راهکارهای تربیتی کاهش فاصله نسلی با محوریّت نامه 31 نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: فاصله نسلی از مهم ترین چالشهای خانواده های امروز است؛ پدیده ای که از تفاوتهای عمیق در نگرشها، ارزشها و رفتار نسلها سرچشمه می گیرد و موجب کاهش درک متقابل، افزایش تعارض، افت همدلی و احساس تنهایی می شود. نامه 31 نهج البلاغه، به عنوان منشوری تربیتی میان دو نسل پدر و فرزند، ظرفیت بالقوه ای برای ارائه راهکارهای مؤثر در کاهش این شکاف دارد. هدف پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل محتوای نامه ۳۱ نهج البلاغه به منظور استخراج و معرفی تکنیکها و راهکارهای تربیتی متناظر با کاهش فاصله نسلی و ارائه الگوی تربیتی همدلانه بود. روش: این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و ابزار گردآوری اطلاعات کتابخانه ای-استنادی و با استفاده از تحلیل محتوای نامه 31 نهج البلاغه، به بررسی تکنیکهای تربیتی مؤثر در رفع شکاف نسلی پرداخت. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن بود که نامه 31 نهج البلاغه نوعی ارتباط کلامی هدفمند برای اصلاح نگرش و رفتار نسلهاست. تکنیکهای تربیتی استخراج شده، شامل شناخت دقیق مؤلفه های نسلی پدر و فرزند، تنظیم چارچوب عاطفی متناسب با سن فرزند، ایجاد زبان مشترک بین نسلی، تعمیق مشترکات نسلی، بهره گیری از تجربه گرایی و عقلانیت معنوی، تمرکز بر معیارهای روابط اجتماعی نسل جوان و استفاده از واقعیت درمانی بود. نتیجه گیری: کاربست عملی این تکنیکها می تواند به کاهش فاصله نسلی، افزایش همدلی و تقویت ارتباط میان والدین و فرزندان منجر شود؛ و در نهایت، بنیان خانواده را در برابر آسیبهای نسلی مقاوم تر سازد.