فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۲۱ تا ۶۴۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
قالی های مناطق غرب و جنوب غرب افغانستان، به ویژه در استان های هرات، فراه، نیمروز، بادغیس، غور و هلمند، از مهم ترین نمودهای هنر مردمی این سرزمین به شمار می آیند. این نواحی که در مجاورت مرز ایران و حوزه ی فرهنگی خراسان قرار دارند، از دیرباز محل سکونت طایفه ها و قبایل گوناگونی همچون بلوچ ها، تیموری ها، ابدالی ها و صافی ها بوده اند و تنوع قومی و فرهنگی آن ها نقش مؤثری در شکل گیری سنت های قالی بافی داشته است. قالی های این مناطق با بهره گیری از نقوش هندسی، گیاهی، انسانی و حیوانی و با ساختارهایی عمدتاً انتزاعی، بازتابی از تجربه های تاریخی، معیشت سنتی، مهاجرت و تحولات اجتماعی معاصر به شمار می آیند. هدف از نگارش پژوهش حاضر، تحلیل ابعاد هنری و زیبایی شناختی طرح و نقش قالی های غرب و جنوب غرب افغانستان و شناسایی لایه های نمادین و فرهنگی نهفته در آن هاست. در واقع نگارندگان در پی پاسخ به این پرسش هستند که این قالی ها چگونه توانسته اند ضمن حفظ اصالت های سنتی، بازتابی از شرایط تاریخی و اجتماعی معاصر را در ساختار بصری خود جای دهند؟ ضرورت انجام پژوهش از آن جا ناشی می شود که مطالعات پیشین عمدتاً بر جنبه های فنی و اقتصادی قالی افغانستان متمرکز بوده و کم تر به تحلیل هنری و نمادین قالی های این محدوده ی جغرافیایی پرداخته اند؛ از این رو، شکاف معناداری در مطالعه ی ابعاد بصری و فرهنگی این دست بافته ها وجود دارد. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است و گردآوری داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای، بررسی میدانی و مشاهده ی مستقیم نمونه های قالی مربوط به هفتاد سال اخیر صورت گرفته است. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شده و ۱۷ تخته قالی بر اساس معیارهایی چون اصالت بافت، وضوح نقش مایه ها، تعلق جغرافیایی معتبر و قدمت قابل استناد انتخاب شده اند. یافته ها نشان می دهند که قالی های منطقه را می توان در سه الگوی اصلی شامل قالی های بلوچی، قالی های جنگی و قالی های تصویری (ادرسکند، ارادت و جنگی) طبقه بندی کرد؛ الگویی که بیانگر نقش قالی به عنوان حامل معنا، حافظه ی تاریخی و هویت فرهنگی است.
معماری اضطراب و تجربه مردم از فضا در شرایط جنگی: مطالعه مردم نگارانه رخداد جنگ 12 روزه در تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۰)
۸۴-۶۵
حوزههای تخصصی:
در پی رخدادهای نظامی اخیر و بالا گرفتن نگرانی های عمومی از حملات هوایی یا موشکی در ایران، شهروندان تهرانی تجربه ای جدید و اضطراب آمیز از فضاهای روزمره خود یافتند. این پژوهش با رویکردی مردم نگارانه، به تحلیل تجربه زیسته مردم تهران از فضا در لحظات تهدید و بحران اخیر می پردازد. پرسش اصلی پژوهش آن است که چگونه احساس ترس و ناامنی ناشی از تهدید جنگی، معنا، کارکرد و ادراک فضایی مکان های روزمره درون خانگی و برون خانگی را مانند خانه، خیابان، مترو، حیاط، پله ها، پشت بام ها یا مکان های عمومی تغییر می دهد. در این پژوهش از طریق انجام مصاحبه های کیفی، مشاهده مشارکتی و تحلیل روایت های مردمی درباره بازه زمانی جنگ 12 روزه، داده هایی گردآوری شده است که نشان می دهند فضای شهری در تهران، نه تنها ساختاری فیزیکی، که مرتبط با ابعاد فضایی هویت بوده و بستری احساسی، روانی و اجتماعی برای ظهور تفسیر و تجربه جدید از درک فضای شهری است. در زمان هشدار حمله یا شایعه تهدید، برخی فضاها به «پناهگاه های نمادین» و برخی دیگر به «ناامن ترین نقاط» تبدیل می شوند. این پژوهش هم چنین نشان می دهد که حافظه جمعی ناشی از رخدادهای دیگر چون زلزله بم، همه گیری ویروس کرونا و جنگ ایران-عراق در دهه ۱۳۶۰ه .ش.، چگونه در ادراک فضایی بازتاب یافته و این موارد با معماری اضطراب در فضاهای امروزی تهران مقایسه می شود. در نهایت، نویسندگان پیشنهاد می کنند که بازاندیشی در طراحی معماری شهری در شرایط بحران، نیازمند توجه به تجربه های زیسته مردم از فضا، ترس و امنیت است.
مطالعه تطبیقی تجارب جهانی الگوهای فضاهای نیمه باز مسکونی آپارتمانی در ارتباط با کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از معضلات پیش روی جوامع بشری، وجود شهرهای پرتراکم، فشرده و ساخت و ساز عمودی است. فضاهای باز و نیمه باز در این گسترش فراگیر عمودی سازی، جایگزین حیاط ها و باغ های سنتی به عنوان یک فضای خصوصی یا نیمه خصوصی مطلوب شده اند. فضای نیمه باز در کاربری های مسکونی فعلی تلفیقی از فضای بسته و باز است که نقش اساسی عملکردی همواره مورد توجه قرار گرفته است. به علاوه، تاثیرات این دست فضاها از جنبه های مختلف اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی نیز مورد توجه قرار گرفته است. از آنجا که کلانشهر تهران به عنوان یکی از متراکم ترین کلانشهرهای دنی ا شناخته می شود، توجه به این فضا با نگاهی تخصصی تر و در راستای بهینه سازی آن از جنبه های مختلف بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. از این رو این پژوهش تلاش دارد تا با مطالعه و مرور منابع مختلف جهانی در زمینه به بینشی جدید نسبت به این فضای کلیدی معماری دست پیدا کند. در همین راستا، با استفاده از استاندارد مطالعات مرور سیستماتیک PRISMA ، که عبارت است از دستورالعملی به منظور شفاف و علمی سازی گزارش نویسندگان مقالات مروری، سعی بر گردآوری، تحلیل و ارائه راهکارها و استانداردهایی بر اساس تجارب جهانی بپردازد. در این راستا، در ابتدا جمع آوری منابع مرتبط با موضوع مورد مطالعه با جستجو در پایگاه های گوگل اسکولار ، ساینس دایرکت ، ریسرچ گیت و آکادمیا آغاز شد. بدین منظور کلیدواژه های "Balcony" "Residential Semi-Open spaces"، ،“ Residential Semi-Closed Spaces” ، Terrace”در این منابع مورد جستجو قرار گرفتند. در ابتدا 249000 نتیجه از این طریق یافت شد که با بررسی اولیه و فیلتر ، نتایج به دست آمده بر اساس زمینه و نوع مقالات (علمی-پژوهشی)، این رقم به 325 مورد کاهش پیدا کرد. در ادامه تصمیم بر آن شد که منابع باقیمانده به منظور ارتباط با موضوع پژوهش بررسی گردند.بنابراین، به بررسی چکیده و کلیدواژه های به کار رفته در منابع باقیمانده پرداخته شد که این امر باعث شد تا 112 منبع باقی بماند. پس از بررسی 76 منبع مختلف، با استفاده از چک لیست تحلیل کیفی مطالعات، از میان تمامی نتایج حاصل از جستجو در موتور جستجوی پایگاه های مختلف داده های علمی، راهکارهای مختلف در زمینه های ویژگی های کالبدی، ابعاد زیست محیطی و تنظیم شرایط محیطی دسته بندی شده و در نهایت در بخش نتیجه گیری راهکارهای مناسب طراحی و بهسازی فضاعای بالکن ارائه شده است.
منظر رنج؛ مصائب توسعه دیگران در منافع جامعه محلی
منبع:
مکتب احیاء سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶
5 - 7
حوزههای تخصصی:
مقدمه شکل گیری این پژوهش به زمستان 1403 برمی گردد که مطالعه «کمپ B» در بندر امام خمینی از سوی گروه معماری حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی به پژوهشکده نظر پیشنهاد شد. «کمپ B» نامی است که سازندگان ژاپنی شرکت پتروشیمی ایران-ژاپن (IJPC)، به بخشی از اقامتگاه کارگران خود در 15 کیلومتری پتروشیمی داده بودند. آن زمان، بندر ماهشهر بزرگترین منطقه سکونتی نزدیک پتروشیمی بود و در اراضی امروزین بندر امام زندگی شهری جریان نداشت. بندر امام (شاهپور) از آنرو برای احداث تأسیسات پتروشیمی انتخاب شده بود که با بهره گیری از خورهای (پیشرفت آب در خشکی) خود امکان کشتیرانی تا فاصله نزدیکتری به اهواز، مرکز لجستیک استان خوزستان را فراهم می کرد. صنایع نفتی که از اواخر قاجار در خوزستان احداث شده بود، اهواز را مرکز لجستیک خود با سرزمین اصلی قرار داد و بندر شاهپور نزدیک ترین خروجی به آب های بین المللی بود. از این رو راه آهن بندرشاهپور-اهواز با خط مستقیمی که امروزه بی اهمیت انگاشتنش هر عارضه طبیعی یا اجتماعی در پیرامون خود را با حرکت بر مدار قضیه حمار تصریح می کند، احداث شد. همان خطی که در جریان جنگ جهانی نیز متفقین با اتصال آن به بندر شاه در دریای مازندران، پل پیروزی خود را در مقابل آنها و متحدانشان ایجاد کردند. بدین ترتیب برای بندر شاهپور به مثابه نقطه آغاز دسترسی به سرزمین ایران، مزیتی ایجاد شد که در قیاس با سایر بنادر کشور در طول دوهزار کیلومتر، ساحل جنوب آن را در موقعیت برتری قرار داد. ژاپنی ها در سال 1352 ساخت پتروشیمی را در این نقطه آغاز کردند تا ارزش افزوده صنایع نفتی را با کارگر ارزان، معافیت های مالیاتی، هزینه های بالاسری اندک ناشی از قیمت زمین، زیرساخت ها و مهمتر از همه معافیت از انتقال حجم انبوه نفت خام از طریق فراوری آن در مبدآ مضاعف سازند. بدین ترتیب بندر شاهپور که پس از انقلاب اسلامی، بندر امام خمینی خوانده شد، در هیئت یکی از مهمترین بنادر کنونی کشور زاده شد.
ارتقا کیفیت محیط زندگی در خانه های سالمندان با محوریت زیست مبنا(مبتنی بر قیاس جنسیتی زن و مرد)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
گرایش ساختار جمعیتی کشور از جوان به بزرگسال، و با بالا رفتن سرعت رشد نسبی جمعیت سالمندان کشور می باشد، به ویژه اینکه فکری برای طراحی محیط های بیرونی خانه های سالمندان نشده است. مطالعات زیادی در زمینه کیفیت زندگی سالمندان انجام شده است ولی در زمینه محیط زیست و بیرونی خانه های سالمندان مطالعه ای صورت نگرفته است. هدف از این پژوهش ایجاد زیست مبنا و تاثیر مولفه های آن بر ارتقا کیفیت زندگی، زنان و مردان سالمند ساکن در خانه های سالمندان می باشد. ابتدا به بررسی تحلیل- محتوا زیست مبنا و عوامل موثر بر کیفیت زندگی سالمندان پرداخته شد. در همین راستا 120 پرسشنامه ساختار یافته در اختیار سالمندان در دو گروه پیش آزمون و پس آزمون توزیع شد. در نهایت داده های جمع آوری شده با استفاده از نسخه 28 نرم افزار SPSS و نسخه 2020 نرم افزار MAXQDA تجزیه و تحلیل شد و آماره ها و همبستگی نمونه های جفتی شاخص ها بررسی شد. روش تحقیق شامل یک روش ترکیبی پیمایشی، میدانی و آزمایشی می باشد. تحلیل داده ها با آزمون های T همبسته و تحلیل کوواریانس انجام شد. نتایج آزمون T همبسته نشان داد مولفه های زیست مبنا موجب افزایش و بهبود کیفیت محیط زیست و تمامی مولفه های آن شدند (05/0>p). نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد میزان اثربخشی مولفه های زیست مبنا بر نمره کل کیفیت محیط زیست در دو گروه مشابه بود. اما اثر جنسیت بر دو مولفه خودکفایی و پویایی و سرزندگی تایید شد (05/0>p). طراحی محیط های مسکونی متناسب با نیازهای سالمندان نیازمند راه حل های کافی است. مردان سالمند در مولفه خودکفایی و زنان سالمند در مولفه پویایی و سرزندگی بهبود کیفیت زندگی بیشتری داشتند.
بررسی تاثیر زمینه گرایی بناهای میان افزا بر تداوم مقبولیت محدوده بافت تاریخی (نمونه موردی مجتمع امین اصفهان)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
معماری و محیط های انسان محور دوره ۲ پاییز ۱۴۰۴ ماره ۳
14 - 26
حوزههای تخصصی:
توسعه ی فضاهای شهری در کنار حفاظت از میراث فرهنگی ضرورتی اجتناب ناپذیر است. لذا ضرورت دارد تا با بازخوانی ویژگی های بناهای جدید احداث شده مولفه های موثر بر افزایش رضایتمندی عمومی و مقبولیت آن ها ، شناسایی و مورد تاکید قرار گیرد. روش تحقیق ترکیبی از روش های کمی و کیفی است و با تحلیل اسناد بین المللی حفاظت آثار تاریخی، مرور رویکردهای طراحی میان افزا، و مطالعه ی میدانی مجتمع مسکونی امین اصفهان پیش رفته است. داده ها از طریق مشاهده ی میدانی، مصاحبه با متخصصان و توزیع پرسشنامه در میان جامعه ی آماری گردآوری شده و به شیوه ی تطبیقی با استفاده از نرم افزار spss تحلیل گردیده اند. نتایج نشان می دهد که موفقیت پروژه های معاصر در بافت های تاریخی مستلزم رعایت شاخص های حسن همجواری است. مجتمع امین اصفهان با رعایت جانمایی صحیح ، تناسب حجمی و ارتفاعی با بافت موجود، حفظ خط آسمان، استفاده از مصالح همگون با زمینه تاریخی، پرهیز از تقلید مستقیم و بهره گیری از زبان معماری معاصرِ توانسته در کنار پل خواجو به همزیستی مناسبی برسد. این پژوهش در نهایت مجموعه ای از شاخص های طراحی، شامل هماهنگی فضایی، توازن بصری، پیوستگی ریتم شهری، انتخاب آگاهانه مصالح و تأکید بر حفظ هویت تاریخی را به عنوان راهکارهایی عملیاتی برای مداخلات جدید در محیط های ارزشمند شهری پیشنهاد می کند.
مطالعه قابلیت های مواد بوم آورد در دیزاین محیطی پایدار بر اساس نظریه اتزیو مانزینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با گرم شدن کره زمین و افزایش جمعیت، دیزاین پایدار به عنوان راه حلی مناسب جهت کاهش فرآیند تولید زباله و به حداقل رساندن آسیب های محیط زیستی بدون به خطر انداختن منابع نسل های آینده، عمل می کند. در زمانی که پایداری زیست محیطی از دغدغه های اصلی دنیای امروز است این تحقیق به طور انتقادی مواد و روش های مرسوم در گرافیک محیطی را بررسی کرده و از تغییر نگرش به سمت شیوه های سازگار با محیطزیست حمایت می کند. هدف اصلی آن شناسایی و ارزیابی نقش مواد بومی در دیزاین پایدار و کاربرد آن ها بر پایه نظریه دیزاین پایدار اتزیو مانزینی است. این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه ای و دیجیتال انجام شده و به این پرسش پاسخ می دهد که چگونه می توان از مواد محلی که برای فرهنگ، جغرافیا و محیط یک مکان مهم هستند در دیزاین استفاده کرد؟ محور اصلی این تحقیق، تأکید بر پایداری در دیزاین گرافیک، نقدی به مواد غیرقابل تجدید و روشن کردن اثرات نامطلوب محیطی آن ها است. استفاده از مواد بومی مانند گل، خاک رس، آجر و سنگ را به عنوان جایگزین های پایدار پیشنهاد کرده که ردپای کمتر اکولوژیکی، هویت فرهنگی، تطبیق پذیری زیبایی شناسی و دوام آن ها بیشتر است. این رویکرد با مفهوم بومی گرایی جهان وطنی اتزیو مانزینی، که دیدگاه های محلی و جهانی را در دیزاین هماهنگ کرده، هم سو می شود. سنجش قابلیت های مواد بوم آورد در یکپارچه سازی محیطی و پایداری در دیزاین گرافیک محیطی و معماری بومی ایران از دستاوردهای اصلی این پژوهش به شمار می رود.
بازشناسی و خوانش مؤلفه های تصویری قلمدان کیانی در دوره ناصرالدین شاه و هنرمند آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۳
63 - 87
حوزههای تخصصی:
آثار هنری، جدا از جنبه های تاریخی آن، یکی از نمودهای فن و هنر در تاریخ نقاشی و قلمدان نگاری ایرانی هستند. قلمدان نگاری های ایرانی دارای نقوشی ظریف، زیبا و ویژگی های مفهومی و نمادین از زمانه خود است. این پژوهش به مطالعه قلمدان نگاری ایرانی و قلمدان کیانی، اثر سید محمد پرداخته است. این قلمدان نفیس و نادر، در تصویر مرکزی روی قاب قلمدان، ناصرالدین شاه را روی تخت کیانی نشان می دهد. در اطراف این تصویر، تصاویری از شاهان باستانی و افسانه ای ایرانی مانند کیکاووس و کیخسرو از شاهنامه فردوسی، در قاب مرکزی تصویر شده اند. همچنین دراویش مطرح ایرانی نیز در این قلمدان تصویر شده اند که تأکیدی بر شیعی نگاری است. هدف از این پژوهش معرفی قلمدان کیانی و پی بردن به شاخصه های آن، مطالعه تصاویر و ارتباط آن با ادبیات اسطوره ای ایران، شیعی نگاری و نگاره خود نقاش در داخل قلمدان است. سؤالات این پژوهش عبارت اند از: 1. ویژگی های ساختاری، فنی و محتوایی قلمدان کیانی کدم اند؟ 2. هنرمند قلمدان کیانی کیست و ویژگی های هنری آثار او چیست؟ روش تحقیق در این پژوهش توصیفی - تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و بررسی نمونه موزه ای قلمدان نفیس کیانی انجام شده است. شیوه تحلیل قلمدان نگاری بر اساس اصول و قواعد تجسمی به کاررفته در ویژگی های ظاهری قلمدان کیانی و ارتباط آن با ادبیات تاریخی و عرفانی ایرانی است. نتایج پژوهش نشان داد، این قلمدان با تأثیرپذیری از ادبیات و عرفان ایرانی در تلفیق با هنر پیکرنگاری درباری دوره قاجار تصویر شده است. ارتباط دربار ناصرالدین شاه با شاهان افسانه ای ذکرشده در شاهنامه و خمسه نظامی در بخش شاهان در بیرون قلمدان و ارتباط اشعار عطار با دراویش ایرانی نعمت اللهی که در دوره زند و ابتدای قاجار مورد آزار قرارگرفته اند، تصویر شده و به عنوان یادبودی برای آنان به شمار می آید. این قلمدان دارای امضای فردی به نام سید محمد است که تصویر خود را به صورت خودنگاره در داخل قلمدان تصویر کرده و به نظر می رسد با توجه به تصویر محمد اسماعیل در قلمدان دیگری، این دو دارای شباهت سبک کاری بوده و هنرمندانی مستقل باشند.
بررسی برازش مدل حکمروایی خوب شهری با رویکرد زمینه گرا و تحلیل معادلات ساختاری (مطالعه موردی: شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در دهه های اخیر، ناکارآمدی مدیریت شهری سنتی و پیچیدگی جوامع، ضرورت بهره گیری از رویکردهای نوین مدیریتی را آشکار کرده است. در این راستا حکمروایی خوب شهری، رویکردی کثرت گرا و زمینه مند است که با تأکید بر تعامل میان بخش های دولتی، بخش خصوصی و جامعه مدنی به دنبال تحقق توسعه انسانی پایدار است. بخش دولتی با ایجاد بسترهای حقوقی و قانونی، هدایت فعالیت های اقتصادی و اجتماعی، امنیت و دسترسی به خدمات عمومی را تضمین می کند. بخش خصوصی با همکاری جامعه مدنی، نقش مکمل و مؤثری در افزایش مشارکت، ارتقای پاسخگویی، بهبود شفافیت و کارآمدی مدیریت شهری دارند. هدف پژوهش: این پژوهش در ادامه مطالعه پیشین، که مؤلفه های حکمروایی خوب شهری در سنندج را احصا کرده بود، با هدف اعتبارسنجی همان مؤلفه ها و مدل حکمروایی خوب شهری در سنندج انجام شده است. روش شناسی: این مطالعه به صورت همبستگی و با روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) انجام شد. پرسشنامه ای محقق ساخته شامل ۸۱ شاخص در ۱۸ مؤلفه، براساس یافته های پژوهش پیشین، میان ۲۸۰ مدیر و کارشناس شهرسازی سنندج تکمیل شد. اعتبار و پایایی ابزار با شاخص هایی از جمله آلفای کرونباخ تأیید شد و تحلیل داده ها با نرم افزارهای SPSS و Smart PLS انجام گرفت. یافته ها و بحث: نتایج نشان داد مدل حکمروایی خوب شهری سنندج از اعتبار و کفایت پیش بینی مناسبی برخوردار است. توسعه خلاق، مشارکت شهروندان و یادگیرندگی بیشترین نقش را در تبیین حکمروایی خوب شهری داشتند. توانمندسازی سرمایه انسانی، ایجاد سامانه تعاملی هوشمند، به کارگیری تحلیل های پیشرفته و حرکت به سوی مدیریت یکپارچه شهری از عوامل اصلی ارتقای کارآمدی مدیریت و تحقق حکمروایی خوب هستند. نتیجه گیری: مدل حکمروایی خوب شهری سنندج علاوه بر اعتبار ساختاری و محتوایی، ظرفیت اجرایی لازم برای تحلیل و ارتقای فرآیندهای شهری را دارد و می تواند ابزاری راهبردی برای سیاست گذاران، مدیران و پژوهشگران در تصمیم گیری های شهری باشد و تحقق حکمروایی خوب شهری در سنندج و شهرهای مشابه را تسهیل کند.
تحلیل نقوش کاشی کاری های بقعه آقا سید حسین و سید ابراهیم کیا در شهرستان لنگرود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۷)
53-70
حوزههای تخصصی:
بقعه آقا سیدحسین و سید ابراهیم کیا، یکی از اماکن تاریخی و مذهبی شهرستان لنگرود است که مدفن خاندان شیعی مذهب کیاییان بوده و یکی از مهم ترین تزئینات این بنا، کاشی کاری های آن است که متعلق به قرون متفاوتی هستند و از قدیمی ترین کاشی کاری های استان گیلان محسوب می شوند. این کاشی ها را از نظر موضوعی می توان به چهار دسته نقوش هندسی و گیاهی، جانوری، انسانی و کتیبه تقسیم نمود. در این راستا هدف پژوهش، شناسایی و معرفی نقوش کاشی کاری های بقعه آقا سیدحسین و سید ابراهیم کیا لنگرود و بررسی مفاهیم نمادین این نقوش است. سؤالات عبارتند از: 1-انواع نقوش کاشی کاری های بقعه آقا سیدحسین و سید ابراهیم کیا کدامند؟ 2-این نقوش دارای چه مفاهیم نمادینی هستند؟ تحقیق حاضر از نوع کیفی بوده و با روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای اسنادی و میدانی به انجام رسیده است. نتایج نشان می دهد که کاشی کارهای این بنا متعلق به دوره ایلخانی یا تیموری، صفوی و قاجار است. در سقاخانه این مجموعه، کاشی نگاره هایی با مضامین واقعه کربلا از دوره قاجار وجود دارد که دارای ویژگی های سبک درباری قاجار اما با بیانی ساده تر و پایبند به سنت های بومی به تصویر کشیده شده است. پس از آتش سوزی شهرستان لنگرود در دوره قاجار، کاشی های ازاره داخلی که قدیمی ترین بخش تزیینات است، از بنای دیگری به این مکان منتقل شده اند. بیشترین بخش نقوش جانوری شامل انواع پرندگان نظیر طوطی، طاووس، قرقاوول و... می شود. از نقوش حیوانی مانند نقش شیر که گاهی نماد حضرت علی (ع) قلمداد شده، خرگوش، غزال که در باورهای اسطوره ای فرهنگ گیلان جایگاه مهمی دارد، اژدها که شکل قالب آن تحت تأثیر هنر چینی بوده، استفاده شده است. از نقوش ختایی و نقوش شبیه به سبک ساز در اکثر کاشی ها استفاده شده است. کاشی های با نقوش انسانی متأثر از الگوی چهره های چینی با پوشش ایرانی بوده که این ویژگی ها در اوایل دوره صفوی دیده می شود. دو کاشی کتیبه دار در این بنا وجود دارد شامل امضای هنرمند کاشی گر و عبارت «یا علی» که نشان دهنده اعتقاد سازنده و سفارش دهنده بنا به مذهب شیعه است.
اولویت بندی شاخص های تاب آوری اجتماعی جهت ساماندهی سکونتگاه های غیر رسمی ازطریق اقدامات مبتنی بر ارتقای منظر شهری (مطالعه موردی: محله اسلام آباد منطقه دو تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ اسفند ۱۴۰۴ شماره ۱۵۳
83-96
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: با افزایش روزافزون جمعیت و تمایل به شهرنشینی، میزان جمعیت سکونتگاه های غیررسمی رو به افزایش گذارده است. این نوع سکونتگاه ها به دلیل سیما و منظر شهری نا مناسب، دچار انزوا و به دنبال آن درگیر معضلات اجتماعی شده اند. یکی از راهکارهای تغییر وضعیت فعلی سکونتگاه های غیررسمی، افزایش تاب آوری اجتماعی آنها است. هدف پژوهش: این پژوهش در پی تدوین راهکارهای ساماندهی این نوع محلات از خاستگاه افزایش تاب آوری اجتماعی ازطریق انجام اقدامات کالبدی و اجتماعی در جهت بهبود و ارتقای منظر شهری در این گونه از بافت های شهری است. روش پژوهش: رویکرد این پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده است. به طوری که در مرحله نخست و در بخش مبانی نظری ازطریق «مطالعات کتابخانه ای» اطلاعات موردنیاز جمع آوری شد و در مرحله دوم برای شناسایی شاخص های تاب آوری اجتماعی در محله ازطریق «مشاهدات میدانی» با ابزارهای مصاحبه، مشاهده و عکس برداری اقدام شده است. نتیجه گیری: در چارچوب نظری نهایی، در بعد «اجتماعی»؛ شاخص های تعامل، همبستگی و مشارکت، در بعد «هویتی- فرهنگی»؛ شاخص های دلبستگی، هویت اجتماعی و کالبدی، در بعد « کالبدی»؛ شاخص های دسترسی، ایمنی و امنیت، انعطاف پذیری و تنوع و در بعد «حمایتی»؛ شاخص های کارایی جامعه محلی، حمایت و عدالت در محله اسلام آباد به عنوان شاخص های تاب آوری اجتماعی شناسایی شد. پس از احصای پتانسیل های موجود در محله و ارتباط آن ها با شاخص های به دست آمده، یک سری اقدامات کالبدی و اجتماعی اولویت بندی شده ازطریق نرم افزار ArcGIS روی نقشه جانمایی شد. در نهایت با بررسی اقدامات قابل انجام در جهت بهبود و ارتقای سیما و منظر شهری محله، این نتیجه حاصل شد که شاخص تعاملات در موضوع تاب آوری اجتماعی سکونتگاه اسلام آباد در اولویت قرار دارد.
نقش درختان در سنجش زیبایی شناسی بصری و پیچیدگی کالبدی مناظر شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۲
50 - 63
حوزههای تخصصی:
با وجود نقش حیاتی درختان در ارتقای کیفیت بصری فضاهای شهری، اجماع علمی مشخصی درباره نحوه و میزان تأثیر آن ها بر زیبایی شناسی و پیچیدگی مناظر شهری وجود ندارد. بیشتر پژوهش های پیشین بر ارزیابی های ذهنی تمرکز داشته و تأثیر دقیق حذف یا افزودن درختان بر پیچیدگی کالبدی و زیبایی مناظر را کمتر تحلیل کرده اند. این خلأ، نیاز به مطالعه ای دقیق و جامع را مطرح می کند. هدف این پژوهش بررسی تأثیر افزودن یا جابه جایی درختان بر زیبایی شناسی بصری و پیچیدگی کالبدی مناظر شهری است. پرسش اصلی آن است که آیا این تغییرات همواره باعث بهبود کیفیت بصری می شوند یا در برخی موارد ممکن است اثر معکوس داشته باشند. این پژوهش با بهره گیری از روش های کیفی و کمّی انجام شده است. با استفاده از تکنیک شبیه سازی بصری واقعیت افزوده (AR) و تحلیل تصویری در نرم افزار ImageJ، ۱۱ تصویر از مناظر شهری مختلف در سراسر جهان انتخاب شد. سپس از طریق یک پرسشنامه تصویری، نظرات ۵۱ متخصص منظر شهری گردآوری شد. برای تحلیل داده ها از آزمون خی دو و t مستقل، همچنین تحلیل ابعاد فراکتال تصاویر استفاده شد. در نه نمونه از ۱۱ مورد، افزودن درختان به طور معناداری زیبایی و پیچیدگی بصری را افزایش داد (سطح معناداری 50/0< و 977/0Cramér’s V=). تحلیل فراکتال و آزمون t نیز پیچیدگی بالاتر مناظر دارای درختان را تأیید کرد. بااین حال، در برخی موارد، درختان با پوشاندن جزئیات معماری، زیبایی را کاهش دادند. بررسی ها نشان داد مکان قرارگیری درختان نسبت به ساختار کالبدی اهمیت به سزایی دارد. به بیان دیگر، رابطه بین پیچیدگی و زیبایی خطی نیست و وجود یک «آستانه بصری» ضروری به نظر می رسد که پس از آن، افزودن عناصر طبیعی می تواند اثر منفی داشته باشد. این یافته ها به طراحان کمک می کند تا با طراحی هوشمندانه و مکانیابی درختان، تجربه بصری شهروندان را بهبود و کیفیت زندگی شهری را ارتقا دهند.
واکاوی مفهوم و ابعاد پایداری اجتماعی در فضاهای شهری
حوزههای تخصصی:
پایداری اجتماعی، به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه پایدار، مفهومی چندبعدی، پویا و در حال تحول است که به روابط اجتماعی، انسجام جمعی، عدالت اجتماعی و مشارکت فعال شهروندان در فضاهای شهری می پردازد. این مفهوم، فراتر از تعامل میان انسان ها، بر رابطه ی متقابل شهروندان با محیط کالبدی و اجتماعی خود تأکید دارد و بر ضرورت پاسخ گویی به نیازهای مادی، روانی، فرهنگی و اجتماعی ساکنان و تقویت حس تعلق و هویت اجتماعی در شهر تأکید می کند. درواقع، پایداری اجتماعی زمانی تحقق می یابد که تمامی گروه های اجتماعی از فرصت های برابر برای حضور، مشارکت و بهره مندی از منابع و خدمات شهری برخوردار باشند. در دهه های اخیر، افزایش نابرابری های اجتماعی، گسست ارتباطات محلی و کاهش حس تعلق به مکان، ضرورت توجه به ابعاد اجتماعی توسعه شهری را بیش ازپیش آشکار کرده است. ازاین رو، برنامه ریزی و طراحی شهری باید از تمرکز صرف بر جنبه های کالبدی و اقتصادی فاصله گرفته و به ابعاد انسانی و اجتماعی توجه کند. این مقاله با بهره گیری از روش تحقیق کیفی-توصیفی و تحلیل محتوای بیش از ۱۵۰ منبع معتبر داخلی و بین المللی، به بررسی ابعاد مفهومی پایداری اجتماعی و شناسایی شاخص های مرتبط با آن پرداخته است. یافته ها نشان می دهد شاخص هایی نظیر ایجاد فضاهای عمومی فراگیر و ایمن، تحقق عدالت در توزیع منابع، تقویت مشارکت مدنی، افزایش امنیت روانی، ارتقاء کیفیت زندگی و حفظ هویت فرهنگی، از مؤلفه های کلیدی پایداری اجتماعی محسوب می شوند. دستیابی به این اهداف نیازمند همکاری میان نهادهای دولتی، مدیریت شهری، طراحان فضا و مشارکت فعال شهروندان است تا شهری انسانی تر، عدالت محورتر و پایدارتر شکل گیرد.
سنجش اثربخشی آموزش سازنده گرایی بر انگیزه تحصیلی دانشجویان رشته ی معماری
حوزههای تخصصی:
انگیزه تحصیلی به عنوان یکی از عوامل مهم در فرآیند یادگیری دانشجویان، می تواند بر ابعاد مختلف عملکردی دانشجویان در فضاهای آموزشی اثرگذار بوده و موفقیت تحصیلی آنان را مورد تأثیر قرار دهد. از این رو مطالعه ی حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش سازنده گرایی برانگیزه ی تحصیلی دانشجویان رشته ی مهندسی حرفه ای معماری آموزشکده ملی مهارت دختران ساری انجام گرفت. این مطالعه از نوع پیمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و با دو گروه آزمایش و کنترل انجام شد. جامعه ی آماری در این مطالعه، دانشجویان رشته ی مهندسی حرفه ای معماری مقطع کارشناسی پیوسته و رشته ی معماری مقطع کاردانی بودند که طرح پیش آزمون و پس آزمون روی دو گروه آزمایش (۲۱ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) اجرا گردید. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه انگیزش تحصیلی والرند (۱۹۹۲) بود. یافته ها حاکی از آن است که، روش سازنده گرایی به طور معناداری انگیزه درونی را افزایش و بی انگیزگی را کاهش می دهد. این نتایج بر کارایی رویکردهای فعال در آموزش معماری تأکید می کند و پیشنهاد می گردد سیاست گذاران آموزشی، بسترهای لازم برای اجرای گسترده تر این روش را فراهم نمایند.
تحلیل نمادشناسانۀ نگاره های نسخۀ شاهنامه میرزا صالح با تکیه بر مفاهیم «ملیت ایرانی، خردمندی، عدالت و پاکی» از دیدگاه پیرس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۴
77 - 91
حوزههای تخصصی:
در فرهنگ کهن ایرانی، به فراخور اوضاع اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، همواره جمعی از هنرمندان نگارگر در راستای اعتلای ادبیات غنی این مرزوبوم، به شاهنامه نگاری و مصور کردن آن اهتمام ورزیده اند که با توجه به مضمون اسطوره ای شاهنامه فردوسی و پیوند ناگسستنی آن با زبان نمادین، درک عالم لطیف و سرشار از رمز و راز نقاشی های ایرانی نیازمند تأویل و رمزگشایی است. یکی از نمونه های برجسته در این زمینه، نسخه ای از شاهنامه بدون تاریخ کتابت، معروف به نسخه میرزا صالح است که در کتابخانه کاخ گلستان نگه داری می شود و در سال 1400 شمسی رونمایی شد. هدف این پژوهش بنیادی افزون بر معرفی این نسخه، شناخت نمادهای تصویری مفاهیم ملیت ایرانی، خردمندی، عدالت و پاکی در چهار نگاره برگزیده از شاهنامه میرزا صالح است. ازاین رو سؤال های پژوهش حاضر عبارت اند از: 1. چهار مفهوم اصلی ملیت ایرانی، خردمندی، عدالت و پاکی در میان نگاره های منتخب با چه نماد هایی و چگونه به شیوه مکتب اصفهان بازنمایی شده اند؟ 2. کدام یک از مفاهیم ملیت ایرانی، خردمندی، عدالت و پاکی بیش از همه در شاهنامه میرزاصالح به تصویر کشیده شده است؟ روش تحقیق این پژوهش، توصیفی تحلیلی، از نوع کیفی است و شیوه گردآوری اطلاعات اسنادی همچنین با رویکرد نمادشناسانه پیرس است. نتایج این مطالعه نشان داد که چهار مفهوم موردنظر از طریق شخصیت های نمادین همچون سیاوش، موجودات موهوم اسطوره ای همچون اژد ها، عناصر نمادین مانند رنگ ها و ابزارهای اسطوره ای فراتر از معنای ظاهری و در چارچوب قرارداد های فرهنگی ایران باستان مصور شده اند و بیشترین ارتباط معنایی را ایجاد کرده اند. همچنین، با توجه به بررسی 43 نگاره نسخه میرزاصالح و تحلیل دقیق 4 نگاره منتخب، می توان نتیجه گرفت که مفهوم «ملیت ایرانی» پرتکرارترین و برجسته ترین مضمون به تصویر کشیده شده است، درحالی که مفاهیم «عدالت» و «پاکی» کمترین نگاره ها را به خود اختصاص داده اند.
حکم شرعی «تعمد و تمایل به جایز اضطراری و شبه اضطراری» در فقه هنر
منبع:
مطالعات نظری هنر دوره ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
185 - 216
حوزههای تخصصی:
در مواردی مانند اضطرار، باب تزاحم و مصلحت سنجی حاکم، ممکن است یک حکم حرام الهی عملاً به جایز تبدیل شود. در این تحقیق، چنین عملی را که ریشه در حرمت دارد اما به صورت موقت حلال شده، جایز اضطراری نامیده شده است. ممکن است مکلف در عرصه عمل فردی خود بخواهد این عمل جایز اضطراری را با قصد التذاذ و با قصد ارتکاب وجهِ حرامِ عمل انجام بدهد. چنان که در عرصه فقه حکمرانی بویژه حکمرانی هنر که ارتباط مؤثرتری با فرهنگ عامه دارد، حاکمیت ممکن است فعل جایز اضطراری را همراه با نوعی التذاذ و تعمد به وجهِ حرامِ عمل، تبلیغ و ترویج بکند. مسأله این تحقیق این است که قصد التذاذ از عمل جایز اضطراری و قصد ارتکاب وجهِ حرامِ آن عمل چیست؟ این مقاله با استفاده از روش اجتهادی این مسأله را با بررسی قیودی که در آیات مبارک اضطرار (مائده: 3،الانعام: 145و النحل: 115) به کار رفته بررسی کرده و به این نتیجه رسیده است که التذاذ از حلال اضطراری و نیز تعمد به ارتکاب وجهِ حرامِ این عمل، جایز نیست و دولت نیز در عرصه حکمرانی نباید به گونه ای عمل کند که موجب عادی سازی گناهی که در فرض اضطرار یا تزاحم یا مصلحت سنجی حاکم، حلال شده، بشود.
بازآفرینی شهری ادراک مبنا؛ تبیین مدل بازآفرینی شهری مبتنی بر ادراک محیطی در بافت های تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازآفرینی شهری به مثابه رویکردی کلیدی برای احیای بافت تاریخی شناخته می شود که با تأکید بر بعد ادراکی روان شناختی می تواند به حفظ هویت تاریخی فرهنگی هسته های تاریخی شهرها کمک کند. ادراک محیطی نیز فرایندی مؤثر بر نحوه رخداد تعامل انسان و محیط در روند بازآفرینی بافت های تاریخی است. به نظر می رسد ادبیات طراحی شهری درزمینه بازآفرینی شهری مرتبط با مفهوم ادراک محیطی، نوعی شکاف تحقیقاتی دارد. پژوهش پیش رو با هدف تبیین مدل بازآفرینی شهری مبتنی بر ادراک محیطی در بافت های تاریخی انجام شده است. به منظور دستیابی به مدل اولیه، ابتدا طی فرایندی مشخص با جست وجو در پایگاه های معتبر علمی داده، ۳۸ مطالعه انتخاب و محتوای آن ها درزمینه تم های مرتبط موضوعی بررسی شده است. پس از آن، با هدف تدقیق مدل اولیه مبتنی بر تکنیک دلفی در زمینه های طراحی شهری، مرمت شهری و روان شناسی محیطی، ابعاد، شاخص ها و چالش ها ارزیابی و چک لیستی برای تبیین مدل نهایی تدوین شده است. سپس با استفاده از روش آنتروپی شانون، شاخص های منتخب حلقه های دلفی وزن دهی شده اند. نتایج نشان می دهند مدل بازآفرینی شهری ادراک مبنا در بافت تاریخی در سه زمینه محیط، انسان و زمان با ده بعد محیطی، یک بعد انسانی و یک بعد زمانی پایه ریزی می شود. محیط به شکل عینی با ابعاد فرمی کالبدی، عملکردی، اجتماعی فرهنگی، زیست محیطی، اقتصادی و زیرساختی و به شکل ذهنی در سه بعد ادراک شناختی، احساسی و رفتاری تعریف می شود. انسان صرفاً با ویژگی های فردی تحت تأثیر دانش، انگیزه، حضور و تجربه و عامل زمان با لایه های گذر از تغییرات نقش اثربخشی دارد. تعیین اهمیت نسبی شاخص های منتخب نیز بیانگر این است که حس مکان، حس تعلق و دل بستگی مکانی در محیط ذهنی در درجه اول؛ مشارکت اجتماعی در محیط عینی، خوانایی و تصویرپذیری در محیط ذهنی و درنهایت محصوریت و مقیاس انسانی، تنوع فعالیتی و آسایش اقلیمی در محیط عینی در سطوح بعد به نسبت سایر شاخص ها درجه اهمیت بیشتری دارند.
بازنمایی هویت ملی و نقد اجتماعی در بستر مدرنیته سوری در نقاشی های توفیق طارق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ آذر ۱۴۰۴ شماره ۱۵۰
49-58
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: توفیق طارق، از نقاشان برجسته نسل رُوّاد سوری، با بهره گیری از سبک های آکادمیک و شرق گرایانه و تکنیک رنگ وروغن، به بازنمایی هویت تاریخی و ارائه نقد اجتماعی می پردازد. آثار او، در ظاهر محافظه کار اما در باطن هدفمند، به نقد انحطاط اجتماعی پرداخته و مخاطب را به مقاومت در برابر سلطه خارجی فرا می خوانند. تاریخ در آثار وی همچون آینه ای برای مسائل معاصر عمل می کند و او نه تنها پیشگام هنری بلکه هنرمندی متعهد در ابعاد تاریخی، اجتماعی و ملی محسوب می شود. همچنین با توجه به رویکرد مدرن، او در آموزش هنر و شکل دهی به خودآگاهی هنری و ملی در سوریه معاصر که از آموزه های فرانسه الهام گرفته است، آثار طارق ضمن بازتاب دغدغه های اجتماعی، بر هویت ملی و مقاومت فرهنگی تمرکز دارند. هدف پژوهش: این پژوهش با تمرکز بر هشت اثر منتخب توفیق طارق، نقاشی های او را در بستر مدرنیته معاصر سوریه تحلیل کرده و با ارائه جدول های تحلیلی و مستندات بصری، جایگاه او را در تاریخ هنر سوریه بازتعریف کرده و بر تداوم مضامین هویت و مقاومت تأکید می کند. روش پژوهش: روش پژوهش، توصیفی تحلیلی است و از ابزارهایی چون تحلیل بصری و بررسی متون تاریخی بهره گرفته شده است. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد آثار توفیق طارق با بهره گیری از سبک های آکادمیک، شرق گرایانه و رنگ وروغن، نقدی هدفمند بر انحطاط اجتماعی ارائه کرده و هویت تاریخی، خودآگاهی ملی و مقاومت فرهنگی را تقویت می کند. تعهد هنری او فراتر از زیبایی شناسی صرف، در خدمت نقد اجتماعی و شکل دهی مدرنیته در سوریه بوده و وی را به الگویی پیش رو در هنر متعهد جهان عرب بدل ساخته است.
بررسی محرک های توسعه بازآفرینی در بافت های فرسوده منطقه 4 شهر تبریز بر مبنای مدل سازی مکانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
118-141
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: بافت قدیمی و تاریخی شهرها به مثابه قلب تپنده شهرها محسوب می شوند. این مناطق علی رغم خصوصیات ماندگارشان، به دلیل فرسودگی بافت از کیفیت زندگی پایینی برخوردار هستند. یکی از راهکارها برای ارتقا کیفیت زندگی در این مناطق، بازآفرینی شهری است. بازآفرینی شهری سعی در ارتقا کیفیت زندگی در بافت های فرسوده شهری دارد. هدف: هدف از این پژوهش اولویت بندی محلات مختلف منطقه 4 شهر تبریز برای اجرای پروژه های بازآفرینی بر اساس معیارهای تأثیرگذار در این زمینه است. روش: بدین منظور از معیارهای کالبدی، اقتصادی، محیط زیستی و اقتصادی استفاده شد که هر یک دارای زیرمعیارهای مختلفی بوده و در مجموع شامل 18 زیرمعیار بودند. برای وزن دهی به معیارها و زیرمعیارها از دو روش FAHP و FBWM استفاده شد. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد معیارهای کالبدی، اقتصادی، محیط زیستی و اجتماعی به ترتیب از بیشترین اهمیت در بازآفرینی شهری برخوردار هستند. وزن این معیارها بر اساس روش FAHP به ترتیب برابر با 375/0، 315/0، 183/0 و 127/0 و بر اساس روش FBWM برابر با 352/0، 328/0، 172/0 و 148/0 بود. همچنین زیرمعیارهای قدمت ابنیه، کیفیت ابنیه و اسکلت ابنیه بر اساس روش FAHP و زیرمعیارهای کیفیت ابنیه، قدمت ابنیه و قیمت مسکن بر اساس روش FBWM مهم ترین زیرمعیارها در بازآفرینی شهری هستند. مقایسه نتایج نشان داد روش FBWM با سطح زیر منحنی 874/0 عملکرد بهتری را نسبت به روش FAHP با سطح زیر منحنی 845/0 ارائه داده است. بر اساس تحلیل نقشه های به دست آمده، محلات قره آغاج، قونقا و گجیل از بیشترین اولویت و محلات میدان جهاد، وزیر آباد و کوی فیروز از کمترین اولویت برای بازآفرینی شهری برخوردار هستند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد برای اجرای موفق پروژه های بازآفرینی شهری، ابعاد مختلف کالبدی، اقتصادی، محیط زیستی و اجتماعی باید به صورت یکپارچه در نظر گرفته شوند و بازآفرینی شهری به عنوان یک فرایند پویا و چندبعدی در نظر گرفته شود.
تحلیل طراحی مبلمان پیاده رو و ارائه ی راهکارهای پیشنهادی برای ارتقا دسترسی پذیری افراد دارای ناتوانی جسمی - حرکتی (مطالعه موردی: شهر پردیس، فاز ۲)
منبع:
پژوهش های معماری نوین دوره ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۶)
83 - 102
حوزههای تخصصی:
دسترسی پذیری در فضاهای عمومی شهری، یکی از بنیان های تحقق عدالت فضایی و شاخصی اساسی در ارزیابی کیفیت محیط برای همه اقشار جامعه به ویژه افراد دارای ناتوانی جسمی - حرکتی است. در بسیاری از شهرهای ایران، از جمله شهر پردیس، مبلمان پیاده رو به لحاظ جانمایی، طراحی و تطابق با نیازهای ویژه کاربران با نارسایی های جدی مواجه است. این نواقص باعث شکل گیری موانع کالبدی، حذف ناخواسته اجتماعی، و محدودشدن تعاملات اجتماعی و حضور فعال افراد دارای محدودیت در فضاهای شهری شده است. غفلت از اصول طراحی فراگیر و انسان محور، در کنار عدم انطباق با استانداردهای جهانی دسترسی پذیری، موجب شده تا این فضاها از ایفای نقش فراگیر خود بازبمانند. پژوهش حاضر باهدف تحلیل وضعیت موجود مبلمان پیاده رو در شهر پردیس و ارائه راهکارهای طراحی کارآمد، متناسب با نیاز کاربران دارای محدودیت جسمی - حرکتی، انجام شده است. رویکرد تحقیق توصیفی - تحلیلی بوده و گردآوری داده ها با بهره گیری از روش های مشاهده میدانی سیستماتیک، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با کاربران و تحلیل محتوای اسناد شهری صورت گرفته است. یافته ها نشان می دهد نبود رمپ استاندارد، عدم پیش بینی فضای جانبی نیمکت برای استقرار ویلچر، کف پوش های لغزنده، مسیرهای باریک، و نبود تابلوهای اطلاع رسانی در ارتفاع مناسب از جمله عوامل مؤثر در کاهش دسترسی پذیری و کیفیت تجربه کاربران بوده است. براین اساس، چارچوبی طراحی مبتنی بر اصول عدالت فضایی، طراحی جهانی و انسان محور تدوین گردیده که ضمن ارتقای عملکرد مبلمان پیاده رو، می تواند در بازنگری سیاست های مدیریت شهری و ارتقای شمول پذیری فضاهای عمومی مورد بهره برداری قرار گیرد.