فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۸۱ تا ۸۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۴۵ مورد.
منبع:
ادبیات تطبیقی سال ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
97-114
حوزههای تخصصی:
عرفان حافظ و بررسی مفاهیم و معانی عرفانی در شعر او از مهمترین موضوعات قابل تحقیق در دیوان اوست، که البته در این باره شارحان گذشته و معاصر اختلافاتی نیز داشته اند، اما در آثار عطار و به ویژه در منطق الطیر او، به طور ویژه و با دو رویکرد صریح و تعلیمی، و کنایی و نمادین به سیر و سلوک عرفانی و وادی ها یا مراحل سلوک پرداخته شده است. در این پژوهش که به شیوه کیفی و کتابخانه ای و با روشی تحلیلی و مقایسه ای انجام یافته، غزل نخست دیوان حافظ (با مطلع: الا یا ایها الساقی ادر کأساً و ناولها…) که به نوعی مرامنامه ی سلوکی او به شمار می آید، مورد توجه واقع شده و تأثیر هفت وادی سلوک عرفانی عطار در آن، به اختصار واکاوی و تفسیر و تبیین شده است. از نتایج تحقیق حاضر آن است که حافظ شیرین سخن با زبانی نمادین و بیانی غنایی و غیر مستقیم و ایهامی، هفت وادی عرفانی (طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، و فقر و فنا) را به زیبایی و ظرافتی هنری در هفت بیت این غزل مشهور خود درج کرده و از دغدغه ها و دشواری های سلوکی عرفانی خود رونمایی کرده، و به طور ضمنی نیز این مبانی را به مشتاقان سلوک عرفانی و عموم مخاطبان خود معرفی کرده و آموزش داده است.
مضمون شناسی گناه شهریار در اساطیر زرتشتی و متون پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
117 - 157
حوزههای تخصصی:
مضمون شناسی به عنوان یکی از رویکردهای جذاب و مهم ادبیات تطبیقی، به واکاوی و بررسی تحول یک الگو یا مضمون در چند متن روایی ادبی می پردازد. یکی از مضامین اساسی در فرهنگ های گوناگون، مضمون گناه است که ریشه در باور و اعتقادات فرهنگی ملل مختلف دارد و به عنوان یک تجربه شناختی، عاطفی، یک بحران اجتماعی یا دینی، موضوعی دیرینه است که می توان نشانه های حضور آن را در آثار تمدن بشری یافت. در این پژوهش با روش تحلیلی تطبیقی به بزه سه شهریار ایرانی جمشید، فریدون و کاوس از منظر مضمون شناسی پرداخته وتلاش شده توجیهی برای از دست دادن نامیرایی و جاودانگی این شهریاران فراهم شود. این پژوهش مفهوم گناه را در متون زرتشتی و پهلوی در برخورد با هنجارهای اجتماعی و همچنین در تقابل با مفاهیم قدسی و الوهی مورد بررسی قرار داده تا از این طریق لایه های پنهان و ناخودآگاه موجود در متون موردبحث را در حوزه گناه آشکار کند. با توجه به مستندات ارائه شده، این مقاله نشان می دهد متون پهلوی بیشترین تجلی گاه گسترش مضمون گناه است که با توجه به شرایط زمانی و نیازهای جامعه، این مضمون دچار گسترش یا نوزایی شده است. ازآنجاکه مفهوم گناه در پژوهش حاضر در تقابل با دو مفهوم هنجار و مفاهیم قدسی تعریف شد، گناه شهریاران اسطوره ای موردبحث در تقابل با این دو تعریف، قرار گرفت و نتیجه گیری شد سنت های موردپذیرش جامعه و قوانین قدسی و الوهی در جامعه ایرانی در یک دسته قرار می گیرند.
بررسی و تحلیلِ ساختاری و محتواییِ «افسانه شبِ» شهریار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
23 - 44
حوزههای تخصصی:
مثنوی های شاخص شهریار از نظر هنر شاعری عرصه ی توصیف، تصویرگری و میدانِ جولان خیالِ رها و الهام ِ محض اند؛ به جهت موضوع و محتوا نیز جنبه های بیرونی زندگی شاعر وعلایق و مناسبات اجتماعی، فرهنگی و تاریخیِ او را بازتاب می دهند؛ در عین حال، به جهت «ساختار» و «نظام فرهنگی»، مثنوی های شهریار جزئی مهم از کلیّتِ اجزای «جهانِ فرهنگی و ادبی» شعر اویند. مثنویِ «افسانه ی شب» با 1622بیت در 40مدخل عنوان دار و موضوعات متنوّع، بلندترین مثنوی شهریار و یکی از مثنوی های شاخص در شعر معاصر است. این شعر با آنکه به ظاهر بُرش های گوناگون از مقاطعِ مختلف زندگی است که با برخی رخدادهای تاریخیِ ملی و مذهبیِ جامعه ی ایرانی در هم آمیخته وگاه با استفاده از تکنیک تک گویی درونی، با زندگی شاعر، علایق شخصی و خاطرات او پیوند خورده و روایت می شود، امّا از ساختاری منسجم و متناسب با محتوای اصلیِ شعر برخوردار است و همه ی اجزای آن یک کلیّت را تشکیل می دهند. همه ی رخدادهایِ خیالی و واقعیِ این شعر در ظرفِ زمانیِ «شب» اتّفاق می افتد و شهریار با برداشتی ویژه از پدیده ی شب، آن را به گونه ی بی سابقه و با کاربستِ جنبه هایی از زبانِ گفتار با «تگ گویی» و«گفتگو» توصیف می کندو عالی ترین تصاویر و «تابلو»ها را از این حوادث و مناظر طبیعی در ظرف شب به دست می دهد.
تحلیل مفهوم دگراندیشی در کلیه و دمنه بر مبنای دیدگاه میشل فوکو، جان استوارت میل و توماس هابز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نثرپژوهی ادب فارسی دوره ۲۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۷
25 - 44
حوزههای تخصصی:
زمینه: مفهوم دگراندیشی، یکی از اصول بنیادی در تعاملات اجتماعی است که به طور خاص در ادبیات کلاسیک ایران موردتوجه قرارگرفته است. «کلیله ودمنه» به عنوان یک اثر ادبی باریشه های عمیق فرهنگی و فلسفی، فرصتی مناسب برای بررسی این مفهوم فراهم می آورد. این اثر با به تصویر کشیدن روابط پیچیده میان شخصیت ها و ارائه حکایات آموزنده، می تواند به تجزیه وتحلیل دگراندیشی و اهمیت آن در جامعه انسانی کمک کند. روش: این پژوهش با روش تحلیلی-توصیفی، به بررسی متون موجود در «کلیله ودمنه» پرداخته و با تحلیل محتوای حکایات مختلف، تأثیر دگراندیشی بر رفتار شخصیت ها و نتایج داستان ها استخراج و ارزیابی شده است. یافته ها: یافته های پژوهش بیانگر آن است که «کلیله ودمنه» مفهوم دگراندیشی را، به طور مؤثری در قالب شخصیت ها و حکایات خود بازنمایی می کند. این اثر با تأکید بر اهمیت احترام به نظرات دیگران، تنوع دیدگاه ها و لزوم گفت وگو در ایجاد همزیستی اجتماعی، به خوانندگان می آموزد که دگراندیشی نه تنها یک ارزش اخلاقی، بلکه یک نیاز ضروری برای ارتقای جامعه است. به طورکلی، تحلیل دگراندیشی در «کلیله ودمنه» با تأمل در دیدگاه های اندیشمندان مذکور اندیشمند، نشان دهنده تنوع و پیچیدگی این مفهوم است. دگراندیشی می تواند به عنوان ابزاری برای مقاومت و نقد قدرت (فوکو)، تهدیدی برای نظم و ثبات اجتماعی (هابز) و عاملی برای پیشرفت و آزادی بیان (میل) در نظر گرفته شود. این تنوع در دیدگاه ها به ما کمک می کند تا دگراندیشی را در زمینه های مختلف اجتماعی و سیاسی بهتر درک کنیم و بر ضرورت پذیرش تنوع و تعامل مثبت میان افراد تأکید کنیم.
هایدگر؛ بحران تفکر و بحران شناسایی انسان مدرن (با نمونه خوانی رمان های: همنوایی شبانه ارکستر چوب ها، کافه پیانو و چراغ ها را من خاموش می کنم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نثرپژوهی ادب فارسی دوره ۲۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۷
167 - 186
حوزههای تخصصی:
زمینه: دوران مدرنیته، هر چه به رشد بیشتر تکنولوژی دست پیدا می کند از تفکر درباره هستی و امر متعالی دور می شود. هایدگر فیلسوف معاصر آلمانی این مسأله را به بحران تفکر تأویل می کند. بحرانی که انسان را به سردرگمی دچار کرده است؛ چنان که با وجود انبوه اطلاعاتِ درباره انسان، شناخت او در هاله ای از ابهام باقی مانده است. از این رو جهان در منظر انسان، تیره و تاریک است و بحران شناسایی انسان که در نتیجه فقدان تفکر پیش آمده است، موج سرگشتگی و تردید را در ذهن انسان مدرن به حرکت درآورده است.تأثیر این دیدگاه را می توان در برخی از رمان های مدرن دهه هفتاد و هشتاد ایران که غالباً توسط نویسندگان روشنفکر نوشته شده است، ملاحظه کرد. روش: این مقاله بنا دارد با استفاده از جامعه متنی برخی رمان های درگیر مدرنیته در دهه هفتاد و هشتاد( همنوایی شبانه ارکستر چوب ها، کافه پیانو و چراغ ها را من خاموش می کنم)، ضمن نمونه خوانی مصداق ها، بحران تفکر و بحران شناسایی انسان را از دیدگاه هایدگر مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. یافته ها: گریز از تفکر درباره هستی، طرح نظرات سطحی و پرسش های گذرا درباره انسان و امر متعالی، بیان تردیدها و تناقضات درونی شخصیت ها در تقابل با چالش های مدرنیته از جمله نتایجی است که از مطالعه رمان های مورد نظر به دست آمد.
واکاوی نهادِ نهانِ کتاب ارداویراف نامه بر اساس نظریه جامعه شناسی شناخت کارل مانهایم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای نوین ادبی بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۲۸
132 - 107
حوزههای تخصصی:
اَرداویراف نامه یکی از مهم ترین کتاب های نگارش یافته در عصر ساسانی است که روایت این کتاب پیرامون جهان پس از مرگ است. این کتاب در پی بروز تردیدهای دینی و شیوع جنبش های نوپدید دینی به دستور نظام حاکمیت دینی نگارش پیدا کرد. هرچند این کتاب، متنی مذهبی و در زمره متون مکاشفه ای است، اما با دقت در آن می توان به این نکته دست یافت که بیان کننده سیاست و سایه سنگین دین در عصر ساسانی است. پژوهش حاضر، با استفاده از نظریه جامعه شناسی شناخت مانهایم، واکاوی چگونگی نگارش و تحلیل و بررسی مضامین به کاررفته در این کتاب است. مانهایم در نظریه جامعه شناختی شناخت خود به دنبال چگونگی اندیشیدن نخبگان است و این مهم را در لایه های زمانی و مکانی که تفکر و اندیشه در آن به وجود آمده موردبررسی قرار می دهد. در این تحقیق نشان دادیم که با کمک این نظریه، چه عوامل تاریخی و سیاسی در شکل گیری و نگارش این کتاب تأثیر داشتند. ارداویراف به عنوان نماینده طبقه موبدان، با سفر به جهان مینوی به تحکیم بنیان های اخلاقی و اعتقادی پرداخته و نشان داد که اطاعت از حاکمیت، موبدان و گزاره های دینی بهترین انتخاب و افراد جامعه در صورت مخالفت و اعتراض به این زیست به عذاب های سخت و دشوار در جهان پسین مواجه خواهد شد.
بررسی تطبیقی مضامین مشترک در حکمت های ایرانیان باستان و منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
75 - 102
حوزههای تخصصی:
یکی از نشانه های ژرف اندیشی و خردمندی ایرانیان باستان، سخنانی است کوتاه و پرمغز و پندهایی ارزشمند است که نشان از خردگرایی و دین مداری و دادورزی و پایبندی به اخلاقیات آنان دارد. نیاز و شیفتگی عرب ها به فرهنگ و تمدن ایرانی و اشتیاق آنها به شنیدن اخبار ایرانیان باستان، باعث آشنایی آنها با حکمت ها و پندهای این قوم از طریق ترجمه متون پهلوی و اختلاط نژادی و درنتیجه ورود این سخنان حکیمانه به فرهنگ عربی شد. این پژوهش تکمله ای است بر کتاب حکمت های ایرانیان باستان در منابع عربی که به معرفی بیش از هزار مضمون حکیمانه ایرانی در ادب عربی پرداخته است. از آنجا که در پژوهش مذکور برخی منابع در دسترس نبوده و یا از قلم افتاده است، به معرفی حدود 250 مضمون جدید پرداخته همسویی و اشتراک آنها را با حکمت های نهج البلاغه، غررالحکم و احادیث نبوی و... از جهت ساختار کلامی و مضمونی نشان داده ایم. علاوه بر معرفی حکیمانه های جدید ایرانی، تلاش کرده ایم که با روش عِلّی- مقایسه ای، احتمالات مختلف را برای توجیه و تفسیر این شباهت ها مورد بررسی قرار دهیم. نتایج مقایسه بر اساس این احتمالات، نشان از قرابت فکری و فرهنگی ایرانیان باستان با بسیاری از مضامین اسلامی به سبب تجربه و عقلانیت و آموزه های دینی دارد. هرچند احتمال جعل و انتساب دروغین با انگیزه تعصبات دینی و شعوبی منتفی نیست.
شاهنامه و الگوی مرزهای ایران در روزگار صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۹۷
265-302
حوزههای تخصصی:
شکل گیری و استواری مرزهای سیاسی هر کشور به اسباب و رخ دادهای گوناگونی بازبسته است؛ منابع انسانی، قدرت، ثروت و ... ازجمله مهم ترین این عوامل به شمار می روند؛ در این میان گاه فرهنگ، باورها و اندیشه های مردمان هر سرزمین بر این امر عناصری بسیار اثرگذارند؛ به نظر می رسد شاهنامه به عنوان مهم ترین متن فرهنگی که بازتاب دهنده الگوها، باور ها و اندیشه های ایرانیان پیش از دوران جدید است، پس از قرن ها توانست هم زمان یا اندکی پیش از سپیده دمان دورانی که به نوزایی/ رنسانس اروپایی نام بردار است، بسترساز تعریف و تثبیت دوباره مرزهای سرزمین ایران شود؛ هرچند شاید برآمدن دولت صفوی، در آغاز هیچ گاه با هدف یکپارچگی سرزمینی از هم گسسته و پریشان به نام ایران نبود؛ امّا به نظر می رسد پختگی شاهان صفوی در بوته پیشامدهای گوناگون و البتّه هم نشینی آنان با وزیران و دیوان سالارانِ ایران دوست و شاهنامه خوان، آنان را بدین سوی کشاند و اسباب آگاهی هرچه بیشتر آن ها را از حدود و مرزهای این سرزمین، و به دنبال آن کوشش در جهت تعریف و تثبیت دوباره آن فراهم ساخت؛ این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی به دنبال پاسخ به این پرسش است که مرزهای سیاسی ایران در زمان صفویه بر چه الگویی استوار شدند؟ آیا شاهان صفوی دارای الگوی ذهنی ویژه ای در خصوص مرزهای ایران بودند یا خیر؟ جایگاه شاهنامه و دیگر متون حماسی ایران در این آگاهی بخشی و تعریف و تثبیت کجاست؟
بررسی توازن آوایی غزلیات ابن یمین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موسیقی یکی از تاثیر گذارترین عوامل زیبایی و جذابیت شعر است. این عامل از راه توازن آوایی به صورت کمی(وزن) و کیفی( توازن واجی) خود را نشان می دهد. ابن یمین در 324 غزل که در دیوان اشعار خود سروده ، به خوبی از عهده آن برآمده است. در این غزل ها بیشتر از اوزانی استفاده کرده که حالت خیزابی دارند، اوزان «فاعلاتن، فعلاتن، فعلاتن ، فعلن» با 81 غزل « فاعلاتن، فاعلاتن ، فاعلاتن، فاعلات » با 47 غزل؛«مفعول، فاعلات، مفاعیل، فاعلن» با 41 غزل و« مفعول، مفاعیل، مفاعیل، فعولن» با 33 غزل؛ در میان غزلیات ابن یمین بسامد بیشتری در میان غزلیات دارند. غیر از جامعه آماری این پژوهش در بقیه غزلیات دیوان نیز همین ویژگی موسیقایی وجود دارد. در بخش توازن آوایی کیفی نیز انواع تکرار را در غزلیات او می بینیم، در این پژوهش انواع واکه های کوتاه و بلند، همخوان های آغازین، میانی و پایانی، تکرار کلمه را بررسی کرده ایم و مشخص گردیده که شاعر به خوبی و آگاهانه از این امکانات زبانی برای به اوج رساندن موسیقی شعر خود بهره برده است. در بخش واکه ها(مصوّت ها) «ا و -ِ» بیشترین بسامد را دارند و کمترین بسامد مربوط به واکه های«-ُ، -َ، او» می شود. در بخش همخوان ها (صامت ها) همخوان های«س، خ، ش» بسامد بیشتری دارند و همخوان های«پ،ع، غ، ن» کمتر تکرار شده اند. این پژوهش با روش تحلیلی – توصیفی انجام گرفته است؛ جامعه آماری 50 غزل از دیوان اشعار ابن یمین می باشد. در آغاز، مباحث توازن آوایی را در غزلیات شناسایی کرده و بعد از آن با رسم نمودار و جدول به تحلیل و بررسی هر کدام پرداخته ایم.
تحلیل کارکردشناسانه ردیف در غزلیات حکیم شفایی اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عنصر شعری ردیف دستاورد نوآوری ایرانیان است و در شعر فارسی پیشینگی بسیار دارد. این عنصر که از کارکردهای پُرتعداد و پُرگونه برخوردار است، در همه قالب ها و ادوار شعر فارسی کاربرد داشته است؛ اما در قالب غزل، بیش تر از بقیه قالب ها، و در شعر دوره سبک اصفهانی، فراوان تر از دیگر دوره ها، مورد استفاده شاعران بوده است. حکیم شفایی اصفهانی، از شاعران مطرح در دوره سبک اصفهانی است که متناسب با اقتضائات شعری دوره خود، غالب غزل هایش را، 1066 غزل (94.59 درصد) از مجموع 1127 غزل، به صورت ردیف مند سروده است. این پژوهش که روشی توصیفی- تحلیلی دارد و مبنای داده های آن اسناد و منابع کتابخانه ای است، با نظر به بسامد فراوان ردیف در غزلیات حکیم شفایی اصفهانی، شکل گرفته است و بر آن است تا کارکردهای این عنصر را در غزلیات حکیم شفایی اصفهانی، شناسایی و تحلیل نماید. دستاورد پژوهش شمار فراوان کارکردهای ردیف و گونه گونی بسیار آن را در غزلیات حکیم شفایی اصفهانی، نشان می دهد. شاخص ترین این کارکردها که در متن پژوهش تبیین و تحلیل شده است، 11 مورد است که از نظر نظم الفبایی، شامل: 1. ابزار برجسته سازی مفهوم، مضمون و یا تصویری خاص، 2. القاگر حس درونی شعر، 3. انسجام بخش اندیشه و تخیل شاعر، 4. بستر آفرینش صورت های مجازی و ترکیبات نوین، 5. بیانگر اندیشه شاعر، 6. پوشاننده عیوب قافیه، 7. تعیین کننده در کم و کیف نظیره پردازی های غزلی، 8. زمینه ساز یگانگی میان مخاطب و شاعر، 9. عرصه پاسداشت زبان فارسی، 10. فزاینده ساحت موسیقایی، و 11. مایه التذاذ بصری، می شود.
تحول و تطور «شیوه بیان» در ترانه های معینی کرمانشاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی و مطالعه سیر ترانه سرایی در دوره پهلوی دوم، به ویژه از زمان تأسیس رادیو در سال ۱۳۱۹ ه. ش به بعد، حاکی از تحول و تطور این نوع ادبی در ساحت های مختلف خود، به خصوص در حوزه شیوه بیان و مضمون است. رحیم معینی کرمانشاهی سهم بزرگی در این تحول و تطور دارد، به گونه ای که در بسیاری از نوآوری ها در این عرصه پیشتاز و مبدع است. در این پژوهش برآنیم تا با روش توصیفی تحلیلی نبوغ و نوآوری های معینی را در عرصه ترانه سرایی، به ویژه در زمینه شیوه بیان و تحول مضمون، ازیک سو و تناسبات کلامی و ملودیکی، از سوی دیگر بررسی و تحلیل کنیم. برآیند پژوهش نشان می دهد که معینی در شیوه بیان، با گذر از روش های سنتی، با بهره گیری از فنون ادبی نظیر روایت، قصه، نماد و همچنین هنر نقاشی، تابلوسرایی را به عنوان روش و سبک نوین در ترانه سرایی معرفی کرد و با درک زمان و ذائقه مخاطب روز، مضامین نو که در ترانه سابقه نداشت، نظیر مضامین فلسفی، عرفانی و اخلاقی را با زبان روایت و قصه وارد ترانه سرایی کرد. در کنار این نبوغ، در حوزه تناسبات کلامی و ملودیکی هم ابداعاتی انجام داد. تلفیق درست واژگان با روح ملودی، هماهنگی وزن و ریتم ترانه با مضمون و محتوای کلام و تغییر آن به مقتضای تغییر مضمون و همگامی و تغییر ملودی، همسو با تغییر شخصیت های داستان و روایت و تغییر و دگرگونی در ساختارکلیشه ای ترانه های گذشته، نظیر بیان یک سرگذشت در دو ترانه مجزا با عنوان ترانه های تکمیلی، حاصل ابداعات و نوآوری های معینی به شمار می آید.
سبک شناسی سلطانیّات ابوالفضل علّامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شبه قاره سال ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۹
147-164
حوزههای تخصصی:
ترسّل، یکی از گونه های پرکاربرد نثر فارسی است و منشآت، یکی از محصولات آن. از آثار شایان توجه در این حوزه، مجموعه مکاتبات ابوالفضل علّامی است. با بررسی سبک شناسانه «سلطانیات» به عنوان دفتر اول این مجموعه، در لایه های آوایی، واژگانی، نحوی، بلاغی و فکری می توان دریافت که ابوالفضل به عنوان پیشاهنگ سره نویسی، و مصلح نثر بیمار تیموری، شیوه منتخبش را در نگارش منشآت نیز به کار بسته است؛ از این رو تمایزی آشکار میان مکاتبات او با دیگر منشآت این دوره که اغلب در ردیف نثر مصنوع قرار می گیرند، دیده می شود. او در سلطانیات و در مدخل نامه، به اقتضای کلام و الزام رسم ترسّل، تمام ظرایف ادبی را به کار گرفته و نثری منشیانه و مسجّع را پدید آورده است؛ اما در رکن اصلی مکتوب، فارغ از این الزامات، او سبک خود را در نگارش به کار می بندد. با نظر به این بخش می توان گفت آنچه سبب تشخص نثر منشآت ابوالفضل در برابر نثر سایر منشآت این عصر شده، تمایل او به فارسی نویسی و ترکیب سازی فارسی و احتراز از تکلفات منشیانه در سطوح آوایی و بلاغی است که موجب سادگی و روانی نثر او در عین فصاحت و سلاست شده است. سطح محتوایی سلطانیات به عنوان سفیر عقاید ابوالفضل و مخدوم او، به صورت ضمنی و آشکار دربرگیرنده بزرگ ترین ایدئولوژی این عصر، یعنی فلسفه صلح کل بوده است.
بررسی تداخلات فرهنگی در مشارکت سیاسی مردم افغانستان در دوره جمهوریت؛ روایتی از پیچیدگی های نقش قومیت، مذهب و تحزب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شبه قاره سال ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۹
197-214
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مطالعه نقش عوامل فرهنگی در مشارکت سیاسی مردم افغانستان انجام شده است. با توجه به برگزاری چهار دوره انتخابات در دوره جمهوریت در افغانستان بین سال های 2001 تا 2021، عوامل مختلفی در مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری این کشور نقش داشته اند که در این میان در بستر فرهنگی متنوع افغانستان، مؤلفه های قومی و مذهبی بیش از همه کیفیت مشارکت سیاسی مردم را تعیین کرده اند. داده های این پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شده و سپس به روش گرندد تئوری، کدگذاری، و مضامین آن ها استخراج و تحلیل شده است. مطابق با یافته های این پژوهش، بستری که در فراخور یک فرهنگ سیاسی قومی که در تمامی سطوح جامعه افغانستان شکل گرفته، در کنار عللی چون عملکرد ضعیف دولت و مداخله عواملی ناشی از عملکرد منفی نهادهای سیاسی، باعث شد تا راهبرد ملت افغانستان در واکنش به این شرایط، عدم احساس تکلیف در قبال آینده سیاسی کشور، قطع امید، و یأس نسبت به عملکرد دولت باشد. پیامد این فرایند نیز این بوده است که تداوم این شرایط غیردموکراتیک و مردم گریز باعث استحکام روزافزون ریشه های استبداد در این کشور شد که ضمن نبود بستر اجتماعی لازم و ضعف ساختاری برای رسیدن به دموکراسی، شرایط حاکمیت مجدد طالبان را فراهم کرد.
معیارهای ساخت «نام» در رمان های فانتزی کودکان بر مبنای نقد تکوینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فانتزی، گونه ای ادبی مبتنی بر تخیل است که در ادبیات کودکان جایگاه مهمی دارد. دنیای کودکان محل به کارگیری حواس پنج گانه است و خلق آثار تخیلی و وهمی درک پذیر برای کودکان، امری تخصصی و پراهمیت است. بسیاری از نویسندگان فانتزی به اقتباس و بازنویسی آثار کهن می پردازند و بسیاری از آنان دست به خلق آثاری بر اساس ادبیات کهن همچون شاهنامه ی فردوسی می زنند و نام شخصیت های فانتزی داستان خود را از همین آثار می گیرند. بعضی از نویسندگان، به تألیف داستان فانتزی می پردازند، اما برای نام گذاری شخصیت های فانتزی داستان خود حساسیت خاصی نشان نمی دهند و نام های پرکاربرد را انتخاب می کنند. اما ازآنجاکه داستان های فانتزی نیازمند جنبه ی نوآوری و هیجان هستند، روش نام گذاری خارق العاده ی شخصیت های فانتزی می تواند بر این جنبه بیفزاید. در نقد با رویکرد تکوینی، منتقد به عواملی همچون: تاریخ، محتوا و ساختار متن توجه می کند، باتوجه به این رویکرد می توان معیارهای نام گذاری در رمان های فانتزی کودکان را بررسی کرد. این پژوهش با هدف کیفیت بخشی به خلق رمان و داستان های تألیفیِ فانتزیِ ایرانی برای کودکان انجام گرفته است و با پردازش کیفی و تحلیل محتوای آثار برگزیده ی جشنواره های کشوری با روش فیش برداری و نقد تکوینی به این نتیجه می رسد که اگرچه اسامی فانتزی در داستان های برگزیده ی کودکان در نگاه اول، بی معنا و مبتدی به نظر می رسند، اما قوانینی مانند معناپذیری همراه با هنجارگریزی، نقش پذیری و رعایت اصول دستور زبان در این نام گذاری ها، بر اساس قوانین فانتزی است و عواملی همچون تغییر دوره ی مکاتب ادبی و محدودیت بینامتنی در آن ها تأثیرگذار است.
بررسی نقش طنز در موفقیت و ماندگاری شعرهای کودک منوچهر احترامی با تکیه بر مجموعه اشعار حسنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منوچهر احترامی از قدیمی ترین و موفق ترین نویسندگان و سرایندگان ادبیات کودک و نوجوان ایران با مجموعه شعرهایش به ویژه مجموعه ی حسنی نگو یه دسته گل از انقلاب اسلامی تا به امروز، با تیراژ چند میلیونی همچنان یکی از محبوب ترین شاعران شعر کودک به شمار می رود. با وجود اینکه عوامل گوناگونی در موفقیت و ماندگاری اشعار او مؤثر بوده اند اما به نظر می رسد کاربست طنز و شگردهای گوناگون آن نیز نقش مهمی در ماندگاری آثارش داشته باشد. طنز احترامی به دلیل جهان شمول بودن و سخن گفتن از جهان واقعی کودکان، در گام نخست با موقعیت های طنزآمیزی که دارد با کودک همراه می گردد، ارتباط عاطفی عمیقی با او برقرار می سازد و سپس باتکیه بر اندیشه و تخیل خاص کودکان، احساس لذت و هیجان در وجود کودک برمی انگیزاند که تأثیر آن تا سال ها حتی یک عمر باقی می ماند. بنابراین، هدف مشخص این جستار، بررسی تأثیر شگردهای طنز در موفقیت و ماندگاری شعرهای کودک احترامی و به طور مشخص، هفده دفتر از مجموعه ی 21 جلدی حسنی به روش توصیفی تحلیلی است. یافته های پژوهش نشان می دهد یکی از عوامل موفقیت و ماندگاری شعر احترامی این است که افزون بر استفاده از شگردهای طنز ملموس و خودکاری مانند جناس، تحامق، استعاره، ایجاز و... از شگردهای دیگری که مختص خود اوست همچون نگرش طنزآمیز، چرخش طنز، شخصیت های طنزآمیز، طنز موجود در فرهنگ عامه نیز بهره برده است که از میان این ها، طنز در ادبیات عامه بیشترین و طنز تناقض طنزآمیز، کمترین بسامد را داشته است. احترامی بیشتر با رویکرد سرگرمی، آموزشی و انتقادی طنز خود را پیش برده است و اشعار طنزآمیز او متشکل از لایه های درونی و بیرونی است. روساخت آن برای کودکان، خوشایند و سرگرم کننده بوده است و لایه های درونی آن برای برانگیختن حس پرسش گری و کنجکاوی در کودکان کارکردی انتقادی دارد.
تحلیل تطبیقی دو داستان «قریهالحروف» و «درخت ستاره» بر اساس نظریه ی ریخت شناسی پراپ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات تطبیقی مشابهت های محتوایی و ساختاری میان آثار نویسندگانی از فرهنگ های گوناگون را بررسی می کند. این پژوهش به مقایسه ی تطبیقی داستان های «قریه الحروف» اثر محمود شقیر و «درخت ستاره» اثر قنبر شکری می پردازد و این دو داستان را با بهره گیری از نظریه ی ریخت شناسی، به صورت توصیفی تحلیلی، بر پایه ی مکتب آمریکاییِ ادبیات تطبیقی بررسی می کند. پژوهش حاضر به دنبال این است که میزان تطابق دو داستان را با نظریه ی ریخت شناسی پراپ دریابد. یافته های تحقیق نشان می دهد که در خویشکاری های موجود در دو داستان، نمی توان متوجه تفاوت چشمگیری شد و تنها اختلاف موجود به صحنه ی آغازین دو داستان بازمی گردد. هم چنین بیشتر کنش ها، شکلی غیرفیزیکی و درونی دارند. بیشتر خویشکاری های یافت شده برای کودکان شکلی لطیف و فهمیدنی دارند و به نوعی به منظور رشد شخصیتی از آن ها استفاده شده است و ازاین رو می توان گفت که هر دو نویسنده موفق بوده اند. هم چنین باوجود تفاوت های فرهنگی، تقریبا به ارزش های یکسانی در این آثار توجه شده است و تفاوت فرهنگی لزوماً باعث تفاوت های چشمگیر نشده است.
ضرورت تصحیح دوباره التحبیر فی علم التعبیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
التحبیر فی علم التعبیر یکی از قدیمی ترین خوابنامه های مستقل فارسی است که به امام فخر رازی (م: 606ق.) نسبت یافته و برای نخستین بار ایرج افشار در سال 1354 آن را تصحیح و چاپ کرده است. در این پژوهش تلاش شده است تا با بررسی تصحیح ایرج افشار و مقایسه آن با تعبیرالرؤیاهای عربی و خوابنامه های فارسی به یکی از سرچشمه های این اثر و جویباران حاصل از آن توجّه شود. همچنین با تطبیق تصحیح افشار با نسخه استفاده شده او و نیز با مقایسه آنها با دست نویس المعتبر فی علم التعبیر نشان داده شده است که از یک سو چاپ افشار اشکالات و کاستی های نسبتاً زیادی دارد و از سوی دیگر استفاده از دست نویس المعتبر فی علم التعبیر در تصحیح مجدّد این اثر و رفع کاستی های آن ضرورت دارد. این اشکالات و کاستی ها به طور عمده دو علّت داشته است: یکی خطای مصحّح و دیگر آسیب دیدگی نسخه. اشکالات و کاستی های نشئت گرفته از خطای مصحّح را می توان به شش گروه تقسیم کرد: افزودن کلمه یا کلمه های غیرضروری که در نسخه وجود ندارد، افزودن کلمه یا کلمه های نادرست، حذف بی دلیل کلمه یا کلمه هایی که در نسخه وجود دارد، غلط خوانی برخی از ضبط های نسخه، ثبت ضبط های نادرست در متن و قیاسی تصحیح نکردن آنها و در مواردی بسیار اندک اشکالات تایپی. اشکالات و کاستی های ناشی از آسیب دیدگی نسخه نیز به چهار گروه تقسیم می شود: ثبت نکردن ضبط های نسبتاً ناخوانا، ثبت نادرست ضبط های مبهم نسخه، ذکر نکردن ضبط های پاک شده و تشخیص ندادن محلّ فصل بندی هشت برگ پایانی.
ترجمه آثار فارسی به ترکی در دوره امپراتوری عثمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیروزی سلجوقیان در نبرد ملازگرد (463ق)، مقاومت بیزانس را درهم شکست و دوره ای از مهاجرت و اسکان ترکمنان در آسیای صغیر (دیار روم) آغاز شد. استقرار تدریجی سپاهیان و گروه های مختلف مردمی، راه نفوذ زبان و فرهنگ ایرانی را به آسیای صغیر هموار کرد. گسترش مهاجرت از ماوراءالنهر، خراسان و نقاط دیگر به آسیای صغیر نیز به تنوع فرهنگی و زبانی در این سرزمین دامن زد. در دوران حکمرانی سلاجقه روم و امیرنشین ها نیز آثار متعددی به زبان فارسی تألیف شد و با تشکیل دولت عثمانی زبان فارسی همچنان اهمیت خود را حفظ کرد، چنان که آثار متعددی به این زبان نوشته شد. تقویت زبان ترکی به تدریج سبب تألیف آثار به زبان ترکی شد و ترجمه آثار فارسی به ترکی رواج و گسترش یافت. البته تقویت و تثبیت زبان ترکی در دوره عثمانی از اهمیت زبان فارسی نکاست، بلکه به ترجمه آثار فارسی به ترکی توجه بیشتری شد تا آنجا که مترجمان مختلف برخی از آثار ماندگار فارسی در ادوار گوناگون را چندین بار به زبان ترکی ترجمه کردند. در جستار حاضر ضمن اشاره به جایگاه زبان فارسی در دوره عثمانی، سیر ترجمه آثار در سه دوره مختلفِ متقدم، دوره لاله و دوره معاصر بررسی شده همچنین، چرایی رواج ترجمه آثار فارسی به زبان ترکی تبیین شده است. یافته های این پژوهش افزون بر اهمیت جایگاه زبان فارسی در دوره عثمانی، کثرت و تنوع آثار ترجمه شده به زبان ترکی را نشان می دهد و مبیّن اقبال نخبگان عثمانی به ترجمه آثار فارسی به ترکی است.
کارکرد تخیل ماده آتش در آثار فروغ فرخزاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه خوارزمی) سال ۳۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۳ (پیاپی ۹۸)
301 - 327
حوزههای تخصصی:
گاستون باشلار (1962-1884)، نظریه پرداز نامدار فرانسوی، با تفسیر روان شناختی متون و بهره گیری از کهن الگوهای آتش، آب، باد و خاک به بررسی تخیل در متون پرداخته است. ازنظر باشلار، کارِ قوه تفکرْ تولید مفاهیم است و صورخیال محصول قوه تخیل اند. انسان پیش ازآنکه ببیند یا تجربه کند تخیل می کند. باشلار در این دیدگاه ادبیات و هنر را برآمده از تخیل ناب دانسته و معتقد است صورخیال بیانی و کلیشه ای در این رویکرد اهمیتی ندارد، بلکه تصاویر تخیلی ای مهم هستند که از چهار عنصر اصلی سرچشمه گرفته باشند. از دید باشلار، کار تخیل آن است که از ضمیر ناخودآگاه الهام بگیرد و انتخاب کند که کدام عنصر وجه غالب تفکر نویسنده باشد. ممکن است نویسنده در اثر خود، گریزی به هر چهار عنصر داشته باشد، اما تنها یک عنصر در میدان تفکر و تخیل غالب نویسنده پیروز خواهد بود. ریشه تفاوت کاربرد این عناصر در شعر، ضمیر ناخودآگاه گوینده است که امیال و آرزوهای درونی، خاطرات دوره کودکی و محلی را که نویسنده در آن رؤیاپردازی کرده دربرمی گیرد. پس، این مفهوم که تخیل مادی هر نویسنده با دیگری متفاوت است، در تفاوت زیستی، تجربی، حسی و فکری آنان ریشه دارد. در این پژوهش، پس از بررسی نظریات باشلار درباب تخیل ماده آتش که در کتاب روان کاوی آتش و شعله شمع گرد آمده است، تمام آثار فروغ فرخزاد را، که به نوعی به این مؤلفه ها اشاره داشتند، بررسی کردیم. نتایج تحقیق نشان می دهد که از میان چهار عنصر، آتش در اشعار اولیه فرخزاد برجسته تر است که نمودی از شور عاشقانه، احساسات و تجربه عشقی تنانه فروغ است.
کاربرد روان شناختی نمادها در روایت مم و زین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
نماد روان شناختی از انواع نمادهایی است که بیشترین کارکرد را در متون ادبی از خود به جای می گذارد و با گذر از معنی ظاهری واژه ها به معنای باطنی آنها اشاره می کند که اغلب از ناخودآگاه شاعر یا نویسنده سرچشمه می گیرد، برخلاف نماد ادبی که پدیده ای مستقل و ابتکاری است، در مثنوی مم و زین با نمادهای روان شناختی روبه رو هستیم که صرف نظر از ارزش زیبایی شناسانه متن، از پیوندی عمیق بین ناخودآگاه شاعر برخوردار است. این جستار بر آن است تا با روش توصیفی–تحلیلی و با تکیه بر مکتب روان شناختی یونگ، نمادهای به کاررفته در این داستان را واکاوی کند. این پژوهش می تواند به درک و شناخت بهتر ما از مثنوی مم و زین کمک کند و ما را با زوایای کمتر شناخته شده ای از این اثر آشنا سازد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که داستان مم و زین از این جهت که دارای ساختار و درون مایه ای کاملاً نمادین و مشتمل بر مضامین صور اساطیری و کهن الگویی است، ناخودآگاه جمعی در آفرینش آن نقش مهمّی دارد.