فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۴٬۰۵۴ مورد.
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸۶
1 - 26
حوزههای تخصصی:
تجلّی عرفان و نگرش عرفانی درآثار ادبی و هنری، به این آثار عمق و شکوه بخشیده و آن ها را از لایه-های معنایی و ظرفیت دلالتی چشمگیری بهره مند ساخته است. یکی ازگونه های هنر مدرن که در جوامع و فرهنگ های گوناگون از تأثیر و تجلّی مفاهیم عرفانی دورنمانده، هنر فیلم است. مضامین و موتیف های عرفانی، کم و بیش در فیلم های بسیاری از کشورها نموددارند ولی این نمود با توجّه به نوع نگاه و مفاهیم عرفانی مورد توجّه آن جوامع، یکسان نیست. بررسی وجوه تجلی مفاهیم عرفانی در سینما، ضرورت مدّنظر در این پژوهش است. فیلم هایی را می توان عرفانی دانست که سازنده آن ها با نقشه و برنامه قبلی به درج و بازنمود مفاهیم عرفانی مبادرت کرده باشد لذا در این مقاله، وجوه و شیوه های بازتاب مفاهیم عرفانی در دو فیلم «پری» از داریوش مهرجویی و «بهار، تابستان، پاییز، زمستان... و بهار» از کیم کی داک کره ای، با روش توصیفی- تحلیلی مقایسه و تحلیل شده است. مهم ترین نتایج پژوهش از این قرار است: دو فیلم مذکور با محوریت عرفان و بر اساس نگاه باطن گرایانه به انسان و جهان تولیدشده اند. برخی از اصول و آداب عرفانی مانند: قائل بودن به باطن و ماوراء و تأثیر نیرویی غیبی بر امور عالم، ضرورت سرسپردگی به پیر، ادب، ساده-زیستی، ریاضت، ذکر و دعا، کرامت و نمادپردازی که میان عرفان اسلامی و بودیسم مشابه است دراین فیلم ها دیده می شود؛ اما تفاوت های آشکاری نیز در نوع باور و نگرش و شیوه سلوک دارند؛ مانند تناسخ و خداناباوری در فیلم کره ای.
مضامین معنوی و عرفانی در اشعار عربی و ملمّعات سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۳
199 - 220
حوزههای تخصصی:
سعدی در ادبیات عرب و در عرفان و تصوف نیز شناخته شده بود. آثار او نشان می دهد که به عارفان بزرگ ارادت داشته و بسیاری از گفته های آن ها را نقل کرده است و خود سیر و سلوکی داشته که اغلب غزل های او را عرفانی نموده و اصطلاحات صوفیانه را فراوان به کاربرده است. این آموزگار اخلاق در اشعار عربی و ملمعات خود که ابیات و مصراع های عربی را آورده است، به امور معنوی و عرفانی می پردازد که کمتر موردتوجه قرارگرفته اند. در این مقاله آن موارد تحلیل شده است. این تحقیق از روش کتابخانه ای و شیوه تحلیل منطقی و مستند به منابع اصلی بهره جسته و با استنتاج از یافته های پژوهش، نشان می دهد که سعدی در اشعار عربی خود نیز همان فلسفه عشق و اخلاق مداری را آموزش می دهد و صوفی کامل نیست بلکه اندیشه های صوفیانه را در جهت اهداف انسانی و اخلاقی استفاده می کند.
مبانی عرفان و تصوف در قطعات انوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
219 - 240
حوزههای تخصصی:
اگرچه اکثر صاحب نظران معتقدند که میان انوری و تصوف کوچکترین رابطه ای نیست، اما تأثیر عام تصوف در عصر انوری از سویی و بررسی دقیق اشعار وی از دیگرسو نشان می دهد که وی نه تنها درغزلیات خود بلکه در برخی رباعیاتش چهره ای عارفانه از خود به نمایش گذاشته است، در قطعات نیز که درون مایه غالب آن ها مدح و هجو و هزل است، این بهره گیری از نمادها و نشانه های عرفان و تصوف مشهود است. با این که روایی مضامین صوفیانه یا عارفانه دراشعار انوری لزوماً گواه بر گرایش عارفانه و تصدیق مبانی تصوف و عرفان نیست و شعرهای قلندری و صوفیانه اش محصول تحولی در زندگی او نبوده اما به یقین نمی توان تسلط وی برعلوم دینی وتأثیرپذیری اش از اندیشه ها و مبانی عرفانی را انکارکرد. با تأمل و تعمق در مضامین قطعات انوری این نتیجه حاصل شد که کاربرد اصطلاحات و رموز صوفیانه و اندیشه ها و مضامین عرفانی در این بخش از سروده های وی کاملاً مشهود است و این امر ما را بر آن داشت تا در پژوهش حاضر قطعات او را از این منظر بنگریم و میزان تأثیرپذیری او را از مسأله فراگیر عرفان و تصوف با دقت بیشتری نشان دهیم. کلیدواژه ها: عرفان و تصوف، انوری، قطعات.
نمادهای عرفانی در حورائیه (شرح رباعی ابوسعید ابوالخیر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸۶
327 - 348
حوزههای تخصصی:
«شعر درمانی» در ادبیات فارسی از یک رباعی ابوسعید ابوالخیر (متوفی 440ش.) آغاز می گردد که یک بیمار را شفا داد و قرن های متمادی به دنبال شفابخشی آن بودندو حتی امیرالامراء جلال الدین بایزید از خواجه عبیدالله احرار (متوفی 895ش) درخواست می کند آن رباعی را تفسیر و گزارش دهد. احرار شرح عرفانی حوارئیه را می نگارد و رمز را در شش نماد عرفانی (حورا، نگار، رضوان، خال سیاه، ابدال و مصحف) جستجو می کند. دوازده شرح دیگر براین رباعی در قرون دیگر حکایت از اهمیت آن دارد در این مقاله دلیل شفا بخشی رباعی از دیدگاه احرار بررسی می گردد و شش نماد مربوطه معرفی می شوند با روش تحلیل توصیفی و با استناد به منابه دست اول کتابخانه ای به تحلیل این شرح و نمادهای آن پرداخته و یکی از نمونه های تأثیر شعر در حوزه شفا بخشی را ارائه می دهد. چنین نتیجه ای به دست می آید که شرح این نمادها با دیدگاهی معتدل و شریعت محور انجام شده است دلیل آن تقاضای شخصیت های غیر عارفت برای شرح است و شارح تلاش نموده تا با استناد به آیات و روایات و متناسب درک درخواست کنندگان دلیل این درمانگری را توضیح دهد.
مفهوم و کارکرد شخینا و سکینه درمسئله ازدواج در قرآن و تلمود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادیان و عرفان تطبیقی دوره ۹ بهار و تابستان ۱۱۴۰۴ شماره ۱
241 - 263
حوزههای تخصصی:
شخینا (שְׁכִינָה)، واژه ای عبری از ریشه «شخُن» (שכן) به معنای سکونت کردن، ساکن شدن، قرار یافتن و ایستادن است که به مفهوم سکونت و حضور در یک مکان خاص اشاره دارد و در سنت دینی یهود، به معنای حضور خداوند (یهوه) و پیامدهای مربوط به این حضور است. از سوی دیگر، سکینه اصطلاح معادل شخینا در سنت اسلامی و قرآنی است. تناظر و یکسانی این دو اصطلاح، پیش از این در پژوهش های بسیاری اثبات شده است. ریشه واژه سکینه می تواند سکون یا سَکَنْ باشد: «سُکُون » به معنای ایستادن و ثابت شدن پس از حرکت است و در مورد ساکن شدن و منزل گزیدن به کار مى رود و واژه «سَکَنْ» به معنای آرامش یافتن و هر چیزى که موجب آرامش شود. بررسی دو متن دینی قرآن از اسلام و تلمود از سنت ربانی یهودیت نشان می دهد که دو مفهومِ متناظرِ شخینا و سکینه، در کانون نظریه این دو کتاب درباره خانواده قرار دارد و دیگر کارکردهای خانواده، با این مفهوم (شخینا/سکینه) معنا می یابد. شخینا و سکینه، رمز و نماد حضور الهی هستند که با دل و جان آدمی گره خورده اند و در نتیجه پیوندِ مشروع، آرامش حاصل از ازدواج را برای جسم و جان زوجین در بر دارند؛ آرامشی که برکت و رحمت برای فرد و جامعه دینی را در پی خواهند داشت. در واقع، شخینا/سکینه پس از ازدواج، در سه ساحت زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی جلوه گر می شود و به نتایجی چون فرزندآوری و تربیت نسل باایمان، ارضای نیازهای غریزی و حفظ طهارت و عفت خود، کامل شدن انسان، همراهی و تقویت توان زوجین برای دین ورزی منجر می شود.
بررسی رمان شبه عرفانی «دعوت به ماورا» از منظر نظریه یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
47 - 70
حوزههای تخصصی:
در نظریه یونگ ناخودآگاه و کهن الگوهایی چون خود، آنیما، سایه، اضداد و تولّد دوباره اهمیت ویژه ای دارد. رمان های تورج زاهدی را که اغلب عرفانی و شبه عرفانی هستند می توان بر اساس کهن الگوهای فعال در نظریه یونگ بررسی کرد؛ زیرا بیشتر رمان های زاهدی روایتی از شهودهای قهرمان داستان از عالم ناخودآگاه است. این پژوهش با روش تحلیلی- توصیفی به تبیین و واکاوی نظریات روانشناسی یونگ در رمان «دعوت به ماورا» تورج زاهدی پرداخته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که شخصیت اصلی این رمان، سیدعلی اکفیانی، در آستانه چهل سالگی به جست وجو در ناخودآگاه خویش برای دست یابی به کمال انسانی و کسب تفرد دعوت شده است، وی به ماهیت سایه درون خود که همان شخصیت منفی ابراهیم سجادی تبار است، پی می برد و او را کنار می زند. سیدعلی، مانع رسیدن صهیونیست ها به مقصود خود و ازمیا ن بردن فرماندهان و مسئولین طراز اول کشور می شود. کشور و پدر در این داستان نماد خودآگاه جمعی و قومی هستند. کلیدواژه ها: تورج زاهدی، یونگ، دعوت به ماورا، روان شناسی تحلیلی.
بررسی تطبیقی دو روایت آئینی از آبان یشت و دفتر دیوان گوره(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
3 - 22
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، به بررسی مفهوم نجات و نجات بخشی در روایت کشتی طوفان زده از دو متن دینی می پردازیم و آن ها را با یکدیگر تطبیق می دهیم. این دو متن عبارتند از: روایت نجات «پائوروه» در یشت پنجم (آبان یشت) از اوستای متأخر، و روایت نجات «گلیمه کوول» در دفتر دیوان گوره، از متون دینی آیین یاری. هرچند این پژوهش بر روایتی مشخص از آبان یشت متمرکز است، اما زمینه ای گسترده تر را نیز می گشاید و نشان می دهد که روایت های اساطیری در متون دینی یاری، تا چه اندازه با ادبیات دینی ایران باستان همسویی دارند. روش شناسی این پژوهش صرفاً مبتنی بر رویکرد زبان شناختی نیست، بلکه تحلیل محتوا و بررسی متنی را نیز در دو روایت مورد نظر دربرمی گیرد. در این مسیر، ابتدا متون آیینی یاری معرفی می شوند؛ سپس بخش هایی از روایت گلیمه کوول بر اساس نسخه خطی دیوان گوره آوانویسی، ترجمه و شرح داده شده و تمامی فرازهای این روایت تبیین می گردد. همچنین روایت کوتاه پائوروه نیز ارائه و تحلیل می شود. در ادامه، دو روایت به صورت تطبیقی بررسی شده و وجوه شباهت آن ها شناسایی و تبیین می گردد. افزون بر این، با ارائه یک نتیجه گیری موردی، نشان داده می شود که چگونه مفاهیم برگرفته از متون آیین یاری می توانند در تبیین زوایای مختلف برخی روایت های ادبیات دینی ایران باستان مؤثر باشند.
صمدیت الهی به مثابه معیار سنجش هستی شناسی انسان در قرآن، فلسفه و عرفان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
379 - 410
حوزههای تخصصی:
صفت «صمدیت» الهی در تبیین هستی شناسی انسان از منظر قرآن، فلسفه برهانی و عرفان، نقشی بنیادین ایفا می کند و می تواند به مثابه معیاری برای ایجاد انسجام میان عقل، نقل و شهود عمل نماید. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و براساس داده های اسنادی و کتابخانه ای، به واکاوی کارکرد صمدیت در سه حوزه مذکور پرداخته است. نتایج نشان می دهد که صمدیت الهی، مبنای فهم صحیح از «فقر وجودی» انسان در قرآن و «اجوفیت» او در روایات است. در پرتو این صفت، فقر وجودی نه به معنای نیازهای مادی یا ذاتی، بلکه به معنای «عینیت نیاز و احتیاج» انسان در برابر غنای مطلق خداوند تفسیر می شود. اجوفیت نیز ناظر بر خلأ باطنی و نقص وجودی انسان در برابر صمدیت الهی است. صمدیت الهی در فلسفه برهانی نقش مهمی ایفا کرده و اثبات می کند که وجود انسان صرفاً «وجود ربطی» در برابر وجود مستقل خداوند است. در عرفان نیز، این صفت در تبیین «وحدت شخصی وجود» کارآمد بوده و نشان می دهد که کل هستی ظهور و تجلی وجود واحد حقیقی است و موجودات صرفاً مظاهر اویند. بنابراین، صمدیت الهی معیاری فراگیر برای فهم هستی شناسی انسان در سه ساحت قرآن، فلسفه و عرفان به شمار می رود.
بررسی آموزه ای تربیتی عرفانی امام علی (ع) در نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۵
363 - 382
حوزههای تخصصی:
نهج البلاغه آیینه تمام نمای اسلام ناب است و روش های تربیتی ارائه شده در نهج البلاغه مبتنی بر جهانی بینی توحیدی اسلام و روش های تربیتی عرفانی در آن جامعیتی خاص در ابعاد مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اخلاقی دارد. در این مقاله تلاش شده تا به روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از منابع و متون کتابخانه ای موضوع «آموزه ای تربیتی عرفانی امام علی (ع) در نهج البلاغه» مورد تحقیق و تحلیل قرار گیرد. بررسی های انجام شده در این راستا گویای این است که تربیت از اساسی ترین نیازهای زندگی بشر بوده و انسان در پرتو تربیت صحیح می تواند موجودی هدفمند و اندیشه ورز بوده، به اهداف و آرمان های خود دست یابد. انسان برای پیمودن راه سعادت و بندگی، نیازمند الگوهای مطمئن در عرصه عمل است و تنها معصومین (ع) بهترین و مطمئن ترین الگوهای تربیتی اند و ارائه دیدگاه هایشان ضرورتی انکارناپذیر برای پویندگان عرصه تعلیم و تربیت است. در این میان الگوی تربیتی امام علی (ع) جایگاه ویژه ای دارد. تربیت عرفانی در سیاق مفاهیم نهج البلاغه، تربیت الهی است که دستیابی به آن مستلزم رعایت تقوای الهی است و نیاز به تعقل و تفکر و سیر در آفاق وانفس و جدوجهد در جهت تصفیه نفس از رذایل و آراستگی به جمیع فضایل را می طلبد که غایت آن تقرب الهی است. از مهم ترین اهداف تربیت معنوی از منظر نهج البلاغه را می توان به قرب الهی، تقوا، عبودیت باری تعالی اشاره نمود و اصول تربیت معنوی از منظر نهج البلاغه مشتمل بر اصل کرامت، اصل محبت، اصل فروتنی و اصل تعقل است
تحلیل تطبیقی توحید در اندیشه ابن عربی، ملاصدرا و علامه طهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸۶
131 - 144
حوزههای تخصصی:
توحید، به عنوان بنیادی ترین اصل در اندیشه اسلامی، از منظر عرفا و فلاسفه با تأملات گوناگونی مواجه بوده است. این پژوهش با روش تطبیقی، دیدگاه های ابن عربی، ملاصدرا و علامه سیدمحمدحسین حسینی طهرانی را درباره وحدت وجود، تجلیات آن و نقش ولایت بررسی می کند. ابن عربی، با ارائه نظریه وحدت شخصی وجود، هستی را منحصر به یک حقیقت مطلق می داند. ملاصدرا با تبیین تشکیک وجود و حرکت جوهری، وجود را دارای مراتب مختلف می شمارد. علامه طهرانی نیز با تأکید بر ولایت کلیه الهیه و حقیقت محمدیه، تحقق توحید را در گرو معرفت امام معصوم (ع) می داند. یافته ها نشان می دهد که هرچند این سه متفکر در پذیرش اصل وحدت وجود هم نظرند، اما تفاوت آن ها در روش تبیین این مفهوم است: ابن عربی بر شهود عرفانی، ملاصدرا بر تحلیل فلسفی و علامه طهرانی بر نقش ولایت تأکیددارد. این پژوهش نشان می دهد که پیوند میان عرفان، فلسفه و ولایت، رویکردهای متفاوتی را در فهم توحید رقم زده است.
بررسی ظرفیت سوره حمد در اجرای طریقه احراقیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
433 - 460
حوزههای تخصصی:
احراقیه به عنوان روش سلوکی بنیادین در عرفان اسلامی شیعی، مسیری ضروری برای بحران اخلاق در زندگی معاصر و نجات از اسارت رذایل اخلاقی قلمداد می شود. راهکار اجرایی این نظریه، مسئله محوری مقاله است. شکاف دانشی از آنجا ناشی می شود که در متون کلاسیک، رابطه مستقیم میان احراقیه و منابع وحیانی، به ویژه سوره حمد، تبیین نشده و در ادبیات علمی معاصر نیز تاکنون مدل بین رشته ای که مفاهیم عرفانی را با روش های علمی و تفسیری یکپارچه سازی کند، ارائه نشده است. این پژوهش به بررسی ظرفیت های سوره حمد برای تسهیل طریقه عرفانی «احراقیه» و امکان اجرای آن در دنیای معاصر می پردازد. مقاله با رویکردی بین رشته ای و با استفاده از روش ترکیبی تحلیل متون عرفانی و هرمنوتیک هنجاری و یاری جستن از شواهد علمی نشان می دهد که سوره حمد به مثابه جامع ترین چکیده معارف توحیدی، قابلیت آن را دارد که به عنوان نقشه راه عملیاتی برای احراقیه در زندگی پرمشغله امروز به کار رود. در این راستا و با تبیین های صورت گرفته در پژوهش، تلاوت آگاهانه و مداوم آن ها، هم در سطح خودآگاه (ازطریق تدبر) و هم در سطح ناخودآگاه (ازطریق تلقین)، به احراق تدریجی ساختارهای انانیت می انجامد. یافته ها مؤید آن است که این پیوند عرفانی-قرآنی، نه تنها پاسخ به بحران معنویت انسان معاصر است، بلکه با ارائه یک نظام تربیتی ترکیبی، امکان تحقق عملی آرامش پایدار و بازسازی معنوی را در چارچوبی نظام مند فراهم می سازد. این مقاله ضمن تبیین مبانی این رویکرد روش اجرایی متناسب با انسان معاصر پیشنهاد می کند که در عین رسیدن به اهداف، دارای چارچوبی رسا و دارای امتداد قابل وصول در اجتماع امروزه است.
ابن عربی و معماری درون: تحلیل تأثیر عرفان ابن عربی در تقویت سلامت معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
33 - 54
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به روش توصیفی تحلیلی به بررسی سلامت معنوی در آراء ابن عربی میپردازد. سلامت معنوی یکی از انواع چهارگانه سلامت و یکی از ابعاد مهم سلامت کل نگر می باشد و ابن عربی نیز شخصیتی محوری در عرفان اسلامی است که در آثار خود به تبیین مفاهیم معنوی که نشان دهنده نگاه ژرف وی به ارتباط بین معنویت و سلامت می باشد، پرداخته است. این پژوهش نشان میدهد، شاخصه های سلامت معنوی که شامل: ارتباط با خود، دیگران، طبیعت و قدرتی برتر است بطور کلی به سه جزء اصلی: انسان – خدا- طبیعت اشاره دارد که آنها را می توان در آثار و آراء ابن عربی در قالب نظریه های انسان کامل، وحدت وجود و هستی شناسی جستجو کرد؛ البته باید مد نظر قرار داد که آراء ابن عربی ریشه در لایه های پنهانی قرآن دارد و منعکس کننده آن است. همچنین در سلامت معنوی که انسان رکن اصلی می باشد همه چیز حول اوست و انسان در این راه بسان سالکی می باشد که با عبور از ظواهر در راه رسیدن به حقیقت وجودی خویش و یا به تعبیری سلامت معنوی خویش گام بر میدارد. هدف تحقیق حاضر، بررسی چگونگی بهره گیری از آموزه ها و نظریه های شیخ برای دستیابی و تقویت سلامت معنوی در جهان مدرن امروزی است.
واکاوی آراء عرفانی نظام الدین اولیا در تک نگاری های مجالس او(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
55 - 86
حوزههای تخصصی:
چشتیه، نام سلسله ای از طریقت های صوفیه در هند است. آن ها مانند دیگر فرقه های تصوف، دارای آداب ورسوم و عقاید خاصی هستند و شریعت را بر طریقت ترجیح می دهند. نظام الدین اولیا یکی از بزرگان این فرقه در شبه قاره هند است. اصول فرقه چشتیه در مجالس و ملفوظاتش انعکاس ویژه ای دارد و از تک نگاری های مجالس او به خوبی می توان اندیشه های او و آموزه های فرقه چشتیه را دریافت. امیرحسن سجزی و امیرخسرو دهلوی، از مریدان او ، سخنان شیخ خود را با عنوان فوائد الفؤاد، افضل الفواید و راحه المحبین گرد آورده اند. مقاله با رویکردی توصیفی، تحلیلی و تطبیقی افکار عرفانی، آموزه های اخلاقی و کلامی شیخ را بر مبنای این آثار بررسی و تحلیل کرده است. پژوهش حاضر نشان می دهد که نظام الدین اولیا عارفی حنفی مذهب است و از دیدگاه کلامی در بحث جبر، اختیار و رؤیت خدا دنباله رو مکتب اشعری است. محوری ترین آموزه های نظام الدین، تأکید فراوان او در پایبندی به شریعت است. تأکید به انجام فرایض و مستحبات، تلاوت قرآن و توجه به اذکار از پایبندی او به شریعت حکایت می کند. بیان روشن احوالات و مقامات سلوک، تبیین دقیق موانع سلوک، توجه فراوان به آموزه های اخلاقی و سرانجام توجه به ابعاد اجتماعی انسان و پیوند آن با آموزه های عرفانی از مهم ترین نکاتی است که در مجالس شیخ برجسته شده است. ازاین رو می توان گفت شریعت، طریقت، اخلاق، انسان و اجتماع واژه های کلیدی مجالس شیخ هستند و این واژه ها از وسعت دید شیخ و آموزه های فرقه چشتیه حکایت دارد.
تحلیل تطبیقی رابطه هستی با خداوند از منظر ابن عربی و پیر تیلارد شاردن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
295 - 320
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به تحلیل تطبیقی دیدگاه های ابن عربی و شاردن درباره رابطه خدا و جهان پرداخته است. هر دو متفکر، با وجود تفاوت های فرهنگی و زمینه ای، تلاش کرده اند تا تصویری جامع از ارتباط خداوند با جهان ارائه دهند. ابن عربی با تأکید بر اصولی چون «وحدت شخصیه وجود»، «نظام اسما و صفات الهی» و قاعده «تجلی»، جهان را به عنوان تجلیات متنوعی از یک وجود مطلق می بیند که درنهایت، همه کثرت ها به آن بازمی گردند. درمقابل، شاردن با تکیه بر علوم تجربی و الهیات مسیحی، جهان را به عنوان یک فرایند تکاملی می بیند که به سمت «نقطه امگا» حرکت می کند؛ نقطه ای که همه موجودات در آن به وحدت و کمال می رسند. مقایسه این دو دیدگاه به روش توصیفی نشان می دهد که با وجود تفاوت های روش شناختی، هر دو متفکر به نوعی وحدت نهایی باور دارند که جهان را به سوی خداوند هدایت می کند. این دو دیدگاه می توانند مکمل یکدیگر باشند، زیرا ابن عربی با عرفان نظری خود به عمق باطن جهان پرداخته و شاردن با استفاده از علم و الهیات مسیحی به سوی درک تکاملی و علمی از جهان حرکت کرده است؛ درنتیجه، تلفیق این دو رویکرد می تواند به ایجاد چارچوب فکری جامع تری منجر شود که هم از عرفان نظری و هم از دستاوردهای علمی و معنوی مسیحیت بهره مند باشد.
بررسی اسطوره ای- تاریخی شرف شمس در اندیشه های مهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۵
265 - 286
حوزههای تخصصی:
آیین های باستانی و کهن الگوها دیرپا و ماندگارند و در گذرِ زمان، خود را با فرهنگ ها و آیین-های روزگار خود سازگار و همسان می کنند. مهرپرستی یکی از این آیین های کهن و باستانی است. آیین مهر، آیین اسرار و رموز است و سرشار از نمادها و نشانه های گوناگونی است که هریک، انسان را به اندیشه و باوری شگفت و شگرف در آیین مهر رهنمون می کند. با توجه به جایگاه خورشید در میان اقوام کهن ازجمله ایرانیان باستان و دین وآیین مهرپرستی و نفوذ وگسترش آن در میان مردم آن دوره، همچنین جایگاه خورشید در عرفان ایرانی-اسلامی و نزد شاعرانی چون مولانا و خاقانی و ریشه اساطیریِ بسیاری از باورهای دینی، در این نوشتار، باورهای پیوسته با رخدادِ نجومی "شرف شمس" را بررسی می کنیم. چه بسا، شرف شمس را بتوان یکی از نمادهای مهری برشمرد. کلیدواژه ها: آیین مهر، کهن الگو، شرف شمس، خورشید، مولانا.
بررسی ارتباط انسان کامل با مراتب هستی در اندیشه عرفانی علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۵
327 - 342
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی ارتباط انسان شناسی با مراتب هستی در دیدگاه علامه طباطبایی می پردازد. انسان به عنوان موجودی عقلانی و روحانی همواره در کانون توجه فلسفی و عرفانی قرارداشته است. علامه طباطبایی با تکیه بر آموزه های فلسفی و عرفانی اسلامی، مفاهیمی چون انسان کامل و مراتب هستی را تحلیل کرده و به اهمیت شناخت انسان به عنوان مبنای تمامی معارف بشری تأکیدمی کند. هدف این مقاله تبیین مراتب امکان و گستره هستی شناسی و منابع لازم برای شناخت انسان کامل در اندیشه علامه است. سوالات اصلی شامل چگونگی دستیابی انسان به کمال نهایی و رابطه او با مراتب هستی است. علامه بر این باور است که انسان کامل به عنوان خلیفه خداوند، توانایی سیر در مراتب هستی و دستیابی به قله کمال را دارد. این سیر، نیازمند مراقبت نفس و تقویت معرفت و اخلاق است و تنها با راهنمایی انسان کامل ممکن می شود. اهمیت این موضوع در آن است که درک عمیق از ذات و قابلیت های انسان نه تنها به روشنگری در شناخت های دینی و فلسفی کمک می کند، بلکه زمینه ساز پویایی در علوم و معارف دیگر نیز خواهدبود. نتایج این پژوهش به درک بهتر جایگاه انسان در نظام هستی و ارتباط او با خداوند منجرمی شود و نشان می دهد که رسیدن به کمال انسانی یک فرایند پیچیده و مستلزم تلاش و اراده قوی است. کلیدواژه ها: انسان کامل، مراتب هستی، علامه طباطبایی، عرفان، سیر و سلوک
سویه های مرگ شناسانه و فرجام شناختی "کوه مقدس" در اسطوره ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادیان و عرفان تطبیقی دوره ۹ بهار و تابستان ۱۱۴۰۴ شماره ۱
185 - 210
حوزههای تخصصی:
اسطوره ها نوعی روایتگر ظهور امر قدسی در ساحت این جهانی هستند. مکان مقدس از جمله این برساخته هاست. یکی از مکان های این جهانی که در فرهتگ ها و ادیان مختلف، با امور قدسی پیوند داشته، کوه مقدس است. کوه به واسطه بلندی، مهارناپذیری، غرابت، نزدیکی اش به آسمان و ثبات و پایداری اش، با بسیاری از تصویرسازی های دینی و اسطوره ای همراه بوده است. کوه مقدس اغلب ابعاد کیهان شناسانه به خود می گیرد و با الوهیت، آفرینش، زندگی و مرگ، الهام و وحی و جهان پسین پیوند می خورد. حضور این مضمون در باورهای دینی و اسطوره ای در فرهنگ های مختلف و پیچیدگی های نمادین آن، تحقیق دقیق در اطراف این مضمون را ضرورت می بخشد. در این تحقیق به طور خاص، به ابعادی از تصویرسازی های مختلف درباره کوه مقدس پرداخته ایم که با مرگ، جهان مردگان و بهشت و دوزخ ارتباط دارند. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و با رویکرد مقایسه ای و پدیدارشناسانه است. در این تحقیق 1- با ذکر مصادیق نشان داده ایم که باور به کوه مقدس و ترسیم ابعاد مرگ شناسانه و فرجام شناختی برای آن، تقریباً در اکثر فرهنگ های دینی و مضامین اسطوره ای ملل مختلف و حتی در سرزمین های مسطح و فاقد کوه های بلند وجود داشته است، 2- بررسی تطبیقی و پدیدارشناسانه نشان می دهد که خصوصیات طبیعی کوه همچون بلندی، استحکام، ثبات، پوشیدگی و ناشناختگی و همچنین حفره ها و غارهای طبیعی موجود در آن، زمینه لازم را فراهم آورده تا اسطوره پردازان، مفاهیمی همچون جایگاه خدایان، مرگ، جهان ارواح و بهشت و دوزخ را در تصویر کوه نمادینه کنند و بدین طریق، امور ناشناخته ای چون مرگ و جهان پسین را به ساحت امور شناخت پذیر وارد سازند و از غرابت آنها بکاهند و 3- در نهایت اینکه کوه مقدس در بسیاری موارد، کارکردی دوگانه دارد، یعنی در عین حال که با مضامین فرجام شناختی مرتبط است، به نحوی با آغاز آفرینش و زندگی نیز ارتباط دارد.
حضرت خدیجه (س) در آینه تاریخ، روایت و حافظه جمعی بازخوانی تحلیلی در منابع سده های نخست اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
81 - 100
حوزههای تخصصی:
با وجود جایگاه بی بدیل حضرت خدیجه (س) در آغاز رسالت پیامبر اکرم (ص)، بازنمایی شخصیت او در حافظه تاریخی مسلمانان همواره تحت تأثیر روایت های مذهبی و زمینه های گفتمانی گوناگون قرار گرفته است. مسئله اصلی پژوهش حاضر، واکاوی چگونگی شکل گیری تصویر حضرت خدیجه (س) در حافظه جمعی مسلمانان و بررسی تأثیر جریان های مذهبی، فرهنگی و تاریخی بر این بازنمایی است. پرسش محوری آن است که چگونه سنت های روایی شیعه و اهل سنت به بازآفرینی متفاوتی از شخصیت حضرت خدیجه (س) دست زده اند و این تفاوت ها چه نسبتی با حافظه جمعی مسلمانان دارد. مدعای مقاله آن است که بازنمایی حضرت خدیجه (س) فراتر از گزارش های تاریخی بوده و بازتابی از تحولات گفتمانی، سیاسی و آیینی دوره های مختلف اسلامی محسوب می شود. این پژوهش با رویکرد تحلیلی انتقادی و بر پایه منابع سده های نخست هجری، ضمن بهره گیری از نظریه حافظه جمعی موریس هالبواکس، به مقایسه تطبیقی حافظه شیعی و سنی پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که در حافظه اهل سنت، خدیجه (س) به عنوان زنی وفادار، حامی و انسانی نزدیک به پیامبر اکرم (ص) معرفی شده، حال آنکه در حافظه شیعی، او سیمایی قدسی و محوری در استمرار امامت یافته است. علاوه بر این، نگاه مستشرقان نیز در برخی موارد همسو با حافظه مسلمانان، تصویری مثبت و عقلانی از وی ارائه کرده اند. این نتایج امکان گسترش مطالعات تطبیقی درباره جایگاه زنان در تاریخ اسلام را فراهم می سازد.
تحلیل تطبیقی مبانی نظری عرفان و جادو در ادیان ابراهیمی با تأکید بر عرفان اسلامی، قبالا و مسیحی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
103 - 123
حوزههای تخصصی:
عرفان و جادو، به عنوان دو ساحت از تجربه باطنی در ادیان ابراهیمی، هم پوشانی ها و تمایزاتی معنادار دارند. مقاله حاضر به تحلیل تطبیقی مبانی نظری عرفان و جادو در سه دین بزرگ ابراهیمی، یعنی یهودیت، مسیحیت و اسلام میپردازد و تلاش دارد تا با واکاوی منابع مقدس، متون عرفانی و مواضع الهیاتی این ادیان، تمایزها و اشتراکات نظری و سلوکی میان عرفان به مثابه راهی برای وصول به حقیقت، و جادو به عنوان ابزاری برای تسلط بر طبیعت یا نیروهای ماوراء طبیعی را تبیین نماید. یافته ها نشان می دهد که مفاهیمی همچون وحدت وجود، تناظر عالم کبیر و صغیر و دوگانه خیر و شر در عالم، در هر دو حوزه نقش بنیادین ایفا می کنند. بنابرین هستی، نظام یکپارچه ای است که با اثر گذاشتن بر جزئی یا لایه ای از آن، در جای دیگر می توان تصرف نمود. به علاوه، در هر سه سنت دینی، جادو به طور کلی مذموم و محکوم، اما عرفان، در قالب سلوک روحانی، درون دینی و هدفمند، از جایگاهی بلند برخوردار است. با این حال، در برخی موارد مرز میان عرفان و جادو مبهم است؛ به ویژه در حوزه هایی مانند کرامت، سحر حلال یا تجلیات خارق العاده عارفان، که در نگاه بیرونی با جادو خلط می شود. این مقاله بر آن است تا با تحلیل ساختار باورهای بنیادین و نحوه مواجهه هر دین با تجربه های فراطبیعی، تصویری روشن از نسبت میان عرفان و جادو در سنت های ابراهیمی ارائه دهد.
کاربرد اصطلاحات و تعبیرات عرفانی و نمادین در مجموعه اشعار محمد بیابانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۳
239 - 260
حوزههای تخصصی:
با توجه به این نکته که شعر و ادبیات معاصر، هم زمان با دیگر حوادث و تحولات سیاسی و اجتماعی، رشد و پیشرفت چشمگیری داشته است؛ ولی گروهی از شاعران معاصر، همگام با پدیده های جامعه، از دانش و بینش گذشتگان خود غافل نماندند و در سروده های خود به انحای گوناگون، از اندوخته های علمی آنان بهره بردند. محمد بیابانی، یکی از شاعران سخن سرای معاصر است که هم در زمینه شعر سنتی و هم در شعرِ نو، طبع آزمایی کرده است. بیابانی در سروده های خود، اعم از سنتی و نو، به شکل بارز از اصطلاحات و تعبیرات عرفانی و نمادین، برای بیان مطلب و اندیشه های خاص خود استفاده نموده و در بیشتر موارد با توجه به موضوع سروده هایش به صورت نمادین آن را جلوه گر ساخته است. این پژوهش درصدد است تا به شیوه توصیفی- تحلیلی و ابزار کتابخانه ای، به بررسی اصطلاحات و تعبیرات عرفانی در مجموعه اشعار محمد بیابانی بپردازد و به این پرسش پاسخ دهد که انگیزه اصلی بیابانی از کاربرد اصطلاحات عرفانی در سروده های سیاسی و اجتماعی خود چیست؟ نتایج پژوهش بیانگر آن است که بیابانی برای بیان اندیشه و افکار خاصِ خود به مخاطب و همچنین غنی و پربار نمودن شعرش، از اصطلاحات و تعبیرات عرفانی بهره برده-است.