فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶۱ تا ۲۸۰ مورد از کل ۱۸٬۰۶۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
تحولات فرهنگی، اجتماعی و فناوری های نوین تأثیر بسزایی بر رفتار خرید نسل Z داشته اند. این پژوهش با هدف شناسایی ابعاد و مؤلفه های فرهنگی و اجتماعی مؤثر بر رفتار خرید این نسل انجام شده است. جامعه آماری تحقیق شامل خبرگان حوزه فرهنگ و اساتید دانشگاه در رشته بازاریابی است. با استفاده از رویکرد تحلیل محتوای کیفی، داده های گردآوری شده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته و بر اساس مدل ساختاری تفسیری، سطح بندی شدند. در مجموع، 45 مقوله فرعی شناسایی شد که در 13 مقوله اصلی و 4 دسته شامل ویژگی های فرهنگی و اجتماعی نسل Z در خرید (مانند تأثیر گروه های مرجع، ترجیح پیام های کوتاه، مسئولیت پذیری برند و نیاز به تمایز)، راهبردهای فرهنگی و اجتماعی در فروش (مانند تخفیف های شخصی سازی شده، استفاده از اینفلوئنسرها و مشوق های مناسبتی)، تحولات فرهنگی در تجربه خرید (از جمله کاربرد واقعیت افزوده و هوش مصنوعی برای شخصی سازی پیشنهادات) و نقش فناوری های نوین (نظیر کاهش اثر رسانه های سنتی، افزایش اعتماد به هوش مصنوعی و ادغام سیستم های خرید با پیام رسان ها)، در یک مدل پنج سطحی ساختاری تفسیری سازماندهی شدند. نتایج نشان می دهد که نسل Z، تحت تأثیر تعاملات شبکه های اجتماعی، نظرات کاربران و گروه های مرجع قرار دارد. ارتباطات سریع، ویدئوهای کوتاه و ارزش های اجتماعی همچون مسئولیت پذیری برند، در تصمیم گیری های خرید این نسل نقش مهمی ایفا می کنند. همچنین، اعتماد فزاینده به فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی و واقعیت افزوده، تجربه خرید این نسل را دگرگون کرده است. یافته های این پژوهش می تواند به برندها و کسب وکارها در تدوین راهبردهای بازاریابی متناسب با ویژگی های فرهنگی و اجتماعی نسل Zکمک کند.
ترسیم الگوی راهبردی برای تحقق توسعه پایدار روستایی ( مورد مطالعه: روستاهای شهرستان خلخال)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با گذشت نیم قرن از به کارگیری مدل های مختلف توسعه روستایی، همچنان بختک فقر بر پیکره جوامع روستایی ایران سایه افکنده و مشکلاتی همچون کمبود امکانات اجتماعی از جمله خدمات بهداشتی و آموزشی، کمبود درآمد و نیز مهاجرت بی رویه به شهرها کاملاً مشهود است. این پژوهش با هدف ارائه الگوی راهبردی برای تحقق توسعه پایدار روستایی در شهرستان خلخال در سال1403انجام شده است. روش: این پژوهش از نوع کیفی و از تکنیک نظریه زمینه ای استفاده شده است. برای انتخاب نمونه آماری از روش هدفمند استفاده شد. گردآوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 12نفر صاحب نظر تا رسیدن به اشباع نظری انجام و فرایند کدگذاری داده های جمع آوری شده با نرم افزار مکس کیودا، انجام شد. یافته ها: در کدگذاری باز تعداد249 رویداد شناسایی و در مرحله کدگذاری محوری، در سطحی انتزاعی تر موارد مشابه باتوجه به مشابهت شان در محتوا ادغام و حول 63مقوله فرعی و پنج مقوله عمده سازماندهی شدند. عناصر الگوی پارادایمی توسعه پایدار روستایی عبارتند از؛ شرایط علّی (مسائل اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی، نهادی و فیزیکی)، زمینه ها (فاصله روستا تا مرکز شهر و موقعیت جغرافیایی روستا)، شرایط مداخله گر (شهرگرایی، مهاجرت و بی توجهی به قابلیت روستا)، اقدامات و راهبردها ( آموزشی، حمایتی، تشویقی و توسعه ای)، پیامدها (کاهش فاصله طبقاتی، ایجاد اشتغال، سبک زندگی پایدار، مدیریت بهینه آب، توسعه زیرساخت ها و حفاظت پایدار منابع زیستی). نتیجه گیری: مطابق نتایج، تدوین و استفاده از الگوهای راهبردی تحقق توسعه پایدار روستایی می تواند به عنوان عامل و محرک توسعه پایدار مناطق روستایی عمل کند.
نزاع های حقوقی در مسأله متعه حج و نظریه تحول نظام های حقوق اسلامی؛ مردم شناسی حقوق اسلامی در بحران دهه بیست تا شصت هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی تاریخی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
165-184
حوزههای تخصصی:
علم حقوق ذاتا کنترل کننده رفتارها و تنظیم کننده روابط اجتماعی است، از این جهت گروه های مختلف سعی می کنند در نظام حقوقی سهیم شوند و سرمایه اجتماعی خود را از این طریق افزایش دهند. تکوین حقوق اسلامی نیز، با رقابت و منازعه گروه های اجتماعی مسلمانان اولین همراه بود. سرانجام، این رقابت ها، طیفی از مکاتب فقهی با منطق و ساختارهای حقوقی متفاوت را شکل داد. در پی نزاعات گروه های اجتماعی، بحران مشروعیت در نظام های حقوقی نوپای مسلمانان از دهه بیست تا دهه شصت هجری ایجاد شد که در این نوشته با تفکیک شبکه کنشگران حقوقی، دو عاملیت حقوقی با آرمان های متفاوت و جهان بینی و ارزش های متمایز با بررسی پرونده متعه حج، شناسایی خواهند شد. برخی از صحابه و تابعین به دنبال تحقق نظام حقوق نبوی بودند و برخی دیگر درصدد حفظ برخی اصول حقوق نظام بدوی بودند. اندیشه فقهی دسته دوم، تلفیق ارزش های اسلامی به نفع ارزش های قومی بود. نگارندگان با رویکرد مردم شناسی حقوق در دهه بیست تا دهه شصت هجری، مساله متعه حج را از منظر دو عاملیت مذکور بررسی کرده و تفاوت بنیادین منابع و منطق حقوقی آن دو را نشان داده اند. هر دو عاملیت نبوی و بدوی در قرن اول به حیات خود ادامه دادند و در ابتدای قرن دوم در صورت بندی مکاتب فقهی اثر مستقیم گذاردند.
گفتمان پزشکی و مناقشات امر جنسی پس از ورود مدرنیته به ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی تاریخی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
239-268
حوزههای تخصصی:
امر جنسی در جهان سنت ماهیت ایدئولوژیک داشت و بر مبنای تعارض حوزه های عمومی و خصوصی فهم می گردید .اما با ورود مدرنیته به ایران، امر جنسی به عنوان پدیده فرهنگی و اجتماعی ، محل مناقشات گفتمانی قرار گرفت.حال مساله این است که در فرآیند نفوذ مدرنیته به ایران چه رویکردهایی با بهره گیری از گفتمان پزشکی در راستای مدیریت و کنترل امر جنسی در جامعه به مناقشات نظری پرداختند و استراتژی هر یک از این رویکردها و گفتمانها در حل مشکلات جنسی در جامعه را چگونه می توان صورت بندی کرد؟ یافته های این پژوهش نشان می دهد که دین و مدرنیته به عنوان دو گفتمان رقیب با بهره گیری از گفتمان پزشکی به مناقشه درباره تنظیم ناهنجاری های جنسی پرداختند . این مناقشات با بیماری های مقاربتی آغاز گشت که در مواجهه با این بیماری دو گفتمان اصلی سربرآورد: گفتمان دینی که در آن تنانگی را دال بر فساد و فحشاء و مساله ای بیگانه قلمداد می کرد و دیگری گفتمان مدرن بود که بیماری های مقاربتی را از حوزه اخلاق و نگرش ایدئولوژیک خارج کرده و با استخدام معانی پزشکی آن را نه زیست مجرمانه ، بلکه عرصه بیماری تعبیر می کرد . هر چند پیوستگی و امتزاج دین با عرصه های سیاسی و اجتماعی در عصر قاجار نتوانست سایر رویکردها را از هژمونی گفتمان دینی برهاند اما همچنان عناصر مورد توافق دین مهمترین معانی طرد و برجسته سازی در مدیریت و کنترل بیماری های مقاربتی به شمار می آمدند .
آینده پژوهی سیاست های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حوزه آموزش های فرهنگی و هنری در افق 8 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برنامه ریزی و سیاست گذاری در سطح نهادهای اجتماعی نیازمند شناسایی روندها، تغییرات و دگرگونی های کلان اجتماعی است. آینده پژوهی ابزاری نوین و موثق برای ارزیابی و شناسایی این گونه تغییرات و دگرگونی ها است. هدف از انجام پژوهش حاضر آینده پژوهی سیاست های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حوزه آموزش های فرهنگی و هنری است. در این پژوهش از دیدگاه های نظری سیاست گذاری فرهنگی به عنوان چارچوب نظری استفاده شده است. بعد از مرور پیشینه پژوهش، با استفاده از تکنیک نمونه گیری قضاوتی و هدفمند، 15 نفر به عنوان خبرگان آگاه به موضوع، انتخاب شدند. برای گرداوری داده ها از یک جلسه کارگاهی و چندین مصاحبه با خبرگان بهره گرفته شد. یافته های حاصل از مصاحبه ها به وسیله سه مرحله تکنیک دلفی مورد ارزیابی، اعتباریابی و یکسان سازی قرار گرفت. از معیار اشباع نظری به عنوان معیاری برای پایان نمونه گیری استفاده شد. با تحلیل تماتیک مصاحبه ها، 31 متغیر به عنوان پیشران های این حوزه احصاء گردید. پیشران های استخراج شده با استفاده از نرم افزار «میک مک» تحلیل ساختاری شدند. در تحلیل ساختاری، پیشران های تأثیرگذار و تأثیرپذیر به صورت مستقیم و غیرمستقیم مورد ارزیابی قرارگرفته و رتبه بندی شدند. در این میان 10 متغیر به عنوان پیشران های کلیدی وارد نرم افزار «سناریو ویزارد» شدند و دو سناریو با احتمال وقوع قوی شناسایی گردید. از این دو سناریو، از دیدگاه خبرگان موضوع سناریوی اول وضعیت مطلوب تری برای سیاست ها و سیاست گذاری های آموزشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ترسیم می کند که نام این سناریو را «هنر نزد ایرانیان است و بس» نهادیم. سناریوی دوم تداوم وضع موجود و سیر قهقرایی را در پی دارد و وضعیت نامطلوبی برای سیاست های آموزش هنر در کشور است که نام آن را «هنر خوار شد جادویی ارجمند» گذاشتیم.
خوانش پسااستعماری قانون در اندیشه میرزاملکم خان؛ با تأکید بر روزنامه «قانون»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به دنبال بازخوانی پروژه قانون خواهی میرزا ملکم خان در روزنامه «قانون» است تا به این پرسش پاسخ بدهد که آیا اندیشه ملکم خان حامل دورگه بودگی است یا تفکری ذات گرا دارد؟ اندیشه ملکم خان تا چه اندازه بازتاب امکان مقاومت فعالانه در برابر استعمار است. هدف پژوهش «تفسیر»، نوع پژوهش «بنیادی» و استراتژی پژوهش «استفهامی» است. برای پاسخ به پرسش اصلی از نظریه پسااستعماری و برای تفسیر اطلاعات از روش وانوسازی استفاده می گردد. یافته های تحقیق نشان می دهد تقابل های دوگانه موجود در متن حامل «تقلید» از تجربه انسانِ غربی است. ملکم خان هویت ایرانی زمانه خود را نه خالص بلکه دورگه می بیند. اما این دورگه یافتگی عناصر با غلبه عناصر هویت غربی (11 مورد از تقابل ها) بر سنت بومی همراه است که تنها انتظار انطباق یافتگی از آنان دارد (3 مورد از تقابل ها). ملکم خان به تقلید غرب می پردازد اما این تقلید به تمسخر آن ختم نمی شود تا راه برای مقاومت در برابر سلطه فرهنگی غرب مهیا گردد. از این رو، پروژه قانون خواهی او با مرجعیتی اروپامحور برساخت می شود و چنین اندیشه ای امکان مقاومت فعالانه در برابر استعمار و سلطه فرهنگی غرب ندارد. ردیابی عناصری مانند پروژه آدمیت او نشان می دهد که اندیشه ذات گرا بر پروژه قانون خواهی ملکم خان مستولی است و سیالیت پروژه به حدی نیست که باعث بی ثبات شدگی تقابل های دوگانه و سلسله مراتب آن گردد چراکه ملکم خان برغم ادعای نخستینش در پیوند شریعت و ترقی بلافاصله و همواره سراغ ثبات غرب می رود، و از «فضای سوم» و خلق هویت دورگه جدید دور می شود.
موانع فرهنگی مؤثر بر توانمندی حاصل از اشتغال زنان دارای معلولیت شهر خرم آباد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
439 - 465
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: نقش تعیین کننده زمینه های فرهنگی در چالش های اشتغال زنان دارای معلولیت، غیرقابل انکار است. به جهت آنکه ارتقای توانمندی های شغلی این گروه از زنان وابسته به شناسایی و رفع موانع فرهنگی بازدارنده است، لذا در پژوهش حاضر، رابطه موانع فرهنگی موجود در جامعه و اشتغال زنان دارای معلولیت مورد توجه و مطالعه قرار گرفته است. روش و داده ها : روش پژوهش حاضر کمی و از نوع پیمایش است، جامعه آماری این پژوهش شامل زنان دارای معلولیت شهر خرم آباد است که به روش تصادفی ساده انتخاب شده اند. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته گردآوری و برای تحلیل روایی از اعتبار صوری مبتنی بر مراجعه به خبرگان و صاحب نظران استفاده شده است. برای پایایی از تحلیل عاملی تأییدی و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است که نتایج آن حکایت از اعتبار و پایایی ابزار پژوهش دارد. حجم نمونه با استفاده از نرم افزار سمپل پاور 185 نفر بوده که برای حصول اطمینان این تعداد به 200 نفر افزایش یافت. یافته ها: یافته ها نشان داد که هر چقدر تجربه ستم دیدگی، کلیشه های جنسیتی، اقلیت سازی در میان زنان دارای معلولیت افزایش پیدا کند، توانمندی آنها در جهت اشتغال کاهش پیدا می کند. نتایج مدل سازی معادله ساختاری، اثرگذاری موانع فرهنگی فوق را بر اشتغال زنان دارای معلولیت در شهر خرم آباد نشان داد. بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که کاهش موانع فرهنگی در جامعه، نقش مهمی در توانمندی زنان در حوزه اشتغال دارد. به طور کلی وجود این گونه موانع فرهنگی در جوامع، رشد و بالندگی جامعه را از جمله اشتغال و توانمندی زنان دارای معلولیت را تحت تأثیر قرار می دهند. پیام اصلی: اشتغال و توانمندی اقتصادی، از جمله مسائل پیش روی زنان دارای معلولیت در شهر خرم آباد است که تا حد زیادی در ساختارهای فرهنگی جامعه ریشه دارد. تلاش برای رفع موانع فرهنگی موجود در این زمینه، می تواند نقش اساسی در توانمندی اقتصادی و فعالیت و اشتغال زنان دارای معلولیت ایفا نماید.
تاملی بر نقش جامعه شناختی تاریخ فرهنگی در همگرایی سنت و مدرنیته (مطالعه موردی: قالی معاصر ایرانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۸)
437-465
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر همگرایی مفاهیم سنتی و مدرن براساس رویکرد تاریخ فرهنگی قالی ایرانی است؛ چرا که مساله اصلی این پژوهش میزان همگرایی تاثیرات مولفه های سنتی و مدرن در روند شکل گیری و تحول قالی است. پژوهش حاضر با طرح سوالی چون مولفه های تاریخی و فرهنگی تاثیرگذار بر تحول قالی ایرانی کدامند؟ به شیوه کیفی و روش توصیفی- تحلیلی به جمع آوری اطلاعات با استفاده از داده های به دست آمده از اسناد کتابخانه ای پرداخته است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که در مطالعات جامعه شناختی قالی معاصر بدون در نظر داشت رویکرد سنتی برگرفته از فرهنگ ایرانی- اسلامی نمی توان از تحول در قالی معاصر ایرانی تعریفی ارائه نمود. برطبق یافته های پژوهش مولفه های هویتی چون فرهنگ و سنت ایرانی- اسلامی در روند شکل گیری قالی معاصر نقش داشته و هرگونه رشد و تحول به معنای تغییر رویکرد در حیطه مطالعات تاریخ فرهنگی میسر خواهد بود. طبق رویکرد تاریخ فرهنگی، قالی با تجربه ای بومی در پی نوآوری و پویایی فرهنگی می باشد که نهایتا تنوعی از مفاهیم و تصاویر را ارائه می نماید. تنوع طرح و نقش مایه قالی ایرانی که شامل عناصر نمادین تجریدی و طبیعت گرای تصویری بوده، به عنوان عامل واسطه ای در هویت فرهنگی ایفای نقش می نماید.
تداوم تفاوت های منطقه ای در کودک همسری دختران طی دو دهه گذشته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال ۳۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۰)
81 - 100
کودک همسری دختران از چالش های مهم جامعه ایران است که روند آن طی سالیان اخیر باوجود تحولات فرهنگی و اجتماعی، با افزایشی نسبی همراه بوده است. هدف مقاله حاضر، بررسی شیوع کودک همسری دختران در شهرستان های ایران و تعیین کننده های اقتصادی، اجتماعی و جمعیت شناختی آن است. به این منظور داده های سرشماری های 1385، 1390 و 1395 با تکنیک تحلیل ثانویه بررسی شد. یافته ها نشان داد که شهرستان های استان های آذربایجان شرقی و اردبیل در شمال غرب کشور و شهرستان های شرق کشور در استان های سیستان و بلوچستان، خراسان های رضوی، شمالی و جنوبی در هر سه سال مورد بررسی ، بیشترین میزان شیوع کودک همسری را داشته اند. شهرستان های رشتخوار و خلیل آباد در خراسان رضوی در سال های 1385 و 1390 به ترتیب با 28/15درصد و 05/29درصد و شهرستان ایجرود در استان زنجان با 11/35درصد در سال 1395 بالاترین درصد کودک همسری را داشتند. درمقابل، شهرستان های واقع در استان های کهگیلویه و بویراحمد، تهران و ایلام همواره پایین ترین درصد را تجربه کرده اند. شهرنشینی، ضریب نفوذ اینترنت و توسعه اقتصادی اجتماعی تأثیر منفی و معناداری بر کودک همسری داشتند. بسیاری از مناطق (نه همه آنها) با شیوع بالای کودک همسری، کمتربرخودار بودند و بنابراین، دولت بایستی برنامه های توسعه ای و آگاهی بخشی توسط رسانه ها را در دستور کار قرار دهد.
مطالعه آیکونوگرافیک خیر و شر در نگاره" نبرد ایرانیان با تورانیان به کوه هماون" از شاهنامه طهماسبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
58 - 75
حوزههای تخصصی:
صحنه های نبرد از موضوع ات مهم نگارگری ایرانی است که اغلب در شاهنامه های مصور، تجلی یافته است. یکی از این صحنه ها، برگی از شاهنامه طهماسبی به رقم عبدالعزیز، تحت عنوان" نبرد ایرانیان و تورانیان به کوه هماوَن" درقرن دهم ه.ق/ شانزدهم.م، است. از آنجا که تمام وقایع باستانی شاهنامه متأثر از تقابل راستی و ناراستی و نیروهای خیر و شر است، پژوهشگر در تلاش است، نگاره را در خصوص مفاهیم نیروهای خیر و شر، با رویکرد آیکونوگرافی به بحث و تحلیل گذارد. در این راستا هدف پژوهش، گشایش حقایقی است که به خوانش و دریافت معانی این نگاره، یاری می رساند. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این سوال اصلی است که چه پیوند و رابطه معنا داری میان نقش مایه ها و مضامین خیر و شر از ورای تصویر مزبور وجود دارد؟ روش پژوهش توصیفی تحلیلی، با رویکرد آیکونوگرافی و منابع آن از نوع کتابخانه ای است. نتایجِ پژوهش نشان می دهد که اشعار متن این نگاره، مربوط به مرحله نبردِ ایرانیان و تورانیان در کوهسارِ منطقه کاسه رود و قبل از نبرد هماوَن است و عنوان نگاره با روایت ادبی آن تطابق ندارد. همچنین شواهد ادبی و تاریخی، گواهی می دهد که توجه به مذهب شیعه و ملی گرایی دوران صفوی، در همانندسازی داستان های باستانی ایران با جنگ های عهد صفوی که جهاد خوانده می شد تأثیر به سزایی در مصورسازی و پیام های تصویری این نگاره داشته است. نقش مایه های نمادینی چون بیرق های سرخ و سبز، سرخ پوشان قزلباش، کلاه حیدریِ سلحشوران ایران و نبرد هم گروه ایرانیان در مقابل تورانیان، محتوای رویارویی خیر و شر را به نمایش گذاشته اند.
ناکارآمدی سیاست گذاری اجتماعی در دولت های جمهوری اسلامی ایران و ارائه راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین دگرگونی های صورت گرفته در ساختار و کارکرد دولت در عصر مدرن، در نقش و جایگاه آن در حوزه تدوین سیاستگذاری اجتماعی می باشد، تاجایی که امروزه آن را مسئله محوری دولت می-دانند. هدف این مقاله، بررسی و تحلیل این نوع سیاستگذاری در دولت های جمهوری اسلامی ایران می باشد. براین اساس، سئوال مقاله این است که سیاست گذاری اجتماعی در دولت های جمهوری اسلامی ایران به لحاظ کارکردی از چه وضعیتی برخوردار بوده و نیاز به اتخاذ چه راهبردهایی در این حوزه می باشد؟ فرضیه ی مقاله این است که سیاستگذاری اجتماعی در دولت های جمهوری اسلامی دچار ناکارآمدی بوده است که عواملی چون: ماهیت رانتی دولت، سیطره امر سیاسی بر امر اجتماعی، آرمان گرابودن نظام سیاست گذاری و ...، نقش موثری در ایجاد این وضعیت داشته اند. به طورکلی عدم موفقیت سیاست مذکور در برقراری عدالت اجتماعی در کشور، بر اعتماد بخش قابل توجهی از مردم ایران نسبت به نظام سیاسی تاثیر منفی گذاشته و موجبات بروز بحران های سیاسی و اجتماعی را در این دوره فراهم نمود. اما با تمام اینها، نظام جمهوری اسلامی می تواند با رفع و اصلاح عوامل یادشده و اتخاذ راهبردهای مناسب و منطقی، موجبات کارآمدی سیاستگذاری اجتماعی و تقویت اعتماد مردم به دولت را فراهم سازد. این مقاله به لحاظ روش شناسی از نوع کیفی، تحلیلی و کاربردی-توسعه ای می باشد.
غزالی و نگرش عرفانی به پیوستگی دین و سیاست؛ شیوه تأویل درونی نزد غزالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غزالی را باید با نقش های متفاوتش در جهان دانش و سیاست بازشناخت؛ نقش هایی که بسیار تأثیرگذار و تاریخ ساز بوده اند. تجربه های منحصربه فرد غزالی آثاری ویژه از او دردسترس جهان دانش قرار داده است که گاهی متناقض و ناهمخوان به نظر می رسد. در این پژوهش پرسش از چندوچون نگاه غزالی متأخر به سیاست ورزی مطلوب است. در پاسخ باید گفت او روشی نوین برای فهم معارف دینی و نیز ارتباط دین و سیاست فراچنگ می آورد و توجه به باطن را باید نقطه ثقل تغییر نگرش غزالی است که از او چهره ای دیگرگون را به نمایش می نهد؛ سیاست مطلوب غزالی سیاست مبتنی بر «دل» دانست. دل نهادن غزالی در گرو «دل» به مثابه گران ترین بخش جان آدمی، صرفاً کشفی در حوزه زیست شخصی نبود، بلکه او کوشید دل را به جهان اجتماع و سیاست راه دهد و از چشم دل به غوغای قدرت بنگرد. پس از آنکه غزالی فقیه جامه صوفیانه بر تن پوشید و با هجرت مشهورش از جهان سیاست به انزوای باطن کوچید، رویه ای متفاوت مبتنی بر باطن اندیشی را در اندیشه سیاسی پس از خود در میان اندیشمندان مسلمان بنیان نهاد. غزالی این طرح نو را با ارائه تعریفی از توأمانی سیاست و نبوت آغاز کرد و به شرح جایگاه «دل» در شان پیامبری و زمامداری مطلوب همت گمارد. نوشتار پیش رو این مهم را در ارتباط میان سیاست، نبوت و باطن گرایی مطالعه می کند.
سبک زندگی در عصر فراواقعیت خوانش انتقادی نظریه ی ژان بودریار(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با رویکرد نظری تحلیلی، به بازخوانی سبک زندگی در چارچوب اندیشه ژان بودریار می پردازد. بودریار سبک زندگی را در منطق فراواقعیت تحلیل می کند؛ جایی که تجربه زیسته از دل کنش های طبیعی و اجتماعی برنمی خیزد، بلکه در بستر بازنمایی های رسانه ای و مصرف نشانه ها شکل می گیرد. معنا، نه از تجربه، بلکه از بازی بی پایان نشانه ها ساخته می شود و در این فرآیند، مرز میان واقعیت و بازنمایی به تدریج فرو می ریزد. یافته های پژوهش نشان می دهند که اگرچه چارچوب نظری بودریار برای توصیف منطق نمادین سبک زندگی در جهان رسانه ای معاصر کارآمد است، در تحلیل وجوهی چون عاملیت، مقاومت، تنوع فرهنگی و امکان بازسازی تجربه اصیل زندگی، با محدودیت هایی مواجه است. به ویژه در زمینه های غیررسانه ای، غیرشهری یا بدیل های فرهنگی زیستن، این چارچوب توان تبیین کافی ندارد. ازاین رو، بهره گیری از رویکردهای مکمل برای ارائه تحلیلی چندبعدی از سبک زندگی ضروری به نظر می رسد.
واکاوی کیفی کشورگرایی مصرف در بین شهروندان تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مصرف و مصرف گرایی از زوایای مختلفی تحلیل می شود. مصرف کالاهای تولید داخل و کشورگرایی در مصرف می تواند بر اقتصاد هر کشوری تاثیر مثبت داشته باشد. مصرف کننده ی کشورگرا به دلیل وجود یک حس وفاداری نسبت به کشور خود، تمایلی به استفاده از کالاهای ارائه شده از سوی شرکت های خارجی ندارد . هدف از مطالعه حاضر تبیین جامعه شناختی کشورگرایی مصرف کننده در بین شهروندان تبریزی براساس عامل تقلیل ناپذیری بوده است. روش پژوهش حاضر از نوع کیفی و از لحاظ نوع تحقیق، اکتشافی بوده است. جامعه هدف تحقیق حاضر در دو گروه متخصصان و شهروندان بودند و نمونه ها تا رسیدن به اشباع نظری مورد مصاحبه قرار گرفتند و در مجموع با 36 نفر مصاحبه شد . پس از انجام مصاحبه ، تمامی مصاحبه ها از فایل های ضبط شده روی کاغذ پیاده شد و کدگذاری و مقوله بندی و استخراج مقوله های نهایی انجام گردید . در این پژوهش چهار معیارِ اعتبارپذیری، انتقال پذیری، قابلیت اطمینان و تاییدپذیری که توسط لینکلن و گوبا مطرح شده، در تضمین صحت و قابلیت اعتماد استفاده شده است. در این پژوهش مقوله هسته تقلیل ناپذیری با 37 مفهوم و 5 مقوله فرعی و 2 مقوله اصلی برساخت شد. یافته های مطالعه نشان داد که تقلیل ناپذیری، عاملی است که در انتخاب خرید و کشورگرایی مصرف کنندگان تبریزی مهم تلقی شده و شامل دو مقوله اصلی غایت نگری (با مقولات فرعی کالاپسندی، چندبعدی نگری و عقلانیت ابزاری) و تعیین پذیری (با مقولات فرعی شالوده شکنی و درزمانی) است. مقوله های به دست آمده از متن مصاحبه ها می توانند راهگشای تولیدکنندگان بوده و برای برنامه ریزی های جذب شهروندان به خرید محصولات داخلی و کشورگرایی در مصرف مورد استفاده قرار گیرد.
مطالعه ی موسیقی مجلسی شهر سنندج از منظر ویژگی های موسیقایی و شعری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
76 - 90
حوزههای تخصصی:
اصطلاح «موسیقی مجلسی» به نسبت فرهنگ های مختلف مفهومی دوگانه دارد. در بعضی فرهنگ ها، به منظور بستری اجرایی است و به فراخور فرهنگ حاکم هرگونه ای از موسیقی در آن قابل اجرا است. در برخی دیگر، موسیقی مجلسی گونه ای موسیقایی است با پارامترهای مشخص. موسیقی مجلسی سنندج نیز یک ژانر است که به آن «بَرتَونانَه» و «دُمانَه» هم می گویند. در این مقاله عوامل ساختاری این ژانر که شامل شعر و عناصر موسیقایی، و چگونگی بهره گیری از آنها است واکاوی می شود و از این طریق چرایی کاربرد اصطلاح بَرتَونانَه و دُمانَه تبیین خواهد شد. پژوهش کیفی حاضر از نظر ماهیتی توصیفی-تحلیلی بوده و داده ها به روش اسنادی و استفاده از آرشیو شنیداری و بخشی نیز از طریق کار میدانی هم چون حضور در محل اجرا و مصاحبه جمع آوری شده است. یافته ها نشان می دهد دُمانَه یعنی منتسب به «دُم»، که اجتماعی حاشیه نشین در سنندج است و تکثر حضورشان در اجرای مجلسی باعث شده که این گونه را دُمانَه نیز بنامند و از طرفی، بسیاری مجلسی را مشتق از بَرتَونانَه می دانند که موسیقی قالی بافان است. ساختار مجلسی بر چگونگی کاربست شعر و ملودی استوار است، بطوریکه از منظر موسیقی شاخصه ی ریتمیک آن (۸/۷) است و ملودی فرمی استروفیکی دارد. اشعار هم تماماً فولک هستند و در چهار فرم زنجیره ای، آزاد، روایی و بداهه سرایی به کار برده می شوند. فرم زنجیره ای منحصر به مجلسی است، زیرا در ادبیات کُردی و دیگر گونه های موسیقی دیده نمی شود. مجلسی دارای سه شیوه ی اجرایی یک قولی(یک نفره)، دوقولی(دونفره) و جمعی است. این روش ها در تقویت تعامل و همگرایی اجتماعی نقش دارند و اهمیت فرهنگی موسیقی مجلسی را در تقویت پیوندها اجتماعی برجسته می کند.
شاهدانِ خاموشِ تاریخ: گردش ادبیات در حجره های مذهبی کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سایه ی سیاست، همواره بر ادبیات در کُردستان سنگینی می کند، به گونه ای که پرداختن به جهان درونیِ آفرینش-های ادبی، مغفول مانده است. مساله ی پژوهشِ حاضر مبنی بر یک انتقاد دو سویه، به نحوه ی اندیشیدن، پیرامون ادبیات و نسبتِ آن با تاریخ و سیاست تنظیم شده است. نگریستن به ادبیات از منظر رژیمِ بازنمودی، ملیتی یا طبقاتی، یکی از این سایه ها است؛ و پس راندن ادبیات کلاسیکِ قرن نوزدهمی به ساحتِ رمانتیک و پیشاسیاسی، سایه ی دیگری از آن. هدفِ پژوهش، پس زدنِ این سایه های «صرفاً» سیاسی، و پرداختن به سیاستِ خوداندیشی است که ادبیاتِ کلاسیک، در نسبتِ با تاریخ إعمال می کند. بنیامین، تامپسون و رانسیر در تقاطعِ تاریخ و ادبیات، منظومه ای از مفاهیم را در اختیار ما قرار می دهند تا نگاهِ بازنمودی به ادبیات و نسبتِ انعکاسی اش با تاریخ را کنار بگذاریم. بر مبنای تاریخ نگاریِ درون ماندگارِ «ذهنیت ها» در دو سطح به ادبیاتِ کلاسیک (مکاتبه ای شاعرانه) پرداختیم. در سطح اول، ردپای حسِ مشترکی را دنبال کردیم که در حجره های دینی نهایتاً در قالب ادبیات متبلور می شود، در سطح دوم هم تاریخیتِ شاعرانه ی حک شده در دل این ادبیات را بازخوانی نمودیم. دغدغه ی این ادبیات نه تنها غیرسیاسی نیست، بلکه به مثابه سنتی خاموش و زیرزمینی؛ لحظه ای استتیکی و رمانتیسیستی، همواره مکانی گفتاری، برای خواستِ رهاییِ پس از خود بوده است.
تحلیل جهان زیست سیاسی سید قطب: نشانه راه اینجاست
منبع:
زیست سیاست و توسعه دوره اول تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
1 - 14
حوزههای تخصصی:
هدف: مقاله حاضر کاوشی است در زیست سیاست اسلامی. برای پیشبرد این هدف به میانجی تحلیل محتوای کتاب نشانه راه اینجاست به تحلیل گفتمان زیست سیاست اسلامیسم می پردازیم. مفروضه این مقاله مبنی بر اهمیت اسلامیسم به عنوان گفتمانی است که در سطح سیاست گفتمان های ملی گرا و سکولاریستی را انکار می کند و در سطح اجتماعی برنامه ای برای اداره زندگی اسلامی ارائه می دهد. براین اساس ما به تحلیل محتوای کتاب سید قطب به نام نشانه راه اینجاست به عنوان مانیفست شکلی از زیست سیاست اسلامیسی می پردازیم. ابعاد چنین کاوشی عبارتند از: تعریف مسئله جهان اسلام، جایگاه حاکمیت، برنامه اخلاقی و سیاست گذاری نهادی.روش: کاوش ما در درون روش شناسی های کیفی و در قالب روش تحلیل پدیدارشناسی تجربی صورت می گیرد. روش پدیدارشناسی تجربی (تحلیل شیوه های ظهور آگاهی و تجربه) است. کار پدیدارشناسی، مطالعه ساختار ذهن، تجربه و آگاهی افراد نسبت به مسائل است و از این رو از این روش برای دستیابی به ادراک و ذهنیت سیدقطب نسب به زیست جهان مسلمانان (نشانه های راه) به صورت پدیدارشناسی تجربی یا توصیفی (در مقابل پدیدارشناسی تفسیری یا هرمنوتیک) بهره گرفته می شود. مضامین این مطالعه برگرفته از مطالعات زیست سیاست عبارتند از چالش، حاکمیت، اخلاق و سیاست گذاری.یافته ها: ایده اولیه سید قطب این است که اسلام «تئوری» نیست تا با فرضیات سروکار داشته باشد. اسلام «برنامه» است و با «واقع زندگی» سرو کار دارد. هدف برنامه اسلامی خلق زیست جهانی است که به لحاظ سلبی در برابر زندگی غربی است و به لحاظ ایجابی مبتنی بر هستی شناسی توحیدی و سیاست احیای امت اسلامی و نسل قرآنی. این هستی شناسی سیاسی بر پایه عقیده شکل می گیرد، مضمونی مترادف ایمان و تسلیم به متن مقدس در برنامه سید قطب. نتیجه این تسلیم شدن عدالت اجتماعی است، مضمونی که ریشه در عدالت خداوندی دارد به معنای پذیرش عبودیت و در نتیجه احیاء مسولیت اجتماعی با آگاهی از بندگی. تحقق عملی این برنامه های ایده آلیستی متوجه نهاد خانواده است، نهاد خانواده هم به عنوان بنیاد زندگی اجتماعی و هم به عنوان نهاد تولید زندگی فرهنگی، تخصیص نقش ها و توزیع وظایف.نتیجه: برنامه سیدقطب به عنوان برنامه ای زیست سیاسی اسلامیستی با تاکید بر روی منظومه ای از ایده های اسلام، جامعه، انسان، عقیده، زندگی به لحاظ عملی خانواده را در بنیان سیاست خود قرار داده است. طبق دیدگاه سید قطب، بشریت امروز به دلیل نداشتن ارزش های والا و ورشکستگی دموکراسی غربی بر لبه پرتگاه سقوط قرار گرفته است. و راه رهایی احیای امت مسلمان؛ بازآفرینی اسلامی و جماعت پیشتاز؛ و احیای نسل بی نظیر قرآنی، از طریق نهادی به نام خانواده به عنوان جامعه ای کوچک است. در نهایت زیست سیاست اسلامی اداره خانواده از طریق کنترل آگاهی ها و تخصیص نقش ها است.
ارزیابی کیفی نقش آموزش کارآفرینی اجتماعی بر ارتقاء شاخص های توسعه اقتصادی پارک های علم وفناوری علامه طباطبایی و علم و فرهنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه سال ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
136 - 154
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: این پژوهش به بررسی نقش آموزش کارآفرینی اجتماعی بر توسعه اقتصادی در پارک های علم وفناوری دانشگاه علم و فرهنگ و دانشگاه علامه طباطبایی می پردازد. هدف این تحقیق تحلیل اثرات آموزشی بر توسعه اقتصادی، شناسایی مکانیزم های انگیزشی مؤثر و ارزیابی اعتبار اجتماعی دوره ها و تحلیل آثار و تغییرات محیطی ناشی از آن است. کارآفرینی اجتماعی با ایجاد فرصت های شغلی، کاهش فقر و توانمندسازی جوامع، نقش حیاتی در توسعه پایدار ایفا می کند. به همین دلیل، بررسی تأثیرات آموزش های کارآفرینی اجتماعی در پارک های علم وفناوری که به عنوان بسترهای کلیدی برای حمایت از استارتاپ ها و نوآوری های اجتماعی محسوب می شوند، ضروری است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی است؛ زیرا نتایج آن می تواند به بهبود سیاست گذاری ها و طراحی دوره های آموزشی در پارک های علم وفناوری کمک کند.
روش پژوهش. این پژوهش از رویکرد کیفی از نوع تحلیل تماتیک استفاده کرده و داده ها از طریق مصاحبه های عمیق با ۱۰ متخصص حوزه پارک های علم وفناوری جمع آوری شده است. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار مکس کیودا و از طریق مراحل کدگذاری اولیه، طبقه بندی کدها و تحلیل تماتیک انجام گرفته است.
یافته ها: یافته ها نشان می دهند که آموزش های کارآفرینی اجتماعی از طریق تقویت تعاملات گروهی و ارائه بازخوردهای مؤثر، انگیزه کارآفرینان را افزایش می دهد و روحیه نوآوری و توسعه زیرساخت های حمایتی را بهبود می بخشد. همچنین، این آموزش ها منجر به افزایش آگاهی اجتماعی و ارتقای اعتبار کارآفرینان می شود و فرصت های شغلی جدید و سرمایه گذاری در استارتاپ های اجتماعی را تسهیل می کند.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که آموزش کارآفرینی اجتماعی نه تنها به رشد اقتصادی کمک می کند، بلکه بر بهبود شاخص های اجتماعی و فرهنگی نیز تأثیرگذار است. پیشنهاد می شود که دوره های آموزشی متناسب با نیازهای واقعی کارآفرینان طراحی شده و حمایت های مالی و مشاورهای افزایش یابد. تقویت تعاملات بین دانشگاه، صنعت و نهادهای دولتی و همچنین افزایش دسترسی به منابع مالی از الزامات کلیدی برای توسعه کسب وکارهای اجتماعی به شمار می آید.
تحلیلی از الگوی قرآنی ساختار قدرت در خانواده؛ با تأکید بر آیه 34 سوره نساء(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن و علوم اجتماعی سال ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
86 - 117
حوزههای تخصصی:
خانواده به عنوان یک سازمان کوچک اجتماعی برای پویایی و کارآمدی خود نیازمند ساماندهی و تدبیر امور است. فرزند آوری و استمرار نسل و تربیت و پرورش فرزندان، هدف اصلی تشکیل خانواده در اسلام است که در این زمینه زنان نقش برجسته دارند. این پژوهش با روش اسنادی و با رویکرد توصیفی، تحلیلی و انتقادی، درصدد بررسی و تحلیلی از «الگوی قرآنی ساختار قدرت در خانواده» و جایگاه هر یک از زنان و مردان در آن است. امروزه نقش سنتی زنان در خانواده، به عنوان مادران پرتلاش و مربیان موفق در فرزند آوری و فرزند پروری و نیز نقش مردان پرتلاش در جامعه به عنوان تنها متولیان تأمین معاش خانواده دچار تغییراتی شده است؛ ازاین رو این سؤال مطرح است که در الگو و ساختار قرآنی خانواده در اسلام، این تغییرات چگونه تحلیل و تفسیر می شود و امکانی برای فعالیت های اجتماعی زنان وجود دارد؟ یافته های پژوهش حاکی از این است که در الگوی قرآنی ساختار خانواده، قوّامیّت به معنای حق مدیریت داشتن، محافظت کردن و سرپرست خانواده بودن بر عهده مردان است. قوامیت مردان در خانواده، هرگز به معنای ولایت و صاحب اختیار بودن نیست. همچنین قوّامیّت، فقط در رابطه با زوجیّت مطرح بوده، جنس مرد بر جنس زن قوّامیّتی ندارد، قلمروی آن نیز نه جامعه بلکه محدود به امور خانوادگی است؛ بنابراین رسالت و وظیفه اصلی مردان، کار و اشتغال و تأمین نیازهای معیشتی، مادی و معنوی خانواده است. رسالت و وظیفه زنان تدبیر امور خانواده است. زنان به عنوان رکن کلیدی خانواده با لحاظ اولویت اول، می توانند وارد عرصه فعالیت های اجتماعی شوند.
تحلیل منازعات بازیگران شهری در فضای مجازی: آینده نگاری رسانه های اجتماعی با متد مکتور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای سال ۱۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۲
181 - 215
حوزههای تخصصی:
این مقاله به تحلیل بازیگران شهری در رسانه های اجتماعی و نقش این رسانه ها در برساخت مفهوم شهر و تولید فضای شهری می پردازد. در این پژوهش، تحلیل تهران به عنوان یک کلانشهر پیچیده، با استفاده از «نظریه ی فضا» هانری لوفور صورت گرفته است. به این منظور پس از تجزیه و تحلیل کمی و کیفی محتوای پست های رسانه های اجتماعی (توییتر و اینستاگرام) مرتبط با شهر تهران، با استفاده از نرم افزار مکتور تحلیلی آینده نگارانه درباره روابط بازیگران این میدان صورت گرفت. 10 گروه بازیگران شهری و چهار موضوع از اهداف و مناقشات شهری شناسایی شدند و در دو ماتریس بازیگر-بازیگر و بازیگر-هدف، روابط آنها مشخص شد. بر اساس یافته ها گروه های «شهروند و غیرسرشناس»، «رسانه جریان اصلی»، «حقیقی مدیریت شهری»، «فعال اجتماعی و سیاسی» و «حقوقی مدیریت شهری» بازیگران تقویت کننده و مسلط با بیشترین اثرگذاری در میان گروه ها هستند. همچنین سه بازیگر اصلی حوزه ی مدیریت شهری یعنی حساب های «حقوقی مدیریت شهری»، «حقیقی مدیریت شهری» و «رسانه ی مدیریت شهری» بیشترین هم گرایی را با هم دارند و باتوجه به فاصله ی کم «شورایاران و نهادهای شهروندی» با گروه های مذکور، این گروه می تواند در آینده به عنوان یک متحد برای مجموعه ی مدیریت شهری به حساب بیاید. در مقابل «فعالان اجتماعی و سیاسی» بیشترین واگرایی را در میان دیگر بازیگران دارند.