فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۳٬۳۳۷ مورد.
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
126 - 144
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به تحلیل تأثیر مولفه های دینی بر بازنمایی نقش فرشته در نقاشی قهوه خانه ای و نگارگری دوران معاصر در ایران می پردازد. ضرورت پرداختن به این موضوع از اهمیت نمادگرایی به عنوان یکی از موثرترین ابزارهای انتقال معنا نشأت می گیرد که همواره مورد توجه هنرمندان اسلامی بوده است. در عرف عام جوامع اسلامی، فرشتگان موجوداتی تخیلی هستند که در ادبیات، افسانه ها و داستان های ملی و مذهبی مردمان این جوامع به انحا مختلف بازنمایی شده اند. از این رو تصاویر و نقاشی های فرشتگان حاوی رمزگان و دلالت هایی اند که معرف شیوه های اندیشیدن آدمیان در برهه های متفاوت در باب موجودات آسمانی هستند. پژوهش حاضر در صدد است گونه های مختلف تصاویر فرشتگان در نقاشی های قهوه خانه ای و نیز در نگارگری ایرانی در دوران معاصر را با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی مطالعه کند. میدان مطالعه مشتمل است بر پرده های نقاشی قهوه خانه ای مربوط به دوره قاجار و پهلوی اول موجود در موزه ها و نیز آثار نگارگری معاصر که نقش فرشته را بازنمایی کرده اند. انتخاب این آثار بر مبنای سه ملاک «حضور آشکار یا نمادین نقش فرشته در اثر»، «اصالت اثر» و «تنوع زمانی و مکانی برای پوشش دگرگونی های تاریخی فرهنگی» انجام گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که به لحاظ ظاهری، فرشته های اسلامی نمایی انسان گونه، واقع گرا و با خصوصیاتی معمول دارند اما هنرمند، جز در دوره هایی خاص، برای آنان جنسیت قائل نشده است. فرشته ها از این حیث در هاله ای مقدس بازنمود یافته اند. فرشتگان نمایی از درون انسان را به نمایش می گذارند و انسان را در جدال با نفس خویش یاری می کنند. در برخی آثار، فرشته ها در نقش فرشته عدالت اکثرا با چشمانی بسته و شمشیر به دست نمایانده شده و همیشه در حال نبرد با نیروی شر می باشند، اما در برخی آثار نیز آنان به صورت زنان جوانی نمایش داده شده اند. نتایج همچنین حکایت از آن دارد که با وجود تقدس فرشته و جایگاه آن در تمامی ادیان، بازنمایی نقش فرشته در جهان بینی اسلامی متناسب با فضای حاکم و نیز رویکردهای هنری هر دوره دچار تحول شده است و به تدریج جنبه قدسی فرشته کم رنگ شده و وجوه مادی و انسانی آن برجسته شده است.
چارچوب کلی سیاستگذاری نماز جمعه مبتنی بر اندیشه فرهنگی آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی فرهنگ سال ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
87 - 113
حوزههای تخصصی:
نماز جمعه یکی از مهم ترین مناسک و نهادهای مذهبی، فرهنگی و سیاسی دین اسلام است که امروزه دارای ظرفیت عظیمی در سراسر کشور می باشد. استفاده حداکثری از این ظرفیت در ساحت فرهنگ سازی، نیازمند سیاستگذاری دقیق در این عرصه مبتنی بر یک اندیشه نظام مند فرهنگی است. در همین راستا پژوهش حاضر درصدد پاسخگویی به این پرسش است که چارچوب کلی سیاستگذاری نماز جمعه و بایسته های کلان حاکم بر این حوزه چیست و برای پاسخگویی به این پرسش، به اندیشه فرهنگی آیت الله خامنه ای مراجعه می کند. رهیافت پژوهش حاضر از نوع کیفی و روش اجرای آن، تحلیل مضمون است. با توجه به نتایج تحقیق، ازآنجایی که با تأکید بر فطرت، مدیریت فرهنگ امری ممکن است، نماز جمعه به دلیل ویژگی هایی چون «ذکر الله»، «پیوند ذهن و دل»، «استمرار هفتگی»، «اجتماع مردمی» و... یکی از ابزارهای هدایت گری فرهنگی است که مردم در آن عاملیت و پویایی دارند. امام جمعه نیز دارای اساسی ترین نقش در این آیین است که بایست دارای ویژگی هایی چون «رفتار پدرانه»، «تقوای عملی»، «سلوک مردمی» و... باشد.
تحلیل نشانه شناختی نقوش هندسی سنگ قبرها در پرتو مقوله فرهنگ عامه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
115 - 132
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، تأملی در سرشت و مؤلفه های فرهنگ عامه استان گلستان از طریق تحلیل نشانه شناختی نقوش هندسی موجود بر سنگ قبرهای منطقه است. سنگ قبرها جلوه ای از باورهای اسطوره ای و سنن بومی و عرفهای تاریخی یک منطقه است که در متن فرهنگ عامه مردم نمود عینی می یابند. این نقوش در مقام آفریده های ذهن خلاق حجار بازتابگر هویت فرهنگی مردم و حاوی و حامل معناها و دلالتهای تثبیت شده فرهنگی و تاریخی است. پژوهش حاضر می کوشد از طریق تحلیل نشانه شناختی این نقوش طریقی برای شناخت کیفی اسطوره ها، باورهای دینی، کلیشه های فرهنگی و عرف عام مردم منطقه گلستان پیدا کند. نتایج بیانگر آن است که پیوندی عمیق بین نقوش هندسی سنگ قبرهای منطقه و فرهنگ و آداب و رسوم تاریخی مردم وجود داشته است. باورها، آداب و رسوم و فرهنگ جامعه از جمله عواملی است که باعث به وجود آمدن و ماندگار شدن این سنگ قبرها و نقوش آنها تا به امروز گردیده است.
تحلیل تأثیر شبکه های اجتماعی بر دیپلماسی فرهنگی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۷
989 - 1026
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر شبکه های اجتماعی بر دیپلماسی فرهنگی ایران(مسئله) با استفاده از روش تحقیق کمّی و تحلیل داده های جمع آوری شده از ۱۵۵ پرسشنامه محقق-ساخته انجام شده است(روش). در عصر دیجیتال، شبکه های اجتماعی به ابزاری کلیدی برای تبادل فرهنگی و دیپلماسی عمومی تبدیل شده اند. این مطالعه به بررسی نقش این شبکه ها پرداخته و درصدد پاسخ به این سوال است که شبکه های اجتماعی چگونه و با چه سازو کارهایی بر دیپلماسی فرهنگی ایران تأثیر می گذارند؟ یافته ها نشان می دهد که شبکه های اجتماعی بر ابعادی مانند تبادل فرهنگی (۰.۴۵۸)، تصویر ایران (۰.۳۴۲)، و همکاری های بین المللی (۰.۷۸۵) تأثیر معناداری دارند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که شبکه های اجتماعی ابزاری مؤثر برای تقویت دیپلماسی فرهنگی ایران هستند، اما نیازمند راهبردهای هوشمندانه ای مانند تولید محتوای جذاب و بهره گیری از فناوری های نوین می باشند. این نتایج نشان می دهد که شبکه های اجتماعی می توانند به عنوان ابزاری مؤثر در تدوین و اجرای سیاست های فرهنگی مورد استفاده قرار گیرند. (یافته ها و نتایج)
«خانه عنکبوت»، تبیین حک شدگی بازاریابی شبکه ای در پارادایم جامعه شناسی اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازاریابی شبکه ای، نوعی فروش مستقیم است که از طریق آن، کالاها از طریق تماس مستقیم مشتری و توزیع کنندگان مستقل، به فروش می رسند. سازمان های فروش مستقیم، اغلب به شکل محیط های شبه خانگی به تصویر کشیده می شوند که ویژگی اصلی آن ها، همکاری افقی به همراه پیوندهای عاطفی ا ست. در این سازمان ها، فرایند شبکه سازی از دو بخش عمده تشکیل شده است؛ ابتدا، توزیع کنندگان، انواع گوناگون روابط شخصی را برای ایجاد معاهده های تجاری فعال می کنند؛ دوم، توزیع کنندگان، شکل و جوهر شبکه های اجتماعی/تجاری خود را به منظور تحکیم اعتماد و حل تنش های ذاتی موجود در کنش های اقتصادی مبتنی بر شبکه، تغییر می دهند. این همپوشانی کسب درآمد و دوست یابی در فروش مستقیم، پرسش های جامعه شناختی بنیادینی را ایجاد می کند: «توزیع کنندگان چگونه اعتماد را حفظ و شبکه های خود را تحکیم می کنند؟» «آن ها چگونه روابط شخصی را به سوی کنش های اقتصادی سودآور هدایت می کنند؟» مقاله حاضر که پژوهشی اکتشافی کیفی به روش مرد م نگاری مجازی است، برای پاسخ به این پرسش ها از مفهوم حک شدگی جامعه شناسی اقتصادی بهره گرفته است. در این مقاله، فرایند حک شدگی بازاریابی شبکه ای در چهار سطح شبکه، منفعت، سازمان، و فرهنگ تبیین شده است. مقوله های خفقان اطلاعات و تجاری سازی پیوندها به سطح شبکه، فردگرایی لیبرال و بازاریابی اعتقادی به سطح منفعت، اجتماع شبه خانوادگی و رهبران عقاید به سطح سازمان، و سرانجام، رؤیای کارآفرینی و تحقق عدالت به سطح فرهنگ تعلق دارند.
شیوه های بهره گیری از نظریه در پژوهش های جامعه شناسی؛ مروری نظام مند برای شناسایی چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع این تحقیق ناظر بر شیوه های بهره گیری دانشجویان جامعه شناسی از نظریه در پژوهش بوده و با هدف شناسایی چالش ها در این خصوص انجام شده است. مطالعه حاضر با اتکا به مرور نظام مند 176 پژوهش در رشته جامعه شناسی و در بازه زمانی 1400-1391، به این نتیجه دست یافت که چالش های موجود را می توان ذیل چهار محور خلاصه کرد: 1) اختلال در نسبت یابی تحلیلی (اشتباه در انتخاب نظریه)؛ 2) ضعف در درک، تفسیر و تطبیق مفاهیم نظری (ناتوانی در پردازش نظریه)؛ 3) اختلال در فاصله گذاری تحلیلی با نظریه (باور قلبی به صادق بودن نظریه)؛ 4) تحمیل پیش فرض نظری به واقعیت (تمایل قلبی به صادق بودن نظریه). یافته ها گویای آن است که این مشکل به ساختارهای آموزشی و فرهنگی مسلط بر تولید علم در کشور باز می گردد؛ اگرچه بخش اندکی از آن را می توان به مهارت های فردی نیز نسبت داد. از این رو، برای عبور از وضع موجود نیازمند تحول در سه سطح راهبردی هستیم: 1) تحول در گفتمان نظریه پردازی؛ 2) بازآرایی نهادی نظام آموزش عالی؛ 3) تقویت تربیت نظری دانشجو. دستیابی به چنین افق هایی نیز تنها از مسیر تقویت اراده جمعی در دانشگاه، بازاندیشی در سنت های رایج و تقویت روحیه گفت وگوی انتقادی ممکن است. در غیراین صورت، بهره گیری از نظریه در میان بخشی از جامعه دانشگاهی همچنان در سطحی نمایشی، صوری و غیرمولد باقی خواهد ماند.
تحلیل فیلم ماتریکس (1999) با تکیه بر دیدگاه سفر قهرمان جوزف کمبل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
163 - 174
حوزههای تخصصی:
جوزف کمبل با توجه به شباهت های ساختاری قصه ها و اساطیر ملل مختلف، الگویی واحد برای قهرمان تمامی داستان ها ترسیم کرد که آن را «سفر قهرمان» نامید. این الگو که 17 مرحله دارد به لحاظ تفاوت فرهنگ ها و زمان ها دچار تغییر و تحول شده و شماری مراحل آن ممکن است در برخی داستان ها و قصه ها وجود نداشته باشد اما اساس و بنیاد آن همواره ثابت بوده و شامل سه مرحله اصلی عزیمت، تشرف و بازگشت است. در این مقاله سعی بر آن است تا با روش کیفی و ضمن تحلیل قهرمان فیلم ماتریکس (1999) به این سوال پاسخ داده شود که مراحل سفر قهرمان داستان تا چه اندازه بر این رویکرد منطبق است. این پژوهش از نوع بنیادی بوده و روش گرد آوری داده های آن به شیوه اسنادی و میدانی (مشاهده فیلم) انجام شده است. نتایج بدست آمده نشان می دهد که قهرمان فیلم در مرحله عزیمت با هدف پاسخ به این سوال که ماتریکس چیست وارد مرحله عزیمت می شود. در مرحله تشرف حقیقت ماتریکس پس از گذراندن آزمون ها و موانع مختلف بر قهرمان آشکار می شود. وی که اکنون به فردی منجی تبدیل شده در مرحله سوم یا بازگشت به جهان واقعی بر می گردد تا سایر انسان های متصل به ماتریکس را رها سازد. شاید کمتر داستانی را بتوان یافت که تمامی مراحل رویکرد کمبل را داشته باشد. اما فیلم ماتریکس در زمره این استثنا ها قرار گرفته و چرخه سفر قهرمان [مراحل 17 گانه] را به صورت کامل و بی هیچ کم و کاستی پشت سر می گذارد.
تحلیل نظام مند مطالعات بازی در ایران: رویکردها، مفاهیم و دستاوردها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
175 - 198
حوزههای تخصصی:
بازی ویدئویی، در سه دهه گذشته و در سطح جهانی تبدیل به یکی از مهمترین حوزه های صنعت فرهنگی شده است و میلیون ها گیمر در سراسر جهان، به بازی به عنوان یک محصول فرهنگی مهم نگاه می کنند. به عنوان مصرف کنندگان بازی، کودکان، نوجوانان و جوانان در معرض تأثیرات فرهنگی و اجتماعی هستند. از همین رو محققان ایرانی در سه دهه گذشته، تحقیقات متعددی را در حوزه تاثیرات فرهنگی بازی های ویدئویی به انجام رسانده اند. مطالعه مروری منظم تحقیقات منتشرشده در سه دهه گذشته نشان می دهد که طی این سال ها، ده ها مقاله علمی- پژوهشی در ارتباط با ارزیابی اثرات فرهنگی بازی های ویدئویی منتشر شده است. مطالعه نظام مند 48 نمونه منتخب از این مقالات نشان می دهد که محققان ایرانی بیش از هر چیز اثرات فرهنگی بازی های ویدئویی را با توجه به دو حوزه «بازنمایی» و «مصرف» مورد ارزیابی قرار داده اند و از اهمیت حوزه های دیگر نظیر «هویت»، «تولید» و «تنظیم» غافل شده اند. همچنین فقدان یک چارچوب نظری کلان نگرانه در تحلیل اثرات فرهنگی بازی های ویدئویی مشاهده می شود. با توجه به تنوع ناکافی در طراحی و به ویژه جهت گیری های تحلیلی این مطالعات توصیه می شود که محققان ایرانی با پرداختن به تاثیر بازی های ویدئویی بر هویت، سازوکارهای تولید بازی و همچنین تاثیر قوانین بر مصرف فرهنگی بازی های ویدئویی و استفاده از چارچوب های کلان نگرانه همچون چارچوب «مدار فرهنگی» هال و دوگای، به صورت جامع و همه جانبه اثرات فرهنگی بازی های ویدئویی را ارزیابی کنند.
شناسایی شاخصه ها، چالش ها و راهکارهای دین داری در جامعه امروز در میان جوانان از منظر دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی شاخصه ها، چالش ها و راهکارهای دین داری در جامعه ی امروز در میان جوانان از منظر دانشجویان بود. با توجه به هدف پژوهش از پارادایم انتقادی، رویکرد کیفی و روش پژوهش هنجاری: ابعاد و دیدگاه ها و همچنین روش پژوهش انتقادی، بهره برده شد. میدان پژوهش، شامل 26 نفر از دانشجویان دختر و پسر ترم چهار گروه آموزشی ابتدایی دانشگاه فرهنگیان استان کردستان، در سال تحصیلی 1403-1402 بود. انتخاب دانشجویان به روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس بود. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه ی نیمه ساختاریافته محقق ساخته بود. یافته های پژوهش در سه بخش 1. شاخصه های دین داری در زمینه ی فردی و اجتماعی، 2. چالش های دین داری در زمینه ی اجتماعی، آموزشی و ذهنیتی و 3. راهکارهای غلبه بر چالش ها، ارائه شد. نتایج نشان داد، چالش های موجود در مسیر دین داری چندبعد ی اند و هم از محیط افراد و شرایط تربیتی و آموزشی، سرچشمه می گیرند و هم تحت تأثیر نگرش و درونیات افرادند؛ لذا برای ریشه یابی این چالش ها نیاز است که هر دو حیطه ی درون فردی و برون فردی افراد، مورد توجه قرار گیرد. در این جهت، تحلیل راهکارها نشان داد که نیاز است به جای تأکید بر آموزش دین، بر زمینه سازی در حیطه ی اجتماعی و تربیتی و پرورش فکری، تأکید شود.
در مسیر کوهستان: خوانش پسااستعماری سفرنامه های هِنری راولینسون در کُردستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
1 - 13
حوزههای تخصصی:
سفرنامه ها متونی مهم هستند که در حکم الواح باستانی عمل می کنند و همزمان نوعی پراکتیس گفتمانی نویسندگان در حرفه های مختلف به حساب می آیند. خوانش پسااستعماری بر آن است که فرا رفتن از توصیف و توضیح این متون امری ضروری است. زیرا این متون در سطح ساختاری و فردی، هستی خود را از واقعیت اجتماعی دوران خلق خود گرفته اند و در نتیجه به وجوه گفتمانی عصر خود آلوده اند. بدین ترتیب، مقاله پیشِ رو در چارچوب تحلیل متن، به کمک منظومه ای از مفاهیم نظری و روش شناختی برگرفته از حوزه مطالعات پسااستعماری، دو سفرنامه هنری کرِزیک راولینسون (سفرنامه تبریز و سفرنامه گذر از زهاب به خوزستان) را تحلیل کرده است. بر اساس این تحلیل، راولینسون منظومه ای گفتمانی را شکل می دهد که عناصر اصلی آن حول دال مرکزی جهان غرب مفصل بندی شده است. جهان دیگری، شرق (کُردستان) است که در این متون یا نادیده گرفته شده یا وجوه متعدد حیات اجتماعی آن بیشتر به صورت ابژه های بی جان نمود پیدا کرده است. این دیگری موقعیتی فرودست و ابتدایی و به دور از جهان پیچیده به اصطلاح مدرن غرب دارد. در این دو متن، آنچه بحران بازنمایی نامیده می شود به صورت «منفی نمایی، اگزوتیسم، زیست انگاری و فرادستی اخلاقی» خود را نشان داده است.
خرده فرهنگ بزهکاری در سکونتگاههای غیررسمی (مطالعه موردی: نوجوانان منطقه 18 شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
97 - 114
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی پژوهش حاضر واکاوی بسترهای شکل گیری خرده فرهنگ بزهکاری در میان نوجوانان در فضاهای همگانی در سکونتگاه های غیررسمی است. میدان مطالعه منطقه 18 شهر تهران است که چهار نمونه از فضاهای همگانی این منطقه، که قلمرو پرسه زنی و کنشگری نوجوانان هستند، به شیوه نمونه گیری هدفمند برای مطالعه انتخاب شده اند. سوژه های موردمطالعه نیز به شیوه نمونه گیری هدفمند، با بیشینه پراکنش، از میان نوجوانانی که در این فضاها حضوری دایمی دارند انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه عمیق فردی و روش تفسیر داده ها تحلیل تماتیک یا مضمونی است. نتایج نشان می دهد که سوژه های موردمطالعه در این فضاها به طور معمول مرتکب سه طیف از جرایم و بزهکاری می شوند: جرایم علیه اشخاص، جرایم علیه اموال و انجام کنش های وندالیستی. نوجوانان ارتکاب این اَعمال را در متن خرده فرهنگ بزهکاری و به-مثابه بخشی از هویت گروهی و کردارهای روزمره به انجام می رسانند. این خرده فرهنگ خود حاصل زمینه ها و بسترهایی همچون «ازجاکندگی خانواده و فقدان حمایت های عاطفی»، «انگ زنی در سکونتگاه های غیررسمی»، «بافت شهری متراکم و جمعیت های نامتجانس»، و «سیطره فرهنگ مصرفی مبتذل بر فضاهای عمومی» است. سوای زمینه های شکل گیری، این خرده فرهنگ اما واجد پیامدهایی مهم در زندگی نوجوانان است که «بازتولید فرودستی»، «سرخوردگی و واپس روی»، «پذیرش جایگاه رانده شدگان»، «انزجار از فرهنگ کلی جامعه» و «احساس زائد بودن» مهم ترین شان هستند. دست آخر این که نوجوانان به واسطه همین خرده فرهنگ با اتخاذ تدابیری چون «نافرمانی مدنی»، «گسست از خانواده و انتخاب زیست مجردانه» و «ابداع سبک های بدیع در بدن آرایی و بدن نمایی» در برابر قواعد اجتماعی موجود مقاومت می کنند.
شناسایی پیشران های تبدیل زبان فارسی به زبان علم جهان در افق 40 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه و گسترش زبان فارسی به عنوان یکی از زبان های غنی و با تاریخچه ای طولانی در حوزه ادبیات و فرهنگ، همواره یک چالش و فرصت برای پژوهشگران و فعالان فرهنگی بوده است. هدف پژوهش حاضر شناسایی پیشران های مؤثر بر تبدیل زبان فارسی به زبان علم جهان در افق 40 ساله است. برای دستیابی به هدف پژوهش پس از انجام مطالعات کتابخانه ای، فهرستی شامل 90 پیشران مؤثر بر تبدیل زبان فارسی به زبان علم شناسایی شد. سپس با استفاده از روش تحلیل مضمون، پیشران های فوق به 18 پیشران نهایی تقلیل یافتند. پس از تشکیل ماتریس اثرات متقابل پیشران های فوق، این ماتریس در اختیار 18 تن از خبرگان قرار گرفت. درنهایت، نظرات جمع آوری شده در خصوص تأثیرگذاری و تأثیرپذیری هر یک از پیشران ها در این ماتریس گنجانده شد. با به کارگیری روش تحلیل ساختاری و تحلیل خروجی نرم افزار میک مک، میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری مرتبط با هر یک از پیشران ها تعیین گردید. بر این اساس عوامل «نهادسازی داخلی به منظور ترویج زبان و ادبیات فارسی»، «بهره برداری از ظرفیت نخبگان خارج از کشور»، «استفاده از ظرفیت علم و فناوری در توسعه زبان و ادبیات فارسی» و «فارسی سازی هوش مصنوعی و فناوری شناختی» به عنوان پیشران های مؤثر که دارای بیشترین تأثیرگذاری بر مسئله تبدیل زبان فارسی به زبان علم جهان در افق 40 ساله هستند، شناسایی شدند.
تله فضایی فقر و پیامدهای برساخت کولبری در مناطق مرزی کردستان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
41 - 57
حوزههای تخصصی:
با بررسی پیشینه پژوهش ها و مطالعات مرزی، پیداست که تحلیل ها در باب علل و پیامدهای اجتماعی- فرهنگی کولبری محدود می باشد. به همین منظور، پژوهش حاضر با استفاده از مفاهیم فضا، تولید فضا و تله فضایی فقر در پی دستیابی به این مهم با مطالعه جامعه مرزنشینان شهرستان بانه و مریوان در استان کردستان می باشد. روش انجام پژوهش، کیفی بوده که با استفاده از روش نظریه زمینه ای و کاربست نمونه گیری هدف مند و گلوله برفی، 56 نفر از افراد مطلع و درگیر در پدیده کولبری به عنوان نمونه انتخاب گردیده اند. اطلاعات به روش تحلیل زمینه محور و کدگذاری باز و محوری با استفاده از شیوه اشباع نظری و مدل پارادایمی بیان شده اند. یافته های تحلیلی نشان می دهد که تله فضایی فقر، برساخت پدیده کولبری را در مناطق مرزی کردنشین به دنبال داشته است. کنشگران مرزی به واسطه شرایط علّی حاکم از جمله فشار اقتصادی، نبود منبع درآمد جایگزین، جبر محیطی و ضعف درآمد پیله وری و همچنین غالب بودن بسترها و زمینه هایی همچون ضعف بخش کشاورزی، نبود صنعت و اشتغال صنعتی و ضعف اشتغال گردشگری و با شرایط مداخله گر و مکانیسم هایی همچون امنیتی کردن مناطق مرزی و تاریخی بودن تجارت در منطقه، تنها استراتژی را استفاده از توانایی های جسمی خود یافته و به کولبری روی آورده اند. همین استراتژی، پیامدهایی اجتماعی- فرهنگی در قالب 5 مقوله محوری به دنبال داشته است که از جمله تخریب سرمایه های انسانی بومی، رشد مصرف گرایی، تنزل کرامت انسانی و حقوقی افراد، رشد فضاهای فقرپرور و حاشیه نشین، تداوم چرخه فقر و بازتولید کولبری در میان ساکنان مناطق مرزی غرب کشور از جمله استان کردستان را به دنبال داشته است.
تفسیر و نحوه مواجهه نوجوانان با شکاف نسلی در خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش فهم دیدگاه و نحوه مواجهه دختران نوجوان با شکاف نسلی است. پژوهش حاضر مطالعه ای کیفی است که در شهر یزد انجام شده است. در این پژوهش 29 دختر نوجوان 13 تا 17 سال مشارکت داشتند. روش جمع آوری داده مصاحبه عمیق و گروه متمرکز است. داده ها با رویکرد داده بنیا برساختی تحلیل شد. هفت مقوله اصلی برآمده از داده ها عبارت اند از، خودسازی مقایسه ای، هراس اجتماعی، سازگاری و ارتقاء فردی، مقاومت و گریز، محدودیت جنسی، نابسامانی خانوادگی، بازاندیشی ارزشی. برساخت خویشتن متمایز نیز به عنوان مقوله مرکزی در نظر گرفته شد. نوجوانان در مواجهه با تفاوت نسلی رنج آمیخته با رشد را تجربه میکنند و در واقع شاهد دو شیوه متمایز مواجهه با تفاوت نسلی هستیم یکی منجر به رشد شخصی یا سازگاری در محیط خانواده و دیگری منجر به مقاومت می شود. وجوانانی که رشد شخصی را تجربه می کنند، اغلب مهارت های جدیدی برای کنار آمدن با تفاوت های والدین خود کسب می کنند. زندگی در بستر رسانه ، باعث میشود تا نوجوانان خود را با همسالان خود در سطح جهانی مقایسه کنند.
عنصر عاملیت در تحلیل آصف بیات از اعتراضات فرودستان در خاورمیانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۷)
461-495
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با رویکردی انتقادی و به کارگیری روش پروبلمتایزیشن، به بررسی مفهوم عاملیت سیاسی در اندیشه های آصف بیات، به ویژه در بستر تحولات اخیر خاورمیانه، می پردازد. هدف اصلی این پژوهش، روشن سازی جایگاه و نقش عاملیت در تبیین اعتراضات و شورش های فرودستان در آثار بیات است. با تمرکز بر آثار بیات پس از بهار عربی و با در نظر گرفتن تحولات فکری او در این دوره، این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که آیا صورت بندی عاملیت سیاسی در پروبلماتیک بیات امکانات تبیینی کافی برای درک عاملیت سیاسی در پیچیدگی های سیاسی اجتماعی تحولات معاصر خاورمیانه را فراهم می کند یا با محدودیت هایی مواجه است؟ در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی مفاهیم کلیدی همچون «اصقلاب»، «ناجنبش های اجتماعی»، و «پیشروی آرام» در آثار بیات پرداخته و با مقایسه آن ها با نظریات دیگر پژوهشگران، به ارزیابی جامع تری از اندیشه های بیات خواهد پرداخت. با نقد سازنده نظریات بیات و مقایسه آن با رویکردهای دیگر، این پژوهش به دنبال بازنگری و تکمیل چارچوب های موجود برای تحلیل عاملیت سیاسی در جوامع در حال گذار است.
هنجارهای مالکیت فکری و حق مؤلف در شبکه های اجتماعی علمی: پیامدهای جامعه فرهنگی بر رفتار اطلاع یابی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۸)
255-307
حوزههای تخصصی:
در عصر دیجیتال، گسترش شبکه های اجتماعی علمی مرزهای سنتی تولید و مصرف دانش را پیچیده ساخته و ابهام در هنجارهای مالکیت فکری و حق مؤلف، ریسک های جامعه فرهنگی و حقوقی قابل توجهی در رفتار اطلاع یابی دانشجویان ایجاد کرده است. این پژوهش با هدف واکاوی این هنجارها، تحلیل پیامدهای جامعه فرهنگی و ارائه راهبردهای ارتقای اخلاق اطلاع یابی انجام شد. روش تحقیق، طرح ترکیبی بوده که ۲۳ مصاحبه نیمه ساختاریافته با تحلیل گراندد تئوری (MAXQDA2020)، تدوین پرسشنامه ۶۸ گویه ای و جمع آوری داده از ۴۲۴ دانشجوی تحصیلات تکمیلی را در بر می گیرد. داده ها با استفاده از SPSS و SmartPLS (PLS-SEM)، شامل آزمون میانجی گری، تحلیل شدند. نتایج نشان داد رعایت حقوق مؤلف رابطه مثبت و معناداری با رفتار اخلاق مدار اطلاع یابی داشته و کیفیت استفاده از محیط مجازی (سواد اطلاعاتی، ارزیابی انتقادی و فهم انتساب) به عنوان میانجی مؤثر معرفی شد. فقدان آموزش و سیاست های شفاف با رفتارهای غیراخلاقی مرتبط بوده است. تعادل آزادی اطلاعات و حریم خصوصی، آموزش هدفمند، شفاف سازی سیاست ها و استفاده از مجوزهای Creative Commons برای حفظ اعتماد علمی ضرورت دارد.
بازنمایی «سفره غذا» و نسبت آن با سبک زندگی اسلامی ایرانی با مطالعه موردی سریال پایتخت(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه سبک زندگی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۰
105 - 132
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی نحوه بازنمایی «سفره غذا» و نسبت آن با سبک زندگی اسلامی - ایرانی در شش فصل مجموعه تلویزیونی سریال «پایتخت» میپردازد. درواقع، مسئله اصلی این است که با توجه به تأکید قوانین موجود بر گنجاندن ارزشها و باورهای دینی و سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی در سریالها و برنامههای تلویزیونی، این سریال تا چه میزان به این موضوع توجه کرده است؟ برای پاسخ به این پرسش، سکانسهای منتخب از ۳۶ قسمت مختلف این سریال که در آنها سفره غذا، تهیه غذا و گردهمایی شخصیتهای اصلی بهمنظور صرف غذا به تصویر کشیده شده بود، بهمثابه یک متن فرهنگی و بر اساس روش نشانهشناسی جان فیسک تحلیل شدند. نتایج بهدستآمده نشان داد اگرچه در بازنمایی سفره غذا از نمادهای دینی و سبک زندگی اسلامی - ایرانی بهره گرفته شده و به لحاظ دلالتهای فرهنگی و اجتماعی، فرهنگ تعامل و تقویت روابط خانوادگی، توجه به آداب و رسوم سنتی (در طبقه متوسط جامعه) و دوری از تشریفات و تجملات به نمایش گذاشته شده است، اما این بازنمایی کاملاً منطبق بر سبک زندگی اسلامی - ایرانی نیست. ارزشهای مهم دینی مرتبط با سفره غذا، نظیر دوری از غفلت، توجه به آفریدگار هستی، آداب مهمانداری و رعایت حرمت سفره، در این سریال موردتوجه کافی قرار نگرفتهاند. به بیان دیگر، مجموعه رمزگانهای بهکاررفته در سریال «پایتخت» سفره غذای سنتی طبقه متوسط ایرانی و خانواده صمیمی که در حال گذار از سنت به مدرنیته است را بازنمایی میکند و به برساختههای این نظام، خصلتی طبیعی میبخشد که چندان با سفره و آداب اسلامی همخوانی ندارد
ارائه الگوی نقش اساتید دانشگاه در تربیت جوانان در راستای تحقق تمدن نوین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۷
767 - 808
حوزههای تخصصی:
در شرایط کنونی، نیاز به تربیت جوانان توانمند، متعهد و تمدنساز بهعنوان اصلیترین سرمایههای انقلاب اسلامی، یکی از دغدغههای کلیدی نظام آموزشی است. با توجه به ضعفهای موجود در الگوی تربیتی دانشگاهها (ازجمله تمرکز صرف بر آموزشهای نظری و بیتوجهی نسبی به ابعاد اخلاقی و هویتی)، این پژوهش به ارائه الگوی نقش اساتید دانشگاه در تربیت جوانان در راستای تحقق تمدن نوین اسلامی بر پایه مبانی بیانیه گام دوم انقلاب میپردازد. بیانیه گام دوم انقلاب، بهعنوان سندی راهبردی، بر اهمیت تربیت نیروی انسانی متعهد و متخصص تأکید دارد و دانشگاهها بهعنوان مراکز تربیت نیروی انسانی متعهد و متخصص، نقش کلیدی در پرورش نسل جوان دارند. دراینراستا، اساتید بهعنوان الگوهای علمی و اخلاقی تأثیر بهسزایی دارند. این پژوهش با روش مروری نظاممند و با روش نمونهگیری هدفمند، منابع معتبر (شامل مقالات علمی، اسناد بالادستی و کتب مرتبط) را از پایگاههای داخلی و خارجی (مانند: Noormags، SID و Science Direct) با کلیدواژههای نقش اساتید، تربیت جوانان، تمدن نوین اسلامی و بیانیه گام دوم انقلاب گردآوری و تحلیل کرده است. یافتهها نشان میدهد اساتید دانشگاه در شش نقش الگویی، هدایتگری، معرفتافزایی، هویتبخشی، مسئولیتپذیری و تربیت سایبری تأثیرگذارند و مواجهه با چالشهایی مانند کاهش تعامل استاد ـ دانشجو، ضعف نظام انگیزشی اساتید و موانع فرهنگی، نیازمند راهکارهایی چون تغییر ساختار ارزیابی اساتید، تقویت مهارتهای تربیتی آنان و استفاده از ظرفیتهای فرهنگی دانشگاه است. این مطالعه بر این نکته تأکید دارد که تحقق تمدن نوین اسلامی بدون بازتعریف نقش اساتید در تربیت همهجانبه جوانان ممکن نخواهد بود.
آینده پژوهی بررسی مُد؛ ترکیب فرهنگ مادی و آگاهی اجتماعی: مطالعه موردی شهر آران و بیدگل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۷
1027 - 1074
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با تمرکز بر آیندهپژوهی ترکیب فرهنگ مادی و آگاهی اجتماعی در شهر آران و بیدگل، به بررسی چگونگی تعامل این دو عنصر در شکلدهی به آینده این شهرستان در زمینه صنعت مُد میپردازد. فرهنگ مادی آران و بیدگل، شامل صنایع دستی مانند قالیبافی، زیرساختهای صنعتی، سایر ملزومات مربوط به صنعت مُد و آگاهی اجتماعی آن، متأثر از ارزشهای مذهبی، ارتباط با طبیعت و هویت محلی است. تحلیل آینده مد به شناسایی روندها، نیازهای بازار و نوآوریها کمک میکند و به شرکتها در تصمیمگیری راهبردی یاری میرساند. در این پژوهش، پس از مرور پیشینه و مصاحبه با نه نفر از نخبگان، ۱۸ عامل اصلی بهعنوان تأثیرگذارترین عوامل در صنعت مُد پایدار شناسایی شدند. با استفاده از نرمافزار میکمک، تحلیل ساختاری عوامل انجام و پیشرانهای اصلی مشخص و رتبهبندی شدند. سپس این پیشرانها وارد نرمافزار سناریو ویزارد شده و چهار فرانامه (مطلوب، نسبتاً مطلوب، بحرانی و فاجعه) بهدست آمد. درنهایت، با تحلیل ارزش سازگاری فرانامه مطلوب، پنج متغیر کلیدی بهعنوان پیشرانهای اصلی شناسایی شدند که عبارتاند از: توجه به سلائق مصرفکنندگان، تبلیغات برای کالاهای با محتوای برتر، استفاده از محصولات سبز و دارای نشان استاندارد، بهبود کارایی در تولید، و پیشرفت فناوری مهندسی. این پژوهش راهکاری برای سیاستگذاران و جامعه محلی ارائه میدهد تا با ترکیب فرهنگ مادی و آگاهی اجتماعی، آیندهای پایدار و همسو با هویت محلی و سازگار با محیط زیست و درنهایت صنعت مُد پایدار را رقم زنند.
تحلیل روایت عکس ها و فضا ایدئولوژی جنسیتی در نقاشی های دیواری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
40 - 53
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تحلیل روایت تصاویر بازنمایی شده زنان در نقاشی های دیواری شهر تهران، به شیوه رولان بارت، است. از میان ژانر ها و فرم های مختلف هنری، نقاشی های دیواری شهری، در زمره مهم ترین نمود های بازنمایی چهره، جایگاه و نقش آفرینی زنان در جامعه هستند. رویکرد نظری پژوهش تلفیقی از مفهوم بازنمایی استوارت هال، نظریه فضای جنسیتی و نظریه ایدئولوژی جنسیتی بصری است. َروش مورد استفاده، تحلیل روایت به سبک رولان بارت و میدان مطالعه 52 نقاشی از نقاشی های دیواری تصویرشده بر روی دیوار پارک بانوان در اتوبان حقانی تهران است. نتایج پژوهش نشان می دهد که بازنمایی مفهوم جنسیت در نقاشی های دیواری با موضوعیت زن، روایت گر زنی جنسیت زدایی شده از نظر زیبایی های ظاهری و دارای کارکردی مطابق با گفتمان مسلط سنتی نهادی است. تصویر نقاشی شده زنان بر طبق ارزش های اجتماعی و ایدئولوژیکی خاص، زنانی آرام و بدون در نظر گرفتن عناصر زیبایی شناسی زنانه نشان می دهد که اکثراً محجبه و با نوع خاصی از حجاب و پوشش به تصویر در آمدند. چهره های بازنمایی شده در این تصاویر، فاقد هرگونه نشاط و زیبایی و بیشتر به صورت چهره های عبوس و غمگین تصویر شده است. الگوهای ارائه شده در بازنمایی تصویر زنان در نقاشی های دیواری مورد مطالعه، با الگوهای مرجح زنان جامعه مطابقت ندارد و گویی یک روایت خاص از زنان را به تصویر کشیده است.