ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۲۱ تا ۵۴۰ مورد از کل ۳۰٬۸۱۱ مورد.
۵۲۱.

واکاوی نقش نفوذ پذیری فضا در افزایش تعاملات اجتماعی در مراکز فرهنگی و هنری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۶ تعداد دانلود : ۱۹۹
بهره گیری از ﻃﺮاﺣﯽ نفوذپذیر، ﺗﺠﻬﯿﺰات ﻗﺎﺑﻞﺗﻨﻈﯿﻢ و تنوع کارکردی متنوع، تعاملات اجتماعی در اماکن فرهنگی هنری را ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽﮐﻨﺪ. مراکز فرهنگی ﻓﺮﺻﺖﻫﺎی ﻣﻨﺤﺼﺮﺑﻪ ﻓﺮدی ﺑﺮای افراد ﻓﺮاﻫﻢ می کند ﺗﺎ در ﻣﺤﯿﻄﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽﺗﺮ، جذاب تر و نشاط آورتر ﺗﻌﺎﻣﻞ داﺷﺘﻪ و مهارت های ﺧﻮد را بتواند پیدا، شکوفا و توسعه دﻫﻨﺪ. همچنین استفاده از آﯾﺘﻢﻫﺎی ﻗﺎﺑﻞ ﺣﻤﻞ و چندمنظوره و ﻓﻀﺎﻫﺎی ﭼﻨﺪعملکردی در ﮐﻨﺎر ﻓﻀﺎﻫﺎی ﺧﺎص، اﯾﻦ نفوذپذیری را ﺗﻘﻮﯾﺖ کرده و این روﯾﮑﺮد ﺑﻪ محیط های فرهنگی ﮐﻤﮏ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺗﺎ با توجه ﺑﻪ شرایط فرهنگی، پاسخ گوی ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﻣﺘﻨﻮع افراد باشد. بهره گیری از ﺗﺠرﺑﯿﺎت ﺟﻬﺎﻧﯽ در ﻃﺮاﺣﯽ مراکز فرهنگی ﺟﺪﯾﺪ و ﮐﺎرﺑﺮﻣﺤﻮر باعث شده تا در ایران بسیار مورد توجه و ﻣﻔﯿﺪ واﻗﻊ ﺷﻮد. ﻫﺪف از اﯾﻦ پژوهش، مطالعه مؤلفه های تأثیرگذار جهت دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻓﻀﺎﯾﯽ ﻣﻄﻠﻮب ﺑﻪ منظور طراحی مرکز فرهنگی نفوذپذیر می باشد. این تحقیق از نوع پژوهشی –کاربردی بوده و روش تحقیق آن به صورت توصیفی و کیفی انجام شده و مطالب تحقیق بر مبنای مطالعات اسنادی، روش کتابخانه ای، مرور متون، منابع و تحلیل آن ها انجام شده. ﻣﺮور ﻣﻘﺎﻻت، ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎی ﻣﻮﻓﻖ در داﺧﻞ و ﺧﺎرج از ایران ﻧﺸﺎن می دهد ﮐﻪ ﻃﺮاﺣﯽ ﻣﻌﻤﺎری و ﻓﺮم، ﺗﻮﺟﻪ، ﺣﺮﮐﺖ و ﺳﯿﺮﮐﻮﻻﺳﯿﻮن، اﯾﺠﺎد ارﺗﺒﺎط درون و ﺑﺮون، ﺑﻪ ﻋﻨﺎﺻﺮ تأثیرگذار در ﻃﺮاﺣﯽ ﻓﻀﺎﻫﺎی نفوذپذیر کمک کرده و ﺑﺎﻋﺚ ﺷﮑﻮﻓﺎﯾﯽ، ﺧﻼﻗﯿﺖ و افزایش ﺗﻌﺎﻣﻼت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﯿﻦ افراد، در مراکز فرهنگی هنری ﻣﯽﺷﻮد، علاوه بر این در مراکز فرهنگی موقعیت های بسیاری جهت تعاملات اجتماعی وجود دارد.
۵۲۲.

دگردیسی نظام های نشانه ای در مکتب نگارگری تبریز صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۴۸
در مکتب نگارگری تبریز صفوی، همچون مکاتب پیشین، متون مختلف ادبی نظیر شاهنامه فردوسی، خمسه نظامی، جمال و جلال آصفی و دیوان حافظ کتاب آرایی شده اند. توجه به این متون در فرایند توصیف، تفسیر، داوری و فهم آثار این مکتب، ضروری است. مفهوم دگردیسی یا ترجمه بینا نشانه ای که به معنای برگردان نشانه های کلامی به وسیله نشانه های نظام های نشانه ای غیرکلامی است، می تواند در مطالعه رابطه متون ادبی و نگاره های مکتب تبریز صفوی، راهگشا باشد. هدف این پژوهش شناخت دقیق و روشمند فرایند تبدیل متون ادبی به نگاره های مکتب تبریز صفوی مبتنی بر مفهوم دگردیسی و نیز شناسایی عوامل اثرگذار بر این فرایند است. سؤال های این پژوهش عبارت اند از: 1. فرایند دگردیسی یا ترجمه بینانشانه ای از متون ادبی به نگاره های مکتب تبریز صفوی چه سازوکارهایی دارد؟ 2. عوامل مؤثر بر این فرایند کدام اند؟ روش تحقیق این پژوهش بنیادی – نظری و به شیوه توصیفی – تحلیلی است. داده های پژوهش به روش کتابخانه ای و از طریق مطالعه اسناد و منابع موجود گردآوری شده اند. پس از بررسی فرایند ترجمه بینانشانه ای از منظر نشانه شناسی لایه ای و استخراج سازوکارها و عوامل مؤثر، اعتبار یافته های کیفی که به صورت هدفمند و غیرتصادفی انتخاب شده اند، به کمک مجموعه ای از نمونه نگاره های منتخبِ مکتب تبریز صفوی، ارزیابی شد. نتایج این پژوهش نشان داد که در ترجمه بینانشانه ای متون ادبی به نگاره های مکتب تبریز، چهار فرایند کلی تکرار، بازآفرینی، نوآفرینی و حذف نقش دارند. همچنین، عوامل مؤثر بر این فرایند عبارت اند از: داستان محور بودن متن ادبی، خلاقیت و دانش شناختی هنرمند، تغییرات و محدودیت های رسانه و روابط بینامتنی میان متون اثرگذار بر فرایند دگردیسی نظام های نشانه ای در مکتب نگارگری تبریز صفوی.
۵۲۳.

تحلیل مفصل بندی معماری مساجد قدیمی در فضای گفتمانی هنر اسلامی بر اساس نظریۀ تحلیل گفتمان ارنستو لاکلا و شنتال موف(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۵۰
بیان مسئله: این پزوهش با طرح مسئله مفصل بندی معماری مساجد قدیمی در فضای گفتمانی هنر اسلامی نوشته شده است. در فضای گفتمانی هنر اسلامی، معماری یکی از نظام های نشانه ای محوری است که از ابعاد مختلف نقش نشانه ای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را ایفا می کند. اما هنگامی که بحث معماری اسلامی، معماری سنتی، ایرانی و... مطرح می شود این نظام نشانه ای واجد ویژگی های گفتمانی می شود. پس معماری اسلامی در قالب بناهای مذهبی که کارکردهای اجتماعی - دینی هم دارد، مجدداً به واسطه نشانه ها و در فرایند رقابت بین گفتمانی مفصل بندی می شود.هدف پژوهش: هدف این پژوهش تبیین سازوکارهای مفصل بندی معماری اسلامی در فضای گفتمانی هنر اسلامی است که نقش ها و کارکردهای گفتمانی معماری مساجد قدیم را روشن می سازد. روش پژوهش: این پژوهش از نوع تحقیقات کیفی است و با روش تحلیل گفتمان نوشته شده است و در صدد پاسخ به این پرسش است که آیا رابطه ای بین ساختار و مفصل بندی معماری مساجد قدیم با گفتمان قدرت و دین وجود دارد؟ نتیجه گیری: یافته ها و نتایج اصلی پژوهش نشان می دهد در فضای گفتمانی هنر اسلامی، معماری پیوسته در بستر تغییرات ساختار اجتماعی و فرهنگی ناشی از گفتمان قدرت، دچار دگرگونی های متعددی بوده است چنانکه تغییر کارکردهای اجتماعی مساجد امروز در قیاس با ساختار معماری مساجد دوره های قدیم، متحول شده اند.
۵۲۴.

ابعاد مؤثر بر ارتقای کیفیت زندگی فضای باز دانشگاهی از دیدگاه متخصصان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۲۴
دانشگاه های سراسر جهان با هدف افزایش دانشجو و تکامل ساختارهای آموزشی خود، در حال رقابت برای ارائه ی محیط های یادگیری و تحقیقاتی جذاب می باشند و در این رقابت، فضاهای باز از توجه کمتری برخوردار هستند. حضور در محیط های بسته دانشگاهی منجر به خستگی ذهن، حواس پرتی، بی حوصلگی، خطای ذهنی و کاهش کارایی می شود. زمانی که نیازها و آرزوهای دانشجویان در بستر فرهنگی دانشگاه پاسخ داده شود منجر به افزایش کیفیت زندگی در آن محیط می شود و امکان فعالیت های اجتماعی، آموزشی و تفریحی را فراهم و برای دانشجویان محیط بهتری از لحاظ کیفیت زندگی زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی ایجاد می کند. هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد تاثیرگذار بر کیفیت زندگی فضای باز دانشگاهی از دیدگاه متخصصان می باشد. پژوهش به صورت پیمایشی و با استفاده از روش دلفی انجام شده است. پس از مرور محتوایی پیشینه پژوهش، در مرحله اول روش دلفی مصاحبه باز پاسخ با جامعه آماری27 نفر از متخصصان و به روش نمونه گیری گلوله برفی تا حد اشباع نظری پیش رفت. سپس با کمک تکنیک کدگذاری باز و محوری و جدول هدف و محتوا، پرسش نامه محقق ساخت تهیه و توسط متخصصان در دو مرحله تکمیل گردید؛ در نهایت نتایج به روش تحلیل عامل Q در نرم افزار SPSS استخراج شد. نتایج حاصل نشان داد که از نظر متخصصان به ترتیب اهمیت، 5 بعد کالبدی، آسایش محیطی، عملک ردی – فعالیت ی، اجتماع پذیری و معنایی – ادراکی با افزایش رفاه و کیفیت زندگی در فضای باز دانشگاهی و با ایجاد یک محیط ایده آل، تعامل بین افراد را افزایش می دهند و فرصت هایی برای فعالیت های ضروری، اجتماعی، آموزشی و تفریحی برای افراد ایجاد می کنند و به شکل گیری حس اجتماع، دلبستگی به مکان، حس امنیت و سلامت روانی و جسمانی کمک می کنند.
۵۲۵.

رد پای جنگ جهانی اول در پل کهنه (پل قره سو)، کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۴
کرمانشاه در طول جنگ جهانی اول (1914-1918م.) به دلیل موقعیت استراتژیک صحنه درگیری های متناوب بین نیروهای عثمانی، روسیه و بریتانیا بود؛ این شهر چندین بار اشغال، تخلیه و بمباران شد که خسارت جانی و فرهنگی سنگینی برجای گذاشت. پل کهنه (پل قره سو) یکی از پل های تاریخی کرمانشاه است که در جنوب شرقی این شهر قرار دارد. پایه های سنگی آن متعلق به دوره ساسانی بوده و شواهدی از مرمت های دوره سلجوقی نیز در پل مشاهده می شود. با این حال، بیشترین بخش های برجا مانده از پل مربوط به دوره صفوی است و به همین دلیل، ساخت آن را به «شیخ علی خان زنگنه» وزیر «شاه عباس صفوی» نسبت می دهند. در جنگ جهانی اول، هنگامی که قوای روس از شرق کرمانشاه پیش رَوی می کردند، نیروهای ملی ایران همراه با نیروهای عثمانی برای کُند کردن حرکت آن ها دو چشمه از پل را با دینامیت منفجر کردند. اسناد کتابخانه ملی که برای نخستین بار در این پژوهش بررسی شده اند، به روشنی تخریب این دو دهانه و گزارش تعمیرات اضطراری پل را نشان می دهند. این اسناد که بین سال های ۱۲۹۶ تا ۱۳۳۶ه .ش. تنظیم شده اند، شامل مکاتبات اداری، برآوردهای مالی و گزارش های کارشناسی برای مرمت پل پس از جنگ هستند و اهمیت پل را در عبور کاروان ها و دریافت عایدات نواقل بازگو می کنند. داده های کتابخانه ای نیز وقوع انفجار و انهدام پل را تأیید کرده و نشان می دهند که درگیری ها در نزدیکی کوره های آجرپزی ساحل رودخانه رخ داده و توپخانه روس ها این محدوده را هدف قرار داده است. مرمت های متعدد پل بین سال های ۱۳۴۷ تا ۱۳۸۳ه .ش. نیز مؤید آن است که آسیب های ناشی از انفجار، موجب فرسودگی پی درپی تاق ها شده و به بازسازی کامل چشمه های تخریب شده انجامیده است. انتشار این اسناد مغفول مانده، گذشته تاریخی پل را روشن تر کرده و می تواند در بازنگری حریم حفاظتی پل کهنه و ثبت بخش هایی از پیرامون آن مانند کوره های آجرپزی، نقش مؤثری داشته باشد.
۵۲۶.

جستاری بر سیر تحول سازمان فضایی شهر تاریخی شوشتر(از ورود اسلام تا پیش از دوره صفویه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۱۱۳
بیان مسئله: شهر تار یخی شوشتر، پیش از دوره اسلامی تحت تأثیر آب شکل گرفته است و رودخانه به عنوان بستر طبیعی بر تکوین ارزش های مذهبی، اقتصاد، سیاست، نیازها و فعالیت های زیستی تأثیرگذار بوده اما این شهر متأثر از ورود اسلام و آیین های دینی-مذهبی دستخوش تغییراتی شده است. این پژوهش به دنبال بررسی چگونگی اثرگذاری عنصر طبیعی آب و رودخانه، عناصر انسان ساخت شهری، فعالیت های انسانی مانند کشاورزی و فعالیت های مرتبط با آب در پیوند با تاریخ بر سازمان فضایی این شهر است. هدف پژوهش: هدف پژوهش، بررسی عوامل و مؤلفه های سازنده سازمان فضایی شهر از ورود اسلام تا پیش از دوره صفویه است تا تصویری از سازمان و نظم درونی آن به دست آید. روش پژوهش: این پژوهش، با روش تاریخی- تفسیری و تکیه بر مطالعه اسناد، مدارک و مستندات تاریخی، به جست وجو در حوادث، اتفاقات و شرایط اثرگذار در شوشتر دوره اسلامی تا پیش از عهد صفویه پرداخته و با روایت و تفسیر تاریخ، سازمان فضایی این دوره تاریخی را به تصویر کشیده است. سپس، به شیوه مصاحبه با صاحب نظران این حوزه، یافته ها و مشاهدات میدانی را راست آزمایی کرده است. نتیجه گیری: جمع بندی پژوهش نشان می دهد، آب همچنان عامل محدودکننده، شکل دهنده و تقویت کننده سازمان فضایی شهر است. برخلاف شهر پیش از دوره اسلامی که ارزش های مذهبی و عقاید سبب گسست در بخش مردم نشین شد، در دوره اسلامی اگر چه مسجد جامع ابتداً با فاصله از بخش مردم نشین قرار گرفت اما به مرور زمان یکپاچگی به همراه داشت و نه تنها بخش مردم نشین بلکه مرکز اقتصادی شهر نیز از هسته نیایشی- مذهبی تبعیت کرد. این شهر به دلیل حاکم نشینی و توجه نظام سیاسی- حکومتی و اولویت یافتن ارزش های دینی تحت تأثیر بستر طبیعی، نیازها و فعالیت های زیستی متفاوتی با دوره پیش از اسلام را تجربه می کند.
۵۲۷.

ارزیابی ادراک بصری در چارچوب شهر حس پذیر با کاربست هوش مصنوعی: بررسی موردی فضاهای شهری مجموعه زندیه شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۱۰۱
ادراک بصری، نقش محوری در تجربه و رفتار افراد در فضای شهری ایفاء می کند. کاربست چارچوب های ترکیبی که برداشت های میدانی حسی را با ابزارهای محاسباتی پیوند دهد، سبب ارائه راهکارهای هدفمند طراحی شهری می شود. پژوهش حاضر با هدف توسعه و آزمون چارچوبی برای «ارزیابی ادراک بصری در چارچوب شهر حس پذیر» و استخراج شاخص هایی جهت سنجش تجربه بصری افراد در فضاهای شهری؛ ارزیابی بصری و عملکردی فضاهای مجموعه زندیه شیراز به عنوان مطالعه موردی و بررسی کاربردهای هوش مصنوعی در سنجش و هدایت مداخلات طراحی شهری است. پژوهش از نوع ترکیبی کیفی و کمی است و داده ها از طریق برداشت میدانی و حس گردی، ابزارهای هوش مصنوعی و پردازش تصویری و مصاحبه های عمیق گردآوری شده اند. برای تحلیل کمی از پردازش تصویر و استخراج ویژگی های بصری با استفاده از الگوریتم های هوش مصنوعی و پردازش تصویر با استفاده از کد پایتون و روش های آماری برای مقایسه نواحی (A–E) بهره گرفته شده است. در مصاحبه های عمیق صورت گرفته (۳۳ مصاحبه شونده) داده ها به وسیله کد صوت به متن، به صورت نوشتار درآمد و سپس با نرم افزار اطلس تی آی، گروه بندی و کدگذاری و برای ارزیابی، تبیین معنا و اولویت های شهروندان تحلیل شدند. نتایج نشان می دهد که نواحی مطالعه شده در کیفیت ادراک بصری تفاوت معناداری دارند که در ارتباط مستقیم با مؤلفه های برآوردشدهاند. کاربرد الگوریتم های پردازش تصویر قادر به استخراج شاخص های ساختاری و مکانمند شد و تلفیق آن با برداشت های میدانی و نتایج حاصل از مصاحبه های عمیق، دقت تحلیل را افزایش داد. براین اساس، مداخلات طراحی پیشنهادی برای ارتقای تجربه بینایی در فضاهای تاریخی پیشنهاد شد.
۵۲۹.

تحلیل تطبیقی نقش زیرساخت های آبی سنتی در توسعۀ مکان محور (موردپژوهی: قمش دزفول و مادی اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۰۴
آب، به عنوان اساسی ترین نیاز بشری و عنصر حیاتی زندگی، همواره نخستین دغدغه انسان در ایجاد سکونتگاه های دائم یا موقت بوده است. شبکه های آبرسانی نیز از نخستین زیرساخت های شهری محسوب می شوند که نقشی اساسی در انتقال حیات به محیط های انسانی ایفا کرده اند. زیرساخت های آبی سنتی در شهرهای تاریخی ایران، فراتر از نقش عملکردی در تأمین آب، در شکل دهی به ساختار فضایی، تقویت هویت مکانی و تسهیل تعاملات اجتماعی مؤثر بوده اند. با این حال، در جریان تحولات کالبدی معاصر و گسست از بسترهای بومی، نقش این نظام ها به حاشیه رفته است. این پژوهش با تمرکز بر بازشناسی ظرفیت های کالبدی، کارکردی و معنایی زیرساخت های آبی سنتی، به بررسی جایگاه این زیرساخت ها به عنوان عناصر هویت بخش در سازمان فضایی شهر پرداخته و از طریق تحلیل تطبیقی دو نمونه برجسته، قمش های دزفول و مادی های اصفهان، تلاش دارد اهمیت آن ها را تقویت توسعه مکان محور شهری تبیین نماید. رویکرد این نوشتار کیفی بوده، پژوهش از طریق تحلیل مضمون داده های میدانی و اسنادی، سه بُعد کالبدی، کارکردی و معنایی را بررسی کرده و یک مدل مفهومی برای تبیین پیوند میان زیرساخت های بومی و توسعه شهری ارائه می دهد. نمونه های مورد مطالعه شامل قمش های زیرزمینی دزفول و مادی های سطحی اصفهان است که در چهار مرحله شامل استخراج مؤلفه های نظری، تحلیل منابع تاریخی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ساکنان و متخصصان و مشاهدات میدانی مورد بررسی تطبیقی قرار گرفته اند. در این راستا، یافته ها نشان می دهد که علیرغم تفاوت های کالبدی ناشی از شرایط اقلیمی، هر دو نظام زیرساختی به عنوان ساختارهایی چندمنظوره در سازمان یابی فضا، تولید معنا و حافظه جمعی نقش آفرین بوده اند. پژوهش بر این نکته تأکید دارد که بازآفرینی خلاقانه این زیرساخت ها می تواند نه تنها در تاب آوری اقلیمی و مدیریت پایدار منابع آب مؤثر باشد، بلکه بستر مناسبی برای تقویت حس مکان، انسجام اجتماعی و توسعه پایدار شهری فراهم آورد.
۵۳۰.

نقش مجموعۀ آرامگاهی شاه نعمت الله ولی در توسعۀ حیات شهری ماهان از دورۀ آل بویه تا قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۸۷
آرامگاه شاه نعمت الله ولی، از شاهکارهای معماری عصر تیموری به شمار می رود که روند ساخت آن در گذر سده ها تا دوره پهلوی تداوم یافته است. این بنای شکوهمند، نه تنها نمادی از هنر ایرانی اسلامی است، بلکه هویت مذهبی و فرهنگی شهر ماهان را نیز در خود جای داده است. این مجموعه از قسمت های مختلفی چون: رواق ها، صحن ها، حمام، آب انبار، کاروانسرا و کتابخانه تشکیل شده و به یکی از شاخص های هنر و معماری ماهان تبدیل شده است. براساس منابع مکتوب و گمانه زنی های انجام شده در محوطه لنگر واقع در فاصله ۴ کیلومتری ماهان شواهدی به دست آمده که نشان می دهد سکونت در این منطقه دست کم به دوره آل بویه بازمی گردد؛ هرچند داده های باستان شناختی حاکی از آن است که این منطقه در آن مقطع تاریخی از رونق اقتصادی و جمعیتی چشم گیری برخوردار نبوده، با روی کار آمدن شاه نعمت الله ولی در عصر تیموری، ماهان حیاتی تازه یافت. این پژوهش می کوشد علاوه بر بررسی مباحث تاریخی در مجموعه شاه نعمت الله ولی به جایگاه و تعامل این آرامگاه با شهرسازی ماهان از دوران آل بویه تا قاجار بپردازد. روش پژوهش در این جستار تحلیلی-تاریخی است و جمع آوری اطلاعات ازطریق مطالعات کتابخانه ای چون استفاده از منابع مکتوب تاریخی، کتب، مقالات، پایان نامه ها و تحقیقات میدانی چون مشاهدات مستقیم و تصویربرداری از بنا و محوطه صورت گرفته است. این پژوهش درصدد پاسخ گویی به این پرسش است که آرامگاه شاه نعمت الله ولی چگونه بر سازمان دهی و ساختار شهر ماهان مؤثر است؟ نتایج پژوهش نشان می دهد علاوه بر مسئله آب به عنوان یک عنصر حیاتی، وجود مقبره شاه نعمت الله ولی و نفوذ ایشان در دستگاه سیاسی کشور و تردد امیران، حاکمان و مریدان به ماهان و موقعیت استراتژیک این منطقه در همسایگی کرمان، این شهر را به حلقه ای حیاتی در نظام خدمت رسانی به دارالملک تبدیل کرده و بخش زیادی از نیازهای ساکنان کرمان را فراهم می کرد؛ درنتیجه، این رفت وآمدها و به تدریج از دوره قاجاریه، شهر از مرکز به جنوب و به صورت متحدالمرکز حول این آرامگاه مقدس گسترش یافت.
۵۳۱.

تأثیر عوامل کالبدی برسرزندگی فضای عمومی در بازار قیصریه: مطالعه ای با رویکرد لاندری در اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۱۱۲
سرزندگی شهری یکی از شاخص های کلیدی کیفیت فضاهای عمومی است که نقش مهمی در تجربه و رضایت شهروندان دارد. بااین حال، در بسیاری از بازارهای سنتی، عوامل کالبدی مؤثر بر سرزندگی به طور نظام مند شناسایی نشده و این امر خلأی پژوهشی ایجاد کرده است. هدف تحقیق حاضر شناسایی و رتبه بندی این عوامل در بازار قیصریه اصفهان بر اساس رویکرد لاندری است. روش پژوهش کمی بوده و داده ها از طریق پرسشنامه مبتنی بر مقیاس لیکرت گردآوری شد. پرسشنامه میان شهروندان و بازدیدکنندگان توزیع و نتایج با نرم افزار SPSS تحلیل گردید. یافته ها نشان داد که شاخص های «خوانایی» و «امنیت» بیشترین نقش را در ارتقای سرزندگی بازار دارند. خوانایی شامل وضوح طراحی، دسترسی پذیری و قابلیت جهت یابی و امنیت مبتنی بر نظارت اجتماعی و احساس ایمنی محیطی است. نتیجه گیری آن است که تقویت این دو عامل می تواند به طور معنادار پویایی و جذابیت بازارهای سنتی را افزایش داده و سرزندگی شهری را ارتقا بخشد.
۵۳۲.

بررسی مؤلفه های محیطی مؤثر بر سلامت در معماری داخلی دانشکدۀ معماری (نمونۀ موردی: دانشگاه فلوریدا، دانشگاه فناوری و طراحی سنگاپور، و دانشگاه لوس آندس)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۱۰۴
بیان مسئله: در سال های اخیر، بسیاری از فضاهای دانشگاهی به ویژه دانشکده ها، بدون توجه کافی به نیازهای فردی و اجتماعی دانشجویان، طراحی شده اند که این امر بر کیفیت محیط و درنتیجه سلامت روانی، جسمی و اجتماعی دانشجویان تأثیر منفی گذاشته است. در دانشکده های معماری، با توجه به زمان طولانی حضور دانشجویان، محیط بیشتر بر آن ها تأثیر می گذارد. به همین دلیل، طراحی مناسب محیط های دانشگاهی می تواند به فضایی برای رشد، یادگیری و تعامل تبدیل شود و سلامت دانشجویان را تقویت کند . در این راستا ضروری است که معماران و طراحان فضاهای دانشگاهی، مؤلفه های محیطی مؤثر بر سلامت دانشجویان را بشناسند و با استانداردهای جهانی مقایسه کنند تا طراحی بر پایه سلامت را در این فضاها به کار گیرند. هدف پژوهش: هدف اصلی پژوهش، شناسایی و تحلیل مؤلفه های محیطی مؤثر بر سلامت در معماری داخلی دانشکده های معماری است و هدف فرعی پژوهش، بررسی تأثیر هر یک از این مؤلفه ها بر سلامت دانشجویان در نمونه های موردی (دانشگاه فلوریدا، دانشگاه فناوری و طراحی سنگاپور و دانشگاه لوس آندس) است. سؤال پژوهش: جهت دستیابی به این اهداف سؤالات زیر مطرح می شوند: هر یک از مؤلفه های محیطی چه تأثیری بر سلامت می گذارند؟ نحوه عملکرد مؤلفه های محیطی مؤثر بر سلامت، در نمونه های موردی به چه صورت است؟ روش پژوهش: با توجه به هدف تحقیق، این پژوهش از نوع کیفی و کاربردی است. در ابتدا، با استفاده از روش مطالعات کتابخانه ای- اسنادی، مؤلفه های محیطی و ابعاد سلامت استخراج و مدل مفهومی ارائه شده است. سپس، نتایج به دست آمده در نمونه های موردی تحلیل و نتایج آن در قالب جدول ارائه گردیده است. نتایج پژوهش: نتایج پژوهش نشان می دهد که 12 مؤلفه محیطی شامل: نور، دما، سروصدا، بو، گیاه، رنگ، مبلمان، تناسبات و مقیاس، مشارکت و تعامل، امنیت، حریم و قلمرو و انسجام و یکپارچگی تأثیرات قابل توجهی بر سلامت جسمی، روانی و اجتماعی دانشجویان دارند.
۵۳۳.

خوانش منظرین بازارهای شهری در پیوند با رودخانه ها (نمونه موردی شهر دزفول و شوش)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۲۶
 در شهرهای رودخانه ای، فضاهای شهری مانند بازارها اغلب از نقش کالبدی و اقتصادی خود فراتر می روند و به مکان های معناداری تبدیل می شوند که تحت تأثیر محیط طبیعی و تجربیات زیسته کاربران شکل گرفته اند. بااین حال، سازوکارهای خاصی که از طریق آنها رودخانه ها بر ابعاد فضایی، عملکردی و معنایی بازارها تأثیر می گذارند و پیامدهای آن بر ساختارهای اجتماعی و فرهنگی، هنوز به طور کامل بررسی نشده اند. این مطالعه با هدف تحلیل ویژگی های مکان محور بازارهای دزفول و شوش، که در مجاورت رودخانه های دز و شاوور قرار دارند، انجام شده است تا چگونگی تعامل این بازارها با رودخانه ها و نقش آن در شکل دهی به هویت اجتماعی-فرهنگی و فضایی آن ها را بررسی کند. با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، این پژوهش مشاهدات میدانی، اسناد تاریخی و داده های جغرافیایی را تلفیق کرده است تا عوامل فضایی، عملکردی و معنایی بازارها را شناسایی کند. تحلیل انجام شده بر رابطه این بازارها با رودخانه ها و نقش آنها در شکل دهی به پویایی اجتماعی و معانی فرهنگی تمرکز دارد. یافته ها نشان می دهد که در دزفول، بازار با ساختار تاریخی و معماری بومی خود به فضایی پویا با کارکردهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تبدیل شده که پیوندی عمیق با رودخانه دز دارد. در شوش، مجاورت بازار با رودخانه شاوور و آرامگاه دانیال نبی به آن هویتی مذهبی-تجاری بخشیده و نقش آن را فراتر از یک فضای خرید صرف در بافت شهری ارتقا داده است. در هر دو شهر، رودخانه ها نه به عنوان عناصر طبیعی صرف، بلکه به عنوان عوامل فعال در فرایند معنا آفرینی، شکل دهی به تجربه فضایی و تثبیت هویت بازارها عمل کرده اند. این مطالعه بر اهمیت درک بازار به عنوان یک «مکان» تأکید می کند؛ فضایی مملو از سرزندگی اجتماعی و هویت فرهنگی که از طریق پیوند با رودخانه، نقش حیاتی در اتصال مردم به شهر ایفا می کند.
۵۳۴.

توسعه و منظر راه (نقش توسعه بر تغییرات منظر راه، مورد مطالعه: شهر نطنز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۲۶
راه ها به عنوان یکی از عناصر اصلی ساختار منظر شهری، نقشی بنیادین در ادراک فضا، هویت شهری و کیفیت زندگی شهروندان ایفا می کنند. با این حال، توسعه های معاصر شهری در بسیاری از شهرهای ایران، از جمله نطنز، اغلب با نادیده گرفتن رویکرد کل نگر، منجر به تغییرات کالبدی و معنایی قابل توجهی در ساختار شهر شده اند. این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر اقدامات توسعه ای راه ها بر منظر شهر نطنز، بر اساس سه مقیاس کلان (شبکه راه های بین شهری)، میانی (خیابان ها و محورهای اصلی) و خُرد (کوچه ها و مسیرهای محلی) انجام شده است. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی است و با اتکا به مطالعات اسنادی، تحلیل تطبیقی متون و مشاهده میدانی، تغییرات منظرین شهر در گذر زمان بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد که طرح های توسعه ای اخیر در نطنز، به ویژه احداث بلوارهای عریض و تعریض معابر، سبب گسست در پیوند تاریخی و فرهنگی شهر با شبکه راه های سنتی شده و از انسجام فضایی، هویت تاریخی و مفهوم باغشهری کاسته است. در سطح خُرد نیز، کوچه ها و مسیرهای ارگانیک تاریخی جای خود را به الگوهای هندسی و یکنواخت داده اند که موجب کاهش خوانایی، حس مکان و تعاملات اجتماعی گردیده است. در مجموع، نتایج حاکی از آن است که توسعه راه ها در نطنز، به رغم تسهیل جابه جایی، به گسست های کالبدی، بصری و ادراکی منجر شده است. پژوهش تأکید می کند که حفظ منظر راه ها به عنوان بخشی از میراث فرهنگی و هویت شهر، مستلزم نهادینه کردن رویکردی کل نگر در برنامه ریزی و طراحی شهری است.
۵۳۵.

تحلیل تطبیقی استعاره کلاسیک: از محاکات ارسطویی تا نظریۀ تخیّل در اندیشه ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۲۹
چیستی و تعریف استعاره، همواره از مساِئل مهم در حوزه فلسفه ادبیات بوده است. ارسطو نخستین اندیشمندی است که در دو اثر ارزشمند خود، بوطیقا «فنّ شعر» و ریطورریقا «فنّ خطابه»، استعاره را از شیوه های متعارف زبان متمایز می کند و آن را از انواع محاکات برمی شمارد. وی پیوندی عمیق میان استعاره، لذّت و تخیّل برقرار می کند و در فنّ خطابه استفاده از استعاره را منجر به ایجاد لذّت در مخاطب می داند؛ بدین ترتیب که شنونده را به مشاهده امور وا می دارد. ابن سینا نیز با الهام از دیدگاه های ارسطو در فنّ شعر، نظریه شعری خود را ارائه داده است. او تحقّق شعر را در گرو اجتماع وزن و سخن مخیّل می داند با این تفاوت که سادگی کلام را اصل شمرده و استعاره های لطیف و غیر بعید را منشأ لذّت تلقی می کند. از منظر ارسطو، استعاره فاقد اعتبار معرفتی و صرفاً واجد ارزش زیبایی شناختی ست؛ دیدگاهی که ابن سینا نیز در پیوند استعاره با تخیّل برآن تأکید دارد. بااین حال، در ترکیب قیاس استعاری، استعاره می تواند کارکرد معرفت شناسانه بیابد. مقاله حاضر، با رویکردی توصیفی- تحلیلی در پی آن است تا ضمن معرفی چیستی و تعریف شعر از دیدگاه ابن سینا، دیدگا ه های او درباره شعر و محاکات را بررسی کرده، تعبیرات وی در باب اجزای سخن را تحلیل کند، میزان تطبیق و نزدیکی آرای او به نگره استعاری ارسطو را نشان دهد و جایگاه معرفتی استعاره در نسبت با حقیقت را در اندیشه این دو متفکّر روشن سازد.
۵۳۶.

تأملی بر مدل میدان های هنری پیر بوردیو و تطبیق آن با سیر تحول عکاسی در جهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۷۱
پیر بوردیو در نظریه میدان های هنری خود از دو قطب مستقل و وابسته صحبت می کند. قطب مستقل بر ویژگی های منحصربه فرد و ناب اثر هنری تأکید دارد و قطب وابسته بر ارزش های مادی و دیدگاه های عامه پسند و عوامل خارجی تکیه دارد. قطب وابسته به روحیات طبقه بالای جامعه نزدیک است و خود به دو بخش دیگر که بورژوازی و صنعتی باشد تقسیم می شوند. در قطب وابسته بورژوازی شاهد رویکردهای هنری مآبانه از سوی هنرمند هستیم. هر   چند که سویه های مادی و عامیانه نیز در نظر گرفته شده است. اما در بخش صنعتی تنها چیزی که اهمیت دارد صرفاً بحث اقتصادی و جلب نظر مخاطب به هر شکل ممکن است. این اثر با   توجه   به گردش حالات اجتماع به یک سمت می تواند در برهه های مختلف تغییر و بسته به سلیقه مردم فرق کند. بنابراین پدیدآورنده اثر باید خودش را با آنچه جامعه می پسندد به روز کرده، اثری باب میل آنان به وجود آورد و به هر ترفندی دست بزند. عکاسی نیز در طول تاریخ خود   نزدیک به دو قرن   فرایندهای فنی و مضمون های مختلفی را اعم از سبک و ژانر را به خود دیده است. عکاسی در هر شرایطی با مخاطب سر و کار داشته است و این به خاطر ماهیت واقع گرایی، ارزان بودن، در دسترس بودن و نیز از سویی دیگر خوانش راحت معنای آن است. در تاریخ عکاسی، مولف و مخاطب دو قطب متقابل هم بودند که بر روی همدیگر همواره تأثیر گذارده اند. در نظریه میدان های هنری بوردیو، مخاطبان از لحاظ قطب وابستگی و مؤلفان از لحاظ قطب مستقل تأثیرگذار بوده اند. هدف این مقاله تطبیق نظریه میدان های هنری بوردیو با سیر تاریخی عکاسی است تا به این پرسش پاسخ دهد که چگونه سویه های تاریخی عکاسی با نظریه میدان های هنری بوردیو قابل تطبیق است. مقاله حاضر از رویکردی تطبیقی بهره می برد و از نظر هدف بنیادی     نظری بوده و از نظر روش توصیفی     تحلیلی به شمار می رود. همچنین اطلاعات از منابع کتابخانه ای و تارنماهای گوناگون گردآوری شده و نهایتاً با رویکردی کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج تحقیق بیانگر انطباق و کارایی نظریه میدان های هنری بوردیو با سیر تحولات تاریخ عکاسی جهان است.
۵۳۷.

بررسی و تحلیل اثربخشی نقش هنر در حفظ آرامش و ایجاد نشاط شهروندان در بحران های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۵۴
بیان مسئله: شیوع بیماری کووید ١٩ یکی از مهم ترین بحران های اجتماعی مخرب سده اخیر در جهان است که حیات بشر را در همه ابعادش تحت تاثیر قرار داده و پیامدهای بیشماری در جوامع مختلف بر جا گذاشته است. این پیامدها نه تنها به واسطه مخاطره انداختن سلامت و حیات جسمانی انسان، بلکه به سبب اجرای سیاست هایی همچون فاصله گذاری های گسترده اجتماعی، قرنطینه های اجباری و ترک زندگی اجتماعی موجی از آسیب های منفی روحی و روانی مانند ترس، استرس، اضطراب تنهایی را در میان شهروندان جهان ایجاد نمود. این شرایط انزوا بیش از هر زمان دیگر نیاز به آرامش و دستیابی به نشاط و انگیزه زیستن را بطور بی سابقه ای در میان جوامع بشری مورد تاکید قرار داد. هدف: این پژوهش به معرفی مولفه های تاثیرگزار هنر به عنوان عاملی در بازگرداندن نشاط و آرامش به شهروندان برای گذر از بحران های سخت در جامعه همچون کووید ۱۹ می پردازد. روش: پژوهش حاضر (کمی- کیفی) و تحلیل آن از منظر هدف، کاربردی است. جمع آوری داده ها نیز از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شده است. جامعه آماری بر اساس نظریه گراندد، تعداد ۶۰ نفر از اساتید و دانشجویان دانشکده هنر به عنوان نمونه های متخصص به عملکرد هنر در زندگی انتخاب شده است. این انتخاب اهمیت جامعه آماری مطلع به کارکرد هنر برای دستیابی به نتایج دقیق را فراهم آورده است. یافته ها: شرایط زمینه ای (فضای هنری) در تعادل یافتن افراد در مواجه با بحران های سخت به همراه ذهنی آماده و به یاد آورنده به عنوان شرایط مداخله گر، کنش ها و تعاملات حاصل از اثربخشی هنر را تحت تاثیر قرار می دهد. این کنش ها حاصل اثربخشی هنر و شامل درک خود، فعالیت های شادی بخش، تحسین هنر می شود. در نهایت پیامدهای همچون تحمل اندوه و رشد را در شرایط سخت همچون بحران های سخت اجتماعی ایجاد می نمایند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد فعالیت های هنری، از دیدگاه شهروندان آشنا به عملکرد هنر، نقش مؤثری درکاهش بار روانی و مدیریت اضطراب و استرس ناشی از بحران همه گیری داشته است. این فعالیت ها با تقویت امیدواری و نشاط اجتماعی، به شهروندان کمک می نماید تا در برابر بحران های همه گیر اجتماعی، انگیزه و توان لازم برای ادامه ی زندگی تا رسیدن به راه حل مناسب را حفظ نمایند. این نتایج بر اهمیت استفاده و توسعه برنامه های هنری در طراحی شهری به عنوان راهکاری کارآمد در مقابله با پیامدهای روانی اجتماعی تاکید می کند.
۵۳۸.

ارزیابی پیامدهای قرنطینه در دوران کرونا بر تاب آوری محیط زیست شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۸۴
هدف از پژوهش حاضر ارزیابی اثرات دوران قرنطینه کرونا بر تاب آوری شهر یزد بر اساس اصول و راهبردهای شهرهای تاب آور است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی از طریق جمع آوری داده ها به روش میدانی و با استفاده از پرسشنامه (384 عدد) انجام گرفت. پرسشنامه بر اساس سه متغیر اصلی شامل (اجتماعی، اکولوژیکی، زیرساخت و خدمات شهری) و هفت مؤلفه شامل (قانون مداری، رضایت مندی نسبت به شرایط و قوانین و امکانات، الگوی مصرف، فضاهای سبز، حمل ونقل، زیرساخت های دیجیتال، مدیریت پسماند و خدمات بهداشتی) تنظیم شد. جامعه آماری شامل شهروندان ساکن در مناطق پنج گانه شهر یزد می باشد و نمونه ها به صورت تصادفی بر اساس نسبت جمعیت هر منطقه انتخاب شدند. برای تحلیل داده های آماری به دلیل غیرنرمال بودن از آزمون های ناپارامتریک کروسکال والیس و رتبه بندی فریدمن و کندال استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که مولفه قانون مداری با میانگین 41/2 و مؤلفه رضایت مندی از شرایط، قوانین و امکانات با میانگین 80/2، در دوران کرونا از تاب آوری نسبی برخوردار بوده اند. این در حالی است که مؤلفه های زیرساخت های دیجیتال، مدیریت پسماند و خدمات بهداشتی، حمل ونقل و الگوی مصرف شهروندان به ترتیب با میانگین های081/3، 20/3، 45/3 و 84/3، شرایط تاب آوری نداشته اند. مؤلفه فضای سبز نیز با میانگین 038/3، نمره آزمون تی تک نمونه 947/0 و عدم اختلاف معنی دار با میانگین متوسط، عدم تاب آور تشخیص داده شد.
۵۳۹.

باباحیدر، کانونی برجسته در مکتب قالی بافی چهارمحال و بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۲
باباحیدر، روستای دیروز و شهر امروز واقع در استان چهارمحال و بختیاری، یکی از قطب های بافت قالی و قالیچه های متنوع در گذشته بوده است که امروزه به دلایل مختلف و مؤلفه های متنوع، رونق و پویایی خویش را در حرفه و هنر بومی قالی بافی و تولید قالیچه های اصیل از دست داده و به صورت بسیار محدود و به دور از طرح های اصیل گذشته، قالی هایی به سفارش بافته می شوند. پژوهش حاضر که از وجه نظری کم-تری برخوردار بوده و استوار بر مطالعات میدانی و جستجو در پایگاه های معتبر جهانی می باشد و تصور می رود نخستین پژوهش مبسوط درباره ی قالی باباحیدر است، بر آن است تا مجموعه ای از نمونه های اصیل و بازمانده از دوران درخشان قالی بافی باباحیدر را که در گذشته بافته شده و هم اکنون در مجموعه ی معتبر نایین تِردینگ (Nain Trading) نگهداری می شوند، شناسایی و معرفی نماید. بر این مبنا، تعداد 20 تخته از طرح-های متنوع این کانون بافندگی معرفی، مطالعه و تحلیل می شوند. بنابراین، پرسش مطروحه این است که: انواع طرح های قالی باباحیدر، ابعاد فنی و زیباشناختی آن ها کدامند؟ یافته های حاکی از مطالعه ی نمونه ها شامل موارد زیر هستند: ماهیت طرح های قالی باباحیدر شکسته و نیمه شکسته و رج شمار 20 تا 30 رج با گره متقارن (ترکی) و دو پود می باشد. این قالی شامل طرح های خشتی، بیدمجنون، محرابی درختی، دو و سه حوض (ترنج)، ترنج در ترنج، کف ساده ی ترنج دار، افشان، عشایری، لچک و ترنج درختی و طرح های اقتباسی از قالیچه های ارمنی (به واسطه ی حُسن هم جواری و همسایگی) است؛ همچنین نقش مایه های نمادین درخت زندگی(سرو و کاج، بید مجنون)، گل فرنگ (گل سرخ ایرانی)، انار، بُته جقه، ترنج صلیبی، محراب، طاووس، گل های وارونه ی اقتباسی از طرح های ارمنی و اسلیمی های غریب و نامتعارف. رنگ های به کاررفته در این نمونه ها به صورت کلی شامل ترکیبی از رنگ های گرم و سرد و طیف میانه ی این دو ساحت است. این تحقیق از نوع کیفی و توسعه ای و روش انجام آن توصیفی تحلیلی بوده و شیوه ی گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای و جستجو در پایگاه های معتبر می باشد.
۵۴۰.

تحلیل نشانه شناسی فرهنگی تصویر زنان در بهشت معراج نامه میرحیدر و کمدی الهی دانته اثر گوستاو دوره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۲۳
زن در فرهنگ و هنر جایگاه ویژه ای دارد و از ادوار پیشین تا عصر حاضر منبع الهام و آفرینش بوده است. این جایگاه در متون مقدس نظیر معراج نامه ها نیز مورد توجه واقع شده است. از این معراج نامه ها می توان به کمدی الهی دانته اثر گوستاو دوره و معراج نامه میرحیدر اشاره کرد. هر دو نسخه در فضای دینی خود، زنان مختلفی را در دوزخ و بهشت به تصویر کشیده اند، که نمایانگر تفکر و نگرش ادیان و فرهنگ ایشان درباره آن هاست. پژوهش حاضر با هدف مطالعه نشانه های به کاررفته در تصویرگری زنان در بهشت، و میزان اثرگذاری نگرش ادیان در تصویرگری زنان، به مطالعه دو نسخه می پردازد. سؤالی که مطرح است، 1. جایگاه فرهنگی و دینی زنان در دو نسخه مصور معراج نامه میرحیدر و کمدی الهی دانته چگونه بازتاب یافته است؟ 2. نگارگران، زنان را در نگاره ها چگونه به تصویر کشیده اند؟ روش تحقیق از نوع کیفی و با رویکرد نشانه شناسی فرهنگی لوتمان، روش گردآوری داده ها از منابع کتابخانه ای و آنلاین و جامعه آماری نگاره های موجود در دو نسخه، با محوریت نقش زنان می باشد. یافته ها: با وجود تفاوت تصویر زنان در دو دین و دو فرهنگ، شباهت های زیادی از نظر قداست، پاکی، زیبایی و ایمان قابل رؤیت است. در معراج نامه نهایت قدسی بودن زن در اولین زن مسلمان، سمیه، تصویر شده و در کمدی الهی در حضرت مریم تجسم یافته است. در معراج نامه هنرمند با   توجه   به فضای حکومتی آن دوره، درنهایت با نشانه های موجود در جامعه و تفکر خود، به خلق نگاره ها پرداخته است. در کمدی الهی نیز با   توجه   به تأثیر دانته از فضای معراج در اسلام، درنهایت این هنرمند تصویرگر بوده که با شیوه بیان گرانه و معطوف به فرهنگ دینی خود به خلق آثار مبادرت ورزیده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان