مطالب مرتبط با کلیدواژه
۹۴۱.
۹۴۲.
۹۴۳.
۹۴۴.
۹۴۵.
۹۴۶.
۹۴۷.
۹۴۸.
۹۴۹.
۹۵۰.
۹۵۱.
۹۵۲.
۹۵۳.
۹۵۴.
۹۵۵.
۹۵۶.
۹۵۷.
۹۵۸.
۹۵۹.
۹۶۰.
جنسیت
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
161 - 179
حوزههای تخصصی:
بین دین و جنسیت ارتباطات مختلفی قابل تصور است که برگرفته از مخالفت و یا موافقت با نقش های تعیین شده جنسیتی در متون مقدس است. در عهدین و به خصوص نامه های پولس فرازهایی وجود دارد که در آن هاسلسه مراتب جنسیتی ترسیم شده که بر اساس آن درجه اجتماعی مردان بالاتر از زنان است. در مسیحیت شاهد رویکردهای مختلفی نسبت به این عبارات هستیم که بخشی از آنها با اهداف و مقاصد اجتماعی ابراز شده است. رویکرد تثبیت گرا خواهان مشروعیت بخشی به نقش های جنسیتی سنتی و تثبیت آن است و خوانش نص گرایانه از مفاهیم جنسی را مهم ترین راه کار در مقابله با جریانات سکولار و دین ستیز می داند. در این میان رویکرد موسوم به تدبیر گرا و تاکتیکال نیز وجود دارد. این رویکرد ضمن پایبندی به ساختارهای اصلی معنویتِ برآمده از کتاب مقدس و با فاصله گرفتن از فمینیسم افراطی، خواستار تغییراتی درون دینی است. در این مقاله مهم ترین تاکتیک های رویکرد تدبیرگرا با تاکید بر کلیسای اسقفی تبیین شده است که عبارتند از: توجیه آیات و فرازهای به ظاهر زن ستیز عهدین، استفاده از هرمنوتیک بازیابی و برجسته کردن شخصیت های مثبت مؤنث، تبیین شخصیت خداوند فارغ از جنسیت خاص، اعطای مناصب روحانی به زنان و ایجاد انجمن های منظم زنانه.
اثربخشی روان درمانی گروهی یکپارچه نگر بر بحران هویت و تصور از خود در افراد دارای ملال جنسیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۳ پاییز (آبان) ۱۴۰۳ شماره ۱۴۰
۲۸۴-۲۷۱
حوزههای تخصصی:
زمینه: افراد دارای ملال جنسیتی اغلب با مشکلات، تبعیض های اجتماعی و مشکلاتی در تعیین هویت خود روبرو می شوند. ادبیات موجود نیاز به مداخلات درمانی مؤثر منطبق بر نیازهای روانشناختی منحصر به فرد این جمعیت را نشان می دهد. روان درمانی گروهی یکپارچه، که شامل ترکیب چندین رویکرد درمانی است، یک راه حل امیدبخش برای حمایت از افراد دارای ملال جنسیتی در بررسی و تأیید هویت های خود و بهبود تصور مثبت از خود و استقامت است. با این حال، تحقیقات تجربی در مورد اثربخشی چنین مداخلاتی در مقابله با بحران هویت و بهبود تصور از خود در افراد دارای ملال جنسیتی هنوز محدود است. هدف: هدف مطالعه حاضر تعیین اثر بخشی روان درمانی گروهی یکپارچه نگر بر بحران هویت و تصور از خود، در افراد دارای ملال جنسیتی بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری ش امل تمامی افراد دارای اختلال ملال جنسیتی در استان اصفهان در سال 1401 بود. از میان آ ن ها با استفاده از روش در دسترس 30 نفر انتخاب شد و به روش تصادفی به دو گروه گواه (15 نفر) و آزمایش (15 نفر) تخصیص یافت. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه بحران هویت (احمدی، 1378)، و پرسشنامه تصور از خود (بک و استیر، 1985) بود. جهت تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیره در نرم افزار SPSS نسخه 25 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد در متغیر بحران هویت و تصور از خود، گروه روان درمانی در مرحله پس آزمون نسبت به گروه گواه در مرحله پس آزمون، دارای میانگین کمتری بوده است (05/0 p<). نتیجه گیری: براساس نتایج می توان گفت با کمک اثر روان درمانی گروهش یکپارچه نگر می توان متغیرهای بحران هویت و تصور از خود در افراد دارای ملال جنسیتی را تحت تأثیر قرار داد و این رویکرد در این زمینه می تواند به دانش و تجربه کاربردی مفیدی برای عملکرد کلینیکی منجر شود و به بهبود روش های درمانی کمک کند.
ارزیابی تطابق سیستم های اطلاعاتی حسابداری شهرداری تهران با اصول استاندارد ایزو 9241(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف ارزیابی مقایسه ای کاربردپذیری نرم افزار جامع مالی شهرداری تهران (فایننس) با استفاده از مقیاس کاربردپذیری و تأثیر چهار عامل (جنسیت، سن، سابقه کار حرفه ای و شغل) صورت پذیرفت. این پژوهش در گروه پژوهش های توصیفی، مقطعی و پیمایشی قرار می گیرد. اطلاعات لازم از طریق پرسشنامه های توزیع شده بین کاربران شاغل در شهرداری تهران در سال 1401جمع آوری شده است. سؤالات پرسشنامه در هفت گروه طبقه بندی شدند که هر گروه مبین هر یک از معیارهای کاربردپذیری در استانداردایزو 9241-10 بود. داده ها با اجرای آزمون های تی مستقل، تحلیل واریانس و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد چهار عامل (جنسیت، سن، سابقه کار حرفه ای و شغل) بر درک کاربران از میزان تطابق کاربردپذیری نرم افزار جامع مالی شهرداری تهران طبق اصول هفت گانه استانداردایزو 9241-10 تأثیر معناداری می گذارند. به طور کلی ارزیابی کاربران درباره میزان تطابق نرم افزار جامع مالی شهرداری تهران با استانداردایزو 9241-10 متفاوت است و توجه بیشتر در حوزه ارتقاء نرم افزار به ویژه توسعه قابلیت گزارشگری و سطوح حساب ها، راهبری و آموزش نرم افزار برابر نیاز کاربران و مدیریت شهری را می طلبد.
بررسی نقش جنسیت در گزینش نیروی انسانی در سیره رسول اکرم(ص) و امیرالمؤمنین (ع)(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در مدیریت منابع انسانی نقش جنسیت در گزینش نیروی انسانی بررسی گردیده است و چون این بحث با رویکرد غیردینی مطرح شده، گزینش زنان در همه مشاغل بدون قید خاصی انجام می شود. در جوامع اسلامی نیز امروزه زنان وارد مشاغل گوناگون شده اند، درحالی که حضور آنها در محل کار سبب برخورد با نامحرمان می شود. ازاین رو ضرورت دارد مشاغل زنان از دیدگاه اسلام بررسی گردد. بنابراین تحقیق حاضر سعی بر آن دارد تا نقش جنسیت در گزینش نیروی انسانی را با توجه به سیره رسول اکرم(ص) و حضرت علی با روش «توصیفی و تاریخی» بررسی کند. آنچه از بررسی سیره حضرت رسول اکرم(ص) و حضرت علی(ع) به دست می آید، این است که بانوان در صحنه های گوناگون حضور داشته و هیچ منعی از طرف آنان صادر نشده است. پس گزینش بانوان در مشاغل گوناگون هیچ منعی ندارد، اما در محیط کار و سازمان باید احکام اسلامی رعایت شود. در صورت نقض قوانین اسلامی آن کار برای زن حرام است.
کارکرد و کژکارکردهای خواجگان در دربار قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر سعی در تبیین و ایضاح کارکرد و کژکارکردهای خواجگان در دربار قاجاریه دارد. نویسنده موضوع حاضر را بر بنیاد نظریه کارکردگرایی و کژکارکردی تجزیه و تحلیل نموده است و بر این اساس پرسش اصلی مقاله عبارت است از اینکه چه کارکردها و کژکارکردهایی از خواجگان در دربار قاجار متصور است؟ نوشتار بر بنیاد نظریه کارکردگرایی این فرضیه را پیش کشیده است که مهمترین کارویژه خواجگان برقراری نظم در حرمسرا بوده است. برخی کارکردهای دیگر خواجگان تنظیم روابط جنسی شاهان قاجار و مشایعت زنان حرم در «بیرونی» را شامل می شده است. اما در مورد کژکارکردها ما با روابط عاطفی خواجگان و بعضا ازدواج و حتی روابط نامشروع با مردان دیگر روبرو هستیم. نتایج این نوشتار موید آن است که تا اواخر دوره ناصری خواجگان اغلب نقش خود را به خوبی ایفا کرده و نظم در حرمسرا برپا بود. ولی از اواخر عهد ناصری تا پایان سلطنت قاجاریه به دنبال کژکارکردی های سیستم سیاسی و به تبع آن کژکارکردی های خواجگان در برقراری نظم اندرونی، اختلال به وجود می آید. ما شاهد نافرمانی هایی از سوی زنان حرم هستیم که این نشانگانی از دوران جدیدی در تاریخ ایران می داد و با برقراری نظم جدید مشروطگی، نظم کهن اندرونی با خلل مواجه شده و همزمان با فروپاشی سلسله قاجار نظم اندرونی و ارزش و اعتبار خواجگان برای همیشه از تاریخ ایران زدوده شد.
روند تاریخی شکل گیری سیاست جنسیت به مثابه منبع مشروعیت سیاسی در جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله جنسیت در ایران معاصر پیوندهای عمیقی با سیاست داشته است. روند سیاسی شدن مسئله جنسیت در راستای ساخت مشروعیت سیاسی، توسط رژیم پهلوی آغاز گردید و سپس توسط مخالفان رژیم و به هدف سلب مشروعیت از آن با شدت بیشتری پی گرفته شد. مشروعیت زدایی از رژیم مستقر با حمله به سیاست جنسیت آن، نقشی محوری در ساخت مشروعیت نظام جایگزین ایفاء کرد و بر این مبنا، رویکرد جنسیتی نظام جمهوری اسلامی به یکی از مهمترین منابع مشروعیت سیاسی آن تبدیل شد. این گزاره را در مقاله پیش رو، با رویکرد کیفی و تاریخی بررسی کرده ایم. یافته های پژوهش حاکی از آن است که در چارچوب سیاست جنسیت، نظام اسلامی علائق ایدئولوژیک خود در زمینه نظارت رسمی در حوزه فرهنگ و اجتماع را با رویکرد تاریخی جامعه ایران در ارتباط با ملاحظات اخلاق گرایانه در حوزه جنسیت پیوند زده و سیاستی مشروعیت بخش آفریده که قابلیت جذب طیف های وسیعی از جامعه را در بیشترین سال های حیات نظام داشته است. این سیاست محصول یک روند تاریخی است که اغلب نیروهای سیاسی ایران، بواسطه پیوند دو عنصر سنت گرایی و کنش انقلابی ضدغرب، در شکل گیری آن نقش داشته اند.
در باب اجرا و اجراگری با تاکید بر نظریه اجراگری باتلر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این موضوع که جنسیت به عنوان امری اجراگرانه یا اجرایی قابل درک است در مباحث کنونی جامعه شناسی و برخی از دیگر رشته ها امری معمول است. به رغم تکثر بکارگیری اجراگری و اجرا در مقام استعاره برای بررسی جنسیت، این دو اصطلاح اغلب با هم اشتباه گرفته می شوند و به اصول نظری اولیه آن ها توجه کافی مبذول نمی گردد. این امر تا اندازه ای به این دلیل است که اجرا و اجراگری، پیشینه های نظری متفاوتی دارند اگرچه این اصطلاحات اغلب به عنوان مترادف در نظر گرفته می شوند. در این پژوهش کوشش گردیده است تا گرایش های نظری موجود در پس استفاده از این استعاره ها مورد بررسی قرار گیرد. عام ترین گرایش نظری در آثار جودیت باتلر در باب اجراگری است. گرایش کمتر شناخته شده، حاصل روش شناسی مردم نگار است که جنسیت را به عنوان اجرا یا انجامی تحقق یافته در زندگی روزمره قلمداد می کند. خوانش بینامتنی آثار این نظریه پردازان تفاوت های بین باتلر و این اتنومتدولوژیست ها را آشکار می سازد و حاکی از آن است که اجرا و اجراگری به شیوه ای که نظریه پردازان مزبور، کنش اجتماعی و خودهای جنسیتی شده را توضیح می دهند به وضوح متفاوتند.
جنسیت و روش شناسی فهم متن تاملی بر راهبردهای هرمنوتیکی شوسلر فیورنزا در بازخوانیِ متن مقدس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انتقاد به الاهیات سنتی و منظر روشی آنان فمینیست ها را به سوی بازخوانی متن مقدس و نگرشی زنانه از آن سوق داد. الاهی دانان فمینیست تلاش کردند تا چشم انداز جدیدی را در ارتباط انسان با خدا، از طریق زنان و تجربه آنان در سنت دینی فکری غربی ارائه کند. از این رو تحلیل های زنانه نگر بنیان های مفهومی، فلسفی و الاهیاتی مذکرمحور در تاریخ فلسفه و اندیشه الاهیاتی را به پرسش گرفت و مقوله جنسیت به مثابه مولفه ای صریح و یا ارتکازی در برداشت های از متون دینی بدل شد. پژوهش حاضر با بررسی روش شناسی شوسلر فیورنزا متأله مسیحی درصدد پاسخ به این سوال است که جنسیت و هرمنوتیک چه نقشی در روش شناسی فهم از منظر فیورنزا دارد؟ نتایج این پژوهش نشان می دهد فیورنزا با روش هرمنوتیک انتقادی، خوانش مردانه از متن مقدس را به پرسش می گیرد و برساخت های ایجابی و مفهومی از کتاب مقدس را به عنوان بنیانی نو برای خوانش زنانه پی ریزی می کند. سپس در پی دگرگونی فهم از رویکردهای تاریخی الاهیاتیِ مردانه و چرخش تئوریک آن با عاملیت زنان است. تاکید فیورنزا بر تفاوت زنانگی در بازسازی الاهیاتِ موقعیت مند و جنسیت محور به معنای نسبی گرایی معرفت و یا انحصار معرفت شناسی زنانه و محدود کردن فهم متون با خوانش زنانه نیست.
تعمیم پذیری جنسیتی نظریه شرمساری بازپذیرنده در تبیین رفتارهای انحرافی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کاهش شکاف جنسیتی در رفتارهای انحرافی اخیراً نگاه های زیادی را به خود جلب کرده است. مقاله حاضر درنظر دارد تا صحت ادعای بریث ویت مبنی بر خنثی نبودن از جنسیت نظریه شرمساری بازپذیرنده و توانایی تعمیم پذیری آن به هردو جنس را به محک آزمون تجربی درآورد.
مطالعه حاضر در دو بخش طراحی شده است. نخست مباحث نظری با بهره گیری از روش کتابخانه ای مطالعه و سپس با بهره گیری از تکنیک پیمایش آزمون می شود. در این مسیر از 831 نفر از دانشجویان پنج دانشگاه دولتی در شهر تهران به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای (خوشه بندی دانشگاه ها برحسب رشته، انتخاب دانشگاه متناسب با تعداد دانشجو و در دانشگاه متناسب با جنسیت) پرسشنامه گردآوری شده است.
ضرایب رگرسیونی متغیرهای مستقل و رفتار انحرافی دانشجویان به تفکیک دو جنس گویای آن اند که تنها چهار متغیر پایبندی به ارزش های اخلاقی، دوستان منحرف، انگ زنی و جابه جایی شرم به مدل رگرسیونی دختران وارد شده اند و توانسته اند 39 درصد تغییرات واریانس متغیر رفتار انحرافی دختران را تبیین کنند. همچنین پنج متغیر پایبندی به ارزش های اخلاقی، درونی سازی شرم، دوستان منحرف، انگ زنی و بازپذیری به مدل رگرسیون خطی پسران راه یافته اند که قابلیت تبیین 40 درصد از تغییرات واریانس رفتار انحرافی آنان را فراهم آورده اند.
درمجموع نظریه شرمساری بازپذیرنده از قابلیت تعمیم به رفتارهای انحرافی دختران دانشجو نیز برخوردار است و ادعای بریث ویت درخصوص توان این نظریه در تعمیم پذیری جنسیتی گمان جاه طلبانه ای نیست و نظریه قابلیت تعمیم به هردو جنس را دارد.
تبیین جایگاه جنسیت در تربیت از منظر هستی شناسی پست مدرنیستی و نقد آن از دیدگاه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال ۲۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۰۳
147-179
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تبیین جایگاه جنسیت در تعلیم و تربیت پست مدرن با ابتنای بر مبنای هستی شناسی و نقد آن از منظر هستی شناسی اسلامی است. این پژوهش با روش تبیینی – تحلیلی و انتقادی انجام شده است. نتایج پژوهش نشان داد که نگرش پست مدرنیستی منجر به انکار جنسیت، تفاوت های تکوینی جنسیتی و نقش های جنسیتی می شود. مخالفت پست مدرنیسم با تفاوت های دوگانه ی جنسیتی به تکثر جنسیتی به معنی بی شماری هویت جنسیتی، می رسد، اما در مقام ارائه ی مبانی و تعلیم و تربیت جنسیتی نوعی همسانی را بر می گزیند. در حالی که دیدگاه اسلام مبنی بر پذیرش واقعیت جنسیت و تفاوت های تکوینی جنسیت است. اسلام در حیطه هستی شناختی، قطعیت تشابه زنان و مردان را در ابعادی، مشخص می کند و در عین حال عدالت جنسیتی در اسلام توجه به تفاوت ها در سه حیطه ی استعدادها، احکام و نقش های زن و مرد را مورد تأکید قرار می دهد. از منظر اسلامی، تعلیم و تربیت پست مدرنیسم با در نظر نگرفتن تفاوت های جنسیتی، علاوه بر ایجاد خلل در شکل گیری هویت یکپارچه انسانی از منظر فردی، خانوادگی و اجتماعی، زمینه بروز مشکلات اخلاقی را هم فراهم می کند.
نشانه شناسی گفتمانی جنسیت در دو رمان این خیابان سرعت گیر ندارد و رهش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رمان به مثابه محصول فرهنگی، نماینده جامعه ای با گفتمان های گوناگون است. هرکدام از این گفتمان ها با پیکربندی های خاص خود، مدام در تلاش برای یافتن مطلوب خود هستند تا معانی خود را هژمونیک کنند. پژوهش حاضر، تلاشی جهت واکاوی نشانه شناسی گفتمانی جنسیت با تاکید بر نظریه لاکلائو و موفه در دو رمان « این خیابان سرعت گیر ندارد» و « رهش» است. بر این اساس، مساله اصلی در پژوهش حاضر این است که «جنسیت» در این رمان ها چگونه بازنمایی شده است. همچنین تفکرات جنسیتی چگونه از طریق ذهنیت نویسنده در نگارش رمان بازتاب یافته اند و نویسنده چه دیدگاهی نسبت به آنها دارد. پژوهش پیش رو از لحاظ روش شناسی پژوهشی توصیفی و کیفی محسوب می شود که گردآوری داده های آن به روش کتابخانه ای انجام می گیرد. طبق این روش، تحلیل رمان شامل سه سطح است : تحلیل متنی، تحلیل بینامتنی و تحلیل بافتی. تحلیل متنی به نشانه شناسی شخصیّت های رمان و پیداکردن نظم های گفتمانی رمان اختصاص دارد؛ در تحلیل بینامتنی، هر رمان با رمان های هم دوره مقایسه می شود و در تحلیل بافتی، رابطه رمان با فضای اجتماعی کلان تری بررسی می گردد. در نهایت تحلیل گزاره ها مشخص گردید که اصلی ترین دغدغه و درون مایه رمان ها؛ جدال آشکار بین سنت و مدرنیته در برساخت اجتماعی جنسیت نهفته است که به صورت ضمنی در لایه های درونی متن و بازتاب واژگانی گنجانده شده و شخصیت اصلی رمان ها در تمامی مراحل در جدال بین دو برساخت زیستی جنسیت و برساخت اجتماعی آن قرار دارند.
تحلیل مفهوم جنسیت در نمایشنامه «خشکسالی و دروغ» با استفاده از رویکرد تاریخی-گفتمانی روث وداک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
567 - 584
حوزههای تخصصی:
آثار هنری، بخشی اساسی از فرهنگ یک جامعه و منعکس کننده وضعیت فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن جامعه هستند. پژوهش پیش رو به تحلیل گفتمان انتقادی نمایشنامه خشکسالی و دروغ نوشته محمد یعقوبی می پردازد تا مطالعه کند که مفهوم جنسیت در این متن زبانی در قالب چه گفتمان هایی تولید یا بازتولید می شود. یعقوبی از نمایشنامه نویسانی است که در بیشتر آثارش، مضمون روابط میان زن و مرد در محیط خانواده و نقش های جنسیتی، برجسته است. برای نیل به هدف پژوهش، نظریه های مربوط به جنسیت از بعد زیست شناختی، فرهنگی و گفتمانی مطرح شده اند و در بخش روش تحقیق، رویکرد تاریخی-گفتمانی روث وداک که پس زمینه های تاریخی-اجتماعی متون را برای تحلیل درنظر می گیرد، انتخاب شده است. بهره گیری از افق تاریخی-اجتماعی دهه هشتاد و تحلیل متن نمایشنامه با استفاده از راهبرد های پنج گانه وداک و بررسی مضامین کلیدی مندرج در آن نشان می دهد در نمایشنامه خشکسالی و دروغ، تعریف جنسیت و نقش های جنسیتی در وضعیتی میان گفتمان سنتی رسمی مسلط و گفتمان مدرن (به عنوان گفتمان رقیب) که امکان بروز آن در دهه هشتاد فراهم شد، تولید می شود. همچنین نویسنده متن به خوبی توانسته موقعیت جامعه در حال گذار به سمت مدرنیته ایران در دهه هشتاد و پیامدها و تحولات ایجادشده به سبب آن در عرصه خصوصی خانواده و روابط زناشویی را در خصایص شخصیت هایش بازنمایی کند.
بررسی مؤلفه های «استعمار مضاعف» در نمایش نامه عروسک خانه اثر تانیکا گوپتا بر اساس آرا اسپیواک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره ۳ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۸
19 - 31
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیشِ رو چالش های زنان و مردانِ جامعه هند را در نمایشنامه عروسک خانه اثر تانیکا گوپتا بررسی می کند درحالی که زمان نمایشنامه به برهه ای از تاریخ مربوط می شود که کشور هند تحت استعمار انگلستان بوده است. گایاتری چاکراورتی اسپیواک، یکی از نظریه پردازان معتبر در حوزه مطالعات پسااستعمار است که با ارائه نظریاتی پیرامون بحث طبقه، نژاد و جنسیت با رویکردی واسازانه، خالق مفهوم «فرودست» بوده و وضعیت حاشیه ای زنان را، در چنین جوامعی، به پرسش می گیرد. بنابراین، آرا او به واکاوی نمایشنامه ای چون عروسک خانه یاری خواهد رساند. تانیکا گوپتا نویسنده ای بنگالی-بریتانیایی است که این نمایشنامه را در سال 2019 نوشته است. در مواجهه با نمایشنامه عروسک خانه، این پرسش مطرح می شود که آیا سرکوب استعماری از ورای شکاف نژادی می تواند جنسیت زن را بیش از مردان، دیگری سازی کرده و به حاشیه براند؟ پاسخ به این پرسش، کاری است که این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی انجام داده و گمان بر این است که دستاوردهای استعمارگران بر مبنای شکاف نژادی ایجاد شده از گفتمان استعمار بوده و سرکوب بدین وسیله توجیه شده است، درحالی که جنسیت زنْ نسبت به هم نوعِ مردِ خود بیشتر احساس دیگری بودن را تجربه می کند. این در حالی است که از دید استعمارشدگان نیز، استعمارگران بیگانه و دیگری اند که این مسئله نشان دهنده رابطه متزلزل و رفت وآمدی میان استعمارگران و استعمارشدگان است.
دیدگاه های هم ارزشی جنسیتی برای افزایش تعامل بانوان در طراحی شهری با تأکید بر اصول هستی شناسی افقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۲
536 - 556
حوزههای تخصصی:
استفاده از دیدگاه های جنسیتی در طراحی شهری در دهه های گذشته بسیار رواج یافته و منجر به ایجاد پروژه هایی تحت عنوان طراحی جنسیتی یا طراحی حساس به جنسیت شده است. زنان همیشه برای حضور در فضاهای شهری محدودیت هایی داشتند که این محدودیت ها ناشی از طراحی و برنامه ریزی فضاهای شهری و همچنین هنجارهای اجتماعی و فرهنگی است. این هنجارها تنها فضای خانه و فضای نزدیک آن را متعلق به زنان می داند و آن ها به نوعی حق حضور پررنگ در جامعه را نمی دهد. لذا در این راستا، این پرسش ها مطرح می شوند که چگونه به وسیله معماری می توان فضایی را ایجاد کرد که علاوه بر پاسخگویی به نیاز بانوان زمینه تعامل سازنده آن ها را فراهم کند؟ چگونه با استفاده از روش هستی شناسی افقی و استراتژی شیء بر شیء می توان به فضایی جذاب تر به نسبت روش های قدیمی دست یافت؟ هدف این طرح نادیده گرفتن نقش مردان و توجه مفرط به جایگاه بانوان نیست بلکه بهبود کیفیت حضور و تعامل آن ها با یکدیگر و جامعه است. روش ﺗﺤﻘﯿﻖ اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺗﺮﮐﯿﺒﯽ از روش «ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ- ﺗﺤﻠﯿﻠﯽ» و «رواﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﺑﻮم ﺷﻨﺎﺧتی» در ﺑﺴﺘﺮ ﭘﯿﻤﺎﯾﺸﯽ اﺳﺖ. در اﺑﺘﺪا ﻗﺴﻤﺖ ﮐﯿﻔﯽ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﺎ اﺳﺘﻨﺎد ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ، ﭼﺎرﭼﻮب ﻧﻈﺮی ﭘﮋوﻫﺶ اﺳﺘﺨﺮاج ﺷﺪه است.اهداف پژوهش:بهبود کیفیت حضور و تعامل بانوان با یکدیگر و جامعه.شناخت هستی شناسی افقی و به کارگیری آن به صورت گسترده در معماری.سؤالات پژوهش:فضای مورد نیاز بانوان به عنوان یک کنشگر اجتماعی باید دارای چه ویژگی ها و مؤلفه های باشد؟چگونه می توان با استفاده از روش هستی شناسی افقی و استراتژی شیء بر شیء به فضایی جذاب تر و فارغ از ارزش گذاری های جنسیتی نسبت به روش های قدیمی دست یافت؟
بررسی تأثیر جنسیت و سن بر کاربرد دشواژه ها در گفتار گویشوران فارسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۱
77 - 103
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر دو عامل «جنسیت» و «سن» بر کاربرد «دشواژه ها » در گفتار روزمره گویشوران زبان فارسی است. برای دست یابی به این هدف از پرسشنامه ای محقق ساخته بهره گرفتیم و آن را به صورت تصادفی میان 523 زن و مرد فارسی زبان در 4 گروه سنی مختلف (25-15 سال، 35-26 سال، 45-36 سال و بالای 45 سال) توزیع کردیم. این پژوهش از جنبه روش شناسی، میدانی و پیمایشی بوده و ماهیتاً توصیفی-تحلیلی ست. داده های گردآمده از پرسشنامه برپایه تلفیقی از آرای باتیستلا (Batisttella, 2005)، جی (Jay, 2009) و وارداف (Wardhaugh, 2006) در پیوند با دسته بندی «دشواژه ها» تحلیل شدند. یافته های برآمده از تحلیل های آماری با بهره گیری از آزمون های تی، تحلیل واریانس و توکی نشان داد مردان در حالت عادی و نیز عصبانیت بیشتر از زنان از «دشواژه» استفاده می کنند و میانگین کاربرد دشواژه های رکیک تر در مردان بالاتر است. افزون براین، یافته ها نشان داد زنان و مردان فارسی زبان به طورکلی از شش دسته از دشواژه ها در گفتار روزمره خود بهره می گیرندکه فراوانی دشواژه های مربوط به دسته های «مسائل جنسی»، «دفعیات بدن» و «انگ ها» در مردان بالاتر است؛ درحالی که در گفتار زنان فراوانی دشواژه های مربوط به دسته «مرگ و بیماری (نفرین)» بیشتر است. همچنین، روشن شد تفاوت میزان به کارگیری دشواژه در بین گروه های سنی مختلف از جنبه آماری معنادار است: در بیشتر موارد و در هر دو حالت عادی و عصبانیت، شرکت کنندگان 25-15 ساله دشواژه های بیشتر و رکیک تری را نسبت به سه گروه سنی دیگر به کار می بردند؛ درحالی که در مورد افراد 45 سال به بالا این موضوع کاملاً برعکس است.
بررسی سوگیری جنسیتی در کتاب های «فارسی ایران امروز» و «گام اوّل»: پژوهشی پیکره بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۲
39 - 69
حوزههای تخصصی:
نمایش نادرست و یا نمایش ندادن نقش هر یک از دو جنس زن و مرد در مواد آموزشی زبان، نشان از سو گیری جنسیتی دارد و منجر به بازتولید کلیشه های جنسیتی در زبان آموزان خواهد شد. پژوهش حاضر به بررسی چگونگی بازنمایی جنسیت در مواد آموزشی آزفا، به ویژه تألیف نگارندگان خارج از ایران و داخل ایران می پردازد. به این منظور، کتاب «فارسی ایران امروز، جلد1» به عنوان نمونه ای از اثر نگارندگان خارج از ایران و کتاب «گام اوّل» به عنوان نمونه ای از تألیف نگارندگان داخل ایران، مورد ارزیابی قرار گرفته اند. پژوهش حاضر پیکره بنیاد است. بنابراین، در گام نخست براساس متن ها و تصاویر مواد آموزشیِ پیش گفته، پیکره های جداگانه مناسبی با هدف پژوهش ایجاد شد. سپس با استفاده از نرم افزارهای استروگرپ و لنکس باکس پیکره ها مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند و جدول هایی برای تحلیل و بررسی پرسش های پژوهش، ارائه شد. یافته های پژوهش نشان می دهد منبع های آموزشی مورداشاره، در بخش بازنمودهای زبانی (اسم های، صفت ها و شمار مشارکت کننده ها در گفت وگو) و نیز در بخش بازنمودهای غیرزبانی (مشاغل و تصاویر) پراکندگی جنسیتی یکسانی ندارند و جلوه های سوگیری جنسیتی در این منابع درسی بارز است. مقایسه دو منبع نیز نشان می دهد اگر چه کتاب «فارسی ایران امروز» نسبت به کتاب «گام اوّل» سوگیری جنسیتی متعادل تری دارد و با شرایط جامعه ایران امروز سازگاری بیشتری را نشان می دهد؛ ولی هر دو کتاب به بازبینی دوباره نیاز دارند. یافته های این پژوهش می تواند برای برنامه ریزان آموزشی، نگارندگان کتاب های درسی، معلمان آزفا و زبان شناسان اجتماعی برای ایجاد فضای آموزشی عادلانه و دور از کلیشه های جنسیتی مفید باشد.
بررسی تطبیقی مناقشه «جنسیّت» و «فرودستی» در دو رمانِ«جای خالی سُلوچ» محمود دولت آبادی و «کوچه مَدَق» نجیب محفوظ (با تأکید بر آرای پسااستعماری گایاتری اسپیواک)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات تطبیقی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳شماره ۳۰
1 - 31
حوزههای تخصصی:
ادبیات پسااستعماری یکی از رویکردهای نو و البتّه پویا در حوزه ادبیّات تطبیقی و مطالعات فرهنگی است. این رویکرد، مؤلفه های پسااستعماری را در متون ادبی شناسایی، ارزیابی و مورد تحلیل قرار می دهد. اسپیواک یکی از متفکّران پسااستعماری، معتقد است که صدای فرودستان جامعه هرگز شنیده نمی شود. «جنسیّت» و «فرودستی» از کلیدواژه های مورد تأکید اوست. دولت آبادی و نجیب محفوظ از نویسندگان برجسته ایرانی و مصری هستند که در دو رمان جای خالی سُلوچ و کوچه مَدَق صدای اقشار «فرودست» جوامع خود را بازتاب داده اند. پیش فرض این است که دولت آبادی آگاهانه و متأثر از فرهنگ مردسالاری، در رمان جای خالی سُلوچ، تلاش کرده است تا شخصیّتِ زنِ فرودست را صاحب عاملیّت و صدا معرّفی کند؛ این در حالی است که نجیب محفوظ متأثر از تجربه و تأثیر مستقیم استعمار، هم به زنان و هم به مردان فرودست، صدا می بخشد. این دو نویسنده، نگاه شیء انگارانه، ابزاری و البتّه جنسی به زنان را در نظام مردسالار و استعمارزده، به تصویر کشیده اند. فرهنگ استعماری و مردسالاری با ابزار فرهنگی و بیانی، می تواند وضعیّت هایی بنیادین را بر زنان و مردان اِعمال کند تا به این ترتیب بتواند ماهیّتی جنسیّتی با استانداردهای خاص را تحمیل کند. پژوهش حاضر با روش توصیف و تحلیلِ کیفی و با تأکید بر آرای اسپیواک، به بررسی موضوع «جنسیّت» و «فرودستی»، در دو رمان مذکور، پرداخته است.
ارزیابی تأثیر جنسیّت مفسّر در برداشت از متن؛ مطالعۀ موردی آیۀ 34 سورۀ نساء(مقاله علمی وزارت علوم)
هدف: پژوهش حاضر به دنبال امکان سنجی برداشت و خوانش مردانه در آیات حوزه زن در طول تاریخ بود و مدل مواجهه قرآن با جنسیت زن، متناظر با گفتمان پیش از اسلام را به عنوان مبنای سدّ خوانش جنسیتی بازشناسی کرد. روش: پژوهش حاضر با ابزار گردآوری اسنادی- کتابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی و سطح تحلیلِ تحلیل محتوا به سرانجام رسیده است. یافته ها: بررسی دیدگاه مفسّران از قرن دوم تا چهاردهم، بیانگر تأثیر جنسیت در برداشت از متن و در نتیجه، خوانش مردانه در مطالعه موردی بود؛ به طوری که از قرن دوم تا سیزدهم به سبب گفتمان، دوره و بوم مفسّران، خوانشهای برتری جنسیتی مشهود است و در قرن 14 و 15، به سبب تعدیل گفتمانی، برتری جای خود را به تفاوتهای جنسیتی بدون ملاک برتری داده است. نتایج: توجه مفسّر یه این نکته که جنسیت زن در جاهلیت پایین بوده و خداوند مهندسی مخصوص و سبک فراجنسیتی جایگاه جنسیت زن را ارتقا داده است و در منظومه دینی و زندگی زناشویی، اقتصادی و سیاسی برای زن، بر خلاف گفتمان موجود، هویت سازی کرده است، می تواند سد خوانش جنسیتی باشد. برداشت فراجنسیتی از آیه 34 نساء بر اساس سیاق، نافی خوانشهای برتری جنسیتی است.
زنان سبیلو: خوانشی روان کاوانه (پیرامون بدن و چهره زنانِ اندرونی در عکس های دوره ناصری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۸
71 - 111
حوزههای تخصصی:
عکس های بسیاری از دوره قاجار وجود دارد که بخشی از آن ها متعلق به زنان، به خصوص زنان حرم ناصری است. فارغ از نوع پوشش زنان، بدن و چهره خاص برخی از آن ها مسئله ساز است. فربگی بدن و به ویژه ویژگی های چهره پرسش هایی را برمی انگیزد که نه پاسخ های ساده و سطحی، بلکه تحلیلی عمیق تر با توجه به تاریخ فرهنگی یا تاریخ فرهنگِ دیداری ایران را می طلبد؛ بنابراین می توان پرسید چه تفاوتی میان بازنمایی زنان در نقاشی و عکس های دوره قاجار وجود دارد و موی پشت لب در چهره این زنان چه کارکردی داشته است؟ اینکه این ویژگی، صرفاً امری زیباشناختی یا نوعی آرایش چهره بوده و قابل تعمیم به تمام زنان یا امری جنسی و متعلق به خواص است، فصل اختلاف با تحقیقات پیشین و دلیل بر ضرورت انجام این تحقیق است؛ بنابراین، موضوع را باید در حوزه «جنسیت» (سکسوالیته) صورت بندی کرد. این تحقیق از نوع کیفی و بنیادین بوده و رویکرد آن توصیفی- تحلیلی و به نحوی انتقادی کاربست یافته است. روش شناسی به مفهوم «تبارکاوی» و آراء فوکو و لکان برمی گردد که مبانی نظری تحقیق را در رویکردی «روان کاوانه» از حیث اجتماعی و ناخودآگاهی سامان می بخشد. یکی از تفاوت های فاحش میان چهره زنان بازنمایی شده در نقاشی و عکاسی این دوره همان شبه سبیل است که در یک جامعه مردسالار می توان آن را «نقابی» برای چیرگی بر «فقدان» و البته دال بر داشتن قدرت مردانه برای برخی از زنان حرم، تحت مفهوم «مذکر نمادین» در برابر دیگر زنان، مردان و جماعت در حاشیه یا قاعده هرم، ذیل عنوان «مؤنث نمادین» دانست.
فمینیسم و نظریه تحلیل جنسیت در تاریخ نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ نگاری فمینیستی که در آغاز تحت تأثیر رویکردهای پوزیتویستی با موضوع زن به سراغ منابع تاریخی رفت در ادامه با تأسی از اندیشه های پساساختارگرایانه، جنسیت را سرلوحه مطالعات تاریخی خویش قرار داد که به دنبال گسترش موضوعات تاریخی و تاریخ نگاری فراتر از یک جنس خاص می گشت. مطالعات تاریخ بر محور جنسیت را نخستین بار مورخی فمینیستی تحت عنوان جان والاک اسکات در آمریکا آغاز کرد. او با ادغام تاریخ نگاری و فلسفه و با ارائه نظریه جنسیت به بحث درباره کاربرد نژادپرستانه ای از رهایی جنسی پرداخت و جنسیت را به عنوان ابزاری تحلیلی برای تاریخ نگاران پیشنهاد کرد. محققان و متفکران بسیاری این نظریه را به عنوان رویکردی برای فهم مطالعات تاریخی در حوزه زنان قرار دادند و گاه بدون توجه به بنیان های نظری این رویکرد، آن را به عنوان تنها نظریه پست مدرن در حوزه مطالعات تاریخ زنان به کار بستند؛ لذا مقاله با هدف بررسی مسئله جنسیت در تاریخ نگاری، ضمن معرفی اندیشه های والاک اسکات به بازتاب معرفت شناسی و تاریخ نگری ایشان خواهد پرداخت. در راستای این مقصود این مقاله توضیح می دهد که والاک اسکات در تاریخ نگری با چه گزاره هایی و با چه نوع نگاه معرفت شناسانه ای، جنسیت را جهت درک معنای تاریخ پیشنهاد می دهد؛ درواقع اسکات ضمن کاربست اندیشه پساساختارگرایانه در نقد زبان و انکار بدن طبیعی براساس معرفت شناسی فمینیست پست مدرن، نظریه تحلیل جنسیت را به عنوان روشی در مطالعات تاریخی و تاریخ نگاری ارائه کرده است.