر یافته های پژوهش، تمایل به برقراری صلح و سازش هم در جرایم سبک و هم شدید همانند توهین، تهدید، جرایم خشن، مالی و غیره در میان قضات، بزه دیدگان و بزهکاران، نشان دهنده اولویت ترمیم بر سایر پاسخ ها به بزهکاری نوجوانان است. از سوی دیگر، علی رغم اینکه حضور خانواده بزهکاران و بزه دیدگان، امکان تحقق نتایج ترمیمی را آسان تر می کند، ولی ممکن است به جهت عدم حضور بزهکار یا بزه دیده یا مشارکت منفعلانه آن ها، صلح و سازش میان بزه دیده و بزهکار به صلح و سازش در سطح خانواده ها تقلیل یابد. در نهایت، تأکید بیش از اندازه بر پرداخت خسارات در این دادگاه ها و تعهد والدین به پرداخت به جای بزهکاران، ممکن است کاهش سطح مسئولیت پذیری کودکان را به دنبال داشته باشد. 
۱۲.

آغاز فصل جدید قانون گذاری ها برای فضای سایبر: با تأکید بر قانون خدمات دیجیتال اتحادیه اروپا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۶۱
هدف این مقاله، بررسی پیامدهای قانون خدمات دیجیتال اتحادیهٔ اروپا بر سیستم عامل های دیجیتال، ایمنی کاربر و چهارچوب های نظارتی است. این پژوهش به دنبال شفاف سازی مفاد کلیدی قانون خدمات دیجیتال، ارزیابی تأثیرات بالقوهٔ آن در ذی نفعان مختلف و تجزیه وتحلیل نقش آن در شکل دادن به حاکمیت دیجیتال آینده در اروپا و فراتر از آن است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، اقدامات اتحادیهٔ اروپا را در عرصهٔ دیجیتال و حقوق و فناوری های نوین بررسی می کند. در این راستا، تصویب قانون خدمات دیجیتال مهم ترین و برجسته ترین اقدام است. در این پژوهش به بررسی ابعاد مختلف، نقاط قوت و ضعف، و دشواری های پیش روی آن خواهیم پرداخت. یافته ها نشان می دهد که قانون خدمات دیجیتال الزامات سخت گیرانه ای را بر پلتفرم های آنلاین تحمیل می کند؛ به ویژه تمرکز بر تعدیل محتوا، شفافیت و حفاظت از کاربر دارد. پلتفرم های آنلاین بسیار بزرگ با تعهدات افزایش یافته ای ازجمله ارزیابی ریسک و ممیزی های مستقل روبه رو هستند. درحالی که بسیاری از ذی نفعان، پتانسیل این قانون را برای بهبود ایمنی و پاسخ گویی کاربر تصدیق می کنند، نگرانی هایی درباره بار انطباق روی پلتفرم های کوچک تر و خطر سرکوب نوآوری های بیش ازحد مقررات مطرح شده است که نیاز به تحلیل و بررسی دقیق دارد. این مقاله به بررسی تحولات انقلاب دیجیتال و نقش اتحادیهٔ اروپا در قانون گذاری فضای سایبر می پردازد. این انقلاب از مراحل ابتدایی تا ظهور غول های دیجیتال و به کارگیری هوش مصنوعی ادامه یافته است. اتحادیهٔ اروپا به عنوان پیشگام در سیاست گذاری های دیجیتال، قانون خدمات دیجیتال را معرفی کرده که هدف آن ایجاد یک فضای آنلاین امن تر و عادلانه تر است. این قانون با تقویت مقررات گفتار آنلاین، نظارت بر پلتفرم های اجتماعی و تعریف استانداردهای جدید، به دنبال محافظت از حریم خصوصی و حقوق کاربران است. همچنین نیاز به تحقیقات بیشتر برای اجرای مؤثر این قانون و تعادل بین نوآوری و حفاظت از حقوق کاربران احساس می شود. درنهایت، همکاری میان نهادهای تنظیمگر، پلتفرم ها و جامعهٔ مدنی برای تحقق اهداف قانون خدمات دیجیتال ضروری است.
۱۳.

آثار و ضمانت اجرای کتمان ازدواج پیشین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳
کتمان ازدواج پیشین در هنگام انعقاد عقد نکاح جدید، یکی از مسائل چالش برانگیز در حقوق خانواده ایران است که در تقاطع عرف، فقه، قانون و اخلاق قرار دارد. این مقاله با رویکردی تحلیلی توصیفی، به بررسی وضعیت حقوقی کتمان نکاح سابق پرداخته و تلاش کرده است تا آثار و ضمانت اجرای آن را در قالب مفاهیم تدلیس و شرط تبانی تحلیل کند. در بخش نخست، دیدگاه هایی بررسی شده اند که بر اساس ماده ۳۳ قانون ثبت احوال، کتمان ازدواج غیرمدخوله را مجاز تلقی می کنند. این دیدگاه ها با استناد به حذف سابقه ازدواج از شناسنامه المثنی، بر آن اند که در صورت حفظ بکارت زوجه، نیازی به اطلاع رسانی وجود ندارد. مقاله نشان می دهد که ماده یادشده، ماهیتی شکلی دارد و نمی تواند مبنای مشروعیت بخشی به پنهان کاری در روابط زناشویی باشد. در بخش دوم، بر این بنیان که اسباب خیار فسخ در نکاح منحصر به موارد مصرّحه است، ممنوعیت کتمان ازدواج پیشین، از دو منظر حقوقی بررسی شده است: نخست، به عنوان مصداق تدلیس، مشروط بر آنکه عرف، سابقه ازدواج را عیب تلقی کند و قصد فریب نیز احراز شود؛ دوم، به عنوان تخلف از شرط تبانی، در صورتی که عقد بر مبنای عدم سابقه ازدواج منعقد شده باشد. تحلیل های ارائه شده با استناد به مواد 438 و 1128 قانون مدنی، نظریات فقهی، آرای قضایی و نظریات مشورتی حقوقی، نشان می دهند که در صورت تحقق شرایط عرفی و اثبات تأثیر وصف در تراضی طرفین، امکان فسخ عقد وجود دارد. در پایان، مقاله پیشنهادهایی به قضات دادگاه های خانواده ارائه می دهد، از جمله: تفسیر محدود ماده ۳۳ قانون ثبت احوال و عدم تلقی آن به عنوان مجوز تدلیس؛ احراز عرف زمان و مکان انعقاد عقد؛ پذیرش شرط تبانی بر اساس قرائن عرفی؛ و توجه به عنصر معنوی تدلیس در داوری قضایی. این پیشنهادها با هدف ارتقای انسجام رویه قضایی و حمایت مؤثر از حقوق طرفین عقد ارائه شده اند.
۱۴.

سبب شناسی بیماری ها و عوامل زمینه ای بزه دیده در جنایات با تأکید بر پرونده های خطای کادر درمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۴۶
عوامل زمینه ای، که فرد شاخص آن در جنایات، بیماری های زمینه ای است، از نظر نقش و تأثیر در حدوث آسیب یا نتیجه زیان بار به دو دسته کلی مستعدکننده و ایجادکننده تقسیم می گردند. در دسته نخست عواملی که نقش تسریع، تشدید و یا تسهیل کنندگی در حدوث نتیجه دارند قرار می گیرند و در دسته دوم کارکرد عوامل، ایجاد نتیجه می باشد. عموماً عوامل زمینه ای در نقش نخست ظاهر می شوند؛ بنابراین، غالباً بیماری و شرایط زمینه ای بزه دیده، سبب محسوب نمی گردند. روش و چارچوب پژوهش در این مقاله، توصیفی و تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای، مقالات، بعضی قوانین کیفری مرتبط با موضوع و بهره گیری از برخی دادنامه ها و نظرات کارشناسی در پرونده های خطای پزشکی است. یافته ها نشان می دهند، با وجود آنکه به ندرت عوامل زمینه ای واجد نقش ایجادی بوده و در قالب سبب ظاهر می شوند؛ لیکن در عمل، دادگاه ها در موارد تداخل عوامل زمینه ای با تقصیر مرتکب، اغلب براساس نظریه های کارشناسی، درصدی از نتیجه زیان بار را به عوامل زمینه ای بزه دیده منتسب می نمایند. پدیده سهم دهی به عوامل زمینه ای در نظرات کارشناسی، اگرچه ممکن است از منظر تخصصی و کارشناسی قابل توجیه باشد، اما از آنجاکه بیماری و عوامل زمینه ای بزه دیده تقصیر محسوب نمی شود، دادن سهم به این عوامل برخلاف مبانی حقوقی است. اتخاذ چنین رویکردی به معنای درنظرگرفتن نقش سببی برای بیماری و عوامل زمینه ای و متعاقباً کاستن از مسئولیت مرتکب است.
۱۵.

امکان سنجی کاربست خط مشی «مبانی و سازوکارهای حقوقی اقدامات پیشگیری و تحقیق از تروریسم» در چهارچوب سیاست جنایی ایران با بهره گیری از الگوی بریتانیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۰۸
پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی، مبانی خط مشی «اقدامات پیشگیری و تحقیق از تروریسم» بریتانیا را با تمرکز بر قانون ۲۰۱۱ و محدودیت های پیشگیرانه مانند تغییر محل سکونت و نظارت بر افراد مشکوک به عنوان ابزارهای مدیریت خطر تبیین کرده و امکان سنجی کاربست آن ها در سیاست جنایی ایران را ارزیابی می کند. تدابیر مربوط به پیشگیری سرکوبگرانه ی ناشی از تدابیر اقدامات پیشگیری و تحقیق از تروریسم در بریتانیا بر اصولی مانند دفاع پیش دستانه ی اجتماعی مبتنی بر اثبات گرایی بازاندیشیده شده، بازدارندگی دوگانه (پیشینی و پسینی)، سرکوب ایدئولوژی های افراطی محرک تروریست ها و حفظ نظم و امنیت عمومی و اجتماعی استوار است. هرچند این خط مشی در کاهش فرصت های ارتکاب تروریسم مؤثر است، پیامدهای اجتماعی-حقوقی آن نیازمند بررسی عمیق تر است. الگوبرداری از این مدل در ایران مستلزم توجه به سازوکارهای فرهنگی، اجتماعی و حقوقی و مطالعات جامع پیش از اجراست.
۱۶.

الرکن الشرعي لجريمة استنساخ الانسان في الانظمة العربية(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۸۷
یُعد الاستنساخ البشری من أبرز القضایا الأخلاقیه والقانونیه التی أثارت جدلًا واسعًا فی العقود الأخیره، خاصه مع التقدم الهائل فی تقنیات الهندسه الوراثیه. ویکمن الإشکال الرئیسی فی تحدید موقف الأنظمه القانونیه العربیه من هذه الظاهره، ولا سیما من حیث توافر الرکن الشرعی (الرکن القانونی) الذی یعد أساسًا جوهریًا فی قیام الجریمه. یهدف هذا البحث إلى دراسه مدى کفایه النصوص القانونیه فی الأنظمه العربیه للتصدی لجریمه استنساخ الإنسان، من خلال تحلیل التشریعات الوطنیه ذات الصله، ومدى اتساقها مع القواعد الشرعیه والمبادئ العامه فی الفقه الجنائی. یتناول البحث مفهوم الرکن الشرعی للجریمه، وطبیعته فی القانون الجنائی، ثم یسلط الضوء على مدى تجریم الاستنساخ البشری صراحه أو ضمنًا فی التشریعات العربیه، مثل النظام السعودی، والقانون المصری، والتشریعات فی دول الخلیج والمغرب العربی. کما یستعرض مواقف الهیئات الدینیه والفتاوى الشرعیه التی تُعد سندًا تأصیلیًا لمواقف بعض الدول فی تجریم هذه الظاهره. وقد خلص البحث إلى أن أغلب الأنظمه العربیه تفتقر إلى نصوص واضحه وصریحه تُجرِّم استنساخ الإنسان، ما یُحدث فراغًا تشریعیًا قد یعیق ملاحقه هذه الأفعال، رغم رفضها القاطع فی الفقه الإسلامی. ویوصی البحث بضروره سنّ تشریعات جزائیه خاصه تُجرِّم الاستنساخ البشری بکل أنواعه، بما یتماشى مع القیم الدینیه والاعتبارات الأخلاقیه والضوابط العلمیه.
۱۷.

رویکرد نظام های حقوقی اتحادیه اروپا، ایالات متحده امریکا و ایران در تنظیم گری صرافی های رمزارز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۹۰
پیدایش و توسعه پرشتاب رمزارزها وجود نهادهایی با عنوان صرافی های رمزارز را، که هدف نخستین و اساسی آن سامان بخشیدن به معاملات این حوزه است، ناگزیر ساخته است. در کشورهای پرشماری، این صرافی ها کنشگری وسیعی داشته و به بازارگاه های اصلی دنیای رمزارزها با گردش مالی عظیمی مبدل شده اند . پژوهش فرارو با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و رویکرد تطبیقی با استفاده از ابزار کتابخانه و اینترنت، به تحلیل حقوقی صرافی های رمزارز از حیث نحوه تأسیس، چگونگی فعالیت و کیفیت مسئولیت ، در نظام های حقوقی منتخب (اتحادیه اروپا، ایالات متحده امریکا و ایران) پرداخته است و از این رهگذر، با بهره گیری از تجارب کشورهای پیشرو، به تبیین کاستی های نظام حقوقی ایران در این حوزه پرداخته و راهکارهایی را برای ارتقا و نضج حقوقی صرافی های رمزارز پیشنهاد داده و درمجموع، به این نتیجه رسیده است که در ایران، تاکنون مقررات خاصی که به طور مستقیم به موضوع صرافی های رمزارز بپردازد تدوین نشده است. این خلأ قانونی در مورد نحوه تأسیس و اخذ مجوز صرافی های رمزارز بسیار ملموس تر است. درخصوص نحوه فعالیت صرافی ها در ایران، برخی دستورالعمل ها صادر شده است که عمدتاً به طور غیرمستقیم ولی مبسوط به نحوه فعالیت آنان مرتبط می شود. به نظر می رسد قوانین کنونی کشور، مسئولیت های صرافی های رمزارز را به طور کامل پوشش نمی دهند. با وجود این که مسئولیت های اداری آن ها براساس مقررات جدید و مسئولیت های کیفری شان طبق قوانین عمومی جزایی مشخص شده، حمایت از مصرف کننده و تعیین مسئولیت های مدنی این صرافی ها در قبال کاربران، تا حد زیادی نادیده گرفته شده است.
۱۸.

جایگاه قانونی ایجاد دفاتر پلتفرم ها و شبکه های اجتماعی خارجی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۶۶
نگرانی های روزافزون از تأثیرات منفی شبکه های اجتماعی بر کلیه اعضای جامعه، لزوم نظارت بر فعالیت آ ن ها در چهارچوب قوانین محلی و داخلی را بیش از گذشته نمایان کرده است. ایجاد دفاتر پلتفرم ها و شبکه های اجتماعی خارجی براساس مصوبه شورای عالی فضای مجازی، راهگشای فعالیت قانونمند این شبکه ها در کشور است که حتی می تواند به رفع فیلترینگ گسترده نیز کمک کند. این درخواست جمهوری اسلامی ایران وفق اصول و قوانین بین الملل، همانند اصول آزادی بیان و حاکمیت سرزمینی است و می تواند منتج به پاسخ گو کردن این پلتفرم ها و تأمین حقوق کاربران شود. اگرچه برخی از فعالان رسانه ای از این درخواست به دلیل نقض آزادی بیان انتقاد کرده اند، این تجربه در کشورهای دیگر نیز اجرایی شده است. از این منظر، این مقاله درصدد است به این پرسش پاسخ دهد که «جایگاه قانونی ایجاد دفاتر شبکه های اجتماعی و پلتفرم هایی خارجی در کشور بر چه مبنایی استوار است؟» برای پاسخ به این پرسش، از روش اِسنادی و تحلیل و توصیف بهره گرفته شده است و براساس نتایج حاصل، ایجاد دفاتر پلتفرم های رسانه های اجتماعی خارجی در ایران، تلاشی چندوجهی است که نیازمند درک کامل چهارچوب مقررات محلی، ویژگی های خاص فرهنگی و چالش های سیاسی بالقوه است.
۱۹.

چشم انداز انرژی های تجدیدپذیر از منظر حقوق مالکیت فکری؛ آزمونی فراروی حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۹۷
مقدمه : انرژی یک نیاز بنیادین برای استمرار توسعه اقتصادی، تدارک و تأمین رفاه و آسایش زندگی بشر است. استفاده از سوخت های فسیلی (نفت، گاز، زغال سنگ و غیره) به قدری سریع و بی رویه بوده که نه تنها تعادل اکولوژیک را تغییر داده است بلکه موجودیت نوع بشر را تهدید می کند. برای مقابله با این مسئله اقبال به تدارک نیرو از منابع انرژی تجدیدپذیر فزونی یافته است؛ به طوری که توجه به انرژی های تجدیدپذیر به یکی از مهم ترین موضوعات در زمینه توسعه و جابه جایی مرز دانش در حیطه حقوق مبدل شده اند. از این منظر، انرژی های تجدیدپذیر به عنوان مواهب الهی و پیوند میان طبیعت و بشریت، یک منبع انرژی جایگزین و انتخاب استراتژیک جهت توسعه پایدار اجتماعی و اقتصادی شناخته می شوند. موضوع انرژی های تجدیدپذیر در تقاطع حقوق بشر، حقوق محیطزیست، حقوق مالکیت فکری و انتقال فناوری واقع است. این نوشتار تلاش کرده تا سیمای تحول به سمت سیستم انرژی پاک را از رهگذر حقوق مالکیت فکری بررسی کند. در این راستا، یکی از ابعاد زیست محیطی ناظر بر حقوق  مالکیت فکری را فناوری های نوین مرتبط با انرژی های تجدیدپذیر تشکیل می دهند. به باور برخی از محققان، رابطه میان حقوق مالکیت فکری و انرژی های تجدیدپذیر، چشم انداز جدید را از وضعیت حال و آینده این دسته از انرژی ها افاده می کند.   روش: علی رغم ضرورت و اهمیت انرژی های تجدیدپذیر، چالش اصلی گسترش استفاده از انرژی های پاک، به تعارض منافع کشورهای جهان شمال و جنوب در بحث انتقال فناوری این نوع از انرژی ها بر می گردد. کشورهای توسعه یافته صنعتی عمدتاً مجهز به فناوری های مرتبط با انرژی های تجدیدپذیر هستند و دانش فنی آن را با صرف هزینه های هنگفت در تحقیق و توسعه کسب کرده اند، لیکن تمایلی به در اختیار نهادن این تکنولوژی ها ندارند و این امر ذاتاً با هدف حق حیات بشری و تمتع از محیطزیست سالم تنافی دارد. بنابراین تحقیق حاضر درصدد است تا با روش تحلیلی و توصیفی و شیوه گردآوری منابع از طریق کتابخانه ای به این سؤال اساسی پاسخ دهد که چگونه باید در جریان انتقال فناوری های پاک به کشورهای در حال توسعه، به حقوق مالکیت فکری نیز احترام گذارد؟ بررسی دیدگاه موافقان و مخالفان حمایت از انرژی تجدیدپذیر در پرتو حقوق مالکیت فکری این پرسش را پیش می آورد که آیا انحصارگرایی ناشی از دارایی های فکری به عنوان یک مانع جهت انتقال تکنولوژی این دست از انرژی ها محسوب می شود یا باید آن را در پرتو منفعت و مصلحت همگانی تعدیل و تسهیل کرد؟ اساساً نقش حقوق مالکیت فکری در ترویج و اشاعه فناوری های متضمن انرژی پاک چیست؟ سرمایه گذاری در پروژه های مربوط به انرژی های تجدیدپذیر به طور معمول مستلزم حجم بالایی از توان مالی ، سیاست گذاری متناسب با استقرار دستگاه ها جهت انطباق با زیرساخت های جذب و ظرفیت های صنایع داخلی و نیز ریسک بالای درآمدزایی است که معمولاً مستلزم انتظار زمان طولانی برای بازگشت سرمایه است.   یافته ها: با اذعان به اهمیت کربن زدایی فناوری های پاک، در سطوح ملی و بین المللی نیز ابزارهای زیست محیطی و فناورانه، از سیاست فراگیر و کلی کاهش تغییرات آب وهوا تا گرایش به سوی منابع جدیدی از انرژی های تجدیدپذیر مورد توجه قرار گرفته است. اهمیت مسئله نشان می دهد که انتشار بین المللی فناوری های کم کربن، سنگ بنای مذاکرات مربوط به آب و هوا از زمان تصویب کنوانسیون چارچوب متحد در مورد تغییرات اقلیمی بوده است. این مقاله نشان می هد که حقوق مالکیت فکری با حفاظت کامل از فناوری های انرژی پاک می تواند در کاهش تحولات آب و هوایی نقش آفرین باشد. حفاظت حقوق مالکیت فکری ضمن این که به توسعه تکنولوژی انرژی های تجدیدپذیر کمک می کند، می تواند بر سر راه انتقال فناوری این دسته از انرژی ها وقفه بیندازد. دارندگان دارایی های فکری در صورت اطمینان و در قبال تضمینات کافی، به انتقال تکنولوژی های مرتبط با صنایع تولید انرژی تجدیدپذیر مبادرت می ورزند. در مقابل، فقدان حمایت کافی از حقوق مالکیت فکری در کشورهای گیرنده تکنولوژی می تواند مسیر دسترسی به چنین فناوری هایی را مسدود کند. بنابراین، قلمرو فناوری های پاک مرز موضوعی را تعیین می کند که در آن با رویکرد حفاظتی حقوق مالکیت فکری تلاقی می یابد. در راستای حمایت از حقوق بنیادین بشر و برای رهایی از چالش پیش روی، نه تنها توصیه شده تا دارایی های فکری مرتبط با انتقال فناوری انرژی های تجدیدپذیر را متعلق به حوزه قلمروی عمومی به شمار آورد؛ بلکه حتی پیشنهاد حذف فناوری های سازگار با محیطزیست از دایره اختراعات قابل ثبت و دسترسی بالسویه آن برای همه کشورها طرح شده است. بر این بنیان، حفاظت از انرژی های تجدیدپذیر ذیل چتر حمایتی حقوق مالکیت فکری، ضمن حمایت از ابداعات و نوآوری ها در این زمینه، بر ترویج انتقال فناوری با رعایت حقوق انحصاری مالکیت فکری تأکید دارد. بااین حال، در این نظام رعایت ملاحظات زیست محیطی شرط قابل حمایت بودن اثر به شمار نمی رود. اساساً، تکنولوژی استحصال برق از منابع طبیعی مبین ابداعات و متضمن دانش فنی و ضمنی است که در قالب حقوق مالکیت فکری می توان برای آن محمل حمایتی یافت. بنابراین، حقوق مالکیت فکری یک عامل کلیدی در فرآیند نوآوری و تصمیم گیری برای سرمایه گذاری در فعالیت های تحقیق و توسعه را تشکیل می دهد.   نتیجه گیری: امروزه ناترازی برق در کشورمان به یک معضل جدی مبدل شده و خاموشی های مکرر قطع نظر از نارضایتی های عمومی، تولید و پایداری صنایع را تهدید رو به رو می کند. به نظر می رسد که در حقوق داخلی با توجه به گستره وسیع منابع انرژی سبز و وجود ظرفیت های بالقوه فراوانی، از جمله انرژی خورشیدی، آب، باد، زمین گرمایی، زیست توده، جریان های دریایی و غیره که در جغرافیای ایران وجود دارد، اتخاذ راهبردهایی مانند ساده سازی و تسهیل فرآیند درخواست و تأیید اختراع مربوط به این نوع انرژی ها، ارائه حمایت های مالی و مشوق ها برای مبتکران آن هاو تحقیق و توسعه با مهیا کردن بستر سرمایه گذاری مستقیم خارجی به ویژه با چشم داشت به انرژی های تجدیدپذیری که به مرحله بلوغ نرسیده اند، می توانند کشور را به سمت استقبال از انرژی های تجدیدپذیر در پرتو حقوق مالکیت فکری رهنمون سازد.
۲۰.

نقش نهادهای مشورتی مردمی در تفسیر عرفی قانون؛ تحلیل آرای متعارض محاکم کیفری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۳۴
یکی از مبانی نظری تحدیدکننده اختیارات قضات در تفسیر قانون، یعنی «الزامات معناشناختی عرفی» و تبیین نقش آن در ایجاد آرای متعارض، کانون واکاوی حاضر گردیده است. مسئله محوری، تقابل میان آزادی عمل قضات در تفسیر و لزوم پایبندی به فهم سلیم عرفی است که در غیاب ضابطه ای مشخص، به تشتت آرا و نقض مکرر حقوق اصحاب دعوا می انجامد. این تحقیق با اتخاذ رویکردی تحلیلی توصیفی و با مطالعه موردی نظام مندِ بیش از ۵۰ رأی صادره از محاکم بدوی و تجدیدنظر کیفری در بازه زمانی ۱۳۹۱ تا ۱۴۰۱، به گردآوری و تحلیل داده ها پرداخته است. یافته های تحقیق مؤید آن است که مهجوریت الزامات عرفی و تکیه انحصاری بر «علم قاضی» بدون پشتوانه پژوهشی عینی، به عنوان متغیری کلیدی در شکل گیری تعارض آرا و بی ثباتی نظام قضایی عمل می نماید. در مقام ارائه راهکار، با نوآوری در «بومی سازی» سازوکارهای مشارکت عمومی، طرح تأسیس یک «نهاد مردمی مشورتی تخصصی» پیشنهاد می شود. کارویژه نهاد مذکور، استخراج و ارائه «نظر مشورتی مستند» در فرآیند تشخیص مفاهیم، مصادیق و قیود عرفی از طریق روش های علمی معتبر است. این طرح که در چارچوب حقوقی «دستورالعمل مشارکت نهادهای مردمی مصوب ۱۳۹۸» کاملاً قابل اجراست، از سویی با عینیت بخشی به مستندات قضاوت، ضریب اطمینان آرا را افزایش می دهد و از سوی دیگر، با ایجاد همگرایی در تفسیرهای قضایی، در مسیر تحقق دادرسی منصفانه و تقلیل محکومیت های ناروا گام برمی دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان