ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۰۱ تا ۸۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۴۵ مورد.
۸۰۱.

واکاوی اشعار عربی بختیارنامه (لمعة السراج لحضرة التاج)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: لمعه السِّراج بختیارنامه نظم عربی نثر قرن ششم هجری ادبیات تطبیقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۱
« لمعه السِّراج لِحَضر هِ التّاج» یک بازنویسی از داستان روزگار ساسانیان «بختیار نامه»، در اواخر قرن ششم یا اوایل قرن هفتم هجری است که نویسنده آن  ناشناس است. قصه، حکایت از گرفتاری های یک شاهزاده دارد که محسود ده تن از وزیران پدر افتاده و پادشاه در صدد قتل اوست. او در ده شب با بیان ده قصه جذاب، شاه را سرگرم کرده، مرگ خود را به تأخیر می اندازد. هدف قصّه ها تبیین دیدگاه های اخلاقی است که با نثری متکلّف نوشته شده و سرشار از ابیات عربی است. بعضی از ابیات به واقعه ای تاریخی مربوط می شوند که نویسنده، آن را برای تأیید مدّعا می آورد و تعدادی از آن ها در جایگاه تمثیل برای پند و اندرز ذکر شده است. در این مقاله سعی بر این است که صحت و سقم ابیات عربی و ترجمه آن ها با مشخص کردن شاعر و دوره او و ارتباط معنایی و بلاغی آن ابیات با نثر داستانی، مشخص شود.
۸۰۲.

Born-Digital Dialectics: Twitter Literature as a Cyberspace Genre(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Algorithmic Virality Born-Digital Genre Cyberspace Dialectic participatory culture Platform Constraints Twitter Literature

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۷
This paper establishes Twitter literature as a born-digital literary genre shaped by the dialectical nature of cyberspace and its constraints and affordances, including enforced brevity, threading modularity, and algorithmic virality. It addresses the gap in studies on electronic literature and digital humanities, traditionally pivoted on studies of hypertext fiction, while pushing the literary potentials of microblogging to the margin. Synthesizing Hayles’s media-specific analysis, Levine’s genre theory, and other ideas on the dynamics of cyberspace, it argues that the constraints of Twitter do not overshadow creative forms of cultural critique, but, on the contrary, they create a space of tension between democratization and hierarchy. This paper contends that the constraints potentially democratize the production of literature through a highly social space of engagement and participation, yet the algorithmic systems usually preserve the hierarchies and attenuate the democratic potential. Through a genealogical analysis, the literary possibilities behind Twitter literature and its evolution are traced to pre-digital fragments, digital precursors, and key movements on Twitter. Analyses of two examples, including Jennifer Egan's Black Box and Teju Cole’s Small Fates, demonstrate how constraints foster aphoristic density, nonlinear narratives, and participatory meaning-making within the contested space. The paper promotes digital humanities by redefining twenty-first-century literariness and placing cyberspace as a potential zone for genre formation.
۸۰۳.

دراسه مقارنه لنظام الضرائب فی عهد الإمام علی (ع) مع مبادئ العداله الاقتصادیه الحدیثه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: النظام الضریبی الإمام علی (ع) العداله الاقتصادیه المقارنه العداله الاجتماعیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۶۴
إن العداله الاقتصادیه باعتبارها أحد رکائز الحکم الإسلامی کانت لها أهمیهٌ خاصهٌ فی السیاسه الاقتصادیه للإمام علی (ع). وعلی هذا الأساس فإن هدف هذه المقاله هو إجراء دراسه مقارنه لنظام الضرائب فی عهد الإمام علی (ع) ومبادئ العداله الاقتصادیه الحدیثه، ومحاوله مقارنه خصائص وأهداف نظام الضرائب فی تلک الحقبه مع المبادئ الاقتصادیه الحدیثه. تمّ إجراء هذا البحث باستخدام المنهج الوصفی التحلیلی، ولتحقیق هذه الغایه، یتمّ أولاً تقدیم مبادئ العداله الاقتصادیه الحدیثه، ثم یتم تحلیل بنیه وخصائص نظام الضرائب عند الإمام علی (ع)، مثل أنواع الضرائب (الخراج، والجزیه، والزکاه) وأهدافها (التوزیع العادل لبیت المال، وتقلیل الفوارق الطبقیه). وبعد ذلک سیتم مناقشه مقارنه بین نظام الضرائب عند الإمام علی (ع) ومبادئ العداله الاقتصادیه الحدیثه. تتضمن هذه المقارنه دراسه وجهات التشابه والاختلاف فی المبادئ الاقتصادیه، وأنواع الضرائب، وکیفیه جمع الموارد وتوزیعها، فضلاً عن الاهتمام بالفئات الأضعف فی المجتمع. وتظهر النتائج أنه على الرغم من وجود اختلافات فی البنیه وتعقیدات التنفیذ، فإن مبادئ العداله ودعم الضعفاء والتوزیع العادل للموارد مشترکه بین النظامین. وأخیراً، یناقش هذا المقال الاستنتاجات والمقترحات لتحسین النظام الضریبی الحدیث استناداً إلى تعالیم الإمام علی (ع). وتتضمن المقترحات استخدام مبادئ العداله والإشراف الدقیق على مسؤولی الضرائب، وهو ما یمکن أن یساعد فی تحقیق العداله الاقتصادیه وتقلیص الفجوات الطبقیه والحد من التفاوت فی المجتمعات الحدیثه. ویؤکد هذا البحث على أهمیه الاهتمام بالتجارب التاریخیه للنظام الضریبی الإسلامی من أجل الارتقاء بالأنظمه الاقتصادیه المعاصره.
۸۰۴.

بررسی نقش کهن الگویی (اسطوره ای عرفانی) مادر (با تکیه بر داستان های شوهر آهوخانم و چراغ ها را من خاموش می کنم)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: مادرانگی کهن الگو اسطوره عرفان شوهر آهو خانم چراغ ها را من خاموش می کنم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۴۱
پژوهش حاضر با عنوان: چگونگی نقش کهن الگویی (اسطوره ای عرفانی) مادر در رمان های: شوهر آهوخانم و چراغ ها را من خاموش می کنم در نظر داشته است تا با روش تحلیلی توصیفی، نقش «مادر» را در این رمان ها بررسی کرده و از این منظر ابعاد معنوی شخصیت های اصلی داستان یعنی «آهو» و «کلاریس» را به خواننده نشان دهد. آنچه از جستجوی انجام شده به دست آمد به اختصار عبارت از آن است که: هر دو نویسنده توانسته اند فضای اجتماعی سیاسی وقت را تحت شعاع فضای روان شناختی (بر پایه ویژگی های نمادین کهن الگویی) قرار داده و جنبه های معنوی این دو شخصیت زن (= مادر) را برجسته و نگاه خواننده را به آنان همسو گردانند. علی محمد افغانی شخصیّت مادرانگی داستان را با همه فراز و فرودهایی که زندگی یک مادر می تواند داشته باشد به تصویر کشیده است به طوری که وقتی با دیده مدرن نقد روان شناختی به این اثر نگریسته شود، انگاره های اسطوره ای که از مادر در ذهن تداعی می گردد را می توان در جای جای این اثر به روشنی دید. همچنین زویا پیرزاد در داستان خود درونیات پنهان یک مادر حقیقی را با ظرافتی زنانه بیان کرده و از این منظر داستان وی نیز بر پایه کهن الگوی مثبت و معنوی مادر قابل مشاهده است.
۸۰۵.

معرفی دو سروده نویافته از ابن حسام خوسفی و دست نوشت شماره 6115 کتابخانه ملی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دیوان ابن حسام تصحیح متن سروده های نویافته دست نوشت شماره 6115 کتابخانه ملی شعرمذهبی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۸
ابن حسام خوسفی از سرایندگان نام آور قرن نهم هجری است که دست نوشت های متعددی از دیوان او در کتابخانه های مختلف ایران نگاهداری می شود. دیوان او تا کنون سه بار تصحیح شده است: در سال 1346 توسط غلامحسین شکوهی. در 1364 توسط طاهره خوشحال دستجری و در 1366 توسط آقایان احمد احمدی بیرجندی و محمد تقی سالک. نسخه 6115 کتابخانه ملی از دست نوشت های قابل اهمیت اما کمتر شناخته شده دیوان است که در هیچ یک از تصحیحات انجام یافته دیوان ابن حسام محل استفاده نبوده است. این دست نوشت محتملاً در قرن یازدهم هجری کتابت شده است و علی رغم افتادگی ها، شامل سروده ها و بیت هایی است که در تصحیح های موجود از دیوان ابن حسام به چشم نمی خورند. در نگاشته حاضر پس از معرفی این دست نوشت، برای نخستین بار دو سروده که باید آنها را از سروده های نویافته ابن حسام تلقی کرد بر پایه این دست نوشت نقل و تصحیح شده است. این دو غزل که مجموعاً 16 بیت هستند از نظر اشتمال بر باورهای دینی ابن حسام اهمیت دارند.
۸۰۶.

عطّار پیش گام ملّاصدرا؛ صیرورت در اندیشه عطّار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عطار نیشابوری وجود صیرورت حرکت ذره سفر خَلق مدام

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۳
صیرورت یا شدن، به معنای تغییر تدریجی، در زبان فارسی با عبارت «حرکت جوهری» رایج شده است. پیشینه نظریّه صیرورت به آرای حکمای پیش از سقراط، به ویژه هراکلیتوس یونانی، می رسد. از نظر آنان، هستیْ پیوسته در حرکت و تغییر است و نمی توان آن را ایستا تلقّی کرد. به باور ارسطو و فلاسفه مشّاء، حرکت به معنای تغییر تدریجی صرفاً در اعراض صورت می گیرد و حرکت در جوهر از نوع کون و فساد است. عرفای ما از تغییر و تحوّل در هستی به «خلق جدید» یا «خلق مدام» تعبیر کرده اند. به نظر آنان، عالم هستی بنا بر سنّت الهی لحظه به لحظه حدوث و زوال می یابد و، در نتیجه، وجودی لحظه ای و آنی دارد. از میان عرفای مسلمان فارسی زبان، عطّار نیشابوری (عارف قرن هفتم هجری) توجّهی ویژه به این موضوع داشته ؛ تا آنجاکه می توان گفت شالوده فکری خود را بر این پایه نهاده است. در اندیشه او، حرکتْ سفر وجودیِ عالم هستی است؛ وجود در مرتبه کثرت متغیّر و متحوّل است و تغییر و تحوّل مادّه ناشی از ذرّات متحرّکی است که بُعد جسمانی ندارند. حرکت موجودات، از قوّه به فعل، غایتمند و درجهت شوق به کمال است. بااین همه، حرکت، از دیدگاه عطّار، به مثابه اندیشه ای بنیادی، مورد توجّه محقّقان قرار نگرفته و به نظر ما شایسته بررسی و ملاحظه دقیق تر است. در این نوشته، حرکت در اندیشه عطّار به روش توصیفی تحلیلی بررسی می شود.
۸۰۷.

Le Feu dans Thérèse Desqueyroux de François Mauriac: Une Analyse à Travers la Perspective de Gaston Bachelard(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: François Mauriac Thérèse Desqueyroux Gaston Bachelard Critique thématique Élément du feu

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۷
L’analyse proposée examine l’élément du feu dans Thérèse Desqueyroux de François Mauriac au regard de la critique thématique de Gaston Bachelard. En suivant la méthode bachelardienne — qui accorde une valeur heuristique aux images élémentaires — nous montrons que le feu fonctionne dans le roman comme un motif dialectique: il symbolise à la fois la passion et le désir d’émancipation de Thérèse, l’héroïne, tout en portant en germe la destruction, la culpabilité et l’isolement. La question problématique est la suivante: le feu traduit-il, dans la texture narrative et psychologique de l’œuvre, la tension entre la volonté de liberté et la conscience des conséquences? Nous avançons l’hypothèse que le feu articule simultanément l’activation (volonté, révolte), la purification (possibilité de renouvellement) et le danger (autodestruction, perte d’appartenance sociale). Par une lecture textuelle étayée — focalisée sur les images de braise, de flamme et sur leurs interactions avec l’eau et la terre — nous dégagerons plusieurs fonctions du feu: révélateur de désirs refoulés, agent de purification symbolique et moteur de conflit éthique. L’analyse montre aussi que les éléments complémentaires (l’eau comme miroir et apaisement, la terre comme enracinement) modulant la flamme rendent la dynamique du personnage profondément ambivalente. En conclusion, le feu chez Mauriac n’est ni une pure métaphore héroïque ni un simple symbole de condamnation: il constitue un instrument critique pour explorer les coûts moraux de la quête d’identité et invite à concevoir la liberté comme une transformation exigeant parfois des sacrifices douloureux.
۸۰۸.

بررسی تاثیر اندیشه های غلات شیعه بر سه نسخه از متون شبیه خوانی با تمرکز بر شخصیت محوری حضرت علی(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شبیه خوانی (تعزیه)' فرقه های تشیع' غلات شیعه فرهنگ عامه'

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۲۰
در دوران معاصر و به خصوص چند دهه اخیر محققین تعزیه از زاویه و منظر دید خود شبیه خوانی و نسخ آن را بررسی و تحلیل نموده اند و بارها به تاثیر ادبیات، اسطوره ها و فرهنگ عامه ایران، چه قبل و چه بعد از اسلام در آن اذعان داشته اند. پژوهشگران این مقاله ضمن توجه به این موضوع و با هدف شناخت تفکراتی که نسخه نویسان شبیه نامه ها چه به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم از آنها استفاده نموده اند؛ با طرح این پرسش، که اندیشه ها و عقاید غلات شیعه چه تاثیری بر نسخه نویسان مجالس شبیه خوانی داشته است به بررسی تاثیر اندیشه های غلات شیعه بر سه نسخه از متون شبیه-خوانی(مجلس مولود کعبه، گوشه جوانمرد قصاب، مجلس شست بستن دیو) که با محوریت حضرت علی(ع) می باشد، پرداختند. غالیان یا غلات شیعه در قرون نخستین اسلامی افرادی بودند که به امام علی(ع) و فرزندانش، نسبت خدایی یا نبوت می دادند و علاوه بر ساختن روایات غیرواقعی و دروغین در مورد اهل بیت پیامبر(ص)، در توصیف آنان افراط می-کردند. امامان شیعه بارها علاوه بر اظهار تنفر از آنان به رد عقاید این گروه ها پرداختند. غلو و زیاده روی در وصف شبیه-های امامان شیعه در بیشتر نسخه های شبیه خوانی و به خصوص در این نسخه های مورد مطالعه مشهود می باشد. روش تحقیق در این مقاله توصیفی-تحلیلی می باشد و یافته هایی که نویسندگان این مقاله به آن دست یافتند در قالب پنج شاخصه اصلی عبارتند از: روایت های غیر مستند، اتفاقات و معجزات خارق العاده، الوهیت، فرشتگان آسمانی و موجودات افسانه-ای.
۸۰۹.

نقدی بر «شرح مشکلات بلاغی و عربی نفثه المصدور زیدری» اثر کامران شاه مرادیان و سعید قنبری فشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بلاغت سعید قنبری فشی کامران شاه مرادیان زیدری نسوی نفثه المصدور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۷
کتاب نفثه المصدور یکی از فنّی ترین متون نثر فارسی است که با وجود شرح های موجود، هنوز از منظر روایی، تاریخی و ادبی مسائل حل نشده ای دارد که همواره محل بحث و تحقیق پژوهشگران بوده است؛ علاوه بر این، با وجود تلاش های شارحان، به بسیاری از ظرفیت های آن، به ویژه در حوزه بلاغت، پرداخته نشده است. کتاب شرح مشکلات بلاغی و عربی نفثه المصدور زیدری، به قلم کامران شاه مرادیان و سعید قنبری فشی، اثری است که با قصد گره گشایی از مشکلات بلاغی و عربی نفثه المصدور، با حجمی کمتر از شرح یزدگردی، به چاپ رسیده است. در این مقاله، از منظری غیر از مباحث مربوط به زبان عربی، به بررسی این اثر پرداخته ایم؛ نتیجه پژوهش آن است که نویسندگان در موارد متعددی دچار خطا و سهل انگاری شده اند؛ مواردی از قبیل: خطا در توضیح معنای لغات و جملات، سهل انگاری و لغزش در توضیح صنایع بلاغی، بی توجهی به روایت تاریخی متن، خطا در ضبط صحیح کلمات و جملات، رعایت نکردن اصول نگارش و ویرایش، عدم رعایت اصول علمی در ارجاعات و نقل قول ها و... فراوانی خطاهای نویسندگان به حدّی است که مخاطب مبتدی را دچار سردرگمی می کند و وجاهت علمی این اثر را تحت الشعاع قرار می دهد. از منظر مقایسه با شروح پیشین نیز می توان گفت این اثر، در زمینه حل مشکلات و تعقیدات متن، سخن تازه ای ندارد و گرهی از آن را نگشوده است.
۸۱۰.

واکاوی اعتماد در گفتمان های سیاسی بازتاب یافته در کلیله و دمنه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کلیله و دمنه گفتمان های سیاسی اعتماد نظام طبقاتی امنیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۶
در این پژوهش با رویکرد توصیفی–تحلیلی، به بررسی «اعتماد» در گفتمان های سیاسی بازتاب یافته در کلیله و دمنه پرداخته و رابطه پنج مؤلفه امنیت، نظام طبقاتی، خویشاوندی، دشمن و خطاکاران، در نسبت با اعتماد سنجیده شده است. یافته های پژوهش، نشان می دهد درباره اعتماد، با توجه به موقعیت ها و وضعیت هایی که شخصیت ها در آن قرار می گیرند، گفتمان های متفاوتی وجود دارد؛ چنان که درباره رابطه با شاه و دربار سه گفتمان دیده می شود: گفتمان محتاطانه که در آن بر محدودسازی شعاع اعتماد تأکید می گردد؛ گفتمان فرصت طلبانه که دستیابی به اعتماد را ممکن می داند و گفتمان اصلاح گرایانه که شاه با پذیرش خطا و تکیه بر خرد، در پی بازسازی اعتماد است. در زمینه انتخاب کارگزاران، در گفتمان سیاسی غالب، اعتماد بر اساس قدرت، ثروت و خویشاوندی است؛ اما در گفتمان بدیل که فرودستان مدافع آن هستند، بر شایستگی های فردی تأکید می شود. درباره اعتماد به دشمن، سه نگرش: بی اعتمادی مطلق، اعتماد عقلانی و اعتماد مبتنی بر ویژگی های فردی بازنمایی شده است. در خصوص خطاکاران نیز میزان اعتماد، به جایگاه اجتماعی افراد و نوع خطا وابسته است؛ چنان که خطاهای کوچک فرودستان با گذشت مواجه می شود؛ اما خطای فرادستان، حتی کوچک، بازیابی اعتماد را دشوار می کند. در مجموع، می توان گفت در گفتمان های سیاسی بازنمایی شده در کلیله و دمنه، ضمن تثبیت برخی هنجارهای سنتی، امکان بازاندیشی در روابط قدرت و عبور از مرزهای نظام طبقاتی وجود دارد. این رویکردها نشان می دهد اعتماد سیاسی در کلیله و دمنه، متأثر از بافت اجتماعی، جایگاه طبقاتی و راهبردهای کنشگران است.
۸۱۱.

معرفی و بررسی ویژگی های زبانی نسخه خطی مثنوی زینت الانجمن اثر میرزا حسن کفّاش اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دوره بازگشت نسخه خطی زینت الانجمن مثنوی میرزا حسن کفّاش اصفهانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۱۰۸
مثنوی زینت الانجمن در بحر متقارب با دوهزار بیت و در مدح و منقبت پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) است که شامل مرثیه امام حسین(ع) نیز می شود. این اثر متعلق به میرزا حسن کفّاش اصفهانی از شاعران دوره بازگشت در قرن سیزدهم است که متأسفانه درباره زندگی وی هیچ منبع مُتقَن و موثقی وجود ندارد. در هیچ یک از فهرست های نسخ و دست نوشته های فارسی، نامی از مثنوی زینت الانجمن نیست و تنها یکی از دو نسخه موجود دیوان کفّاش (نسخه کتابخانه آیت الله گلپایگانی) با این مثنوی آغاز شده است. مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای ابتدا به ویژگی های نسخه شناسی این اثر پرداخته و آنگاه مختصات زبانی آن را تحلیل کرده است. کفّاش اصفهانی در سرودن این مثنوی به شاهنامه فردوسی نظر داشته است. شعر کفّاش ساده، روان و به دور از واژه های نامأنوس و دشوار است. لغات مهجور و ترکیبات عربی در دیوان او اندک است و تعبیرات و عبارات عامیانه، زبان شعر او را به زبان مردم کوچه و بازار نزدیک کرده است.
۸۱۲.

«خوانش تطبیقی دو نمایشنامه «سیاوش و سودابه» و« از خون سیاوش» با استفاده از نظریه تراروایت ژرار ژنت»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هنر-ادبیات تطبیقی ژرار ژنت بیش متنیت شاهنامه سیاوش گئورگ دارفی محمود کیانوش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۱۸۴
برگرفتگی از گذشته و بازتاب معاصر آن در متون جدید برای حفظ پیوستگی میان انسان هایی که روایت جزئی جدانشدنی از زندگی شان است، همواره و در میان تمام ملل مورد توجه بوده است. با بررسی و مطالعه تاریخ ادبیات نمایشی ایران و جهان در می یابیم که نحوه استفاده و نمود متون کهن در این آثار، غالبا از طریق اقتباس های ادبی صورت پذیرفته است. در میان متون ایرانی نیز آنچه توجه را جلب می کند، استفاده مکرر از داستان های شاهنامه و اقتباس از آنها در نگارش متون جدید است. این پژوهش به صورت موردی به مطالعه دو اقتباس صورت پذیرفته از داستان سیاوش خواهد پرداخت که کمتر مورد توجه قرار گرفته اند: سیاوش و سودابه که توسط گئورگ دارفی، نویسنده ارمنی الاصل، و از خون سیاوش که توسط محمود کیانوش، نویسنده ایرانی، به نگارش در آمده اند. این اقتباس ها به صورت انفرادی تحلیل و سپس به صورت کلی و به کمک تحلیل تراروایتی-بیش متنی ژرار ژنت مورد بررسی قرار خواهند گرفت. آنچه در انتها توجه ها را به سمت خود جلب می کند، خوانش امروزی تفاوت ها، شباهت ها و ظرفیت های دو متن فارسی و ارمنی است که با رویکردهایی مختص به خود، دست به اقتباس از متنی واحد و در قالبی واحد زده اند که نگاهی دوباره به آنها می تواند برای خلق متون جدید نیز راهگشا باشد.
۸۱۳.

بحثی درباره شخصیت مبهم ابوالعلاء گنجوی و ارتباط او با خاقانی شروانی (با تکیه بر آگاهی های به دست آمده از دستنویس های مضبوط و کهن)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خاقانی دست نویس نسخه 439 لالااسماعیل ابوالعلاء گنجوی دیوان خاقانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۲۳
یکی از مهمّ ترین افزار پژوهش در متون کهن در اختیار داشتنِ دست نویس های معتبر و مضبوط است. دست یافتن به این نسخه ها آرزوی اغلب پژوهشگران این متون است. در این جستار کوشیده شده است تا دست نویس معتبری از دیوان خاقانی معرفی شود. این نسخه، با شماره 439، در کتابخانه لالااسماعیل ترکیه نگهداری می شود. از نشانه های موجود در آن پیداست احتمالاً در نیمه دوم سده هشتم (یا حدّاکثر نیمه نخست سده نهم) کتابت شده است. برای نشان دادنِ ارزش این نسخه، پس از پرداختن به میزانِ درستی نویسه های این اثر در مقابلِ تحریف ها و تصحیف های راه یافته به متن دیوان های چاپی، به یکی دیگر از باارزش ترین ویژگی های این دست نویس که عناوین اشعار است، اشاره شده است. در این راستا، به عنوانِ موجود در طلیعه نخستین قصیده ای که خاقانی در دربار شروان خوانده است پرداخته ایم و آگاهی های جدیدی درباره «ابوالعلاء گنجوی» ارائه کرده و نشان داده ایم برخی مشهورات نادرست درباره او از کدام دست نویس ها نشئت گرفته است. در هر مرحله تلاش کرده ایم مباحث خود را به دور از مشهورات رایج، با تکیه بر آگاهی هایی که خاقانی و دست نویس های کهن و مضبوط در اختیارمان قرار می دهند، مستدل کنیم.
۸۱۴.

از پل وجودی کافکا تا پل سوررئال حسینی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادبیات داستانی نقد نشانه شناسی بینامتنیت کافکا قدسی حسینی پل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۲
پل، همچنان که از نامش برمی آید می تواند پیونددهنده ای میان ادبیات داستانی دو سرزمین و رسیدن به تفکری جهان وطنی باشد. یک سوی آن، داستانی کوتاه از کافکا و سوی دیگر، نخستین داستان فلسفی بلند از نویسنده ایرانی، قدسی حسینی؛ زنی که همزمان با سفر حقیقی از آلمان به کانادا برای ملاقات خواهر محتضرش در بیمارستان، سفری معنوی را آغاز می ک ند و همگام با عبور از پل به مدد روایت تو در توی خویش و گفتگومندی باختینی در یک فضای سوررئالیستی و معناگرا می کوشد تا ناامیدی فروپاشانه پل وجودی کافکا را با یافتن خود، در دیگری بزرگ لکانی، دگرگون سازد. در هر دو داستان، امر نمادین و امرشخصی با کارکرد زبانی همدلی و زیبایی شناختی به هم گره خورده اند و همزمان در متن حضور دارند. این پژوهش با رویکردی نشانه شناسی به شیوه تحلیلی توصیفی به بررسی دو داستان هم نام پرداخته است و پژوهشی نوین در میان پژوهش های آثار کافکا، محسوب می شود که نشان می دهد همبستگی چشمگیری میان اجزای کلام، در انتقال پیامی واحد در پل کافکا وجود دارد؛ به صورتی که جنبه هایی از اگزیستانسیالیسم در آن برجسته شده، حال آنکه تنوع نمادها و ارجاعات بینامتنی گسترده در پل حسینی بر تعداد پیام های متن افزوده است. پیام هایی معنوی و اخلاق گرا که احتمالاً متأثر از خاستگاه شرقی نویسنده بوده اند. لحن لطیف و روند آهسته پل حسینی نیز در قیاس با زمختی لحن و ضرباهنگ کوبنده و پر تنش پل کافکا می تواند متاثر از جنسیت راویان باشد. اگرچه پل در اثر کافکا از ابژه به سوژه مبدل شده و در اثر حسینی به صورت معبر باقی مانده است؛ اما عناصر دیگری در روایت حسینی وجود دارد که نشانه درهم آمیختگی ابژه و سوژه است. این درهم تنیدگی دو عامل گفتمانی که نمایانگر خودِ نهفته سوژه در امن گاه ابژه است، می تواند مهمترین وجه اشتراک دو روایت متفاوت از پل باشد.
۸۱۵.

تحلیل گونه شناسانه رساله شکوی الغریب بر اساس نظریه فیلیپ لوژن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زندگینامه خودنوشت شکوائیه شکوی الغریب ادبیات عرفانی عین القضات همدانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۶
اتوبیوگرافی یا «زندگینامه خودنوشت» هرچند به عنوان یک گونه مستقل ادبی مولود ادبیات غرب است، اما در خلال متون عرفانی ادبیات فارسی نیز می توان نشانه ها، الگوها و نمونه هایی از آن را یافت که اغلب مورد مطالعه و تحقیق مستقل قرار نگرفته است. رساله «شکوی الغریب» عین القضات همدانی(۵۲۵– ۴۹۲ ه . ق) در مطالعات گونه شناسانه اغلب به عنوان «بث الشکوی» بررسی و تحلیل شده است، در این پژوهش، متن رساله «شکوی الغریب» از منظر ساختار و محتوا و بر اساس نظریه «فیلیپ لوژن» (م 1938) با گونه ادبی زندگینامه خودنوشت مقایسه و تحلیل شده است. شواهد متنی به دست آمده نشان می دهد بخش هایی از متن رساله شکوی الغریب حاوی الگوهای زندگینامه ای بوده و بر اساس شاخص های چهارگانه «فیلیپ لوژن»، با گونه ادبی زندگینامه خودنوشت مطابقت قابل توجّهی دارد. در نمونه های متنی شناسایی شده همانند متون زندگینامه خودنوشت، روایت بخش هایی از شخصیت، زندگی، زمانه و احوال درونی مؤلف خود دیده می شود. نتایج تحقیق، همچنین می تواند شاهدی بر وجود نمونه ها و الگوهای اولیه اتوبیوگرافی کلی نگر در ادبیات منثور عرفانی ایران و سیر تحول و تطوّر آنها به شمار آید.
۸۱۶.

معرفی دیوان «دارالسلام» شیخ عبدالرزاق نقشبندی به همراه تحلیل ساختاری و محتوایی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عبدالرزاق نقشبندی دیوان دارالسلام خاندان بدری فرقه خواجگان صوفیان کشمیر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۹
شیخ عبدالرزاق نقشبندی از صوفیان برجسته وادی جنت کشمیر است. وی دیوان «دارالسلام» را بر وزن «حدیقه الحقیقه» سنایی در موضاعات اخلاقی و عرفانی سروده است؛ و علاوه بر این، در مورد زندگی خود، چگونگی مشرف شدن به درگاه طریقت، ارادت نسبت به مراد و مرشدش و برخی مسائل اجتماعی و سیاسی عصر خویش نیز در آن سخن رانده است. همچنین او در این اثرگرانقدر 28 تن از بزرگان و خواجگان سلسله نقشبندیه را به صورت گسترده معرفی و مدح کرده است. از میان تذکره های موجود و مربوط به این موضوع، تنها در تذکره حاجی محی الدین مسکین در پنج سطر ازاین صوفی پرکار سخن به میان آمده است و بقیه تذکره ها در باره او ساکت هستند؛ اما متن اشعار باقی مانده از دیوان دارالسلام، آگاهی های مفصلی را درباره زندگی پر فراز و نشیب این شاعر صوفی مسلک فرا روی ما قرار می دهد. بر این اساس اشعار شیخ نشان می دهد او در قرن دوازدهم هجری می زیسته و مذهب حنفی داشته و در عرفان، پیرو مسلک و مرام مشایخ سلسله نقشبندیه بوده است. از دیوان دارالسلام تنها دو نسخه باقی مانده که در اوایل قرن سیزدهم هجری به وسیله شیخ عبدالقدیر بدری نگاشته شده است. اشعار شیخ عبد الرزاق که جنبه تعلیمی دارد معمولاً روان و قابل فهم است؛ اما به دلیل طولانی بودن برخی از موضوعات و حاشیه رفتن های بی مورد، گاهی مطالب غیر ضروری باعث سردرگمی خوانندگان می شود. از جهت زبانی حذف و افزایش واج ها از مهم ترین ویژگی های آوایی اشعاراین دیوان است. اگرچه دیوان شیخ به زبان رایج دوره شاعر سروده شده ؛ اما این شاعر آشنا به زبان فارسی واژگان فارسی و عربی قدیم را نیز به مقدار زیاد در دیوانش به کاربرده است. همچنین او در این اثر صوفیانه در به کارگیری فنون ادبی و زیبایی های بلاغی مانند شاعران حرفه ای عمل نکرده و بیشتراز آرایه تضمین و تلمیح بهره برده است که نشان دهنده تاثیر پذیری او از متون اسلامی به خصوص قرآن و حدیث است.
۸۱۷.

اهمیت برخی از جُنگ ها، سفینه ها و مجموعه های کهن در تصحیح دیوان عطّار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عطار نیشابوری دیوان عطار تصحیح جنگ سفینه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۵
افسانه پردازی درباره عطّار نیشابوری و انتساب آثار و اشعار سست و ناهمگون به این شاعر و عارف برجسته، از حدود قرن نهم هجری شتاب و وسعت بیشتری گرفته است. از همین رو در مطالعات مربوط به عطّار منابع پیش از این تاریخ از اهمیتی دوچندان برخوردار هستند. جُنگ ها و سفینه های کهن یکی از این منابع هستند که می توانند در تصحیح آثار عطّار نیشابوری و بررسی انتساب اشعار به او بسیار راهگشا باشند. در پژوهش حاضر اشعار عطّار در سفینه های کهن در چهار بخش بررسی شده است: در بخش نخست به اشعاری پرداخته شده که در چاپ های موجود دیوان با بهره گیری از منابعی محدود تصحیح شده، و نشان داده شده است که ضبط این اشعار در سفینه های کهن تا چه حد می تواند برای مصحّحان کمک کننده باشد. در بخش دوم ضبط های درخور توجه برخی ابیات در سفینه های کهن بررسی شده و نشان داده شده است که برخی از این ضبط ها گرچه منحصربه فرد هستند، می توانند مصحّح را به صورت اصیل سخن عطّار رهنمون باشند. برخی دیگر از این ضبط ها نیز مؤیّد و پشتیبان ضبط نسخه هایی از دیوان هستند. در بخش سوم به حرکت گذاری کلمات در برخی سفینه ها پرداخته شده و با ارائه شواهدی نشان داده شده است که این حرکت گذاری ها چگونه می تواند مصحّح را در خوانش و تصحیح متن یاری کند. در بخش چهارم نیز درباره اشعار نویافته منسوب به عطّار در سفینه های کهن و چگونگی برخورد صحیح با این اشعار، بحث شده است.
۸۱۸.

همسنجی عملکرد مترجمان در برگردانِ پاره گفت های عکس محورِ نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: نهج البلاغه شگرد عکس اقتصاد زبانی ترجمه و بازسازی تنوع واژگانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۲
یکی از شگردهای مهمی که سخنوران صاحب نام در فرایند انتقال مفاهیم مورد نظر از آن استفاده کرده اند تکنیک «عکس» یا «تبدیل» است. امام علی علیه السلام به عنوان یک سخنور بی بدیل، برای ترسیم اندیشه ها در خطبه های خود از شگرد یادشده بهره گرفته است و بارِ معناییِ زیادی را بر دوش آن قرار داده و تلاش نمود با توانش زبانی خویش، میانِ ساخت زبانی و مفهوم مورد نظر هماهنگی و همسویی ایجاد نماید و از رهگذر آن، ایدئولوژی خود را به مخاطب القا نماید. در پرتو اهمیت جایگاه و کارکرد شگرد عکس در نهج البلاغه، پژوهش حاضر می کوشد با انتخاب ترجمه محمد دشتی و عبد المجید معادیخواه به عنوان جامعه مطالعاتی، به روش توصیفی- تحلیلی، نحوه برگردانِ پاره گفت هایِ عکس محورِ خطبه های نهج البلاغه را از منظر رسایی یا نارسایی دلالت، بازآفرینی یا گذر از تناظر در ساخت، رعایت اقتصاد زبانی یا نادیده گرفتن آن مورد واکاوی قرار دهد تا از کیفیت فهم آن دو مترجم نسبت به دلالت شگرد یادشده، چگونگی بازتولید آن تکنیک بیانی در زبان مقصد، و میزان توجه به اقتصاد زبانی و کمینه گراییِ نخستین پرده بردارد. بررسی گویای این است که هر دو مترجم به وجود این تکنیک در متن مبدا شناخت داشته اند و کوشیده اند در فرایند برگردانِ متن، از رهگذر تکرار سازه های اصلی عکس، آن را در زبان فارسی بازآفرینی و بازسازی نماید و با آرایش جدید واژگان متناظر، آن راهبرد بیانی را در زبان مقصد پیاده سازی کنند. با اینهمه گاهی اوقات محدودیت معنایی و ساختاری مانع از بازآفرینی عکس در زبان مقصد شده است.
۸۱۹.

معرفی شمسی بغدادی و متن شناسی مثنوی منظرالابرار او(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شمسی بغدادی منظرالابرار مخزن الاسرار نظامی عهدی بغدادی شعر و زبان فارسی در آسیای صغیر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۳
مقاله حاضر ضمن معرّفی و بررسی نسخه منحصربه فرد منظومه منظرالابرار، به شرح احوال سراینده آن، شمسی بغدادی، می پردازد. شمسی بغدادی از شاعران پارسی سرای سده 10ق (زنده در 975ق) در آسیای صغیر است که اطّلاعت زیادی از او در دست نیست. هرچند ارباب تذکره، اصل وی را از بغداد دانسته اند، امّا قراین نشان می دهد که تبار عجمی داشته است. در بغداد به شغل کفش دوزی می گذرانده و سال ها با ریاضت کشی می زیسته است. هواخواه اهل بیت و پای بند شَعایر اسلامی بوده و نسبت به مذهب تشیّع، تعصّب می ورزیده است. خاندان او همه اهل دانش و فضل و شعر بودند و فرزندش، عهدی بغدادی، از شاعران و تذکره نویسان مشهور سده 10و آغاز سده 11ق (د: 1002ق) و مؤلّف تذکره گلشن شعرا است. شمسی در سرودن غزل، قصیده و مثنوی تسلّط داشت و علاوه بر اشعار پراکنده ای که از او باقی مانده، منظومه منظرالابرارِ او نیز در دست است که به تتبّع مخزن الاسرار نظامی گنجه ای سروده و به سلطان سلیمان (900- 974ق) اتحاف کرده است. این مثنوی، تنها نظیره فارسی مخزن الاسرار در جغرافیای آناتولی و آسیای صغیر به شمار می رود. این مقاله به شیوه تحلیلی-توصیفی، و با استناد به منابع ادبی، تاریخی و شواهد درون متنی نوشته شده است.
۸۲۰.

بررسی و تحلیل انضمامی روایت «رستم و شَغاد» با استفاده از رویکرد نقد نو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شاهنامه رستم و شغاد روایت باورپذیری الگوهای کلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۹
قصه «رستم و شغاد» یکی از فنّی ترین و منسجم ترین روایت های موجود در شاهنامه است. در این قصه، برجسته ترین پهلوان شاهنامه، رستم، از جریان روایت حذف می شود. علاقه فردوسی به رستم سبب شده است تا فردوسی برای حذف او حساسیت و وسواس زیادی نشان دهد. فردوسی برای حذف این شخصیت ملی مجبور بوده است تا دقت زبانی و روان شناختی زیادی صرف کند تا مرگ رستم، با آن عظمت و شکست ناپذیری، معقول و پذیرفتنی جلوه کند. نقد نو، به منزله رویکردی انضمامی و سیستمی، تلاش می کند تا با اصالت بخشیدن به متن، الگوهای کلامی، هماهنگی، و وحدت درونی اجزا را در اثر نشان دهد. پیش فرض مقاله این است که فردوسی با استفاده از مقولا تی به نام «بازی اعتماد» و «فریب عاطفی» تلاش کرده است تا مرگ پهلوانی چون رستم را برای خواننده باورپذیر کند. مقدماتی چون «مفتون سازی»، «متقاعدسازی»، «خلق بحران و اضطرار»، «ایجاد حیرت»، «تبدیل قصه من به ما»، «تبانی»، «جلب اعتماد»، «تسریع اعتماد»، و «توطئه» قتل رستم را تا حد زیادی منطقی می کند. در این مقاله، با روش توصیف و تحلیل کیفی و دقیقِ متن، تلاش می شود تا مقدمات زبانی و ذهنیت روان شناختی فردوسی برای توجیه پذیری مرگ ابرپهلوان اثر ارزیابی شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان