فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۴۱ تا ۷۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۴۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
از میان احجار کریمه که در فرهنگ و تمدن ایرانی و در ادب فارسی مؤثر و قابل توجه بوده اند، مروارید جایگاه خاصی دارد. این سنگ که نشانه های حضور آن در فرهنگ مردم ایران از کهن ترین دوره ها به چشم می خورد، از چشم اندازهای اجتماعی، فرهنگی و ادبی قابل توجه و بررسی است. مسئله اصلی این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته، بررسی جایگاه مروارید و آیین ها و باورهای مرتبط با آن در فرهنگ ایران با تکیه بر متون کانی شناختی و عجایب نامه هاست. انجام این تحقیق بخشی از مبهمات متون ادب فارسی و زوایایی از فرهنگ و تمدن کهن ایران را روشن خواهد کرد. نتایج تحقیق نشان می دهد باورها و آیین هایی در خصوص منشأ و شیوه تشکیل مروارید، فرو رفتن در آب و صید آن، استخراج مروارید از صدف و استحصال و بیختن و جدا کردن آن، انواع و اقسام مروارید، نقش مروارید در نظام اقتصادی جامعه، سفتن و به رشته کشیدن و اصلاح مروارید، خواص درمانی و کاربرد مروارید در تزیینات، ایجاد مروارید مصنوعی، تأثیر در فرهنگ عامه و خواب گزاری، نقش مروارید در زبان فارسی و پیدایش لغات، ترکیبات و اصطلاحات و بازتاب آن در مضامین و تصاویر شعری از مهم ترین زمینه های حضور مروارید در متون ادب فارسی به شمار می آید.
نقد رویکردهای پژوهشگران علوم بلاغی درباره ملمّع و طرح انگاره ای دیگر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب فارسی سال ۷۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵۱
168 - 184
حوزههای تخصصی:
ملمّع گونه ای از شعر است که براساس دو یا چندزبانگی بنیان نهاده شده است. اندیشمندان علوم بلاغی با رویکردهای مختلفی به بررسی ملمّع پرداخته اند. پژوهش حاضر کوشیده است با تحلیل و نقد این رویکردها، انگاره نوینی از ملمّع ارائه دهد و به این پرسش پاسخ دهد که ملمّع چرا و چگونه به وجود آمده است؟ شناخت بهتر ملمّع، چگونگی شکل گیری آن و چرایی استفاده از زبان های مختلف در به کارگیری این شگرد ادبی، در دوره های مختلف از اهداف این پژوهش است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی است. داده ها به شیوه کتابخانه ای و سندکاوی، گردآوری و به روش تحلیل محتوا، تجزیه وتحلیل شده است. نتایج نشان می دهد ملمّع، خلاف نظر پژوهشگران علوم بلاغی، شگرد یا تفننی ادبی نیست بلکه برآیند تقابل گفتمان های فرادست و فرودست، و حاشیه و مرکز است که با توجّه به تناسب زبان های به کاررفته در آن، از منظر گفتمان قدرت، قابل تحلیل است. این فرادستی در ملمّع های فارسی با زبان عربی یا زبان های اروپایی، از روند سیاسی و علمی قابل بررسی است. اما در ملمّع های پدیدآمده از زبان های محلی ایران با زبان فارسی، درواقع تقابل دو گفتمان حاشیه و مرکز، زبان رسمی و غیررسمی است که ضمن مشروعیت بخشی به زبان شاعر، گونه ای عکس العمل درباره دیگری سازی نیز هستند. از طرف دیگر از منظر گفتمان روان شناختی می توان ملمع را نوعی فخر پنهان و نمایش اقتدار گوینده و خواننده به شمارآوردکه در متن مقاله به تفصیل بررسی شده است.
شش نوع خشونت در رمان دهه نود افغانستان (بر اساس دو رمان زنانه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
38 - 80
حوزههای تخصصی:
خشونت علیه زن پدیده ای شایع و نگران کننده است، به ویژه در کشور افغانستان با توجه به شرایط اجتماعی و فرهنگی ابعاد گسترده تری پیدا می کند. این تحقیق به شش نوع خشونت شامل: خشونت روانی، جسمی، اقتصادی، اجتماعی، جنسی و حقوقی اشاره دارد که در دو رمان افغانستانی از دهه 1390 شمسی بازتاب یافته است. نتایج نشان می دهد که رمان روشنایی خاکستر (1394) نسبت به رمان بگذار برایت بنویسم (1396)، بازتاب بیشتری از انواع خشونت را دارد، چراکه نویسنده خود قربانی این پدیده بوده است. پیامدهای این خشونت ها شامل بیماری های روحی و روانی، آشفتگی جو خانواده، احساس حقارت، کینه اندوزی، بدبینی نسبت به خود و دیگران، دین ستیزی، فروپاشی خانواده، مرگ طلبی و حتی خودکشی است. مقاله با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، به بررسی عوامل ایجادکننده خشونت علیه زنان پرداخته و تأثیرات آن بر زندگی اجتماعی و روانی زنان را تحلیل کرده است. بنیاد نظری مقاله بر نظریات کیت میلت درباره عوامل خشونت و ایدئولوژی مردسالاری نهاده شده است. درنهایت، این پژوهش بر لزوم توجه بیشتر به مسائل زنان در ادبیات و نیاز به تغییرات اجتماعی برای کاهش خشونت علیه زنان تأکید می کند.
کارنواهای صیادی استان گیلان (مطالعه موردی: بندر انزلی و بندرکیاشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ مرداد و شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶۳
233 - 261
حوزههای تخصصی:
در فرهنگ مردم حاشیه دریای خزر، صیادی جایگاه مهمی در معیشت و سبک زندگی آن ها دارد؛ بدین سبب، صیادان در این فرهنگ نقش چشم گیری در اقتصاد دارند. وجود دریا، رود و شرایط آب و هوا، فضای مناسبی برای زیست مردم ساحل نشین فراهم کرده است. برخی شهرهای ساحلی همچون بندرانزلی و بندرکیاشهر به دلیل داشتن مرداب و مصب رودخانه، از دیرباز محل تخم ریزی انواع ماهی های استخوانی و بدون استخوان بودند. این شهرها به عنوان پایتخت ماهیان خاویاری، صیادانی را در خود پرورش داد که نه تنها برای مجموعه شیلات لیانازوفِ روسی پرفایده بودند، بلکه در صیدهای انفرادی یا چند نفره نیز، بدون وابستگی به شیلات، صیاد باتجربه ای شدند. وجود اشعار، ترانه ها، ضرب المثل ها، کارآواها و قصه های شکارسری و صیادی در بین ماهی گیران و مردم عادی بازتاب داشته، به گونه ای که می توان آن ها را بخشی از فرهنگ شفاهی مردم گیلان دانست. در این فرهنگ، اشعار مختلفی به یاد صیادان سروده شد که از زبان خودشان یا دیگران جاری می گردد. اگرچه نواهای صیادی شمال ایران به دلیل وجود ماهیان باارزش خاویاری و شرایط ویژه صید، مانند نواهای صیادی جنوب ایران، با ساز و آواز خوانده نمی شود، اما در همین تعداد انگشت شماری که برجای مانده، نام برخی از ماهی ها، پرندگان، ابزار کار و اسامی افراد شنیده می شود. نتایج پژوهش نشان می دهد که شعر صیادی در حاشیه دریای خزر به دو شاخه «ترانه های کار و سوگواره های صیادی» تقسیم می شود. تعداد کارنواهای صیادی در شمال ایران به دلیل شرایط جغرافیایی و سیاسی اندک است و پژوهش های دامنه دار نتوانست نتایج بیشتری در دست پژوهش گر قرار دهد.
بازتاب مکتب گوتیک و گروتسک در رمان خفاش شب سیامک گلشیری
منبع:
مطالعات تطبیقی و میان رشته ای ادبیات دوره ۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
206 - 236
حوزههای تخصصی:
گوتیک، مکتب و یا به اصطلاح از جمله ایسم های ادبی رایج در دوران کلاسیک و معاصر است که می توان آن را زیربنای رمانتیسم قرن هجدهم به شمارآورد. این سبک ادبی که در ساختار روایت شناسی با اصلی ترین عناصر روایت شناسانه یعنی زمان با مؤلفه معنایی شب و تاریکی، مکان با مؤلفه خلوتی و فضا با مؤلفه هراس انگیزی شناخته می شود هدفی جز القای ترس، اضطراب و برانگیختگی حال و هوای مخاطب، فراتر از ادراکات عقلی و حرکت وی به سوی رمزآلودی و خوفناکی را نمی جوید. مفهوم گروتسک یا به عبارتی عجیب پردازی، که نوعی از طنز تلخ و وهم آلود است، بیان حالت های ترس، خنده های پلید، رعشه آور و مضحک به شکل توأمان، و به طور کلی حوادث زشت و غیرعادی، انحراف از هنجارها، ناهماهنگی، مسخ شدگی و هرگونه مسائل ناخوشایند است. سیامک گلشیری از جمله نویسندگانی است که در اغلب رمان های خود ضمن طرح مسائل اجتماعی و سیاسی به الگوی وحشت به شکلی فراگیر می پردازد. رمان خفاش شب ، رمانی است برگرفته از پرونده قاتلی زنجیره ای با فضاسازی موحش، که یاریگر نویسنده در راستای هدف خویش یعنی تعلیق ترس در مخاطب است. در این پژوهش قصد داریم با تکیه بر روش کیفی و توصیفی- تحلیلی به واکاوی و تبیین شاخصه های سبک گروتسک و گوتیک در رمان مذکور بپردازیم و ضمن بیان مشابهت و تفاوت های این دو سبک مشخص کنیم که کدام یک از این دو سبک، ظرفیت بیشتری در رمان گلشیری دارد. نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن است که رمان خفاش شب نمونه آشکاری است که مضامین مکتب گروتسک و گوتیک در آن با کمیت های گوناگون جلوه گر می شود.
نشانه شناسی اجتماعی رمان این خیابان سرعت گیر ندارد بر اساس نظریه پیر گیرو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اجتماعیات در ادب فارسی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰
19 - 34
حوزههای تخصصی:
رویکرد نشانه شناسی اجتماعی از زیر شاخه های علم نشانه شناسی است که با تبیین نشانه ها، معانی نهفته در متن را آشکار می سازد. این رویکرد بر دو حوزه رمزگان های هویت و نشانه های آداب معاشرت تکیه دارد. از آنجا که رمان این خیابان سرعت گیر ندارد یک رمان اجتماعی است، برای بررسی نشانه شناسی به ویژه با رویکرد اجتماعی ظرفیت زیادی دارد. هدف پژوهش حاضر این است که با تحلیل رمزگان ها و نشانه های اجتماعی اطلاعات ارزشمندی از بافت جامعه شهر نویسنده و وضعیت زنان این جامعه دریافت گردد. این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی با استناد به منابع کتابخانه ای با رویکرد نشانه شناسی پی یرگیرو به این رمان پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مریم جهانی، نویسنده ای است که با بهره گیری از نشانه های اجتماعی، سعی دارد مشکلات و رنج زنانی که در بند جامعه ای زن ستیز گرفتار شده اند، بیان کند و آنان را نسبت به حق و حقوق خود آگاه سازد. بهره گیری نویسنده از نشانه های هویت و آداب معاشرت از مهم ترین نشانه ها برای بیان اعتراض نویسنده به مسائل اجتماعی و حاکمیت جامعه مردسالار است. شهره به عنوان شخصیت اصلی در مقابل تمام قوانین و سنت های مردسالارانه، ایستادگی می کند. بارزترین نقض هنجار در میان نشانه های اجتماعی، انتخاب شغل راننده تاکسی برای شخصیت اصلی است.
اثری ناشناخته در حماسه دینی: جنگ نامه خامس آل عبا در زمین کربلا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«جنگ نامه خامس آل عبا در زمین کربلا» یکی از منظومه های حماسی مربوط به واقعه عاشورا در ادب فارسی است که توسّط میرزا محمد اکبر بمرودی قاینی معروف به «منشی» (ف.1180 ق.) در 2000 بیت و به تقلید از شاهنامه فردوسی سروده شده است. این منظومه پس از حمد و ثنای خدای تعالی و مدح پیامبر اسلام (ص) و امیرالمؤمنین (ع) به گزارش جنگ های امام حسین (ع) و یارانش در صحرای کربلا و به درجه رفیع شهادت رسیدن آن ها پرداخته؛ در این منظومه که تاکنون از دید پژوهشگران به دور مانده، اعتقادات و باورهای اسلامی، صحنه های رجزخوانی و همچنین ترسیم نمایش گونه وقایع عاشورا به شکل دقیق آمده است. استفاده از ترکیبات و جمله واره های خاص زبان حماسی، استفاده صحیح از قابلیت های زبانی و ادبی همچون ایجاز، واج آرایی، اغراق، تشبیه و ... از نکات مثبت این منظومه می باشد. در عین حال ناتوانی شاعر در به کارگیری صحیح اصول قافیه، همچنین نپرداختن به شهدای شاخص واقعه کربلا از مواردی است که ارزش ادبی و محتوایی این اثر را کاسته است. معرّفی این منظومه و بررسی ویژگی های سبکی این اثر نکته ای است که در این مقاله به آن می پردازیم.
L’enfant perdu: la blessure originelle dans le mythe personnel de Houellebecq(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Cet article examine le mythe personnel dans l'œuvre de Michel Houellebecq à travers l'approche psychocritique de Charles Mauron, en mettant en évidence les structures inconscientes qui façonnent son univers littéraire. L'analyse révèle que son écriture est profondément marquée par le traumatisme de l’abandon maternel, une blessure originelle qui structure sa vision du monde. Ce mythe se manifeste dans ses romans sous plusieurs formes récurrentes: l’isolement existentiel, l’échec des relations amoureuses, une vision désenchantée de la sexualité, la peur du vieillissement et une quête intellectuelle désillusionnée. Ses personnages, souvent enfermés dans une solitude implacable, cherchent un amour salvateur, mais se heurtent inévitablement à l’échec. L’article montre que la répétition de ces motifs n’est pas un simple effet stylistique, mais une tentative inconsciente de réparation d’un manque affectif profond. Cependant, cette quête de réconciliation reste inachevée, enfermant l'œuvre de Houellebecq dans une dynamique cyclique et pessimiste. Ainsi, au-delà de ses dimensions sociologiques et idéologiques, son écriture se révèle avant tout comme une exploration introspective et existentielle, où l’auteur apparaît simultanément comme créateur et prisonnier de son propre mythe.
تجربه دازاین در خوانش هایدگریِ خواب نامه یغما جندقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر، با رویکرد پدیدارشناختی و تمرکز بر مفاهیم اساسی فلسفه هایدگر، به تحلیل هستی شناختی خواب نامه ای از یغما جندقی با مضمون پرسش های هستی شناختی پرداخته شده و بازنمایی رؤیا/ مرگ و هستی در چارچوب تجربه دازاین بررسی شده است. دازاین، در فلسفه هایدگر، هستنده پرسشگری است که پیوسته در جست وجوی مستمر معنا و هویت در تعامل با زمان، مرگ و دیگر ابعاد هستی شناختی قرار دارد. در این تحقیق، خواب و رؤیا نه تنها بسترهای تجربه زیسته دازاین، بلکه شرایط مرزی میان زندگی و مرگ در نظر گرفته شده اند که عرصه ای برای بروز تنش های هستی شناختی هستند. این وضعیت ها، ازمنظر روان شناختی و هستومندی، تجربه ای مشابه گسست از زندگی روزمره و مواجهه با پنهانی ترین ابعاد هستی انسان فراهم می آورند. با ارجاع به مفاهیم کلیدی هایدگر درباب دازاین و هستی شناسی بنیادین، نظیر «پنهانی بودن»، «اضطراب هستی»، و «بودن در آنجا/ جهان»، مقاله نشان می دهد که رؤیا به مثابه مرگ و به عنوان تجربه ای تمثیلی، دازاین را در مسیر مواجهه با ابعاد پنهانی هستی و خود قرار می دهد. همچنین، تقابل های درونی دازاین در فرآیند رؤیا و بیداری بازتابی از کشاکش های بنیادین میان امکان های اصیل و غیراصیل هستی است که هم زمان می تواند به منزله نمادی از درگیری های هستی شناختی خیر و شر در فلسفه هایدگر تحلیل شود؛ ازاین رو، خواب و رؤیا در این اثر، به طور نمادین، دازاین را به رویارویی با حقیقت، انتخاب های هستی شناختی و محدودیت های انسانی دعوت می کنند و زمینه ساز درک عمیق تری از هستی و هویت انسانی می شوند.
بررسی شناختی شیوه مفهوم سازی زشتی و زیبایی در گلستان سعدی با بهره مندی از نظریه موضع(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تجربه زیبایی، پدیده ای پیچیده و مربوط به ادراک حسی است که تحت تأثیر مؤلفه های ارتباطی، فرهنگی اجتماعی و کنشی زبان مفهوم سازی شده، در قالب عبارت های زبانی ساختاری می شود. تحقیق حاضر به شیوه تحلیلِ مضمون و با هدف بررسی چگونگی مفهوم سازی زیبایی و زشتی در گلستان سعدی در چهارچوب معناشناسی شناختی و با بهره مندی از نظریه موضع دو بوآ (Du Bois, 2007) شده است. داده ها با مطالعه گلستان سعدی و یادداشت برداری از عبارت های بیان کننده زیبایی و زشتی جمع آوری و بر مبنای مؤلفه های ذهنیت و بیناذهنیت، استعاره و تصویرسازی، عناصر فرهنگی اجتماعی و ادراک حسی تحلیل شده است. نتایج نشان می دهد که بسیاری از عبارت های بیان کننده زیبایی (مه پاره، عابد فریب، ملائک صورت) و زشتی (کریه منظر، صَخرُ الجّن، غُراب) در گلستان برگرفته از بازتولید گفتمان مذهبی، ادبی و اجتماعی فرهنگی عصر سعدی بوده است. سعدی با به کارگیری این عبارت ها، ضمن بیان ارزیابی عینی و ذهنی خود، به جبهه گیری و بیان موضع نیز پرداخته است. به علاوه، توصیف زیبایی و زشتی از جنبه شناختی، عاطفی و ارزشی ازطریق فرایند بیناذهنیت محقق شده است. در ضمن، بخش عمده ای از مفهوم سازی زیبایی و زشتی از مجرای حس بینایی (سبز، زرد و سیاه)، بویایی (مردار به آفتاب مرداد)، چشایی (شیرین، ترش روی و تلخ)، شنیداری (حلق طیب الادا) و با بهره مندی از استعاره و مجاز مفهومی، فضای آمیخته، اغراق و طنز بیان شده است.
عرفان و جهان پسامدرنیستی؛ تحلیلی ازبازنمایی امر معنوی در رمان تاریخ سری بهادران فرس قدیم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باوربه جهان معنا ازدل مشغولی های دیرین انسان بوده است. با وجود تحولات اجتماعی و معرفتی عمیق در عصر مدرن و پسامدرن، انسان همچنان به جهان رازناک، فراسوی امر واقع، نظر دارد. هنر ادبیات پسامدرنیستی با توجه به تفاوت های بنیادین، به بازنمایی امرمعنوی نیزگوشه چشمی دارد. رمان های پسامدرن، عرصه مناسبی برای طرح این پرسش اساسی هستند که درجهان پسامدرن داستانی، امرمعنوی به چه کیفیتی بازنمود داده می شود و چه سویه ها و ابعادی به خود می گیرد؟ هدف از پژوهش حاضر به روش تحلیلی توصیفی، تحلیل محتوای کیفی متن با روشی مبتنی بر استقرا و ناظر بر متن است. رمان «تاریخ سری بهادران فرس قدیم» علی رغم وجود مؤلفه های عرفانی و غایت مندی دینی، با پایان باز، سلوک خیالی بهادر(ان) و سپردن راه معنوی او و دیگرسالکان در هدفی نامعلوم، به یکدیگر گره زده شده است. رجوع به انسان برای رهایی ازرنج ها و سرگشتگی ها ی وجودی به عنوان تنها تکیه گاه او، درقالب بازگشت به سوی استاد درمسیربی انتهای سلوک، ذهن خواننده رابه سوی نگرش انسان مدارانه و عرفان سکولار رهنمون می سازد.
La réception iranienne de l’oeuvre et de la pensée derridiennes(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Recherches en Langue et Littérature Françaises Année ۱۹, No ۳۵, Printemps & été ۲۰۲۵
111 - 124
حوزههای تخصصی:
Jacques Derrida occupe une place importante dans l’histoire des idées contemporaine. Il marque à ce titre l’œuvre et la pensée de bon nombre de critiques et philosophes à travers le monde. L’Iran est, entre autres, le pays où l’on pourrait déceler les traces de l’œuvre derridienne dans les milieux académiques. Peu de temps après qu’il se fait connaître en Amérique, des traducteurs et universitaires iraniens commencent à le présenter en Iran. On lui accorde même un intérêt spécifique, ce qui paraît étrange vu les caractéristiques que présentent en général, l’œuvre et la pensée de Derrida, qualifiées souvent d’hermétiques. D’où se pose la question suivante : comment expliquer cette attention des cercles académiques et intellectuels iraniens à une pensée qui se caractérise par sa complexité ? Nous pensons que l’une des raisons de cette réception favorable accordée à la pensée de Derrida serait à rechercher dans le fait qu’on est en manque d’un espace qui fonctionnerait comme clé à comprendre, voire évaluer les productions intellectuelles de l’Occident, dont la pensée postmoderne. Cet article essaiera, à travers une analyse thématique, de dresser un tableau de la situation de de la pensée de Derrida en Iran. Pour cela, nous ferons le choix du concept de « déconstruction » comme support à notre réflexion
کانون ادبی قُهستان؛ تبلور ادبیاتِ شیعی در غرب خراسانِ بزرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از کانون های مهم شعرِ شیعی در قرن هشتم و نهم هجری در بلادِ قهستانِ کهن قرار داشت. قهستانِ بزرگ و ولایاتِ آن از دیرباز جایگاه و خواستگاهِ تفکّرات شیعی بوده است. ظهورِ اسماعیلیان و پایگاه ساختنِ قهستان پس از الموت نقشه بسزای در گسترش شیعه در این دوره داشته است. حجم چشم گیرِ شعرِ شیعی و شمارِ شاعرانِ شیعی در این منطقه، قهستان را به کانونِ شعرِ شیعی در غرب خراسانِ بزرگ بدل ساخته است. مدح و منقبت رسول اکرم(ص) و ائمه (ع) که در قرن هشتم آغاز شده بود در قرن نهم به اوج خود رسید. پدید آمدنِ گونه های متنوّعِ ادبی که پیش از این در تاریخِ ادبی نظیر ندارد از ویژگی های این کانونِ ادبی است. تطوّر شعر شیعی به سه دوره ی آغاز، دوره ی تکوین ادبیاتِ شیعی و دوره ی تثبیت تقسیم بندی شده است. اقلیم شناسیِ شعرِ شیعی می تواند به فهمِ چگونگی، شکل گیری و گسترشِ آن در ادوار مختلفِ تاریخِ ادبی یاری رساند.
تحلیل آرکه تایپی قصه «ملک ابراهیم و دختران پاشاه مصر»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۶۱
167 - 201
حوزههای تخصصی:
قصه های پریان به عنوان بخش بزرگی از ادبیات روایی و شفاهی عامه، سرشار از رمز و رازهای نمادین هستند. کشف این رمز و رازها ما را به جهان بزرگ درون انسان، هدایت می کند. این مقاله بر آن است تا با روش توصیفی تحلیلی، نقش ها، نشانه ها و رویدادهای نمادینِ قصه پریانِ «ملک ابراهیم و دختران پادشاه مصر» از قصه های عامه لرستان را به شیوه تحلیل آرکه تایپی یونگ، بررسی کند. ساختار کلی در ابتدای قصه، به تسلط وجه نرینه و غیبت عنصر مادینه اشاره دارد و درنهایت چگونگی ظهور مادینه غایب در پایان قصه را نشان می دهد. چهار عملکرد روانی انسان، یعنی تفکر، احساس، دریافت حسی و شهود در قالب شخصیت های این قصه نمایان می شوند. این قصه چون دیگر قصه های پریان، بازتابی از آرکه تایپ های درونی است. مرگ شاه و جانشینی پسر کوچک، ضرورت نو شدن مداوم خویش را از طریق تماس با جریان رویدادهای روانی در ضمیر ناخودآگاه، انعکاس می دهد. آنیما نیز نقش پلی را دارد که به قصد تمامیت روان، به سوی لایه های عمیق تر ناخودآگاه و خود راه می یابد. نتیجه این پژوهش نشان می دهد نقش ها، رویدادها و چهره ها در قصه پریان «ملک ابراهیم و دختران پادشاه مصر» به شکلی نمادین، نیاز ما را برای نیل به ضمیر برتر یا خویشتنی والاتر آشکار می کنند؛ امری که با آگاهی از نیروهای ناخودآگاه و آرکه تایپ ها میسر می شود.
The Improvisation of Power and Shakespeare’s Second Tetralogy: A Greenblattian Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The current research examines Stephen Greenblatt’s theories on the improvisation of power as well as tyranny in William Shakespeare’s second tetralogy to investigate the complex network of non-violent psychological domination of human being’s mind, by the manipulation of symbolic order through the stages of displacement and absorption. It examines how the Western psychic mobility and its embodiment in empathy and the improvisation of power affect the represented English society in the Medieval era and how the consequential power relationships impact on the ways of ruling the country. The improvisation of power deconstructs the vertical and hierarchical power relations and makes them more diagonal, horizontal or even upward. The represented Medieval English court is a dark labyrinth of conspiracy, intrigue, treason, and complicity. This duality roots in religious fundamentalism of Roman Catholic church. The tension between the two paradigms of court and church causes turbulence and chaos. The result is the absolute submission of the majority through the improvisation of power, which paves the ground for the Machiavellian minority to exert power and gratify their personal self-interest-driven plans, which are mostly tyrannical. Through the improvisation of power, the course of history could change.
Echoes of Trauma: Unraveling Atonement through Freudian-Virilian Perspectives on Reenactment and Redemption(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Critical Literary Studies, Vol ۷, No ۱, Autumn and Winter ۲۰۲۵
111 - 134
حوزههای تخصصی:
This interdisciplinary study examines Ian McEwan's Atonement by combining narrative analysis with the theories of Sigmund Freud and Paul Virilio. It looks closely at narrative techniques, time-related complexities, and cultural meanings in Atonement , linking Freud's idea of repetition compulsion with Virilio's views on technology and perception. Briony Tallis represents both Freudian traumatic re-enactment and Virilio's concept of the integral accident. Her ongoing guilt, like a rosary, symbolizes the repetitive nature of trauma. Using Virilio's gestalt theory, the study offers a new way to understand the novel's focus on perception. This research fills a gap in existing literature by bringing together Freud's psychoanalytic perspective and Virilio's technological insights to analyze Atonement . This combination of theories is a new approach that provides fresh insights into how McEwan's narrative structure reflects the interplay between trauma, technology, and cultural reception. For example, the study explores how the novel's fragmented narrative mirrors Briony's fractured psyche and how technological advancements during the wartime setting influence characters' perceptions and actions. This study of Ian McEwan's Atonement demonstrates how stories can help individuals understand their feelings and experiences better. It uses psychology and technology to explore how storytelling affects the understanding of trauma, perception, and the modern world.
تحلیل تطبیقی اسطوره های جمشید و میترا و پیوند آن ها با خورشید در چارچوب نظریه های الیاده و یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۰
77 - 108
حوزههای تخصصی:
اسطوره ها به عنوان یکی از بنیان های فرهنگی و معنایی تمدن های باستانی، در شکل گیری ساختارهای فکری، اجتماعی و روانی جوامع نقش کلیدی داشته اند؛ ازاین رو بررسی تطبیقی اسطوره ها و نمادهای کهن، ابعاد تازه ای از هویت، نقش های اجتماعی و نگرش های کیهانی را نمایان می کند. در اساطیر هندو-ایرانی، شخصیت های «جمشید» و «میترا» پیوندی نمادین و کارکردی با «خورشید» دارند که در دو بستر متفاوت متجلی شده اند. در این راستا، این پژوهش با رویکرد تحلیلی-تطبیقی و بهره گیری از نظریه تقدس و نمادپردازی میرچا الیاده و نظریه کهن الگوی کارل گوستاو یونگ، به بررسی و تحلیل این پیوندهای نمادین پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که «خورشید»، فراتر از یک پدیده طبیعی، به عنوان نمادی از بازگشت جاودانه و امنیت روانی، نظم کیهانی و معنویت، در ارتباط با این اساطیر ظاهر می شود. در این میان، «جمشید» تجلی اقتدار زمینی، قدرت سیاسی و تمایل انسان به نظم بخشی به جهان مادی و پیوند با نیروهای ایزدی و طبیعت است؛ در حالی که «میترا» با الگوی ناجی و معنوی، نماد عدالت الهی، نیاز انسان به رشد روحانی و رهایی از قیود دنیوی به شمار می رود. ازمنظر تحلیل روان شناختی یونگ، این تفاوت های بنیادین، منعکس کننده تمایل عمیق انسان به امنیت، روشنایی و امید در برابر آشفتگی های درونی و بیرونی است و خورشید را به عنصری محوری در بازتعریف هویت های فرهنگی و آیینی تبدیل می کند.
تحلیل جامعه شناختی کودک و کودکی در آثار صادق هدایت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کودکی مفهومی سیال و فرهنگ مبنا است و ارائه ی تعریفی واحد از آن ناممکن است. حتی در یک جامعه ی واحد نیز طیف های مختلفی از کودکی دیده می شود. برای رسیدن به شناختی کلی از مفهوم کودکی می توان از دانش هایی که دسته بندی هایی از کودکی دارند، سود جست. در این پژوهش با تکیه بر رهیافت های جامعه شناسی و با روش توصیفی و تحلیل محتوای کیفی استقرایی، مفهوم کودکی را در آثار صادق هدایت واکاوی می کنیم. در این بررسی تلاش می شود در کنار الگوهای شناخته شده ی جامعه شناختی از کودکی، الگوهای فرهنگی جامعه ی ایران دوره ی پهلوی نیز در ضمن آثار معرفی شود.بررسی آثار بزرگسال هدایت حاکی از آن است که او، با شناختی عمیق از جامعه ی عصر پهلوی،کودکان معصوم، قربانی، شرور، یتیم و آسیب دیده ای را به تصویر کشیده است که اسیر بزرگسالانی هستند که برای دست یابی به خواسته های حقیرانه ی خود آن ها را فدا می کنند. در کنار الگوهای رایج جامعه شناختی از کودکی، هدایت در خلال نقد جامعه ی خرافی، کودکانی را معرفی می کند که در لایه های زیرین اجتماع تباه می شوند. بیشتر شخصیت های کودک داستان های هدایت، از طبقات فرودستند و نویسنده با پرداختن به این شخصیت های کودک به نقد عصری می پردازد که سردمداران آن گام هایی را در جهت مدرن سازی جامعه و توجه به حقوق شهروندی و نیازهای کودک برمی دارند اما در این میان، کودکان محروم بهره ی چندانی از این توجه نمی برند.
ساختمان بند التزامی بر پایه عملیات تطابق چامسکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به دلیل تاثیر زبان انگلیسی بر جستارهای زبان شناختی و دستورشناختی، و نیز ضعیف بودن ساختهای التزامی در این زبان، ساختهای التزامی کمتر مورد توجه دستوریان، به ویژه دستوریان زایشی بوده است. این بدان دلیل است که زبان انگلیسی این ساختها را محدود به چند مورد در حاشیه دستور خود نموده است، و در عوض به جای استفاده از بند متمم التزامی از بند مصدری بهره گرفته است. این در حالی است که زبان فارسی، همچون برخی دیگر از زبانها از این ساختها به گونه زایا بهره می برد. بر این پایه، هدف از این جستار، کنکاش در ساختهای التزامی در زبانها، و مقایسه ساخت بند التزامی زبان فارسی با آن بندهاست. بر این پایه، جستار کنونی نشان می دهد که عناصر حاشیه چپ بند در یک بند التزامی زبان فارسی مبتنی بر آثاری همچون ریتزی (Rizzi, 1997) و دیگران است. آنگاه نشان می دهد که ساخت نحوی بند التزامی در این زبان، تمامی عناصر ایجاد کننده خودایستایی و التزامی بودن را برخوردار است تا از نگاه رده شناسی، این ساختها حتی از زبان ژاپنی، که نظام کاملی را از ساخت التزامی نشان می دهد یک گام فراتر باشد. این ساخت التزامی، آن گونه که این کاوش پی گرفته است شباهت کاملی را با ساخت اخباری از خود نشان می دهد و نقطه مقابل یک ساخت ناخودایستا و عریان مصدری است که در زبانهایی مانند انگلیسی یافت می شود. سپس نشان می دهد که چینش عناصر سازنده یک بند التزامی بر پایه همان چینشی است که اوشیما (Oshima, 2003)، آنتوننکو (Antonenko, 2010) ، و دیگران برای ساختهای التزامی در زبانهای رومانیایی، زبان روسی و دیگر زبانها پیسنهاد کرده اند. سرانجام، این کاوش با استفاده از عملیات تطابق چامسکی (Chomsky, 2000) نشان می دهد که چگونه ساختمان یک بند التزامی بر پایه نحو کمینگی اشتقاق می شود و چگونه این ساختها نیازمند بازنگری در عملیات تطابق هیراییوا (Hiraiwa, 2001) را در زبانها گوشزد می کنند.
بازخوانی و تحلیل استعاره مفهومی «زمان» در مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفهومِ زمان از بنیادی ترین مفاهیم در ذهن، اندیشه و زبانِ انسان است که از دیرباز در گفتار و نوشتار معمولاً به صورت استعاری بیان و به صورتِ شیء و مکان، مفهوم سازی شده است. در این پژوهش، مفهومِ زمان در مثنوی معنوی براساس نظریه زبان شناختی استعاره مفهومی لیکاف و جانسون بررسی شده است. هدف اصلی پژوهش بررسی فرایند چگونگی مفهوم سازی بحث انتزاعی زمان در مثنوی است. استعاره های هستی شناختی، مفاهیم انتزاعی همچون زمان را به مثابه یک هستومند یا موجودی مجسم می سازند و انسان با این شیوه درباره آن مفاهیم بحث و استدلال می کند. نتایج پژوهش نشان می دهد که مفهوم زمان در مثنوی به صورت طرح واره تصوّریِ مکان، شیء و انسان با این ساخت و شیوه که زمان، مکان است و زمان، شیء (ثابت و متحرک) است، نشان داده شده است و همچنین جاندارانگاری زمان از مفاهیم پرتکرار این نوع استعاره مفهومی است. مولانا با کمک استعاراتی از این دست مفهوم بنیادین زمان را برای تمثیلات عرفانی و فکری به کار گرفته است تا مسائل مهم عرفانی و فلسفی بهتر تبیین و درک شود.