فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۳٬۳۳۷ مورد.
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۷
945 - 988
حوزههای تخصصی:
ناآرامیهای اجتماعی به دلایل گوناگونی در هر کشوری رخ میدهد. هدف پژوهش حاضر بررسی درک معنایی و تفسیر دانشجویان مدیریت بحران و مسئولان ذیربط بهمنظور توسعه مدل دادهبنیاد مدیریت ناآرامیهای اجتماعی با تمرکز بر نقش سرمایه اجتماعی است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و بهلحاظ روش، توصیفی و از نظر نوع مطالعه از نوع پژوهشهای کیفی مبتنی بر روش دادهبنیاد است. مشارکتکنندگان در پژوهش را 20 نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد مدیریت بحران دانشگاه آزاد کرمان و 5 نفر از مسئولان مدیریت بحران استان کرمان را تشکیل میدهند. شیوه نمونهگیری بهصورت هدفمند میباشد. از مصاحبه نیمهساختاریافته بهعنوان ابزار گردآوری دادهها استفاده شده است. برای رسیدن به معیار قابلیت اعتماد از سه روش: کنترل یا اعتباریابی توسط اعضا، مقایسههای تحلیلی و استفاده از روش ممیزی بهره گرفته شد. یافتهها نشان میدهد که عوامل مهم در بروز ناآرامیهای اجتماعی شامل سرمایه اجتماعی، کارآمدی اقتصادی و پاسخگویی دولت است که عوامل زمینهای همچون احساس محرومیت نسبی و التزام عملی به اسلام و عوامل مداخلهگر مانند زیرساختهای مشارکتی و امید به آینده نقش دارند. همچنین، جهاد تبیین بهعنوان راهبرد اصلی و بحرانهای اقتصادی و اجتماعی بهعنوان پیامدهای ناآرامیهای اجتماعی معرفی میشوند. نتیجهگیری حاکی از آن است که جهاد تبیین، با رویکرد مدیریت انقلابی و جهادی و بهرهگیری از توانمندیهای اعتقادی، علمی و عملی، میتواند سرمایه اجتماعی را تقویت و بهعنوان ابزار مهم در مدیریت ناآرامیهای اجتماعی و اغتشاشات مورد بهرهبرداری قرار گیرد.
معناسازی و گفتمان سازی هویت قومی در شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات فرهنگی ایران سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۷۲)
73 - 102
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی چگونگی بازنمایی هویت طلبی قومی ترک ها در فضای مجازی با تمرکز بر شبکه اجتماعی اینستاگرام پرداخته است. ضرورت تحقیق از آنجا ناشی می شود که شبکه های اجتماعی نوین، به ویژه اینستاگرام، با ظرفیت بالای خود در تولید و انتشار محتوا به محملی مهم برای تبلیغ گفتمان های قوم گرایانه بدل شده اند و می توانند انسجام ملی را تحت تأثیر قرار دهند. روش تحقیق کیفی بوده و بر مبنای نشانه شناسی بارت و پیرس و تحلیل محتوای هدایت شده انجام گرفته است. جامعه آماری شامل صفحات اینستاگرامی هواداران پان ترکیسم بود. از میان ده ها پروفایل موجود، سه صفحه با بیش از دو هزار دنبال کننده به روش هدفمند انتخاب شدند. داده ها با مشاهده مستقیم و تحلیل نشانه ها گردآوری و سپس با رویکرد کدگذاری و طبقه بندی کیفی مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها نشان داد محتوای صفحات مورد مطالعه به طور مستمر بر برجسته سازی هویت قومی و بازتولید گفتمان قوم گرایی متمرکز بوده است. تصاویر و متون با ارجاع به مؤلفه های فرهنگی و تاریخی، تلاش کرده اند انسجام درون گروهی ایجاد کرده و حس تعلق به جامعه قومی واحد را تقویت نمایند. تحلیل داده ها آشکار ساخت که برای اقناع مخاطبان، از شیوه های متنوع ارتباطی بهره گرفته شده است؛ از جمله برانگیختن احساسات، ایجاد حس نوستالژیک و استفاده از جاذبه های عاطفی و هیجانی. نتایج نشان می دهد اینستاگرام بستری مؤثر برای بازتولید هویت های مقاومتی و گفتمان های قومی است. این امر ضرورت توجه جدی به سیاست گذاری فرهنگی و مطالعات تطبیقی در سایر شبکه های اجتماعی و سنجش بازتاب آن در افکار عمومی را برجسته می سازد.
آینده پژوهی سیاست های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حوزه آموزش های فرهنگی و هنری در افق 8 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برنامه ریزی و سیاست گذاری در سطح نهادهای اجتماعی نیازمند شناسایی روندها، تغییرات و دگرگونی های کلان اجتماعی است. آینده پژوهی ابزاری نوین و موثق برای ارزیابی و شناسایی این گونه تغییرات و دگرگونی ها است. هدف از انجام پژوهش حاضر آینده پژوهی سیاست های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حوزه آموزش های فرهنگی و هنری است. در این پژوهش از دیدگاه های نظری سیاست گذاری فرهنگی به عنوان چارچوب نظری استفاده شده است. بعد از مرور پیشینه پژوهش، با استفاده از تکنیک نمونه گیری قضاوتی و هدفمند، 15 نفر به عنوان خبرگان آگاه به موضوع، انتخاب شدند. برای گرداوری داده ها از یک جلسه کارگاهی و چندین مصاحبه با خبرگان بهره گرفته شد. یافته های حاصل از مصاحبه ها به وسیله سه مرحله تکنیک دلفی مورد ارزیابی، اعتباریابی و یکسان سازی قرار گرفت. از معیار اشباع نظری به عنوان معیاری برای پایان نمونه گیری استفاده شد. با تحلیل تماتیک مصاحبه ها، 31 متغیر به عنوان پیشران های این حوزه احصاء گردید. پیشران های استخراج شده با استفاده از نرم افزار «میک مک» تحلیل ساختاری شدند. در تحلیل ساختاری، پیشران های تأثیرگذار و تأثیرپذیر به صورت مستقیم و غیرمستقیم مورد ارزیابی قرارگرفته و رتبه بندی شدند. در این میان 10 متغیر به عنوان پیشران های کلیدی وارد نرم افزار «سناریو ویزارد» شدند و دو سناریو با احتمال وقوع قوی شناسایی گردید. از این دو سناریو، از دیدگاه خبرگان موضوع سناریوی اول وضعیت مطلوب تری برای سیاست ها و سیاست گذاری های آموزشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ترسیم می کند که نام این سناریو را «هنر نزد ایرانیان است و بس» نهادیم. سناریوی دوم تداوم وضع موجود و سیر قهقرایی را در پی دارد و وضعیت نامطلوبی برای سیاست های آموزش هنر در کشور است که نام آن را «هنر خوار شد جادویی ارجمند» گذاشتیم.
تاملی بر نقش جامعه شناختی تاریخ فرهنگی در همگرایی سنت و مدرنیته (مطالعه موردی: قالی معاصر ایرانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۸)
437-465
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر همگرایی مفاهیم سنتی و مدرن براساس رویکرد تاریخ فرهنگی قالی ایرانی است؛ چرا که مساله اصلی این پژوهش میزان همگرایی تاثیرات مولفه های سنتی و مدرن در روند شکل گیری و تحول قالی است. پژوهش حاضر با طرح سوالی چون مولفه های تاریخی و فرهنگی تاثیرگذار بر تحول قالی ایرانی کدامند؟ به شیوه کیفی و روش توصیفی- تحلیلی به جمع آوری اطلاعات با استفاده از داده های به دست آمده از اسناد کتابخانه ای پرداخته است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که در مطالعات جامعه شناختی قالی معاصر بدون در نظر داشت رویکرد سنتی برگرفته از فرهنگ ایرانی- اسلامی نمی توان از تحول در قالی معاصر ایرانی تعریفی ارائه نمود. برطبق یافته های پژوهش مولفه های هویتی چون فرهنگ و سنت ایرانی- اسلامی در روند شکل گیری قالی معاصر نقش داشته و هرگونه رشد و تحول به معنای تغییر رویکرد در حیطه مطالعات تاریخ فرهنگی میسر خواهد بود. طبق رویکرد تاریخ فرهنگی، قالی با تجربه ای بومی در پی نوآوری و پویایی فرهنگی می باشد که نهایتا تنوعی از مفاهیم و تصاویر را ارائه می نماید. تنوع طرح و نقش مایه قالی ایرانی که شامل عناصر نمادین تجریدی و طبیعت گرای تصویری بوده، به عنوان عامل واسطه ای در هویت فرهنگی ایفای نقش می نماید.
مطالعه آیکونوگرافیک خیر و شر در نگاره" نبرد ایرانیان با تورانیان به کوه هماون" از شاهنامه طهماسبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
58 - 75
حوزههای تخصصی:
صحنه های نبرد از موضوع ات مهم نگارگری ایرانی است که اغلب در شاهنامه های مصور، تجلی یافته است. یکی از این صحنه ها، برگی از شاهنامه طهماسبی به رقم عبدالعزیز، تحت عنوان" نبرد ایرانیان و تورانیان به کوه هماوَن" درقرن دهم ه.ق/ شانزدهم.م، است. از آنجا که تمام وقایع باستانی شاهنامه متأثر از تقابل راستی و ناراستی و نیروهای خیر و شر است، پژوهشگر در تلاش است، نگاره را در خصوص مفاهیم نیروهای خیر و شر، با رویکرد آیکونوگرافی به بحث و تحلیل گذارد. در این راستا هدف پژوهش، گشایش حقایقی است که به خوانش و دریافت معانی این نگاره، یاری می رساند. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این سوال اصلی است که چه پیوند و رابطه معنا داری میان نقش مایه ها و مضامین خیر و شر از ورای تصویر مزبور وجود دارد؟ روش پژوهش توصیفی تحلیلی، با رویکرد آیکونوگرافی و منابع آن از نوع کتابخانه ای است. نتایجِ پژوهش نشان می دهد که اشعار متن این نگاره، مربوط به مرحله نبردِ ایرانیان و تورانیان در کوهسارِ منطقه کاسه رود و قبل از نبرد هماوَن است و عنوان نگاره با روایت ادبی آن تطابق ندارد. همچنین شواهد ادبی و تاریخی، گواهی می دهد که توجه به مذهب شیعه و ملی گرایی دوران صفوی، در همانندسازی داستان های باستانی ایران با جنگ های عهد صفوی که جهاد خوانده می شد تأثیر به سزایی در مصورسازی و پیام های تصویری این نگاره داشته است. نقش مایه های نمادینی چون بیرق های سرخ و سبز، سرخ پوشان قزلباش، کلاه حیدریِ سلحشوران ایران و نبرد هم گروه ایرانیان در مقابل تورانیان، محتوای رویارویی خیر و شر را به نمایش گذاشته اند.
ناکارآمدی سیاست گذاری اجتماعی در دولت های جمهوری اسلامی ایران و ارائه راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین دگرگونی های صورت گرفته در ساختار و کارکرد دولت در عصر مدرن، در نقش و جایگاه آن در حوزه تدوین سیاستگذاری اجتماعی می باشد، تاجایی که امروزه آن را مسئله محوری دولت می-دانند. هدف این مقاله، بررسی و تحلیل این نوع سیاستگذاری در دولت های جمهوری اسلامی ایران می باشد. براین اساس، سئوال مقاله این است که سیاست گذاری اجتماعی در دولت های جمهوری اسلامی ایران به لحاظ کارکردی از چه وضعیتی برخوردار بوده و نیاز به اتخاذ چه راهبردهایی در این حوزه می باشد؟ فرضیه ی مقاله این است که سیاستگذاری اجتماعی در دولت های جمهوری اسلامی دچار ناکارآمدی بوده است که عواملی چون: ماهیت رانتی دولت، سیطره امر سیاسی بر امر اجتماعی، آرمان گرابودن نظام سیاست گذاری و ...، نقش موثری در ایجاد این وضعیت داشته اند. به طورکلی عدم موفقیت سیاست مذکور در برقراری عدالت اجتماعی در کشور، بر اعتماد بخش قابل توجهی از مردم ایران نسبت به نظام سیاسی تاثیر منفی گذاشته و موجبات بروز بحران های سیاسی و اجتماعی را در این دوره فراهم نمود. اما با تمام اینها، نظام جمهوری اسلامی می تواند با رفع و اصلاح عوامل یادشده و اتخاذ راهبردهای مناسب و منطقی، موجبات کارآمدی سیاستگذاری اجتماعی و تقویت اعتماد مردم به دولت را فراهم سازد. این مقاله به لحاظ روش شناسی از نوع کیفی، تحلیلی و کاربردی-توسعه ای می باشد.
سبک زندگی در عصر فراواقعیت خوانش انتقادی نظریه ی ژان بودریار(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با رویکرد نظری تحلیلی، به بازخوانی سبک زندگی در چارچوب اندیشه ژان بودریار می پردازد. بودریار سبک زندگی را در منطق فراواقعیت تحلیل می کند؛ جایی که تجربه زیسته از دل کنش های طبیعی و اجتماعی برنمی خیزد، بلکه در بستر بازنمایی های رسانه ای و مصرف نشانه ها شکل می گیرد. معنا، نه از تجربه، بلکه از بازی بی پایان نشانه ها ساخته می شود و در این فرآیند، مرز میان واقعیت و بازنمایی به تدریج فرو می ریزد. یافته های پژوهش نشان می دهند که اگرچه چارچوب نظری بودریار برای توصیف منطق نمادین سبک زندگی در جهان رسانه ای معاصر کارآمد است، در تحلیل وجوهی چون عاملیت، مقاومت، تنوع فرهنگی و امکان بازسازی تجربه اصیل زندگی، با محدودیت هایی مواجه است. به ویژه در زمینه های غیررسانه ای، غیرشهری یا بدیل های فرهنگی زیستن، این چارچوب توان تبیین کافی ندارد. ازاین رو، بهره گیری از رویکردهای مکمل برای ارائه تحلیلی چندبعدی از سبک زندگی ضروری به نظر می رسد.
مطالعه ی موسیقی مجلسی شهر سنندج از منظر ویژگی های موسیقایی و شعری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
76 - 90
حوزههای تخصصی:
اصطلاح «موسیقی مجلسی» به نسبت فرهنگ های مختلف مفهومی دوگانه دارد. در بعضی فرهنگ ها، به منظور بستری اجرایی است و به فراخور فرهنگ حاکم هرگونه ای از موسیقی در آن قابل اجرا است. در برخی دیگر، موسیقی مجلسی گونه ای موسیقایی است با پارامترهای مشخص. موسیقی مجلسی سنندج نیز یک ژانر است که به آن «بَرتَونانَه» و «دُمانَه» هم می گویند. در این مقاله عوامل ساختاری این ژانر که شامل شعر و عناصر موسیقایی، و چگونگی بهره گیری از آنها است واکاوی می شود و از این طریق چرایی کاربرد اصطلاح بَرتَونانَه و دُمانَه تبیین خواهد شد. پژوهش کیفی حاضر از نظر ماهیتی توصیفی-تحلیلی بوده و داده ها به روش اسنادی و استفاده از آرشیو شنیداری و بخشی نیز از طریق کار میدانی هم چون حضور در محل اجرا و مصاحبه جمع آوری شده است. یافته ها نشان می دهد دُمانَه یعنی منتسب به «دُم»، که اجتماعی حاشیه نشین در سنندج است و تکثر حضورشان در اجرای مجلسی باعث شده که این گونه را دُمانَه نیز بنامند و از طرفی، بسیاری مجلسی را مشتق از بَرتَونانَه می دانند که موسیقی قالی بافان است. ساختار مجلسی بر چگونگی کاربست شعر و ملودی استوار است، بطوریکه از منظر موسیقی شاخصه ی ریتمیک آن (۸/۷) است و ملودی فرمی استروفیکی دارد. اشعار هم تماماً فولک هستند و در چهار فرم زنجیره ای، آزاد، روایی و بداهه سرایی به کار برده می شوند. فرم زنجیره ای منحصر به مجلسی است، زیرا در ادبیات کُردی و دیگر گونه های موسیقی دیده نمی شود. مجلسی دارای سه شیوه ی اجرایی یک قولی(یک نفره)، دوقولی(دونفره) و جمعی است. این روش ها در تقویت تعامل و همگرایی اجتماعی نقش دارند و اهمیت فرهنگی موسیقی مجلسی را در تقویت پیوندها اجتماعی برجسته می کند.
شاهدانِ خاموشِ تاریخ: گردش ادبیات در حجره های مذهبی کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سایه ی سیاست، همواره بر ادبیات در کُردستان سنگینی می کند، به گونه ای که پرداختن به جهان درونیِ آفرینش-های ادبی، مغفول مانده است. مساله ی پژوهشِ حاضر مبنی بر یک انتقاد دو سویه، به نحوه ی اندیشیدن، پیرامون ادبیات و نسبتِ آن با تاریخ و سیاست تنظیم شده است. نگریستن به ادبیات از منظر رژیمِ بازنمودی، ملیتی یا طبقاتی، یکی از این سایه ها است؛ و پس راندن ادبیات کلاسیکِ قرن نوزدهمی به ساحتِ رمانتیک و پیشاسیاسی، سایه ی دیگری از آن. هدفِ پژوهش، پس زدنِ این سایه های «صرفاً» سیاسی، و پرداختن به سیاستِ خوداندیشی است که ادبیاتِ کلاسیک، در نسبتِ با تاریخ إعمال می کند. بنیامین، تامپسون و رانسیر در تقاطعِ تاریخ و ادبیات، منظومه ای از مفاهیم را در اختیار ما قرار می دهند تا نگاهِ بازنمودی به ادبیات و نسبتِ انعکاسی اش با تاریخ را کنار بگذاریم. بر مبنای تاریخ نگاریِ درون ماندگارِ «ذهنیت ها» در دو سطح به ادبیاتِ کلاسیک (مکاتبه ای شاعرانه) پرداختیم. در سطح اول، ردپای حسِ مشترکی را دنبال کردیم که در حجره های دینی نهایتاً در قالب ادبیات متبلور می شود، در سطح دوم هم تاریخیتِ شاعرانه ی حک شده در دل این ادبیات را بازخوانی نمودیم. دغدغه ی این ادبیات نه تنها غیرسیاسی نیست، بلکه به مثابه سنتی خاموش و زیرزمینی؛ لحظه ای استتیکی و رمانتیسیستی، همواره مکانی گفتاری، برای خواستِ رهاییِ پس از خود بوده است.
بررسی وضعیت اعتماد سیاسی در استان کرمانشاه بر اساس گزارش سرمایه اجتماعی سال های 1393 و 1397(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۷)
171-207
حوزههای تخصصی:
اعتماد سیاسی یکی از شاخه های مهم اعتماد است که در نسبت و ارتباط مردم و دولت مورد ارزیابی قرار می گیرد و شاخصی مانند مشروعیت دولت ها به آن ربط پیدا می کند. اعتماد سیاسی در رویکردهای فرهنگی و نهادی عمدتا در سه سطح قابل بررسی و سنجش است: اعتماد به کارگزاران، نهادها و نظام سیاسی. این مقاله به دنبال بررسی و تجزیه و تحلیل وضعیت اعتماد سیاسی در استان کرمانشاه در دهه 90 است که با استفاده از روش تحلیل ثانویه، یافته های دو پیمایش ملی در سال های 1393 و 1397 تحت عنوان "گزارش سرمایه اجتماعی" مورد بررسی، تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. در این پژوهش با اتکاء به رویکرد نهادی، اعتماد مردم نسبت به نهادها و کارگزاران سیاسی مورد ارزیابی قرار گرفته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد اعتماد سیاسی مردم در استان کرمانشاه، طی سال های مورد بررسی، روند نزولی داشته است. همچنین نتایج به دست آمده نشان می دهد اعتماد سیاسی در استان کرمانشاه از میانگین اعتماد سیاسی در کشور پایین تر است. در پایان پژوهش، با عنایت به مختصات جغرافیایی و بافت متنوع قومی و مذهبی این استان، راهکارهایی برای ارتقاء سطح اعتماد سیاسی در این استان ارائه گردیده است.
برساخت تجربه زیسته معلمان از کاربست انحصاری زبان فارسی در مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
19 - 35
حوزههای تخصصی:
امروزه بحث زبان در کالبد جدید آن ذیل مفهوم فرهنگ تلقی می شود و بر خلاف نگاه حاکم در میان برخی از ایرانی ها که آن را با تمامیت ارضی و پیکاران سیاسی پیوند می دهند، جزء قلمرو آموزش چندفرهنگی قرار می گیرد. این پژوهش براساس رویکرد کیفی با رهیافت پدیدارشناسی، تجربیات معلمان را از کاربست انحصاری زبان فارسی در مدارس شهر سنندج مورد بررسی قرار می دهد. میدان تحقیق شهر سنندج و مشارکت کنند گان بالقوه شامل همه معلمان مقاطع ابتدایی تا دبیرستان بودند که از 15 نفر (۸ مرد و ۷ زن) از آن ها دعوت به مشارکت شد. برای گردآوری داده ها از مصاحبه های نیمه ساختاریافته بهره گرفته شد که در نهایت برای تحلیل آنها از چارچوب براون و کلارک استفاده گردید. علی رغم تأکید معلمان بر اهمیت زبان مادری در وجوه مختلفی همچون ساخت هویت فرهنگی، حس تعلق و مهارت های ارتباطی، آن ها بیان داشتند که نظام آموزشی ایران با تمرکزگرایی آموزشی، آسیمیلاسیون فرهنگی و نادیده گرفتن حقوق زبانی اقلیت ها، سیاست تک زبانه (فارسی) را بکار می گیرد. آن ها همچنین پیامدهای این خط مشی را به بحران هویت، تشدید دوگانگی فرهنگی و یادگیری بازدارنده پیوند دادند. سرانجام معلمان به پیشنهادات متعددی مانند حذف رویکردهای سیاسی در آموزش زبان مادری، نهادینه سازی تربیت پاسخگوی فرهنگی و آموزش عاری از ایدئولوژی را برای اصلاح نظام آموزشی فعلی اشاره کردند.
هویت جنسیتی کودکان در خانواده های تهرانی: پژوهشی در انسان شناسی روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
115 - 132
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر سعی دارد الگوهای فرهنگی و جنسیتی که از طریق ژست های کلامی و غیرکلامی به کودکان منتقل می شود و هویت جنسیتی آنان را شکل می دهد، مورد مطالعه قرار دهد. رویکرد نظری آن مبتنی بر آراء هربرت مید با تاکید بر مفاهیم ذهن، خود و جامعه است. روش این پژوهش مجموعه ای از داده ه ای انسان شناختی اعم از مردم نگاری، مصاحبه و مشاهده مشارکتی است. در مجموع شش میدان پژوهش با روش نمونه گیری هدفمند از خانواده های منطقیه یک تهران انتخاب شدند و با استفاده از روش های کیفی اعم از مشاهده و مصاحبه مورد مطالعه قرار گرفتند. روش تحلیل داده های مربوط به مصاحبه، مبتنی بر تحلیل موضوعی است. نتایج پژوهش نشان می دهد والدین یا مراقبین نزدیک به دلیل تآثر از آموزه های فرهنگی، ارزش های جنسیتی به خصوصی را به کودکان منتقل می کنند که هویت جنسیتی کودک را می سازد و تعاملات او با دیگری به عنوان دختر یا پسر شکل می دهد. همچنین یافته های میدان حاصل از کنش های متقابل والدین و اطرافیان نزدیک با کودکان و تآثیرگذاری آن در ابعاد متفاوت هویت جنسیتی کودکان بود. این ابعاد در پنح حوزیه طبقه بندی جنسیتی، فشار جنسیتی، محرومیت جنسیتی و پیش داوری بین گروهی جنسیتی قرار می گیرد که هریک از این طبقه بندی ها به طرح واریه جنسیتی کودک منجر می شود. طرح واریه جنسیتی به مجموعه ای از الگوها و قوانینی مربوط می شود که تعامل کودک با دنیای بیرون و درون او را شکل می دهد. این امر به این معنا است که کودک مبتنی بر طرح واریه جنسیتی خود در حضور محرک و با فرایند های ذهنی که به صورت واسطه ای عمل می کنند، رفتار متناسب با جنسیت خود را اتخاذ می کند.
تبیین تأثیرپذیری مؤلفه های تئاتر پست مدرن پیشرو از آراء فرهنگی_اجتماعی لیوتار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
91 - 105
حوزههای تخصصی:
تئاتر پست مدرن پیشرو شامل سبک نوشتار و اجرایی تئاتر پست مدرن، بعد از تئاتر آرتو است. این سبک از تئاتر حضور خود را در تئاتر جهان تا دوران معاصر حفظ و تثبیت کرده است. تئاتر پست مدرن در دهه 1930 میلادی در نوشتارهای انتقادی آرتو از تئاتر زمانه اش مطرح می شود. از سوی دیگر پیشینه جنبش پست مدرن از دهه 1960 و در واکنش به مکتب مدرنیسم قابل پی گیری است. متفکران بسیاری با طرح آراء خویش و به واسطه آن جنبش هسته مرکزی نحله فکری پست مدرن را گسترش داده اند. نخستین و تأثیرگذار ترین آن اندیشمندان ژان فرانسوا لیوتار فرانسوی واضع اندیشمندی پست مدرن فرانسه است. توجه به انسان، فرهنگ و جوامع انسانی در نحله فکری پست مدرن همواره مورد تأکید بوده است. از سوی دیگر با واکاوی مؤلفه های تئاتر پست مدرن پیشرو این گونه به نظر می آید که آن سبک تئاتر پست مدرن بیشترین تأثیر را از نحله فکری متفکران پست مدرن، به ویژه نظریه های فرهنگی_اجتماعی لیوتار، اخذ کرده باشد. این مقاله قصد آن را دارد تا با مطالعات متقن این مهم را به اثبات برساند. پرسش اساسی در این زمینه این است که وجوهِ نظریِ فرهنگی_اجتماعی لیوتار با چه کیفیتی بر تئاتر پست مدرن پیشرو تأثیر گذار بوده است؟ نوشتار حاضر با مطالعه کتابخانه ای داده های مناسب علمی را بدست آورده و با اتخاذ شیوه تحلیلی_تطبیقی شاخص ترین مؤلفه های تئاتر پست مدرن را با وجوه فرهنگی و اجتماعی لیوتار تطبیق می دهد. این امر نشان خواهد داد، بنیاد مؤلفه های ویژه این سبک از تئاتر ریشه در وجوه نظری، فرهنگی و اجتماعی لیوتار دارد. اهم آراء فرهنگی_اجتماعی لیوتار در کتاب وضعیت پست مدرن: گزارشی درباره دانش مطرح است.
کرونا و پرورش نااجتماعیِ هوش اجتماعی (رویکردی به ساحت جامعه شناختی نقش هوش در تعامل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کرونا که از نظر بیولوژیک، یک پاندمی مرگ بار بود، گویا از نظر جامعه شناختی، با الزام فاصله گیری اجتماعی، سبب شده تا افراد در تعاملات خود به نحو هوشمندانه تری عمل نمایند. هوش که تاکنون محور مباحث زیست شناختی و روانشناختی بسیاری بوده، در عین حال از زاویه ی دید تحلیل های جامعه شناختی دور مانده است. بر همین اساس تحقیق حاضر با پدیدارشناسی تجربه زیسته لک زبانان شهرستان بروجرد از تعاملات اجتماعی پیشا/پساکرونا، بر تحلیل نقش هوش در تعامل متمرکز شده است. تعداد 16 نمونه به صورت هدفمند، انتخاب شده و داده ها به روش مصاحبه ی عمیق و مشاهده ی مشارکتی گردآوری شده اند. بر اساس نتایج، «تعامل توده ای»(پیشاکرونا) بر رفتار توده ای، ساخت آتوکراتیک، و هوش توده ای، و «تعامل اجتماعی»(پساکرونا) بر رفتار اجتماعی، ساخت دموکراتیک، و هوش اجتماعی استوار بوده-اند. یافته های تحقیق حاضر نشان داد که هوش مؤلفه ای اجتماعی و دارای کارکردها و نتایج اجتماعی است که قابل تحلیل جامعه شناختی می باشد. به طور کلی مواجهه با کرونا موجب گذار از تعامل توده ای به تعامل اجتماعی شده، و هوش به عنوان مقوله ای اجتماعی، نقشی مهم در این گذار داشته است.
جنبش های اجتماعی جدید؛ سوژگی و مسئله زندگی روزمره(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۸)
467-495
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر، جنبش های اجتماعی جدید به عنوان یکی از پدیده های مهم و تاثیرگذار در حوزه های اجتماعی و سیاسی شناخته شده اند. این جنبش ها، اغلب با اهداف و انگیزه های متنوعی شکل گرفته و به طور قابل توجهی بر ساختارهای اجتماعی و فرهنگی جوامع تاثیر گذاشته اند. مقاله حاضر، با اتخاذ رویکردی نظری، به بررسی چگونگی تبلور سوژگی در این جنبش ها و ارتباط آن با مسئله زندگی روزمره می پردازد. پرسش اصلی مقاله بدین صورت است که جنبش های اجتماعی جدید چگونه از طریق تبلور سوژگی و بازتعریف زندگی روزمره، می توانند ساختارهای اجتماعی و سیاسی موجود را به چالش کشیده و تغییرات اجتماعی را ایجاد کنند؟ این پژوهش با روشی کیفی و تحلیلی – توصیفی نشان می دهد که چگونه این جنبش ها و با تاکید بر هویت های فردی و جمعی، تلاش می کنند تا معانی جدیدی به زندگی روزمره افراد ببخشند و از طریق اقدامات جمعی، نظم های اجتماعی موجود را به چالش بکشند و به بازسازی و بازتولید یک زیست جمعی متحول و عاری از سلطه بپردازدند.
ابزارهای نوین سیاست گذاری جمعیتی: شبیه سازی اثر تغییرات ترجیحات باروری بر میزان باروری کل با رویکرد علوم اجتماعی محاسباتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۷
699 - 732
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، با بهرهگیری از رویکرد علوم اجتماعی محاسباتی، تأثیر ترجیحات باروری بهعنوان عامل کلیدی بر سطح باروری بررسی میشود. درک رابطه بین ترجیحات و رفتار باروری میتواند در تدوین سیاستهای مؤثر برای افزایش باروری نقش آفرین باشد. هدف اصلی مطالعه، تحلیل و پیشبینی رابطه بین تغییر در تعداد فرزندان مطلوب زنان و رفتار باروری آنها در استان تهران میباشد. دراینراستا، از مدلسازی عامل بنیان بهعنوان روشی کلیدی در تحلیل دادهها در حوزه علوم اجتماعی محاسباتی بهرهگیری میشود تا دادهها در بازه زمانی دهساله (۱۳۹۹-۱۴۰۸) مورد تجزیهوتحلیل و پیشبینی قرار گیرد. فرانامههای مختلف با استفاده از نرمافزار انیلاجیک، طراحی و اثرهای آنها بر شاخص میزان باروری کل بهصورت نظاممند ارزیابی شد. در اولین فرانامه، کاهش ترجیحات باروری زنان از 5/2 فرزند به 2 فرزند، میزان باروری کل را از 3/1 در سال ۱۴۰۰ به 04/1 فرزند در سال ۱۴۰۸ و در دومین فرانامه، افزایش تعداد مطلوب فرزندان به 4 فرزند، میزان باروری کل را با کمی افزایش به 08/1 فرزند در سال ۱۴۰۸ میرساند. نتایج شبیهسازیها نشاندهنده تأثیر معنادار تغییرات در ترجیحات باروری بر روند باروری کل است. لازم به ذکر است که در علوم اجتماعی محاسباتی، هدف از انجام شبیهسازی سیستمهای انسانی و رفتاری، فهم و تحلیل روندهای تغییر در الگوهای رفتاری و اجتماعی است، نه پیشبینی دقیق مبتنی بر اعداد. این روش میتواند در پیشبینی تحولات جمعیتی و ارزیابی تأثیر سیاستهای جمعیتی نقش مهمی ایفا کند.
ارائه مدلی جامعه شناختی از هویت اجتماعی بر پایه فهم دینی زنان با نگاه به کارآمدی خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر ارائه مدلی جامعه شناختی از هویت اجتماعی بر پایه فهم دینی زنان با نگاه به کارآمدی خانواده است. رویکرد در این پژوهش کیفی بوده و از روش نظریه داده بنیاد در تحلیل داده های تجربی استفاده شده است. مشارکت کنندگان در پژوهش زنان آگاه به مبانی دینی، دغدغه مند نسبت به مسئله پژوهش و متعلق به طبقات مختلف اجتماعی، تحصیلی و شغلی شهر اصفهان بودند که براساس منطق اشباع نظری با 25 نفر از آنها مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شده است. یافته ها نشان داد نقشینگی اجتماعی به عنوان پدیده محوری در این الگو، بواسطه عوامل علّی شامل جامعه سازی دینی، بسامدگونگی نقش مادری، عوامل زمینه ای شامل تفاوت های فیزیولوژیک، خانواده، ازدواج، تحصیلات و عوامل مداخله گر شامل گسترش نقش آفرینی زنان در جامعه، وجود اختلاف دیدگاه ها درباره نقش زنان ایجاد شده و براساس راهبردهای چهارگانه تفسیر واقعی از جایگاه اجتماعی زن، تبیین توانمندی های زنانگی براساس تفاوت های جنسیتی، تقویت ارزش های زنانگی و اولویت بندی در نقش های اجتماعی زنان تحقق یافته است. هویت اجتماعی مبتنی بر نقشینگی اجتماعی زنان پیامدهای اجتماعی و خانوادگی مهمی برای تقویت نقش آنها در کارآمدی خانواده دارد.
تأثیر سبک زندگی معاصر بر پیدایش فضای نوین در مسکن؛ مورد مطالعه، منطقه پنجِ تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارکرد اصلی مسکن پاسخگویی به سبک زندگی انسان است و در دوران حاضر، در طراحی بیشتر مسکن ها به سلیقه و نیازهای ساکنان کمتر توجه می شود. در این پژوهش در راستای بررسی تأثیر سبک زندگی افراد بر وجوه کالبدی مسکن و پاسخ به پرسش «فضاهای نوین بر مبنای سبک زندگی معاصر چیست؟»، پرسشنامه ای براساس طیف لیکرت طراحی شده است. جامعه آماری 298 نفر از ساکنین منطقه 5 تبریز است که به صورت تصادفی انتخاب شده اند. در مرحله تجزیه وتحلیل داده ها، با استفاده از نرم افزار آماری spss و ترکیبی از آزمون t تک نمونه ای برای میزان تأثیرگذاری هر مؤلفه، آزمون فریدمن برای مقایسه مؤلفه ها و آزمون کولموگروف- اسمیرنوف برای بررسی نرمال بودن توزیع نمرات استفاده شده است. براساس تحلیل های انجام شده، بیشترین ضریب وابستگی بین سبک زندگی معاصر و مسکن به ترتیب شامل بعد زیست محیطی با ضریب 91/3، کالبدی 84/3، اجتماعی- فرهنگی 76/3، فردی 62/3 و اقتصادی 55/3 است. براساس یافته ها، مهم ترین زیرمؤلفه های ابعاد زیست محیطی، کالبدی، اجتماعی- فرهنگی، فردی و اقتصادی به ترتیب مربوط به بهداشت محیطی، الگوی ساخت، امنیت، اهداف و سطح درآمد است. فضاهای نوین پیشنهادی در این پژوهش شامل، تصفیه آب مرکزی، لاندری مرکزی، لاندری واحدها، شوتینگ زباله، کارواش مکانیکی، فیلتر ورودی سرویس بهداشتی، طراحی فضای نگهبانی به دلیل کنترل ورود و خروج، تأمین دید به فضای بازی کودکان، ایجاد ارتباط بصری و فیزیکی بین حیاط های عمومی و نیمه عمومی محوطه، طراحی مسیر سلامت، سالن ورزشی و استخر پیشنهاد شده است.
برساخت وطن در شعر مهدی اخوان ثالث و عبداللّه پَشیو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
145 - 160
حوزههای تخصصی:
بحث وطن موضوع مطالعه تعدادی از حوزه های معرفتی یا برخی از دانش ها همچون جغرافیا، انسان شناسی/جامعه شناسی، روان شناسی/روانکاوی، علوم سیاسی و نظرییه ادبی -به ویژه مطالعات پسااستعماری- است. همچنین هویت امروزین بسیاری از دولت - ملت ها در مقام برساختی نو از هویت اجتماعی-تاریخی جوامع علی الخصوص در خاورمیانه حاصل دیگری سازی مبتنی بر مفهوم وطن است. دیگری سازی در سطح کلان بر کانونی سازی غرب/سفید در مقام سوژه و ابژگی شرق و در سطح خُرد بر مواجهه با قدرت حاکم بر ملت ها یا رویارویی با قوم/نژادهای همجوار استوار است. چنین موضعی در مقام روایت/واقعیتی کلان، موضوع بازنمایی بسیاری از شعر های فارسی و کردی معاصر واقع شده که ذیل ادبیات چپ/متعهد یا مقاومت صورتبندی می شوند. از میان این شاعران مهدی اخوان ثالث و عبدالله پشیو از منظرهای مختلفی، روایت/واقعیت وطن را بازنمایی می کنند. در این نوشتار سطوح بازنمایی دو شاعر در باب وطن به معنای نوعی مقاومت و تعهد در مقابل گونه های مختلف دیگری در سطح کلان و خُرد آن به شیویه توصیفی-تحلیلی دلالت یابی و تفسیر شده است. نتیجه نشان می دهد که برساخت هنری-ایدئولوژیک وطن در شعر دو شاعر از سه منظر روانی-نوستالوژیک، عینی/جغرافیایی و گفتمانی بازنمایی شده است که هر یک با مصداق ها و زیرمجموعه های آنها، مفهوم وطن را بسط داده و دلالت های ویژه ای را همسو با مفهوم وطن با تکیه بر تجربیه زیستیه فرهنگی/سیاسی خود مطرح کرده اند.
تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر هویت فرهنگی و سیاسی مسلمانان جامو و کشمیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۵)
433-455
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 تأثیرات عمیقی بر هویت فرهنگی و سیاسی مسلمانان جامو و کشمیر، به ویژه شیعیان این منطقه داشته است. این تحقیق با استفاده از روش کیفی و مصاحبه های عمیق با خبرگان و متخصصان مذهبی، فرهنگی و اجتماعی انجام شده است. داده های جمع آوری شده با استفاده از تحلیل مضمون به طور سیستماتیک تحلیل شده تا مضامین و الگوهای اصلی شناسایی شوند. یافته ها نشان می دهند که انقلاب اسلامی ایران به عنوان یک الگوی موفق ضد استعمار و بیداری اسلامی، الهام بخش جوانان و علمای مذهبی کشمیر بوده است. پیام های انقلاب، به ویژه آموزه های امام خمینی (ره)، موجب ایجاد وحدت مذهبی بین شیعیان و اهل تسنن و تقویت هویت اسلامی در کشمیر شده است. علمای مذهبی کشمیر با ترویج آموزه های انقلاب و برگزاری مجالس مشترک مذهبی نقش مهمی در این فرایند داشته اند. جوانان کشمیری نیز با الهام از انقلاب اسلامی، به برگزاری تظاهرات و مبارزات فرهنگی پرداخته و از رسانه ها برای ترویج مفاهیم انقلابی استفاده کرده اند. نتیجه گیری نشان می دهد که انقلاب اسلامی ایران نه تنها به ایجاد همبستگی مذهبی در کشمیر کمک کرده، بلکه به بیداری سیاسی و فرهنگی مسلمانان این منطقه نیز انجامیده است.