محمد مهدی زاده

محمد مهدی زاده

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۷ مورد از کل ۷ مورد.
۱.

تأثیر تدریس انگیزشی - کاربردی علوم پایه بر یادگیری معنادار و ریشه ای دانشجویان دندانپزشکی

تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۷
مقدمه: کاربردی بودن دروس علوم پایه یکی از موضوعات مهم و مورد بحث در زمینه آموزش پزشکی است. در همین راستا، این مطالعه با هدف معرفی روش نوین آموزش و ارزیابی میزان رضایت دانشجویان دندان پزشکی در دو مقطع علوم پایه و بالین درباره شیوه تدریس انگیزشی - کاربردی درس قارچ شناسی پزشکی مورد بررسی قرار گرفت. روش ها: مطالعه توصیفی مقطعی حاضر طی سه سال)۱۳۹۴-۱۳۹6 (با اجرای روش تدریس انگیزشی-کاربردی درس قارچ شناسی پزشکی برای دانشجویان دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی قم، میزان رضایتمندی 41 دانشجوی علوم پایه و 53 دانشجوی مقطع بالین دانشکده دندانپزشکی در مورد کاربردی بودن درس قارچ شناسی پزشکی ارزیابی شد. اطلاعات از طریق تکمیل پرسشنامه ای مشتمل بر پنج هدف که با سوالات متناسب پرسیده شد، عبارتند از: میزان اهمیت درس قارچ شناسی پزشکی، توجه به پژوهش محور شدن دانشجو، کاربردی بودن تدریس، تعمیق و معنا دار بودن یادگیری و ایجاد نگرش خوب دانشجویان نسبت به این درس، جمع آوری شد. در مطالعه حاضر از روش های آمار توصیفی و آزمون تی مستقل در نرم افزار SPSS 24 در تحلیل داده ها استفاده گردید. سطح معناداری 05/0 درنظر گرفته شد. یافنه ها:از نظر دانشجویان هر دو مقطع علوم پایه و بالین شرکت کننده در این بررسی، درس علوم پایه ای قارچ شناسی پزشکی دارای کاربرد کلینیکی می باشد. در مقایسه بین پاسخ دانشجویان بالین و علوم پایه، میزان رضایتمندی در دانشجویان بالین (04/0 ± 84/2) با اختلاف معناداری نسبت به علوم پایه (05/0 ± 64/2) بیشتر بود. (002/0p-value=). به علاوه میانگین نمرات برای اهداف و سوالات مربوطه به طور معناداری برای مقطع بالین از علوم پایه بیشتر شد (p ≤ 0.05). نتیجه گیری: استفاده از شیوه تدریس حاضر موجب تعمیق یادگیری دانشجویان از درس می گردد. بنابراین با توجه به نیاز آینده دندانپزشکان، بازنگری در روشهای فعلی آموزش دروس علوم پایه دندان پزشکی به سمت کاربردی نمودن آنها، ضروری می باشد.
۲.

ارائه مدلی برای مدیریت یکپارچه حمل و نقل و ترافیک شهری در کلان شهرهای ایران

تعداد بازدید : ۱۲۱۰ تعداد دانلود : ۹۰۲
زمینه و هدف: در عصر بی اعتمادی و تلاطم شدید محیطی اتکای صرف به دانش و تجربه مدیریتی راهی به مقصود نخواهد برد. مدیریت رویدادهای غیرمنتظره به چیزی بیش از علم و تجربه نیاز دارد. مطالعه مدیریت در عصر کنونی نوعی رجعت به یکی از اندیشه های فیلسوف بزرگ یونانی (ارسطو) به نام حکمت عملی یا دوراندیشی را نشان می دهد. این مقاله بر آن است تا بنا به ماهیت ذاتی کارویژه های ناجا، عوامل کلیدی شکل دهنده حکمت عملی در مدیریت (حکمت مدیریتی) را واکاوی کند و نوعی اولویت بندی از آن را ارائه دهد. حکمت مدیریتی اشاره به اتخاذ تصمیمی دارد که در آن پیوند عقلانیت و اخلاق، صلاح عامه یا خیر همگانی را رقم می زند. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف «توسعه ای»، از نظر طرح پژوهش «توصیفی» و از نظر روش پژوهش از نوع «همبستگی» به حساب می آید. در این پژوهش از ابزار پرسشنامه برای بررسی نگرش 100 نفر نمونه از مدیران و فرماندهان ناجا استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل آماری از آزمون های دوجمله ای و فریدمن استفاده گردید. یافته ها: در بین مدیران و فرماندهان برداشت مشترکی از حکمت مدیریتی وجود دارد؛ کلیه عناصر شناسایی شده در تشکیل حکمت مدیریتی نقش دارند و در نهایت اینکه میزان اهمیت عناصر شناسایی شده در رابطه با حکمت مدیریتی با یکدیگر متفاوت می باشد. نتیجه گیری : بر مبنای نتایج حاصله می توان حکمت مدیریتی را یک مفهوم چندبعدی دانست که با تکیه بر عناصر تشکیل دهنده آن پاسخگوی مسائل سازمانی و امور انسانی می باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان