ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۵۶۰٬۵۰۹ مورد.
۶۱.

فناوری های نوین و تحول دولت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۲۶۶
یکی از پدیدههای اثرگذار که در سالهای اخیر ظهور و بروز پیدا کرده فناوریهای نوین است که در چهارچوب انقلاب صنعتی چهارم بازتعریف می شود. به باور متخصصان، این مؤلفه مانند انقلاب های صنعتی پیشین قابلیت دارد که کلیت زیست بشر اعم از سیاست، فرهنگ و اقتصاد را درآینده دچار دگردیسی کند؛ در مقاله پیش رو پرسش اصلی چگونگی تأثیر فناوریهای نوین بر دولت است. این پژوهش از نوع بنیادی و دارای رویکرد توصیفی- تحلیلی است که از طریق بررسی داده های کتابخانه ای به تحلیل رابطه فناوری های نوین با مفهوم دولت می پردازد. برمبنای یافتههای تحقیق، ارکان دولت-ملت متأثر از فناوریهای نوین رو به تغییر بوده و طبیعتاً کارویژه دولتها نیز متفاوت خواهد شد. عناصر چهارگانه دولت-ملت در مفهوم وستفالیایی یعنی حکومت، حاکمیت، سرزمین و جمعیت در شرف تحول قرارگرفته است. براین اساس عناصر قدرت، امنیت، مؤلفههای تهدید و نحوه تعامل بین دولتها نیز تغییر خواهد کرد و نیاز به بازاندیشی و مدل سازی مجدد دارد. تغییر مدل حکمرانی، تغییر کارویژه دولت از مجری به کارفرما یا قاعدهگذار، ورود بخش خصوصی به حوزههای انحصاری دولت و تغییر ابزارهای اجبار دولت نمونههایی از مصادیق این تغییر محسوب می شود که در این مقاله مورد تأمل قرار خواهد گرفت.
۶۲.

Effects of users' social identity on intention to purchase a brand: The mediating roles of social media use, eWOM and brand loyalty

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۲۲۱
Background: Social identity theory suggests that individuals define themselves partly through their membership in social groups, and these identities shape attitudes and behaviors, including consumption choices. Brands increasingly function as social symbols, allowing users to express group belonging, self-concept, and shared values through brand affiliation. Consequently, users’ social identities can significantly influence their intention to purchase a brand by strengthening emotional attachment, perceived congruence, and loyalty toward brands that represent their in-group. Aims: Consumers like to associate themselves with different brands to represent their social identity. This study suggests a social identity perspective of customer-brand relationship and integrates brand identity with social media usage, electronic WOM (eWOM) and brand loyalty in predicting brand purchase intention in an online environment. Methodology: Data were collected through a questionnaire-based survey among a sample of higher education students in a public university in Iran. A sample of 423 respondents was selected through a convenience sampling technique. Data were then analyzed through Structural Equation Modeling (SEM) to provide a prediction-oriented model assessment by LISREL 8.54. Sobel mediation tests were performed to test the mediating effects of social media use, eWOM and brand loyalty on the relationship between social identity and brand purchase intention. Findings: The findings indicated that social identity (affective, cognitive, and evaluative) of users/consumers has a significant impact on: (a) social media use, (b) eWOM about brand, and (c) brand loyalty. Social media use and brand loyalty were found to be the determinants of eWOM about brand. Finally, this research found that all three variables of: (a) social media use, (b) eWOM about brand, and (c) brand loyalty are the main determinants of intention to purchase a certain brand. Conclusion: This research suggests that social identity perspective can be integrated with other perspectives to model the consumer's psychological path to brand purchase intentions. This study confirms the critical role of social identification of users in the reaction towards a given brand and stresses the mediation effects of social media use, brand loyalty and eWOM on the effects of social identity on the path to brand purchase intention.
۶۳.

الزامات و اقتضائاتِ نظریه پردازیِ میان رشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۹ تعداد دانلود : ۱۹۳
نظریه پردازی در حوزه های میان رشته ای علوم انسانی و اجتماعی دشوارتر از نظریه پردازیِ رشته ای در این حوزه است. علاوه بر چارچوب نظری و روش که لازمه هرگونه نظریه پردازی است، نظریه پردازیِ میان رشته ای به برخی زمینه ها، شرایط و ویژگی های دیگری نیز نیاز دارد. مسئله این مقاله تبیین این ویژگی ها و شرایط به عنوان الزامات و اقتضائات نظریه پردازیِ میان رشته ای است. پرسش اصلی این است که نظریه پردازیِ میان رشته ای در حوزه علوم انسانی و اجتماعی، به غیر از چارچوب نظری و روش که بحث این مقاله نیست، به چه الزامات و اقتضائاتی نیاز دارد؟ مقاله این الزامات و اقتضائات را در چهار بخش دسته بندی و ارائه کرده است که عبارت اند از: علمی، فرهنگی، ذهنی و شخصیتی. مقصود از الزامات و اقتضائات علمی رعایت برخی قواعدِ مربوط به دانش و پژوهش است. منظور از الزامات و اقتضائات فرهنگی برخی روش ها و منش های نهادینه شده در رفتار و نگرش افراد است. الزامات و اقتضائات ذهنی به قابلیت ها و مهارت های ذهنی، زبانی، و اندیشه ورزی اشاره دارد. در الزامات و اقتضائات شخصیتی، برخی روحیات و ویژگی های شخصیتی و روان شناختیِ نظریه پرداز مدنظر بوده است. مقصود از «الزامات و اقتضائات»، قابلیت ها، توانایی ها و ویژگی های لازم برای نظریه پردازیِ میان رشته ای است. در این تحقیق از دو روش پدیدارشناسی و روش مدل سازی استفاده شده است.
۶۴.

تاثیر هوش مصنوعی بر سیاست ورزی در ایران با تأکید بر پیامدهای آن بر توسعه پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۶۸
این پژوهش به بررسی تأثیرات پیچیده و چندوجهی هوش مصنوعی بر فرآیندهای سیاست ورزی و ساختار حکمرانی در ایران معاصر می پردازد. با ورود به عصر هوش مصنوعی، دولت ها با یک دوراهی بنیادین مواجه اند: استفاده از این فناوری برای بهینه سازی خدمات عمومی و افزایش کارآمدی، یا به کارگیری آن به عنوان ابزاری برای تشدید نظارت و کنترل اجتماعی. در زمینه خاص ایران، این دوراهی اهمیت مضاعفی می یابد. پرسش اصلی مقاله این است که بهره گیری از هوش مصنوعی در ساختار حکمرانی ایران، چگونه بر موازنه میان کارآمدی اداری-اقتصادی و تشدید سازوکارهای نظارت و کنترل اجتماعی تأثیر می گذارد؟ فرضیه این است که هوش مصنوعی در چارچوب نظام سیاسی ایران، بیش از آنکه به عنوان ابزاری برای بهینه سازی سیاست گذاری عمومی و افزایش شفافیت به کار گرفته شود، به مثابه یک «فناوری کنترل دولایه » عمل خواهد کرد. در لایه اول، گفتمان رسمی بر «حکمرانی هوشمند» و کارآمدی تأکید می کند، اما در لایه دوم و بنیادین، این فناوری به تقویت نظارت متمرکز، پیش بینی کنش های جمعی و خنثی سازی مخالفت ها پیش از وقوع منجر شده و در نهایت، به تحکیم ساختارهای قدرت موجود می انجامد. این مقاله استدلال می کند که کاربرد هوش مصنوعی در حوزه هایی مانند مدیریت منابع، اقتصاد دیجیتال و امنیت شهری، به طور جدایی ناپذیری با پتانسیل آن برای ایجاد سامانه های رتبه بندی اجتماعی و پلیسی پیش بین گره خورده و مدل جدیدی از «اقتدارگرایی دیجیتال» را صورت بندی می کند.
۶۵.

تبیین نقش مؤلفه های اقتصاد تجربه بر رضایت، بازدید مجدد و توصیه به دیگران (مطالعهٔ موردی: موزه ملی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۸۶
گردشگری موزه به منزله یکی از شاخه های گردشگری فرهنگی، نقش مؤثری در انتقال دانش، ارتقای تفریح فرهنگی و تقویت تفاهم بین فرهنگی ایفا می کند. در سال های اخیر، هم راستا با تحولات در انتظارات بازدیدکنندگان، موزه ها نیز به سوی تجربه محور شدن حرکت کرده اند؛ به گونه ای که امروزه در چهارچوب «اقتصاد تجربه»، بازدیدکنندگان به دنبال تجربیاتی معنادار، چندحسی و مشارکتی هستند. این تحول موجب شده موزه ها از فضاهایی صرفاً نمایش محور به مکان هایی تعاملی بدل شوند که در آن ها بازدیدکننده نقش فعالی در خلق تجربه دارد؛ به ویژه مفاهیمی همچون خلق مشترک، تعامل چندحسی و روایت پردازی، نقشی کلیدی در ارتقای تجربه بازدید، جلب مشارکت، و افزایش رضایت و وفاداری بازدیدکنندگان ایفا می کنند. این پژوهش با تمرکز بر موزه ملی ایران، به بررسی تأثیر سه مؤلفهٔ اصلی اقتصاد تجربه، شامل آموزش، سرگرمی و زیبایی شناسی، بر رضایت بازدیدکنندگان می پردازد و در ادامه، نقش رضایت را در قصد بازدید مجدد و توصیهٔ موزه به دیگران تحلیل می کند. این پژوهش جزو تحقیقات کمّی است و برای گردآوری داده ها از پرسش نامه بهره گرفته شده است. داده ها به وسیلهٔ نرم افزار PLS تحلیل شدند. نتایج حاکی از آن است که به جز یک فرضیه (تأثیر بازدید مجدد بر توصیه به دیگران) سایر فرضیه های پژوهش (آموزش بر رضایت؛ رضایت بر بازدید مجدد؛ رضایت بر توصیه به دیگران؛ زیبایی شناسی بر رضایت؛ سرگرمی بر رضایت) تأیید شدند. در پایان، پیشنهاداتی چون بهبود چیدمان فضا، استفاده از راهنمای صوتی با صداهای جذاب، و ارائهٔ تجربیات چندحسی مانند جلوه های بصری، لمسی و بویایی برای ارتقای تجربهٔ بازدید از موزهٔ ملی ایران ارائه شده است.
۶۶.

تحلیل شاخص های توسعه پایدار گردشگری شهری (مورد مطالعه: شهرستان میامی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۲
این پژوهش با هدفِ تدوین و اولویت بندیِ راهبردهایِ عملی برایِ توسعهٔ پایدارِ گردشگری در شهرستانِ میامی، با بهره گیری از مدل هایِ تحلیلیِ SWOT و QSPM انجام شد. پژوهشِ حاضر کاربردی و از نظرِ روش، توصیفی تحلیلی است. داده هایِ موردِ نیاز از طریقِ مطالعاتِ کتابخانه ای، میدانی، مصاحبه با خبرگان و تکمیلِ ۵۰ پرسش نامه گردآوری شد. جامعهٔ آماریِ این پژوهش را متخصصان و کارشناسانِ حوزهٔ گردشگری و برنامه ریزیِ شهری، همراه با گردشگرانِ بازدیدکننده از شهرستانِ میامی تشکیل دادند. نمونه گیری به روشِ غیراحتمالیِ هدفمند و در دسترس برایِ گروهِ خبرگان و روشِ تصادفیِ ساده برایِ گردشگران انجام شد. ابزارِ پژوهش، پرسش نامه بود که رواییِ آن توسطِ پانلِ متخصصان و پایاییِ آن با محاسبهٔ ضریبِ آلفایِ کرونباخ (بالایِ ۰/۷) تأیید شد. بر اساسِ نتایجِ ماتریسِ ارزیابیِ عواملِ داخلی ( IFE ) و خارجی ( EFE )، امتیازِ نهاییِ عواملِ داخلی ۲/۹۷ و عواملِ خارجی ۳/۰۷ به دست آمد که نشان دهندهٔ موقعیتِ راهبردیِ تهاجمی رقابتی ( SO ) برایِ شهرستانِ میامی است. اولویت بندیِ نهاییِ راهبردها با تکنیکِ QSPM نشان داد که مهم ترینِ راهبردها به ترتیبِ اولویت عبارت اند از: ۱. تنوع بخشی و جلبِ سرمایه گذاریِ داخلی و خارجی در حوزهٔ گردشگری (با امتیازِ ۹۷/۳)؛ ۲. گسترشِ ارتباطات، تبلیغات و برگزاریِ همایش هایِ سراسری برایِ معرفیِ ظرفیت هایِ میامی (با امتیازِ ۵۶/۳)؛ ۳. برگزاریِ دوره هایِ آموزشی برایِ ارتقایِ مهارت هایِ نیرویِ انسانیِ محلی (با امتیازِ ۴۳/۳)؛ ۴. ارتقای فرهنگِ گردشگرپذیری در بینِ جوامعِ محلی (با امتیازِ ۴۲/۳). یافته ها تأکید می کند که توسعهٔ گردشگری در میامی در شرایطِ حاضر، نیازمندِ تمرکز بر اجرایِ راهبردهایِ اولویت دارِ شناسایی شده، به ویژه در محورهایِ تبلیغات، جذبِ سرمایه و توانمندسازیِ نیرویِ انسانی است.
۶۷.

مقتضیات مسئولیت عامل دارای هوش مصنوعی در پرتو حقوق کیفری و مدنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۳۸
با توجه به پیشرفت های روزافزون در حوزه فناوری های نوین، در آینده نه چندان دور، هوش مصنوعی با عبور از سطح ضعیف به قوی، به مرتبه ای از تفکر، یادگیری و عملکرد خواهد رسید که می تواند نه صرفاً شبیه به انسان، بلکه هم پای او خودمختار و به نحوی پیش بینی ناپذیر عمل کند. چنین ظرفیتی این کنشگر نوظهور را، که از آن می توان تحت عنوان «عامل دارای هوش مصنوعی» یاد کرد، از ایراد ضرر به اشخاص به رغم خطاپذیری کمتر، مصون نمی سازد. بدین ترتیب، ضرورت تنظیم قواعد حقوقی پیرامون آسیب رسانی ازسوی این عامل ها، چالش مسئولیت پذیری آن ها در قبال ارتکاب جرم و ایراد خسارت را پیش روی ما قرار می دهد. ازاین رو، پژوهش حاضر در پاسخ به مسئله فوق، با اتخاذ رویکرد تحلیلی و بر پایه مبانی و اصول حقوقی و تحولات ایجادشده درخصوص مسئولیت کیفری و مدنی، ضمن پرداختن به سه مؤلفه اساسی در مسئولیت، یعنی شخصیت قانونی، رفتار و وضعیت روانی، درنهایت به این نتیجه می رسد که با امکان پذیربودن اعطای شخصیت قانونی به عامل دارای هوش مصنوعی در کنار اشخاص حقیقی و حقوقی، مسئول شناختن آن به موجب ایراد خسارت با مانع جدی مواجه نبوده؛ اما درخصوص مسئولیت کیفری، به دلیل تردیدها در سرزنش پذیری این عامل ها، حکم به مسئولیت آن ها به موجب ارتکاب جرم همچنان با دشواری روبه روست.
۶۸.

مبنای مسئولیت مدنی ناشی از عملکرد هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۳۱
با پیشرفت روزافزون علم و فناوری، به ویژه در حوزه هوش مصنوعی، باید به یکی از مهم ترین چالش های آن، یعنی مسئولیت مدنی ناشی از عملکرد این سیستم ها، پاسخ داد و راهکارهای مناسبی ارائه کرد تا بتوان دو هدف «جبران خسارت» و «عدم ایجاد مانع در راه پیشرفت علم و فناوری» را به موازات پیش برد. در این مقاله، با مطالعه میان رشته ای و روش توصیفی تحلیلی، لزوم اعطای شخصیت حقوقی به هوش مصنوعی اثبات شده است تا خسارات وارد شده به اشخاص به واسطه سیستم های هوشمند، با مبنایی مناسب و با در نظر گرفتن انواع سیستم های هوش مصنوعی و میزان خطر آن ها، جبران پذیر باشد؛ به طوری که برای سیستم های با خطر کمتر، مانند گوگل ترجمه، مبنای تقصیر و برای سیستم های پرخطر، مثل اتومبیل خودران، متاورس و ربات های انسان نما، مبنای خطر در نظر گرفته شده است. علاوه بر این دو مبنای سنتی، مبنای تحلیل اقتصادی نیز بررسی شده است. پس از اثبات شخصیت حقوقی سیستم های هوش مصنوعی، با مطالعه قوانین و رویه های موجود درباره خسارت های ایجاد شده ازطریق این سیستم ها، مشخص می شود که هریک از عوامل دخیل در این فناوری، از طراح و تولیدکننده تا مصرف کننده، مسئولیت دارند و میزان این مسئولیت، با توجه به ارزیابی گروه ناظر ذکر شده در «قانون هوش مصنوعی»، که اخیراً در اتحادیه اروپا تصویب شده است، با کیفیت بهتری ارزیابی می شود. برحسب مباحث ذکر شده، پیشنهاداتی نیز در راستای قانون گذاری ارائه شده است.
۶۹.

کاربست تکنیک های سینماتوگرافی در فضاسازی بصری رمان "ثلاثة وجوه لبغداد" اثر غالب هلسا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۷۲
هنر سینما با ماهیت تحرک و پویایی، اطلاعات سمعی و بصری را به مخاطب منتقل می کند و سینماتوگرافی به عنوان هنر و فناوری فیلم برداری شامل تکنیک هایی چون فواصل و زوایای دوربین، حرکات دوربین و نورپردازی است که به کاربستن آن در رمان به ارتقای فضای بصری اثر روایی کمک می کند. از تکنیک های جدید رمان مدرن به کارگیری توان تصویری هنر سینماست و سینماتوگرافی شاخه ای از عناصر سینمایی محسوب می شود. از سوی دیگر رمان های اردنی همسو با روند تحول رمان معاصر عربی گام برداشته و رمان نویسان مطرحی چون غالب هلسا (1932م) از این شیوه های جدید روایی در سبک نویسندگی خود بهره جسته اند. رمان «ثلاثه وجوه لبغداد» نمونه بارزی از کاربرد تکنیک های سینماتوگرافی به شمار می آید. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی در نظر دارد تا با بررسی نحوه به کارگیری این عناصر، وجوه تصویری و کارکرد و تأثیر تکنیک های سینماتوگرافی در شکل گیری فضای بصری رمان را نمایان سازد. در واقع عناصر سینماتوگرافی به طرزی هوشمندانه در خدمت روایت این داستان قرار گرفته تا ضمن انتقال حس فردی شخصیت اصلی داستان که به سبب دفاع از آرمان فلسطین به عراق تبعید شده و دچار سردرگمی و ابهام است، عواطف جمعی مردم عراق در زمان حاکمیت حزب بعث و فضای ترس وتشویش حاکم بر این سرزمین را نشان دهد. نویسنده با توصیفات دقیق و به کارگیری تکنیک های فیلمیرداری و نورپردازی، چهره ای متفاوت از عراق ر ا به تصویر می کشد. نماهایی با فواصل دور و نزدیک دوربین دارای دلالت های خاصی است،  نگاه از زوایای مختلف مشابه حرکت دوربین در فضاست که بر عناصر خاصی از صحنه تمرکز نموده و تنوع بصری ایجاد می کند و با ارائه اطلاعات، حس واقعیت و حضور در فضا را در مخاطب ایجاد می کند.  
۷۰.

Structural Equation Modeling of Marital Adjustment Based on Spiritual Well-Being: The Mediating Role of Psychological Hardiness(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۰۴
Objective: The strength of the family institution heavily depends on the quality of couples' relationships, with marital adjustment being a key component. This study aimed to examine the mediating role of psychological hardiness in the relationship between spiritual well-being and marital adjustment. Methods: This applied and correlational research was conducted using structural equation modeling. The participants included 303 married employees from knowledge-based companies in Isfahan Science-Research Town, selected through convenience sampling in 2024. Data were collected using Paloutzian and Ellison's Spiritual well-being Scale (SWBS), Spiner's Revised Dyadic Adjustment Scale (RDAS), and Kobasa's Psychological Hardiness Questionnaire. Analyses were performed using SPSS and AMOS software version 24. Results: Spiritual well-being had a significant direct effect on marital adjustment (β = 0.357, p <0.01) and psychological hardiness (β = 0.606, p < 0.01). Psychological hardiness also showed a direct effect on marital adjustment (β = 0.239, p< 0.01). Furthermore, spiritual well-being indirectly influenced marital adjustment through psychological hardiness (β = 0.145, p < 0.05). Conclusion: Spiritual Well-being can promote compatibility between couples directly and also through psychological hardiness. This finding can be utilized in psychological interventions by counselors and family therapists.
۷۱.

The role of achievement goal orientation and academic enthusiasm in predicting academic retention

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۹۰
This study examined the role of achievement goal orientation and academic enthusiasm in predicting the academic retention of male high school students in Zabol during the 2025–2026 academic year. The research employed a descriptive–correlational design, and the data were analyzed using multivariate linear regression. The statistical population consisted of all 12th-grade male students in Zabol (N = 1,240), from whom 293 students were selected through a stratified random sampling method. Data were collected using the Achievement Goal Questionnaire–Revised (AGQ‑R) developed by Elliot and McGregor (2001), the Academic Enthusiasm Questionnaire (Fredericks, Blumenfeld, & Paris, 2004), and the Academic Retention Scale (Martin & Marsh, 2008). After collection, the data were coded and analyzed using SPSS version 27. The results indicated that academic enthusiasm had a positive and significant relationship with academic retention (r = 0.456, p < .01). In addition, mastery orientation and performance orientation were positive predictors of academic retention, whereas mastery avoidance and performance avoidance negatively predicted it. Overall, academic enthusiasm—particularly the behavioral enthusiasm component—played the most significant role in explaining students’ academic retention.
۷۲.

Developing School-Based Interventions Model Based On The RE-AIM Framework

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۸۴
Psychoeducational interventions are among the primary strategies for the prevention and treatment of psychological problems, the maintenance and promotion of mental health, the enhancement of social skills, and the improvement of academic performance in educational settings. Nevertheless, challenges such as the gap between research findings and practical application, limited resources, and the complexity of social contexts often constrain the effectiveness of these interventions. The RE-AIM framework—which emphasizes five key dimensions, namely reach, effectiveness, adoption, implementation, and maintenance—has been proposed as a comprehensive tool for the design, implementation, and evaluation of health-based interventions in real-world settings. Proponents of the RE-AIM framework argue that faster and more appropriate pathways are required to translate research evidence into real-life practice and to achieve meaningful social outcomes. The present article aims to examine the theoretical foundations of the RE-AIM framework and to propose practical strategies for its application in psychoeducational interventions, with a particular focus on school-based programs. Evidence from previous studies indicates that applying the RE-AIM framework can strengthen intervention effectiveness and sustainability by reducing implementation barriers, improving the quality of delivery, and increasing acceptance among stakeholders. Moreover, adapting this framework to cultural and social contexts, promoting active stakeholder participation, and leveraging contemporary knowledge and technologies can further facilitate the development and successful implementation of interventions.
۷۳.

تحلیل و شناسایی ابعاد سواد هوش مصنوعی معلمان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۲۲
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های سواد هوش مصنوعی معلمان دوره ابتدایی انجام شد. امروزه فناوری های نوین، به ویژه هوش مصنوعی، با سرعت وارد نظام های آموزشی شده اند و توانایی معلمان در بهره گیری مؤثر از این فناوری ها بیش از پیش اهمیت یافته است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون استقرایی انجام شد. در این روش، مضامین از دل داده های گردآوری شده استخراج و به صورت تدریجی از سطح کدهای اولیه به مضامین فرعی و سپس مضامین اصلی ارتقا یافتند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۱ نفر از خبرگان حوزه هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی جمع آوری شدند و فرایند تحلیل تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. در مرحله تحلیل، از الگوی شش مرحله ای برون و کلارک(2006) برای تحلیل مضمون بهره گرفته شد. برای اطمینان از اعتبار یافته ها، از راهبردهای چندگانه ای همچون بازبینی مشارکت کنندگان، مثلث سازی داده ها و منابع، و مرور همتایان استفاده شد. یافته های پژوهش پنج حوزه اصلی را نشان داد: دانش پایه هوش مصنوعی، مهارت های فنی و کاربردی، رویکردهای نوین آموزشی، اخلاق و قوانین، و پیامدهای اجتماعی-فرهنگی. این حوزه ها در دو قلمرو کلان سازمان دهی شدند: کنش فکورانه و تحول آفرین در حرفه و پایبندی عامدانه به اصول حرفه ای. نتایج اذعان دارد که تعامل و رابطه دوسویه میان این دو قلمرو برای اثرگذاری واقعی و کاربردی سواد هوش مصنوعی معلمان ضروری است. توسعه موفق سواد هوش مصنوعی تنها زمانی ممکن است که مهارت و شایستگی حرفه ای معلمان در این حوزه همزمان، منعطف و تحول آفرین باشد. این دو قلمرو مسیر نوآوری و تحول آفرینی همراه با تفکر حرفه ای و همچنین اخلاق مندی و التزام آگاهانه به اصول حرفه ای را برای استفاده مسئولانه و مؤثر از هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی روشن می کنند
۷۴.

تحلیل محتوای خطبه های نماز جمعه و عیدین امام علی (ع) با رویکرد آموزش عقاید و تربیت اعتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۷
هدف پژوهش حاضر تحلیل محتوای خطبه های نماز جمعه و عیدین امام علی(ع) و استخراج مؤلفه های تربیت اعتقادی بوده است. با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، داده های مورد نیاز از خطبه های امام علی(ع) استخراج و با روش کدگذاری باز، مفاهیم و مضامین تربیتی کلیدی دسته بندی شدند. یافته ها نشان می دهد که خطبه های امام علی(ع) به طور متوازن به دو ساحت نظری و عملی تربیت اعتقادی پرداخته اند. در ساحت نظری، مفاهیمی مانند توحید (28.92%)، معاد (25.30%)، و نبوت و امامت (45.78%) به عنوان پایه های اصلی تربیت اعتقادی مورد تأکید قرار گرفته اند. در ساحت عملی، تقوا و پرهیز از رذایل اخلاقی (85.24%) بیشترین فراوانی را داشته و عمل به فرایض دینی (14.76%) نیز به عنوان ابزارهای تربیتی مورد توجه قرار گرفته اند. امام علی(ع) در خطبه های خود، با تاکید بر روش هایی مانند یادگیری معنادار، الگوسازی، و یادگیری از طریق عمل به تربیت اعتقادی پرداخته است. این یافته ها می تواند در طراحی برنامه های آموزش عقاید و تربیت اعتقادی مورد استفاده قرار گیرد و به تربیت نسل جوان براساس ارزش های اعتقادی و اخلاقی کمک کند.
۷۵.

مدل ساختاری تحول مثبت نوجوانی بر اساس انعطاف پذیری روان شناختی، ادراک شایستگی و باورهای هوشی با میانجی شفقت به خود در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۷۴
هدف این پژوهش مدل یابی تحول مثبت نوجوانی براساس انعطاف پذیری روان شناختی، ادراک شایستگی و باورهای هوشی با میانجی شفقت به خود بود. پژوهش حاضر از نوع همبستگی و با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه ی آماری تحقیق شامل تمامی دانش آموزان دختر (15 تا 18 ساله) مشغول به تحصیل در مقطع دوم متوسطه دبیرستان های شهرتهران در سال تحصیلی 1402-1401 بود. تعداد 286 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های تحول مثبت نوجوانی گلدوف و همکاران (2014)، انعطاف پذیری روان شناختی بوند و همکاران (2011)، ادراک شایستگی زو و جی (2012)، نظریه ی ضمنی هوش عبدالفتاح و ییتس (2006) و شفقت به خود ریس و همکاران (2011) پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری، با کمک نرم افزار SPSS 24 و Amos 22 انجام شد. یافته ها حاکی از آن بود که مدل فرضی پژوهش و مدل های اندازه گیری هریک از متغیرهای مورد مطالعه از برازش مطلوبی برخوردار شدند. اثر مسیرهای مستقیم انعطاف پذیری روان شناختی بر تحول مثبت (0/317 = β)، ادراک شایستگی بر تحول مثبت (0/214= β)، باور هوش افزایشی بر تحول مثبت(0/467=β) و باور هوش ذاتی بر تحول مثبت نوجوانی(0/205= β) مثبت و معنادار بودند (0/05>p). همچنین، اثر غیرمستقیم انعطاف پذیری روان شناختی بر تحول مثبت نوجوانی با میانجی شفقت به خود، مثبت و معنادار بود. اثر غیرمستقیم ادراک شایستگی و باورهای هوشی بر تحول مثبت نوجوانی با میانجی شفقت به خود معنادار نشد. با توجه به شاخص های بدست آمده (χ 2 (df=70) =192/592, χ 2 /df=2/751 ،CFI=0/935 ،NFI=0/914 ،IFI=0/947 ،GFI=0/910 ،RMSEA=0/077) شاخص ها درحد قابل قبول بودند و مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوب برخوردار شد. باتوجه به یافته های پژوهش و اهمیت نقش متغیرهای مورد مطالعه در تحول مثبت نوجوانان، آموزش و توسعه این متغیرها درجهت توانمندسازی و رشد مثبت نوجوانان پیشنهاد می شود.
۷۶.

تبیین شاخصه های معلم تراز اسلامی در نظام آموزشی با تاکید بر «خطبه 87 نهج البلاغه»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۸۷
معلم در نظام آموزشی دارای نقشی بنیادین در شکل دهی شخصیت و آینده متربیان است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر، استخراج شاخصه های معلم تراز انقلاب اسلامی در نظام آموزشی، مبتنی بر خطبه ۸۷ نهج البلاغه و تبیین مسئولیت های آن است. مسأله اصلی پژوهش آن است که معلم تراز اسلامی در نظام آموزشی با توجه به خطبه 87 نهج البلاغه دارای چه مؤلفه ها و شاخصه هایی می باشد. روش پژوهش مبتنی بر رویکرد کیفی است. یافته های پژوهش منجربه استخراج چهار محور کلیدی گردید: الف) ویژگی های فردی و اخلاقی: خودشناسی و تقوا از طریق شناخت نیازهای درونی، اخلاص عملی و پویایی در انجام اعمال نیک به صورت روحیه خیرخواهی. ب) مسئولیت های اجتماعی: هدایت گری تقوامحور، التزام به عدالت و همسویی گفتار و کردار از طریق صداقت معلم در رفتار و گفتار. ج) مهارت های حرفه ای: توانایی حل مسأله، یادگیری مستمر و الهام بخشی توسط یادگیری مداوم معلم و نقش او در انتقال آگاهانه دانش. د) بنیان های معنوی: رهبری مبتنی بر قرآن و معارف الهی، معادباوری و هدفمندی به صورت آماده سازی در تحولات اجتماعی و فرهنگی. در مسأله آموزش، معلم تراز با رویکرد همه جانبه نگری، ضمن پرهیز از اکتفاء به انتقال دانش، با توجه همزمان به ابعاد علمی، اخلاقی، اجتماعی و معنوی، آمادگی متربیان برای زیست فردی- اجتماعی را فراهم می کند.  
۷۷.

فرآیند تلفیق برنامه درسی بر پایه هیوتاگوژی در بستر آموزش الکترونیک برای معلمان ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۳
پیشینه و اهداف: با توجه به توسعه فنّاوری و تغییرات اجتماعی-اقتصادی، آموزش و پرورش نیازمند توانمندسازی معلمان برای خودتوسعه و خودرهبری است تا به نیازهای جامعه پاسخ دهد و این پژوهش دنبال پاسخگویی به این سوال است که: " فرآیند تلفیق برنامه درسی با رویکرد هیوتاگوژی برای توسعه حرفه ای معلمان ابتدایی در بستر آموزش الکترونیکی چگونه است؟" روش ها: این مطالعه با استفاده از روش پژوهش کیفی و رویکرد نظریه برخاسته از داده ها انجام شده است. نمونه گیری نظری با در نظر گرفتن ملاک های مشخص از میان سرگروه های آموزشی ابتدایی صورت گرفته است. یافته ها: داده های کیفی از طریق مصاحبه های عمیق و مستقیم با ۱۴ سرگروه آموزشی، تجربیات پژوهشگر و منابع مرتبط جمع آوری شده اند. این داده ها در سه مرحله شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی با نرم افزار تحلیلی MAXQDA تحلیل شدند. نتیجه این تحلیل، ارائه یک نظریه میانی بود که مقوله اصلی آن "هیوتاگوژی" و "آموزش الکترونیکی" به عنوان محرک های رهبری یادگیری معرفی شدند. نتیجه گیری: این فرآیند تحت تأثیر شرایط علی ویژه ای در میان معلمان شکل می گیرد. در صورتی که یادگیرندگان تحت تأثیر شرایط واسطه ای و محیطی خاص نیز قرار گیرند، راهبردهای ویژه ای را اتخاذ می کنند که پیامد آن، رهبری یادگیری در معلمان خواهد بود. بر اساس این یافته ها، مدلی برای فرآیند تلفیق برنامه درسی هیوتاگوژی جهت توسعه حرفه ای معلمان در بستر آموزش الکترونیکی ارائه شد. این مدل بر خودرهبری، انطباق پذیری با فنّاوری و ایجاد محیطی پویا برای یادگیری مستمر تأکید دارد. نتایج نشان می دهد که تلفیق هیوتاگوژی با آموزش الکترونیکی می تواند ابزاری مؤثر برای آماده سازی معلمان در مواجهه با چالش های قرن۲۱ باشد. 
۷۸.

رابطه خودشیفتگی آسیب پذیر و مکانیسم دفاعی رشدنیافته با نشانه های اختلال شخصیت مرزی به واسطه همدلی و تحمل پریشانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۰۲
تظاهر اصلی اختلال شخصیت مرزی، الگوی نافذ از بی ثباتی در روابط بین فردی، خودانگاره، عواطف و تکانشگری بارز است. هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه خودشیفتگی آسیب پذیر، مکانیسم های دفاعی رشدنیافته با نشانه های اختلال شخصیت مرزی به واسطه همدلی و تحمل پریشانی بود. جامعه پژوهش را دانشجویان دختر و پسر دانشگاه تبریز تشکیل دادند که از بین آنها با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، 340 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل خودشیفتگی مرضی پینکوس و همکاران (2009)، مقیاس اختلال شخصیت مرزی کلاریچ و بروکس (1984)، پرسشنامه سبک های دفاعی (اندروز، سینگ و باند، 1993)، تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005) و پرسشنامه همدلی جولیف و فارینگتون (2006) بود. داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار SPSS-25 و Amos-24 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد اثر مستقیم متغیرهای خودشیفتگی آسیب پذیر و مکانیسم دفاعی رشدنیافته بر نشانه های اختلال شخصیت مرزی معنی دار است. اثر مستقیم متغیر های خودشیفتگی آسیب پذیر و مکانیسم دفاعی رشدنیافته بر همدلی و تحمل پریشانی معنی دار است. همچنین، خودشیفتگی آسیب پذیر و مکانیسم دفاعی رشدنیافته به صورت غیرمستقیم از طریق نقش میانجی همدلی و تحمل پریشانی توانایی پیش بینی نشانه های اختلال شخصیت مرزی را دارند. لذا یافته های این پژوهش می تواند درطرح ریزی برنامه های آموزشی و طراحی مداخلات درمانی مورد استفاده قرار گیرد تا دانشجویان کمتر در معرض آسیب های حاصل از نشانه های اختلال شخصیت مرزی قرار گیرند.
۷۹.

از «من» تا «ما»: مدلی ساختاری از کار گروهی، همدلی و خودکنترلی در ارتقای شکوفایی زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۹۶
مقدمه: بررسی عوامل مؤثر بر شکوفایی در بستر زندگی مشترک، اهمیت ویژه ای در کاهش مشکلات خانوادگی، افزایش سطح بهزیستی و عملکرد مثبت زوجین دارد. پژوهش حاضر باهدف تعیین رابطه میان مهارت های کارگروهی، همدلی و خودکنترلی با شکوفایی زوجین با توجه به نقش واسطه ای ما بودن انجام گرفت. روش: جامعه آماری پژوهش، شامل مردان و زنان متأهل 25 تا 50 سال شهر کاشان در سال 1403 بود که تعداد 356 نفر با استفاده از نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به مقیاس های شکوفایی باتلر و کرن (2016)، همدلی تورنتو (2009)، کار گروهی رامرو (2022)، خودکنترلی تانجنی (2004) و ما بودن تاپکیویوزر (2021) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار Amos-24 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار است و همدلی (001/0 p ≤ ، 280/0= ß )، خودکنترلی (001/0 p ≤ ، 140/0= ß ) و کار گروهی (001/0 p ≤ ، 269/0= ß ) به طور مستقیم، شکوفایی را پیش بینی می کنند. به علاوه، اثر میانجی گر ما بودن در رابطه همدلی با شکوفایی (01/0 p ≤ ، 128/0= ß ) و همچنین، کارگروهی با شکوفایی (01/0 p ≤ ، 131/0= ß ) معنی دار بود، اما اثر غیرمستقیم خودکنترلی بر شکوفایی از طریق میانجی ما بودن معنی دار نبود. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش، مشاوران و زوج درمان گران می توانند با تقویت مهارت های کارگروهی و همدلی، احساس ما بودن و هویت مشترک زوجین را ارتقا داده و از این طریق به شکوفایی هرچه بیشتر آن ها کمک نمایند.
۸۰.

بررسی رابطه تعلق به مدرسه با بهزیستی تحصیلی با نقش میانجی گری عشق به یادگیری دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۸
مقدمه: تعلق به مدرسه به عنوان یکی از مؤلفه های کلیدی در تجربه تحصیلی دانش آموزان، نقش تعیین کننده ای در شکل گیری احساس امنیت و ارتباط مثبت با محیط آموزشی دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی رابطه بین تعلق به مدرسه و بهزیستی تحصیلی با نقش میانجی عشق به یادگیری در دانش آموزان متوسطه دوم شهر بانه انجام شد. روش: روش تحقیق این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش شناسی، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان بانه در سال تحصیلی 03-1402 بود. برای محاسبه حجم نمونه آماری، فرمول کوکران و مقدار آن 364 نفر برآورد شد و سپس به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، پرسشنامه ها توزیع شد. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه های تعلق به مدرسه بروان و ایوانز (2002)، بهزیستی تحصیلی تومینین سوینی ( 2012) و عشق به یادگیری مک فارلن (2003) استفاده شد. تحلیل داده ها با روش همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای SPSS29 و AMOS26 انجام شد و سطح معناداری 05/0 برای آزمون ها در نظر گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد، بین تعلق به مدرسه با بهزیستی تحصیلی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (01/0> p ) و عشق به یادگیری رابطه مستقیم و معناداری با تعلق به مدرسه و بهزیستی تحصیلی دارد و افزون بر این، تعلق به مدرسه با میانجی عشق به یادگیری دارای اثر غیرمستقیم و معناداری بر بهزیستی تحصیلی بود (05/0> p ). نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، برخورداری از احساس تعلق به مدرسه و عشق به یادگیری تاثیر قابل ملاحظه ای بر بهزیستی تحصیلی دانش آموزان دارد و بهبود روش های آموزشی و تقویت برنامه های حمایتی مثبت در محیط مدرسه می تواند منجر به ارتقای اشتیاق به یادگیری و سلامت روانی شود.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان