فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۱۰٬۰۵۷ مورد.
منبع:
مطالعات میان رشته ای ارتباطات و رسانه دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه همایش ملی هوش مصنوعی، فرهنگ و رسانه
121 - 160
حوزههای تخصصی:
حکمرانی فرهنگی؛ الگوی راهبریِ راهبردی فرهنگی امورات کشور با هدف ایجاد تعادل، پیشرفت و ارتقای ارزش ها، هنجارها، باورها و رفتارهای آحاد اُمت اسلامی محسوب می شود، و شامل مجموعه ای از سیاست ها، راهبردها، برنامه ها و اقداماتی است که توسط نهادها و مجموعه های دولتی و غیردولتی، به غایت فرهنگ و رشد همه جانبه و تعالی جامعه صورت می پذیرد. در این راستا افق آینده پژوهانه تحول در عرصه حکمرانی فرهنگی، با عاملیت هوش مصنوعی، ترسیم چشم اندازی دین مدار است که هدف اصلی پژوهش حاضر است.با عنایت به پیشینه مطالعات و مرور تجارب موجود؛ فرض محقق بر آن است که به کارگیری هوش مصنوعی به عنوان یک فن آوری نوین و کارآمد، قادر خواهد بود طیف گسترده ای از قابلیت های تغییر و تحول در الگوهای آتی حکمرانی فرهنگی را به شکل پیش دستانه، ارائه و پیشنهاد دهد. بر این اساس؛ در این مقاله برخی از جنبه های کلیدی این تحول و چالش های پیشِ روی آن در الگوی حکمرانی فرهنگی مورد شناسایی قرار گرفته است. اصلی ترین محورهایی که با روش آینده پژوهی و با عاملیت هوش مصنوعی به دست آمده، عبارت است؛ سازوکار به کارگیری هوش مصنوعی به عنوان دست یاری راهبردی در حکمرانی فرهنگی، ارائه چارچوب های هم زمانی حفظ هویت محلی با تغییرات پویای فن آورانه، شناسایی دستورالعمل های اخلاق حرفه ای و فن آورانه، چگونگی بهره برداری مسئولانه از فناوری در حکمرانی فرهنگی، و نیم نگاهی به فرایند تسهیل مشارکت آحاد جامعه در تولید و نظارت بر محتوا در حکمرانی فرهنگی.روش شناسی این تحقیق، مشحون از مطالعات مرتبط در حوزه حکمرانی فرهنگی است و مصادیقی از تجارب داخلی و خارجی، به روش آینده پژوهی، دست مایه اصلی محقق بوده است.
Journalists' Satisfaction with Telecommuting Post-COVID-19: A Case Study of ISNA News Agency
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۱, January ۲۰۲۵
87 - 106
حوزههای تخصصی:
Background: Due to the changes brought about by the COVID-19 pandemic, telecommuting has emerged as a new work method in the media, enabling journalists to adapt to digital technologies.Aims: This study aims to assess journalists' satisfaction with telecommuting in the post-COVID era among journalists at ISNA news agency.Methodology: The theoretical foundation of this research is based on the ideas of Daniel Bell and Manuel Castells. The statistical population includes 123 journalists, managers, senior editors, and news editors. Data was collected using a survey method and a researcher-designed questionnaire. The questionnaire's validity was evaluated through face validity, and its reliability was determined by a Cronbach's alpha coefficient of 0.956.Results: The results of this study indicate that telecommuting has had positive effects on journalists' productivity, focus, topic discovery, and job enthusiasm. Among the factors assessed on a 5-point Likert scale, “improved output during telecommuting” ranked highest with an average of 4.35, followed by “no issues in communication with colleagues” with an average of 4.29, “feeling of enthusiasm and vitality” with an average of 4.19, “better focus on work” with an average of 4.18, “more time for work” with an average of 4.07, “topic discovery and development” with an average of 3.87, and finally, “ease of communication with relevant organizations and individuals” with an average of 3.74.Conclusions: Environmental, family, and individual factors (such as number of children or marital status) have no effect on job satisfaction in telecommuting, but journalists’ job position does influence their satisfaction with telecommuting.
AI; A Human Future
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۱, January ۲۰۲۵
145 - 173
حوزههای تخصصی:
Background: Throughout history, humans have consistently developed groundbreaking technologies, from fire and the wheel to modern computing, showcasing their ability to innovate and control their creations. The rise of artificial intelligence has sparked renewed concerns about whether machines might eventually surpass human intelligence and autonomy.Aims: This study aims to critically assess AI’s role in human society, particularly addressing concerns that it may surpass human control and agency. It seeks to demonstrate that while AI is a powerful tool, it lacks autonomy, self-augmentation, and intentionality, making it unlikely to replace human decision-making. Additionally, the paper examines historical technological advancements, showing how humans have always adapted and controlled new innovations.Methodology: Employing a historical-comparative methodology, this study traces the evolution of computing technologies from early tally systems to quantum computing. It incorporates philosophical analysis through the works of Hubert Dreyfus, John Searle, and Michael Tomasello, assessing AI’s limitations in replicating human cognition.Findings: The study finds that despite AI’s rapid advancements, it remains fundamentally dependent on human input, lacks true understanding, and is incapable of independent self-enhancement. The historical trajectory of technological progress demonstrates that while new technologies can disrupt societies, humans have consistently adapted and maintained control. Philosophical critiques of AI further reinforce the argument that intelligence is not solely computational but deeply rooted in embodiment, intuition, and shared intentionality—qualities that AI lacks.Conclusions: Concerns about AI overwhelming human agency are largely misplaced. Just as humanity has managed previous technological revolutions—including writing, mechanization, and computing—AI will be integrated and regulated according to human needs and ethical considerations. While vigilance is necessary, the myth of AI autonomy is exaggerated.
ارائه الگوی داده بنیاد درک معنایی هنرمندان هنرهای تجسمی از تعامل با مخاطبان (مطالعه موردی: هنرمندان شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ تابستان ۱۴۰۴شماره ۷۰
213 - 250
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی درک معنایی هنرمندان هنرهای تجسمی از تعامل هنرمند با مخاطب پرداخت. سؤال اصلی پژوهش این بود که تعامل بین مخاطب و هنرمند از دیدگاه هنرمندان هنرهای تجسمی تحت تأثیر چه عواملی شکل می گیرد و چه راهبردهایی برای تقویت این تعامل می توان ارائه داد. روش تحقیق از نوع نظریه زمینه ای (رویکرد سیستماتیک) بود. میدان پژوهش حاضر، شهر اصفهان و مشارکت کنندگان پژوهش، هنرمندان و کارشناسان حوزه هنرهای تجسمی بودند که تعداد 14 نفر از آن ها با استفاده از شیوه نمونه گیری هدفمند – نظری انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از رویکرد کدگذاری سه مرحله ای نظریه زمینه ای سیستماتیک (کدگذاری باز، محوری و انتخابی) استفاده شد. بر مبنای یافته های پژوهش، شرایط علی تأثیرگذار بر تعامل هنرمند با مخاطب عبارتند از: مجازی شدن، ناترازی چندلایه، مخاطب زدایی هنرمند و مرجعیت اجتماعی هنرمند. شرایط زمینه ای شامل دو مقوله سرگشتگی نهادی و بسترهای اقتصادی ویران است. تعارضات ایدئولوژیک و سیالیت مخاطب دو عامل مداخله گر در تعامل هنرمند و مخاطب هستند. راهبردهای بهبود تعامل بین هنرمند و مخاطب عبارتند از: کارآمدتر شدن نهادها، بازسازی نظام بازاریابی، دیجیتالیزه کردن هنر و بازسازی نظام اندیشه. در نهایت، پیامدهای تحقق این راهبردها شامل تقویت مرجعیت هنری، تقویت منابع سرمایه ای هنر و تقویت کیفیت هنری است. «چرخشِ دیجیتالی و سیالیتِ معنایی تعامل» مقوله مرکزی است.
مروری بر کاربردهای منتخب بلاک چین در صنعت رسانه و سرگرمی: رویکرد آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۲
334 - 285
حوزههای تخصصی:
یکی از فناوری های نوظهوری که در دهه گذشته تأثیر زیادی بر سبک زندگی ما داشته است، فناوری بلاک چین نام دارد که امکان ایجاد انقلابی در نحوه تجارت و تعامل جامعه را فراهم می کند. بلاک چین یک پایگاه داده همتا به همتا ی توزیع شده است که امکان غیرمتمرکزکردن سیستم ها را فراهم، توزیع و ذخیره سازی داده ها و تراکنش ها را تضمین می کند. این فناوری پتانسیل زیادی برای توسعه در صنعت رسانه و سرگرمی دارد و می توان این صنعت را متحول کند. این تحولات مکانیسم تولید، تضمین محتوا، مدیریت حقوق دیجیتال تا بحث های سانسور و امینت کاربر را شامل می شود. مطالعات فعلی در مورد این موضوع هنوز در مراحل اولیه است. از جمله مزایایی که می توان برای بلاک چین توصیف کرد، ایجاد شفافیت، ایجاد بسترهای تسهیل سازی مالی، حذف واسطه ها، افزایش اعتماد و امنیت، تمرکززدایی و غیرقابل دست کاری بودن آن است. در این پژوهش، برای شناسایی کاربردهای بلاک چین در صنعت رسانه و سرگرمی با رویکرد آینده پژوهی از روش پویش محیط استفاده شد. در نتیجه با تحلیل مضامین بدست آمده، دوازده کاربرد بلاکچین در صنعت رسانه و سرگرمی شناسایی شد که شامل این موارد است: 1- مقابله با اخبار جعلی و شایعات؛ 2- حذف ربات های تبلیغاتی؛ 3- تضمین گردش آزاد اطلاعات؛ 4- مقابله با سرقت ادبی؛ 5- ارتقای امنیت کاربر؛ 6- تسهیل تأمین مالی جمعی؛ 7- حذف واسطه های صنعت رسانه؛ 8- امکان پذیری تبادل مالی بین المللی؛ 9- احراز هویت مخاطب؛ 10- تحقق ایده های متاورسی؛ 11- بستر ایجاد پلتفرم رسانه اجتماعی؛ 12- ارتقای وفاداری مخاطب از طریق توکن هواداری.
کاربردهای هوش مصنوعی در تولید محتوای حرفه ای تلویزیونی و چالش های آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه همایش ملی هوش مصنوعی، فرهنگ و رسانه
177 - 216
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هوش مصنوعی((AI در حال تبدیل شدن به ابزاری قدرتمند است تا بسیاری از فعالیت های بشر را به انجام رساند. این فناوری در عرصه فعالیت های رسانه ای و بخصوص تلویزیون بیشترین کارایی را پیدا خواهد کرد، هرچند که جنبه هایی از این کارایی مشخص شده است. هدف اصلی پژوهش: هدف این پژوهش شناخت کاربردهای هوش مصنوعی در تولید محتوای حرفه ای تلویزیونی و نیز شناسایی چالش های استفاده از این فناوری در صنعت تلویزیون است. روش پژوهش: در این پژوهش از روش فرا ترکیب (Meta-Synthesis) بهره گرفته شد، داده های کیفی موجود در17مقاله علمی انگلیسی که در سال های 2023 و 2024 در ارتباط با موضوع این مقاله انتشار یافته اند، بررسی و تحلیل مضمون شدند، مفاهیم مشترک در ارتباط با کاربردها، فرصت ها، تکنیک ها و چالش ها استخراج و به سوالات تحقیق پاسخ داده شد. یافته های پژوهش: از مهمترین یافته های این پژوهش می توان به ساده و بهینه سازی فرآیندهای تولید محتوا، افزایش جذابیت، سرعت بخشی به روند تولید، کاهش جنبه های یکنواخت و مکانیکی کار روزنامه نگاری، چندزبانه بودن وکاهش هزینه های تولید اشاره کرد. همچنین از بین رفتن فرصت های شغلی و خطر تولید محتوای نامناسب به عنوان مهمترین چالش های استفاده از این فناوری مطرح بوده است.نتیجه گیری پژوهش: هوش مصنوعی فرصت هایی را برای نوآوری فرآیندهای تولید محتوا فراهم کرده است، اما استفاده از این ابزار نیازمند مدیریت هوشمندانه و توجه به اصل مسئولیت اجتماعی برای بهره برداری کامل از ظرفیت های این فناوری است تا تحولی مثبت و کارآمد ایجاد شود.
ارائه الگوی تربیت رسانه ای دانش آموزان با رویکرد تفسیری و مدل سازی ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۹
109 - 153
حوزههای تخصصی:
گسترش فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی، تحولات بنیادین و نوپدیدی در سبک زندگی و ساختار تعاملات اجتماعی در سطوح فردی، نهادی و فرهنگی به وجود آورده است . ضرورت بازاندیشی در تربیت نسل نو و طراحی الگوی بومی متناسب با اقتضائات فرهنگی و رسانه ای کشور، بیش از پیش احساس می شود. از این رو سوال پژوهش حاضر آن است که؛ الگوی تربیت رسانه ای دانش آموزان از چه ویژگی هایی برخوردار است؟ روش تحقیق از نوع ترکیبی و مبتنی بر شیوه اکتشافی است. در بخش کیفی با استفاده از روش گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری، با 13 نفر از اساتید و نخبگان رشته علوم ارتباطات، رسانه و تعلیم و تربیت مصاحبه عمیق انجام شد. تحلیل داده ها با روش نظریه پردازی داده بنیاد و با فرآیند مبتنی بر مقایسه مستمر داده ها با استفاده نرم افزار MAXQDA انجام و ابعاد اصلی مسئله شناسایی گردید. در بخش کمی برای سنجش مدل پرسشنامه محقق ساخته ای با روش نمونه گیری در دسترس بین 43 نفر از پژوهشگران و متخصصان سواد ارتباطات و رسانه، تعلیم و تربیت شهر تهران توزیع گردید. روایی پرسشنامه با روش صوری- محتوایی و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. داده ها با روش تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی با نرم افزارهای SPSS و PLS تحلیل گردید. نتایج بخش کیفی حاکی از آن است که الگوی بومی تربیت رسانه ای مبتنی بر 3 محور کلان است؛ آموزش (دانش آموزان، خانواده ها، معلمان و آموزش عمومی)، نظارت (در خانواده، مدارس و جامعه)، و فرهنگ سازی (در خانواده، جامعه و مدارس). نتایج بخش کمی نشان داد تمامی ابعاد الگوی پژوهش، مورد تایید است.
الگوی شکل گیری استراتژی رقابتی در صنعت رسانه های نوین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رسانه های نوین حاصل تداوم ابداعات فناورانه و دیجیتالی شدن هستند و با اختراع دستگاه های قابل حمل و دسترسی همه جایی به اینترنت، مصرف کنندگان محتوای رسانه ای از رسانه های سنتی عبور کرده اند. تکثر و تنوع بازیگران صنعت و مسائل استراتژیک متنوع آن ما را به این نتیجه رسانده است که دیگر رویکرد بالا به پایین در راهبردسازی پاسخ گو نیست و نیازمند الگویی شکل گیرنده برای شناخت شکل گیری استراتژی رقابت در این صنعت هستیم. هدف از انجام این پژوهش، دستیبابی به الگویی است که در آن مؤلفه های شکل گیری استراتژی رقابتی در میان بازیگران رسانه های نوین شناسایی بشود و مؤلفه های دارای اولویت بالاتر معرفی شوند. پژوهش حاضر از منظر هدف، کاربردی و از منظر رویکرد، کیفی است. گردآوری داده های در مرحله اول از جستجوی کتابخانه ای و در مرحله دوم از مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگانی از صنعت رسانه به دست آمده است. تحلیل داده ها به روش تحلیل مضمون انجام شده است و یافته های پژوهش که در مضامین به دست آمده نشان می دهد در سه بعد اصلی زمینه، محتوا و فرایند، استراتژی در صنعت رسانه های نوین شامل سیزده مؤلفه است که عبارتند از: الهام بخشی مدیران ارشد در تعیین جهت راهبردی بنگاه، یادگیری و رشد فردی و سازمانی، تمرکز بر مخاطب به عنوان پیشران اصلی طراحی ها، رصد شرایط و قواعد صنعت رسانه، زنجیره ارزش مبتنی بر نگاه پلتفرمی، تنوع هوشمندانه سبد کسب وکار و نحوه توسعه محصولات و خدمات، همکاری های راهبردی با اجزای زیست بوم رسانه، سطح فناوری بنگاه، ارتباطات و شبکه نخبگان مؤثر، نوآوری و فرهنگ کارآفرینی سازمانی، نیازها و مسائل روز، زیرساخت های فنی کشور، قوانین و مقررات تنظیم گر حاکمیتی.
مطالعه خوداتنوگرافی بازی موبایلی همستر کامبت با ملاحظه پیامدهای فرهنگی و ارتباطی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۴شماره ۷۱
121 - 152
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله تحلیل فردی بازی موبایلی همستر کامبت است. طی نیمه اول سال 1403 همستر کامبت به یکی از کردارهای مجازی بخش قابل ملاحظه ای از کاربران تلگرام تبدیل شد. با وجود اقدامات حکمرانی و سیاست گذاری قابل ملاحظه برای توسعه پیام رسان های بومی، ظهور ناگهانی بازی بلاکچین محور همستر کامبت، بازگشت به تلگرام و افزایش کاربری آن، مجموعه این اقدامات را به چالش کشید. سادگی و سهولت بازی و رؤیای درآمدزایی آسان صرفاً از طریق ضربه زدن روی صفحه نمایش موبایل، کاربران ایرانی فراوانی را با این بازی درگیر کرد. این مطالعه با هدف مطالعه سازوکارهای درگیرسازی این بازی و ملاحظه پیامد های اجتماعی و ارتباطی آن انجام شد. روش این مطالعه مبتنی بر خوداتنوگرافی است که طی آن تجربیات شخصی نویسنده درزمینه اجتماعی فرهنگی گسترده تر مورد تحلیل قرار می گیرد. نتایج نشان می دهد که این بازی فراتر از یک سرگرمی ساده، بازتاب دهنده تحولات گسترده در فضای دیجیتال مبتنی بر اقتصاد وب3 است. ازجمله مضامین اصلی، می توان به اقتصاد توجه و ایجاد عادت های دیجیتال، تجاری سازی روابط انسانی و تناقض میان فردگرایی و اجتماع گرایی اشاره کرد. همستر کامبت با طراحی مکانیزم هایی چون «کمبو روزانه»، کاربران را به مصرف مستمر وقت و انرژی خود واداشته و از روابط انسانی برای سودآوری بهره برداری می کند. درعین حال، با تقویت فردگرایی و رقابت جویی، به جای ایجاد روحیه جمعی، جامعه ای «رمه وار» و بدون انسجام را بازنمایی می کند. این بازی همچنین پیوند عمیقی با سیاست های پلتفرمی و فرهنگی دارد و عادات و رفتار کاربران را دستخوش تغییر می سازد، به طوری که سرگرمی اولیه به نوعی وابستگی دائمی تبدیل می شود.
فناوری مالکیت زدایی از هویت شغلی: اتنوگرافی کارگران راننده ی شرکت حمل ونقل آنلاین اسنپ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
87 - 118
حوزههای تخصصی:
این مقاله گزارشی است از پژوهشی گسترده تر درباره ی وضعیت کار رانندگان اسنپ در شهر تهران. این پژوهش در ابتدا به شکل اتنوگرافی سازمانی آغاز شد، اما میدان پژوهش مسئله ی خود را به مسئله ی از پیش تعریف شده تحمیل کرد و بدین ترتیب پژوهشگر ملزم شد تغییراتی در روش شناسی خود اعمال کند. این تغییرات پژوهش را در سنت اتنوگرافی متعهدانه، متاثر از پیشنهادهای روش شناختی پیر بوردیو و همچنین ملاحظات اخلاقی نانسی شپر هیوز مستقر می کند. آنچه در این مقاله گزارش شده است، روایتی است از سلب مالکیت هویت شغلی از کارگران اسنپ. این سلب مالکیت آنچنان ریشه دار است که می توان از راننده ی اسنپ، هنگام رانندگی برای شرکت اسنپ، پرسید شغلش چیست؟ و هرگز وارد عرصه ی مهملات نشد. این ویژگی نشان از چرخشی در عرصه ی مالکیت زدایی و کالایی سازی در نظم سرمایه داری دارد: مالکیت زدایی از امر انتزاعی و کالایی سازی «کار». این پژوهش می کوشد شرحی از زبان کارگران دیجیتال درباره وضعیت کار دیجیتال در ایران ارائه کند.
بررسی شاخص های سرمایه دیجیتال از بعد جنسیتی در بین دانشجویان دانشگاه های تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۴۱)
135 - 156
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی شاخصهای سرمایۀ دیجیتال از بعد جنسیتی در بین دانشجویان دانشگاههای تبریز انجام شد. فرض اصلی پژوهش این است که بین زنان و مردان در دسترسی به سرمایۀ دیجیتال تفاوت وجود دارد. پژوهش به روش پیمایشی، توصیفی و همبستگی انجام شد. جامعۀ پژوهش شامل دانشجویان دانشگاههای تبریز بود که ۴۷۵ نفر از دانشجویان حاضر به همکاری، به شیوۀ نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامۀ سرمایۀ دیجیتال استفاده شد که توسط آدئو و همکاران (۲۰۲۳) ساخته شده است. برای بررسی روایی ابزار از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد و یافتهها ساختار دو عاملی این پرسشنامه شامل دسترسی دیجیتال و شایستگیهای دیجیتال را تأیید کرد. همچنین پایایی آن به شیوۀ بازآزمایی تعیین شد. مقایسۀ زنان و مردان در شاخصهای سرمایۀ دیجیتال نشان داد که آنها در دسترسی به اینترنت و فناوریهای اتصال به اینترنت تفاوت چندانی ندارند، ولی در شاخصهای دسترسی به آموزشهای رسمی در حوزۀ دیجیتال، مهارتهای بالاتر از سطح مقدماتی، تولید محتوای دیجیتال، حل مسئله در حوزۀ دیجیتال، تعامل، مشارکت و امنیت، نمرات زنان کمتر از مردان است.
ارتباطات شبکه ای شده خانواده ایرانی؛ بازخوانی حریم خصوصی و نظارت میان همسران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۱
174 - 129
حوزههای تخصصی:
نحوۀ ارتباط میان اعضای خانواده، بهتدریج تغییر کرده است. اکوسیستمهای مجازی پیچیده امروزی فضای ارتباطی همسران را تغییر دادهاند. تغییر فضای ارتباطی، کیفیت زندگی روزمره و خصوصیترین وجوه تجربیات اعضای خانواده را تحت تأثیر قرار داده است. در الگوی خانواده دو فضایی بر اساس مختصات فضای مجازی مفاهیمی چون فضای خانه، حضور در خانه، ارتباطات خانوادگی، حریم خصوصی و بسیاری دیگر از مسائل مرتبط دچار بازسازی معنایی شده است. کنترل و ارتباطات تعادل جدیدی در ارتباطات رسانههای اجتماعی یافتهاند: کنترل ازدسترفته و ارتباطات در حال کسب قدرت است. کاربران صرفاً به کنترل تکیه نمیکنند بلکه برای ایجاد هنجارها و اعتماد تلاش میکنند. درواقع حریم خصوصی توسط ارتباطات میانفردی بازتعریف میشود. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که مرزها و قلمروهای ارتباطی چگونه توسط زوجها مذاکره میشود و خانوادۀ امروز چه خوانشهایی از مفهوم حریم خصوصی و نظارت دارد؟ در این پژوهش با سه گروه از پاسخگویان، مصاحبه نیمهساختاریافته انجام شده است: این گروهها شامل همسران، افراد اطلاعرسان و زوج درمانگران است که درمجموع نمونهها شامل 47 نفر است. نتایج نشان میدهد مرزهای حریم خصوصی آنلاین میان همسران بسیار ژلهای شده است، دو مضمون فراگیر «حریم خصوصی سیال» و «نظارت سیال» بیانگر وجود طیف گستردهای از تعاریف در میان زوجهای کاربر فضای مجازی است که هرکدام شامل پنج مضمون سازمان دهنده میباشد. یافتهها نشان میدهد چگونه تعریف و مرزهای حریم خصوصی در پرتو ظهور رسانههای اجتماعی بین زوجهای کاربر، بازبینی و مذاکره مجدد میشود.
بایسته های تربیت در فضای مجازی در جهت ارتقاء بهزیستی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه باهدف دستیابی به شیوه های تربیتی مواجهه والدین و معلمان از منظر بهزیستی کودکان در زمینه استفاده بهینه از فضای مجازی انجام شده است. روش پژوهش در این مطالعه از نوع مرور نظام مند با استفاده از روش پریزما است که در مردادماه سال 1403 با مرور مقالات انگلیسی در پایگاه های ساینس دایرکت، گوگل اسکالر، با کلیدواژه های بهزیستی کودکان در فضای مجازی، آثار رسانه های دیجیتال بر زندگی کودکان، سلامت عاطفی هیجانی کودکان در فضای مجازی و پیامدهای فضای مجازی برای کودکان و درنهایت راهکارهای مواجهه و رفتار با کودکان در فضای مجازی انجام شده است. با توجه به معیارهای ورود و خروج 19 مقاله مرتبط وارد پژوهش شد. بر اساس یافته ها می توان چنین نتیجه گیری نمود که حفظ بهزیستی کودکان در فضای مجازی درگرو توجه به عوامل بهزیستی کودکان در فضای واقعی آن ها است. والدین رشد یافته که به کودکان توجه دارند، محیط فرهنگی غنی، فضاهای مجازی که ازنظر محتوا غنی هستند و رعایت استاندارهای سلامت جسمی و روحی در سبک زندگی کودکان مانند زمان درگیری در فضای مجازی، سواد رسانه و عزت نفس بالا و احساس رضایت از زندگی واقعی مهم ترین عوامل مؤثر در کاهش آثار مخرب فضای مجازی است.
پیش بین های شناختی توانایی تشخیص اخبار جعلی: یک مطالعه مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انتشار اخبار جعلی در سال های اخیر به میزان زیادی افزایش یافته است و در شکل گیری باورهای درستی که برای عملکردهای فردی و اجتماعی ضروری هستند، تداخل ایجاد می کند. مطالعه حاضر یک مطالعه مروری نظام مند است که با هدف بررسی همبسته های شناختی تشخیص اخبار جعلی انجام شده است. این پژوهش از نظر ماهیت بنیادی و از لحاظ روش شناختی کیفی و از نوع مروری نظام مند است. بدین منظور پایگاه های اطلاعاتی داخلی شامل پایگاه استنادی جهان اسلام، پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی و پایگاه پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک) و پایگاه های خارجی پاب مد، اسکوپوس و وب آف ساینس بدون در نظر گرفتن بازه زمانی بررسی شدند. از بین مطالعات یافت شده، 17 مطالعه با توجه به معیارهای ورود انتخاب شدند. نتایج نشان داد بیشترین عوامل شناختی همبسته با تشخیص اخبار جعلی تفکر تحلیلی و تفکر انتقادی است. نتایج همچنین نشان داد عوامل شناختی نه تنها در تشخیص بلکه در باور و انتشار اخبار جعلی نقش مهمی ایفا می کنند، بنابراین برای تشخیص اخبار جعلی به توانایی های شناختی بالایی نیاز داریم. این نتایج می تواند در تدوین و اثربخشی برنامه های آموزش سواد رسانه مورد استفاده قرار گیرد.
تحلیل اسلام هراسی در بازی های رایانه ای با مطالعه موردی اساسین کرید میراژ و تبیین راهبردهای فرهنگی مقابله در جوامع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۸)
529 - 560
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، بازی های رایانه ای به عنوان رسانه هایی اثرگذار در بازنمایی فرهنگی و شکل دهی به نگرش مخاطبان، جایگاه ویژه ای یافته اند. یکی از ابعاد مهم این بازنمایی ها، تصویرسازی از دین و هویت های مذهبی در بستر روایت های دیجیتال است. مسئله اصلی پژوهش حاضر، بررسی سازوکارهای بازنمایی اسلام هراسانه در بازی اساسین کرید میراژ است؛ اینکه چگونه این بازی با بهره گیری از روایت تاریخی، نمادهای اسلامی و فضاهای فرهنگی، به بازتولید تصویری تحریف شده از اسلام و مسلمانان می پردازد. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل مؤلفه های معنایی، تماتیک و نشانه شناختی در بازی مذکور و ارائه راهکارهایی راهبردی برای مواجهه فرهنگی با چنین بازنمایی هایی در جوامع اسلامی است. پژوهش از نظر رویکرد، کیفی و تفسیری است و با تلفیق روش تحلیل تماتیک با رویکرد نشانه شناسی فرهنگی انجام شده است. داده ها از طریق نمونه گیری هدفمند و نظری از صحنه ها، دیالوگ ها و عناصر روایی و گرافیکی بازی استخراج شده اند. یافته ها نشان می دهد که بازی با دو راهبرد اصلی، یعنی تحریف در بینش مخاطب و تحریک انگیزشی و عاطفی، مفاهیمی همچون جهاد، عدالت، عبادت و شهادت را در بستری خشونت آمیز و فرقه گرایانه بازتعریف می کند. همچنین با ترکیب نمادهای اسلامی با صحنه های تهدید و ترور، احساس ترس و بی اعتمادی نسبت به اسلام را در ناخودآگاه مخاطب تقویت می سازد. در پایان، راهکارهایی چون ارتقاء سواد رسانه ای انتقادی، تولید محتوای بومی و تقویت هم افزایی فرهنگی برای مقابله با گفتمان اسلام هراسی رسانه ای ارائه شده است.
ارائه الگوی سیاست گذاری فرهنگی مبتنی بر پیشران های مؤثر در آموزش مجازی دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۸)
821 - 862
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف طراحی الگوی سیاست گذاری فرهنگی آموزش مجازی دانشگاه با رویکرد آینده پژوهانه به عنوان چهارچوبی نظام یافته و عملیاتی به نگارش درآمد. سیاست گذاری بر مبنای آینده پژوهی رویکرد پیش دستانه را تقویت می کند تا قبل از ایجاد مسئله، شرایط را مدیریت کرده و با ارائه راه حلی مبتنی بر آراء ذی نفعان، احتمال بروز مشکل و بحران به حداقل رساند. دانشگاه یکی از مراکز راهبردی در کشور بوده و به عنوان نهادی هوشمند، خودتنظیم و خودراهبر راهی جز حرکت به سمت الگوی آینده نگاری راهبردی ندارد. پیشران آموزش مجازی، یکی از محرک های اصلی الگوواره پایداری در دانشگاه است که به عنوان دستیار جدی نظام آموزشی سنتی در مدیریت بحران ایفای نقش می کند، باوجوداین هویت اجتماعی دانشگاه در نظام آموزش مجازی، نگرانی های روزافزونی را نسبت به آینده این نظام در دانشگاه خصوصاً در بُعد فرهنگی اجتماعی به وجود آورده است. این پژوهش، از نظر هدف، توسعه ای کاربردی بوده و ماهیت آن توصیفی اکتشافی است. دراین راستا با همراهی پنل خبرگان از طریق مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته، با کمک روش تحلیل تأثیر ساختار متقابل و نرم افزار میک مک پیشران های مؤثر شناسایی گردید و بر اساس نتایج به دست آمده، با روش SSM (روش سیستم های نرم) الگوی سیاست گذاری فرهنگی بر اساس تعاملات پیچیده بین عوامل، توجه به ذی نفعان متعدد سیستم آموزش مجازی در دانشگاه، تضاد بین جهانی سازی آموزش مجازی و الزامات فرهنگی ایرانی اسلامی و تغییرات شدید فناوری، طراحی گردید. این الگو براساس الگوی فرایندی، در 5 مرحله طراحی شده است که مرحله اول، پیش بینی، تجویز و تصمیم گیری در مورد سیاست های فرهنگی متناسب با نیاز حال و آینده، مرحله دوم، شکل گیری و انتخاب سیاست ها، مرحله سوم، اجرای سیاست ها، مرحله چهارم، ارزیابی پسینی سیاست ها و مرحله پنجم، تعدیل، اصلاح یا تثبیت سیاست ها می باشد. این الگو با حفظ جامعیت نسبی، عقلانیت و منطق متعارف و توجه به ذی نفعان، به عنوان انگاره ای ساده اولاً، حدود و ثغور سیاست گذاری در دانشگاه؛ ثانیاً، جایگاه آموزش مجازی در دانشگاه و ثالثاً، متمرکز بر روندها و پیشران های مؤثر در حوزه سیاست گذاری است.
تأمل فقهی در رفتار بلاگران غذا در فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فضای مجازی بهعنوان یکی از ابعاد نوین زندگی انسان، تأثیر عمیقی بر جنبههای مختلف زیست فردی و اجتماعی گذاشته است. یکی از پدیدههای برجسته در این زمینه، «بلاگری غذا» است. رشد روزافزون پدیده بلاگری غذا در شبکههای اجتماعی، با پیامدهایی نظیر تبلیغ مصرفگرایی و اسراف، ضرورت بررسی این رفتار از منظر فقهی را نمایان میسازد. صفحات بلاگران غذا با تولید و انتشار گسترده محتواهای تصویری و ویدیویی (مانند موکبانگ، آموزش آشپزی، بررسی رستورانها و...) دنبالکنندگان زیادی را جذب نموده است. در این راستا، با هدف بررسی ابعاد فقهی این فعالیتها، ابتدا به تحلیل ساختار و فرایند تولید محتوای بلاگران غذا پرداخته و سپس با استناد به ادله نقلی و عقلی، تلاش کردهایم حکم فقهی این پدیده را روشن کنیم. روش تحقیق شامل تحلیل محتوای صفحات بلاگران، بررسی متون فقهی و استفاده از روش توصیفی- تحلیلی است. براساس نتایج، برخی از اشکال بلاگری غذا همچون موکبانگ با استناد به ادله عقلی و نقلی دارای حکم حرمت بوده و اشکال دیگر آن ممکن است مشمول کراهت باشند. همچنین وظایف ویژۀ حکومت اسلامی در زمینۀ نظارت و ساماندهی محتواهای تولیدشده در این حوزه و حمایت از تولید محتوای سالم و مفید، بررسی شده است.
تبلیغات سیاسی رایانشی و هوش مصنوعی: مطالعه موردی کمپین ترامپ در انتخابات 2016 امریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۴
163 - 186
حوزههای تخصصی:
با قدرت یافتن فناوری های نوین و ظهور رسانه های نو، تبلیغات سیاسی رایانشی به یکی از مهم ترین ابزارهای تأثیرگذاری بر افکار عمومی و مهندسی رفتارهای فردی و اجتماعی تبدیل شده است. نقش هوش مصنوعی در این میان، پرسشی اساسی درباره چگونگی دست کاری اطلاعات و اثرگذاری بر تصمیمات و رفتارهای افراد ایجاد کرده است.
این پژوهش به روش کتابخانه ای و اسنادی در جستجوی پاسخ به این سوال خود را قرار داده است و با مرور نظریات کلیدی و مطالعه موردی کمپین انتخاباتی دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۶ آمریکا، به بررسی نقش هوش مصنوعی در طراحی و اجرای کمپین های سیاسی دیجیتال پرداخته است.
نتایج نشان می دهد که هوش مصنوعی با تحلیل کلان داده ها توانسته است که پیام شخصی سازی شده برای هر فرد در شبکه ایجاد کند و با مدیریت بات های اجتماعی و آرایشی که در شبکه اجتماعی برای خود ایجاد کرده است؛ آن پیام ها را به هر کاربر مشخصی برساند. این الگو، زمینه ساز تبلیغات هدفمند برای تاثیرگذاری بر مخاطبان شده است.
از این رو می توان گفت که کمپین های دیجیتال مبتنی بر هوش مصنوعی، الگویی نوین مبتنی بر 5 لایه را شکل داده اند:
لایه برودکست و رسانه های سنتی، لایه سایت ها و وب1، لایه شبکه اجتماعی و اکانت های متصل، لایه شبکه اجتماعی و سلبریتی های دارای شبکه، لایه شبکه اجتماعی بات های هوشمند.
لایه برودکست و رسانه های سنتی، لایه سایت ها و وب1، لایه شبکه اجتماعی و اکانت های متصل سیاسی، لایه شبکه اجتماعی و سلبریتی های دارای شبکه، لایه شبکه اجتماعی بات های هوشمند.
کارکردگرایی بایستگی های قرآن کریم در انتقال مؤثر پیام دینی جهت دریافت مخاطب (مطالعه موردی: سریال تنها ترین سردار)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرآیند هدایت مخاطب انسانی همزمان باخلقت بشرآغاز و با فرستادن پیامبران الهی، ادامه یافته است. در گذشته دین در تمامی ساحتهای حیات بشری حضور فعّال داشته؛ اما به تدریج با تنزّل ایمان از امری نهادی و اعتقادی به امری کاملاً شخصی و تجربی که متأثر از اقتضائات ذاتی مدرنیته بود، تبدیل گشته است. در جهانی که رسانه ها حاکمان علی الاطلاق می باشند به ناچار از این ابزار به ویژه از زبان تصویر در جهت بسط مفاهیم دینی باید بهره جست. لذا با روش کتابخانه ای و اسنادی و هرمونتیک و کنکاش در تفاسیر به این نتایج دست یافته ایم که قرآن ضمن بسترشناسی مطلوب و مؤثر انتقال پیام رسانه ای دینی ذیل مؤلفه های اصول بنیادین محتوا، ابزار مؤثر انتقال، ملازمات منبع، ملازمات دریافت و ملازمات توأمان منبع و دریافت، به ترسیم و تحقق این سازوکار پرداخته و به این نتیجه دست یافته است که با ابزار رسانه بخصوص رسانه های تصویری می توان پیام دین را به مخاطب منتقل نمود و کاربست پارامترهای مذکور ارتباط گر دینی دغدغه مند را در ارتباطی مؤثر و مانا نسبت به عنصر مخاطب به صورت کاربردی یاری رسان می باشد که معیاری برای سنجش تولیدات رسانه ای هستند. این تحقیق به مطالعه موردی مجموعه تلویزیونی تنها ترین سردار در قالب جداول تطبیقی پرداخته است.
مروری بر رویه ها و قوانین پوشش رسانه ای جرم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۴۰)
169 - 193
حوزههای تخصصی:
در پی وقوع جرائم، رسانهها در راستای ایفای وظایف ذاتی خود به اعلام مشخصات متهم میپردازند. اینکه تا چه حد از این مشخصات افشا شود، بستگی به قوانین هر حوزۀ قضایی دارد. از آنجایی که مجرمبودن فرد متهم، اثبات نشده است، افشای هویت وی میتواند انگ جبرانناپذیر اجتماعی در پی داشته باشد. ازسویدیگر، افشای مشخصات آنان میتواند به قربانیان ناشناخته، امکان دسترسی به دادرسی عادلانه را بدهد؛ بنابراین، قوانین داخلی در پی برقراری تعادلی میان افشای مشخصات متهم و رعایت حقوق وی هستند. این مقاله به شیوۀ توصیفی ـ تحلیلی با بهرهگیری از منابع کتابخانهای و مطالعۀ تطبیقی اسناد، کتب، مقالهها و ترجمۀ متون صورت گرفته است. دولتها رویه و قوانین متفاوتی را نسبت به افشای اطلاعات متهم در رسانهها دنبال میکنند و این تنوع در تحقیق انجامشده که مقالۀ حاضر بر پایۀ آن است، به سه شیوه نمود یافته است: رویکرد محافظان که در آن پیشفرض، محافظت از متهم یا محکوم است؛ دیدهبانان که رویۀ معمول آنها افشای هویت و شناسایی کامل مجرمان است و دوسوگراها که ترکیبی از دو شیوۀ فوق را اجرا میکنند. بنابراین، اگرچه افشای اطلاعات متهم میتواند جنبۀ بازدارندگی داشته باشد یا قربانیان ناشناختۀ قبلی را از فرایند احقاق حق بهرهمند سازد، اما باید در نظر داشت اسناد حقوق بشری، دفاع از کرامت انسانی را دلیل وضع سازوکارهای تضمین حقوق متهم و دادرسی منصفانه دانستهاند. رسانهها نیز با رعایت اخلاق حرفهای به فرایند بازدارندگی از جرم و درعینحال تحقق حق بر حریم خصوصی، مساعدت میکنند.