ذهن

ذهن

ذهن زمستان 1404 شماره 104 (مقاله پژوهشی حوزه)

مقالات

۱.

معرفت حصولی تکنولوژیک (نظریه ای جدید در باره معرفت سایبر)(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: معرفت حصولی نظریه اطلاعاتی ذهن ظهور اطلاعاتی ذهن شناخت توزیع شده برون گرایی معرفت برون گرایی سایبری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۰
در این مقاله، چارچوبی نو با عنوان «معرفت حصولی تکنولوژیک» صورت بندی می شود؛ چارچوبی که می کوشد مفهوم سنتی معرفت حصولی را در پرتو دگرگونی های عمیق عصر دیجیتال بازتعریف کند. مطابق این نظریه، فرایند حصول معرفت صرفاً از طریق صورت های ادراکی درونی شکل نمی گیرد، بلکه در بستر فناوری های دیجیتال، داده، الگوریتم و شبکه های هوشمند تحقق می یابد. معرفت در جهان تکنولوژیک بر چهار رکن استوار است: ذهنِ ظهور یافته در بستر داده، که در آن ذهن انسانی به گونه ای پدیداری خصلت اطلاعاتی پیدا می کند؛ شناخت توزیع شده، که در آن تولید و پردازش معرفت میان انسان، ابزار و محیط دیجیتال تقسیم می شود؛ بازنمایی فناورانه، که به جای صورت های ذهنی کلاسیک عمل کرده و جهان را از طریق مدل ها و تصاویر دیجیتال در دسترس شناخت قرار می دهد؛ پدیدارشناسی تکنولوژیک، که تجربه زیسته انسان را از رهگذر میانجی های دیجیتال بازمی سازد. این مقاله همچنین بر نوعی برون گرایی تکنولوژیک تأکید می کند که صدق معرفت را نتیجه پیوند علّی معتبر میان داده تکنولوژیک و پدیده بیرونی می داند. نظریه اطلاعاتیِ پدیداری ذهن و شناخت توزیع یافته نیز به عنوان مبانی نظری این طرح تحلیل می شوند. نظریه «معرفت حصولی تکنولوژیک» در نهایت نشان می دهد که در عصر هوش مصنوعی و محیط های شبکه ای، فناوری دیگر ابزار معرفت نیست؛ بلکه بخشی از سازوکار تحقق خودِ معرفت شده است.
۲.

کاستی های فرا رویدادگی در تبیین نوخاستگی ویژگی های ذهنی(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: ابتناء رابطه ذهن و بدن حالات ذهنی حالات فیزیکی نوخاستگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۴
مسئله ی رابطه ی ذهن و بدن، همواره یکی از بنیادین ترین و پیچیده ترین مسائل در فلسفه ی ذهن بوده است و مفهوم ابتناء یکی از مفاهیمی است که در تبیین این رابطه، به ویژه در زمینه ی چگونگی پدید آمدن ویژگی های ذهنی از ویژگی های فیزیکی، مورد توجه قرار گرفته است. در این نوشتار تلاش شده است تا ابعاد مختلف ابتناء، از معنا، پیشینه، مولفه ها و نسبت آن با نوخاستگی توصیف و تحلیل شود. از نوخاستگی به عنوان یک دیدگاه متافیزیکی درباره ی پیدایش ویژگی های سطح بالا مانند آگاهی از سطوح پایه مانند فرایندهای فیزیکی، تحلیل هایی صورت گرفته که ابتناء یکی از آنهاست. مقاله حاضر در راستای تحلیل رابطه ابتنایی از نوخاستگی نشان می دهد که گرچه ابتناء می تواند همبستگی میان ویژگی های سطوح را توصیف کند، اما فاقد توان تبیینی لازم برای تحلیل متافیزیکی و هستی شناختی دقیق این رابطه است و با چالش هایی مواجه می گردد. در پایان مقاله نشان داده می شود که برای تبیین قوی نوخاستگی و دفاع از استقلال علّی سطوح نوخاسته، ابتناء به تنهایی کافی نیست و باید به نظریات دقیق تر و جایگزین روی آورد.
۳.

تکوین علوم انسانی در عصر دیجیتال: امکان ها و بدیل ها(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: علوم انسانی دیجیتال طبیعت گرایی ناطبیعت گرایی آزادی رهایی بخشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۵
این پژوهش به بررسی تکوین علوم انسانی در عصر دیجیتال پرداخته و امکان ها و بدیل های آن را با تمرکز بر سه رویکرد کلیدی شامل علوم اجتماعی محاسباتی، مطالعات انسانی دیجیتال و علوم اجتماعی شناختی تحلیل می کند. هر یک از این رویکردها تلاش کرده اند تا با بهره گیری از ابزارهای فناورانه، روش شناختی و معرفتی، به تحلیل مسائل اجتماعی و انسانی بپردازند، اما در عین حال، هر یک از آن ها در نسبت با دوگانه های نظری همچون طبیعت گرایی و غیرطبیعت گرایی، و آزادی و رهایی بخشی، مسیرهای متفاوتی را دنبال کرده اند. این پژوهش با بهره گیری از روش بنیادین رویکرد میان رشته ای، روند شکل گیری این سه حوزه را بررسی کرده و نسبت هر یک را با دو دوگانه محوری علوم اجتماعی در این مقاله یعنی طبیعت گرایی و ناطبیعت گرایی و دوکگاه آزادی و رهایی بخشی سنجیده است. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که آینده علوم انسانی و اجتماعی دیجیتال، نیازمند توسعه روش های پژوهشی میان رشته ای است که بتوانند تحلیل های داده محور را با رهیافت های تفسیری و انتقادی ترکیب کنند. در نتیجه، این پژوهش بر اهمیت بازاندیشی در مبانی نظری این علوم و بررسی انتقادی نقش فناوری در شکل دهی به ساختارهای دانشی تأکید دارد..
۴.

شکاکیت، ضد ذات گرایی و ذات گرایی جدید(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: شکاکیت شکاکیت هیومی ضدذات گرایی ذات گرایی جدید

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۴
شکاکیت سه مقطع قدیم، میانه، و جدید، را سپری کرده و به ضدّواقع گرایی رهنمون شده است. در مقطع جدید، به یاری ذات گرایی جدید، به این تفطّن راه یافته ایم که ضدّواقع گرایی آن ها در ضدّذات گرایی آن ها ریشه دارد. ضدّذات گرایی با گریز از پذیرش اینکه اشیا دارای ذات و خواص ذاتی اند، تأثیر آن ها به ذات و خواص ذاتی آن ها است، و آن ها منشأ علّیت و ضرورت اشیا هستند، به ضدّواقع گرایی گرایش یافته است و از این روی قوانین طبیعت را نه قوانینی علّی و قائم به واقع، بلکه قوانینی توافقی و قراردادی و قائم به اعتبار می داند. ذات گرایی و ذات گرایی جدید با پذیرش اینکه اشیا دارای ذات و خواص ذاتی اند، تأثیر آن ها به ذات و خواص ذاتی آن ها است، و آن ها منشأ علّیت و ضرورت اشیا هستند، به واقع گرایی گرایش دارند و از این روی قوانین طبیعت را قوانینی علّی و قائم به واقع می دانند. این دو جریان به تبع اینکه در هستی شناسی واقع گرا یا ضدّواقع گرا باشند در معرفت شناسی نیز واقع گرا یا ضدّواقع گرا خواهند بود.
۵.

نقدی تطبیقی بر فیزیکالیسم کاهشی: چندواقعیت پذیری پاتنم در برابر کارکردگرایی تکاملی دنت(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: فیزیکالیسم تقلیل گرا کارکردگرایی چندواقعیتی-تکاملی علوم شناختی هوش مصنوعی پلاستیسیته عصبی اخلاق فناوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۲
این پژوهش به نقد تطبیقی فیزیکالیسم تقلیل گرا از طریق تحلیل نظریه چندواقعیت پذیری هیلاری پاتنم و کارکردگرایی تکاملی دانیل دنت پرداخته و محدودیت های تقلیل حالت های ذهنی به فرآیندهای عصبی خاص را بررسی می کند. این مطالعه با بهره گیری از تحلیل مفهومی و متنی آثار کلیدی این دو فیلسوف، از استدلال منطقی، تفسیر متنی و تلفیق انتقادی برای ارزیابی نقدهای آن ها بر نظریه این همانی نوعی و دفاع از کارکردگرایی استفاده می کند. یافته ها نشان می دهند که چندواقعیت پذیری پاتنم با تأکید بر امکان تحقق حالت های ذهنی، مانند درد، در بسترهای فیزیکی متنوع، و چارچوب چندسطحی دنت با یکپارچه سازی فرآیندهای تکاملی، محاسباتی و رفتاری، فیزیکالیسم تقلیل گرا را به چالش می کشند. این پژوهش چارچوبی نوآورانه تحت عنوان «کارکردگرایی چندواقعیتی-تکاملی» پیشنهاد می دهد که انعطاف پذیری معنایی پاتنم و دینامیک های تکاملی دنت را تلفیق کرده و رابطه ذهن-بدن را به صورت یک مدل میان رشته ای بازتعریف می کند. این چارچوب با شواهد تجربی مانند پلاستیسیته عصبی، الگوریتم های یادگیری تقویتی و رابط های مغز-کامپیوتر پشتیبانی شده و کاربردهایی در علوم شناختی، هوش مصنوعی و اخلاق فناوری دارد. تحقیقات آینده می تواند مکانیزم های توضیحی حالت های ذهنی را در بسترهای متنوع و پیامدهای اخلاقی سیستم های هوش مصنوعی با رفتارهای سازگار را کاوش کنند.
۶.

نگرشی شناختی به تقابل های استعاری صدق و کذب در احادیث معصومان (علیهم السّلام)(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: احادیث معصومان (ع) صدق کذب زبانشناسی شناختی استعاره های مفهومی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۳
پژوهش حاضر می کوشد تا چگونگی کاربرد استعاری زبان در توصیف صدق و کذب به عنوان دو خصیصه اخلاقی در احادیث معصومان (علیهم السّلام) را مورد بررسی قرار دهد. هدف اصلی پاسخ به این پرسش است که شیوه کاربرد استعاره به عنوان یک ابزار تسهیل فهم، در احادیث چگونه بوده و در مفهوم سازی حوزه های مقصد چه حوزه های مبدأیی به کار گرفته شده است. به این منظور، با استناد به کتب معتبر روایی مانند نهج البلاغه، بحار الانوار، الکافی، غررالحکم و براساس نظریه شناختی لیکاف و جانسون، استعاره های مفهومی به کاررفته استخراج و مورد واکاوی قرار گرفت. نتایج حاصل نشان می دهد که تعداد احادیث حوزه کذب و نهی از آن، به طرز قابل توجّهی بیشتر از حوزه مقابل آن یعنی مفهوم صدق است. در میان احادیثِ حاوی دو حوزه مفهومی مقصد، بیشترین فراوانی متعلّق به نگاشت های فراوانی/ کمبود، نجات/ هلاکت، بالا/ پایین، نزدیک/ دور، نور/ تاریکی و نیز نیروی جذب یا کشش، و همچنین حوزه مبدأ انسان(صفات و اعضاء) بود. نتایج داده ها بیانگر وجود انواع مفهوم سازی های استعاری در جهت درک بهتر مفاهیم اخلاقی است.
۷.

پی جویی دیدگاه ابن سینا در ارتباط با مسئله بازنمایی ذهنی در اندیشه فلسفه ذهن معاصر(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: معرفت ابن سینا فیلسوفان ذهن نظریه بازنمایی ذهنی نظریه ثابت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۶
نظریه بازنمایی، یکی از نظریات معرفت شناختی مطرح شده در حکمت سینوی است که در دوران معاصر نیز ، به دلیل قدرت تبیینی بالای آن در چگونگی تحقق شناخت نسبت به عالم خارج، با حصول تغییراتی در آن، مورد پذیرش بسیاری از فیلسوفان ذهن واقع شده است. در همین راستا، این نگارش کوشیده است که با جمع آوری و دسته بندی مطالب از منابع مرتبط و با اتّخاذ روشی تحلیلی، سعی در اثبات این فرضیه نماید که علی رغم وجود فاصله زمانی حدود هزار ساله میان ابن سینا و فیلسوفان ذهن معاصر و گسترش مطالب تجربی مرتبط با این نظریه، علاوه بر آنکه شباهت هایی میان نظرات او و برخی فیلسوفان معاصر وجود دارد، در بسیاری از نقاط اختلاف موجود در میان دیدگاه های او و این فیلسوفان نیز، پاسخ هایی با توجه به مبانی حکمت سینوی می توان ارائه نمود که حاکی از پویایی اندیشه او در مواجهه با مسائل معرفت شناختی معاصر است. علاوه بر این، دلایل وجود مفارقت و مشابهت در میان نظرات او و فیلسوفان معاصر ، از دیگر موارد مورد توجه این نگارش بوده است.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۱۰۰