مطالعات فضای مجازی و رسانه های اجتماعی
مطالعات فضای مجازی و رسانه های اجتماعی سال 2 پاییز 1404 شماره 3 (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
هوش مصنوعی به عنوان یکی از فناوری های چالش برانگیز معاصر، ساختار جوامع و صنایع را دگرگون کرده است. بااین حال، گسترش پرشتاب این فناوری، پرسش هایی درباره مدیریت و نظارت بر آن مطرح ساخته است. پیشرفت سریع هوش مصنوعی، چارچوب های سنتی تنظیم گری را که برای فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی طراحی شده بودند، به چالش کشیده است. سرعت توسعه الگوریتم ها از توانایی قانون گذاران برای وضع مقررات به روز پیشی گرفته و چالش هایی چون سوگیری الگوریتمی، نقض حریم خصوصی، و سوءاستفاده های احتمالی به همراه داشته است. از جمله نظریه های بنیادین و اثرگذار در این قلمرو، می توان به طبقه بندی راسل و نورویگ و نظریه زیست بوم هوش مصنوعی اشاره کرد. نبود اجماع جهانی در تعاریف و رویکردها، همراه با پراکندگی سیاست ها، تدوین چارچوب های مؤثر را دشوار ساخته است. داده ها شامل تحلیل های کیفی و با جستجوی «حکمرانی هوش مصنوعی» در پایگاه های علمی گردآوری شد. تحلیل مضمون نتایج پژوهش ها، ۲۹۷ کد اولیه، ۱۶ کد سازمان دهنده و چهار مضمون فراگیر را استخراج کرد. یافته ها در چهار محور کلیدی اخلاق هوش مصنوعی با تأکید بر شفافیت و کاهش سوگیری در الگوریتم ها؛ سیاست ها و چشم اندازهای جهانی؛ چالش های هماهنگی بین المللی و وحدت در تعریف، توسعه و کاربست هوش مصنوعی و زمینه های حکمرانی هوش مصنوعی دسته بندی شدند. الگوی پیشنهادی این پژوهش، معماری چندلایه ریسک محور است که ارزش ها را به قیود اجرایی سنجش پذیر نگاشت می کند، لایه هایِ فنی، اخلاقی، حقوقی را در سطوح ملی، بخشی، سازمانی و چرخهعمر پوشش داده، و در نهایت تلاش دارد شکاف مبنا تا عمل را کاهش دهد.
چالش های دیپلماسی سایبری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت دیپلماسی سایبری در ادبیات سیاسی ایران و تحلیل چالش های اصلی و راهکارهایی عملی برای بهره برداری از دیپلماسی سایبری در جهت توسعه و تقویت دیپلماسی کشور. در این تحقیق با تکنیک تحلیل ثانویه و مرور نظام مند دستاوردهای پژوهش های پیشین و باتوجه به نوع انتظارات مطرح، با شیوه تحلیلی - توصیفی و از روش کتابخانه ای استفاده می شود. در تحلیل چالش ها و موانع دیپلماسی سایبری ایران، نخستین عامل مهمی که مطرح می شود، تحریم ها و محدودیت های فناوری است. دومین مانع بزرگ، مسائل امنیتی و تهدیدات سایبری است که کشورها در سطح جهانی با آن مواجه اند. ایران در سال های اخیر تجربه حملات سایبری گسترده ای را از سوی گروه های هکری و دولت های خارجی داشته است. چالش سوم مربوط به حکمرانی فضای مجازی است. سیاست های داخلی مانند فیلترینگ گسترده و محدودیت های دردسترس بودن اینترنت در ایران، توانایی تعامل با دیگر کشورها در فضای دیجیتال را کاهش داده است. از سوی دیگر، سوم ویکی از مهم ترین چالش ها، ضعف هماهنگی و برنامه ریزی داخلی در اجرای دیپلماسی سایبری است. درحالی که دیپلماسی سایبری باید به طور جامع و هماهنگ میان نهادهای مختلف کشور ازجمله وزارت امور خارجه، وزارت ارتباطات، سازمان های امنیتی و نهادهای خصوصی صورت گیرد. دیپلماسی سایبری برای ایران نه تنها یک ضرورت، بلکه یک چالش بزرگ در دنیای دیجیتال است. کشورهایی که بتوانند به طور مؤثر از این ابزار برای تقویت روابط بین المللی و مقابله با تهدیدات سایبری استفاده کنند، قادر خواهند بود نقش مهم تری در نظام جهانی ایفا کنند. ایران باتوجه به موقعیت ژئوپلیتیکی خود و تهدیدات متعددی که با آن مواجه است، نیازمند یک دیپلماسی سایبری استراتژیک و هماهنگ است تا بتواند از این فرصت ها بهره برداری کند و موانع موجود را برطرف سازد.
ساختار و کارکردهای نهادهای تنظیم گر ویدئو مبتنی بر تقاضا(مورد مطالعه: چین، انگلستان و آمریکا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله نهاد تنظیم گر ویدئو مبتنی بر تقاضا در ایران، همواره مطرح و مورد اختلاف محافل علمی و سیاستی بوده است. این مقاله تلاش می کند تا با مطالعه تجارب جهانی در عرصه تنظیم گری ویدئو مبتنی بر تقاضا، نظام سیاست پژوهی و سیاست گذاری کشور در عرصه سکوهای ویدئو مبتنی بر تقاضا را یاری نماید تا بتواند درخصوص تنظیم گری این حوزه مواجهه مناسب تر و روزآمدتری داشته باشد. نتایج این مقاله که با روش اسنادی و توصیفی-تحلیلی انجام شده است، نشان می دهد کشورها هر یک به اقتضاء شرایط داخلی خود به سمت یکی از مدل های تنظیم گری حرکت کرده اند و یک یا چند نهاد تنظیم گر با ساختار و کارکردهای مختص به خود تشکیل داده اند. وجود نظام حقوقی جامع (شامل سیاست های کلان رسانه ای و مقررات صریح) و به روزرسانی مکرر قواعد حقوقی، عبور از نگاه بخشی و همگرایی در تنظیم گری، وجود بازوهای پژوهشی ذیل تنظیم گران برای آینده پژوهی و رفع نیازمندی های نظری و عملیاتی آنان، نزدیک شدن مقررات حاکم بر سامانه های ویدئوی درخواستی به مقررات حاکم بر برودکست و استفاده از فناوری های نوین در عرصه تنظیم گری از یافته های این پژوهش است. توصیه های سیاستی نیز عبارتند از: «گفتمان سازی تحولات جدید در میان مدیران دستگاه های تصمیم گیر»، «تدوین سیاست های کلی رسانه»، «تدوین نظام حقوقی یکپارچه برای انواع فعالیت رسانه ای با نگاه جامع به سپهر رسانه ای کشور»، «استفاده از مدل نظارت پسینی تحت شرایط خاص»، «تدقیق تقسیم وظایف تنظیم گران (ایجاد هماهنگی و همکاری موثر بین آن ها)» و «حرکت به سمت وضعیت ایده آل همگرایی (ادغام تنظیم گران و ایجاد یک سازمان تخصصی تنظیم گر رسانه با حضور ذی نفعان مختلف)».
ماتریس رسانه: معماری نوین جنگ های ترکیبی بر پایه همگرایی رسانه و هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همگرایی فزاینده هوش مصنوعی، فناوری های رسانه ای و تاکتیک های جنگ ترکیبی، چشم انداز امنیت بین الملل را با چالش های پیچیده ای مواجه ساخته است. این پژوهش باهدف ارائه یک چارچوب تحلیلی منسجم، مفهوم نوآورانه «ماتریس رسانه» را برای تبیین تأثیرات متقابل این سه حوزه معرفی و ارزیابی می کند. پرسش اصلی تحقیق بر این محور استوار است که هوش مصنوعی چگونه استراتژی های رسانه ای را در جنگ های نوین متحول ساخته و بر شکل دهی ادراک عمومی و فرایندهای تصمیم گیری راهبردی تأثیر می گذارد؟ این مطالعه با اتخاذ رویکرد کیفی و روش فراترکیب بر روی منابع علمی و گزارش های راهبردی معتبر انجام شده است. یافته های کلیدی نشان می دهد که هوش مصنوعی با خودکارسازی تولید و انتشار هدفمند اطلاعات، اجرای عملیات روانی در مقیاس وسیع و تحلیل کلان داده ها برای شناسایی آسیب پذیری های شناختی، جنگ اطلاعاتی را به رکن اصلی تاکتیک های ترکیبی مدرن تبدیل کرده است. این فناوری، رسانه را از یک ابزار اطلاع رسانی صرف به یک «میدان نبرد شناختی» تغییر ماهیت داده و مرز میان جنگ نظامی و اطلاعاتی را به طور فزاینده ای محو می کند. همچنین، چالش های جدی اخلاقی و حقوقی ناشی از این همگرایی شناسایی گردید. در نهایت، این پژوهش نتیجه می گیرد که چارچوب «ماتریس رسانه» ابزاری مفهومی و کارآمد برای درک منازعات معاصر است و بر ضرورت فوری تدوین مقررات بین المللی و ارتقای سواد رسانه ای برای مقابله با تهدیدات ناشی از آن تأکید دارد.
تبیین جامعه شناختی تأثیر شبکه های اجتماعی بر شکل گیری هویت اجتماعی جوانان (مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه های شهر سنقر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف بررسی تأثیر شبکه های اجتماعی بر شکل گیری هویت اجتماعی جوانان، با تمرکز بر دانشجویان انجام شده است. روش تحقیق به صورت پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه ساختاریافته شامل چهار بخش (اطلاعات جمعیت شناختی، میزان و نوع استفاده از شبکه های اجتماعی، ابعاد هویت اجتماعی، و چالش ها و فرصت ها) طراحی و اجرا گردید. جامعه آماری شامل تعدادی دانشجویان دانشگاه های سنقر بوده و نمونه گیری به صورت تصادفی طبقه ای انجام شد. داده ها با بهره گیری از روش های آماری توصیفی و استنباطی، شامل آزمون های همبستگی و تحلیل مقایسه ای، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی و ابعاد مختلف هویت اجتماعی از جمله احساس تعلق، مقبولیت اجتماعی و خود بیانگری - رابطه ای مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین مشخص شد که اگرچه این فضاها فرصت هایی برای توسعه سرمایه اجتماعی و تعاملات فرهنگی فراهم می کنند؛ اما می توانند موجب بروز چالش هایی مانند بحران هویت و کاهش پایبندی به ارزش های بومی نیز شوند. یافته های این تحقیق می تواند به سیاست گذاران و مدیران فرهنگی در طراحی برنامه های آموزشی و رسانه ای متناسب با نیازهای جوانان کمک کند.
تحلیل اثربخشی تبلیغات برندهای پوشاک ورزشی در اینستاگرام بر اساس مدل AIDA(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش پیش رو، تحلیل اثربخشی تبلیغات برندهای پوشاک ورزشی در اینستاگرام بر اساس مدل AIDA بود. روش پژوهش از منظر هدف، کاربردی و از منظر ماهیت و روش، توصیفی - تحلیلی بود که به صورت میدانی انجام شد. نمونه آماری شامل 384 نفر از کاربران شبکه اجتماعی اینستاگرام برندهای پوشاک ورزشی ایرانی بود. ابزار تحقیق پرسشنامه کردلو (1389) بود و جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تی تک نمونه ای و باینومیال در نرم افزار SPSS27 استفاده شد. نتایج آزمون تی تک نمونه ای نشان داد که بین میانگین مؤلفه های تحقیق با نمره ملاک چهار اختلاف معناداری وجود دارد و میانگین های به دست آمده از نمره ملاک بزرگ تر هستند، بدین معنا که تبلیغات رسانه اجتماعی اینستاگرام اثربخش بوده اند. همچنین درمجموع متغیر تحقیق نیز اختلاف معناداری با نمره ملاک در سطح مثبت دارد. بدین معنی که تبلیغات اینستاگرام اثربخشی مثبت معناداری بر مشتریان برندهای پوشاک ورزشی دارد. تبلیغات از طریق رسانه اجتماعی اینستاگرام در مؤلفه های جلب توجه، ایجاد آگاهی و علاقه، ایجاد تمایل و انگیزه، اقدام به خرید دارای اثربخشی بیش از 50 درصد در سطح معناداری 05/0 بوده است و بیشترین اثربخشی متعلق به مؤلفه اقدام به خرید با 76 درصد اثربخشی بوده است. رسانه اجتماعی اینستاگرام به عنوان یک ابزار جدید و پرطرفدار در عصر ارتباطات و یک کانال جدید و محبوب برای انتقال پیام های تبلیغاتی، موردتوجه بسیاری قرار گرفته اند. برندهای پوشاک ورزشی بایستی در این حوزه تمرکز بیشتری داشته باشند و با استفاده از بیگ دیتاها اثربخشی تبلیغات را در رسانه های اجتماعی با حفظ حریم خصوصی افراد و در ابعاد مختلف بررسی و تحلیل شود.