فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۱۸٬۰۶۵ مورد.
منبع:
جامعه شناسی تاریخی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
299-321
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی دستگاه ایدئولوژیک دولت پهلوی اول در نظام تربیت معلم می پردازد. یکی از نهادهایی که در دوره پهلوی اول مورد توجه قرار گرفت و به اصلاح، نوسازی و گسترش آن اقدام شد نظام تربیت معلم بود. این پژوهش در پی پاسخ به این دو سئوال است: دستگاه ایدئولوژیک دولت پهلوی اول در نظام تربیت معلم چگونه بود؟ دستگاه ایدئولوژیک دولت پهلوی اول در نظام تربیت معلم چگونه عمل می کرد؟ ادعای این مقاله این است که سیاست دولت پهلوی اول در نظام تربیت معلم، ایدئولوژی ملی گرایانه با هدف تثبیت و تعمیق اندیشه شاه پرستی بود. روش پژوهش در این مقاله از نوع روش های تاریخی است. روش جمع آوری شواهد، روش اسنادی است و روش تحلیل شواهد، روش تحلیل تاریخی است. با بررسی اسناد تاریخی بر جای مانده از نظام تربیت معلم دوره پهلوی اول می توان ایدئولوژی ملی گرایانه مبتنی بر شاه پرستی را در نظام تربیت معلم نشان داد. دولت پهلوی اول از طریق سه راهبرد: برپایی تشکیلات پیش آهنگی، برنامه درسی دانشسراهای تربیت معلم و تاسیس آموزشگاه پرورش افکار در پی تثبیت ایدئولوژی ملی گرایی مبتنی بر شاه پرستی در نظام تربیت معلم بود.
تحلیل نقش تفکر مراقبتی بر میزان رفتارهای اجتماعی مطلوب دانشجویان دانشگاه کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۸)
101-146
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی نقش تفکر مراقبتی بر میزان رفتارهای اجتماعی مطلوب دانشجویان بوده است. این پژوهش، کاربردی با رویکردی کمی و از لحاظ اجرایی، توصیفی- همبستگی بوده است. جامعه آماری، دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه کاشان در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ به تعداد 5282 نفر بود. پژوهش حاضر با استفاده از نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم انجام گرفت و از دو پرسشنامه ی استاندارد تفکر مراقبتی هدایتی (۱۳۹۷) و پرسشنامه ی گرایش های اجتماعی مطلوب کارلو و همکاران (۲۰۰۳) استفاده شد. طبق یافته های پژوهش، تفکر مراقبتی و مؤلفه های آن (ارزشی، عاطفی، فعال، هنجاری و همدلانه) بر میزان رفتارهای اجتماعی مطلوب (نوع دوستانه، متابعت آمیز، هیجانی، بحرانی و ناشناس) دانشجویان تأثیر مثبت و معناداری (643/0) دارد و تفکر عاطفی بیش ترین همبستگی (460/0)، تفکر ارزشی کم ترین همبستگی (373/0) و تفکر فعال (422/0)، همدلانه (418/0) و هنجاری (374/0) به ترتیب در میانه قرار دارند. از بین مؤلفه های تفکر مراقبتی، تفکر ارزشی دارای بالاترین میانگین و تفکر فعال دارای پایین ترین میانگین و از بین انواع رفتارهای اجتماعی مطلوب، رفتارهای اجتماعی مطلوب نوع دوستانه دارای بالاترین میانگین و رفتارهای اجتماعی هیجانی پایین ترین میانگین را داشتند. بنابراین می توان به جای الزام افراد به انجام رفتارهای اجتماعی مطلوب و بازداری آنان از رفتارهای جامعه ستیز، تفکر مراقبتی و مؤلفه های آن را در افراد تقویت نمود.
شهر و هویت بریکولاژ: مطالعه جامعه شناختی بر مردان بدن ساز شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۴
107 - 131
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف این پژوهش، تبیین فرایند شکل گیری هویت بریکولاژ مردان بدن ساز در بستر زندگی شهری کرمان با بهره گیری از رویکرد ترکیبی متوالی اکتشافی است. سؤال اصلی تحقیق این است: هویت بریکولاژ در میان مردان بدن ساز شهر کرمان چگونه در بستر زندگی شهری شکل می گیرد؟ فرض تحقیق این است که هویت بریکولاژ بدن سازان، به عنوان برساخته ای اجتماعی - فرهنگی، از تعامل عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و رسانه ای در محیط شهری شکل می گیرد. روش : روش تحقیق، ترکیبی متوالی اکتشافی (کیفی - کمی) بود. در بخش کیفی، از نظریه پردازی زمینه ای (رویکرد گلیزر و اشتراوس) استفاده شد و با انجام ۲۵ مصاحبه نیمه ساختاریافته با بدن سازان مرد شهر کرمان، مفاهیم اولیه استخراج گردید. در بخش کمّی، ابزار سنجشی (پرسش نامه محقق ساخته) مبتنی بر داده های کیفی طراحی و بین ۲۱۷ نفر از بدن سازان مرد باشگاه های شهری توزیع شد. داده ها با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی (PCA) و چرخش واریمکس تحلیل شدند. پایایی ابزار با آلفای کرونباخ (۰.۸۳) و روایی محتوایی با CVR (میانگین ۰.۷۸) تأیید شد. یافته ها : یافته ها نشان داد که هویت بریکولاژ بر پایه هفت عامل (اقتصادی - شهری، کسب هویت حرفه ای - شهری، فرهنگی-شهری، رسانه ای، جنسیتی، تکنولوژیک و روانی) شکل می گیرد که ۷۲٪ واریانس متغیرهای مرتبط با هویت بریکولاژ را تبیین می کنند. نتیجه گیری : هویت بریکولاژ بدنی مردان بدن ساز کرمان، یک هویت واکنشی - تطبیقی است که در تقاطع نیروهای اقتصادی، فرهنگی، رسانه ای و تکنولوژیک شهری شکل می گیرد. این هویت با کنشگری انتخاب گر، خودنمایی گزینشی و مقاومت هوشمندانه نسبت به فشارهای نرمال ساز، ساخته می شود. بدن در این میدان، هم ابزار سرمایه گذاری است، هم زبان بازنمایی طبقاتی - جنسیتی و هم رسانه ای برای هویت یابی فردی.
تحلیل جامعه شناختی بر سبک زندگی دختران شاغل مجرد(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه سبک زندگی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۰
133 - 151
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تبیین جامعهشناختی سبک زندگی دختران شاغل با وضعیت «تجرد قطعی» در شهر تهران طراحی شد. روش تحقیق، کیفی و مبتنی بر نظریه زمینهای استراوس و کوربین (۱۹۹۸) انتخاب گردید و با استفاده از مصاحبههای نیمهساختاریافته، دادهها از ۲۴ زن مجرد شاغل ساکن تهران جمعآوری شد. تحلیل دادهها با استفاده از کدگذاریهای باز، محوری و انتخابی انجام شد که درنهایت منجر به شناسایی چهار مقوله اصلی گردید: شرایط علّی (رضایتمندی اقتصادی و شغلی)، شرایط زمینهای (نقش خانواده و سرمایه فرهنگی)، شرایط مداخلهگر (محدودیتهای ساختاری و فشار اجتماعی) و راهبردها (مدیریت فراغت، شبکهسازی اجتماعی و تقویت معنویت). نتایج پژوهش نشان میدهد که این گروه از زنان، درحالیکه از آزادیهای شغلی و استقلال مالی برخوردارند، نگرانیهای عمیقی نسبت به تنهایی در آینده، نابرابریهای جنسیتی و برچسب اجتماعی دارند. تعامل این مقولات، الگوی «سبک زندگی نوین تجردی مبتنی بر رضایت و نگرانی» را شکل میدهد؛ بهگونهای که رضایت از خودمختاری فردی، همراه با دغدغههای روانی و اجتماعی است.
موفقیت پایی جوانان: مطالعه کیفی فرایند دنباله روی از سلبریتی ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
133 - 149
حوزههای تخصصی:
هنر برای انسان همواره واجد معناها و کاکردهای مختلف بوده است. ژانرهای متنوع هنری، از موسیقی تا سنگ نگاره ها، همگی تلاش هایی بوده اند از جانب انسان برای غلبه بر تضادهای زندگی از راه اخذ رویکردی زیبایی شناختی به جهان. میدان هنر، در مدرنیته کنونی، وسعت، تنوع و پیچیدگی بی سابقه ای دارد که توانسته است مخاطبان خود را در سطوح متفاوتی سرگرم کند. جوانان در این میان از اصلی ترین گروه های هدف ترویج و مصرف هنر هستند. به همین دلیل 20 نفر از جوانان آستانه ای (18 تا 19 سال) به صورت هدفمند با استفاده از نمونه گیری نظری انتخاب شدند و با آنها مصاحبه های عمیق صورت پذیرفت. با استفاده از روش نظریه زمینه ای با رویکرد سیستماتیک، داده های جمع آوری شده به شیوه کدگذاری باز، محوری و گزینشی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های مطالعه در قالب مقولات اصلی شامل زمینه های علاقه مندی هنری، محدودیت های چندجانبه، آواتارپایی، پروبلماتیک دنباله روی، حسرت های سلبریتی مدار، پذیرش فشارهای عاطفی و ... استخراج گردید. مقوله هسته پژوهش نیز تحت عنوان آواتارپایی: حسرت های فراواقعی، انتخاب شد. بر همان اساس مدل پارادایمی و نظریه پژوهش ارائه شد. نتایج پژوهش نشان داد که به واسطه محدودیت های ساختاری و آوارتارپایی برای موفقیت، حسرت های فراواقعی در جوانان شکل می گیرد. مقوله هسته پژوهش نیز تحت عنوان آواتارپایی: حسرت های فراواقعی، انتخاب شد. بر همان اساس مدل پارادایمی و نظریه پژوهش ارائه شد. نتایج پژوهش نشان داد که به واسطه محدودیت های ساختاری و آوارتارپایی برای موفقیت، حسرت های فراواقعی در جوانان شکل می گیرد.
تبیینی نوین از انواع کنش عقلی براساس الگوی «اسفار اربعه» و امکان استفاده از این الگو در فلسفه علوم اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به روش دلالت پژوهشی، کارآمدی الگوی «اسفار اربعه» به عنوان یک الگوی روشی نوین در فلسفیه علم و فلسفیه علوم اجتماعی نمایش داده می شود. به منظور تحقق این هدف، پس از روشن کردن معنای اسفار اربعه در عرفان اسلامی، در گام اول اثبات شده است که «اسفار اربعه» یک الگوی فراگیر شناختی است و منحصر در مباحث سلوکی و عرفانی نیست. برای تحقق این گام با تشریح و نقد انواع کنش های عقلانیت، نشان داده شده که به ترتیب انواع کنش های عقل تحلیلی، ذات یاب، کلی یاب، توصیفی و ترکیبی با مراحل چهارگانیه اسفار اربعه مطابقت روشی دارند. درنتیجه می توان از الگوی «اسفار اربعیه اندیشه» به عنوان نظریه ای نوین در حوزیه مباحث معرفت شناسی یاد کرد. پس از تحقق این گام، برای نشان دادن کارآمدی این الگو در حوزیه فلسفیه علوم اجتماعی، به بازخوانی برخی از مشهورترین نظریات جامعه شناسی در قالب سفرهای چهارگانیه این الگو پرداخته شده تا روشن شود علی رغم تفاوت های بسیار زیاد روشی و مبنایی میان این اندیشمندان می توان مراحل اندیشه ورزی آن ها را در قالب منطق اسفار اربعه جایابی کرد؛ ایده ای که در صورت پیگیری تفصیلی آن و مقایسیه دقیق انواع نظریات براساس آن می توان به الگوی جدید و منسجمی برای عرضه و مقایسیه انواع نظریات علوم اجتماعی دست یافت.
تحلیل گفتمان انتقادی سخنرانی های شهید رئیسی در سازمان ملل: دلالت هایی برای حکمرانی آینده ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
39 - 68
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به تحلیل گفتمان انتقادی سخنرانی های شهید سید ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور فقید ایران، در مجمع عمومی سازمان ملل متحد طی سال های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲ با استفاده از چارچوب نظری نورمن فرکلاف، در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که گفتمان شهید رئیسی بر مفاهیمی چون عدالت، مقاومت، استکبارستیزی، و همگرایی اسلامی استوار بوده و از ابزارهای زبانی مانند واژگان ارزشی، تقابل های دوگانه، استعاره ها، و ارجاعات بینامتنی برای انتقال پیام استفاده کرده است. این گفتمان، بازتابی از ایدئولوژی جمهوری اسلامی ایران و تلاشی برای تأثیرگذاری بر ساختارهای بین المللی است. تحلیل این سخنرانی ها دلالت های کلیدی برای حکمرانی آینده ایران را نشان می دهد که شامل تأکید بر عدالت خواهی و مقاومت، تقویت هویت اسلامی و ارزش های دینی، نقش فعال در نظم بین المللی و اصلاح ساختارهای جهانی، تأکید بر امنیت و همکاری های منطقه ای، رویکرد انتقادی به غرب و تقابل گفتمانی، اهمیت خانواده و ارزش های اجتماعی و تلفیق دیپلماسی رسانه ای و گفتمان سازی است.
مطالعه مقایسه تطبیقی تجربه زیسته زنان و مردان هیأت علمی از آثار و پیامدهای دورکاری و قرنطینه خانگی در ایام کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۷)
209-246
حوزههای تخصصی:
این پژوهش مقایسه تطبیقی تجربه زیسته زنان و مردان هیأت علمی از آثار و پیامدهای دورکاری و قرنطینه خانگی در ایام کرونا است. روش پژوهش پدیدارشناسانه، تجارب زیسته 30 نفر از زنان و مردان هیات علمی دانشگاه ها و پژوهشگاه ها را مورد بررسی قرار داده است. جهت گردآوری داده ها، از مصاحبه نیمه ساختارمند با روش نمونه گیری هدفمند بهره برده است. فرایند تحلیل در سه سطح کلان انجام شده است. یافته های پژوهش، برخی از آثار و پیامدهای مثبت در بین زنان و مردان شامل پررنگ شدن جایگاه اینترنت و فرهنگ دیجیتال، احیاء سفره های خانوادگی و اخلاق ارتباطی در میان اعضای خانواده، بازگشت جایگاه بالای خانواده و رشد فکری فرزندان، افزایش تاب آوری، کاهش ساعات باطل، فاصله گرفتن از سخت گیری های کاری، بی تأثیری نقش همکاران، آشنایی فرزندان با شغل والدین، افزایش فعالیت های پژوهشی، مدیریت زمان، ایجاد فرصت های شغلی بدون مرز، احساس همدلی و ایجاد زنجیره انسانی مجازی بوده است. برخی از آثار و پیامدهای منفی: افزایش تنش های خانوادگی و اضطراب، ایجاد هزینه تحمیلی به سبد هزینه های خانواده، ایجاد فرسودگی و فشار فزاینده کار و مسئولیت، افزایش سطح انتظارات اعضای خانواده، بروز تنش میان فضای کاری و زندگی در خانه، اعتیاد به فضای مجازی، وجود عوامل پشتیبانی نامناسب و وجود روزمرگی و خستگی روانی است.
سیاست دوستی در اندیشه سیاسی خواجه نصیرالدین طوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوستی مدنی بین انسان ها فضیلت والا و پیش شرط سعادت و وجه ممتازی است که به اندازیه تاریخ بشر قدمت دارد. جوهریه سیاست به تعبیر اشمیت در دوگانیه دوستی-دشمنی خلاصه می شود. درواقع نفس سیاست منازعه برانگیز است. در قرون اخیر در جهان اسلام، ادبیات منازعه و ستیزه جویی بسط و گسترش یافته است. مصداق عینی این ادعا کنش های فرقه هایی مانند وهابیت و گروه های جهادی-تکفیری در منطقه است. از آنجا که اصل بر منازعه و وظیفیه سیاست حل منازعه مبتنی بر دوستی است، پژوهش حاضر درصدد بسط «سیاست دوستی» در ایران و میان ملت های مسلمان است. برای نیل به این مقصود، فضای فکری متفکر مؤثر عصر زرین اندیشیه اسلامی یعنی خواجه نصیرالدین طوسی را به دلیل اهمیتی که به محبت در سیاست می دهد و آن را بالاتر از عدالت می داند و ظرفیت خوبی برای پرورش سیاست دوستی دارد، با نگاهی نو قرائت می کند. پرسش اصلی این جستار آن است که سیاست دوستی در دستگاه فکری اندیشمند چگونه شکل می گیرد. فرضیه آن است که عناصر شکل دهندیه سیاست دوستی در دستگاه فکری خواجه نصیر نظیر خوشبختی عمومی، قدرت، برابری، پذیرش تفاوت، پذیرش دیگری، دوستی مسئولانه و عشق بستر شکل گیری سیاست دوستی را فراهم می کند. یافتیه پژوهش این است که اندیشیه سیاسی خواجه نصیر براساس الگوی نظری طراحی شده در زمینیه دوستی سیاسی و مدنی قابلیت معاصرسازی دارد. این پژوهش با بهره گیری از نظرات اندیشمندان مغرب زمین در زمینیه این سیاست دوستی (آرنت و دریدا) با جرح وتعدیل و نیز یک شاخص از امام خمینی سازیه نظری را طراحی کرده است.
ملت سازی در جوامع متکثر: تأملی در الگوهای حق مدار و اقتدا محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۷)
391-425
حوزههای تخصصی:
ملت سازی فرایند ساخت ملت و متحد کردن مردم ذیل حاکمیت یک دولت در جغرافیایی مشخص است. فراگرد ملت سازی مبتنی بر یک الگوی مشخص و پذیرفته شده جهانی نیست. به عبارتی ملت گاهی براساس عوامل عینی همچون نژاد، قوم، زبان، فرهنگ و مذهب ساخته می شود و گاهی نیز بر اساس عوامل ذهنی مبنی بر مؤلفه های هنجاری و سیاسی ایجاد می شود. روند ملت سازی در میان یک جامعه متکثر روندی بغرنج و پیچیده است؛ زیرا هم می تواند در چنین جامعه ای پایداری را به ارمغان بیاورد و هم می تواند جنگ های داخلی قومی و بی ثباتی را پدید آورد. ازاین رو پژوهش حاضر با رویکردی حقوقی، سیاسی و تفسیری از متون گردآوری شده به شیوه ی کتابخانه ای، درصدد پاسخ به این سوال است که چه الگوهایی سبب همزیستی مسالمت آمیز گروه های متنوع یا روابط قهرآمیز آن ها در امر ملت سازی می شود؟ برآیند پژوهش اینکه ملت سازی با الگوی حق مدار پایدار خواهد ماند؛ زیرا حقوق بنیادین تمامی گروه ها و طیف ها را در روند ساخت ملت تضمین می کند؛ اما در فراگرد ملت سازی با ماهیت اقتدارمحور شاید مدت مدیدی بتواند گروه های متکثر را ذیل اقتدار نظام سیاسی کنترل کند و در ظاهر پایدار باشد؛ لیکن احتمال اضمحلال دولت-ملت و تغیر مداوم مولفه های هویت ملی در این ساختارها وجود دارد.
تبیین متغیرهای اجتماعی- فرهنگی مؤثر بر بیگانگی شغلی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
102 - 112
حوزههای تخصصی:
بیگانگی شغلی یا حس جدایی از کار که بعضاً افراد از آن رنج می برند ناشی از فقدان هدف، استقلال یا معنای کار است. این پدیده که تأثیر عظیمی بر تعامل بین افراد، هویت و خودپنداریه آنها دارد، از متغیرهای اجتماعی- فرهنگی متعددی تأثیر می پذیرد. پژوهش حاضر پیمایشی است در میان افراد شاغل در منطقیه 2 شهر تهران، در سه سازمان آموزش و پرورش و شهرداری و شعب بانکی، که داده های آن از طریق پرسشنامه گردآوری شده و با استفاده از آمارهای توصیفی و استنباطی تحلیل شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که متغیرهایی چون «احساس بی قدرتی»، «ابهام نقش»، «بی هنجاری شغلی»، «احساس پوچی» و «نارضایتی شغلی» رابطیه معناداری با بیگانگی شغلی دارند. سوای تفاوتی که برخی متغیرهای زمینه ای مثل جنسیت و سن در نوع و میزان بیگانگی از کار ایجاد می کند، بسترهایی اثرگذار نظیر «سلسله مراتب سازمانی» و «تمرکزگرایی» در تشدید یا کاهش این پدیده نقشی کلیدی دارند. همچنین فرهنگ کار که خود متأثر از «سبک مدیریت» و «نوع ارتباطات در محیط کار» است به تشدید بیگانگی از کار دامن می زند. نتایج همچنین نشان می دهد که دو عامل دیگر ارتباط مستقیم و معناداری با میزان بیگانگی شغلی کارکنان داشته اند: ناامنی شغلی و عدم تعادل کار و زندگی، بدین معنا که افزایش کارهای موقت، آزاد، و پاره وقت موجب شده است که کارکنان از ثبات، مزایا و روابط بلندمدت با سازمان ها محروم شوند و حس جداشدگی و حاشیه نشینی در میان آنها تقویت شود. حاصل آن که، تبیین این عوامل اجتماعی- فرهنگی می تواند به سازمان ها کمک کند تا محیط های کاری پرمعنا، حمایتگر و رضایت بخشی ایجاد کنند که احساس بیگانگی را کاهش دهد.
مطالعه ای مردم نگارانه: تفسیر جوانان از بازی مافیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال ۳۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۹۷)
49 - 76
بازی مافیا در چند سال اخیر از محبوبیت وافری در میان عموم برخوردار شده است. هدف از پژوهش حاضر دستیابی به تفاسیری است که جوانان از بازی مافیا و نقش ها و کنش های آن دارند. پژوهش حاضر از نوع پژوهش کیفی و روش اصلی این پژوهش، روش مردم نگاری از نوع مردم نگاری تفسیری بوده است. فرایند انتخاب جامعیه همتا در این تحقیق از نوع گلوله برفی صورت گرفته است. تکنیک استفاده شده در این نوشتار، مشاهده با رویکرد امیک و اتیک به عنوان فن اصلی مردم نگاری و مصاحبیه عمیق بوده است. مراحل تجزیه وتحلیل داده ها با رویکردی تفسیری و با بهره گیری از اثر جولین م مرچیسن (Julian M. Murchison) انجام گرفته است. همچنین باتوجه به ادبیات نظری محدود در این حوزه، گاهی سعی شده است، ازنظریات موجود برای مقوله بندی ها استفاده شود. در مرحلیه آخر چون همیه مقوله ها در چند نظریه توضیح پذیر نبود، بیشتر سعی شد تحلیل نهایی را با گرایش تفسیری به واسطیه خود مقوله ها صورت بندی کنیم. از نتایج به دست آمده 8 مقولیه اصلی استخراج شد. در ارتباط با هدف اول پژوهش 4 مقوله به دست آمد که عبارت است از: بی مکانی/بی زمانی یک سرگرمی جهانی، نمادانگاره هایی از جامعه و فارغ از آن، مافیا تصعید واقعیت، خانواده محوری. در ارتباط با هدف دوم پژوهش 4 مقوله به دست آمد که عبارت است از: نماد انسان عصر جدید، بازی گردان، مجری حاکمیت کاریزماتیک/عقلانی در شهر، تقدس و تقدس زدایی از فرد، استراتژی حاکم بر بازیگران: سکوت، اجماع ، قانون. نتایج تحقیق نشان داد که تفاسیر مختلفی از بازی مافیا و نقش ها و کنش های آن وجود دارد که به زندگی واقعی در شهر نزدیک است. بازی مافیا همچون زندگی اجتماعی، صحنیه نقش های مختلف است که براساس جایگاه افراد و توانایی های هر نقش اداره می شود. این بازی دارای عناصری است که شیویه تعاملات اجتماعی افراد در جهان و جامعه را بازنمایی می کند. جوانان تفاسیری از بازی دارند که مرتبط با دیدگاه و تجربیه آنان از شکل زندگی در جامعه است. به کمک شناخت این عناصر، می توان به درک دیدگاه های اجتماعی-سیاسی جوانان از نقش ها و کنش های واقعی در جامعه نزدیک شد.
تحلیل انسان شناختی نقش برج های نجومی و مناره ها در زمان سنجی و مکان یابی دوران اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۷)
139-169
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی نقش انسان شناختی و علمی برج های نجومی و مناره ها به عنوان سازه هایی دوگانه در قرون میانه اسلامی می پردازد. تمدن اسلامی در غرب آسیا، شامل ایران، عراق، شام، ارمنستان و افغانستان، در این دوره شاهد پیشرفت های چشمگیری در زمینه های علمی، فرهنگی و معماری بود. این سازه ها، که اغلب به عنوان نمادهای مذهبی شناخته می شدند، نقشی کلیدی در توسعه روش های علمی زمان سنجی و مکان یابی ایفا کردند و تعامل پویایی میان نوآوری های معماری و نیازهای اجتماعی را منعکس می کنند.مطالعه برج های نجومی و مناره ها نه تنها نشان دهنده پیشرفت های علمی تمدن اسلامی است، بلکه عمق فرهنگی و انسان شناختی این سازه ها را نیز آشکار می کند. این بناها که هم ابزارهای کاربردی و هم نمادهای فرهنگی بودند، منعکس کننده جامعه ای بودند که به شکلی یکپارچه حوزه های مختلف دانش را در هم آمیخته بود.
مدل الگو پذیری سیاسی نوجوانان ایرانی از گروه های مرجع در شبکه های اجتماعی غیر بومی (با تاکید بر دیدگاه خبرگان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی فرهنگ سال ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
243 - 271
حوزههای تخصصی:
نوجوانی به عنوان یک دوره مهم در زندگی انسان، با تحولات فراوان در جوامع مدرن روبه رو است. ازآنجایی که نوجوانان ازجمله گروه های پرفعالی در شبکه های اجتماعی هستند، تأثیرگذاری گروه های مرجع در شبکه های اجتماعی غیربومی بر نگرش ها و رفتارهای سیاسی آنان از اهمیت بالایی برخوردار است. ازاین رو این تحقیق با هدف ارائه مدل الگوپذیری سیاسی نوجوانان ایرانی از گروه های مرجع در شبکه های اجتماعی غیربومی (با تأکید بر دیدگاه خبرگان)، درصدد استخراج مدل با شیوه کیفی است. جامعه آماری اساتید و کارشناسان علوم سیاسی و رسانه های اجتماعی بودند که با رسیدن به اشباع نظری، 12 نفر انتخاب و مصاحبه انجام شد. نتایج بر اهمیت درک عوامل متعددی که بر اجتماعی شدن سیاسی جوانان تأثیر می گذارند، تأکید دارد و نشان می دهد که جوانان فعالانه در این فرایند نقش دارند و نمی توان آن ها را به سادگی دریافت کنندگان دیدگاه های سیاسی در نظر گرفت. مدل کیفی تحقیق حاصل از تحلیل نظرات خبرگان شامل 5 عامل اصلی و 8 عامل فرعی: نقش ویژگی رسانه های اجتماعی (محتوایی)، متغیر فردی (زمینه ای)، خانواده، مدرسه، همسالان، سلبریتی ها (مداخله ای)، اعتماد به رسانه ها (عملکردی) و ساختاری؛ شرایط جامعه است که این عوامل به تنهایی یا توأمان با هم بر شکل گیری الگوپذیری سیاسی جوانان تأثیر می گذارند.
برساخت دیالکتیک سوژه معلم در فضاهای رسمی (مطالعه موردی معلمان مرد شهر خشکبیجار)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۷)
279-330
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر به چگونگی برساخت هویت سوژه در فضاهای اجتماعی با استفاده از نظریات میشل فوکو پرداخته شده است، هدف، بررسی تاثیر مدرسه به مثابه یکی از نهادهای مدرن در شکل دهی به هویت سوژه معلم می باشد. میدان مطالعه، معلمان مرد شهر خشکبیجار می باشد؛ داده های تحقیق بر پایه مشاهده مشارکتی و با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختار یافته و عمیق فردی، جمع آوری شده است؛ نمونه گیری با روش حداکثر تنوع برای نشان دادن شدت و تفاوت هر کدام از آراء انجام گرفته و انجام مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری پیش رفته است. . این تحقیق بیانگر این ملاحظه نظری است که هویت سوژه مدرن تابعی از مواجه دائمی او با نهادهای مدرن همچون مدرسه، پادگان، کارخانه و... است. اما درعین حال باید توجه داشت چنانکه فوکو در سراسر پروژه قدرت خود بر آن تاکید می کند، سوژه در این مدار قدرت منفعل نیست و با رویه هایی همچون تقابل با کلیشه ها، تقابل با امر سراسربین، تقابل با شرح وظایف و بخشنامه ها این جریان غالب قدرت را در هم می شکند و تا حدی به هویت خویش شکل می دهد.
تاثیر مولفه های فرهنگی و عدالت اجتماعی بر سیاستگذاری سلامت در ایران پس از انقلاب براساس تئوری عدالت والزر و نظریه فرهنگی داگلاس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۷)
427-459
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تأثیر مؤلفه های فرهنگی و عدالت اجتماعی بر سیاست گذاری سلامت در ایران پس از انقلاب اسلامی می پردازد. سؤال اصلی تحقیق این است که مؤلفه های فرهنگی و عدالت اجتماعی مورد بررسی در نظریه داگلاس و والزر چگونه بر سیاست گذاری سلامت در ایران پس از انقلاب تأثیر گذاشته اند؟ فرضیه اصلی بیان می کند که مؤلفه های فرهنگی از جمله ارزش های اسلامی و مفاهیم عدالت اجتماعی به طور مستقیم موجب شکل گیری سیاست های سلامت در راستای دسترسی عادلانه و بهبود وضعیت بهداشتی گروه های کم برخوردار شده اند. یافته ها نشان می دهد که سیاست های سلامت در ایران پس از انقلاب با تأثیرپذیری از فرهنگ اسلامی و اصول عدالت اجتماعی بر بهبود دسترسی به خدمات بهداشتی در مناطق محروم و گسترش زیرساخت های بهداشتی تمرکز داشته است. شبکه بهداشت روستایی و طرح تحول سلامت به عنوان نمونه هایی از سیاست های مبتنی بر عدالت اجتماعی، توانستند دستاوردهای قابل توجهی در کاهش نابرابری های بهداشتی ایجاد کنند. با این حال، نابرابری های منطقه ای و طبقاتی همچنان به عنوان چالش های اصلی باقی مانده اند. روش تحقیق به صورت کیفی و با استفاده از رویکرد تحلیل اسنادی و کتابخانه ای انجام شده است.
روایت شناسی داستان زال و رودابه بر اساس نظریه ژرار ژنت با رویکرد "تغییرات ناگهانی کانون دید"(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۸)
497-533
حوزههای تخصصی:
روایت رخداد یا مجموعه ای از رخدادهاست که میان آن ها رابطه علت و معلولی وجود دارد. یک ی از بزرگ ترین نظریه پردازان علم روایت شناسی ژرار ژنت فرانسوی است که تمرکز مطالعاتش نه بر خودِ قصه بلکه بر چگونی گفته شدن آن است. او گستره قصه را در سه سطحِ داستان، روایت و روایتگری می داند و برای توصیف و تحلیل ساختار متون ادبی پنج مبحثِ نظم، تداوم، بسامد، وجه و لحن را پیش می کشد. نگارندگان در این جستار به بررسی و تحلیل داستان زال و رودابه از منظر روایت شناسی ژرار ژنت می پردازند و در پی آن اند تا نشان دهند با توجه به تغییرات ناگهانی کانون دید، کانونی سازان یا کنشگران اصلی و فرعی داستان چه کسانی هستند و جریان روایت را چگونه به پیش می برند؟ حاصل آن که سطوح نظریه روایت شناسی ژنت در بیشتر بخش های داستان جریان دارد؛ اما در مواردی اندک روایت از سوی کنشگرانی پیش می رود که نقش اصلی و روساختی ندارند تا جایی که کانونی سازی و تصمیم گیری نهایی براساس دیدگاه آن ها صورت می گیرد.
سنجش سرمایه اجتماعی و فرهنگی با تأکید بر تمایل به سکونت در فضاهای شهری؛ مطالعه موردی محله امیرآباد شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات فرهنگی ایران سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۹)
33 - 62
حوزههای تخصصی:
رابطه انسان و مکان و احساس تعلق مکانی و اجتماعی به فضاهای شهری یکی از مهم ترین محورهای پژوهشی در انسان شناسی و جامعه شناسی شهری بوده است. انتخاب محل زندگی و سکونت در قلمرو شهری و کیفیت ارتباط با فضای انتخاب شده و حفظ رابطه با فضا یا ترک فضا تحت تأثیر عوامل مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و ...است. در تحلیل انتخاب محل زندگی عمدتاً غلبه با رویکردهای اقتصادمحور بوده و به نقش تعیین کننده این مؤلفه تأکید شده است. بدون شک اهمیت عنصر اقتصاد و سرمایه اقتصادی در انتخاب محل زندگی را نمی توان ناد؛یده گرفت اما عاملی که امکان ماندن و تداوم زیست در محل انتخاب شده را فراهم نموده و با ایجاد حس تعلق و دلبستگی به مکان، امکان کندن از فضا را دشوار و سخت می کند عوامل اجتماعی و فرهنگی هستند که در فضا و مکان زیست افراد تولید و بازتولید می شوند. در مقاله حاضر تلاش شده است با الهام از رویکرد نظری بوردیو ساختارهای اجتماعی مؤثر در تصمیم گیری عاملان انسانی در انتخاب محل زندگی و تمایل به سکونت در منطقه 6 شهر تهران بررسی شود. میدان مطالعه محله امیرآباد شهر تهران بود که با استفاده از روش پیمایش و تحلیل معادلات ساختاری، روابط بین متغیرهای سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی، سبک زندگی و تمایل به سکونت در محله مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از مطالعه نشان داد انتخاب محل سکونت نه تنها نتیجه عوامل ساختاری مانند امنیت، سرمایه اجتماعی و امکانات محلی بوده، بلکه متأثر از کنش های فردی و تصمیمات روزمره آن ها در ارتباط با سبک زندگی و فراغت نیز می باشد و عادت واره های سبک مصرف و سبک فراغت نقش تعیین کننده ای در انتخاب و محل زندگی شهروندان دارند.
واکاوی دلایل استفاده نکردن از کلاه ایمنی در میان موتورسواران شهر گرگان به روش تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)
محبوبیت موتورسیکلت به خصوص در میان جوانان، اهمیت ایمنی این وسیلیه نقلیه و پیامدهای ناشی از رعایت نکردن موارد مرتبط با ایمنی به ویژه استفاده از کلاه ایمنی را پررنگ کرده است. هدف از این پژوهش، شناسایی دلایل استفاده نکردن از کلاه ایمنی توسط راکبان موتورسیکلت در شهر گرگان است. این مطالعه با رویکرد کیفی و در قالب روش تحلیل مضمون انجام شده است. جامعیه آماری پژوهش، موتورسواران شهر گرگان هستند که با استفاده از روش های نمونه گیری هدفمند و نظری انتخاب شده اند. داده های پژوهش حاصل پانزده مصاحبیه نیمه ساخت یافته است که تا رسیدن به اشباع نظری ادامه پیدا کرده است. یافته های پژوهش در قالب شش مضمون اصلی استخراج شده است؛ این شش مضمون عبارت اند از: هنجارهای ذهنی با دو مضمون فرعی برچسب زنی و تحقیر و تمسخر، محدودیت های ایجاد شده توسط کلاه ایمنی در قالب سه مضمون فرعی محدودیت های ظاهری، فیزیکی و ایمنی، منش موتورسواری شامل دو مضمون فرعی آموزش ناکافی و عادت های رفتاری، فقدان اعتماد نهادی با سه مضمون فرعی اعتمادنداشتن به قانونگذار، مجریان قانون و سازوکار اجرای قوانین، خوداستثناپنداری شامل دو مضمون فرعی تقلیل خطر و فقدان تجربیه مستقیم خطر و احساس عاملیت همراه با دو مضمون فرعی خودابرازی و ابرازتوانمندی.
طلاق خاموش، پیش زمینه گسست ازدواج در دنیای صنعتی معاصر: یک تحلیل کیفی
منبع:
جامعه شناسی صنعتی سال ۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳)
202 - 223
حوزههای تخصصی:
مقدمه: طلاق، به عنوان فرآیند قانونی گسست ازدواج، به سرعت در سراسر جهان درحال افزایش است. اگرچه، این پدیده متاثر از گستره ای از عوامل است اما برخی ویژگی های دنیای صنعتی نوین مانند فردگرایی، مشارکت زنان در نیروی کار، گسترش تحصیلات زنان و توسعه فناوری های نوین اینترنت و شبکه های اجتماعی، باعث تشدید آن شده اند. ازدواج ها معمولا به طور ناگهانی از هم نمی پاشند و معمولا درپیِ «طلاق خاموش» پدید می آیند. «طلاق خاموش»، زمینه ساز طلاق است و شناسایی آن می تواند به تسکین مساله اجتماعی طلاق کمک کند. با توجه به رشد سریع طلاق در ایران از یک سو و پیامدهای زیانبار آن بر زوجین، فرزندان، خانواده ها و جامعه از سوی دیگر، پژوهش حاضر به دنبال آن است که «طلاق خاموش» را به عنوان نقطه آغازین فروپاشی ازدواج و خانواده، بررسی کند. روش: این پژوهش در چارچوب روش شناسی کیفی و با استفاده از روش تحلیل تماتیک انجام شده است. مشارکت کنندگان در پژوهش، 18 نفر از زنان و مردان متأهل درگیرِ «طلاق خاموش» در شهر کرمان بودند که به مراکز مشاوره، مراجعه کرده بودند. جهت انتخاب نمونه ها از نمونه گیری هدفمند استفاده و تلاش گردید حداکثر تنوع وجود داشته باشد. برای گردآوری داده ها از تکنیک مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد و مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافتند. یافتهها: نتایج نشان داد 71 کد اولیه در قالب19 تم فرعی (عدم توانایی و مهارت در عشق ورزیدن، تعاملات عاطفی زوجین، تغییر باورهای زندگی زناشویی، تعارضات و تعاملات غیر سازنده، اعتقادات دینی و مذهبی، اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات الکلی، مشکلات جنسی، میل به آزادی و استقلال، خیانت زناشویی، بازسازی زندگی جدید ، ناسازگاری عاطفی و رفتاری، الگوی ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ اﻧﺘﺨﺎب ﻫﻤﺴﺮ، دخالت و بی توجهی به مرزهای زندگی زناشویی، عدم مهارت و رشد یافتگی برای انتخاب همسر، عدم توانایی حل مشکل و تعارض در زندگی، فقدان سرمایه گذاری برای همسر، فقدان سرمایه گذاری برای فرزندان، فقدان سواد رابطه زناشویی، دغدغههای مالی و اقتصادی) بهدست آمد. نتیجه گیری: پدیده طلاق در دنیای صنعتی معاصر با سرعت شگفت انگیزی در حال افزایش است و تداوم آن، پیامدهای زیانباری به دنبال دارد. یک راهکار اساسی در این زمینه، شناسایی «طلاق خاموش» به عنوان بستر و زمینه ساز طلاق است. با استناد به یافته های این پژوهش، به نظر میرسد گستره ای از عوامل باعث شکل گیری «طلاق خاموش» می شوند و بخش اعظم بسترهای «طلاق خاموش» قابل پیشگیری هستند و با انجام اقدامات و مداخلات مؤثر و کارآمد، می توان به کاهش طلاق، کمک کرد.