مطالعات زبان و ادبیات غنایی
مطالعات زبان و ادبیات غنایی سال 15 بهار 1404 شماره 54 (مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
مقالات
حوزههای تخصصی:
نماد روان شناختی از انواع نمادهایی است که بیشترین کارکرد را در متون ادبی از خود به جای می گذارد و با گذر از معنی ظاهری واژه ها به معنای باطنی آنها اشاره می کند که اغلب از ناخودآگاه شاعر یا نویسنده سرچشمه می گیرد، برخلاف نماد ادبی که پدیده ای مستقل و ابتکاری است، در مثنوی مم و زین با نمادهای روان شناختی روبه رو هستیم که صرف نظر از ارزش زیبایی شناسانه متن، از پیوندی عمیق بین ناخودآگاه شاعر برخوردار است. این جستار بر آن است تا با روش توصیفی–تحلیلی و با تکیه بر مکتب روان شناختی یونگ، نمادهای به کاررفته در این داستان را واکاوی کند. این پژوهش می تواند به درک و شناخت بهتر ما از مثنوی مم و زین کمک کند و ما را با زوایای کمتر شناخته شده ای از این اثر آشنا سازد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که داستان مم و زین از این جهت که دارای ساختار و درون مایه ای کاملاً نمادین و مشتمل بر مضامین صور اساطیری و کهن الگویی است، ناخودآگاه جمعی در آفرینش آن نقش مهمّی دارد.
کارکرد عناصر معنادرمانی در رمان «همنوایی شبانه ارکستر چوب ها» اثر رضا قاسمی بر اساس نظریه ویکتور فرانکل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
جستجوی هدف، ابزاری برای رسیدن به معنا و آرامش در مکتب روانشناسی معنادرمانی به شمار می آید. این مکتب مبتنی بر آرا و اندیشه های ویکتور فرانکل است و مطمح نظر بسیاری از نویسندگان و ادبای معاصر قرار گرفته است. رضا قاسمی، نویسنده معروف ایرانی نیز با نگاه فیلسوفانه و ادیبانه اش در آثار ادبی خویش به معنادرمانی و مفهوم زندگی در سایه مؤلفه های فلسفی آن توجه داشته است. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی- تحلیلی و به کمک منابع کتابخانه ای، درصدد پاسخ به این سؤال است که معنا درمانی چه جایگاهی در این رمان دارد. برای این منظور ابتدا به تعریف معنادرمانی ویکتور فرانکل و مؤلفه های معنابخش آن در زندگی پرداخته شده، سپس رمان «همنوایی شبانه ارکستر چوب ها» اثر رضا قاسمی را با توجه به دلالت های مستقیم و غیر مستقیم آن، بر اساس نظریه معنادرمانی ویکتور فرانکل بررسی شده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که رضا قاسمی از تجربه های انسانی، ارزش های اخلاقی، رنج ها و دیگر مؤلفه های معنابخش زندگی برای مقابله با تکانه های روحی و فائق آمدن بر نابرابری ها و ناعدالتی های زندگی تعریف کرده؛ کما اینکه نیل به آرامش در مواجهه با مرگ را از دریچه اندیشه توحیدی و اعتقاد به معاد تعریف کرده است.
مطالعه تطبیقی شکر در صحیفه سجادیه و بوستان سعدی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
شکر به معنای سپاس داشتن و ثنای نیکو گفتن خدا و هر انسان نیکوکار در انواع و اقسام شکر، یکی از جلوه های زیبایی بندگی و اخلاقی است که نزد تمام ملل با عقاید گوناگون، ستوده است. در قرآن کریم و ادعیه و احادیث معصومین (ع) و آثار نظم و نثر فارسی، به این موضوع توجه ویژه شده است. در صحیفه سجادیه، در بستری دینی و عرفانی در چندین دعا ازجمله دعای 15 و دعای 23 و به ویژه دعای 37 (نیایش در اقرار به تقصیر از ادای شکر) موضوع شکر مطرح شده است. سعدی شیرازی نیز در بوستان و گلستان به خصوص در باب هشتم بوستان (در شکر بر عافیت) به طور ویژه به این موضوع پرداخته است. نگارنده در این نوشتار، پس از آشنایی با اندیشه های امام سجاد (ع) و شعر سعدی شیرازی در باب شکر، به مقایسه و تطبیق نظرات امام سجاد (ع) و سعدی پرداخته و وجوه تشابه و تفاوت و ابعاد و زوایای پرداختن به شکر را در این دو بستر معرفی و با تکیه بر مضامین معرفتی آنها بررسی کرده است. نتیجه اینکه اندیشه های سعدی برگرفته از آموزه های اسلامی است و مغایرتی با دیدگاه امام سجاد (ع) ندارد، ولی به برخی نکات عمیق مانند پاداش به سپاسگزاران و نیکوکاران، پذیرش اندک عبادت بندگان، آمرزش بندگان از روی لطف نه ازآن جهت که ایشان مستحق اند، برخی صفات الهی مانند عفو، افضال، احسان، فرصت دادن به بندگان خصوصاً گنه کاران، پاداش جاودان دادن به یک عمل کوتاه و دنیوی کمتر توجه کرده است.
شگردهای مشترک در اشعار سبک هندی و کاریکلماتور در ایجاد مفاهیم طنزگونه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
کاریکلماتور یکی از جریان های نوظهور ادبیات معاصر است که از زیرمجموعه های طنز و مطایبه به شمار می رود. پیروان این جریان برای ایجاد فضاهای طنزآمیز، از بازی های زبانی به مثابه شگردی ویژه بهره می برند. عده ای پیشینه کاریکلماتور را به ادبیات غرب ارتباط داده اند و رواج جملات کوتاه طنزآمیز در روزنامه ها و مجلات عصر پهلوی دوم، این استدلال را تقویت کرد. اگر ویژگی ها و شگردهای ساخت کاریکلماتور را تحلیل کنیم، می توان این احتمال را مطرح کرد که ریشه آن را شاید بتوان در متون تعلیمی و عرفانی و اشعار سبک هندی جست. ما در این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی شگردهای مشترک ساخت طنز را در اشعار سبک هندی و کاریکلماتور یافتیم و نشان دادیم که این شاعران و نویسندگان چگونه از این شگردها برای فضاسازی طنزآمیز بهره برده اند. پس از تحلیل نمونه ها به این نتیجه دست یافتیم که از صنایعی چون ایهام، کنایه، حسن تعلیل، اغراق و متناقض نما برای رسیدن به این هدف استفاده کرده اند.
مطالعه تطبیقی متن و تصویر در روایت خسرو و شیرین بر اساس ریخت شناسی ولادیمیر پراپ(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ریخت شناسی از مباحث اساسی در نقد ادبی است که به بررسی ساختار درونی داستان ها و کشف کنش ها و خویشکاری های موجود در داستان می پردازد. پراپ نخستین بار به ریخت شناسی داستان ها پرداخت و قصه های عامیانه روس را بر این مبنا تجزیه و تحلیل کرد. او روایت را به عملکردها و شخصیت های متفاوت تقسیم کرد. این شاخصه ها را می توان در روایت های ایرانی نیز مشاهده کرد. با توجه به همگامی ادبیات با نگارگری ایرانی، الگوی ریخت شناسی پراپ در نگاره های ایرانی نیز قابلیت شناسایی و بررسی دارد. پژوهش حاضر به هدف شناسایی و تطبیق داستان و نگاره های روایت خسرو و شیرین براساس الگوی ریخت شناسی پراپ و در پاسخ به این پرسش هاست که کدام یک از عملکردها و شخصیت های ارائه شده در الگوی ریخت شناسی پراپ در نگاره ها و روایت خسرو و شیرین مشاهده می شود؟ بر اساس الگوی ریخت شناسی پراپ متن و نگاره های روایت خسرو و شیرین چه شباهت ها و تفاوت هایی با هم دارند؟ روش انجام پژوهش توصیفی–تحلیلی و شیوه جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است. به همین منظور 12 تصویر بر اساس سیر داستان خسرو و شیرین از مکتب هرات انتخاب و بر اساس متن داستان با نظریه پراپ مطابقت داده شدند. نتایج به دست آمده نشان می دهد 30 عملکرد از الگوی ارائه شده پراپ در روایت و 19 عملکرد در نگاره های خسرو و شیرین دیده می شود. همه انواع شخصیت ها در نگاره ها قابل شناسایی است که برخی دارای چندین عملکرد هستند. همچنین انواع وضعیت ها، گره افکنی ها و موانعی که باعث کشش و جذابیت داستان شده است در نگاره ها نیز وجود دارد.
تحلیل معناشناختی نماد عشق در اشعار قیصر امین پور(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
واژه «عشق» در شعر معاصر، مفهومی جز معنای ظاهری و یا حتی نمادین خود در ادبیات عرفانی یافته است. این واژه دیگر نه در ساحتی صریح و فردی به عواطف فردی دلالت دارد، و نه در ساحتی نمادین و عرفانی به معانی الهی و آسمانی. عشق در شعر معاصر بارها در مفهوم «آزادی» به کار رفته است. یکی از مشهورترین شاعران معاصر که همواره در اشعار خویش به مقوله آزادی توجه ویژه داشته، قیصر امین پور است. در این پژوهش بنا داریم با رویکردی معناشناسانه بر اساس نظریه لیکاف و جانسون، مصادیق استعاره مفهومی عشق را در اشعار این شاعر معاصر بررسی کنیم و با روش توصیفی-تحلیل به کمک منابع کتابخانه ای به این پرسش پاسخ دهیم که «نگاشت های استعاری و ویژگی های مشترک عشق و آزادی در اشعار قیصر امین پور کدامند؟» نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که قیصر مجموعاً سی بار از نماد عشق در مفهوم آزادی بهره یافته است. از این بسامد او پانزده نگاشت گوناگون برای این رابطه نمادین مطرح کرده است. نگاشت های استعاری عشق و آزادی در اشعار قیصر را می توان به دو دسته متداول و ابداعی تقسیم کرد، به نحوی که او از تجربه جمعی غنایی و عرفانی شعر فارسی نگاشت هایی چون: عشق آتش است، عشق جاندار است، عشق درد است را اتخاذ کرده و به منظور تبیین مفهوم تازه خود از عشق به کار می برد. از سوی دیگر بر اساس تجارب سیاسی-اجتماعی روزگار خود و نیز تجارب فردی اش از شعر و ادب فارسی، نگاشت هایی چون: عشق سنگ گور است و عشق نام است را در دلالت بر مفاهیم جنگ و شهادت و شهدای راه آزادی، و نگاشت هایی مثل: عشق دفتر است، عشق دستور زبان است، و عشق خواهر (همخون) است را بر اساس خلاقیت خود و باز هم برای تبیین عقاید و آرمان های اجتماعی و تجارب زیسته خود در روزهای انقلاب و جنگ تحمیلی ابداع می کند.