فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۸۱ تا ۷۰۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی کارکردهای اجتماعی عکاسی مستند، با تمرکز بر آثار دوروتیا لانگ در دوران رکود بزرگ اقتصادی، می پردازد. رکود اقتصادی بزرگ دهه 1930، میلیون ها نفر از کشاورزان و کارگران را با بیکاری، فقر و مهاجرت اجباری مواجه ساخت. در این شرایط، دولت ایالات متحده پروژه ای تحت نظارت اداره حفاظت از مزارع FSA برای مستندسازی واقعیت های زندگی مردم و جلب حمایت عمومی به اجرا گذاشت. دوروتیا لانگ، به عنوان یکی از برجسته ترین عکاسان این پروژه، توانست به بازنمایی عمیق شرایط دشوار خانواده های محروم بپردازد و صدای بی صدایان جامعه را به گوش مردم و سیاست گذاران برساند. مسئله اصلی پژوهش، تحلیل نقش عکاسی مستند در بازتاب مسائل اجتماعی و تاثیر آن بر آگاهی عمومی و تغییرات اجتماعی است. هدف اصلی این تحقیق، شناخت کارکردهای اجتماعی عکاسی مستند و نقش دوروتیا لانگ در بازتاب شرایط اجتماعی زمان خود است. پرسش های پژوهش: 1. چه کارکردهایی برای عکاسی مستند در حوزه مسائل اجتماعی قابل شناسایی است؟ 2. چگونه آثار دوروتیا لانگ در دوران رکود بزرگ به بازتاب مسائل اجتماعی و تاثیرگذاری بر جامعه پرداخته اند؟ 3. چگونه عکاسی مستند می تواند به آگاهی بخشی و ایجاد تغییرات اجتماعی کمک کند؟ روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و رویکرد این پژوهش به صورت بنیادی و بر اساس نظریه جامعه شناختی بوده و از روش نمونه گیری موردی برای بررسی آثار دوروتیا لانگ استفاده شده است. ابزار گردآوری اطلاعات از طریق مطالعه منابع کتابخانه ای صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که آثار لانگ صرفاً بازنمایی بحران اقتصادی نبوده، بلکه نقشی فعال در برانگیختن احساس همدلی عمومی، افزایش آگاهی اجتماعی و حتی تأثیرگذاری بر سیاست گذاری های حمایتی دولت داشتند. بنابراین، همکاری دوروتیا لانگ با گروه FSA در بستر رکود بزرگ، نمونه ای شاخص از قدرت عکاسی مستند به عنوان ابزاری برای ایجاد تغییرات اجتماعی و فرهنگی است؛ ابزاری که همچنان در جهان امروز قابلیت تأثیرگذاری و الهام بخشی دارد.
تحلیل ابعاد و شاخص های حکمرانی شهری مؤثر بر هویت شهری: یک مطالعه فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
95 - 114
حوزههای تخصصی:
حکمرانی شهری با سیاست های کارآمد می تواند کیفیت زندگی را ارتقا دهد، میراث فرهنگی را حفظ کند و با توسعه فضاهای عمومی، هویت و حس تعلق شهری را تقویت سازد. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و استخراج ابعاد و شاخص های حکمرانی شهری مؤثر بر هویت بخشی به شهرها با بهره گیری از روش فراترکیب است. در این راستا، تحلیل محتوای کیفی ۳۸ مقاله علمی پژوهشی داخلی (۱۳۹۲ تا ۱۴۰۳) و خارجی (۱۹۹۰ تا ۲۰۲۴) انجام شد. یافته ها نشان می دهد که ابعاد جامعه شناختی و بوم شناختی بیشترین فراوانی را در میان مطالعات داشته اند. همچنین، شاخص های مدیریت و برنامه ریزی فضایی و مشارکت شهروندان به عنوان پرتکرارترین مؤلفه ها در هویت بخشی شهری شناسایی شدند. با وجود تنوع مفاهیم و شاخص ها، فقدان یک چارچوب ارزیابی یکپارچه برای سنجش نقش حکمرانی شهری در هویت بخشی، یک چالش مهم و در عین حال فرصتی پژوهشی برای مطالعات آینده محسوب می شود. از این رو، شناسایی اقدامات کلیدی برای تقویت هویت شهری در چارچوب حکمرانی، ضرورتی انکارناپذیر است.
تلفیق هنر و سیاست در چهره نگاری شاه اسماعیل اول از دوره صفویه تا قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۵
120-139
حوزههای تخصصی:
مقدمه: روی کار آمدن شاه اسماعیل اول، بنیان گذار سلسله صفوی، در سده دهم ه.ق موجب تحولات گسترده ای در عرصه های سیاسی و اجتماعی شد که بازتاب آن را به وضوح می توان در هنر نقاشی این دوره مشاهده کرد. درنتیجه، توجه به جزئیات، واقع گرایی و انعکاس احساسات شخصیت ها باهدف انتقال ارزش ها و نمایش قدرت، بیش ازپیش در نقاشی ایرانی موردتوجه قرار گرفت. اهداف و سؤال ها: هدف این پژوهش، شناسایی و بررسی آثار چهره نگاری شده از شاه اسماعیل اول در دوره صفوی و همچنین بررسی علل تداوم خلق این چهره نگاری ها در دوره های پس ازآن است. سؤال پژوهش شامل چهره نگاری های شناسایی شده از شاه اسماعیل اول است و این که چه ویژگی هایی دارد و دلیل تداوم آن در دوره های پس از صفوی چیست؟ روش ها: روش تحقیق به صورت توصیفی- تحلیلی و تاریخی است و داده های موردنیاز با استفاده از روش کتابخانه ای و مطالعات میدانی گردآوری شده اند. جامعه آماری پژوهش شامل 51 اثر چهره نگاری شده از شاه اسماعیل اول است که حتی در حکومت های بعدی نیز ترسیم شده اند. یافته ها و نتایج: نتایج این پژوهش نشان می دهد که چهره نگاری شاه اسماعیل اول، علاوه بر نمایش ویژگی های فیزیکی چهره، برای ترویج و تثبیت قدرت سلطنتی شاه و تبلیغ حکومت صفوی نیز مورداستفاده قرار می گرفت. در برخی موارد، ترسیم چهره نگاری شاه توسط دولت های خارجی، نشان از قدرت و شکوه شاه داشت و به عنوان نمادی از روابط سیاسی بین دولت ها عمل می کرد. بر اساس منابع تاریخی، شاه اسماعیل اول مردی خوش سیما، خوش اندام با سبیل، موهای قرمز و پوست سفید بود و چهره ای جدی و مصمم داشت. آثار به جامانده از چهره نگاری های شاه اسماعیل، این ویژگی ها را به خوبی نمایش داده و معمولاً او را در لباس های فاخر سلطنتی و با نمادهای قدرت همچون تاج وتخت به تصویر کشیده اند که نشان دهنده اقتدار و تمجید بود. تداوم خلق این آثار هنری در دوره های بعد از صفویه، به ویژه در عهد زند و قاجار، عمدتاً دلایل سیاسی و هویتی داشته و به منظور مشروعیت بخشی به حکومت های شیعی پس از آن ها صورت گرفته است.
ارزیابی و مدیریت هوشمند انرژی در ساختمان های شهر مریوان با استفاده از نقشه های انرژی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۶
19-34
حوزههای تخصصی:
کشور ایران با چالش های اساسی در زمینه تولید وتأمین انرژی در مقیاس کلان مواجه است. ناترازی انرژی به چالش اصلی کشور تبدیل شده و بر کشاورزی، بازار، صنعت و حتی امنیت ملی هم تأثیر منفی گذاشته است. برآورد نیاز انرژی در مقیاس شهری بر اساس داد ه های واقعی یا شبیه سازی برمبنای بِنچ مارک (نشان)های انرژی، یک ابزار دقیق برنامه ریزی و مدیریت مصرف انرژی است. در این پژوهش مصرف انرژی شهر مریوان در سطح ساختمان برآورد شده و سپس بر اساس آنها نقشه های دقیق نیاز انرژی شهر تولید شده اند. محاسبات پس از انجام غربالگری و پایش داده های واقعی با استفاده از دو متغیر مستقلِ مساحت فضاهای کنترل شده و کاربری ساختمان و همچنین متغیر وابسته یعنی مصرف سالانه برق و گاز و مصرف سالانه کل انرژی (مجموع برق و گاز) با مدل سازی GIS نهایی شدند. نتایج نشان می دهد که هر ساختمان با کاربری مشخص، چه میزان انرژی برق وگاز نیاز دارد. نتایج نشان می دهد بیشترین میزان مصرف مربوط به بخش میانی شهر بوده و بخش شمالی کمترین انرژی را مصرف کرده است. در مجموع ساختمان های مسکونی ده برابر بیشتر از ساختمان های غیرمسکونی انرژی مصرف کرده اند. تحلیل نقشه ها نشان می دهد شهر مریوان سالیانه به 2032 مگاوات ساعت انرژی گاز و 117مگاوات ساعت انرژی برق نیاز دارد. بر اساس تحلیل های به دست آمده، بیشترین نیاز انرژی برق برابر 41 مگاوات ساعت مربوط به فصل تابستان و کمترین آن برابر 33 مگاوات ساعت مربوط به فصل بهار است. درحالی که بیشترین مصرف گاز 855 مگاوات ساعت در فصل زمستان بوده و کمترین مصرف 239 مگاوات ساعت در فصل تابستان بوده است.
ویکو و تاریخ گرایی زیبا شناختی
حوزههای تخصصی:
حکمرانی هوشمند زمینه گرا ، رویکردی نو در حکمرانی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رویکردها به حکمرانی شهری در حال تغییر است و حکمرانی هوشمند به دلیل نقش فزاینده فناوری در کارکردهای شهری، به عنوان راهکار مناسب برای مواجهه با موضوعات شهری مطرح می باشد. اگرچه توجه صرف به هوشمندسازی، امکان تحقق دستاوردهای مورد انتظار شهرها را فراهم نکرده و بی توجهی به زمینه و تعاملات پیچیده میان فناوری و ساختار اجتماعی و ناکارامدی در شناخت مطالبات درست محتوای شهر، باعث گردیده که پیاده سازی بروز ترین فناوری ها نیز، ناکام مانده و صرفا اتلاف سرمایه و نارضایتی بیشتر به همراه داشته باشد. هدف پژوهش، شناخت مولفه های ساختاری حکمرانی هوشمند شهری زمینه گرا به عنوان یکی از مفاهیم نوین در حوزه مدیریت شهری است. در این پژوهش، از روش تحقیق فراترکیب استفاده شده و اسناد کتابخانه ای از منابع معتبر داخلی و بین الملی بین سالهای 2010 لغایت 2024 بررسی گردیده است. مطالعات نشان می دهد غالب پژوهشها با رویکرد شهر هوشمند انجام و به زمینه به عنوان شاخص کلیدی در حکمرانی هوشمند شهری کمتر توجه شده است. یافته ها منجر به شناسایی 3 مضمون فراگیر(زمینه، اجزا و هدف) و 11 مضمون سازمان دهنده(بافت سیاسی، بافت فضایی،بافت اجتماعی، نهاد، فناوری، همکاری و مشارکت ،رهبری و شایستگی ها، سرمایه انسانی و موضوعات شهری) می شود.
درخت آیینی در منظر منسوب به انسان مقدس؛ دگردیسی اسطوره همزادی انسان و درخت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرائت منظر ارتباط زیادی با درک نظام نشانه ای آن دارد. این پژوهش به بررسی نسبت نمادین انسان مقدس و درخت آیینی در منظرهای منسوب به انسان مقدس در ایران می پردازد. پرسش اصلی پژوهش، چرایی و چگونگی استمرار و دگردیسی این نسبت، از ریشه های اسطوره ای پیش از اسلام تا دوران پس از اسلام است. این تحقیق، با بهره گیری از یک چارچوب نظری سه سطحی، از مطالعات کتابخانه ای برای کاوش داده ها شامل متون تاریخی، دینی، ادبی، سفرنامه ها و تفسیر و تحلیل محتوا استفاده کرده و در سه مکان نمونه (امامزاده صالح، قدمگاه نیشابور و امامزاده رودبند) به مشاهدات میدانی پرداخته است. نتایج نشان می دهند که درخت در این منظرها، تنها یک عنصر طبیعی نیست، بلکه حامل حافظه جمعی، نماد قدسی و همزادی برای انسان مقدس است. در دوره پیش از اسلام، درخت نماد هستی جمعی، فرّه ایزدی و خاستگاه انسان بود و در روایت های اسطوره ای جایگاه محوری داشت. با ورود اسلام، این رابطه دچار دگردیسی شد و انسان مقدس محور قرار گرفت و جایگاه درخت بر پایه شباهت اسطوره ای به انسان مقدس و تفسیر «شجره طیبه» به عنوان نماد «انسان کامل» بازتعریف شد. توجه به ابعاد نمادین، آیینی و فضایی حاصل از این دگردیسی، نقش مهمی در استمرار و فعال نگه داشتن این منظرهای چندلایه در همراهی با رویکردهای معاصر در معماری منظر دارد.
تحلیل اسطوره شناسانه تثلیث برگ، گل و لوزی در فرش ماهی درهم اراک با تکیه بر آراء میرچا الیاده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسطوره به بیان آنچه در لحظه آغازین روی داده است می پردازد و میرچا الیاده، آفرینش و عناصر بنیادینِ آن را جایگاه تجلیِ قداست معرفی می کند. فرش نیز مانند دیگر هنرهای ایرانی همواره صحنه نمایش اساطیر بوده است. پرسش اصلی این است که چگونه می توان آرای اسطوره شناسانه میرچا الیاده را با نقش مایه ماهی درهمِ فرش اراک، متشکل از ماهی، نیلوفر و آب، تطبیق داد؟ بنا بر فرضیه، حدس بر آن است که آنچه میرچا الیاده در باب آفرینش و بهشت ازلی بر آن تأکید دارد، به گونه ای مشابه در باورهای اساطیری ایرانی نیز آشکار گشته و در نقش ماهی درهمِ اراک تا حد زیادی قابل تطبیق و مقایسه می باشد. هدف از پژوهش حاضر، کشف و تحلیل ارتباط میان اساطیر مرتبط با نقش ماهی درهم شامل اشکال انتزاعی تثلیثِ نام برده: برگ، گل و لوزی، و آراء میرچا الیاده با رویکردی اسطوره شناسانه است. تحقیق از نوع بنیادی و شیوه آن توصیفی تحلیلی با رویکردی اسطوره شناسانه است. نحوه گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و میدانی بوده و در نهایت این نتیجه حاصل شد که تثلیث ماهی، نیلوفر و آب، با داشتن ریشه در معانی پنهان اساطیر ایرانی، بیانگر مفاهیمی چون برکت و باروری، سلامتی برای دارنده فرش هستند و در نهایت نماد حسرت بازگشت به بهشتِ الیاده با ایجاد مکانی مقدس، صعود به عالم بالا، بازگشت به لحظه پیش از هبوط و دیدار با خالق خویش و ... می باشند و با همین مفاهیم اسطوره ای، در سایر تمدن های کهنی که الیاده بررسی کرده است، مشابهت دارد.
نقد کتاب «نگارگری و حامیان صفوی» اثر آنتونی ولش
حوزههای تخصصی:
کتاب «نگارگری و حامیان صفوی» از مهم ترین و ریزبینانه ترین آثار در حوزه ی نگارگری ایران، مخصوصاً دوره ی صفوی بوده که در عین حال بستری برای نگارش قیاسی مابین نگارگران برجسته ی این دوره است. علاوه بر بررسی نگارگران مطرح در این دوره به تاریخ پیدایش رقعه سازی و همچنین ظهور حامیان غیردرباری پرداخته و آن ها را طبق جایگاه اجتماعی در دسته های مجزا مورد مطالعه قرار داده است. بدین منظور تحلیل و نقد این کتاب می تواند در مطالعه ی دقیق تر پیرامون گذار نگارگری از مکتب قزوین به مکتب اصفهان و معرفی هنرمندانی چون سیاوش بیگ، صادقی بیگ و رضا عباسی، دارای اهمیت و ضرورت باشد. همچنین طبق آنچه بیان شد، خوانش این کتاب در فهم چگونگی ورود حامیان هنری به حوزه هنرهای این دوره، مهم جلوه می کند. پژوهش حاضر در گام نخست به اهمیت نقد کتاب مذکور و خاستگاه نگارش آن پرداخته و سپس محتوای آن را در قالب مؤلفه های دسته بندی شده مطالعه می کند. درنهایت نقدهای شکلی و محتوایی کتاب با ذکر فصل ها و ترتیب بسترهای مطالعاتی نگارگران، بیان می شود. نتیجه ی پژوهش نشان می دهد که نگارگری و حامیان صفویِ آنتونی ولش در قالب منبع باارزشی برای بررسی ابعاد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگیِ دوران صفوی و چگونگیِ حضور شاهان صفوی برای حمایت از هنر محسوب می شود. علاوه بر این کتاب مذکور الگوی مطلوبی برای مطالعه ی آثار سیاوش بیگ، صادقی بیگ، رضا عباسی و حامیان این دوران و همچنین مطالعه ی تطبیقی آثار صادقی و رضا عباسی خواهد بود. علاوه بر مطالب مذکور، حمایت بی سابقه ی تجار و حتی خود هنرمندان از هنر این دوره، زمینه ی مطالعه بر این مهم را برای پژوهش های آتی فراهم می کند.
بررسی تاریخی- تطبیقی لباس اقوام مغول در دوره ایلخانان و یوان (مطالعه موردی: لباس جیسون و ترلیگ مردان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۶
278-301
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مغولان، به عنوان مجموعه ای از قبایل آسیای مرکزی، در اوایل قرن 13م/7ه حملات گسترده ای را به شرق و غرب آسیا آغاز کردند و سپس در سرزمین های مفتوحه، ازجمله ایران و چین، استقرار یافتند. آنان دارای ویژگی های هویتی و فرهنگی خاص خود بودند. اهداف و سؤال ها: پوشاک به عنوان یک شاخص فرهنگی و هویتی مغولان شناخته می شود و هدف این پژوهش بررسی تغییرات لباس اقوام مغول در سرزمین های ایران و چین است. این پژوهش بر آن است به این پرسش ها پاسخ دهد: 1. لباس اقوام مغول پیش از فتوحات چنگیزخان چگونه بود و در دوره ایلخانان در ایران و دوره یوان در چین چه تغییراتی کرد؟ 2. چه شباهت ها و تفاوت هایی میان لباس اقوام مغول در ایران و چین وجود دارد؟ 3. چه عواملی بر شباهت ها و تفاوت ها اثرگذار است؟ روش ها: برای پاسخ گویی به پرسش های پژوهش، از روش مطالعه تاریخی-تطبیقی استفاده شده است و جمع آوری داده ها بر اساس تصاویر متعلق به دوره ایلخانان و یوان و فیش برداری از منابع موجود انجام شده است. یافته ها و نتایج: نتایج این پژوهش نشان می دهد که در شکل ظاهری لباس مغولان تغییراتی پدید آمده و نوعی مبادله فرهنگی میان آنان و سرزمین های مقصد صورت گرفته است. ازنظر رنگ لباس ها، به ویژه در پوشاک پادشاهان، رنگ های آبی و قرمز در ایران و چین مشترک اند؛ اما در طرح لباس ها به ویژه اندازه آستین ها، تفاوت هایی مشاهده می شود و متأثر از فرهنگ چینی، آستین ها بلندتر هستند. در هر دو سرزمین ایران و چین، طرح هایی با نقش حیوانات، ازجمله آهو برای پادشاهان و همچنین نقوش اسلیمی، مارپیچ، گل لوتوس و ابر (متأثر از هنر چین) به چشم می خورد. در چین علاوه بر این موارد، نقش حیواناتی چون شیر، آهو و نیز موجودات اسطوره ای همچون اژدها و ابر رایج بوده است. از عوامل مؤثر در تغییرات لباس مغولی می توان به جابه جایی جمعیت مغول، شرایط جغرافیایی سرزمین های مقصد، حاکمیت مغولان بر مناطق مفتوحه و تأثیرپذیری از فرهنگ های محلی و نیز شباهت های موجود میان لباس مغولان در یوان و ایلخانی به سبب تجارت پارچه و پوشاک و حضور صنعتگران چینی و ایرانی در هر دو سرزمین اشاره کرد.
تبیین و تحلیل عوامل مؤثر بر برندسازی شهرهای رودخانه ای با تأکید بر رویکرد زیست محیطی-اکولوژیکی (مورد مطالعه: شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۳
38-49
حوزههای تخصصی:
| رودخانه ها در شهرهای رودخانه ای نقش کانونی در شکل گیری پیوندهای اکولوژیکی، اجتماعی و معنایی میان شهروندان و فضای زیست شهری ایفا می کنند. این پژوهش باهدف تحلیل سازوکارهای مؤثر بر تعلق مکانی شهروندان به رودخانه کارون، از روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و نرم افزار SmartPLS بهره گرفته است. چارچوب مفهومی پژوهش شامل هشت سازه پنهان بود: کیفیت اکولوژیکی، منظر طبیعی، ادراک زیبایی شناختی، مشارکت اجتماعی، تعلق مکانی، تصویر برند شهری، گردشگری اقتصادی و فعالیت های ورزشی و تفریحی رودخانه ای است. داده ها از طریق پرسشنامه ای ساخت یافته گردآوری و روابط میان متغیرها در قالب مدل درونی و بیرونی تحلیل شد. نتایج تحلیل مدل بیرونی حاکی از آن است که مدل روایی و پایایی قابل قبولی دارد؛ بارهای عاملی اغلب بالای 7/0، پایایی ترکیبی بالاتر از 7/0 و میانگین واریانس استخراج شده در اکثر سازه ها بیش از 5/0 گزارش شد که نشان دهنده روایی همگرای مطلوب است. یافته ها نشان داد که کیفیت اکولوژیکی تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه گردشگری اقتصادی دارد (β = 0.267, p < 0.05) و گردشگری به نوبه خود، تعلق مکانی به رودخانه را به طور معنادار افزایش می دهد (β = 0.695, p < 0.01). همچنین، فعالیت های ورزشی و فراغتی پیرامون رودخانه نقش میانجی مؤثری در ارتقای حس تعلق دارند (β = 0.581, p < 0.01)، درحالی که اثر مستقیم کیفیت اکولوژیکی بر تعلق مکانی معنادار نبود. مدل درمجموع توانست 4/25 درصد از واریانس تعلق مکانی را تبیین کند و شاخص برازش کلی (GoF = 0.42) نیز تأییدکننده کفایت مدل است. نتایج پژوهش نشان می دهد که تجربه مثبت شهروندان از رودخانه، تنها از طریق بهبود عوامل محیطی حاصل نمی شود، بلکه نیازمند فعال سازی ظرفیت های گردشگری، مشارکت پذیری اجتماعی و تقویت کارکردهای فراغتی در بستر رودخانه است. این یافته ها بر ضرورت رویکردی یکپارچه در مدیریت فضاهای رودخانه ای شهری تأکید دارد، به گونه ای که برنامه ریزی محیطی با ارتقای تجربه پذیری و پیوند عاطفی شهروندان همراه باشد.
قابلیت ادراک شده و جایگاه آن در فرایند حفاظت از میادین تاریخی در ایران (مطالعه موردی: میدان گنجلعی خان کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ اسفند ۱۴۰۴ شماره ۱۵۳
5-20
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: فضاهای عمومی مستقیماً با الگوهای رفتاری و نیازهای کاربران در ارتباط هستند. قابلیت ادراک شده (افوردنس) از مفاهیم کلیدی و پرکاربرد در حوزه روان شناسی محیط است که در شناخت ارتباط الگوهای رفتاری و نیازهای کاربران محیط به کار می رود. یکی از مسائل اصلی در حوزه حفاظت میراث شهری و به خصوص میادین تاریخی در ایران، تکیه بر طرح های بالادستی و نگاه بالابه پایین در فرایند های حفاظتی است. مشارکت ذی نفعان و رابطه متقابل آن ها با محیط، بخش مهمی از فرایند حفاظت در فضاهای شهری و میدان های تاریخی است. مفهوم افوردنس می تواند به شناخت بهتر ادراک ذی نفعان در میدان های تاریخی (گنجعلی خان) و در پی آن به تصمیم گیری های حفاظتی مرتبط با آن و رویکردهای پایین به بالا کمک کند. هدف پژوهش: این پژوهش به دنبال ادراک ذی نقعان در میدان گنجعلی خان کرمان به عنوان یک فضای عمومی تاریخی از قابلیت های ادراک شده (افوردنس) در آن و تفسیر آن ها در جهت استفاده در فرایندهای حفاظت و مرمت است. روش پژوهش: در این پژوهش کاربردی، ابتدا ادراک ذی نفعان از ویژگی های میدان گنجعلی خان کرمان ازطریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته باز دریافت شده و سپس براساس مدل «گیور» از دسته بندی قابلیت های ادراک شده (افوردنس) تقسیم بندی شده اند. سپس در یک فرایند استدلال منطقی و گذار از فیلتر گروه کانونی (فوکوس گروپ)، اولویت بندی شده و راهبرد های حفاظتی کلی برای آن ها جهت استفاده در طرح های حفاظت و باززنده سازی پیشنهاد شده است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد فهم قابلیت های ادراک شده در میدان های تاریخی و چگونگی ادراک آن ها ازسوی ذی نفعان، به تصمیم گیری در روند های حفاظتی کمک می کند. تقسیم بندی قابلیت های حاصل از ویژگی های میدان به سه گروه قابلیت های ادراک پذیر، کاذب و پنهان، اطلاعاتی را در اختیار حفاظت گران قرار می دهد که می تواند برای تغییر روند های تصمیم گیری از پایین به بالا در فرایند های حفاظتی کمک کند.
تحلیل سازمان فضایی مدرسۀ غیاثیۀ خرگرد با استفاده از روش نحو فضا جهت شناخت روابط فضایی مدارس دورۀ تیموری در خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۱
89 - 104
حوزههای تخصصی:
هر سرزمینی، پیشینه ای دارد که فرهنگ مردم آن سرزمین را شکل داده است. یکی از مهم ترین دوره های معماری ایرانی، معماری دوران تیموری است. این پژوهش در تلاش بوده، شناختی از معماری ایران، خراسان، و یکی از مدارس دارای اهمیت دوره تیموری، مدرسه غیاثیه خرگرد را ارائه نماید. با کمرنگ شدن مولفه های شکل دهنده پیکره بندی فضایی معماری گذشته در پلان بناهای معاصر ضرروت انجام این پژوهش احساس می شود. در این پژوهش از روش نحو فضا جهت تحلیل روابط فضایی و چگونگی پیکره بندی فضایی در مدرسه غیاثیه خرگرد استفاده شده است. در نهایت با تکیه بر آن، تلاش شده الگویی از مدرسه غیاثیه خرگرد به جهت بهره مندی در طراحی فضاهای آموزشی و پژوهشی جدید برای جلوگیری از الگوبرداری از معماری های غیراصلی ارائه گردد. این پژوهش با هدف تجزیه و تحلیل ویژگی پیکره بندی فضایی، به شناسایی روابط فضایی و اجتماعی در الگوی شکلی پلان مدرسه غیاثیه خرگرد برای دستیابی به چیدمان مطلوب فضایی پرداخته است. در این پژوهش از روش توصیفی تحلیلی در نمونه موردی برای پاسخ به سوالات، و رسیدن به اهداف استفاده شده و ابزار مورد استفاده پژوهش، شامل مطالعات کتابخانه ای، بررسی اسناد و مدارک مکتوب، مشاهده و برداشت میدانی و در نهایت شبیه سازی با استفاده از نرم افزار نحو فضا(دپس مپ)است. یافته ها نشان داد میان نوع سازماندهی فضایی و میزان همپیوندی، عمق، اتصال و وضوح در مدرسه غیاثیه خرگرد رابطه معنادار وجود دارد؛ با توجه به اینکه الگوی سازماندهی و آرایش فضایی در مدرسه، سازماندهی مرکزی و خطی است، فضای حیاط مرکزی دارای بیشترین میزان همپیوندی، اتصال وکمترین میزان عمق است. چیدمان مرکزی پلان مدرسه باعث ایجاد وضوح بالا شده است. به نظر میرسد استفاده از سازماندهی مرکزی در پلان های برگرفته از الگو مدرسه خرگرد یکی از مهم ترین راهکار های طراحی در طراحی فضاهای آموزشی و پژوهشی جدید است.
شناختِ شفافیت و شاخصه های آن در مسکن بومی شهرستان تالش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۹)
159 - 181
حوزههای تخصصی:
«شفافیت» ازجمله مفاهیمی است که در معماری معاصر موردتوجه ویژه قرار گرفته است. در طراحی و ساخت بناهای امروزی، به ویژه در حوزه مسکن، تمرکز بیش از حد بر ویژگی های کمّی و الزامات فیزیکی موجب کاهش کیفیت های فضایی شده است. بهره گیری از شفافیت در طراحی می تواند یکی از راهکارهای ارتقای کیفیت فضایی در بناهای مسکونی باشد. شفافیت در معماری دارای سطوح و مؤلفه های گوناگون است و این مفهوم در معماری بومی گیلان به شیوه ای خلاقانه نمود یافته است؛ از این رو، شناخت و بررسی آن در معماری بومی و بهره گیری از دستاوردهای آن در طراحی معاصر می تواند به ارتقای کیفیت فضایی بناهای امروزی بیانجامد. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی شاخصه های شفافیت در معماری و بررسی آن ها در مسکن بومی شهرستان تالش به عنوان نمونه موردی است. بدین منظور، با راهبرد روش پژوهش کیفی، در مرحله نخست مفهوم شفافیت و شاخصه های آن به روش توصیفی-تحلیلی تبیین و تدوین شده است. ابزار گردآوری داده ها در این مرحله منابع کتابخانه ای بوده است. در مرحله بعد، مؤلفه ها و شاخصه های به دست آمده در 10 خانه بومی واقع در بخش جلگه ای شهرستان تالش مورد بررسی قرار گرفت و نمودهای کالبدی و فضایی شفافیت در این بناها معرفی و تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که شفافیت در معماری بومی شهرستان تالش در سطوح متنوعی تجلی یافته است. از مهم ترین این سطوح می توان به شفافیت کالبدی-سازه ای اشاره کرد که در قالب عناصر معماری جداره هم چون: بازشوها، ایوان، غلام گردش، تلار و طاقچه نمود پیدا کرده است. شفافیت بصری-ادراکی نیز ازطریق ایجاد روزن ها و گشودگی ها، پنجره، ایوان، تلار و تداوم دید در فضا ایجاد شده است. هم چنین، شفافیت رفتاری-عملکردی با بهره گیری از عناصری نظیر: ایوان، غلام گردش، راه پله، تلار و پیوستگی فضاها تحقق یافته است؛ درنهایت، شفافیت معنایی-مفهومی که درمیان سطوح یادشده کمترین حضور را دارد، صرفاً در قالب عناصری هم چون سطوح مشبک و کاربرد رنگ جلوه گر شده است.
نقد کتاب «عکاسی معاصر ایران: تحول نگاه عکاسانه به واقعیت از 1357تا 1390»
منبع:
مطالعات هنرهای زیبا دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۱
99 - 114
حوزههای تخصصی:
کتاب عکاسی معاصر ایران : تحول نگاه عکاسانه به واقعیت نوشته آرام محمدی که ماحصل رساله دوره دکتری ایشان در رشته پژوهش هنر بوده است در سال 1401 یعنی کمتر از دو سال پس از دفاع ایشان از رساله، توسط انتشارات آبان در قطع رقعی و در 214 صفحه به چاپ رسیده است و شامل 154 تصویر است . از دیدگاه نگارنده، انتشار این کتاب یکی از رویدادهای بسیار مهم سال های اخیر عکاسی معاصر بوده است چرا که باب نقد و تحلیل به شکل مکتوب را گشوده است . اما سودمندیِ بیشترِ هر اثر پژوهشی و تحلیلی در گروی آن است که با موارد نقض و نقد روبرو شود تا چشم اندازی وسیع تر حاصل شود . در این متن ضمن اشاراتی به فرم و انسجام متن به ارزیابی اهدافِ مورد نظر محمدی در این کتاب و میزان موفقیت ایشان در دستیابی به آنها پرداخته خواهد شد . با توجه به قالبِ پژوهشیِ این اثر، بررسیِ نقاطِ ضعف ناشی از عدم تعریف واقعیت و فقدان چارچوب نظری و در ادامه سنجش استدلال های ایشان برای رسیدن به نتیجه مورد نظرشان نیز مورد توجه خواهند بود .
تحلیل انتقادی دیدمان جنسیت در نقاشی قاجار؛ تبار کاوی چهره و بدن در مکتب پیکرنگاری درباری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
49 - 62
حوزههای تخصصی:
موضوع اصلی نقاشی قاجار پیکر انسانی با نوعی زیبایی آرمانی است که به لحاظ ویژگی های چهره و بدن از الگویی ثابت تبعیت می کند. بنا به رأی برخی محققان، مختصات زیبایی به طور یکسان برای مردان و زنان تصویرگری می شده است. این گزاره اگرچه صحیح، اما دقیق نیست. مسئله باید پیرامون بازنمایی جنسیت در فرهنگ دیداری و دیدمان حاکم بر این دوره صورت بندی شود و این موضوع و چرایی آن، خصوصاً در مورد شاه و شاهزادگان نیز باید مورد واکاوی قرار گیرد. این تحقیق از نوع کیفی و بنیادین بوده و روش آن توصیفی با تحلیل ترکیبی است که به نحو انتقادی کاربست می یابد. روش شناسی به مفهوم تبارکاوی بر بنیان آراء فوکو و لکان برمی گردد. تبارکاوی چهره و بدن از اهداف این نوشتار است. با توجه به اهمیت پرتره ی شاه، می توان نتیجه گرفت که فتحعلی شاه محور دیدمان و کلیشه ای تصویری برای بازنمایی زیبایی به علاوه ی قدرت است و برای خود و دیگران مورد تقلید و مطلوب انطباق هویتی قرار می گیرد. بنابراین زیبایی در این دیدمان، نخست متعلق شاه/پدر یا دیگری بزرگِ آینه ای است و سپس به دیگران تعلق می گیرد. چنین امری محصول ساحت خیالی جامعه بوده و به انگاره ی شاهی در نهاد ناآگاه جمعی برمی گردد که به نحو اسطوره ای، تاریخی و فرهنگی شکل گرفته است.
مؤلفه های تئاتر بی واسطه پیتر بروک در اجرای آثار شکسپیر بر اساس مفهوم اکنونیت در نظریات یان کات؛ مطالعه موردی: اجرای نمایش های طوفان و هملت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیتر بروک به عنوان کارگردان تئاتر، دایره ای از تجربیات وسیع و متنوع و گاه متضاد را داراست که همین تجربیات به معرفی تئاتر بی واسطه می انجامد. این پژوهش به بررسی آرای یان کات در باب کیفیتِ معاصرِ شکسپیر می پردازد که تأثیر به سزایی در تغییر نگاه کارگردانانی مانند بروک به شکسپیر در قرن بیستم داشت، نگاهی که معاصرسازی و یافتن اکنونیت معاصر در این آثار را گوشزد می کند. سپس به بررسی و تحلیل عناصر تئاتر بی واسطه و شیوه های بروک با توجه به اجراهایش از آثار شکسپیر پرداخته می شود. در این مقاله که به روش توصیفی - تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات اسنادی با مطالعات کتابخانه ای تدوین شده است، دو نمایش طوفان و تراژدی هملت، که هر دو در دوره تئاتر بی واسطه به صحنه رفته اند، به عنوانِ مطالعه موردی بررسی می شوند. فرضیه اصلی در این پژوهش آن است که پیتر بروک در کارگردانانیِ آثار شکسپیر تحت تأثیرِ دیدگاهِ یان کات پیرامونِ اکنونیت قرار داشته است. در نتیجه مقاله تأکید می شود که تمهیدات و شیوه های بروک در اجرایِ نمایش های طوفان و هملت، نشان می دهد که چگونه می توان فاصله تاریخی ایجاد شده میان مخاطب و متن کلاسیک را از میان برداشت.
بازخوانی و معرفی قلعه های عثمانیان د ر تبریز براساس منابع نوشتاری و یافته های جد ید باستان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنر و تمدن شرق سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۷
52 - 61
حوزههای تخصصی:
عثمانی ها د ر سفرهای جنگی شان به مرزهای امپراطوری، همواره براساس یک سیستم «قلعه محور» حرکت می کرد ه اند . د ر این سیستم، محوریت پیشروی ها و نقشه راه تصرفات مبتنی بر تصرف قلاع و بازسازی آنها د ر راستای پیشبرد اهد اف نظامی و سیاسی شان بود ه است. د ر این راستا، با بررسی های مید انی و کتابخانه ای، نگارند گان موفق یه شناسایی سه قلعه د ر تبریز و اطراف آن شد ند . که عثمانی ها آنها را براساس این شیوه بهره گرفته اند : 1. قلعه رشید یه 2. قلعه جعفرپاشا 3. قلعه خامنه. این پژوهش براساس ترکیبی از روش های کتابخانه ای و مید انی انجام شد ه است. به گونه ای که منابع مطالعه شد ه با مد ارک باستان شناسی به د ست آمد ه تطبیق د اد ه شد ند . و به لحاظ قالب نظری نیز از نظریه چیرگی(ارتباط بین مراکز سیاسی- نظامی) کالین رنفرو برای تحلیل نتایج پژوهش استفاد ه شد ه است. د رنهایت، با بررسی قلاع مذکور، به این نتیجه می رسیم که هر یک از قلاع مذکور پتانسیل و تأثیر سیاسی- نظامی خاصی بر تحولات این د وره د اشته اند . این مسئله را د ر قالب نظریه چیره گی رنفرو به این شکل می توان تحلیل کرد که قلاع مورد بحث با اینکه هر کد ام یک واحد سیاسی- نظامی مستقل عمل می کرد ند . اما د ر قالب ساختار سیاسی عثمانی د ر مناطق متصرفه شمال غرب ایران، به صورت یک سیستم هماهنگ عمل می کرد ه اند . لذا، قلاع عثمانی ها د ر تبریز د ر قالب این سیستم قلعه محور و د ر بازه زمانی 1603-1585 میلاد ی موجب تد اوم حاکمیت سیاسی بیست ساله د ولت عثمانی بر مناطق متصرفه آذربایجان و بالاخص تبریز شد ه اند .
شناسایی ادراکات محیط زندگی در کار از خانه؛ مطالعه موردی: اهواز در شرایط پاندمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹۰
45 - 60
حوزههای تخصصی:
هدف: ادراکات ذهنی افراد از محیط زندگی تأثیر مستقیمی بر استراتژی ها و نحوه مداخله آن ها در محیط دارد. این ادراکات بسته به شرایط و عوامل مختلف، دستخوش تغییر شده و استراتژی های متنوعی برای سازگاری ایجاد می کنند. دوران کار از خانه در جریان همه گیری کووید-19، چالشی نوین در تعامل با محیط زندگی ایجاد کرد که نیازمند راهکارهای گوناگون بود. در این میان، شهر اهواز با توجه به چالش های اقلیمی نظیر ریزگردها، امواج گرمایی، و سیلاب ها، به محیطی خاص برای بررسی این تعاملات بدل شده است. با توجه به احتمال تداوم کار از خانه به عنوان راهکاری برای مدیریت بحران ها، پژوهش های مرتبط تاکنون کمتر به نقش ادراکات ساکنان در مناسب سازی محیط زندگی پرداخته اند. روش پژوهش: این مقاله با استفاده از روش Q و تکنیک دلفی، به بررسی ادراکات ذهنی ساکنان اهواز و استراتژی های آن ها در مواجهه با محیط زندگی در شرایط کار از خانه می پردازد. هدف پژوهش، شناسایی الگوهای ذهنی ساکنان و ارائه راهکارهایی متناسب با این الگوها است. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش شناسی، آمیخته است. جامعه آماری شامل ساکنان اهواز است که در دوران قرنطینه ناشی از کووید-19 به کار از خانه مشغول بودند. داده ها در بخش کیفی با تحلیل مصاحبه های باز از 14 نفر و مرور ادبیات گردآوری و بر اساس آن جداول Q تهیه و توسط 51 نفر تکمیل شد. تحلیل داده ها به شناسایی 10 دسته الگوی ذهنی شامل رفتارگرا، امکان گرا، فردگرا، نیازگرا، مداخله گرا، کیفیت گرا، انسان گرا، توسعه گرا، تجربه گرا و مطلوب گرا انجامید. اعتبار داخلی از طریق نظر متخصصان و اعتبار خارجی با آلفای کرونباخ (865/0) تأیید شد. یافته ها: یافته ها نشان می دهند که محیط زندگی در اهواز فاقد قابلیت های کافی برای حمایت از کار از خانه مؤثر است. نتیجه گیری: این پژوهش پیشنهاد می دهد که طراحی و بهبود محیط ساخته شده باید با توجه به ادراکات و نیازهای گروه های مختلف ذهنی انجام شود. ازجمله پیشنهادها می توان به طراحی فضاهای انعطاف پذیر، تقویت زیرساخت های دیجیتال، توسعه فضاهای سبز و مسیرهای پیاده روی ایمن، و برگزاری رویدادهای اجتماعی محله ای اشاره کرد. این اقدامات می توانند کیفیت زندگی را در شرایط کار از خانه ارتقا داده و سازگاری شهر را افزایش دهند.
شناسایی عوامل موثر بر بهبود کیفیت فضای بسته مسکونی در جهت ارتقای حس رضایتمندی ساکنان با رویکرد تصمیم گیری چند معیاره فازی (مورد پژوهی: مجتمع های مسکونی رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
65 - 80
حوزههای تخصصی:
مسکن، فراتر از نقش سرپناه، بستری است که بخش عمده ای از زندگی انسان در آن سپری می شود. با افزایش جمعیت و گسترش آپارتمان نشینی، مجتمع های مسکونی به عنوان راهکاری برای پاسخگویی به محدودیت های فضای شهری مطرح شده اند. در این میان، توجه به کیفیت فضایی در طراحی محیط های سکونتی عاملی کلیدی در ارتقای سطح رضایتمندی ساکنان به شمار می رود. هدف این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر طراحی فضای سکونتی بر پایه معیارهای کیفی و بررسی میزان تأثیر آن ها بر رضایت ساکنان است. در مرحله نخست، مفاهیم مرتبط با کیفیت در طراحی معماری از طریق مطالعات کتابخانه ای استخراج و تحلیل شد. سپس با توزیع پرسشنامه در دو جامعه آماری شامل خبرگان و ساکنان مجتمع های مسکونی شهر رشت، داده ها گردآوری گردید. در ادامه، به کمک از روش تصمیم گیری چندمعیاره فازی، تحلیل و اولویت بندی معیارها انجام گرفت. نتایج نشان داد کیفیت فضای سکونتی، شامل معیارهای عملکردی، اقلیمی، اجتماعی روانی و فضایی معماری، تأثیر معناداری بر رضایتمندی ساکنان دارد.