فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۱ تا ۲۴۰ مورد از کل ۱۸٬۰۶۵ مورد.
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۴
1 - 28
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر، بررسی نقش عوامل جذب کننده و یا دفع کننده دولت در مشارکت اجتماعی شهروندان برای حفظ محیط زیست شهری است. با توجه به روند فزاینده شهرنشینی و پیچیدگی مسائل زیست محیطی در کلان شهرها، ضرورت مطالعه علمی در این حوزه بیش از پیش احساس می شود. روش شناسی پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با ۲۴ نفر از صاحب نظران و متخصصان حوزه محیط زیست شهری گردآوری شد. مشارکت کنندگان به صورت هدفمند انتخاب شدند و نمونه گیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که پدیده محوری «اضمحلال کارکردی» در مدیریت محیط زیست شهری، ناشی از اقدامات ناکارآمد، غیرکارشناسی و مقطعی دولت است؛ به گونه ای که این اقدامات نه تنها به بهبود وضعیت محیط زیست منجر نشده، بلکه موجب کاهش مشارکت اجتماعی، تضعیف سرمایه اجتماعی و احساس تعلق شهروندان به منابع و ثروت های ملی شده است. همچنین، یافته ها بیانگر آن است که نقش دولت در آسیب به محیط زیست شهری، چه از طریق اعطای امتیاز به بخش خصوصی و چه در زمینه ضعف مدیریت و نظارت، بیش از نقش شهروندان بوده است. اصالت / ارزش افزوده علمی: بازنگری در سیاست های مدیریت شهری با تأکید بر مشارکت واقعی شهروندان، شفافیت، پاسخگویی و تقویت سرمایه اجتماعی، پیش نیاز تحقق توسعه پایدار و حفاظت از محیط زیست شهری است .
عوامل اجتماعی موثر بر مشارکت مردم در کمک به بهزیستی استان خوزستان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های جامعه شناختی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۷)
155 - 184
حوزههای تخصصی:
مشارکت مردمی امروزه در اجتماعات بشری ازجایگاه ویژه ای برخوردار است. حضور افراد در فعالیت ها و تصمیم گیری های اجتماعی در بلندمدت موجب تعمیق روابط بین اعضای جامعه و افزایش احساس یگانگی می شود.دراین مطالعه به منظور بررسی شیوه های جلب و جذب مشارکت های مردمی در بهزیستی استان خوزستان،(ارائه الگوی مطلوب با تکیه بر الگوهای فرهنگی) و کشف رابطه میان متغیر مستقل و متغیرهای وابسته، از روش پیمایشی (کمی) و برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه همراه مصاحبه استفاده شده است. جامعه آماری موردمطالعه در این پژوهش در سه گروه طبقه بندی شدند: نخست مردم و شهروندان می باشند. درمرحله دوم:گروه ها و اشخاص خیر می باشند و در مرحله سوم: مدیران و مسئولان سازمان های خیریه و دست اندرکارانی که در امور خیر مشارکت دارند. مردم و خیرین را با استفاده ازفرمول کوکران و نمونه گیری سهمیه ای و تصادفی مورد پرسش قرارگرفته و مسئولین مرتبط را با استفاده از سرشماری مورد پرسش قرار گرفتند. ضرایب پایایی برای پرسشنامه جذب مشارکت های مردمی در بهزیستی و ابعاد آن ها محاسبه گردید که برابر با 9/0 تائید شد.نتایج نشان داد بین نمرات پاسخگویان در خصوص متغیرهای اتخاذ شیوه افزایش آگاهی مردم واطلاع رسانی از فعالیت های بهزیستی، اتخاذ شیوه توسعه مدیریت دانش رسانه ای و ارتباطاتی جامعه، ایجاد، بسط و توسعه تشکل های محلی و منطقه ای، انگیزه های شخصی،پایگاه اجتماعی، تعلق و تعهد شهروندی، اتخاذ شیوه مشارکت جویانه داوطلبانه و فعالیت های خیریه، ارتباط مؤثر با سازمان ها و نهادهای عمومی و دولتی و خصوصی، عملکرد و کارایی مسئولان و نیروهای بهزیستی، عملکرد و کارایی مسئولان و نیروهای سایر سازمان ها وجلب و جذب مشارکت های مردمی بر اساس متغیر جمعیت شناختی جایگاه تفاوت معناداری وجود دارد.
مشارکت اجتماعی و عوامل مؤثّر بر آن: مطالعه ای در شهرستان های جوانرود و روانسر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی جامعه شناختی مشارکت اجتماعی و عوامل مؤثّر بر آن در شهرستان های کمترتوسعه یافته جوانرود و روانسر استان کرمانشاه انجام شده است. چهارچوب نظری تحقیق از آرا صاحب نظران مکتب نوسازی قدیم و روانشناسان اجتماعی گرفته شده است. روش تحقیق، پیمایشی(کمی) است و از ابزار پرسشنامه برای گردآوری داده ها استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه شهروندان ۱۸ سال به بالای ساکن در شهرستان های جوانرود و روانسر است. حجم نمونه این تحقیق ۳۸۴ نفر بوده که با روش نمونه-گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیّری استفاده شده است. یافته های پژوهش، حاکی از میزان مشارکت اجتماعی متوسّط در شهرستان های جوانرود و روانسر است و رابطه معنا داری بین متغیّرهای مستقل (وابستگی به دولت و خیرِ محدود) با متغیّر وابسته (مشارکت اجتماعی) وجود دارد. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد مقدار ضریب همبستگی چندگانه 260/0 می باشد و متغیّرهای مستقل، ۳/۶ درصد از تغییرات متغیّر وابسته را تبیین می کنند و از بین عوامل مؤثّر بر مشارکت اجتماعی، فقط متغیّر وابستگی به دولت تأثیر داشته است. نتایج نشان داد در مناطق کمتر توسعه یافته مورد مطالعه که فرهنگ، باورها و ارزش های اجتماعی، دچار تغییرات چندانی نشده اند و جامعه در شکل سنّتی خود باقی مانده است، سنّت و عناصرخرده فرهنگ دهقانی باعث تقویت مشارکت اجتماعی می شود و دولت و صاحب نظران توسعه، باید بر این عناصر تکیه کنند تا مردم با مشارکت اجتماعی شان، به اهداف و برنامه های معیّن و از پیش تعیین شده برسند.
مسائل اجتماعی زنان، زمینه ها و استراتژی های مواجه با آن: تحلیل روایت زنان شهر سنندج
منبع:
زیست سیاست و توسعه دوره اول زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
48 - 66
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با تکیه بر رویکرد برساخت گرایی اجتماعی و با اتخاذ نگاه امیک، در پی فهم زیست جهان زنان و واکاوی چگونگی برساخته شدن مسائل آنان به مثابه مسئله اجتماعی از منظر خود زنان است. اگرچه شاخص های عینی نابرابری جنسیتی در حوزه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، وضعیت زنان را در جامعه ایران و به ویژه در بستر مورد مطالعه، آسیب زا نشان می دهد، اما از منظر برساخت گرایانه، صرف وجود شرایط عینی برای تبدیل یک وضعیت به مسئله اجتماعی کفایت نمی کند. آنچه وضعیت را به مسئله اجتماعی بدل می سازد، درک، تفسیر و معنابخشی کنشگران اجتماعی به آن شرایط و احساس ضرورت برای تغییر آن است. بر این اساس، مسئله محوری پژوهش حاضر آن است که زنان شهر سنندج وضعیت های زیست شده خود را چگونه تعبیر می کنند، چه زمینه ها و منابعی را در پیدایش زیست جهان آمیخته با درد و رنج دخیل می دانند و برای مواجهه با این وضعیت ها چه راهبردهایی را اتخاذ می کنند. این پژوهش می کوشد نشان دهد که آیا تجربه های رنج آور زنان از سطح مسائل شخصی فراتر رفته و به آگاهی و کنش جمعی برای طرح آن ها به عنوان مسئله اجتماعی منجر شده است یا خیر. روش: پژوهش حاضر از نوع کیفی است و در چارچوب روش تحلیل روایت انجام شده است. تحلیل روایت این امکان را فراهم می آورد تا تجربه های زیسته و معانی برساخته شده توسط زنان، در متن اجتماعی و فرهنگی خاص خود بازخوانی و تفسیر شود. میدان پژوهش، شهر سنندج و مشارکت کنندگان شامل ۳۰ زن در بازه سنی ۲۳ تا ۵۷ سال با وضعیت های متنوع اجتماعی، اقتصادی، تحصیلی و تأهلی بودند. نمونه گیری به صورت هدفمند و با حداکثر تنوع انجام شد تا سبک های مختلف زندگی و موقعیت های متفاوت زنان در داده ها بازتاب یابد. معیار تعیین حجم نمونه، اشباع نظری بود؛ به گونه ای که پس از انجام ۳۰ مصاحبه، داده جدیدی به مفاهیم و مقوله ها افزوده نشد. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساخت یافته بود و مدت هر مصاحبه بین ۶۰ تا ۹۰ دقیقه متغیر بود. برای تحلیل داده ها از تحلیل تماتیک استفاده شد. طی فرایند تحلیل، مفاهیم اولیه استخراج و در قالب تم های فرعی و اصلی سامان دهی شدند. اعتبار داده ها از طریق بازخوانی مکرر مصاحبه ها، مقایسه مستمر مفاهیم و توجه به تنوع روایت ها تضمین شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که زیست جهان زنان مشارکت کننده عمیقاً با تجربه های درد، رنج، محدودیت و احساس نادیده گرفته شدن آمیخته است. در سطح نخست، زنان مجموعه ای از وضعیت ها را به عنوان مسائل زیست شده خود روایت کردند که در قالب هفت تم اصلی قابل دسته بندی است: کلیشه های جنسیتی، کدگذاری جنسیتی فضا، ابژه سازی و کالایی شدن بدن زنانه، تحقیر، خشونت نمادین، انکار هویت فردی و عدم تصدیق نهادی. از منظر مشارکت کنندگان، کلیشه های جنسیتی با برچسب هایی چون «جنس ضعیف»، «ناقص العقل» و «نیازمند مراقبت»، زنان را در موقعیت فرودست تثبیت می کند و زمینه ساز محدودیت های گسترده در زندگی روزمره آنان می شود. کدگذاری جنسیتی فضا، به ویژه در عرصه های عمومی و کاری، احساس ناامنی، محدودیت مکانی و زمانی و کنترل مداوم بدن و رفتار زنان را به همراه داشته است. یافته ها همچنین نشان می دهد که بدن زنانه در ادراک بسیاری از زنان، به ابژه ای جنسی و کالایی تقلیل یافته و ارزش گذاری اجتماعی زنان بیش از هر چیز بر مبنای جذابیت جسمانی تعریف می شود. تجربه های مکرر تحقیر، جدی گرفته نشدن و نادیده انگاشتن نقش زنان در تصمیم گیری های خانوادگی و اجتماعی، احساس فرودستی و بی قدرتی را در آنان تقویت کرده است. خشونت نمادین، از طریق عرف های فرهنگی، باورهای زن ستیز و قوانین نابرابر، به گونه ای عمل می کند که نابرابری ها طبیعی، مشروع و بدیهی جلوه داده می شوند. انکار هویت فردی زنان نیز از طریق گره خوردن هویت آنان با نقش های همسری و مادری و تعلیق علایق و خواست های شخصی بروز می یابد. در نهایت، عدم تصدیق نهادی در قالب تبعیض ساختاری، ناامنی شغلی، بیکاری و فقدان حمایت های قانونی، زنان را با احساس طرد و بی آیندگی مواجه ساخته است. در سطح دوم، زنان منابع و زمینه های شکل گیری این زیست جهان دردآور را در چهار مقوله اصلی شناسایی کردند: جامعه پذیری جنسیتی، متشکل نبودن زنان و باقی ماندن آنان در سطح یک رده اجتماعی، طرد نهادی و فرهنگ مردسالارانه. جامعه پذیری جنسیتی از طریق نهادینه سازی ترس، درماندگی آموخته شده و خودپنداره منفی، کنشگری زنان را تضعیف کرده است. نبود تشکل یافتگی و فقدان هویت جمعی، مانع تبدیل تجربه های فردی رنج به مطالبه اجتماعی شده است. در سطح سوم، راهبردهای مواجهه زنان با وضعیت های دردآور ناهمگون و متأثر از سن، جایگاه اجتماعی و سرمایه های فرهنگی آنان بود. زنان جوان تر و دارای جایگاه اجتماعی بالاتر بیشتر بر عاملیت
لزوم اجرای فرامین رهبری در مقابله با فساد اقتصادی در الگوی حکمرانی اقتصادی شهید رئیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
69 - 89
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: شهید در دوران ریاست خود بر قوه قضائیه، با الهام از فرامین مقام معظم رهبری (مدظله العالی) و تأکید بر بیانیه گام دوم ، رویکردی قاطع، نظام مند و مبتنی بر عدالت در مقابله با مفاسد اقتصادی اتخاذ کردند. هدف این پژوهش، تبیین ابعاد و مضامین رویکردهای ایشان در حکمرانی اقتصادی با تمرکز بر مبارزه با فساد و اصلاح ساختارهای ناکارآمد است.روش شناسی: این پژوهش به شیوه کیفی و با بهره گیری از روش تحلیل مضمون انجام شده است. داده ها از ۱۶ سخنرانی شهید رئیسی در فاصله سال های ۱۳۹۸ تا ۱۳۹۹ گردآوری شده که در جلسات شورای عالی قوه قضائیه، دیدارهای نخبگانی، همایش های ملی و نشست های رسمی ایراد گردیده اند. مضامین کلیدی بیانات ایشان استخراج و در سه سطح مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر تحلیل شده است.یافته ها: نتایج تحلیل ها نشان می دهد که رویکرد شهید آیت الله رئیسی در دو بُعد کلی قابل تبیین است: نخست، اصلاح ساختارهای اقتصادی و حکومتی با تأکید بر شفاف سازی فرآیندها، تقویت استقلال اقتصادی و مقابله با رانت. دوم، اجرای دقیق بیانیه گام دوم انقلاب از طریق ارتقای شفافیت، پیاده سازی فرمان هشت ماده ای رهبری، برخورد قاطع با مفسدان و ایجاد هماهنگی میان قوا. در مجموع، ۲۳ مضمون پایه، ۱۵ مضمون سازمان دهنده و ۵ مضمون فراگیر شناسایی شد.نتیجه گیری: مقابله کارآمد با مفاسد اقتصادی نیازمند اجرای عملی فرامین رهبری، اصلاح بسترهای فسادزا، گسترش نظارت و شفافیت است. تحقق این امر با عزم جدی مسئولان، هماهنگی نهادها و اجرای عدالت بی مصلحت می تواند اعتماد عمومی را ارتقا داده، عدالت اقتصادی را تقویت و بستر حکمرانی اقتصادی سالم تر را فراهم آورد.
شناسایی مؤلفه ها و چالش های مکان سازی جهت توسعه فضاهای شهری در سکونتگاه های غیر رسمی (بوستان گلشن محله خاک سفید تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بسیاری از سکونتگاه های غیررسمی، کیفیت فضاهای شهری به دلیل فقدان برنامه ریزی و توجه به نیازهای ساکنان، به شدت پایین است. این موضوع، چالش های متعددی را در زمینه های مختلف از جمله سلامت، امنیت، اقتصاد و محیط زیست به وجود می آورد. مکان سازی به عنوان رویکردی نوین در طراحی و مدیریت فضاهای شهری، می تواند به ارتقای کیفیت زندگی در سکونتگاه های غیررسمی کمک کند. این تحقیق با رویکرد تفسیری و روش کیفی از نوع مطالعه موردی، به صورت تحلیلی - توصیفی صورت گرفته است. جامعه آماری شامل متخصصان دانشگاهی و سرپرستان دفاتر تسهیلگری و مدیران شهری بود که به صورت هدفمند از نوع گلوله برفی انتخاب شدند. ابتدا از روش فراترکیب برای شناسایی مؤلفه های مکان سازی استفاده شد و سپس چالش ها از طریق مشاهده و مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با متخصصان بررسی شدند. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA و کدگذاری بر اساس ابعاد مدیریتی، اجتماعی، اقتصادی و کالبدی انجام شد. نتایج نشان داد که مکان سازی فرایندی زمان بر و مشارکتی است که نیازمند هماهنگی بین ذی نفعان، زیرساخت های مناسب و درک مزایای مکان سازی به سبب جدید بودن موضوع، توسط مقامات و جامعه محلی است. همچنین تأمین منابع مالی و اعتمادسازی از چالش های اصلی این فرایند محسوب می شوند. یافته های این تحقیق می تواند به عنوان سند راهنما برای مدیران و دفاتر تسهیلگری جهت ارتقای کیفیت فضاهای شهری در سکونتگاه های غیررسمی مورداستفاده قرار گیرد.
شاخص های عدالت اقتصادی در برنامه های پنج ساله توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی جمهوری اسلامی ایران ( 1400- 1368)(مقاله علمی وزارت علوم)
عدالت به عنوان شکلی از قدرت نرم و مفهومی چالشی حضوری برجسته همراه با فراز و نشیب در برنامه-های پنجساله توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی در ایران دارد. برای حصول اطمینان از تحقق اهداف کمی و کیفی برنامه های توسعه از جمله تحقق عدالت نیاز به شاخص های عملیاتی است که میزان دستیابی به اهداف را نشان دهد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی شاخص های عدالت اقتصادی در برنامه های پنجساله توسعه بعد از انقلاب اسلامی انجام شده است. سئوال اصلی پژوهش این گونه مطرح شده است: در برنامه های پنج ساله توسعه چه شاخص هایی مطرح شده است؟ سئوال فرعی این است: شاخص های عدالت اقتصادی در هریک از برنامه های توسعه بر اساس چه الگوهایی حضور دارند؟ داده های پژوهش به صورت کتابخانه ای – اسنادی جمع آوری شده است. جامعه آماری پژوهش متن برنامه های اول تا ششم توسعه است. برای تجزیه و تحلیل نیز از آمار توصیفی و از تکنیک تحلیل محتوا استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد در برنامه های پنجساله توسعه از اول تا ششم شاخص های آموزش، بهداشت، اشتغال، توانمند سازی، محیط زیست با رویکرد الگوی توسعه انسانی و رشد اقتصادی،کاهش تصدی دولت، انضباط مالی، بهره وری و رقابت پذیری با رویکرد الگوی بازار آزاد و تامین اجتماعی، مسکن، ضریب جینی، فقر زدایی با رویکرد نیازهای اساسی مطرح شده اند.
تحولات جمعیتی استان کردستان در دوره زمانی 1330-1420 و دلالت های سیاستی و توسعه ای آن
منبع:
زیست سیاست و توسعه دوره اول تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
15 - 32
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه تغییرات جمعیتی به یکی از موضوعات مهم اجتماعی، اقتصادی، و سیاسی تبدیل شده است. در استان کردستان نیز، تحولاتی در حجم، نرخ رشد جمعیت، باروری و ساختار سنی و جنسی جمعیت مشاهده می شود. بررسی دقیق این تحولات و پیش بینی روندهای آینده، برای برنامه ریزی و سیاست گذاری مناسب در استان ضروری است تا بتوان از فرصت های پاداش جمعیتی به خوبی بهره برد و از اثرات منفی جلوگیری کرد. بررسی و تحلیل مشخصه های جمعیتی استان کردستان و روند تحولات آن در سال های اخیر و برآورد آن در آینده برای برنامه ریزان استان ضروری است. بنابراین در این تحقیق به دنبال پاسخ به این سؤالات هستیم. تحولات و تغییرات استان کردستان در طول زمان چگونه بوده است؟ تعیین کننده های اصلی تغییرات جمعیت کدامند؟ نقش باروری، مرگ ومیر و مهاجرت در این تغییرات استان کردستان چیست؟ دورنمای حجم و ساختار سنی جمعیت استان کردستان چگونه خواهد بود؟ باتوجه به وضعیت جاری جمعیت و چشم انداز آینده ی آن سیاست جمعیتی مناسب برای استان کردستان کدام است؟روش: تحقیق حاضر به لحاظ داده مورد استفاده یک تحلیل ثانویه است. منبع اصلی داده ها برگفته از نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن و همچنین نتایج ثبت سالانه وقایع حیاتی در سازمان ثبت احوال است. در این تحقیق در کنار استفاده ثانویه از اطلاعات با استفاده از فنون جمعیت شناختی به آینده نگری در حوزه تغییرات جمعیتی پرداخته شده و با استفاده از شاخص های جمعیت شناحتی روند تحولات جمعیت و ابعاد آن تحلیل و تفسیر شده است. داده های مورد استفاده شامل داده های جمعیت، مهاجرت، مرگ ومیر، باروری، می باشند. داده های جمعیت به تفکیک سن و جنس برگرفته از نتایج سرشماری های عمومی نفوس و مسکن استان کردستان و شهرستان های استان در مقاطع زمانی 1335، 1345، 1355، 1365، 1375، 1385، 1390 و 1395 است. داده های مهاجرت نیز از نتایج سرشماری های مذکور و اعمال روش های غیرمستقیم بدست می آید. داده های مرگ ومیر و باروری برگرفته از سازمان ثبت احوال استان، و نتایج بدست آمده از پیمایش های صورت گرفته در این حوزه ها هستند. برای بررسی مشخصه های مرتبط با ساخت و پویایی جمعیت، از سنجه ها و شاخص های مختلف جمعیتی استفاده شده و به منظور پیش بینی جمعیت با روش ترکیبی از مدل DemProj نرم افزار Spectrum استفاده می شود.یافته ها: از روش براس برای برآورد مرگ و میر بر اساس احتمال بقای فرزندان استفاده شده است. این روش بر داده های سرشماری ۱۳۸۵، ۱۳۹۰ و ۱۳۹۵ اعمال شد و امید زندگی محاسبه شد. همچنین پیش بینی امید زندگی با استفاده از معادله لجستیک صورت گرفت. نتایج نشان می دهد که امید زندگی در بدو تولد در استان از ۷۰.۱ سال در سال ۱۳۸۵ به ۷۵.۴ سال در سال ۱۴۲۰ افزایش می یابد. نرخ باروری استان کردستان از سال ۱۳۹۵ تا ۱۴۲۰ به تدریج افزایش یافته و در سال ۱۴۲۰ به ۲.۳۱ می رسد. استان دارای نرخ مهاجرت منفی است .طبق سناریوی منتخب (افزایش باروری و مهاجرت ثابت)، جمعیت استان در پایان دوره به حدود ۱.۹۱۵ میلیون نفر خواهد رسید. در دیگر سناریوها نیز با ترکیب های متفاوت باروری و مهاجرت، افزایش جمعیت تا سال ۱۴۲۰ پیش بینی می شود که بسته به شرایط باروری و مهاجرت، بین حدود ۱.۸۴ تا ۱.۹۲ میلیون نفر متغیر است.نتیجه: تغییرات اخیر در ساختار سنی جمعیت، با افزایش جمعیت سالمند و کاهش افراد در سن کار، چالش هایی را برای اقتصاد و سیستم های بهداشتی به همراه داشته است. پژوهش در استان کردستان نشان می دهد که اگر روندهای فعلی ادامه یابد، این استان با مشکلاتی نظیر سالمندی جمعیت و کمبود نیروی کار مواجه خواهد شد. با توجه به پنجره جمعیتی کشور، لازم است سیاست هایی در راستای جذب و حفظ نیروی کار و استفاده از ظرفیت های اقتصادی دوران پنجره جمعیتی تدوین شود؛ در غیر این صورت، فرصت های بالقوه از دست خواهد رفت و به بار اقتصادی تبدیل می شود.
سیاست زندگی و مشارکت در سپهر همگانی: مطالعه کیفی زنان بندر دیلم
منبع:
زیست سیاست و توسعه دوره اول تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
80 - 97
حوزههای تخصصی:
هدف: بازاندیشی فرایند تعریف و باز تعریف خود از طریق مشاهده و تأمل در اطلاعات درباره ی مسیرهای ممکن زندگی است. زنان به عنوان نیمی از جمعیت جامعه ، سوژه هایی هستند که در جامعه ی در حال گذار از سنت به مدرن، بارها و بارها خود را تعریف و باز تعریف کرده اند. بررسی و کنکاش بازاندیشی سیاسی و تعریف جایگاه آن در ذهنیت و عینیت زنان موضوعی است که لازم است بصورت عمیق درک شود. زیرا امروزه سیاست، نه با ویژگی های ساختاری آن بلکه با تکیه بر نقش فرهنگ ،حول موضوعاتی چون سیاست هویت، سیاست تفاوت و سیاست جنبش های اجتماعی می چرخد. کنشگران سیاسی امروز تنها افرادی نیستند که با رأی دادن و مشارکت سیاسی از طریق فرایندهای معمول شناخته شوند بلکه افراد و گروه ها، راه های دیگری را برای تأثیرگذاری و مشارکت در امر سیاسی بر می گزینند.روش: پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناختی انجام شده است. مصاحبه نیمه سازمانیافته با ۱۵ زن ۱۸ تا ۷۰ ساله (شاغل، خانه دار، فعالان زن، کاندیداهای پیشین شورای شهر) و با تکنیک مصاحبه ی عمیق نیمه طراحی شده، بصورت تلفنی و با نمونه گیری هدفمند و ترکیبی جمع آوری شده و سپس با روش تماتیک طبقه بندی و تحلیل شده اند. اعتبارسنجی با استفاده از راهبردهای اعتبارپذیری (تماس طولانی با میدان پژوهش)، انتقال پذیری (توصیف غنی زمینه) و قابلیت اطمینان (مسیرنمای حسابرسی) انجام شده است.یافته ها: نتایج این مطالعه نشان از گذار از سنت به مدرنیته و بازاندیشی سیاسی زنان می باشد. جهت گیری سیاسی زنان به تعبیر گیدنز به سمت سیاست زندگی چرخش کرده است و مشارکت سیاسی آنها در سطح حداقل به معنای کمی و کیفی دیده می شود. هرچند، زنان خواستار حضور بیشتری در عرصه سیاست بوده اند اما این امکان به لحاظ فرهنگی و ساختاری برایشان فراهم نشده است و این تجربه تلخ و ناموفق بر بازاندیشی سیاسی آنها تاثیرگذار بوده است. بطوری که آینده سیاسی خود را تاریک دانسته و تمایلی جهت کسب کرسی های سیاسی نداشته اند. مصاحبه شوندگان،فرهنگ سنتی، مردسالاری حاکم بر شهر، عدم اعتماد جامعه، خودباوری و عدم حمایت زنان از هم را مهم ترین عوامل ناکامی و بی میلی خود نسبت به کسب قدرت سیاسی دانسته اند.نتیجه: این مطالعه نشان می دهد که علی رغم تمایل برخی زنان دیلم برای مشارکت سیاسی، گفتمان مسلط مردسالارانه (همراه با بازتولید انگاره های سنتی در خانواده و جامعه) و فقدان سرمایه اجتماعی بین زنان، بازاندیشی سیاسی آنان را به سمت انفعال و فردگرایی سوق داده است. غلبه این روند، توسعه پایدار در دیلم را با چالش جدی مواجه می کند.
برساخت سیال جنسیت: واکاوی مفهوم دخترانگی نزد دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
دخترانگی به عنوان برساختی اجتماعی متأثر از تغییرات اجتماعی و فرهنگی دگرگون شده است. این پژوهش با هدف بررسی مفهوم دخترانگی در میان نوجوانان انجام شده است. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش داده بنیاد برساختی در سال های ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۳ انجام شده است. داده ها ازطریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۵ دختر نوجوان ۱۶ تا ۲۲ساله و یک گروه متمرکز شامل ۸ دختر ۱۶ساله در شهر یزد گردآوری شده اند. تحلیل داده ها با روش چارمز و در سه مرحله کدگذاری اولیه، محوری و نظری صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که مقولات اصلی شامل «سوژگی سیال»، «گفتمان سنت و بازتولید جنسیت»، «پویایی های مدرنیته»، «چالش های ساختاری و فرهنگی»، «زیست چندپاره»، «کنشگری جنسیتی»، و «زمان مندی و مکان مندی جنسیتی» هستند. مقوله مرکزی پژوهش، «ایفای سیال جنسیت» است که بر پویایی و بازتعریف دخترانگی در بسترهای فرهنگی و اجتماعی تأکید دارد؛ درنهایت، مدل نظری ای برای تبیین دخترانگی به عنوان مفهومی درحال تحول ارائه شد.
تبیین جامعه شناختی محرومیت اجتماعی به مثابه یک مسئله اجتماعی (مطالعه موردی: محلات حاشیه نشین شهر گرگان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۴
132 - 158
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش تبیین جامعه شناختی عوامل مؤثر بر محرومیت اجتماعی ساکنان محلات حاشیه نشین شهر گرگان است. روش شناسی پژوهش: روش انجام این مطالعه پیمایش است که طی آن 384 نفر از ساکنان محلات کم برخوردار به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده پرسشنامه محقق ساخته با اعتبار محتوایی تأییدشده و پایایی 0.769 بود. برای آزمون فرضیات از همبستگی پیرسون، t مستقل، آنوای یک طرفه و رگرسیون استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد بین زنان و مردان به لحاظ عوامل اقتصادی، بین افراد مجرد و متأهل به لحاظ عوامل آموزشی، بین مهاجران و بومیان به لحاظ عوامل آموزشی، فرهنگی و اجتماعی و بین قومیت ها و گروه های تحصیلی به لحاظ میزان عوامل فرهنگی و محرومیت تفاوت معناداری وجود دارد. میزان همبستگی بین متغیر محرومیت اجتماعی با عوامل آموزشی 0.360-، عوامل اجتماعی 0.627-، عوامل فرهنگی 0.153- و عوامل اقتصادی 0.611- گزارش شده است. عوامل اجتماعی با بتای 0.598 و عوامل فرهنگی با بتای 0.095 به ترتیب بیشترین و کمترین قدرت پیش بینی میزان محرومیت اجتماعی را دارند. نتیجه گیری: نتیجه اینکه شناخت عوامل محرومیت اجتماعی و توجه به راهبردهای کنترل در سیاست گذاری و برنامه ریزی حوزه مسائل اجتماعی در شهر گرگان، می تواند یکی از مهم ترین موانع توسعه یافتگی را بهبود ببخشد و زمینه مشارکت اجتماعی را تسهیل نماید.
مدل مدیریت کارآمد ناآرامی های اجتماعی براساس نقش سرمایه اجتماعی در شهر کرمان: کاربست عملی جهاد تبیین براساس منویات مقام معظم رهبری در حل مسائل اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۷
945 - 988
حوزههای تخصصی:
ناآرامیهای اجتماعی به دلایل گوناگونی در هر کشوری رخ میدهد. هدف پژوهش حاضر بررسی درک معنایی و تفسیر دانشجویان مدیریت بحران و مسئولان ذیربط بهمنظور توسعه مدل دادهبنیاد مدیریت ناآرامیهای اجتماعی با تمرکز بر نقش سرمایه اجتماعی است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و بهلحاظ روش، توصیفی و از نظر نوع مطالعه از نوع پژوهشهای کیفی مبتنی بر روش دادهبنیاد است. مشارکتکنندگان در پژوهش را 20 نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد مدیریت بحران دانشگاه آزاد کرمان و 5 نفر از مسئولان مدیریت بحران استان کرمان را تشکیل میدهند. شیوه نمونهگیری بهصورت هدفمند میباشد. از مصاحبه نیمهساختاریافته بهعنوان ابزار گردآوری دادهها استفاده شده است. برای رسیدن به معیار قابلیت اعتماد از سه روش: کنترل یا اعتباریابی توسط اعضا، مقایسههای تحلیلی و استفاده از روش ممیزی بهره گرفته شد. یافتهها نشان میدهد که عوامل مهم در بروز ناآرامیهای اجتماعی شامل سرمایه اجتماعی، کارآمدی اقتصادی و پاسخگویی دولت است که عوامل زمینهای همچون احساس محرومیت نسبی و التزام عملی به اسلام و عوامل مداخلهگر مانند زیرساختهای مشارکتی و امید به آینده نقش دارند. همچنین، جهاد تبیین بهعنوان راهبرد اصلی و بحرانهای اقتصادی و اجتماعی بهعنوان پیامدهای ناآرامیهای اجتماعی معرفی میشوند. نتیجهگیری حاکی از آن است که جهاد تبیین، با رویکرد مدیریت انقلابی و جهادی و بهرهگیری از توانمندیهای اعتقادی، علمی و عملی، میتواند سرمایه اجتماعی را تقویت و بهعنوان ابزار مهم در مدیریت ناآرامیهای اجتماعی و اغتشاشات مورد بهرهبرداری قرار گیرد.
بازاندیشی نظری و مطالعه تطبیقی شاخص بومی توسعه اجتماعی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه سال ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
206 - 229
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: این مقاله با هدف دستیابی به تعریفی بومی از توسعه اجتماعی متناسب با شرایط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ایران و طراحی شاخصی ترکیبی برای سنجش وضعیت کشور انجام شده است. انگیزه اصلی پژوهش، فقدان شاخص های جامع برای نمایش ویژگی های خاص جامعه ایران و محدودیت شاخص های بین المللی موجود در بازنمایی واقعیت های آن است.روش پژوهش: در این مطالعه روش پژوهش مبتنی بر مرور انتقادی است؛ ابتدا با مرور اسناد و متون علمی، سییر تاریخی تکوین مفهوم توسعه اجتماعی، دسته بندی تعاریف، و تحولات نظری مرتبط بررسی شده و همچنین تغییرات شاخص های اندازه گیری توسعه اجتماعی و نحوه کاربست آن در ایران تحلیل گردیده است. در ادامه، با معرفی مهم ترین مؤسسات بین المللی فعال در سنجش توسعه اجتماعی و نقد محدودیت شاخص های آنان در نمایش واقعیت ایران، ضرورت تدوین شاخص بومی تبیین شد. بر همین اساس، شاخص ترکیبی متناسب با بافت ایران طراحی گردید که با استفاده از روش ناردو و همکاران ساخته و از طریق روش دلفی اعتبارسنجی شد.یافته ها: یافته ها نشان می دهد ایران در سطحی متوسط از توسعه اجتماعی قرار دارد و بیشترین نابرابری در بعد سرمایه زیرساختی مشاهده می شود؛ به طوری که بهبود وضعیت مؤلفه های رفاه نیازمند بازنگری سیاستی و سرمایه گذاری در زیرساخت های اجتماعی و رفاهی است. برای اعتبارسنجی، نتایج شاخص بومی با شاخص رفاه لگاتیوم در سال ۱۴۰۳ مقایسه گردید که کارآمدی آن را در آشکار ساختن تفاوت های درون منطقه ای نشان می دهد.نتیجه گیری: شاخص بومی توسعه اجتماعی ارائه شده می تواند ابزاری مناسب برای ترسیم دقیق وضعیت توسعه اجتماعی در مقیاس های استانی و شهرستانی باشد و امکان رصد تحولات توسعه اجتماعی در سطوح مختلف برنامه ریزی و سیاست گذاری اجتماعی کشور را فراهم آورد. این شاخص همچنین می تواند به سیاست گذاران در شناسایی نقاط ضعف و ارتقاء عدالت اجتماعی یاری رساند.
مبانی عفاف در قرآن و روایات با تأکید بر کارکردهای فردی و اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن و علوم اجتماعی سال ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۸)
94 - 121
حوزههای تخصصی:
عفاف یکی از ارزش های بنیادین در نظام اخلاقی اسلام، مفهومی چندبعدی است که ریشه در آموزه های قرآنی و روایات دارد. این ارزش که به معنای خودکنترلی، پاک دامنی و پایبندی به حدود الهی است، نه تنها کرامت انسانی را حفظ می کند بلکه روابط اجتماعی را در مسیری سالم و اخلاق مدار تنظیم می نماید. زیست عفیفانه، به عنوان الگویی متعادل برای زندگی، با تقویت خودآگاهی اخلاقی و مقاومت در برابر فشارهای ضد فرهنگی، در جوامع اسلامی معاصر اهمیتی ویژه یافته است. این نوشتار درصدد تبیین مبانی قرآنی و روایی عفاف و بررسی کارکردهای آن در زندگی فردی و اجتماعی است تا چارچوبی منسجم برای بهره گیری از این ارزش در حل مسائل اخلاقی و اجتماعی ارائه دهد و راهکارهایی برای تقویت آن در برابر چالش های فرهنگی پیشنهاد کند. نگارنده در این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی به این نتیجه رسیده که مبانی عفاف در قرآن و روایات شامل ایمان، تقوا، خویشتن داری، خودشناسی و تهذیب نفس است. این مبانی، عفاف را به راهبردی تربیتی و اجتماعی تبدیل می کنند که در بعد فردی، آرامش روانی، کاهش اضطراب، افزایش عزت نفس و دوری از رفتارهای پرخطر را به دنبال دارد. در بعد اجتماعی، عفاف با ایجاد مرزهای روشن رفتاری، اعتماد عمومی و امنیت اجتماعی را تقویت کرده و آسیب هایی مانند خیانت، مزاحمت و ناهنجاری های اخلاقی را کاهش می دهد. این نتایج نشان دهنده نقش کلیدی عفاف در پایداری خانواده، انسجام فرهنگی و مقابله با چالش هایی مانند نفوذ فرهنگ های غیر اسلامی و تضعیف نهادهای سنتی است
مقایسه بین نسلی میزان شیوع نوموفوبیا و دلایل آن در ایران: مطالعه موردی دانشگاه علم و فرهنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۸)
217-253
حوزههای تخصصی:
: موضوع اصلی این پژوهش، مقایسه میزان شیوع نوموفوبیا بین افراد متعلق به ترکیب نسلی ایکس و وای با افراد متعلق به ترکیب نسلی زد و آلفا در میان دانشجویان، کارمندان، و اساتید دانشگاه علم و فرهنگ در نیمسال دوم سال تحصیلی 04-1403 و شناسایی دلایل آن است. برای این منظور از ترکیب نظری چهار بعد نوموفوبیا و نظریه وابستگی استفاده شده است. حجم جامعه آماری 7600 نفر بود که براساس جدول مورگان 384 نفر، به عنوان جمعیت نمونه به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه اعتباریابی شده نوموفوبیای ییلدریم و کوریا (2015) است. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها نشان می دهند که ترکیب نسلی آلفا و زد نسبت به ترکیب نسلی ایکس و وای وابستگی بیشتری به گوشی هوشمند دارند. همچنین در بررسی مؤلفه های نوموفوبیا مشخص شد که «عدم دسترسی به اطلاعات» در میان سایر مؤلفه ها بالاترین میانگین (86/21) را دارد اما مؤلفه «از دست دادن ارتباط» با مقدار 048/0 نقش اصلی را در تفاوت بین نسلی مؤلفه های نوموفوبیا داشت.
مطالعه زیست سالمندی و چالش های آن (مورد مطالعه سالمندان 60 تا 70 ساله دارای درآمد ثابتِ شهر لالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
131 - 166
هدف پژوهش حاضر مطالعه زیست سالمندی سالمندان 60 تا 70 ساله دارای درآمد و مشکلات ناشی از آن است که می تواند در اکثر جوانب زندگی سالمندان نقش مهمی ایفا کند.تحقیق کیفی و از روش داده بنیادجهت تحلیل و تفسیر داده-ها استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه سالمندان شهر لالی و شیوه نمونه گیری به صورت هدفمند و نظری بوده که با انجام مصاحبه نیمه-ساختاریافته با 17 نفر اشباع نظری حاصل شد. یافته ها نشان می دهد که پدیده محوری در زیست سالمندی «ناتوانی و حس بی مصرفی» است. شرایط حاکم بر این پدیده مشارکت ناپذیری، فقدان حمایت اجتماعی کافی، حس بی-اعتباری و برچسب منفی می باشند. بسترها فقدان زیرساخت های حمایتی، مضایق مادی، اختلال و ناتوانی ایفای نقش هستند که در کنار شرایط مداخله گری همچون ابهام در جایگاه اجتماعی، مشکلات نهادی و خانوادگی، فقدان ارتباطات مفید، نگرش عام منفی به محیط و آینده، بدرفتاری اطرافیان شرایط را برای زیست مطلوب دشوار کرده اند. سالمندان در برابر این شرایط راهبرهایی همچون مشغولیت کاری مجدد، پیاده روی، فراغت و ورزش، طلب امیدواری معنوی اتخاذ کرده اند، اما چون با ابهام از جایگاه خود روبرو هستند با پیامدهای همچون بدبینی نسبت به جامعه، منزوی شدن، ناخشنودی اجتماعی، پذیرش مرگ، بیشترشدن ناتوانی کلی مواجه هستند. نتایج نشان می دهد که باید با مشارکت دهی و حمایت بیشتر سالمندان آنها را در زیست غیرسالمندی وارد کرد تا علاوه بر خروج از تنهایی و انزواء، حس بی مصرفی و ناکامی منزلتی آنها کاهش یابد.
پیمایشی درباره دست فروشی خیابانی و ارتباط آن با برندینگ شهری (میدان مطالعه: شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
23 - 39
حوزههای تخصصی:
در فرایند نابسامان گسترش شهرنشینی در ایران، پدیده هایی نظیر بیکاری، مشاغل غیررسمی و جوانی جمعیت موجب رواج روزافزون پدیده دست فروشی شده است. هدف پژوهش حاضر مطالعه این پدیده در بستر وضعیت فعلی شهر سنندج است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، رویکرد آن کمی و ماهیت داده ها توصیفی - پیمایشی از نوع همبستگی است. گردآوری داده ها نیز با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته انجام شده است. جامعه هدف تمامی افراد ساکن سنندج هستند که حداقل یکبار از دست فروش خرید کرده اند. در نهایت تعداد ۳۲۳ نمونه مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. برای تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری استفاده شده است و نرم افزارهای smart pls4 و Spss به کار گرفته شد. با کمک این نرم افزارها داده ها را تحلیل و میزان آلفای کرونباخ، میانگین واریانس استخراج شده بررسی شد و جهت بررسی نرمال بودن داده ها از آزمون های موجود در نرم افزار استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که این پدیده نه تنها به برند شهر لطمه ای وارد نکرده؛ بلکه حتی خود موجب ارتقای برند آن شده است. این بدان معنا است که افراد در شهرهای کوچک این پدیده را طور دیگری می نگرند و می پذیرند و آن را به مثابه طریقی برای تامین معیشت و کسب درآمد در نظر می گیرند. لذا این پدیده به رغم پیامدهای مخرب واجد مزایایی نیز برای شهر سنندج است، به شرط آنکه ملاکهایی نظیر فروش محصولات باکیفیت، عرضه کالاهای محلی و انتخاب مکان های مناسب لحاظ شود.
آسیب شناسی مدیریت بحران تصادفات جاده ای با توجه به شرایط جوی-اقلیمی در جاده های استان خراسان رضوی : یک مطالعه کاربردی در جامعه شناسی شهری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های جامعه شناختی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۷)
126 - 154
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از مسائل اجتماعی در جامعه شناسی شهری را می توان تصادفات جاده ای قلمداد کرد که در واقع یکی از مهمترین عوامل مرگ و میر در جهان است و مدیریت بحران در همه کشور ها تلاش بسیاری بر کنترل آن دارد. هدف پژوهش پیش رو ، آسیب شناسی و بررسی تجربه زیسته پرسنل هلال احمر از نقاط قوت و ضعف استراتژی های مدیریت بحران حوادث جاده ای با توجه به شرایط جوی-اقلیمی است. روش: تحقیق پیش رو از نوع مطالعات کیفی و مبتنی بر پدیدار شناسی است. از این رو با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق و آزاد و با استفاده از تکنیک نمونه گیری هدفمند از 20 نفر از مسئولین و پرسنل هلال احمر استان خراسان رضوی که خود مستقیما در امدادرسانی در تصادفات جاده ای تجربه داشته اند، داده های لازم گرد آوری و تنظیم شده است. از مصاحبه نیمه ساختار یافته به عنوان ابزار گردآوری داده ها استفاده شده است. یافته ها: طبق یافته های حاصله بازتوانی نیروهای جوان داوطلب،آموزش های اصولی و مدیریت دغدغه مند از مهمترین نقاط قوت ، ضعف تجهیزات،فواصل زیاد پایگاهی،ناهماهنگی سازمانی از مهمترین نقاط ضعف برنامه های مدیریت بحران در منطقه مورد بررسی محسوب می شوند. ازدیاد حوادث،پیامدهای بحران های اقلیمی،دشواری پاسخ دهی،جابه جایی مدیران،ضعف تجهیزاتی و وضعیت رانندگان به عنوان آسیب های پیامدی، مقولاتی از جمله: پوشش حوادث،مراکز کنترلی،فرماندهی عملیاتی و آمادگی و بازتوانی به عنوان کارکرد های مدیریتی در بحران تصادفات جاده ای شناسایی شده است.
شناسایی و تحلیل راهبردهای فرهنگی اجتماعی اثرگذار بر رفتار خرید نسل Z در بستر رسانه های اجتماعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تحولات فرهنگی، اجتماعی و فناوری های نوین تأثیر بسزایی بر رفتار خرید نسل Z داشته اند. این پژوهش با هدف شناسایی ابعاد و مؤلفه های فرهنگی و اجتماعی مؤثر بر رفتار خرید این نسل انجام شده است. جامعه آماری تحقیق شامل خبرگان حوزه فرهنگ و اساتید دانشگاه در رشته بازاریابی است. با استفاده از رویکرد تحلیل محتوای کیفی، داده های گردآوری شده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته و بر اساس مدل ساختاری تفسیری، سطح بندی شدند. در مجموع، 45 مقوله فرعی شناسایی شد که در 13 مقوله اصلی و 4 دسته شامل ویژگی های فرهنگی و اجتماعی نسل Z در خرید (مانند تأثیر گروه های مرجع، ترجیح پیام های کوتاه، مسئولیت پذیری برند و نیاز به تمایز)، راهبردهای فرهنگی و اجتماعی در فروش (مانند تخفیف های شخصی سازی شده، استفاده از اینفلوئنسرها و مشوق های مناسبتی)، تحولات فرهنگی در تجربه خرید (از جمله کاربرد واقعیت افزوده و هوش مصنوعی برای شخصی سازی پیشنهادات) و نقش فناوری های نوین (نظیر کاهش اثر رسانه های سنتی، افزایش اعتماد به هوش مصنوعی و ادغام سیستم های خرید با پیام رسان ها)، در یک مدل پنج سطحی ساختاری تفسیری سازماندهی شدند. نتایج نشان می دهد که نسل Z، تحت تأثیر تعاملات شبکه های اجتماعی، نظرات کاربران و گروه های مرجع قرار دارد. ارتباطات سریع، ویدئوهای کوتاه و ارزش های اجتماعی همچون مسئولیت پذیری برند، در تصمیم گیری های خرید این نسل نقش مهمی ایفا می کنند. همچنین، اعتماد فزاینده به فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی و واقعیت افزوده، تجربه خرید این نسل را دگرگون کرده است. یافته های این پژوهش می تواند به برندها و کسب وکارها در تدوین راهبردهای بازاریابی متناسب با ویژگی های فرهنگی و اجتماعی نسل Zکمک کند.
ترسیم الگوی راهبردی برای تحقق توسعه پایدار روستایی ( مورد مطالعه: روستاهای شهرستان خلخال)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با گذشت نیم قرن از به کارگیری مدل های مختلف توسعه روستایی، همچنان بختک فقر بر پیکره جوامع روستایی ایران سایه افکنده و مشکلاتی همچون کمبود امکانات اجتماعی از جمله خدمات بهداشتی و آموزشی، کمبود درآمد و نیز مهاجرت بی رویه به شهرها کاملاً مشهود است. این پژوهش با هدف ارائه الگوی راهبردی برای تحقق توسعه پایدار روستایی در شهرستان خلخال در سال1403انجام شده است. روش: این پژوهش از نوع کیفی و از تکنیک نظریه زمینه ای استفاده شده است. برای انتخاب نمونه آماری از روش هدفمند استفاده شد. گردآوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 12نفر صاحب نظر تا رسیدن به اشباع نظری انجام و فرایند کدگذاری داده های جمع آوری شده با نرم افزار مکس کیودا، انجام شد. یافته ها: در کدگذاری باز تعداد249 رویداد شناسایی و در مرحله کدگذاری محوری، در سطحی انتزاعی تر موارد مشابه باتوجه به مشابهت شان در محتوا ادغام و حول 63مقوله فرعی و پنج مقوله عمده سازماندهی شدند. عناصر الگوی پارادایمی توسعه پایدار روستایی عبارتند از؛ شرایط علّی (مسائل اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی، نهادی و فیزیکی)، زمینه ها (فاصله روستا تا مرکز شهر و موقعیت جغرافیایی روستا)، شرایط مداخله گر (شهرگرایی، مهاجرت و بی توجهی به قابلیت روستا)، اقدامات و راهبردها ( آموزشی، حمایتی، تشویقی و توسعه ای)، پیامدها (کاهش فاصله طبقاتی، ایجاد اشتغال، سبک زندگی پایدار، مدیریت بهینه آب، توسعه زیرساخت ها و حفاظت پایدار منابع زیستی). نتیجه گیری: مطابق نتایج، تدوین و استفاده از الگوهای راهبردی تحقق توسعه پایدار روستایی می تواند به عنوان عامل و محرک توسعه پایدار مناطق روستایی عمل کند.