بررسی برازش مدل حکمروایی خوب شهری با رویکرد زمینه گرا و تحلیل معادلات ساختاری (مطالعه موردی: شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در دهه های اخیر، ناکارآمدی مدیریت شهری سنتی و پیچیدگی جوامع، ضرورت بهره گیری از رویکردهای نوین مدیریتی را آشکار کرده است. در این راستا حکمروایی خوب شهری، رویکردی کثرت گرا و زمینه مند است که با تأکید بر تعامل میان بخش های دولتی، بخش خصوصی و جامعه مدنی به دنبال تحقق توسعه انسانی پایدار است. بخش دولتی با ایجاد بسترهای حقوقی و قانونی، هدایت فعالیت های اقتصادی و اجتماعی، امنیت و دسترسی به خدمات عمومی را تضمین می کند. بخش خصوصی با همکاری جامعه مدنی، نقش مکمل و مؤثری در افزایش مشارکت، ارتقای پاسخگویی، بهبود شفافیت و کارآمدی مدیریت شهری دارند. هدف پژوهش: این پژوهش در ادامه مطالعه پیشین، که مؤلفه های حکمروایی خوب شهری در سنندج را احصا کرده بود، با هدف اعتبارسنجی همان مؤلفه ها و مدل حکمروایی خوب شهری در سنندج انجام شده است. روش شناسی: این مطالعه به صورت همبستگی و با روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) انجام شد. پرسشنامه ای محقق ساخته شامل ۸۱ شاخص در ۱۸ مؤلفه، براساس یافته های پژوهش پیشین، میان ۲۸۰ مدیر و کارشناس شهرسازی سنندج تکمیل شد. اعتبار و پایایی ابزار با شاخص هایی از جمله آلفای کرونباخ تأیید شد و تحلیل داده ها با نرم افزارهای SPSS و Smart PLS انجام گرفت. یافته ها و بحث: نتایج نشان داد مدل حکمروایی خوب شهری سنندج از اعتبار و کفایت پیش بینی مناسبی برخوردار است. توسعه خلاق، مشارکت شهروندان و یادگیرندگی بیشترین نقش را در تبیین حکمروایی خوب شهری داشتند. توانمندسازی سرمایه انسانی، ایجاد سامانه تعاملی هوشمند، به کارگیری تحلیل های پیشرفته و حرکت به سوی مدیریت یکپارچه شهری از عوامل اصلی ارتقای کارآمدی مدیریت و تحقق حکمروایی خوب هستند. نتیجه گیری: مدل حکمروایی خوب شهری سنندج علاوه بر اعتبار ساختاری و محتوایی، ظرفیت اجرایی لازم برای تحلیل و ارتقای فرآیندهای شهری را دارد و می تواند ابزاری راهبردی برای سیاست گذاران، مدیران و پژوهشگران در تصمیم گیری های شهری باشد و تحقق حکمروایی خوب شهری در سنندج و شهرهای مشابه را تسهیل کند.