۱.
از آن جا که رشد ذهنی کودک در دنیای معاصر محور تمرکز مطالعات جهانی است و رشد و باروری وی مسیر شکوفایی شخصیتی وی را طی می کند. تصویرسازی همراه با رشد روزافزون تکنولوژی و تولید خلاقانه کتاب ها توسط تصویرگران صورت می پذیرد، یکی از روش های بالندگی ذهنی برای کودک است. دستیابی به احساسی عمیق از تصویرسازی و ادراکی سامان یافته از روابط و اصول حاکم بر تصویر همچون عناصر بصری و فضاسازی و در نهایت شناختی متعادل، الفبای ورود به تصویرسازی است که با تخیل امکان پذیر است. تصاویر در کتاب های کودک جنبه آموزشی را نیز در بردارند. یکی از آن آموزش ها آشنایی کودکان با فضاسازی برای مناظر شهری است. هدف پژوهش، قابلیت عملکرد منظره شهری در تصویرسازی و ارتباط آن با ادراک و رشد ذهنی کودک با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی و بر اساس منابع مکتوب است. از این رو با ذکر نمونه های تصویری از تصویرگران معروف ایرانی ویژگی مناظر شهری در کتاب کودک مورد تحلیل قرار می گیرد. اطلاعات ضروری پژوهش، به صورت کتابخانه ای و اسنادی جمع آوری شده و به روش تحلیل محتوا در جهت تبیین نقش مناظر شهری در رشد ذهنی کودک پژوهش پیش می رود. پژوهش در پی پاسخگویی به پرسش های مطرح شده ذیل است: تصویرسازی با ترسیم منظره شهری بر رشد ذهنی کودک چه تاثیری دارد؟ تخیل پردازی در تصویرسازی مناظر شهری چگونه نمود یافته است؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که مناظر شهری در کتاب های کودک ایرانی با هماهنگی بین متن و تصویر ترسیم شده اند و دارای ابعاد و قابلیت هایی هستند که اگر با تخیل و آشنایی با فرهنگ محیطی همراه باشد در جهت آموزش و رشد ذهنی کودک کاربرد دارند.
۲.
در طراحی ساختمان هایی با کاربرد های پیچیده و فضاهای پرشمار، طراحان به منظور تحقق ایمنی جمعیت در شرایط اضطراری، اغلب به استانداردهای موجود اکتفا می کنند. در همه این ضوابط، موضوع تخلیه کامل جمعیت در اولویت نخست قرار دارد. بااین حال، استانداردهای موجود الزاماً همسو با رفتار جمعیت های گوناگون، تعاملاتشان با محیط کالبدی، راهبرد مدیریت تخلیه کارآمد و برهم کنش چنین موضوعاتی نیست. در این راستا پرسش هایی از این دست مطرح می شود که آیا رفتارهای ناشی از وابستگی های خانوادگی و یا مانند آن، بر مدت زمان تخلیه تأثیرگذار است؟ هراس و وحشت زدگی زائران به چه میزان بر مدت زمان تخلیه کامل در شرایط اضطراری مؤثر خواهد بود؟ تخلیه مرحله ای جمعیت، چه میزان بر مدت زمان تخلیه اضطراری تأثیرگذار است؟ هدف از انجام این تحقیق، ارزیابی و تبیین مؤلفه های مؤثر بر مدت زمان تخلیه اضطراری و فراهم ساختن شبیه سازی های آینده نگر از فرایند تخلیه اضطراری جمعیت، به منظور تصمیم سازی مدیران می باشد. روش تحقیق حاضر، به لحاظ ماهیت، کاربردی و از نوع توصیفی-تحلیلی و نتایج آن، تبیینی است. در این مقاله، با بهره گیری از رویکرد عامل محور جهت شبیه سازی خروج اضطراری جمعیت، بر اساس سناریوهای محتمل؛ اقدام به ارزیابی و تبیین مؤلفه های مؤثر بر مدت زمان تخلیه اضطراری جمعیت در شرایط اضطراری شده است. این تحقیق در سه حوزه ی انسانی، کالبدی، مدیریتی و با متغیرهای خویشاوندی (وابستگی)، هراس (وحشت)، تخلیه ی مرحله ای جمعیت، تاثیر افزایش چگالی جمعیت، تعریض درگاه ها و همسوسازی پله های برقی مخالف، بیانگر آن بوده است که تمام مؤلفه ها، بر مدت زمان تخلیه کامل جمعیت مؤثرند. مشاهده شد که با شناسایی مؤلفه های مؤثر و محتمل و مدیریت آگاهانه آن ها، امکان کاهش مدت زمان تخلیه و درنتیجه کاهش آسیب ها و تلفات انسانی در شرایط اضطراری وجود دارد.
۳.
یکی از معضلات پیش روی جوامع بشری، وجود شهرهای پرتراکم، فشرده و ساخت و ساز عمودی است. فضاهای باز و نیمه باز در این گسترش فراگیر عمودی سازی، جایگزین حیاط ها و باغ های سنتی به عنوان یک فضای خصوصی یا نیمه خصوصی مطلوب شده اند. فضای نیمه باز در کاربری های مسکونی فعلی تلفیقی از فضای بسته و باز است که نقش اساسی عملکردی همواره مورد توجه قرار گرفته است. به علاوه، تاثیرات این دست فضاها از جنبه های مختلف اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی نیز مورد توجه قرار گرفته است. از آنجا که کلانشهر تهران به عنوان یکی از متراکم ترین کلانشهرهای دنی ا شناخته می شود، توجه به این فضا با نگاهی تخصصی تر و در راستای بهینه سازی آن از جنبه های مختلف بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. از این رو این پژوهش تلاش دارد تا با مطالعه و مرور منابع مختلف جهانی در زمینه به بینشی جدید نسبت به این فضای کلیدی معماری دست پیدا کند. در همین راستا، با استفاده از استاندارد مطالعات مرور سیستماتیک PRISMA ، که عبارت است از دستورالعملی به منظور شفاف و علمی سازی گزارش نویسندگان مقالات مروری، سعی بر گردآوری، تحلیل و ارائه راهکارها و استانداردهایی بر اساس تجارب جهانی بپردازد. در این راستا، در ابتدا جمع آوری منابع مرتبط با موضوع مورد مطالعه با جستجو در پایگاه های گوگل اسکولار ، ساینس دایرکت ، ریسرچ گیت و آکادمیا آغاز شد. بدین منظور کلیدواژه های "Balcony" "Residential Semi-Open spaces"، ،“ Residential Semi-Closed Spaces” ، Terrace”در این منابع مورد جستجو قرار گرفتند. در ابتدا 249000 نتیجه از این طریق یافت شد که با بررسی اولیه و فیلتر ، نتایج به دست آمده بر اساس زمینه و نوع مقالات (علمی-پژوهشی)، این رقم به 325 مورد کاهش پیدا کرد. در ادامه تصمیم بر آن شد که منابع باقیمانده به منظور ارتباط با موضوع پژوهش بررسی گردند.بنابراین، به بررسی چکیده و کلیدواژه های به کار رفته در منابع باقیمانده پرداخته شد که این امر باعث شد تا 112 منبع باقی بماند. پس از بررسی 76 منبع مختلف، با استفاده از چک لیست تحلیل کیفی مطالعات، از میان تمامی نتایج حاصل از جستجو در موتور جستجوی پایگاه های مختلف داده های علمی، راهکارهای مختلف در زمینه های ویژگی های کالبدی، ابعاد زیست محیطی و تنظیم شرایط محیطی دسته بندی شده و در نهایت در بخش نتیجه گیری راهکارهای مناسب طراحی و بهسازی فضاعای بالکن ارائه شده است.
۴.
خستگی ذهنی، یک چالش رایج در میان کارکنان فضای درمانی در طول شیفت های طولانی، ممکن است بر نحوه درک و سازگاری افراد با محیط حرارتی خود تأثیر بگذارد, همینطور کارکنان به دلیل سطوح مختلف فعالیت، الزامات تجهیزات حفاظتی و نیاز به حفظ شرایط سخت محیطی برای مراقبت از بیمار، چالش های حرارتی را تجربه می کنند.از این هدف پژوهش حاضر ارزیابی وضعیت آسایش حرارتی و بررسی نقش خستگی ذهنی در پیش بینی احتمال بروز سازگاری حرارتی کارکنان فضاهای درمانی است.این تحقیق با استفاده از یک طرح آزمایشی کنترل شده در امکانات آزمایشگاهی یک کلینیک تخصصی واقع در شهر ایلام انجام شد. نمونه شامل 20 پرسنل پزشکی بود که محیط کار آنها یک آزمایشگاه زیرزمینی بود. گروه های شرکت کننده پس از تقسیم به صورت تصادفی به دو شرایط آزمایشی ,قرار گرفتن در معرض 1100 PPM CO2 با تهویه مکانیکی و 1800 PPM CO2 بدون تهویه مکانیکی قرار گرفتند. به طور همزمان، پارامترهای فیزیولوژیکی (ضربان قلب) و ارزیابی آسایش حرارتی (پرسشنامه استاندارد ASHRAE) و خستگی (پرسشنامه استاندارد MFI) ثبت شد. بخش اول یافته ها از طریق برازش مدل رگرسیون لوجستیک و بخش دوم یافته ها از طریق آنالیز واریانس دوطرفه(دوفاکتوری) در نرم افزار SPSS27 مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند.یافته ها نشن داد, احساس خستگی ذهنی کارکنان فضاهای درمانی حین انجام کار در سطح خطای یک درصد آزمون معنی دار است (P<0.05) و این متغیر تاثیر معنی داری بر احتمال بروز سازگاری حرارتی کارکنان فضاهای درمانی دارد (P<0.05). متغیرهای سطح CO2 (1100 PPM با تهویه مکانیکی و 1800 PPM بدون تهویه مکانیکی) و عملکرد شناختی و ضربان قلب، تأثیر معنی داری بر احتمال سازگاری حرارتی نداشتند(P>0.05). بر اساس آنالیز واریانس دو طرفه, فاکتور مقادیر دی اکسید کربن موجود در هوا تاثیر معنی داری بر احساس آسایش حرارتی کارکنان فضاهای درمانی دارند (P<0.05). همچنین فاکتور جنسیت کارکنان و اثر متقابل سطوح فاکتور مقادیر دی اکسید کربن موجود در هوا و جنسیت کارکنان به ترتیب با مقادیر (F(1,16)=0.200 , Sig=0.360 >0.05) و (F(1,16)=0.200 , Sig=0.360 >0.05) بر احساس آسایش حرارتی کارکنان فضاهای درمانی تاثیر معنی داری ندارند(P>0.05).نتایج نشان داد خستگی ذهنی بر سازگاری حرارتی کارکنان پزشکی تأثیر می گذارد، در حالی که سطوح CO2، عملکرد شناختی و ضربان قلب تأثیری ندارد. علاوه بر این، سطوح CO2 برآسایش حرارتی تأثیر می گذارد، در حالی که جنسیت و تعامل آن با سطوح CO2 تأثیری ندارد.بنابراین ضرورت در ارزیابی آسایش حرارتی و درک نقش خستگی روانی در پیش بینی سازگاری حرارتی کارکنان مراقبت های بهداشتی نهفته است.
۵.
در روند توسعه ی شهری و گسترش مرز کالبدی شهرها، بافت های شهری دچار تغییر و دگرگونی می شوند، تغییرات کالبدی در انواع بافت های شهری، بر تغییرات دیگری چون تغییر بافت اجتماعی، تغییرات فرهنگی و اقتصادی تأثیر دارد. در پژوهش حاضر، رابطه ی میان تغییرات کالبدی ایجاد شده در یک محله با سابقه ی روستایی و رضایت مندی ساکنین مورد بررسی قرار گرفته است. استراتژی اصلی پژوهش، کیفی است و در بررسی نمونه در ابتدا تحلیل اسناد شامل طرح ها و مصوبات مربوط به محدوده به صورت تحلیل محتوای کیفی انجام شده و همچنین مبتنی بر تحلیل فضایی و تحلیل –نقشه، میزان تغییرات کالبدی در محله در بازه ی ملاک عمل تغییرات، انجام شده است. همچنین دیدگاه ساکنین در قالب تحلیل مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 21 نفر از ساکنین و کسبه ی قدیمی ساکن محدوده به دست آمده و برای تحلیل داده های مصاحبه به شیوه ی تحلیل محتوای کیفی با بهره گیری از نرم افزار مکس کیودا، صوت مصاحبه ها به صورت متنی پیاده سازی شده و از طریق کدگذاری آنها، مقوله ها و زیرمقوله ها استخراج شده اند. براساس یافته ها، 4 مقوله ی اصلی شناسایی شد که در مقوله ی عاملین و ضابطین کنترل کننده و افزاینده ی تغییرات، تأثیر ضوابط محدودکننده و تغییرات کالبدی نسبتاً مورد توجه پاسخ دهندگان بوده است که منجر به تخریب 40% باغات و خانه باغ ها طی سال های 1381 تا 1401 شده است. در مقوله ی عاملیت درونی تغییر، بسیاری از تغییرات کالبدی با عاملیت ساکنین به واسطه ی مهاجرت یا مسائل مالکیتی همچون ارث و میراث و بخشی دیگر توسط شهرداری و مصوباتی همچون مصوبه ی برج باغ صورت گرفته است. همچنین در زمینه ی شدت تغییر و عدم انطباق با آن، اجتناب ناپذیری تغییرات و سرعت بالای آن مورد توجه قرار گرفته است. همچنین گسستگی ارتباط با بوم طبیعی و اجتماعی به عنوان یکی دیگر از مقوله ها شناسایی شده که یکی از پیامد های ناشی از تغییرات کالبدی بوده و بر نارضایتی ساکنین از تغییرات مؤثر بوده است. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که وجود بهره وری های اقتصادی برای ساکنین، بر افزایش تغییرات کالبدی محله بهصورت مستقیم و غیرمستقیم تأثیر داشته است. دهمچنین به نظر می رسد که پیشرفت های صنعت ساخت وساز و عواملی همچون انباشت سرمایه در یک محدوده، سبب افزایش سرعت و شدت تغییرات و دگرگونی های گسترده شده که همین امر سبب شده است که فرآیند انتقال در بازه ی زمانی کوتاه تری برای ساکنین اتفاق بی افتد.
۶.
هویت مکانی، هویت شخصی فرد را در رابطه با محیط فیزیکی با استفاده از الگویی پیچیده از ایدهها، احساسات، ارزشها، اهداف، ترجیحات، مهارتها و گرایشهای رفتاری مربوط به یک محیط خاص تعریف میکند، که در واقع خودادراکی مبتنی بر تعلق عاطفی به مکان است تا حدی که منتهی به توصیف مکان (کشور، شهر، محله و...) برای اشاره به خود میشود. آثار مثبت هویت مکانی، مورد توجه مطالعات بسیاری قرار گرفته شده است. عضویت درسازمانها و فعالیتهای داوطلبانه محلی، رفتارهای مسئولانه در قبال محیطزیست، تمایل به هزینه دوباره درآمدهای حاصل از برنامههای مالی در محله و رضایتمندی از زیبایی شهر از جمله این آثار هستند. از طرفی، ظهور فردگرایی در برخی ابعاد زندگی اجتماعی ایرانیان در سالهای اخیر مورد توجه مطالعات بسیاری بودهاست. بر این اساس و با توجه به اهمیت تصور مثبت از خود در شکلگیری هویت مبتنی بر تعلق در میان فرهنگهای فردگرا، در پژوهش حاضر؛ تامین اصول نظریه فرایند هویت (IPT) به عنوان عامل موثر بر هویت محلهای ایرانیان امروز در نظر گرفته شده است. در راستای بررسی چگونگی اثرگذاری مذکور، مدلی نظری تدوین شده و مورد تحلیل قرار گرفتهاست. مشارکتکنندگان پژوهش، شامل ۵۰۰ نفر از اهالی بافتهای مسکونی مختلف شهر اردبیل اعم از محلات تاریخی، شهرکهای نوساز و بافت حاشیهای هستند. اطلاعات بهدستآمده از پیمایش مقطعی با استفاده از مدلیابی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت است. نتایج حاصل از بررسی تجربی مدل تدوینشده، وجود روابط معنیداری را میان عوامل نشان میدهد. بر اساس این مدل، افزایش سطح تامین اصول چهارگانهIPT ( عزت نفس، تمایز ، تداوم و اعتماد به نفس) در محله منجر به افزایش سطح هویت محلهای ساکنین میشود. همچنین تبیین حدود ۴۰ درصد از واریانس هویت محلهای ساکنان شهر اردبیل به واسطه تامین اصول فردگرایانه بریکول را میتوان به معنای تداوم غلبه فرهنگ جمعگرایی در محلات شهر اردبیل دانست.
۷.
باغ ایرانی بهعنوان یکی از مظاهر باغسازی جهان در عین داشتن الگویی مشخص، دارای تنوع بسیاری در اجزای خود است. این تنوع با سادگی فرم و الگوی باغ ایرانی، سبب بروز مفاهیم پیچیده و عملکردهای متفاوتی شده است. از سمت دیگر باغهای دوران حکومت عثمانی در کشور ترکیه، کاملاً ارگانیک و متاثر از فرهنگ عثمانی هستند، فرهنگی که در طی قرون متمادی رشد کرده و کامل شده است. بررسی باغهای عثمانی حاکی از آنست که از بازخورد ریشههای فرهنگی وارداتی مختلف از مناطق مختلف جهان با شرایط اقلیمی متفاوت نشات گرفته است. یکی از این فرهنگهای وارداتی در آن فرهنگ معماری ایرانی است. از مفاهیم مهم در معماری اسلامی- ایرانی ویژگی و مولفهی اشرافیت و رویتپذیری است که در تمام معماری ایرانی رعایت شده است. اشرافیت به عنوان یکی از شاخصههای اصلی معماری ایرانی- اسلامی همواره مورد توجه محققان و طراحان بوده است. از سوی دیگر موضوع نهی اشرافیت بر مصون ماندن فضای داخلی از دید و اشراف بیگانگان تاکید دارد و با ابزارهای " کنترل دید" و " فاصله" قابل بررسی است. برهمین اساس هدف اصلی پژوهش تحلیل تطبیقی مولفه اشرافیت در مطالعهی باغهای حکومتی صفوی و عثمانی بر رفتار فضای انسانی تعریف شده است. از آنجایی که رویکرد نحو فضا در معماری توانایی شناسایی روابط فضایی و قابلیت تحلیل و مقایسه فضاهای مشابه را دارد، بنابراین در این پژوهش در گام اول با جمعآوری اطلاعات از مطالعات کتابخانهای و ادبیات نظری و در نهایت تدوین مدل سنجشی و در گام دوم علاوه بر معرفی ابزارهای سنجش، تحلیل فضایی و تفسیر مدلسازی براساس رویکرد نحو فضا به کمک نرمافزار Depth map براساس سوال اصلی پژوهش صورت گرفته است. نتایج نشان میدهد شاخصهای خوانایی، جهتیابی و پیکرهبندی فضایی به عنوان اصلیترین شاخصهای اثرگذار بر میزان اشرافیت و رویتپذیری شناسایی شده است. برهمین اساس میزان تطابق و مشابهت فضایی شاخص خوانایی در دو دوره صفوی و عثمانی نسبت به هم به میزان 42%، شاخص جهتیابی به میزان 50% و شاخص پیکرهبندی فضایی به میزان 33% برآورد شده است. همچنین نتایج تحلیلهای فضایی حاکی از آنست که سنجه و زیرشاخص "میدان دید" و "انتخاب" بیشترین میزان انطباق و "خوانایی" کمترین میزان انطباق در هر دو دوره باغهای حکومتی صفوی و عثمانی را به خود اختصاص دادهاند.
۸.
کاهش مصرف انرژی همراه با برقراری آسایش ساکنان همیشه یکی از مهم ترین مسائل طراحان و معماران ساختمان بوده است. طراحی مولد روشی برای ایجاد خودکار تعداد زیادی طرح از طریق یک چارچوب الگوریتمی تکراری و در عین حال رعایت معیارها و محدودیت های تعریف شده توسط کاربر می باشد ، پیکربندی فضایی می تواند عملکرد انرژی ساختمان را شامل نیازهای گرمایش، سرمایش، روشنایی و تهویه به طور قابل توجهی تحت تاثیر قرار دهد. از این رو در این پژوهش سعی داریم مهمترین عوامل پیکره بندی ساختمان موثر بر مصرف انرژی ساختمان را با مطالعه پژوهش های انجام شده بر روی طراحی مولد پیکره بندی بیابیم. پژوهش مروری حاضر با رویکرد مختلط کمی-کیفی و به روش تطبیقی-تحلیلی با شناسایی مطالعات گوناگون در حوزه طراحی مولد پیکره بندی ساختمان، به بررسی و آزمون و تحلیل آنها پرداخته است. در این پژوهش از دو گروه بررسی آزمون فراتحلیل و بررسی آمارهای توصیفی بر روی عوامل فرم یابی طراحی مولد استفاده شده است. 26 مقاله با شرط استفاده از عوامل کالبدی پیکره بندی فضایی و شبیه سازی عملکرد انرژی حداقل در یکی از وجوه انتخاب و با نرم افزار سی ام ای (CMA) مورد تحلیل قرار گرفت. همچنین بررسی آمار توصیفی بر روی 13 پژوهش شاخص انتخابی از بین پژوهش ها انجام شده است. 12 عامل کالبدی موثر بر مصرف انرژی نسبت میزان اثر آنها بر مصرف انرژی ساختمان مشخص شده است. بررسی جزنگر، عوامل کالبدی، نشان می دهد، که به ترتیب، ماتریس مجاورت با اندازه اثر 38 در حالت ثابت و تصادفی ، جهت گیری ساختمان با اندازه اثر 18 و 28 در حالت ثابت و تصادفی ، موقعیت طبقه با انداره اثر 23 در حالت ثابت و تصادفی و جهت گیری پنجره با اندازه اثر 21 و 19 از مهمترین عوامل هستند و فراوانی عوامل فرم یابی، نشان می دهد که ابعاد و موقعیت فضاها، از مهمترین عوامل هستند. ماتریس مجاورت، ابعاد فضاها، موقعیت فضاها و جهت گیری، به عنوان مهمترین عوامل فرم یابی در فرآیند بهینه سازی پیکربندی فضایی بر اساس عملکرد انرژی، باید مورد تأکید قرار گیرند. همچنین به طور کلی عوامل فرم یابی، دارای دارای انداره اثر یکسانی و نزدیک به هم بر عملکرد انرژی هستند و این نشان از اهمیت عوامل فرم یابی پیکربندی بر عملکرد انرژی ساختمان است.