راهبردهای آموزش در علوم پزشکی

راهبردهای آموزش در علوم پزشکی

راهبردهای آموزش در علوم پزشکی دوره چهاردهم مهر و آبان 1400 شماره 4 (پیاپی 68)

مقالات

۱.

تدوین الگوی توسعه منابع انسانی آموزش محور مبتنی بر حکمرانی خوب در دانشگاه های علوم پزشکی کشور (مطالعه کیفی)

تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۱
مقدمه: امروزه توسعه منابع انسانی جزء مهمترین مباحث برنامه ریزی راهبردی سازمان ها بوده و کارآمدسازی نیروی انسانی از کلیدی ترین ابزارهای موفقیت سازمانها میباشد. یکی از مفاهیمی که در راستای توانمندسازی کارکنان مطرح میشود، توسعه منابع انسانی است. حاکمیت خوب به عنوان کلید معمای توسعه مطرح گردیده است. هدف از انجام پژوهش تدوین الگوی توسعه منابع انسانی آموزش محور مبتنی بر حکمرانی خوب در دانشگاه های علوم پزشکی بود. روش ها: پژوهش از نوع کیفی بوده و داده ها بر اساس نظریه داده بنیاد از طریق بررسی متون و مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته با 12نفر از خبرگان حوزه منابع انسانی در وزارت بهداشت و دانشگاه های علوم پزشکی با روش نمونه گیری گلوله برفی تا حد اشباع نظری جمع آوری و تحلیل داده ها با انجام مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت و برای شناسایی شاخص های نهایی از رویکرد دلفی فازی در 2مرحله استفاده گردید. نتایج: مدل توسعه منابع انسانی آموزش محور مبتنی بر حکمرانی خوب شامل ده عامل در شش طبقه: عوامل علی(پاسخگویی-شفاف سازی)، مقوله محوری(ظرفیت سازی حکمرانی-توسعه)، عوامل زمینه ای(نگرش-هویت بخشی)، عوامل مداخله گر(هماهنگ سازی)،راهبردها(نتیجه گرایی-اثربخشی نقش ها-وظایف) و پیامد ها(توسعه فرهنگی-اجتماعی، توسعه فردی، توسعه آموزشی)بود و ارتباط بین عوامل یاد شده در دیاگرام نظریه داده بنیاد ارائه گردید. نتیجه گیری: پاسخگویی، شفافیت، نگرش و هویت بخشی، هماهنگ سازی، نتیجه گرایی، اثر بخشی نقش ها و وظایف در مسیر توسعه منابع انسانی مبتنی بر حکمرانی خوب منجر به توسعه فرهنگی-اجتماعی، توسعه فردی و توسعه آموزشی میگردد.
۲.

بررسی نقش پیش بینی کننده تعلق پذیری به محیط بالینی بر خودکارآمدی عملکرد بالینی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان پرستاری رفسنجان در سال 1395

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۱
مقدمه: تعلق پذیری به محیط بالین در بهبود عملکرد دانشجویان علوم پزشکی بسیار تاثیرگذار است؛ در حالی که در ایران کمتر به آن پرداخته شده است. یکی از دلایل آن می تواند در دسترس نبودن منابع اصلی دانست. این مطالعه با هدف بررسی نقش پیش بینی کننده تعلق پذیری به محیط بالینی بر خودکارآمدی عملکرد بالینی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان پرستاری رفسنجان در سال 1395 انجام گرفت. روش کار: این پژوهش مطالعه ای مقطعی از نوع توصیفی تحلیلی است. نمونه پژوهش معادل حجم جامعه 110 نفر درنظر گرفته شد. پرسشنامه های اطلاعات دموگرافیک، تعلق پذیری و خودکارآمدی بالینی در اختیار دانشجویان قراره داده شد و پس از تکمیل جمع آوری شد. اطلاعات پس از جمع آوری وارد نرم افزار SPSS نسخه 18 می شود و با استفاده از شاخص های مرکزی و پراکندگی مانند میانگین و انحراف معیار و ضرایب همبستگی و آنالیز رگرسیون تجزیه تحلیل شد. یافته ها: 100نفر از دانشجویان پرستاری رفسنجان در مطالعه شرکت کردند. میانگین سنی شرکت کنندگان در مطالعه (68/2 ± 44/23) بوده است. 66 درصد را دختران که 79 درصد مجرد بودند. میانگین و انحراف معیار نمره کلی تعلق پذیری، خودکارآمدی بالینی و پیشرفت تحصیلی به ترتیب ( 36/14 ± 85/116 (، (44/10 ± 46/69 (و (30 /1 ± 23/16 ) بوده است. بیشترین میانگین ابعاد تعلق مربوط به مقیاس عزت نفس بود ( 57/6 ± 52/46 (و کمترین میانگین مربوط به مقیاس کارآیی (56/4 ± 10/30 (بود و علاوه بر این نمره تعلق پذیری با نمرات پیشرفت تحصیلی (377/0) 089/0R(P) و خودکارآمدی تحصیلی (173/0) 137/0 R(P)ارتباط معناداری وجود نداشت . نتیجه گیری: اگرچه در نتایج هیچ ارتباط معنا داری بین تعلق پذیری و خودکارآمدی بالینی و پیشرفت تحصیلی یافت نشد اما حس تعلق پذیری بالایی در دانشجویان پرستاری نسبت به محیط بالین وجود داشت.
۳.

بررسی رابطه هوش فرهنگی و انگیزش تحصیلی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زاهدان درسال 1396

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۰
مقدمه: بسیاری از دانشجویان برای ادامه تحصیل مجبور زندگی در شهر با فرهنگ متفاوت هستند بنابراین هوش فرهنگی به منزله حلقه اتصالی است که میتواند درمحیط متنوع، انسجام و هماهنگی ایجاد کند.عدم آمادگی دانشجویان برای تعامل و سازگاری با افراد فرهنگ جدید می تواند بر عملکرد تحصیلی آنها تاثیر بگذارد. هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه هوش فرهنگی با انگیزش تحصیلی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زاهدان در سال تحصیلی1397- 1396 می باشد. روش کار: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی می باشد. تعداد 418 نفر از دانشجویان به شیوه ی نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از دو پرسشنامه استاندارد استفاده شده است. از پرسش نامه استاندارد هوش فرهنگی که توسط آنگ و همکاران (2004) طراحی شده است و در این تحقیق پایایی پرسشنامه 91/0بدست آمده است. همچنین از پرسشنامه استاندارد انگیزش تحصیلی هارتر(1980) استفاده گردید، ضریب آلفای کرونباخ در این پژوهش 89/0 بدست آمد. دادهای جمع آوری شده در نرم افزار SPSS نسخه 16 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین هوش فرهنگی و انگیزش تحصیلی ارتباط مثبت و معنادار وجود دارد (P<0/001 ) . آزمون AVONA نشان داد که اختلاف معناداری بین هوش فرهنگی دانشجویان به تفکیک رشته و همچنین اختلاف معنادار در انگیزش تحصیلی به تفکیک دانشکده ها وجود دارد(P<0/001 ). همچنین بین هوش فرهنگی و جنسیت ، بومی بودن و خوابگاهی بودن رابطه معناداری وجود نداشت(P>0.05). نتیجه گیری:نتایج تحقیق نشان داد که برخورداری از سطح بالایی از هوش فرهنگی پیش بینی قابل توجهی برای انگیزش تحصیلی و یادگیری افراد به شمار می آید.این نتایج میتواند به مسئولین حوزه آموزش کمک نماید تا با طراحی برنامه های مداخله ای تربیتی در ارتقا و یا حفظ انگیزش دانشجویان به ویژه دانشجویان غیر بومی و خوابگاهی در طول تحصیل اقدامات مؤثری را انجام دهند.
۴.

بررسی رضایتمندی فارغ التحصیلان مقاطع تحصیلات تکمیلی دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی تبریز از عوامل مؤثر بر تجربه پژوهشی درفاصله سال های 93-96

تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۲
مقدمه: بررسی عوامل موثر بر تجربه پژوهشی می تواند به ارتقای کیفیت پایان نامه ها کمک نماید. از این سو، هدف این مطالعه بررسی رضایتمندی فارغ التحصیلان مقاطع تحصیلات تکمیلی دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی تبریز از عوامل مؤثر بر تجربه پژوهشی بین سال های 96-93 می باشد. روش ها: این مطالعه توصیفی و مقطعی می باشد و جامعه آماری مطالعه شامل فارغ التحصیلان مقاطع تحصیلات تکمیلی می باشد که از ابتدای سال 1393 تا پایان سال 1396 پایان نامه خود را نگاشته و دفاع کرده اند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه می باشد. نمونه گیری به روش سرشماری انجام شد و تحلیل داده ها بصورت آمار توصیفی (فراوانی، درصد فراوانی و میانگین) صورت گرفت. نتایج: نتایج مطالعه نشان میدهد که فارغ التحصیلان از زیر ساختها و امکانات دانشکده، ارائه شرایط و زمینه های رشد فکری و روند اجرای پایان نامه، کمترین رضایت و از عوامل گسترش مهارتها، آزمون پایان نامه، اساتید راهنما بیشترین رضایت را داشتند. در خصوص تصویب طرح مقدماتی پایان نامه میزان رضایت در حد متوسط می باشد و فارغ التحصیلان نسبت به مدت زمان تصویب پروپوزال در گروه آموزشی و دانشکده میزان رضایت مطلوبی دارند. نتیجه گیری: اگر توجه به عوامل دخیل در فرایند انجام پایان نامه و به خصوص عامل زیر ساختها و امکانات در اولویت برنامه ریزی آموزش عالی قرار گیرد، انگیزه افراد برای ادامه تحصیل بیشتر شده، پایان نامه ها و مقالات با کیفیت تری نگاشته و چاپ می شوند، در نتیجه جایگاه ایران در تولیدات علمی بالا می رود.
۵.

تبیین پدیدارشناسانه اصول برنامه درسی انفرادی شده با تاکید بر تجربه یادگیری شرکت کنندگان در کنکور سراسری

تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۲۶
مقدمه: برنامه درسی انفرادی شده، بعد مهم و اساسی در هدایت تجارب یادگیری و کسب نتایج موفق در اررزشیابی های آموزشی است. مطالعه حاضر با هدف شناسایی اصول این برنامه انجام شد، بدین منظور تجارب یادگیری دانش آموختگانی که آزمون ورودی دانشگاه(کنکور سراسری) را تجربه کرده اند، مورد بررسی قرار گرفت. روش ها: در این مطالعه از روش کیفی از نوع پدیدارشناسی استفاده شده است. شرکت کنندگان این مطالعه، دانش آموختگان دوره متوسطه دوم که در کنکور ۱۳۹۷ شرکت کرده اند، بودند؛ و با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. نمونه گیری تا زمان رسیدن به مرحله اشباع، ادامه یافت و در نهایت به 18 نفر رسید. اطلاعات با استفاده از مصاحبه عمیق جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار تحلیل داده های کیفی مکس کیودا و بر اساس روش 7 مرحله ای کلایزی انجام گردید. یافته ها: از نتایج این مطالعه اصول برنامه درسی انفرادی شده استخراج شد. این اصول در قالب سه کد مفهومی اصلی: منابع شناختی، منابع روان شناختی و منابع حمایتی؛ و 16 کد مفهومی فرعی دسته بندی شدند. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، آن چه از تجربه یادگیری دانش آموزانی که در کنکور سراسری شرکت کرده اند، درک می شود؛ این است که منابع شناختی، منابع روان شناختی و منابع حمایتی به عنوان اصول برنامه درسی انفرادی شده، نتایج کنکور سراسری را تحت تأثیر قرار می دهند.
۶.

واکاوی جهانی شدن آموزش؛ شناسایی ابعاد و وضعیت موجود (مورد مطالعه: دانشگاههای آزاد اسلامی واحد استان مازندارن)

تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۶۳
مقدمه: جهانی شدن بارزترین وجه تمایز جهان دیروز و امروز است و شاید هیچ پدیده ای به اندازه جهانی شدن در ابتدای هزاره سوم توجه اندیشمندان،سیاست مداران،اقتصاددانان و متولیان فرهنگی را به خود جلب ننموده است، لذا این پژوهش جهت بررسی ابعاد جهانی شدن آموزش در واحد های دانشگاه آزاد اسلامی استان مازندران انجام شد. روش کار: پژوهش کاربردی حاضر با روش کمی به بررسی ابعاد جهانی شدن آموزش پرداخته است که جامعه آماری آن شامل 760 نفر از اعضاء هیئت علمی استادیار به بالای دانشگاه های استان مازندران بودند که با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای و طبقه بندی متناسب نسبی 255 نفر به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد. به منظور گردآوری داده ها از پرسش نامه استفاده شد. برای بررسی روایی سازه از تحلیل عاملی تائیدی و برای بررسی روایی همگرا از شاخص متوسط واریانس استخراج شده استفاده شد، همچنین به منظور بررسی پایایی ابزار سنجش از ضریب آلفای کرونباخ و قابلیت اعتماد ترکیبی استفاده شد. داده های به دست آمده از پرسش نامه از طریق نرم افزار SPSS مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که همه ابعاد جهانی شدن آموزش دارای بار عاملی بالای 5/0 هستند و هفت عامل شناسایی شده از چرخش واریماکس، 237/90 در صد از واریانس کل را تبیین می کنند که از این میزان سهم چندزبانه بودن دانشگاه ها (736/38 درصد)، سهم هیئت علمی توانمند (223/19 درصد)، سهم فناوری نوین (196/11 درصد)، سهم برنامه های درسی نوین (624/6 درصد) ، سهم ارتباط با دیگر دانشگاه ها (492/6 درصد)، سهم شرکتی شدن (915/4 درصد) و سهم مدیریت و رهبری (679/1 درصد) می باشد. نتیجه گیری: نتایج حاصل از یافته های تحقیق نشان داد که، هفت عامل «چندزبانه بودن دانشگاه ها، هیئت علمی توانمند، فناوری نوین، برنامه های درسی نوین، ارتباط با دیگر دانشگاه ها ، شرکتی شدن و مدیریت و رهبری» به عنوان ابعاد جهانی شدن آموزش شناسایی گردید و چندزبانه بودن دانشگاه نسبت به سایر ابعاد وضعیت بدتری دارد.
۷.

تاثیر راهبرد مبتنی بر زمینه براساس اصول یادگیری مغز محور بر سطوح یادگیری درس علوم تجربی دانش آموزان پایه سوم ابتدایی

تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۴۰
مقدمه: امروزه استفاده از راهبردهای مناسب و سازگار با مغز در آموزش علوم بسیار مورد توجه قرار گرفته است. به دلیل انطباق زیاد راهبرد زمینه ای با اصول یادگیری مبتنی بر مغز، پژوهش حاضر تأثیر این راهبرد را در آموزش علوم تجربی مورد بررسی قرار داده است. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی است. جامعه پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پایه سوم ابتدایی شهر تبریز می باشد که در سال تحصیلی 1397-1398 مشغول به تحصیل بودند. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای 112 دانش آموز(57 نفر گروه آزمایش و 55 نفر گروه شاهد) به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری شامل آزمون میزان یادگیری در دو سطح دانشی و سطح درک و فهم و بالاتر می باشد که در مرحله پیش آزمون و پس آزمون اجرا گردید. طرح آموزشی در گروه آزمایش توسط معلمان آموزش دیده در 8 جلسه اجرا گردید. درحالی که، گروه شاهد با رویکرد مرسوم آموزش دیدند. در تحلیل داده ها از آزمون آماری کوواریانس استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان می دهد که میزان یادگیری در سطح دانشی بین نمونه های مورد مطالعه در گروه آزمایشی قبل (میانگین 45/4) و بعد از مداخله(میانگین 89/5) اختلاف آماری معناداری نداشته است(326/0 = p). در صورتی که، در سطح درک و فهم و بالاتر میزان یادگیری قبل (35/5) و بعد از مداخله(80/10) تفاوت معنادار می باشد(001/0=p). نتیجه گیری: به کارگیری راهبرد زمینه ای که با اصول مغز محور سازگاری بیشتری نشان می دهد، می تواند در ارتقاء سطح یادگیری فراگیران در آموزش علوم تجربی مورد استفاده قرار بگیرد.
۸.

تأثیر تدریس انگیزشی - کاربردی علوم پایه بر یادگیری معنادار و ریشه ای دانشجویان دندانپزشکی

تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۱
مقدمه: کاربردی بودن دروس علوم پایه یکی از موضوعات مهم و مورد بحث در زمینه آموزش پزشکی است. در همین راستا، این مطالعه با هدف معرفی روش نوین آموزش و ارزیابی میزان رضایت دانشجویان دندان پزشکی در دو مقطع علوم پایه و بالین درباره شیوه تدریس انگیزشی - کاربردی درس قارچ شناسی پزشکی مورد بررسی قرار گرفت. روش ها: مطالعه توصیفی مقطعی حاضر طی سه سال)۱۳۹۴-۱۳۹6 (با اجرای روش تدریس انگیزشی-کاربردی درس قارچ شناسی پزشکی برای دانشجویان دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی قم، میزان رضایتمندی 41 دانشجوی علوم پایه و 53 دانشجوی مقطع بالین دانشکده دندانپزشکی در مورد کاربردی بودن درس قارچ شناسی پزشکی ارزیابی شد. اطلاعات از طریق تکمیل پرسشنامه ای مشتمل بر پنج هدف که با سوالات متناسب پرسیده شد، عبارتند از: میزان اهمیت درس قارچ شناسی پزشکی، توجه به پژوهش محور شدن دانشجو، کاربردی بودن تدریس، تعمیق و معنا دار بودن یادگیری و ایجاد نگرش خوب دانشجویان نسبت به این درس، جمع آوری شد. در مطالعه حاضر از روش های آمار توصیفی و آزمون تی مستقل در نرم افزار SPSS 24 در تحلیل داده ها استفاده گردید. سطح معناداری 05/0 درنظر گرفته شد. یافنه ها:از نظر دانشجویان هر دو مقطع علوم پایه و بالین شرکت کننده در این بررسی، درس علوم پایه ای قارچ شناسی پزشکی دارای کاربرد کلینیکی می باشد. در مقایسه بین پاسخ دانشجویان بالین و علوم پایه، میزان رضایتمندی در دانشجویان بالین (04/0 ± 84/2) با اختلاف معناداری نسبت به علوم پایه (05/0 ± 64/2) بیشتر بود. (002/0p-value=). به علاوه میانگین نمرات برای اهداف و سوالات مربوطه به طور معناداری برای مقطع بالین از علوم پایه بیشتر شد (p ≤ 0.05). نتیجه گیری: استفاده از شیوه تدریس حاضر موجب تعمیق یادگیری دانشجویان از درس می گردد. بنابراین با توجه به نیاز آینده دندانپزشکان، بازنگری در روشهای فعلی آموزش دروس علوم پایه دندان پزشکی به سمت کاربردی نمودن آنها، ضروری می باشد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۹