ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۰۱ تا ۶۲۰ مورد از کل ۳۰٬۸۱۱ مورد.
۶۰۱.

پژوهشی در شناخت محسن دوَلّو طراح گرافیک و کاریکاتوریست ایرانی در سال های 1370- 1320 ه. ش

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۹۱
از سال ۱۳۲۷ ه.ش با تجدید حیاتِ دوباره ی سینمای ایران، فعّالیّت خطّاطان و نقّاشان در این حوزه گسترده تر شد. در دهه ی 1340 ه.ش محسن دوَلّو، علی اکبر صادقی و عبّاس مظاهری از شناخته شده ترین هنرمندان طراح پلاکارد و سردرهای سینمایی در ایران بودند. محسن دوَلّو علاوه بر کاریکاتور در زمینه ی طراحی پوستر برای سینماها و ساخت دکور برای تئاتر نیز فعّالیّت می کرد. بسیاری از پوسترهای فیلم ساخته شده در اواخر دهه ۳۰ ه.ش و دهه ۴۰ ه.ش سینمای ایران با امضای دوَلّو به یادگار مانده است. او در این دهه نزدیک به ۱۰۰ پوستر و سردر سینمایی طراحی کرد. اما پس از انتشار مجله ی کاریکاتور، فعّالیّت خود را در عرصه ی طراحی پوستر سینمایی محدود نمود به طوری که آخرین پوسترهای سینمایی او در سال ۱۳۴۹ طراحی شدند. پژوهش حاضر باهدف معرّفی محسن دوَلّو، نگاهی به فعّالیّت های این هنرمند در حوزه ی طراحی پلاکارد و پوستر های سینمایی دارد و از این رو در پی یافتن پاسخ به این سؤال است که: پوسترهای سینمایی محسن دوَلّو دارای چه ویژگی می باشند؟ این پژوهش که با روش توصیفی تحلیلی صورت پذیرفته از منظر هدف، توسعه ای است و از منظر داده، کیفی به شمار می آید. روش یافته اندوزی، بهره گیری از اسناد مکتوب و منابع معتبر اینترنتی است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که پوسترهای سینمایی محسن دوَلّو با تکیه بر قدرت دست در نقّاشی، پرداخت دقیق جزئیات، تایپوگرافی خلّاقانه و با تأکید بر عنصر تصویری چهره و بدن بازیگران تولیدشده است. ترکیب بندی اغلب آثار او به تقلید از پوسترهای آمریکایی، چیدمان پرتره ها بود و حضور ایده در پوسترهای او کم تر به چشم می خورد.
۶۰۲.

خط به مثابه تصویر: تحلیل تقابل های گفتمانی در سکه های اولجایتو با تأکید بر روش نشانه-معناشناختی گریماس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۸۰
سکه های ایلخانی سلطان محمد خدابنده (اولجایتو) فراتر از کارکرد اقتصادی عمل کرده اند. عملکرد این سکه ها در واقع همانند رسانه ای تأثیرگذار بوده که حکومت از طریق آن ها نظام گفتمانی قدرتی، هویتی و دینی خود را به نمایش گذاشته و در زمان خود مدیریت کرده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که چگونه تنش های بنیادین آن دوره از جمله کشمکش بین ریشه های مغولی حاکمان و گرایش به هویت ایرانی-اسلامی، و نیز تضاد بین سنت و نوآوری در کتیبه ها (نوشته ها و نقش ها) روی همین سکه ها بازتاب یافته و مهار شده اند. هدف، بررسی نشانه شناختی این تقابل ها به عنوان اجزای شکل دهنده ی نظام گفتمانی حاکمیتی است که با خط و با تصویر بیان می شود. روش کار بر پایه ی نظریه ی نشانه -معناشناسی گریماس پیش رفته و با تکیه بر تحلیل روایت و مدل مربع معنایی، پنج سکه ی نقره از ضرب تبریز مربوط به سال های ۷۰۹، ۷۱۰ و ۷۱۴ قمری، به عنوان نمونه های شاخص انتخاب و با دقت بررسی شدند. داده ها شامل تصاویر دقیق از سکه ها و نیز منابع کتابخانه ای بودند که براساس رویکرد نشانه-معناشناختی گریماس پردازش و تحلیل گردیدند. یافته ها روایت سه گانه ی این تحول را نشان می دهند که در سال های نخست (۷۰۹-۷۱۰ ق)، سکه ها دو چهره ی متضاد، از یک سو خط اویغوری و از سوی دیگر متون شیعی، را همزمان حفظ می کنند. این دوگانگی عمدی، نشان از راهبرد احتیاط آمیز حکومت در آغاز راه دارد. سپس، نمادهای احساسی مانند نقش قلب های درهم تنیده، بار عاطفی پیام را تقویت می کنند، اما در مرحله ی پایانی (۷۱۴ ق)، دیگر اثری از خط اویغوری نیست. متون یکدست شیعی و نقوش هندسی منظمی مانند گل های هفت پر، گفتمانی یکپارچه و تثبیت شده را تشکیل می دهند. نتیجه ی بنیادی این است که سکه ها تنها آینه ی تحولات نبوده اند، بلکه عرصه ای فعال برای نمایش و در نهایت مهار تنش ها به سود روایت رسمی قدرت بوده اند. این روند، استراتژی هوشمندانه ی ایلخانان را برای تثبیت مشروعیت جدید خود از طریق پیوند با فرهنگ ایرانی-اسلامی آشکار می کند.
۶۰۳.

نمادهای میراث فرهنگی در عناصر شهری و زمینه یابی نقش آن در هویت سازی جمعی؛ مطالعه موردی شهر جیرفت در منطقه جنوب کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۶۲
این پژوهش با رویکردی بین رشته ای پویایی های اجتماعی پسِ روند تحول هویت جمعی در جنوب کرمان را در حدود نیم سده اخیر کاویده است. تحقیق حاضر با طرح این پرسش که آیا زمینه یابی تاریخی نقش عناصر شهری مرتبط با میراث فرهنگی در فضای عمومی منطقه جنوب کرمان ممکن است، گمان داشته با مطالعه توصیفی-تحلیلی عناصر فرهنگی در فضای عمومی شهر جیرفت می توان روند تحول چنان مضامینی را رمزگشایی کند. بنیان نظری آن بر «نظریه عمل» در جامعه شناسی و مفهوم «فرهنگ مادی» در باستان شناسی و انسان شناسی استوار بوده و داده های کیفی به روش های کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده اند . با تحلیل شرایط اجتماعی-سیاسی استدلال شده که وضعیت «ناسازش» اجتماعی منطقه در دهه های 50 و 60 خورشیدی قابل مطالعه است. با مطرح شدن میراث حوزه فرهنگی جیرفت در مجامع علمی پس از دهه 80، تلاش هایی محلی برای دستیابی به موقعیت های ممتاز در «میدان» اقتصادی با کنترل میدان قدرت تا حدی مهار گشته و راهبردها به کنش در میدان علمی محدود شد. دستاوردهای علمی به برجسته شدن مفاهیم هویت و میراث متمایز در «عادت واره» گروهی مردمان منطقه انجامید. نمادهای میراث فرهنگی در فضای شهری تجلی مادی این سرمایه اجتماعی نوپدید هستند که کنشگران بر پایه «باور دُگزایی» هویت متمایز در راهبردهایشان برای تحول نظم موجود در جنوب کرمان آن دوره به کار گرفته اند.
۶۰۴.

تبیین عوامل مؤثر بر حس تعلق به مکان سوم شهری؛ مطالعه موردی تفرجگاه عینالی تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۳
مکان های سوم شهری، فضاهایی فراتر از خانه و محل کار هستند که نقش مهمی در ارتقای تعاملات اجتماعی، هویت مکانی و کیفیت زندگی دارند. این پژوهش با هدف بررسی عوامل مؤثر بر حس تعلق به مکان سوم، با مطالعه ی موردی تفرجگاه عینالی تبریز انجام شد. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی و با رویکرد کمّی بود. داده ها با پرسشنامه ای محقق ساخته در مقیاس پنج درجه ای لیکرت از میان ۳۸۴ بازدیدکننده به صورت تصادفی گردآوری شد و ۳۵۵ پرسشنامه معتبر تحلیل شد. متغیرهای اصلی شامل دلبستگی مکانی، مشارکت در فعالیت ها و وفاداری کاربران بودند. پایایی ابزار با آلفای کرونباخ ۰٫۹۲۸ تأیید شد. یافته ها نشان داد بین حس تعلق به مکان سوم شهری و متغیرهای پژوهش رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین تفاوت معناداری در میانگین نمرات مؤلفه ها بر اساس الگوی بازدید و سطح تحصیلات مشاهده شد. مدل معادلات ساختاری نشان داد که دلبستگی مکانی از طریق پیوند اجتماعی و مشارکت در فعالیت ها، به شکل غیرمستقیم موجب تقویت وفاداری می شود. این مدل توانست سهم بالایی از واریانس متغیرهای وابسته را تبیین کند. نتایج بر اهمیت توجه هم زمان به ابعاد هویتی، اجتماعی و رفتاری در ارتقای حس تعلق به مکان های سوم تأکید دارد.
۶۰۵.

ارزیابی روند تغییرات شبکه اکولوژیک در محدوده موردمطالعه در استان مازندران به منظور حفاظت از اراضی روستا- شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۶۴
در دهه های اخیر، گسترش فعالیت های انسانی و شتاب زدگی توسعه شهری موجب تغییرات گسترده در بسترهای طبیعی و کاهش یکپارچگی اکولوژیکی شده است. ازاین رو، رویکرد اکولوژی چشم انداز که بر شناخت الگوهای فضایی، تحلیل روابط میان عناصر و ارزیابی وضعیت موجود تأکید دارد، به ابزاری مهم برای سنجش تحولات محیطی تبدیل شده است. بااین حال، در مطالعات داخلی، به ویژه در مقیاس های منطقه ای و در مطالعه موردی، ارزیابی جامع و دقیقی از تغییرات شبکه اکولوژیکی در گذر زمان انجام نشده است. پژوهش حاضر با تمرکز بر شهرستان های مازندران، به تحلیل تحول عناصر چشم انداز و ارزیابی پیوستگی آن ها در سال های 1999، 2006 و 2016 پرداخته است. در این مطالعه، داده های سنجش از راه دور و شاخص های ساختاری چشم انداز1 شامل اندازه بزرگ ترین لکه اکولوژیکی2 (LPI)، تعداد لکه ها3(NP) و سطح پراکندگی لکه ها4 (FR) با بهره گیری از نرم افزار Fragstats پردازش شده اند تا تصویری دقیق از تغییرات فضایی شبکه اکولوژیکی ارائه شود. نتایج نشان می دهد که توسعه شهری موجب افزایش ریزدانگی لکه ها، کاهش معنی دار یکپارچگی فضایی و تخریب عملکردی شبکه اکولوژیکی شده است، روندی که کاهش تاب آوری و اختلال در تعادل اکولوژیکی منطقه را نمایان می کند. تداوم این وضعیت و فقدان سیاست های کنترلی مبتنی بر اصول اکولوژیکی، می تواند در آینده تهدیدی جدی برای پایداری منطقه باشد.
۶۰۶.

بازخوانی نقش نقاشی در معماری معاصر: از زیبایی شناسی بصری تا هویت فضایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۴
نقاشی در معماری معاصر صرفاً به عنوان عنصری تزئینی به کار نمی رود، بلکه در بسیاری از نمونه ها به بخشی از منطق شکل گیری فضا و تجربه ادراکی آن تبدیل شده است. این پژوهش با هدف بررسی نقش نقاشی در شکل دهی به هویت فضایی معماری معاصر انجام شده و تلاش دارد جایگاه آن را فراتر از کارکردهای زیبایی شناختی متداول تحلیل کند. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل کیفی و مطالعه نمونه های منتخب از آثار معماری معاصر است که در آن ها عناصر نقاشانه به صورت آگاهانه در سازمان دهی فضا، سطوح و تجربه بصری به کار گرفته شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که استفاده از خط، رنگ و فرم های نقاشانه می تواند به ایجاد لایه های معنایی، تقویت خوانایی فضا و شکل گیری ارتباط حسی عمیق تر میان انسان و محیط منجر شود. در این چارچوب، نقاشی نه به عنوان عنصری الحاقی، بلکه به مثابه بخشی از زبان طراحی معماری عمل می کند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که ادغام هدفمند نقاشی در معماری معاصر می تواند به خلق فضاهایی با هویت متمایز و کیفیت ادراکی بالاتر بینجامد و مرز میان هنرهای تجسمی و طراحی فضایی را بازتعریف کند.
۶۰۷.

هنر، هوش مصنوعی و استعمارزدایی: برساخت هویت نژادی در آثار استفانی دینکینز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۹۱
هویت نژادی برساختی است تاریخی که در عصر انقلاب دیجیتال همچنان همچون گذشته بر پایه روابط نامتوازن قدرت ساخته می شود. هوش مصنوعی به عنوان یکی از مظاهر برجسته انقلاب دیجیتال، در گسترش دیدگاه های نژادپرستانه و نابرابری های نژادی سهیم ارزیابی شده است. به همین جهت محققان حوزه فن آوری به همراه فعالان اجتماعی سعی دارند با تکیه بر نظریات انتقادی همچون دیدگاه های پسااستعماری و با معرفی سازوکارهای مشخص در حوزه فن آوری، قابلیت های هوش مصنوعی در بازتولید نگاه های برتری جویانه را محدود و کنترل کنند. استفانی دینکینز هنرمند آفریقایی-آمریکایی به عنوان یکی از برترین چهره های تأثیرگذار در زمینه هنرِ هوش مصنوعی، هویت نژادی سیاهان را به عنوان اصلی ترین مسئله در آفرینش های هنری خود مورد تأکید قرار می دهد و هدف خود از تولید هنر بر پایه هوش مصنوعی را ایجاد برابری و عدالت اجتماعی عنوان کرده است. با مطالعه آثار هنرمند این سوال مطرح می شود که او چگونه و با استفاده از چه سازوکارهایی هویت نژادی سیاهان را خارج از پارادایم های گفتمان استعمارگرایی برجسته می کند؟ این مطالعه که به روش توصیفی-تحلیلی و با اتکا به منابع کتابخانه ای صورت گرفته است، از طریق انطباق دیدگاه اندیشمندان حوزه هوش مصنوعی (شاکیر محمد، ماری ترزا پنگ و ویلیام ایزاک) با آثار استفانی دینکینز، به دنبال اثبات قابلیت های هوش مصنوعی در استعمارزدایی از نژاد است. دستاوردهای این تحقیق گویای آن است که هوش مصنوعی می تواند ابزاری باشد در جهت استعمارزدایی از هویت سیاهان و زدودن نگاه دیگریِ فرادست. بر اساس دیدگاه مطرح شده توسط نظریه پردازان مذکور و انطباق آن با آثار هنرمند، مشخص شد که هنرمند با ایجاد کنشی انتقادی، برقراری رابطه دوسویه و قیومیت معکوس و همچنین تجدید حیات جامعه متاثر از نژادپرستی، مانع از بازتولید کلیشه ها می شود.
۶۰۸.

نشانه شناسی نشانگان با کارکرد فرهنگی دهه 90 خورشیدی در ایران بر پایه آرای پیرس و بارت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۶
نشانه شناسی، در جایگاه دانش مطالعه نشانه ها و نظام های نشانه ای، ابزاری بنیادی برای درک و تحلیل معنا در علوم انسانی و اجتماعی است که به مدد آن به روابط، معانی و کاربرد نشانه ها در بافت های مختلف فرهنگی و اجتماعی پیچیده انسانی پرداخته می شود. در این پژوهش که باهدف شناخت اشارات معنایی و مفاهیم نهان شماری مشخص از نشانه های تصویری ایرانی بر پایه نظریات دو نشانه شناس مطرح انجام شده، به این سؤال پاسخ داده می شود که بر پایه آرای پیرس و بارت، برون داد غالب نشانه های با کارکرد فرهنگی دهه نود ایران چه بوده و چرا چنین رویکرد نشانه ای ای در نشانه های پیش گفته رخ نمون شده است؟ رویکرد این پژوهش کیفی است که با اتکاء به نظریه نشانه شناسی پیرس و بارت به شیوه مقایسه ای با تحلیل نشانه های دهه نود ایران نتایج آن ارائه می شود. گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و از پایگاه های اطلاعاتی علمی معتبر بوده است. براساس یافته های این مقاله در آثار مورد مطالعه، از معنا های نمادین و نمایه ای که به گونه ای همبسته مفهومیِ معنای ضمنی بارت است، بیشتر بهره گرفته و این بهره گیری با استفاده از عناصر مختلف ازجمله شکل، رنگ و با اولویت هویت ایرانی و سپس هویت موضوعی نشانه بوده است. درنتیجه می توان بیان کرد که عنصر معنایی یکه و خاص نشانه های بررسی شده عناصر ایرانی و در صدر آن ها خط نستعلیق و سپس رنگ ایرانی رو به فزونی و مورد توجه طراحان ایرانی است و علت نمادین و نیز ضمنی بودن غالب نشانه های بررسی شده، انتزاعی بودن مفهوم فرهنگ یعنی بافت موضوعی این نشانه ها و تنوع مفاهیم آن است.
۶۰۹.

ادراک منظر مبتنی بر پردازش حس شنوایی (بررسی نقش آوا در خوانش منظر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۵۱
انسان از طریق حواس خود با محیط ارتباط برقرار می کند که منجر به ادراک حسی می شود. توجه پژوهشگران بیشتر بر فرایند ادراک بصری منظر معطوف بوده و به مفاهیمی چون منظر صوتی و ادراک صوتی کمتر پرداخته شده است. صوت و منظر صوتی به عنوان محرکه های حسی بر رفتار افراد، انتخاب فضا و ادراک منظر تأثیر می گذارند. امروزه، افزایش تنوع منابع صوتی در شهرها که اغلب منظر صوتی ناخوشایندی را ایجاد می کنند، باعث ادراک شنوایی مغشوشی در افراد می شوند که این موضوع اهمیت پرداختن به منظر صوتی و نقش حس شنوایی در منظر را نشان می دهد. این پژوهش سعی در ارائه دیدگاه سازمان یافته از نقش و نتایج حس شنوایی در تعامل با عناصر منظر صوتی از طریق شناسایی و توجه به فرایند ادراک منظر، دارد. این پژوهش از لحاظ ماهیت از نوع کیفی، از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش پژوهش، از نوع تحلیل محتوای کیفی است. گردآوری اطلاعات با استفاده از روش کتابخانه ای از طریق بررسی متون و نقد نوشته های دیگران و تحلیل محتوای کیفی آنها بوده و به شیوه استنتاجی و استنباطی، به بررسی نقش حس شنوایی در ادراک مناظر با تعامل حواس بینایی و شنوایی می پردازد. نتایج به دست آمده بیانگر آن است که ویژگی های صدا و حس شنوایی انسان به همراه عناصر و عوامل منظر صوتی نقش مؤثری در شکل گیری ادراک صوتی منظر دارند. در کنار این عوامل، عناصر بصری نیز در تعامل با عناصر صوتی بر ادراک منظر تأثیر گذارند و می توانند ادراک و شناخت فرد از منظر را تغییر دهند. همچنین، منابع صوتی طبیعی نقش مؤثری بر خوشایندی فضا داشته و در کنار عوامل بصری طبیعی، باعث افزایش حضور کاربر در منظر و نقش آفرینی و پویایی می شود
۶۱۰.

خوشنویسی از بستر سنت تا جهان امروز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۹۰
خوشنویسی سنتی که با پیشینه پیوند معنایی و معنوی با کلام وحی پس از پیامبر(ص) به عنوان انقلاب نگارشی در جهان اسلام تولد و توسعه یافته است، مسیر پر نشیب و فرازی را تا به امروز پیموده که بیشتر درگرو تغییرات و ضرورت های سیاسی و اجتماعی در بستر جوامع اسلامی بوده است. از این رو می توان گفت، خط و خوشنویسی به مثابه وجودی حیاتمند به عنوان شاخصه ای از وضعیت تمدن اسلامی در ادوار مختلف به شمار می آید. پیدایش خط کوفی ساده ابتدایی (غیر هندسی) در آغاز شکل گیری حکومت اسلامی و توسعه گونه های مختلف خطوط کوفی پیچان، مشجر و مزّهر در دوران اوج و شکوه تمدن اسلامی گواهی براین مدعاست.  در جوامع اسلامی خوشنویسی سنتی در مواجهه با مدرنیسم با تغییراتی از جمله ورود صنعت چاپ روبرو شد، اما همچنان از رونق نسبی برخوردار بود؛ زیرا خوشنویسی به چندین دلیل، ازجمله ارتباط درونی و ذاتی آن با نسخه برداری از قرآن کریم و دیوان شاعران و عارفان، کرامت و اصالت خود را حفظ کرده و این نکته، به عنوان نماد مقاومت در برابر هنرغرب به شمار می آید. با نهادینه شدن آموزه های غربی در آموزش آکادمیک هنر در جوامع اسلامی هنرهای سنتی از جمله خوشنویسی به حاشیه رانده شد که در جریان «هویت یابی» و «بازگشت به خویشتن» با وجه دیگری که در خاورمیانه جنبش هنری «حروفیه» نامیده شده و بر شکل گیری جنبش «سقاخانه» در ایران مؤثر افتاد، دوباره به میدان آمد. در این زمان، جامعه خوشنویسان را می توان در سه گروه دسته بندی کرد؛ نخست گروهی که همچنان به سنت وفادار ماندند و وظیفه خود را حفظ سنت های هنری پیشنیان می دانستند. گروه دیگری که از سنت های خوشنویسی در آثار مدرن به عنوان هویت هنری بهره گرفتند و گروه سوم آن دسته از هنرمندانی است که ماهیت خوشنویسی را با این ایده که «ما گذشته را تقلید نمی کنیم بلکه آن را ادامه می دهیم»، به نفع زیبایی شناسی مدرن، تغییر دادند.
۶۱۱.

شناسایی و تحلیل آینده پژوهانه پیامدهای آبشاری زلزله احتمالی در تهران (معرفی زنجیره های متقاطع، مخرب و پیچیده)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۳۵
بیان مسئله: زلزله ها به منزله یکی از مخرب ترین بلایا، ظرفیت ایجاد پیامدهای آبشاری و زنجیره های بحرانی دارند که بر همه ابعاد مدیریت شهری تأثیر می گذارند. تهران، با جمعیت بالا، زیرساخت های آسیب پذیر و موقعیت لرزه خیز، در زمره شهرهای به شدت در معرض خطر زلزله و پیامدهای پیچیده ناشی از زلزله قرار دارد. زلزله احتمالی تهران با آثار متقاطع خود می تواند بحران های گسترده ای برای مدیریت شهری ایجاد کند. با توجه به «رویکرد چند خطر» به مخاطرات، به نظر می رسد این بحران ها، به ویژه به دلیل تعاملات پیچیده پیامدها، فراتر از آثار زیرساختی بوده و به زنجیره های مخرب تبدیل می شوند. هدف: این پژوهش به شناسایی پیامدهای زلزله تهران با لنز محیط های پیچیده شهری با رویکردی جامع و آینده نگر می پردازد. این مطالعه با تحلیل وابستگی های متقابل میان پیامدها و معرفی «زنجیره های مخرب» ناشی از آثار آبشاری، در پی ارائه بینش هایی برای بهبود تصمیم گیری در مدیریت شهری است. این پژوهش بر تحلیل زنجیره های مخرب ناشی از زلزله تمرکز دارد تا از منظر مدیریت شهری و امنیت پیش نگرانه، بینشی برای تقویت تاب آوری شهری و کاهش پیامدهای بحران ارائه دهد. روش: پژوهش با رویکرد کیفی، از کدگذاری باز، چرخ آینده و تحلیل مضمونی برای شناسایی و دسته بندی پیامدهای زلزله در حوزه های مختلف بهره می برد. همچنین، پیامدها و محرک ها با استفاده از ابزارهای متعددی شناسایی و تحلیل شده اند. یافته ها : تحلیل ها نشان دادند زلزله می تواند پیامدهایی هم پیوند در زیرساخت های  حیاتی، روان جمعی، شریان های انرژی و حوزه های اقتصادی و اجتماعی ایجاد کند. این پیامدها، با هم افزایی متقابل، زنجیره های مخربی شامل هفت حوزه امنیت زیست محیطی، زیرساخت های حساس، روان شناختی، انرژی، اقتصادی، منابع حیاتی و حکمرانی پایدار شکل می دهند. نتیجه گیری: زلزله در تهران با ایجاد «زنجیره های مخرب» پیامدهای آبشاری، بحران های چندلایه ای در ابعادی همچون زیرساختی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی رقم می زند. مدیریت مؤثر این بحران، نیازمند برنامه های جامع، تقویت شبکه های حیاتی، بهبود مدیریت ساختارهای شهری، استقرار مدیریت تاب آور شهری و هماهنگی میان نهادهای مرتبط است.
۶۱۲.

گردشگری و معنویت؛ تجلی فرهنگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۹۸
مفهوم معنویت به مثابه بخش غیرمادی و ماهیت اصلی وجود انسان تعبیر می شود. بر این اساس انسان به عنوان مخلوق آفرینش و به جهت ماهیت خداگونگی اش، بیهوده بر روی این کره خاکی قرار نگرفته و اهداف ویژه ای برایش در نظر گرفته شده است. از این رو برای تحقق اهداف آفرینش به حرکت روی آورده و از سفر به عنوان منبع و شیوه تحقق هدف تعالی بهره می جوید. سفر، مهد شکل دهی تمامی طی طریق هایی است که انسان را در مسیر کمال گرایی و خودشکوفایی و کسب تجربه قرار می دهد. لذا مضامین معنوی از رابطه انسان با خویشتن گرفته، تا تعاملات انسانی، ارتباط با محیط پیرامون و در نهایت ارتباط با خالق هستی تجلی می یابد. تمامی روابط انسانی در این کره خاکی در بستر فرهنگ رقم می خورد. ادراک انسان در ارتباط درونی خویش، از ارزش ها و باورها و جهان بینی اش شکل می گیرد و سفر این ادراک را بهبود می بخشد، چه بسا آن را تقویت نیز می کند. از سوی دیگر، در راستای میل درونی انسانی، که همان نیاز به کشف و شناخت است، که خود ماهیتی معنوی دارد، با سایر انسان ها ارتباط برقرار می کند و این ارتباط تعاملی بین فرهنگی را رقم می زند. انسان از یک جامعه با یک فرهنگ منحصربه فرد، در ارتباط با انسانی دیگر با فرهنگ دیگری قرار می گیرد که این خود زمینه ای از شناخت جدید را ایجاد می کند. در این مسیر معنویت تجلی دیگری پیدا می کند و این زمینه دیگری از ارتباط انسان با محیط پیرامون فرهنگی و طبیعی خویش است. و در نهایت، ارتباط با خالق هستی شکل می گیرد، که خود نمونه عینی از معنویت است. فضای معنویت در سفر به طور قطع متأثر از روابط است، روابطی که از درون فرد با خویشتن خویش آغاز شده و به خویشتن خویش و آفریدگارش باز می گردد. معنویت در وجود انسانی است، و چه بسا در محیط فرهنگی، در ارتباط با سایر انسان ها در سفر درک می شود. انسان برای یافتن معنی وجودی خویش، محیط و چه بسا خالق به سفر روی می آورد. البته گاه از این امر آگاه نیست، اما همیشه دلیلی برای حرکت، وی را به سوی یک مقصد واداشته است؛ چه آگاه بوده چه ناخودآگاه، وجود معنوی انسانی در طول سفر، و ارتباط با سایر افراد و محیط طبیعی و فرهنگی، به ماهیت روحانی خویش روی آورده و گویی گمشده ای را درمی یابد.معنویت همان بُعد روحانی وجود انسانی است که دلیل و انگیزه بسیاری از فعالیت های انسان را دربر می گیرد. در این میان شناختن، جستجو کردن، کشف و یافتن همان گمشده های انسانی است که سفر بستر مناسبی را برای تحقق آن فراهم کرده است. سفر در بستر فرهنگ و حرکت از یک فرهنگ به سوی فرهنگ دیگری، نمونه ای از تجلی فرهنگ و یکی از مهمترین گمشده های جامعه انسانی در راستای تحقق ماهیت معنوی جهان امروز تلقی می شود.  
۶۱۳.

آسیب شناسی اسکان اضطراری و موقت پس از سیل ۱۳۹۸ شهرستان آق قلا بر اساس ارزیابی استفاده کنندگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۳۷
رخداد سوانح با آسیب رساندن و یا تخریب محل زندگی افراد، همچنین ایجاد ناامنی نیاز به تأمین سرپناه را تا زمان اتمام بازسازی مسکن تشدید می کند. به همین ترتیب پس از سیل ۱۳۹۸ استان گلستان در شهرستان آق قلا مردم در دو مرحله اضطراری و موقت نیازمند سرپناه بودند. گروه پژوهشگران در این مقاله قصد دارند تا انواع سرپناه ارائه شده پس از سیل مذکور را معرفی کرده و به آسیب شناسی آن ها ازنقطه نظر مردم بپردازند و در نهایت راهبردهایی در راستای کاهش این آسیب ها در تجربیات آینده ارائه دهند. بدین منظور جمع آوری اطلاعات موردنیاز از طریق مرور متون تخصصی، مصاحبه های روایتی و نیمه ساختاریافته و مشاهدات میدانی انجام شده است. نتایج حاصل نشان می دهند اسکان در خانه اقوام و نزدیکان، نقل مکان به خانه دوم (خارج از آق قلا)، ماندن در اسکان های تجمعی، اردوگاه های دولتی و مردمی و استفاده از بخش های تخریب نشده خانه در بازه زمانی اسکان اضطراری و بازگشت به خانه ها با فروکش کردن آب و ماندن در اردوگاه های تجمعی و سرپناه های اهدایی توسط خیرین یا مسئولان (سرپناه الگو گرفته از آلاچیق سنتی ترکمانان (اوی)) در مرحله اسکان موقت نحوه تأمین سرپناه پس از سیل ۱۳۹۸ آق قلا بوده است. هر یک از این گزینه های مطرح شده در دو مرحله تأمین سرپناه اضطراری و موقت از دید کاربران در موضوعات ایمنی و امنیت، اجتماعی - فرهنگی، اقتصادی، خانوادگی، بهداشتی، روانی، اقلیمی و مکان یابی کاستی هایی داشته اند. این موضوعات با ایجاد نارضایتی در بین آن ها موجب جابه جایی و این عدم مدیریت و برنامه ریزی باعث اتلاف منابع اقتصادی و شکست برنامه تأمین سرپناه در آق قلا شده است.
۶۱۴.

مؤلفه های اثرگذار و اثرپذیر توسعه شهری و تغییرات اقلیمی، یک رابطه دو سویه در جهت انطباق پذیری با سناریوهای جهانی سیر تحول فضاهای میانی در مسکن شهر حلب از اواخر دوران عثمانی تا سال ۲۰۱۰(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۱۲۹
فضاهای میانی در مسکن، علاوه بر ایجاد ارتباط میان درون و بیرون، تأمین نور و تهویه طبیعی، فرصتی را ایجاد می کنند تا ساکنان با طبیعت و همسایگان خود ارتباط برقرار کنند. آن ها مرزهایی بین واحدهای مسکونی ایجاد می کنند که پیکره بندی واحدهای همسایگی و محله ها را شکل می دهد. فضاهای میانی ماهیتی مبهم دارند و نه به داخل و نه خارج به طور کامل تعلق ندارند. بنابراین، می توانند تنظیم کننده روابط بین بیرون و درون باشند. این مقاله درصدد شناسایی گونه های فضای میانی و سیر تحول آن در شهر حلب از مسکن سنتی تا آخرین توسعه رسمی مسکنِ پساجنگ است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و شامل این مراحل می شود: تدوین چارچوب نظری برای تعریف و بررسی فضاهای میانی در مسکن شهر حلب؛ انتخاب نمونه هایی از واحدهای همسایگی در شهر حلب از دوره های تاریخی مختلف؛ شناسایی فضاهای میانی و تحلیل و طبقه بندی آن ها بر اساس ویژگی های کالبدی،کیفیت های محیطی و مالکیت. به این ترتیب، پنج دوره ی تاریخی بررسی شده و هشت دسته مسکن بر اساس انواع فضاهای میانی معرفی شده است. گونه های فضاهای میانی بر اساس مقایسه ویژگی های کالبدی شامل شکل، موقعیت، محصوریت و کیفیت های محیطی شامل دسترسی فیزیکی، نفوذپذیری بصری، امنیت و آسایش اقلیمی و همچنین مالکیت طبقه بندی شده اند. یافته ها حاکی از وجود دو گونه فضای میانی در نقش گذر و چهار فضای میانی در نقش اتصال است. یکی از بارزترین نتایج، تبدیل فضاهای گذر از کاملاً خصوصی به نیمه عمومی و از نیمه خصوصی به عمومی و افزایش تعداد آن ها و تبدیل فضاهای اتصال از طریق نفوذ پذیری بصری به فضاهای نیمه خصوصی و نیمه عمومی علی رغم مالکیت خصوصی آن است.
۶۱۵.

تحلیل نوگرایی در ساختار پوسترهای سوگواره عاشورایی ایران از سال 1384 تا 1401(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۷۵
همزمان با جنبش مدرنیته و آغاز نوگرایی در ایران تغییری در ساختار بیان روایی و بصری مضامین عاشورایی پدیدار گشت، به نحوی که هنرمندان سعی نمودند با ادغام سنت و مدرنیته این مفاهیم را در قالبی نو عرضه نمایند. پوستر به عنوان ابزاری سازگار با روح زمانه نقش مهمی در ارائه مفاهیم عاشورایی ایفا نمود. هدف از این پژوهش تحلیل و بررسی نوگرایی در ساختار پوسترهای سوگواره عاشورایی ایران می باشد. از این رو پرسشی که مطرح گردید، چگونگی تأثیر نوگرایی در تغییر ساختار بصری و روایی پوسترهای سوگواره عاشورایی است. برای دستیابی به پاسخ در این مقاله از روش توصیفی-تحلیلی استفاده شده است و یافته های پژوهش بر پایه مطالعات اسنادی و منابع کتابخانه ای مورد مطالعه قرارگرفت. بدین منظور 22 پوستر به شیوه دسترس بودن از چهارده دوره پوسترهای سوگواره عاشورایی ایران از سال 1384 تا 1401 انتخاب گردیده و داده ها به صورت جدول دسته بندی و مورد تحلیل قرار گرفته شد. نتایج مطالعات حاکی از آن است که ساختار روایی و بصری سنتی که مبتنی بر تعدّد استفاده از شمایل و نمادها قرار داشته، تحت تأثیر مدرنیته و نوگرایی ساختاری ساده و انتزاعی پیدا کرده است. لذا به واسطه این تغییر، علاوه بر نوگرایی در پوسترها و ارتقاء سطح سواد بصری مخاطب، جهت گیری تاریخی-مذهبی عاشورا تبدیل به جهت گیری تاریخی مدرن گردیده است. همچنین در بعضی موارد این ساده سازی بیش از حد، باعث تجریدی شدن پوستر شده و جنبه زیبایی و فرمالیسم بر مفاهیم عاشورایی ارجحیت یافته است.
۶۱۶.

نسبت کالبد و دلبستگی به فضاهای جمعی در گونه غالب مجتمع های مسکونی کم ارتفاع شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۳۰
امروزه فضای جمعی که مهم ترین عرصه مشترک زندگی در محل سکونت به شمار می رود، تا حد زیادی قابلیت اجتماع پذیری خود را از دست داده است. حس دلبستگی به عنوان عامل پیوند انسان و مکان، نقش مهمی در احیای این گونه فضاها داراست و درک صحیحی از عامل کالبد به عنوان مفهومی بنیادین در تعریف این گونه فضاها، می تواند موجب تحریک حس دلبستگی گردد. هدف پژوهش حاضر، شناسایی نسبت کالبد و حس دلبستگی به فضاهای جمعی در گونه غالب مجتمع های مسکونی کم ارتفاع شهر تهران، یعنی گونه خطی با تراکم خرد واحد مسکونی می باشد. ابزار پژوهش حاضر شامل مطالعات کتابخانه ای، پرسشنامه و ثبت مشاهدات رفتاری ساکنان در فضاهای جمعی مجتمع ها می باشد. با مراجعه به متون و جمع بندی نظرات اندیشمندان حوزه، شاخص های پژوهش انتخاب و از دل آن ها، مولفه های کالبدی استخراج گردید. سپس آزمون تجربی و توزیع پرسشنامه و همزمان از طریق بازدیدهای منظم روزانه، ثبت مشاهدات رفتاری انجام گردید و در نهایت با استفاده از نرم افزارهای مربوطه، به تجزیه و تحلیل داده های کمی 256 پرسشنامه پرداخته شد. نتایج پژوهش حاکی از نقش بسزای عوامل کالبدی بر میزان دلبستگی ساکنان به فضاهای جمعی مجتمع های مسکونی می باشد و شاخص «ذهنی» نسبت به شاخص «عینی»، تاثیر بیش تری بر حس دلبستگی دارد. از میان مولفه های عینی، «شخصیت کالبدی»، «عوامل محیطی»، «قابلیت محیطی» و «تناسبات بصری» و از میان مولفه های ذهنی، «نفوذپذیری»، «خاطره جمعی»، «امنیت و آسایش» و «سرزندگی و حیاتمندی» به ترتیب اولویت، بیش ترین تاثیرگذاری را بر ارزیابی دلبستگی ساکنان به فضاهای جمعی دارد.
۶۱۷.

نقش ساختار فضایی در شکل گیری نقشه های ذهنی کاربران؛ مقایسه تطبیقی بازار سنتی تهران و ایران مال(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۳
درک و بازنمایی فضا حاصل برهم کُنش میان ساختار کالبدی فضایی محیط و سازوکارهای شناختی کاربران است. در بستر فضاهای عمومی شهری، این تعامل نقشه های ذهنی متمایزی را شکل می دهد که بازتابی از ساختار فضایی، تجربه ادراکی و نظام های فرهنگی هر محیط اند. پژوهش با هدف تبیین نقش ساختار فضایی در شکل گیری نقشه های ذهنی کاربران، با رویکردی تطبیقی و تحلیلی–ترکیبی انجام شده است. دو فضای شهری با ویژگی های فضایی و فرهنگی متضاد، یعنی بازار سنتی تهران به عنوان نماد تداوم فضایی–تاریخی و ایران مال به مثابه بازتولید نظم فضایی مدرن، به صورت هدف مند انتخاب شدند. روش تحقیق ترکیبی (اسنادی–میدانی)، است. در بخش اسنادی، داده ها از نقشه های معماری و تحلیل پیکره بندی فضایی استخراج گردید و در بخش میدانی، از مشارکت ۶۰کاربر در رسم نقشه های ذهنی و تکمیل پرسش نامه های ادراک فضایی بهره گرفته شد. چارچوب مفهومی پژوهش بر پیوند سه متغیر «ساختار فضایی»، «خوانایی محیطی» و «بازنمایی ذهنی»، استوار است و چهار شاخص اصلی شامل «سلسله مراتب حرکتی»، «هم پیوستگی فضایی»، «نشانه های هویتی» و «جهت مندی ادراکی کاربران»، موردتحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان می دهد بازار سنتی تهران با ساختاری ارگانیک و چندکانونی، نقشه های ذهنی چندلایه و انعطاف پذیر ایجاد می کند، درحالی که ایران مال با سازمان دهی هندسی و مسیرهای خطی، ادراک متمرکز و کنترل شده تری از فضا را تثبیت می نماید. تحلیل تطبیقی بیانگر آن است که تفاوت در پیکره بندی فضایی، بازتاب دو الگوی متقابل در تجربه محیطی است: یکی مبتنی بر تداوم فرهنگی و خوانایی تاریخی و دیگری متکی بر نظم مدرن و کنترل ادراکی در ساختار فضاهای معاصر.
۶۱۸.

Multi-objective Optimization Design of Adaptive Shading Devices for Office Buildings Considering Daylighting and Visual Comfort(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۳
Adaptive shading devices offer architects a range of opportunities. These devices not only contribute to unique features and characteristics in building envelopes but, with appropriate design and principled implementation, also enhance visual conditions in interior spaces by providing sufficient levels of daylighting and improving visual comfort. Additionally, they reduce lighting energy consumption in buildings. This study examines four types of adaptive shading systems designed to optimize daylighting and visual comfort. Using a multi-objective optimization approach, various configurations of these systems are examined within the context of a reference office model to achieve a balance between the discussed objectives. For each season, the design alternatives with the highest fitness scores are identified. The findings highlight the relative advantages of horizontal louvers and horizontal sun-breakers over other shading devices. These two adaptive systems provide the reference model with satisfactory daylighting levels (i.e., ). Furthermore, regarding glare reduction, full visual comfort is achieved in spring and summer. In fall and winter, when sunlight entering through the southern façade is likely to produce glare, visual comfort is improved by approximately 43% compared to the base case.
۶۱۹.

تاثیرات روانی عناصر طبیعت در خانه های بومی ایران (نمونه موردی: خانه های سنتی یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۸
زندگی شهرنشینی، پیشرفت فناوری و نیازهای اقتصادی روزافزون، انسان را هرچه بیشتر از طبیعت دور ساخته و او را در چرخه ای ماشینی گرفتار کرده است. این در حالی است که انسان جزیی از طبیعت بوده و ارتباط نزدیک با آن شرط تداوم زندگی است. خانه ایرانی نیز بازتابی نمادین از طبیعت محسوب می شود. هدف این تحقیق، بررسی تأثیر عناصر طبیعت بر ابعاد وجودی ساکنان خانه های سنتی یزد است. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و از نوع موردی بوده و گردآوری داده ها با روش کتابخانه ای و میدانی و تحلیل پرسشنامه ها در نرم افزار SPSS انجام شده است. یافته ها نشان می دهد آب، فضای سبز و نور نقش مهمی در ابعاد روانی ساکنان دارند. آب بیشترین تأثیر را بر بعد نفسانی و ایجاد آرامش داشته، فضای سبز بیشترین اثر را بر بعد جسمانی از طریق افزایش خنکی و رطوبت، و نور بیشترین تأثیر را بر بعد روانی و جذابیت بصری گذاشته است.
۶۲۰.

تقلید در نسخ مصور یهودی-ایرانی از نقاشی های ایرانی-اسلامی: مطالعه موردی اردشیرنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۵
نسخ مصور اردشیرنامه مبدأ تصویرگری یهودیان ایران بوده و انعکاسی زیبایی شناسانه از هنر دوره دوم صفوی است. هدف این مقاله، شناسایی و طبقه بندی انواع عناصر و نقوش تقلیدی به کاررفته در نگاره های اردشیرنامه می باشد. پرسش محوری آن است که عناصر تقلیدی در اردشیرنامه، در مقایسه با نسخ مصور ایرانی-اسلامی دوره صفوی، شامل چه مواردی هستند؟ این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی و تطبیقی است. جامعه آماری شامل نگاره های دو نسخه خطی مصور از اردشیرنامه بوده که به روش هدفمند (مبتنی بر حضور عناصر تقلیدی) جهت انطباق با آثار نقاشی ایرانی-اسلامی دوره صفوی انتخاب شده اند. از آنجایی که سبک آثار تقلیدی مهم است انتخابِ زیرشاخه پاستیش از نوع تقلید در روش ژُنت به عنوان چارچوب نظری تحقیق، مناسب دیده می شود. نتایج نشان می دهد که نسخه های اردشیرنامه، تقلیدی آگاهانه و انتخابی را به نمایش گذاشته اند. نسخه اول اردشیرنامه گاهی متأثر از مکتب تبریز دوم و نسخه دوم تحت تأثیر قوی مکتب اصفهان بوده اند. این تقلید سبکی، به ویژه در استفاده از تکنیک های پیشرفته ای نظیر پرداز و اجرای دقیق تشعیرهای تذهیب گونه، مؤید آن است که نقاشان یهودی-ایرانی، علیرغم ممنوعیت تصویرسازی در دین خود، با اقتباس و تقلید از نقوش ایرانی-اسلامی، هویت بصری خاص خود را شکل داده اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان