ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۲۱ تا ۶۴۰ مورد از کل ۳۰٬۸۱۱ مورد.
۶۲۱.

نگاهی تحلیلی به مباحث تئوریک مربوط به هنر نوگرای ایران با خوانش انتقادی کتاب زایش مدرنیسم ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۷
مقدمه: پژوهش حاضر با استناد به بحث «سفر نظریه ها»ی ادوارد سعید، به بررسی سفر بنیان های تئوریک هنر مدرن غرب به ایران و پیامدهای آن می پردازد؛ چراکه یکی از ابعاد مهم مدرنیسم هنری در غرب، بنیان های معرفتی آن است. اهداف و سؤال ها: هدف این پژوهش تقویت پشتوانه های تحلیلی و انتقادی است که می تواند به عبور از وضعیت موجود و حرکت به سوی زایش و خلاقیت هنری کمک کرده و بخشی از آسیب هایی را که هنر معاصر ایران با آن مواجه است برطرف سازد. بر این اساس، پژوهش به این سؤال ها پاسخ می پردازد: آیا بنیان های نظری مدرنیسم همراه با آن به ایران سفر کرده اند و در مقصد به اندازه کافی محل بحث بوده و بر شکل گیری هنر نوگرای ایران تأثیرگذار بوده اند؟ همچنین خطاهای رخ داده در انتقال و خوانش بنیان های نظری مدرنیسم چیست و این خطاها چه تأثیری برآشفتگی نظری مرتبط با هنر نوگرای ایران داشته اند؟ روش ها: این پژوهش از نوع بنیادی-نظری با رویکرد تحلیلی-توصیفی است. اطلاعات به روش کتابخانه ای-اسنادی گردآوری شده است. جامعه پژوهش کتاب «زایش مدرنیسم ایرانی» است که به دلیل پرداختن به تعداد قابل توجهی از هنرمندان جریان نوگرا و طرح مفاهیم مهم، بخش هایی از آن به طور هدفمند به عنوان نمونه موردی انتخاب شده است. شیوه تحلیل شامل توصیف مواردی از متن ، دسته بندی جزئیات و تحلیل کیفی آن ها به منظور تبیین نسبت مباحث تئوریک هنر نوگرای ایران با مدرنیسم هنری در غرب است. یافته ها و نتایج: مواردی از خطا و آشفتگی نظری در مباحث کتاب زایش مدرنیسم ایرانی استخراج و در چهار دسته بیان شد. تعمیم نتایج در سطحی کلان نشان دهنده سفر ناقص بنیان های تئوریک مدرنیسم از غرب به ایران، خطاهای متعدد در درک و خوانش آن ها، ضعف و کم رمقی مباحث نظری و نیز آشفتگی در تحلیل ها و رویکردهای انتقادی در مقصد است.
۶۲۲.

بررسی مؤلفه های گردشگری شهری کم کربن: رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۰
گردشگری شهری کم کربن به عنوان یکی از الزامات توسعه پایدار در ایران، با توجه به چالش های زیست محیطی ناشی از انتشار گازهای گلخانه ای در مقاصد شهری، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این نوع گردشگری به عنوان راهکاری نوین برای کاهش اثرات زیست محیطی و بهبود کیفیت زندگی ساکنان و گردشگران معرفی می شود. این پژوهش با استفاده از روش فراترکیب که رویکردی کیفی برای تلفیق و تحلیل نظام مند یافته های مطالعات پیشین است، به واکاوی مفهوم گردشگری شهری کم کربن پرداخته است. به کارگیری این روش از آن رو ضروری است که دانش موجود در این زمینه تاکنون به صورت پراکنده ارائه شده و دستیابی به یک درک جامع، منسجم و قابل اتکا برای سیاست گذاری و برنامه ریزی مؤثر، از اهمیت حیاتی برخوردار است. با توجه به فقدان رویکردهای جامع و سیستماتیک در مدیریت گردشگری کم کربن در مقاصد شهری، این مقاله می تواند گامی مؤثر در هموارسازی مسیر برای توسعه و اجرای گردشگری شهری کم کربن باشد. بنابراین هدف و سئوال این پژوهش، چیستی مؤلفه های گردشگری شهری کم کربن است تا بتوان چارچوبی جامع برای سیاست گذاری و مدیریت این نوع گردشگری در مقاصد شهری ارائه داد. چارچوب مفهومی پیشنهادی این پژوهش با بررسی 79 پژوهش در زمینه گردشگری کم کربن و مقصدهای شهری کم کربن شامل عوامل کلان (سیاست گذاری، اقتصادی، محیط زیستی، توسعه فناوری و قانونی)، عوامل خرد (شامل عرضه خدمات گردشگری کم کربن، تقاضا و مدیریت مقاصد) است. نتایج نشان می دهد که دستیابی به گردشگری کم کربن نیازمند همکاری و هماهنگی در سطوح مختلف و داشتن نگاهی سیستمی بین عوامل کلان و خرد است. این پژوهش با ارائه چارچوبی جامع، به سیاست گذاران و مدیران شهری در طراحی و اجرای برنامه های مرتبط کمک می کند و می تواند به افزایش رضایت گردشگران، کاهش اثرات زیست محیطی و تحقق توسعه پایدار در مقاصد شهری منجر شود.
۶۲۳.

بازتعریف چرخه توسعه نیافتگی شهرهای کوچک ایران: یک تحلیل کیفی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۱۰۱
بیان مسئله: انتظار می رود تا سال ۲۰۵۰، حدود ۶۸ درصد از جمعیت جهان در شهرها ساکن شوند که به معنی افزایش ۲.۵ میلیارد نفری جمعیت شهری در قالب انواع سکونتگاه های شهری کوچک و بزرگ است. مطالعه پیامدها و روندهای موثر بر افزایش شهرهای کوچک که طی سه دهه اخیر شدت مضاعفی به خود گرفته است، همواره یکی از دغدغه های برنامه ریزان منطقه ای در ایران بوده است. این پژوهش به دنبال بازتعریف چرخه توسعه نیافتگی شهرهای کوچک ایران است تا چالش های ساختاری و پتانسیل های نهفته این شهرها را شناسایی کند و راهبردهای اساسی برای برون رفت آنها از این چرخه، ارائه دهد. هدف: در شرایطی که مطالعه اثرات افزایش جمعیت شهری، اهمیت زیادی دارد، این تحقیق با ارائه مدلی زمینه محور، شرایط موثر بر چرخه توسعه نیافتگی شهرهای کوچک ایران را مورد بحث قرار داده و راهکارهایی را برای تقویت نقش این شهرها در نظام شهری کشور پیشنهاد می دهد. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه زمینه ای (داده بنیاد) انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 16 متخصص حوزه برنامه ریزی شهری و منطقه ای گردآوری شدند و از طریق نرم افزار MAXQDA طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. نتایج حاصل از تحلیل در پنج محور شرایط زمینه، شرایط علی، شرایط مداخله گر، پیامدها و راهبردها، جمع بندی و ارایه شدند. یافته ها: بسیاری از شهرهای کوچک ایران به اقتصاد مبتنی بر منافع ناشی از کشاورزی سنتی نواحی روستایی مجاور خود که بهره وری پایینی دارد، وابسته اند و این به عنوان مهمترین عامل ناپایدارکننده وضعیت این شهرها محسوب می شود. آسیب پذیری در برابر تغییرات اقلیمی و بحران آب، از دیگر تهدیدهای زمینه ای پیشِ رو در این شهرهاست که طی چند دهه گذشته شدت بیشتری گرفته است. ضعف مدیریت شهری و منابع مالی ناپایدار در شهرداری ها، سیاست های تمرکزگرایانه در نظام شهری کشور و عدم توجه کافی به شهرهای کوچک به عنوان موتور توسعه نواحی روستایی، از دیگر عوامل محدودکننده توسعه یافتگی این شهرها و در نتیجه افزایش نابرابری های منطقه ای به شمار می روند. پیامدهای این وضعیت خود را به صورت مهاجرت جمعیت جوان از شهرهای کوچک به کلانشهرها، فروپاشی ساختار سنتی اقتصاد محلی، نابودی فرهنگ بومی و افزایش ناپایداری محیط زیست نشان داده است. نتیجه گیری: راهبردهای حاصل از داده های پژوهش که برای برون رفت از این شرایط تبیین شده در چهار محور عمومی قابل دسته بندی هستند: افزایش آمادگی در برابر چالش های محیطی و تغییرات اقلیمی، توانمندسازی اقتصاد محلی، تحرک بخشی اجتماعی، کارآمد نمودن حکمرانی. یافته ها برای سیاست گذاران، برنامه ریزان شهری و مدیرانی که به دنبال کاهش نابرابری های منطقه ای هستند، کاربرد دارد.
۶۲۴.

نقد فیلم

نویسنده: مترجم:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۸
اصطلاح «منتقد» اغلب به‌شکلی بسیار آزادانه به‌کار می‌رود و کمابیش به این معناست: «کسی که درباره‌ی هنر می‌نویسد». اما اگر بخواهیم به تعریف دقیق‌تری از آن برسیم، باید آن را از اصطلاحات مرتبطی که اغلب با آن درآمیخته (و خلط) می‌شود، متمایز کرد: ریویونویس، پژوهشگر و نگره‌پرداز. البته، این تمایز هرگز مطلق نیست، زیرا منتقد در روابطی همپوشان با هرسه‌ی این‌ها هستی می‌یابد؛ بااینحال باید میان آنها تمایز گذاشت.
۶۲۵.

ارتقاء سلامت اجتماعی در مسکن معاصر؛ نمونه مطالعاتی: مجتمع های مسکونی شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۳۰
اهداف: مسکن سالم و پایدار، هویت و همچنین کیفیت محیط نقشی کلیدی در بهبود سلامت اجتماعی دارد. این مقاله با بررسی مفاهیم مرتبط با کیفیت محیط به عنوان متغیر مستقل و سلامت اجتماعی به عنوان متغیر وابسته، به تحلیل تأثیر این عوامل در مسکن به عنوان بخشی از میراث معماری معاصر ایران می پردازد. روش ها: پژوهش حاضر از لحاظ روش در زمره پژوهش های آمیخته (کیفی- کمی) است. از نظر روش گردآوری اطلاعات، در بخش کیفی از مصاحبه و روش گروه های بحث استفاده شد و در بخش کمی، داده ها از طریق پرسشنامه و به شیوه پیمایشی جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Lisrel با آزمون های معادلات ساختاری انجام گرفته است. یافته ها: طبق نتایجی که از تحلیل فرضیه های این تحقیق بدست آمد، مولفه های کیفیت محیط شامل بعد اقتصادی، جنبه های انسانی - اجتماعی، جنبه زیست- محیطی، جنبه های عملکردی، فیزیکی واحد مسکونی، زیبایی شناختی فرمی، جذابیت بصری، بهره گیری از عناصر طبیعی، نورپردازی، ایمنی، معنایی ادراکی؛ بر ارتقاء سلامت اجتماعی در مجتمع های مسکونی شهر اردبیل تاثیر دارد و ترتیب اثرگذاری به ترتیب برابر با: بهره گیری از عناصر طبیعی 73/0، بعد اقتصادی 70/0، بعد ایمنی 65/0،جذابیت بصری 59/0، کیفیت زیبایی شناختی فرمی 53/0، مولفه زیست محیطی 48/0، جنبه های انسانی اجتماعی 47/0، جنبه های عملکری و نورپردازی 46/0، مولفه های فیزیکی واحد مسکونی 42/0، می باشد. نتیجه گیری: با توجه به این یافته ها می توان نتیجه گیری کرد که در جهت بالا بردن میزان سلامت اجتماعی در مجتمع های مسکونی باید به شاخص های کیفیت محیط و مفهوم مسکن سالم توجه بیشتری داشت.
۶۲۶.

مفصل بندی هویت ایرانی در تصویرسازی داستان های کهن در کتاب های فارسی دوره ابتدایی دهه ۱۳۹۰ خورشیدی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۴۷
هویت ایرانی به عنوان یکی از بنیادی ترین مقولات فرهنگی و اجتماعی، نقشی محوری را در بازتولید و انتقال ارزش ها در نظام آموزشی ایفا می کند. کتاب های درسی فارسی (بخوانیم) دوره ابتدایی در دهه ۱۳90، با بهره گیری از داستان های کهن ایرانی و تصویرسازی های متناسب، بستری مهم برای بازنمایی و تثبیت هویت ملی در ذهن کودکان فراهم می سازند. این پژوهش با تکیه بر چارچوب نظری تحلیل گفتمان لاکلا و موفه به بررسی چگونگی مفصل بندی هویت ایرانی در تصویرسازی های داستان های کهن در این کتاب ها می پردازد. اهداف اصلی مقاله شامل شناسایی مؤلفه های هویت ایرانی در تصویرسازی داستان های کهن موجود در کتاب های فارسی دوره ابتدایی دهه ۱۳۹۰ و تبیین چگونگی مفصل بندی این مؤلفه ها در چارچوب نظری لاکلا و موفه بوده است. بر این اساس، پرسش های اصلی مقاله نیز عبارت اند از مؤلفه های اصلی هویت ایرانی در تصویرسازی داستان های کهن کتاب های فارسی دوره ابتدایی دهه ۱۳۹۰ کدام اند؟ این مؤلفه ها چگونه در چارچوب نظری لاکلا و موفه مفصل بندی می شوند؟ و گفتمان های غالب در بازنمایی هویت ایرانی در این تصویرسازی ها کدام اند و چه دال هایی را برجسته می کنند؟ یافته ها نشان داد که مؤلفه های هویت ملی در این تصویرسازی ها در شش محور اصلی بازنمایی شده اند: حماسی ملی، اخلاقی تعلیمی، دینی و معنوی، علمی و فرهنگی ادبی. هر یک از این محورها به منزله دال های مرکزی عمل کرده و پیرامون خود زنجیره های هم ارزی معناداری ساخته اند. به ویژه، بازنمایی اسطوره های ملی و روایت های اخلاقی، نقشی هژمونیک در تثبیت گفتمان هویت ایرانی ایفا کرده اند و از طریق پیوند دادن ایرانی بودن با فضیلت اخلاقی، معنویت دینی و افتخارات تاریخی، به انسجام این هویت یاری رسانده اند. همچنین تحلیل سبک های تصویری نشان داد که ساده سازی نمادین در پایه های ابتدایی، واقع گرایی همراه با موتیف های ایرانی در پایه های میانی و بازنمایی واقع گرایانه و دقیق تر در پایه های بالاتر، فرایند تدریجی درونی سازی هویت را تسهیل کرده است. درمجموع، نتایج پژوهش نشان می دهد که تصویرسازی های داستان های کهن در کتاب های فارسی دهه ۱۳۹۰، تنها بازنمای متون ادبی نیستند و سازوکار گفتمانی قدرتمندی برای تثبیت و بازتولید هویت ایرانی در ذهن دانش آموزان نیز به شمار می روند.
۶۲۷.

حفاظت از کتابخانه ها و آرشیوها در دوران جنگ: اصول بین المللی و درس های جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۷
میراث مستند، شامل: کتابخانه ها، آرشیوها و مجموعه های موزه ای، شریان حیاتی حافظه جمعی و هویت فرهنگی ملت هاست. این منابع، نه تنها سوابق تاریخی را حفظ می کنند، بلکه زیربنای توسعه دانش و آموزش نسل های آینده را تشکیل می دهند؛ با این حال، درگیری های مسلحانه همواره این گنجینه ها را به صورت هدفمند یا جانبی نابود کرده اند؛ نابودی ای که فراتر از خسارت فیزیکی، پیوند یک ملت با گذشته اش را قطع می کند و آن را از برنامه ریزی برای آینده محروم می سازد و در برخی موارد نسل کشی فرهنگی است. این پژوهش با روش کیفی و تحلیل محتوای استقرایی، الگوهای تاریخی تخریب فرهنگی را از قرن بیستم میلادی تا امروز بررسی می کند. شواهد نشان می دهد قرن بیستم میلادی ویرانگرترین دوره برای میراث مکتوب بوده است؛ به طور مثال، بیش از ۱۵ میلیون جلد کتاب در لهستان (۷۰-۸۰%)، ۳٫۳ میلیون جلد و 300/17 نسخه خطی در یوگسلاوی سابق، بیان کننده این است که این تخریب ها اغلب بخشی از پاک سازی قومی و ایدئولوژیک بوده و هویت جوامع را ریشه کن کرده اند. چارچوب حقوقی بین المللی شامل: کنوانسیون لاهه ۱۹۵۴م. (با پروتکل های اول و دوم)، کنوانسیون های یونسکو ۱۹۷۰ و ۱۹۷۲ م.، توصیه نامه های ۱۹۶۴ و ۱۹۶۸ م.، سند نارا ۱۹۹۴م. و اصول ایفلا ارائه دهنده ابزارهایی برای حفاظت است، اما نقاط ضعف جدی دارند که گاه آن ها در شرایط جنگ بی تأثیر شده اند. ایران با گنجینه های عظیم نسخ خطی و موقعیت ژئوپلیتیکی پرریسک، نیازمند تدوین فوری برنامه ملی بحران میراث مستند است. بدون اقدام پیش گیرانه، جنگ ها حافظه ملت را برای همیشه محو خواهند کرد. حفاظت از میراث مستند، نه تنها یک تعهد حقوقی، بلکه ضرورت اخلاقی برای بقای تمدن و توسعه پایدار است. درس های جهانی که تنها پیش گیری عملی مؤثر است. این پژوهش یک مدل چهارمرحله ای پیش گیرانه پیشنهاد می کند که شامل مرحله پیش گیرانه، مرحله هشدار، مرحله درگیری فعال و مرحله پساجنگ است.
۶۲۸.

آسیب پذیری محوطه تخت جمشید در برابر تغییر آب وهوایی و نقش مشارکت محلی در کاهش آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۲
محوطه میراث جهانی تخت جمشید با تهدیدات فزاینده ناشی از تغییرات اقلیمی مواجه است که ضرورت تدوین راهبردهای سازگاری مؤثر را برجسته می سازد. این پژوهش با هدف تبیین ابعاد و پیامدهای تغییرات اقلیمی بر محوطه تخت جمشید و بررسی نقش مشارکت جامعه محلی در تدوین و اجرای راهبردهای سازگاری انجام شده است. مسئله اصلی پژوهش، افزایش آسیب پذیری این محوطه در برابر مخاطراتی چون خشکسالی و بارندگی های شدید و هم زمان، تأثیر این مخاطرات بر معیشت و زیست جوامع محلی پیرامون، به ویژه کشاورزان دشت مرودشت، و شکل گیری چالش های مدیریتی میان متولیان محوطه و ساکنان منطقه است. در این پژوهش، تمرکز روش شناسی بر شناسایی پیوندهای علّی میان تغییرات اقلیمی، افت منابع آب زیرزمینی، تداوم شیوه های سنتی کشاورزی و بروز مخاطراتی همچون فرونشست زمین قرار دارد. بدین منظور، از رویکردی کیفی مشارکتی بهره گرفته شده و بازیِ بینش به عنوان ابزار اصلی گردآوری داده های اجتماعی، ادراکی و تجربی به کار رفته است. چارچوب نظری پژوهش بر نظریه های مشارکت جامعه محور، جامعه شناسی محیطی و مدیریت ریسک تغییرات اقلیمی استوار است که جوامع محلی را کنشگران فعال در تولید دانش و تصمیم گیری می داند. یافته ها نشان می دهد که مخاطرات اقلیمی، به ویژه خشکسالی های طولانی مدت و بارندگی های شدید، علاوه بر تهدید مستقیم پایداری سازه های باستانی تخت جمشید، با تشدید فشار بر منابع آب و معیشت محلی، زمینه ساز تعارضات مدیریتی و کاهش کارآمدی اقدامات حفاظتی می شود. نتایج همچنین بر ماهیت درهم تنیده و متقابل آسیب پذیری محوطه و جوامع محلی تأکید دارد. درنهایت، پژوهش نتیجه می گیرد که تدوین راهبردهای سازگاری پایدار بدون ارزیابی جامع آسیب پذیری و مشارکت فعال جوامع محلی امکان پذیر نیست. بر این اساس، بهبود زیرساخت های منطقه ای، ارتقای شیوه های کشاورزی پایدار، استقرار نظام های پایش مستمر و توانمندسازی جامعه محلی به عنوان راهکارهای کلیدی پیشنهاد می شود و همکاری هماهنگ میان جوامع محلی، نهادهای دولتی و سازمان های بین المللی شرطی اساسی برای حفاظت هم زمان از میراث فرهنگی، محیط زیست و معیشت در برابر پیامدهای فزاینده تغییرات اقلیمی قلمداد می شود.
۶۲۹.

شهر دانشگاهی جندی شاپور اهواز؛ تجربه ای از بازتولید معماری ایرانی (از اواخر دهه ۱۳۴۰ تا انقلاب اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۵۱
دانشگاه جندی شاپور اهواز، همسو با سیاست های ملی گرایی حکومت پهلوی، میراث دار جندی شاپور ساسانی معرفی شد. توسعه این دانشگاه از بدو تأسیس در سال ۱۳۳۴ تا آغاز دهه ۱۳۵۰ چندان مطلوب نبود. بااین حال در کمتر از یک دهه منتهی به انقلاب اسلامی، این دانشگاه به سرعت توسعه یافت و شهر دانشگاهی جندی شاپور اهواز پدید آمد. در شکل گیری این شهر دانشگاهی پیش شرط معماری به «سبک اصیل ایرانی» و «بر طبق اصول سنتی معماری ایرانی» مطرح شد و محمدرضا مقتدر، کامران دیبا و موژان خادم برای طراحی ساختمان های آن فرا خوانده شدند. درنتیجه، این شهر دانشگاهی به نمونه ای کم نظیر و ارزشمند در معماری معاصر ایران بدل شد که بستر فعالیت هم زمان تعدادی از مجرب ترین معماران ایرانی در تجربه بازتولید و معاصرسازی معماری به «سبک اصیل ایرانی» و «بر طبق اصول سنتی معماری ایرانی» است. پژوهش حاضر با روش تاریخی تفسیری و با تکیه بر اسناد نویافته، نقش هریک از معماران در طراحی ساختمان های این شهر دانشگاهی را تدقیق می کند و با به کارگیری «دستگاه واکاوی فرم» مشتمل بر شاخص های «ارتباط با بناهای مجاور»، «هم نشینی فضاها»، «هندسه»، «ساختار فرم» و «آرایه و نماد» آثار آنان را تشریح می نماید. رویکردهای معمارانه به کارگرفته شده در دسته های «کالبدی» به معنای به کارگیری ارجاعات مستقیم فرمی به معماری تاریخی، «کالبدی مفهومی» به معنای بازتعریف مفاهیم معماری تاریخی همراه با اشارات قابل خوانشی از تعهد به آن، و «مفهومی» به معنای تولید کالبدی جدید، صرفاً با بهره گیری از مفاهیم معماری تاریخی قابل مشاهده است که می توان به ترتیب مقتدر، دیبا و خادم را شاخص ترین چهره هر دسته نامید.
۶۳۰.

محراب های گچی قاجاری منطقه کاشان (1194 1276ق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۸۸
گرچه کاشان در سده های میانی از مراکز برجسته تولید محراب های سفالین به شمار می رفت، هم زمان نمونه هایی از محراب های گچی نیز در این شهر ساخته می شد که معدود نمونه هایی از دوران سلجوقی و ایلخانی در این منطقه برجای مانده اند. پس از یک وقفه طولانی، با محراب های گچی متعددی از دوره قاجار در این شهر مواجهیم که هم از جهت فراوانی و هم از جهت تزیینات و کتیبه ها حائز اهمیت اند. در این میان، سیزده محراب تاریخ دار قابل شناسایی است که در خلال سال های ۱۱۹۴ تا ۱۲۶۷ق ساخته شده اند. ده نمونه در شهر کاشان هستند و سه نمونه در مناطق اطراف؛ اما نکته مهم این است که تمام مساجد بررسی شده در کاشان زاویه قبله مایل دارند. این مقاله با مطالعه میدانی، به مسائلی چون تحلیل محتوای کتیبه ها و ساختار شکلی محراب ها می پردازد. محتوای کتیبه ها شامل اسماءالحسنی، آیات قرآنی، احادیث، شعر، صلوات کبیره و شهادت ثالثه است. از ویژگی های شکلی آن ها می توان به کاربرد مقرنس شیرازی، گچ بری لایه ای ساده (فقط در چهار نمونه)، ازاره های کاشی هفت رنگ و نقاشی روی بستر گچی با رنگ های معدنی اشاره کرد. معماران کاشان برای حل مشکل زاویه قبله، دیواره های محراب را به صورت پنج وجهی طراحی کردند و بر دیواره دوم از سمت راست یا چپ، عبارت شهادت ثالثه نوشته می شد که نشانگر جهت قبله بود.
۶۳۱.

تحلیل تناظر مفاهیم عرفانی با نقوش هندسی آمودهای معماری میراث جهانی شیخ صفی الدین اردبیلی، اردبیل، ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۹
مجموعه شیخ صفی الدین اردبیلی از منظر معماری اسلامی دارای اهمیتی فوق العاده است. در این بنا، تمامی فنون مختلف تزیین در هم آمیخته اند؛ از نقاشی های روی گچ گرفته تا کاشی های معرق، کاشی های منقوشِ لعاب دار و حتی کهن ترین شیوه های آجرکاری. تقدس هنر نزد معماران و هنرمندان دوره صفوی، به آفرینش شاهکارهایی در معماری انجامیده است. تأثیر آموزه های عرفانی این هنرمندان در کاربرد انواع نقوش هندسی در آثار معماری دوره صفوی نمود یافته است. ارتباط میان معانی عرفانی اعداد و اشکال هندسی و همچنین پیوند ریاضیات با سایر هنرها، در خلق آثار معماری امری اجتناب ناپذیر است. آمودهای معماری نه تنها جنبه ای تزئینی ندارند، بلکه بازتابی از جهان بینی توحیدی و تجلی عینی مفاهیم سلوکی و عارفانه اند. هدف اصلی این پژوهش، بررسی نقوش هندسی در آمودهای بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی (با تأکید بر شناخت اشکال و اعداد) و سپس بررسی احتمال ارتباط معنایی آن ها با مضامین عرفانی است. روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی و بر پایه مطالعات کتابخانه ای و برداشت های میدانی انجام گرفته است. کاربرد اعداد و نمادهای عددی در عرفان، اشاره به رمزآلود بودن عالم هستی و ارتباط معنایی میان تفکرات عرفانی، طبیعت، ریاضیات و هندسه دارد که در تزئینات معماری مجموعه شیخ صفی انعکاس یافته است. ترکیب و چرخش انواع آلات گره، موجب شکل گیری نقوش هندسی گوناگون در تزئینات معماری این مجموعه شده است. حرکت نقوش هندسی حول یک محور اصلی (مانند دایره، گنبد و اشکال دوار)، نمادی از ارتباط میان اجزاست؛ یکپارچگی و پیوستگی میان اجزا و کل بنا نیز تمثیلی از اتصال جهان هستی به عالم الهی به شمار می آید.    
۶۳۲.

واکاوی نقش معماری در دلبستگی مکانی زنان در مجتمع های مسکونی با بهره گیری از نظریه زمینه ای (نمونه موردی :مجتمع های مسکونی امید و اکباتان در تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۳۶
مقدمه و هدف: دلبستگی مکانی، پیوند عاطفی و شناختی افراد با محیط زندگی شان است که نقشی کلیدی در رضایت و کیفیت زندگی ایفا می کند. این مفهوم به ویژه برای زنان که بخش عمده ای از زمان خود را در محیط مسکونی سپری می کنند، از اهمیت بیشتری برخوردار است. هدف اصلی از این پژوهش، تبیین نقش عوامل معماری در ایجاد حس دلبستگی مکانی در مجتمع های مسکونی مورد مطالعه است. روش تحقیق: این مطالعه به روش کیفی و با استفاده از نظریه زمینه ای انجام شده است. داده ها از طریق ۴۳ مصاحبه عمیق با زنان ساکن در مجتمع های مسکونی جمع آوری شده و نمونه گیری به صورت اشباع نظری صورت گرفته است. یافته ها: نتایج نشان می دهد که مؤلفه های کالبدی، عملکردی، معنایی و اجتماعی در ایجاد دلبستگی مکانی نقش مهمی دارند. اما در مجتمع های مسکونی اکباتان یافته ها نشان دهنده تأثیر قابل توجه جنبه های عملکردی و کالبدی بوده است ، عواملی همچون طراحی ارگونومیک واحد های مسکونی ، نورپردازی مناسب و ارتباط نزدیک با طبیعت.در مجتمع های مسکونی امید علاوه بر رعایت نکات فیزیکی، تأکید ویژه ای بر مولفه های روان شناختی صورت گرفته است.یافته ها نشان می دهد حضور امکانات رفاهی و اجتماعی،طراحی مطلوب محیط و ارتباط نزدیک با طبیعت در میان زنان، موجب افزایش دلبستگی و احساس تعلق شده است. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش می تواند به عنوان مبنایی نظری برای تدوین اصول طراحی معماری با هدف تقویت حس دلبستگی مکانی در زنان به کار رود. این مطالعه راهکارهایی را برای معماران و طراحان ارائه می دهد تا با توجه به نیازهای روانی و اجتماعی زنان، محیط های مسکونی مطلوب تری ایجاد کنند.
۶۳۳.

نقش مداخلات منظرین در ارتقاء کیفیت محیط زندگی سکونتگاه های غیر رسمی (مطالعه تطبیقی نمونه های جهانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۳۲
اهداف: سکونتگاه های غیررسمی در دهه های اخیر، با طیف گسترده ای از محرومیت های محیطی، زمینه ساز آسیب های اجتماعی در فضای شهری هستند و نیازمند نگرشی همه جانبه جهت ساماندهی می باشند. در سال های اخیر رویک رد منظ ر، ب ه س بب دی دگاه جام ع و تبیی ن پارادایم ه ای ن و در ب از تعری ف رابط ه انس ان و محی ط، با دو ویژگی کل نگری و زمینه گرایی م ورد توج ه ق رار گرفت ه اس ت. لذا این امر که چگونه می توان با این رویکرد به ارتقاء کیفیت محیط این سکونتگاه ها پرداخت، نیازمند شناخت راهکارهای موثر از باب پاسخگویی به محرومیت های محیطی این محلات است. روش ها: روش شناسی مقاله حاضر کیفی، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است. داده های آن نمونه هایی از محلات غیررسمی ساماندهی شده است که اقدامات منظری مرتبط با کیفیت محیطشان به صورت کیفی و توصیفی با رویکرد مقایسه تطبیقی تحلیل شده و بهترین راهکار برای پاسخ به این مشکلات بیان گردیده است. یافته ها: این پژوهش با بررسی و تحلیل انواع روش های مداخلات منظرین در چند نمونه از محلات غیررسمی موفق ساماندهی و توانمندسازی شده، بهترین نمونه ها و راهکارها را به عنوان الگویی در طرح های ساماندهی محلات غیررسمی معرفی می کند. نتیجه گیری: با بررسی مشکلات اساسی هر نمونه و اقداماتی که در پاسخ با آن ها بیان شد می توان دریافت که بازآفرینی منظر سکونتگاه های غیررسمی باید بر اساس شناسایی مشکلات بومی، بهره گیری از ظرفیت های محلی و تدوین راهبردهای زمینه محور صورت گیرد و با شناسایی مولفه های محیطی مرتبط و نگاهی کل نگر به محیط و منظر آن ها، مناسب ترین پاسخ را به معضلاتشان داد.
۶۳۴.

رویکردهای آینده اندیشی در طراحی معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۳
اهداف: آینده، بخش جدانشدنی معماری است و معماران به روش های مختلف آینده را می سازند. مقصود پژوهش شناخت رویکردهای آینده اندیشی در حوزه ی معماری بر اساس منابع مکتوب نظری و عملی در این حوزه است. در واقع، هدف بررسی سیر تطور مفهوم آینده اندیشی و رویکردهای آینده اندیشی در طراحی معماری است. روش ها: راهبرد اصلی پژوهش استدلال منطقی است و در چند مرحله انجام می شود؛ نخست با انجام مطالعات کتابخانه ای و روش توصیفی-تحلیلی، آینده اندیشی در حوزه ی نظر و عمل معماری بررسی شد. سپس با مقایسه ی تطبیقی و تعمیم استقرایی، ضمن دستیابی به سیر تحول مفهوم آینده اندیشی در تاریخ معماری، رویکردهای آینده اندیشی در معماری حاصل شد. یافته ها: تحلیل موارد بررسی شده در پژوهش نشان می دهد آینده اندیشی در معماری تحت تأثیر دیدگاه حاکم در هر دوره، ضمن وجود دیدگاه های دیگر، بوده است. در پایان، پژوهش حاضر رویکردهای آینده اندیشی در طراحی را در یک طبقه بندی کلان به این ترتیب معرفی می کند: رویکرد استمراری، انتقادی و تصوری. نتیجه گیری: با ابتنا به مطالعات انجام شده در تاریخ معماری، به ویژه در دوران معاصر، آینده اندیشی در حوزه معماری با سرعت بیشتری توسعه یافته است و ضرورت توجه به آن مطرح شده است. تغییرات در نیازها و مسائل انسان ها و جوامع، و اهمیت افزایش آگاهی از تأثیر اقدامات امروزی بر آینده، نیازمند توجه مضاعف به آینده اندیشی شده است.
۶۳۵.

قالی کردی به مثابه متن: خوانشی پساساختارگرایانه از معنا در قالی بومی کلیایی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۶
بررسی آثار تمدنی همچون متونی قابل بازخوانی می تواند به درکی تازه از میراث نمادین نقش ها و نشانه ها بیانجامد. در نظریه پساساختارگرایی، تولیدات فرهنگی مانند متن هایی زنده، قابل تغییر و چندبعدی هستند و می توانند دوباره تفسیر شوند. هنر قالی، به مثابه متنی دیداری، عرصه ای برای بیان معنا و بازنمایی فرآیندهای فکری و ارتباطی میان بافنده با جهانِ پیرامون و بیننده است. قالی کلیایی، به عنوان محصولی فرهنگی، واجدِ نقش مایه هایی برگرفته از مفاهیم اسطوره ای، روایت های افسانه ای وموتیف هایی برخاسته از طبیعت است. این نقش ها بستری برای شناخت معرفت شناسی مردمان کرد و الگوی تعامل و استحاله های فرهنگی آنان به شمار می آید. به نظر می رسد شناخت نشانه معنایی طرح های قالی کردی بسان یک متن برای مخاطب به منظور کیفیت بخشی گفتمان دیداری ضرورت داشته باشد. با توجه به این نیاز پژوهشی، پرسش این است که چگونه مخاطب در ارتباط با قالی کردی نه به عنوان یک اثر بلکه یک متن، به بازیافت تجارب زیسته خود می پردازد؟ روش پژوهش این مطالعه میان رشته ای مبتنی بر روش توصیفی و تحلیلی نقوش سه نمونه قالی منطقه کلیاییِ کرمانشاه است. نتایج حاکی از این است که مخاطب در هر یک از این سه گونه قالی کردی نسخه ای عینی از نمودهای برآمده از بطن اسطوره های کردی، بازنمودهای محیط طبیعی و ابژه های زندگی مردمان کرد را دریافت می کند. معنای دریافتی از این نمودها با آنچه در متن قالی ها ثبت شده اند تفاوتی را نشان می دهد که تا پیش ازاین در حالت تعلیق و یا غیاب بوده اند. لذا مخاطب با جهت دهی یک رشته معناهای جدید مسیر نوینی از معنای قالی های کردی را بازآفرینی می کند.
۶۳۶.

بازنمایی پلات درونی در درام ایرانی: مطالعه موردی نمایشنامه های بهرام بیضایی و نغمه ثمینی با نگاهی به مفهوم تراوئراشپیل والتر بنیامین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۹
بازنمایی پلات درونی، یکی از مؤلفه های اصلی مفهوم «تراوئراشپیل» از منظر والتر بنیامین است که ساختاری متفاوت و همسان با تعریف «پیرنگ تراژدی» دارد. در تفسیر والتر بنیامین از تراوئراشپیل دو پلات اصلی و درونی وجود دارد. پلات درونی به صورت موازی یا متضاد با پلات اصلی و به شیوه بازی در بازی بازنمایی می شود. پلات درونی کنشی است که توسط شهید/قهرمان مطرح می شود تا نقشه دسیسه گر را برملا سازد. پژوهش حاضر، یک پژوهش کیفی با رویکرد توصیفی تحلیلی است که به بررسی مؤلفه بازنمایی پلات درونی بر نمایشنامه های مرگ یزدگرد، مجلس ضربت زدن اثر بهرام بیضائی، خواب در فنجان خالی، شکلک اثر نغمه ثمینی می پردازد. دلیل انتخاب چهار اثر نمایشی، تأکید بر رویدادهای تاریخی و سیاسی از طریق پیوند زمان گذشته و حال و بازنمایی رویدادهای سیاسی در پلات درونی است. پلات درونی در چهار متن نمایشی، از طریق زمان ذهنی کاراکترها و تکرار تاریخ، جابه جایی نقش ها، نقلی بودن روایت، پیوند و همسان سازی دو موقعیت گذشته و حال، به شیوه بازی در بازی در پلات اصلی بازنمایی می شود. این آثار با به هم زدن توالی زمانی و مکانی در روایت، از ساختار پیرنگ ارسطویی فاصله می گیرند و به جای تمرکز بر سرنوشت فردی، به بازنمایی مسائل تاریخی_ اجتماعی می پردازند. در نتیجه، پلات درونی به عنوان ساختاری خلاقانه می تواند جایگزینی برای نگارش متون نمایشی باشد.
۶۳۷.

بررسی تأثیر مجتمع های تجاری بزرگ مقیاس بر حوزه پیرامونی (نمونه موردی: مجتمع تجاری برج تجارت قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۵۶
اثرات شهرسازی مدرن بر نیازهای شهروندان، ساختار شهرنشینی و درنهایت فضای شهری به وضوح قابل مشاهده است. بشر برای رفع کالاهای موردنیاز خود منجر به ایجاد مراکز تجاری گردید. کاربری تجاری، یک عامل اثرگذار در عرصه شکل دهی به شهرها است. بشر برای رفع کالاهای موردنیاز خود به خصوص در شهرها منجر به ایجاد مراکز خرده فروشی و مغازه ها گردید. . در ایران در دهه 70 شمسی مراکز خرید شکل گرفتند و به دنبال آن در درهه 90 شمسی نسل جدیدی از مراکز خرید به نام مگامال ها ظهور کردند که تأثیراتی بر روی کاربری ها و تغییراتی بر وضعیت ترافیکی محلات پیرامونی خود داشتند. بنابراین سوال اصلی مقاله حاضر آن است که تأثیرات احداث و فعالیت مراکز تجاری بزرگ مقیاس در ابعاد مختلف بر محیط پیرامون و ساکنین آن چیست؟ هدف از این پژوهش بررسی تأثیر مجتمع های تجاری بزرگ مقیاس بر روی نظام کاربری و دسترسی حوزه پیرامونی است که با مطالعه موردی مجتمع تجاری برج تجارت قزوین انجام شده است. پژوهش از نوع کمی-کیفی و از طریق جمع آوری اطلاعات به صورت اسنادی و میدانی و آزمون فرضیات از طریق پرسشنامه است. براساس فرمول کوکران حجم نمونه 384 نفر براورد گردید و در سه محله اطراف (عدل- میرعماد و نادری) توزیع گردید. پایایی کلی پرسشنامه 9/0 به دست آمد. معیارها و شاخص های پژوهش به صورت کتابخانه ای در چهار بعد اجتماعی_فرهنگی، اقتصادی، محیطی و کالبدی طبقه بندی و در نرم افزار SPSS تحلیل شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد شاخصی که بیش ترین تأثیر را بر روی محلات اطراف داشته است، شاخص محیطی_آسایش (تأثیر بر وضعیت ترافیک محلات اطراف) بوده است و شاخصی که کم ترین تأثیر را بر محلات اطراف داشته است، شاخص اقتصادی_کارایی (تأثیر بر اشتغال ساکنین محلات اطراف بوده است. همچنین بیش ترین تأثیر منفی که این مجتمع بر روی محلات اطراف خود داشته است در شاخص محیطی_سلامتی (تأثیر بر آلودگی صوتی محلات اطراف) و بیش ترین تأثیر مثبتی که بر روی محلات اطراف خود داشته است در شاخص کالبدی_سازگاری (تأثیر بر مهم شدن بلوارهای میرعماد- نادری و عدل) است. این پژوهش درواقع بستری برای شناسایی این آثار و پیامدها فراهم نمود که درنهایت برای کاهش تأثیرات منفی و افزایش و تقویت تأثیرات مثبت پیشنهاد هایی در چهار بخش اجتماعی-فرهنگی، اقتصادی، محیطی و کالبدی ارائه شده است.
۶۳۸.

مکان، روح مقاومت و ملت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۱۶
جنگ دوازده روزه اسرائیل و امریکا علیه ایران، برکات زیادی داشت. خسارت های آن اگرچه زیاد بود، اما به مصداق آیه «اِنَّ مَعَ العُسرِ یُسری» و قضیه جامعه شناسانه «فرصت ها از دل بحران ها می روید» جهان ایرانیان را به دو بخش قبل و پس از جنگ تقسیم کرد. در وصف برکات جنگ، تقریباً همه تحلیل گران ایران دوست در این نکته مشترک بودند که «وحدت ملی» مردم از ارکان مقاومت ملت و شکست طمع بیگانگان بود. وحدت، فعل جامعه بود که با پذیرش و مشارکت افراد و آحاد آن به دست آمد. نکته اما، زمینه وحدت بود که در این جنگ حول «مکان» برقرار شد. مکان، وطن ایرانیان بود که در هزاره ها در آن جا زیسته و در رویدادهای آن شریک بوده اند. نسل حاضر، میراث دار زبان، فرهنگ، اندیشه، ذهنیت و سایر دستاوردهای جامعه ایران بر بستر وطن است. اگر نمی توان میان ایرانیان حاضر با گذشته آنها خط فاصله واضحی تعیین کرد، از این روست که همه صفات و توان امروز دنباله گذشته آنان است و هر چیز نو نیز یا تحول یافته امر قدیم است یا پاسخ و پذیرش ایرانی امروز با خصوصیت و اندیشه خود به پدیده نو. در هر صورت آنچه جامعه امروز ایران را به عنوان یک ماهیت ممتاز و قابل تشخیص از دیگران معرفی می کند، هویت یا امتداد صفات تاریخی آن در بُعد زمان است. در جنگ با عراق، آنچه محور وحدت ایرانیان بود، در کنار وطن و مکان، دفاع از انقلاب جوان و آرمان های اسلامی آن هم بود. در جنگ دوازده روزه اما، به دلایل مختلف از جمله غافلگیری وقوع آن، پراکندگی دیدگاه های سیاسی جامعه، کوتاهی و ضربتی بودن شروع و پایان جنگ، فرصت برای ظهور عوامل دیگری برای وحدت جامعه فراهم نبود. اما وحدت به شکل باورناپذیری حول مفهوم وطن که نمونه برجسته ای از مکان و منظر است، شکل گرفت. اینکه پدیده مکان اولین، عام ترین و قوی ترین محور اتحاد در جامعه باشد، باید چشم ها و دل ها را به ظرفیت های مغفول آن باز کند. روشن است که دلبستگی مردمی که جمع کثیری از آنها ناراضی از شرایط سیاسی جامعه هستند، به وطن موجب همراهی با حاکمیت در تقویت موضع او باشد، کشف مهمی بود که از جنگ دوازده روزه به دست آمد. به نظر می رسد که ظهور مفهوم مکان به مثابه عنصر اولیه، مورد وفاق و پر قدرت برای وحدت جامعه و فرصتی برای حاکمیت و علی الخصوص بخش های تخصصی آن در حوزه مکان و منظر است تا به آن دوباره بپردازند. دانشگاه ها، مفهوم مکان را جانشین فیزیک فضا کنند و با تبیین ابعاد درهم تنیده عینی و ذهنی آن، اذهان کارشناسان را به قابلیت ها و ظرفیت های آن هدایت کنند. برنامه ریزان و مدیران مرتبط با مقوله فضا، مفهوم سرزمین را جانشین محیط زیست، منابع طبیعی، زمین، مسکن و محوطه های میراثی کنند. بدانند آنچه زیر پا، در اطراف و در ذهن ساکنان این سرزمین وجود دارد، منظومه ای یکپارچه از زمین و زمان است که قابل تفکیک نیست. زمین آن جغرافیای مکان و زمان، رویدادها و تفسیر ساکنان از تعامل زمین و زمان را نشان می دهد. تنها در جنگ دوازده روزه بود که مفهوم مکان با کمال خود به ظهور رسید و توانست با ایجاد وحدت در ملت قدرتی در او ایجاد کند که ائتلاف شیاطین بزرگ جهان نتواند او را نابود کند. در جنگ دوازده روزه، «مکان» پیروز اصلی بود.عکس روی جلد را محمدرضا سرتیپی اصفهانی از آثار و بقایای جنگ ایران و عراق در شهر خرمشهر گرفته است.
۶۳۹.

ماده به مثابه رسانه: بررسی تحولی اساسی در کارکرد ماده؛ چگونه ماده جزئی از درونمایه اثر هنری شد؟

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۱۶
مجسمه سازی، به عنوان رسانه ای که بیشترین جسمیّت را دارد و فضای حقیقی را اشغال می کند، شاید نماینده شدیدترین تحولات هنر در سده بیستم باشد. در طول تاریخ، مجسمه نه تنها ابژه دیدن، که ابژه لمس کردن هم بوده است و از این لحاظ به طبیعت نزدیک تر محسوب می شود . امروزه دیگر مجسمه را از یک حجم اولیه نمی تراشند؛ بلکه بنا می کنند، جفت وجور می کنند و با مواد و روش های جدید سامان می دهند . در این جستار، به ترتیب تاریخی بررسی می شود که چطور هویت ماده به هویت رسانه مجسمه گره خورد و چه روندی باعث شد ماده مهم تر و مهم تر شود تا امروز که نوع ماده ای که هنرمند انتخاب می کند تبدیل به بخشی از درونمایه اثر می شود؛ گویی در این مورد، هدف وسیله را توجیه می کند . در یک جهش سریع از اواخر قرن نوزدهم تا به امروز، سنگ، فلز و چوب که صرفاً برای رسیدن به فرم به کار می رفت، با تقریباً هر ماده دیگری جایگزین شده است. هر ماده ای که وجود خارجی دارد می تواند وارد اثر هنری شود؛ حتی موادی که ماندگار نیستند . ماده، می تواند تاریخ، بار معنایی و حافظه ای را که در خود حمل می کند به اثر منضم کند یا حتی خودش درونمایه آن اثر شود .
۶۴۰.

توسعه مبتنی بر حمل ونقل همگانی دریایی (MTOD)؛ رویکردی نوین در بهبود عملکردهای شهری، بررسی موردی: پایانه مسافربری بندر شهید حقانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۱۰۳
رویکرد توسعه مبتنی بر حمل ونقل همگانی دریایی (MTOD) به عنوان چارچوبی برای تقویت پیوند میان شهر و بندر، امکان استفاده از قابلیت های بنادر در توسعه شهری را فراهم می کند. پایانه شهید حقانی به عنوان بزرگ ترین بندر کشور، با مشکلاتی چون جدایی فیزیکی و عملکردی از بافت شهری روبه رو بوده که دسترسی به حمل ونقل عمومی و کاربری های ضروری، تعامل اجتماعی میان شهروندان، مسافران و بندر و درنهایت فرصت های شغلی را محدود است. این مسئله باعث عدم بهره برداری کامل از قابلیت های نهفته بنادر و شهرهای ساحلی در ارتباط با یکدیگر شده است. هدف این پژوهش، شناسایی قابلیت ها و ظرفیت های بنادر و ارائه راهکارهایی برای بهبود عملکرد شهر و بندر با استفاده از رویکرد MTOD بوده، به گونه ای که این بندر به عنوان نمونه ای عملی برای تدوین سیاست ها و چارچوب های توسعه شهربندرها در کشور قابل استفاده باشد. این پژوهش کاربردی بوده و با رویکرد ترکیبی (توصیفی - تحلیلی) انجام شده است. برای وزن دهی شاخص ها روش آنتروپی شانون به کار رفته و نتایج تجزیه وتحلیل داده ها در مدل تاپسیس فازی اعمال شده اند. نتایج نشان داد که رویکرد MTOD با تأکید بر پیوند میان شهر و بندر، فرصت های تعامل و رشد متقابل شهر و بندر را افزایش می دهد. پیشنهادات شامل توسعه مسیرهای پیاده روی و دوچرخه سواری، ساماندهی حمل ونقل عمومی، ایجاد کاربری های چندمنظوره در ساحل و بندر، تدوین ضوابط پهنه بندی زمین و کدهای شهرسازی ترکیبی بین شهر و بندر است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان