شاهنامه و الگوی مرزهای ایران در روزگار صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۹۷
265-302
حوزههای تخصصی:
شکل گیری و استواری مرزهای سیاسی هر کشور به اسباب و رخ دادهای گوناگونی بازبسته است؛ منابع انسانی، قدرت، ثروت و ... ازجمله مهم ترین این عوامل به شمار می روند؛ در این میان گاه فرهنگ، باورها و اندیشه های مردمان هر سرزمین بر این امر عناصری بسیار اثرگذارند؛ به نظر می رسد شاهنامه به عنوان مهم ترین متن فرهنگی که بازتاب دهنده الگوها، باور ها و اندیشه های ایرانیان پیش از دوران جدید است، پس از قرن ها توانست هم زمان یا اندکی پیش از سپیده دمان دورانی که به نوزایی/ رنسانس اروپایی نام بردار است، بسترساز تعریف و تثبیت دوباره مرزهای سرزمین ایران شود؛ هرچند شاید برآمدن دولت صفوی، در آغاز هیچ گاه با هدف یکپارچگی سرزمینی از هم گسسته و پریشان به نام ایران نبود؛ امّا به نظر می رسد پختگی شاهان صفوی در بوته پیشامدهای گوناگون و البتّه هم نشینی آنان با وزیران و دیوان سالارانِ ایران دوست و شاهنامه خوان، آنان را بدین سوی کشاند و اسباب آگاهی هرچه بیشتر آن ها را از حدود و مرزهای این سرزمین، و به دنبال آن کوشش در جهت تعریف و تثبیت دوباره آن فراهم ساخت؛ این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی به دنبال پاسخ به این پرسش است که مرزهای سیاسی ایران در زمان صفویه بر چه الگویی استوار شدند؟ آیا شاهان صفوی دارای الگوی ذهنی ویژه ای در خصوص مرزهای ایران بودند یا خیر؟ جایگاه شاهنامه و دیگر متون حماسی ایران در این آگاهی بخشی و تعریف و تثبیت کجاست؟