ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
۴۱.

مقایسه اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک و زندگی درمانی بر نشخوار فکری زنان مبتلا به سرطان تخمدان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رفتاردرمانی دیالکتیک زندگی درمانی نشخوار فکری سرطان تخمدان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۸
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک و زندگی درمانی بر نشخوار فکری زنان مبتلا به سرطان تخمدان بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماه بود. جامعه آماری شامل زنان مبتلا به سرطان تخمدان مراجعه کننده به کلینیک فوق تخصص سرطان در شهر ساری در سال 1404 بودند. 45 نفر با روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی ساده در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگذاری شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از مقیاس پاسخ های نشخواری (RRS؛ نولن- هوکسما و مارو، 1993) انجام شد. رفتار درمانی دیالکتیک بر پروتکل الگوی لینهان و زندگی درمانی بر اساس پروتکل حسن زاده هر یک به مدت هشت جلسه 90 دقیقه ای به صورت گروهی اجرا شدند. داده ها به روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که نمرات نشخوار فکری هر دو گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل نسبت به پیش آزمون در مراحل پس آزمون و پیگیری کاهش معناداری داشته است (05/0>P)؛ همچنین یافته ها نشان داد که در مرحله پس آزمون و پیگیری بین دو گروه مداخله در کاهش نشخوار فکری تفاوت معنادار وجود داشت (05/0>P)؛ در واقع رفتاردرمانی دیالکتیک در مقایسه با زندگی درمانی تاثیر بیشتر بر کاهش نشخوار فکری داشته است. در مجموع می توان نتیجه گرفت که رفتاردرمانی دیالکتیک و زندگی درمانی هر دو بر کاهش نشخوار فکری موثر بوده اند؛ اما تاثیر رفتاردرمانی دیالکتیک در مقایسه با زندگی درمانی بیشتر بوده است.
۴۲.

Ethical Challenges of Environmental Policies in Urban Societies: From Individual Responsibility to Climate Justice(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ethics responsibility Climate Justice

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۰
Introduction: The intensification of environmental crises in urban societies, particularly in the context of accelerating climate change, has turned environmental policy into one of the most important arenas of public decision-making. Cities are, on the one hand, major centers of pollution generation and resource consumption, and on the other hand, they concentrate the highest levels of social inequality and environmental vulnerability. Within this context, urban environmental policies face complex ethical challenges related to the distribution of responsibilities, costs, and benefits among citizens and institutions. Drawing on the literature of environmental ethics and climate justice, this article seeks to rethink the concept of individual responsibility, examine the tension between environmental efficiency and social justice, and analyze the role of urban institutions and structures in the redistribution of responsibilities. Material and Methods: This research was conducted as a narrative–analytical review article. To this end, reputable scientific sources published in international databases such as Scopus, Web of Science, IEEE, and Google Scholar were systematically searched. The information obtained from the studies was analyzed and conclusions were drawn based on the analyses. Conclusion: The analytical findings indicate that an exclusive focus on individual responsibility, without due attention to structural and institutional constraints, can lead to the reproduction of urban inequalities and undermine the legitimacy of environmental policies. Climate justice, as a normative framework, enables the integration of environmental efficiency, social justice, and institutional responsibility, and redefines the criteria for policy evaluation. The article concludes that the design of just urban environmental policies requires a multidimensional approach in which citizen empowerment, institutional accountability, and the reduction of social inequalities are pursued simultaneously. Such an approach constitutes a fundamental condition for achieving environmental sustainability and social justice in contemporary cities.
۴۳.

چسبندگی موجودی و ریسک ورشکستگی با نقش تعدیلی محدودیت های مالی و پویایی محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پویایی محیطی چسبندگی موجودی ریسک ورشکستگی محدودیت های مالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۱۰۰
هدف: هدف از این پژوهش، ارائه شواهد تجربی از چسبنده بودن موجودی مواد و کالا در شرکت های تولیدی ایرانی در دوره های کاهش درآمدی و بررسی تأثیر چسبندگی موجودی بر ریسک ورشکستگی شرکت هاست. همچنین، این مطالعه به تحلیل نقش تعدیلگری محدودیت های مالی و پویایی محیطی بر رابطه بین چسبندگی موجودی و ریسک ورشکستگی می پردازد. چسبندگی موجودی می تواند شمشیری دولبه باشد. از یک طرف نگهداری موجودی اضافی این امکان را به شرکت ها می دهد تا توانایی مقابله با اختلالات و مشکلات زنجیره تأمین را داشته باشند، در نتیجه اعتماد بنگاه ها و شرکت ها به خودشان افزایش می یابد و به نوعی شرکت ها خودکفا و متکی به خود خواهند شد. همچنین، موجودی اضافی، در حفظ سرعت تولید و ثبات در تولید اثرگذار است و احتمال بقای شرکت ها را افزایش می دهد. از طرف دیگر، چسبندگی موجودی، به معنای هزینه های بالای نگهداری موجودی اضافی است که می تواند به شکست شرکت ها منجر شود و در نتیجه این هزینه ها، کاهش سودآوری شرکت ها دور از انتظار نیست. بنابراین نتایج این تحقیق می تواند به مدیران در اتخاذ تصمیمات بهینه در حوزه مدیریت موجودی در شرایط متفاوت محیطی و مالی کمک کند. روش: برای آزمون فرضیه های این پژوهش، دو نمونه جداگانه در نظر گرفته شد. ابتدا از نمونه ای شامل ۳۸۸ شرکت (۳۹۵۳ سال شرکت)، برای بررسی وجود چسبندگی موجودی در شرکت های تولیدی ایرانی استفاده شد. سپس با اعمال محدودیت هایی همچون شرط دوره های کاهش درآمد فروش و شرکت های دارای ریسک ورشکستگی، نمونه ای شامل ۲۸۸ شرکت (۶۷۰ سال شرکت) باقی ماند که برای آزمون فرضیه های اصلی این پژوهش استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش، شرکت های تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس ایران، در بازه زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۲ بود. برای تجزیه وتحلیل های آماری، از نرم افزار اکسل و نرم افزار اقتصادسنجی استاتا استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که در شرکت های تولیدی ایرانی، چسبندگی موجودی وجود دارد، ضمن آنکه چسبندگی موجودی با ریسک ورشکستگی، رابطه U شکلی دارد. نقطه عطف این رابطه، در مقدار چسبندگی موجودی برابر با 388/2 رخ می دهد. همچنین، بررسی اثرهای متغیرهای تعدیلگر محدودیت های مالی و پویایی محیطی نشان داد که محدودیت هایی مالی این رابطه U شکل را به صورت مثبت تعدیل می کند و موجب تشدید آن می شود؛ درحالی که پویایی محیطی این رابطه U شکل را به صورت منفی تعدیل می کند و موجب تضعیف آن می شود. نتیجه گیری: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر چسبندگی موجودی بر ریسک ورشکستگی در شرکت های تولیدی ایرانی صورت گرفت. همچنین تأثیر دو متغیر محدودیت های مالی و پویایی محیطی بر این رابطه، به عنوان متغیرهای تعدیلگر بررسی شد. نتایج نشان داد که بین چسبندگی موجودی و ریسک ورشکستگی رابطه ای وجود دارد که خطی نیست و U شکل است. این رابطه نشان می دهد که نگهداری موجودی در دوره های کاهش درآمدی تا یک حدی برای شرکت مفید است و ریسک ورشکستگی را کاهش می دهد؛ اما با فاصله گرفتن از این نقطه عطف و بهینه، ریسک ورشکستگی افزایش می یابد. نقش تعدیل کنندگی محدودیت های مالی نشان داد که اثر چسبندگی موجودی بر ریسک ورشکستگی، برای شرکت هایی که محدودیت مالی دارند، قوی تر از شرکت هایی است که محدودیت مالی ندارند؛ در حالی نگهداری موجودی اضافی، روشی مؤثر برای حفظ تولید و تداوم فعالیت در یک محیط پویا خواهد بود.
۴۴.

Examining and Analyzing Allameh Tabatabei’s Account on Faith within the Framework of Howard Snyder’s Non-Doxastic Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Faith belief Doubt Non-Doxasticim Allama Tabatabai Howard-Snyder

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۴
The aim of this study is to examine Allama Tabatabai’s account on faith and analyze it within the framework of Daniel Howard-Snyder’s non-doxastic approach. Faith is one of the key concepts in the epistemology of religion, and recent analytic approaches has increasingly distinguished it from belief. Allama Tabatabai describes faith as being based on two main components: "al- i'tiqad" and "tamakkun fi al-qalb“. This paper employs a comparative method to evaluate Allama’s account, interpreted as a form of doxastic faith, with the core components of Howard-Snyder’s non-doxastic model, in order to address the ambiguities in the concept of faith and the challenges associated with doxastic faith. Based on Howard-Snyder’s non-doxastic analysis of faith, the upshots show that the concept of "al- i'tiqad" in Allama’s account, as a cognitive attitude, is ambiguous and lacks the essential characteristic which is constituent for belief. Additionally, the failure to explicitly define the conative and evaluative components of faith in Allama’s account is another challenge. Drawing on Howard-Snyder’s model, which emphasizes faith amid doubt, this article argues that the non-doxastic framework provides conceptual resources for clarifying these ambiguities and for constructing a meaningful bridge between classical Islamic thought and contemporary discussions in the epistemology of religion.
۴۵.

پیوندهای مهندسی مفهومی و چرخش زبانی: به سوی تدوین یک فرافلسفه مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: چرخش زبانی مهندسی مفهومی فلسفه زبانی فرافلسفه مفهومی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۹
در این مقاله، می کوشیم تا با تمرکز بر فرافلسفه مبتنی بر مهندسی مفهومی، نشان دهیم این رویکرد در مقایسه با فرافلسفه زبانی، چارچوبی جامع تر و مؤثرتر برای تحلیل و حل مسائل فلسفی فراهم می آورد. برخلاف فیلسوفان زبانی که در شاخه فلسفه زبانِ روزمره بر پاسداشتِ زبان طبیعی و محدودیت های آن، و در شاخه فلسفه زبان ایده آل بر پرهیز از توسل به موجودیت های مفهومی تأکید داشتند، مهندسی مفهومی با تکیه بر انعطاف پذیری مفاهیم و امکان بازسازی نظام های مفهومی، می کوشد محدودیت های این چنینی فلسفه زبانی را پشت سر گذارد و در عوض، متناسب با اهداف معرفتی، اخلاقی و اجتماعی، بر ترمیم یا تعویض ابزارهای تفکر تمرکز کند. هدف اصلی این مقاله تحلیل نقش گذار از چرخش زبانی به چرخش مفهومی و بازخوانی نظریه های ویتگنشتاین و کواین در راستای نقد یا تقویت بنیان های این گذار است. اگرچه هر دو فیلسوف نگرش هایی محدودکننده نسبت به مفهوم دارند، بصیرت های آنها، به ویژه درباره کاربرد، رفتار و تحول مفهومی، می تواند در خدمت پروژه مهندسی مفهومی قرار گیرد. به این ترتیب، مقاله حاضر کوشیده است فرافلسفه بدیلی را طرح افکنی کند که ضمن بهره گیری از سنت فلسفه زبانی، افق هایی نو برای نقش فعال فلسفه در تغییر نظام های مفهومی و در نتیجه، دگرگونی در شیوه های اندیشیدن به جهان می گشاید.
۴۶.

Science and Spirituality in our Era(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: science religion spirituality secular worldview

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۳
Science seeks to discover the order present in nature and describes this order in the form of laws. Religion is a response to a Transcendent Being Who transforms our lives and gives it a meaning. Traditionally, spirituality was regarded as an integral aspect of religious experience, and spirituality and religion were inseparable. But, the decline of organized religions and the growth of secularism in the western world have given rise to a broader view of spirituality which includes reference to those aspects of human experience which go beyond a purely materialist view of the world, without necessarily bringing in a supernatural reality. Scientific revolution started in the seventeenth century with the works of F. Bacon, Descartes, Galileo, Newton, Boyle, etc. and gave rise to the promotion of empiricism by Bacon and Galileo and the propagation of mechanical worldview by Descartes, Galileo and Newton. Gradually the power of Newtonian system impressed the scientists, and the role of God was first reduced to the initiator of the universe and with the French enlightenment it was eliminated. With the appearance of Philosophers and scientists like Hume ,Kant ,August Comte, Marx, Darwin , Durkhim , Freud and logical positivists, empiricism became the dominant philosophy and with that metaphysics ,religion and spirituality went into the sideline.Several important currents started during the second half of the twentieth century which had a revival effect on religion and spirituality and some eminent scientists of our era –including some non-theists – have emphasized the necessity of going beyond the material features of life and paying attention to its spiritual aspects (values, meanings, etc.).
۴۷.

تحلیل انتقادی سیاست های توسعه روستایی ایران از منظر شمول اجتماعی و عدالت جنسیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شمول اجتماعی عدالت جنسیتی توسعه روستایی نابرابری جنسیتی سیاست گذاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۸
این پژوهش با هدف تحلیل انتقادی سیاست های توسعه روستایی ایران از منظر شمول اجتماعی و عدالت جنسیتی با رویکرد ترکیبی (کمّی-کیفی) انجام شد. روش های کمّی شامل تحلیل داده های آماری رسمی (1385-1403) و روش های کیفی شامل تحلیل محتوای اسناد سیاستی و مصاحبه های نیمه ساختارمند بود. داده ها از اسناد سیاستی (برنامه های پنج ساله توسعه، سند جامع توسعه امور زنان و خانواده، سند سیاست های کلی خانواده، سند شاخص های عدالت جنسیتی)، داده های آماری مرکز آمار ایران و وزارت جهاد کشاورزی و 45 مصاحبه عمیق با 20 زن روستایی، 15 کارشناس و پژوهشگر و 10 مدیر اجرایی در استان های گلستان، فارس، اصفهان، تهران و لرستان گردآوری شد. یافته ها نشان دهنده نابرابری های جنسیتی در دسترسی به منابع مالی، تولیدی و دانش، طرد نهادی، هنجارهای فرهنگی محدودکننده و ضعف سیاست گذاری در راستای شمول جنسیتی است. فقدان داده های تفکیک شده جنسیتی و رویکرد مردمحور در سیاست ها، اثربخشی را کاهش داده است. پیشنهاد می شود برای ارتقای شمول اجتماعی و عدالت جنسیتی، اصلاح قوانین مالکیت، تقویت تشکل های زنان به آموزش های حساس به جنسیت و بهره گیری از دانش بومی توجه شود. این پژوهش چارچوبی برای سیاست گذاری فراگیر ارائه می کند تا توسعه پایدار روستایی در ایران محقق شود. 
۴۸.

Black Mountain Poetics and Fredric Jameson’s Floating Signifier Theory(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Black Mountain Lacanian psychoanalysis projective verse Postmodern Poetry signifying chain

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۴ تعداد دانلود : ۵۳۳
This study examines how The Maximus Poems by Charles Olson and The Opening of the Field by Robert Duncan build on Fredric Jameson’s critique of pastiche, offering a more immediate and engaged model of postmodern writing. Drawing on Jameson’s reading of Lacan—particularly his use of schizophrenia as a way to describe the breakdown of the signifying chain in late capitalism—the research explores how both poets confront the fragmentation of language and its absorption into commodified culture. Olson’s projective verse emphasizes presence and locality, while Duncan’s layered syntax and mythic references resist fixed interpretation and invite open-ended exploration. The study uses close reading and theoretical interpretation to show how both poets turn poetic form into a site of resistance, where language—though fractured— still carries meaning and shapes how we see the world. In Jameson’s terms, these works function as “symbolic texts,” where personal expression and social contradiction intersect. Rather than mirror postmodern disorientation, the poems open up a space for a different kind of awareness—one that moves through the tension between imagination and structure, and points toward the hope and possibility woven into poetic form. 
۴۹.

دگرگونی مفهوم صلح در پرتو سازه انگاری: گذار از صلح منفی به صلح پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سازه انگاری صلح منفی صلح مثبت صلح پایدار صلح ترکیبی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۸
با وجود توجه به مفهوم صلح در روابط بین الملل، نگاه تقلیل گرایانه به صلح به عنوان «فقدان خشونت» مانعی در درک پویای این پدیده است. این مقاله با اتکا به نظریه سازه انگاری و معرفی رویکرد «صلح ترکیبی»، چارچوبی برای حرکت به فراسوی مفاهیم صلح منفی و مثبت و بررسی صلح پایدار ارائه می دهد. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و تحلیلی، متون نظری و مطالعات موردی همچون پایان جنگ ایران و عراق و فروپاشی رژیم آپارتاید در آفریقای جنوبی را بررسی و سیاست های بین المللی و ابتکارات سازمان ملل را نیز در زمینه حفظ صلح تحلیل کرده است. این پژوهش با توجه به خلا پژوهشی در تحلیل جامع ابعاد فرهنگی، اجتماعی و هویتی صلح و نیاز به رویکردهای ترکیبی در تحقیقات صلح، اهمیت ویژه ای دارد. یافته ها نشان می دهد که تحقق صلح پایدار مستلزم گذار از صلح منفی (صرفاً غیاب خشونت) به صلح مثبت (تأمین عدالت اجتماعی و نهادهای دموکراتیک) و در نهایت تثبیت شرایطی است که در آن ساختارهای عادلانه، هنجارهای مشترک، و مشارکت جوامع محلی به طور پایدار درهم تنیده شده اند. در این میان، صلح ترکیبی با پیوند دادن ارزش های جهانی دموکراسی و نهادسازی با ظرفیت های بومی، مدلی کارآمدتر برای ایجاد صلح ارائه می کند. در واقع، صلح پایدار فرآیندی مستمر و بازتولیدشونده است که تنها از طریق گفت وگو، آموزش و مشارکت فعال جوامع محلی قابل دستیابی است.
۵۰.

فناوری های نوین و تحول دولت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دولت فناوری های نوین قدرت انقلاب صنعتی چهارم تحول

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۵
یکی از پدیدههای اثرگذار که در سالهای اخیر ظهور و بروز پیدا کرده فناوریهای نوین است که در چهارچوب انقلاب صنعتی چهارم بازتعریف می شود. به باور متخصصان، این مؤلفه مانند انقلاب های صنعتی پیشین قابلیت دارد که کلیت زیست بشر اعم از سیاست، فرهنگ و اقتصاد را درآینده دچار دگردیسی کند؛ در مقاله پیش رو پرسش اصلی چگونگی تأثیر فناوریهای نوین بر دولت است. این پژوهش از نوع بنیادی و دارای رویکرد توصیفی- تحلیلی است که از طریق بررسی داده های کتابخانه ای به تحلیل رابطه فناوری های نوین با مفهوم دولت می پردازد. برمبنای یافتههای تحقیق، ارکان دولت-ملت متأثر از فناوریهای نوین رو به تغییر بوده و طبیعتاً کارویژه دولتها نیز متفاوت خواهد شد. عناصر چهارگانه دولت-ملت در مفهوم وستفالیایی یعنی حکومت، حاکمیت، سرزمین و جمعیت در شرف تحول قرارگرفته است. براین اساس عناصر قدرت، امنیت، مؤلفههای تهدید و نحوه تعامل بین دولتها نیز تغییر خواهد کرد و نیاز به بازاندیشی و مدل سازی مجدد دارد. تغییر مدل حکمرانی، تغییر کارویژه دولت از مجری به کارفرما یا قاعدهگذار، ورود بخش خصوصی به حوزههای انحصاری دولت و تغییر ابزارهای اجبار دولت نمونههایی از مصادیق این تغییر محسوب می شود که در این مقاله مورد تأمل قرار خواهد گرفت.
۵۱.

روابط ساختاری روان رنجوری با اختلال بدشکل انگاری بدن با میانجی گری حساسیت اضطرابی در متقاضیان انواع جراحی زیبایی صورت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حساسیت اضطرابی اختلال بدشکل انگاری بدن روان رنجوری جراحی صورت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۷ تعداد دانلود : ۵۰۸
زمینه: اختلال بدشکل انگاری بدن اختلالی شایع بوده و تأثیرات منفی بر کیفیت زندگی افراد دارد. از طرفی روان رنجوری موجب افزایش آسیب پذیری در برابر اختلال بدشکل انگاری بدن می شود. از سویی هم حساسیت اضطرابی می تواند عامل میانجی در این رابطه باشد. با این حال، روابط میان این متغیرها در قالب یک مدل منسجم و در جمعیت متقاضیان جراحی های زیبایی نیاز به بررسی بیشتری دارد. هدف: هدف پژوهش بررسی روابط ساختاری روان رنجوری با اختلال بدشکل انگاری بدن با میانجی گری حساسیت اضطرابی در متقاضیان انواع جراحی صورت بود. روش: روش اجرای پژوهش توصیفی، همبستگی و از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی مراجعه کننده به کلینیک های زیبایی شهرستان ارومیه برای انجام جراحی زیبایی صورت در بازه زمانی خرداد الی مرداد 1403 بود. افراد به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به پرسشنامه های وسواسی اجباری ییل-براون برای اختلال بدشکل انگاری بدن (فیلیپس، 1997)، شخصیتی پنج عاملی (مک کری و کاستا، 2004) و حساسیت اضطرابی (ریس و همکاران، 2001) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش آماری مدل یابی معادلات ساختاری با نرم افزارهای SPSS نسخه 26 و AMOS نسخه 24 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: بین روان رنجوری و اختلال بدشکل انگاری بدن رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (01/0 p<، 193/0 =β) و حساسیت اضطرابی یک متغیر میانجی در این رابطه است. همچنین تأثیر روان رنجوری بر حساسیت اضطرابی (001/0 p<، 340/0 =β) و تأثیر حساسیت اضطرابی بر اختلال بدشکل انگاری بدن (001/0 p<، 314/0 =β) مثبت و معنادار است. مدل فرضی پژوهش نسبت به مدل های جایگزین برازش مطلوب تری داشته و می تواند به درک بهتری از عوامل مؤثر بر اختلال بدشکل انگاری بدن و ارائه راهکارهای درمانی کمک کند. نتیجه گیری: نتایج چهارچوب مناسبی از سبب شناسی اختلال بدشکل انگاری بدن فراهم آورده و می تواند در طراحی مداخلات درمانی مبتنی بر کاهش روان رنجوری و حساسیت اضطرابی برای بهبود نشانه های این اختلال در متقاضیان انواع جراحی صورت کمک کند.
۵۲.

Mapping the Digital Servitization Journey: A Meta-Synthetic Framework of Antecedents, Processes, and Outcomes in Industry 4.0(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Digital servitization Industry 4.0 Digital Transformation three-stage model

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۱
Objective : This study aims to conceptualize the structure of digital servitization—the shift from product-centric to digital service-oriented business models. It seeks to integrate fragmented academic literature into a coherent framework and provide practical guidance for managers navigating this transformation.  Methodology: Through a systematic review methodology, a meta-synthesis was conducted to integrate and interpret prior research. Following the retrieval of 140 articles from major academic databases, multiple rounds of screening—based on criteria of quality, relevance, and novelty—culminated in the selection of 20 pivotal studies. These were categorized and analyzed through a conceptual model structured around the antecedents, processes, and outcomes of digital servitization. Results : Digital servitization can be structured into three core dimensions. Antecedents include technological readiness, human competencies, and organizational culture. Key processes involve designing digital platforms, implementing data-driven services, and reconfiguring business models. Outcomes result in enhanced innovation, organizational agility, and sustainable business performance. Conclusion : Successful digital servitization requires a systematic approach across antecedents, processes, and outcomes. The proposed framework offers an integrated view of the technological, human, and structural factors involved, helping managers avoid common pitfalls—such as strategy misalignment and employee resistance—and move beyond simple digitalization toward genuine service-based transformation.
۵۳.

An Interdisciplinary Research on the Bedrock Ground Stones For The Bawa Yawan Rockshelter, West-Central Zagros Mountains, Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: West-Central Zagros Bawa Yawan Bedrock groundstone Classification Microfossil

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۵ تعداد دانلود : ۳۹۶
The late Pleistocene period witnessed significant shifts in human lifestyle and behaviour across various regions in the Old World, as indicated by prehistoric archaeological evidence. These shifts reflect a transition from hunting to a greater emphasis on activities related to gathering plants. Archaeological findings demonstrate the utilization of plants in diverse forms, including the emergence of Bedrock Ground Stone (BGS) at prehistoric sites. In the realm of archaeological research, these remains are deemed crucial man-made artefacts, shedding light on essential aspects such as nutrition, culture, vegetation, food processing, and the presence of medicinal and toxic substances within ancient human societies. Given the existing research gap and the paramount significance of these artefacts in archaeological and anthropological studies, the Diyarmehr Institute for Paleolithic Research, for the first time in Iran, has committed to undertaking comprehensive and scientific investigations of the BGS in the Nawadrwn valley in the  Kermanshah region. Owing to its geographical positioning and environmental abundance, the west-central Zagros range has historically attracted and served as a conducive habitat for diverse human groups across various epochs. This study represents a multi-disciplinary research endeavour focused on 24 bedrock groundstones (BGS) discovered in the Prehistoric Bawa Yawan rockshelters within Nawdarwan valley. Detailed morphological and geochemical analyses have unveiled their multifaceted utility, encompassing purposes such as herbal processing and extraction, and their use in three instances as stone lamps.
۵۴.

اقدام های متقابل تجاری چین علیه آمریکا و تأثیر آن بر نظم تجاری چندجانبه بین المللی (2025 -2017)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: چین ایالات متحده جنگ تجاری نظم تجاری چندجانبه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۴۷
مقدمه و اهداف تحولات روابط تجاری چین و ایالات متحده در سال های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۵ یکی از مهم ترین رخدادهای اقتصاد سیاسی بین الملل بوده و تشدید جنگ تجاری از ۲۰۱۸ نظم تجارت چندجانبه را با چالش جدی روبه رو کرده است. آمریکا با اعمال تعرفه های گسترده، محدودیت های صادرات فناوری و کنترل سرمایه گذاری خارجی در پی حفظ موقعیت هژمونیک خود برآمد. در مقابل، چین با راهبردهای چندسطحی شامل توسعه زنجیره های تأمین مستقل، گسترش پیمان های منطقه ای، سرمایه گذاری در صنایع راهبردی و سیاست خودکفایی فناورانه تلاش کرد قواعد تجارت جهانی را بازتعریف کند. پرسش اصلی این پژوهش این است که:«اقدام های متقابل چین در برابر جنگ تجاری آمریکا در سال های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۵ چگونه بر نظم تجاری چندجانبه تأثیر گذاشته است؟» فرضیه تحقیق بیان می کند که اقدام های متقابل چین از طریق توسعه بلوک های تجاری منطقه ای، ائتلاف سازی بر محور «ابتکار کمربند و راه» و «بریکس»، پیگیری سیاست های توسعه صنعتی و فناوری و اقدام های تقابلی غیرتعرفه ای در سال های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۵، موجب تقویت حمایت گرایی و تضعیف بنیان های نظم لیبرال تجاری شده است. روش شناسی این پژوهش با روش کیفی و رویکرد توصیفی-تحلیلی و تمرکز بر تحلیل روند انجام شده است. داده ها از آمار تجارت بین الملل و گزارش های سازمان تجارت جهانی، صندوق بین المللی پول و بانک جهانی گردآوری و با پژوهش های معتبر تکمیل شده اند. چارچوب نظری «تعامل و تقابل تجاری-سیاسی» روابط چین و آمریکا را در طیفی از همکاری تا رقابت بررسی می کند. تحلیل در سه مرحله انجام می شود: شناسایی الگوهای رفتاری چین در برابر اقدامات آمریکا؛ سنجش اثر این الگوها بر سازوکارهای چندجانبه؛ و تطبیق یافته ها با پنج سازوکار میانجی شامل رقابت اقتصادی، برتری فناورانه، نفوذ نهادی، تغییر قدرت نسبی و حمایت گرایی. یافته ها نتایج پژوهش نشان می دهد چین در واکنش به سیاست های تعرفه ای آمریکا، علاوه بر اقدامات متقابل تعرفه ای، راهبرد بلندمدت کاهش وابستگی به اقتصاد غرب را پی گرفت. گسترش پیمان های تجارت آزاد در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین، تقویت نهادهای مالی موازی مانند بانک سرمایه گذاری زیرساخت های آسیایی، تعمیق همکاری های جنوب-جنوب و توسعه «ابتکار کمربند و راه» و «بریکس»، جایگاه نهادی چین را ارتقا داد و نفوذ قواعد لیبرال سازمان تجارت جهانی را محدود کرد. در حوزه فناوری، سرمایه گذاری در صنایع پیشرفته همچون نیمه رساناها، هوش مصنوعی و خودروهای برقی سهم چین را افزایش داده و رقابت فناورانه با آمریکا را تشدید کرده است. کنترل صادرات مواد حیاتی، تحریم های متقابل و ایجاد زیرساخت های پرداخت مستقل، فشار متقابلی بر آمریکا و متحدانش وارد کرده است. تحلیل روند داده ها نشان می دهد شدت و تداوم رفتارهای مقابله ای چین، نظم تجاری جهانی را از محور لیبرال به سمت منطقه گرایی و چندقطبی گرایی سوق داده است، اگرچه روابط تجاری دو کشور به طور کامل قطع نشده و نوعی «همزیستی رقابتی» شکل گرفته است. نتیجه گیری نتیجه گیری پژوهش نشان می دهد اقدامات چین با اثرگذاری بر پنج سازوکار میانجی، موجب تضعیف نظم لیبرال تجاری و تقویت ترتیبات منطقه ای و دوجانبه شده و گرایش به حمایت گرایی را افزایش داده است. تداوم این روند می تواند نظم چندمرکزی و تکه تکه شدن قواعد تجارت جهانی را تثبیت کرده و فرصت هایی برای کشورهای در حال توسعه ایجاد کند، اما همزمان ریسک افزایش هزینه های مبادله و کاهش پیش بینی پذیری اقتصاد جهانی را در پی دارد. بنابراین، سیاست گذاران باید با تنوع بخشی تجاری، تقویت ظرفیت نهادی و مشارکت در بازتعریف قواعد چندجانبه، جایگاه خود را حفظ کنند.
۵۵.

جهت گیری نگرشی و رفتاری نسل جدید جوانان به رکن جمهوریت در نظام جمهوری اسلامی ایران (جوانان دهه 1370 و 1380)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جمهوری اسلامی ایران رکن جمهوریت نسل Y و Z دانشجویان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۶
در عصر کنونی تحولات نظری، فناورانه، نسلی و فکری جهانی، دگرگونی های مفهومی و نظری جدیدی در عرصه هایی همچون شهروندی، حکمرانی و دموکراسی روی داده اند؛ مفاهیمی که بازخوانی انتقادی الگوهای کلاسیک لیبرالیسم و جمهوری خواهی را ضرورتی گریز ناپذیر ساخته اند. در این مطالعه با روش کیفی (از نوع میدانی- اکتشافی با پرسشنامه باز) و بهره گیری از رویکردهای نظری- روشی پسا ساختارگرایانه، نهادگرایی جدید و چند نظریه جامعه شناختی سیاسی، تلاش شده است تأثیر فکری، نگرشی و نسلی نسل های جدید جوانان دانشجوی دهه 1370 و 1380 خورشیدی (Y و Z) به صورت وضعیت مند و زمانمند بر ادراک، بازاندیشی و ارزیابی اصل جمهوریت در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بررسی گردد ودر نهایت، پیشنهادات ارائه شده دانشجویان به عنوان نماینده بارز نسل کنونی جوانان برای ارتقا و تحقق بیشتر رکن جمهوریت نظام جمهوری اسلامی ارایه گردند. مسئله یا پرسش اصلی این پژوهش آن است که نسل جدید جوانان در بستر تجربه زیسته دیجیتال و کنشگری شبکه ای و مواجهه با چالش های حکمرانی در ایران، چگونه اصول جمهوریت در قانون اساسی را فهم و ارزیابی می کنند؟ یافته های این پژوهش نشان می دهند که نسل های جدید، با بهره گیری از سرمایه فرهنگی نوین، رسانه های اجتماعی و ظرفیت های اطلاعاتی، نسبت به قرائت های رسمی از جمهوریت نگاهی انتقادی تر دارند و خواهان بازتعریف نسبت جمهوریت و اسلامیت با مولفه هایی همچون حکمرانی تعاملی با درگیرسازی و مشارکت همه جانبه جامعه مدنی و جوانان در حکمرانی، نظارت پذیرتر سازی نهادهای حکومتی و اصلاح و روزآمد سازی دموکراتیک تر ساختارهای حکمرانی بر مبنای عدالت، شفافیت و پاسخگویی هستند. در این مطالعه میدانی، دانشجویان مورد مطالعه از رهگذر پیوند میان تحولات نسلی و تحولات نظری در حوزه جمهوریت بر پیشنهاداتی همچون ضرورت بازاندیشی نهادی، ارتقاء ظرفیت گفت وگو با نسل جدید و بازسازی سرمایه اجتماعی نظام سیاسی در پرتو تحولات جهانی و ملی تأکید داشته اند.در بستر تحولات مفهومی- نظری و فرآیندی در عصر تحولات شتابان سیاسی- اجتماعی و انقلاب ارتباطات، مقوله های جدیدی در ارتباط با شهروندی همچون شهروندی «جهانی_ محلی»، « شهروندی چندگانه» و غیره طرح شده و به مطالبه ملی و جهانی تبدیل شده اند. تحولات پرشتاب در بیشتر کشورهای جهان، سبب ساز ایجاد و گسترش چالش ها برای رویه های رایج در دموکراسی ها، الگوهای لیبرالی و جمهوری خواهی و روش های کلاسیک حکمرانی به سمت حکمرانی های نوین تعاملی با شهروندان و بازخوانی الگوهای کلاسیک لیبرالی و جمهوری خواهی شده اند. با عنایت به رویکرد فلسفی «پساساختارگرایی» و رویکرد « نهادگرایی جدید»، همه چیز ناپایدار هستند و در این میان، نوع ساختار نظام سیاسی، دموکراسی ها و پویش های سیاسی دموکراتیک، نوع تلقی از الگوی جمهوری خواهی و لیبرالی، قاعده اکثریت و غیره نیز در بستر ظهور نسل جدید شهروندان و جوانان و تحولات پرشتاب فکری و نسلی آنان به ناگزیر بایستی در معرض بازخوانی انتقادی وضعیت مند در شرایط یا زمینه جهانی و ملی قرار گیرند. بنابراین نهادها و ساختارهای سیاسی و اجتماعی حکمرانی و قوانین اساسی و الگوهای حکمرانی و نوع تلقی از جمهوری خواهی و لیبرالیسم، ناثابت و تغییر پذیر خواهند بود. از همین منظر می توان گفت که نظریه های جامعه شناسی سیاسی پیرامون روابط و تعارضات میان دولت و جامعه دچار دگردیسی شده اند و شاهد دگردیسی از پارادایم های کلاسیک دولت محور و حزب محور به سمت حکمرانی تعاملی دولت و جامعه و شهروند محوری همراه با بازخوانی انتقادی الگوها و رویه های غلط اکثریتی در جمهوری ها و لزوم توجه به اقلیت ها و شهروندان، نظارت پذیر و پاسخگو سازی فراگیر سیستمی جامعه و حکومت با کنشگری انتقادی و چالشگر جنبش های اجتماعی به عنوان کنشگران بلامنازع جدید کنونی با پشتوانه افکار عمومی ملی و جهانی با استفاده از ظرفیت های هویت سازی شهروندی فعالانه مدنی و بسیجی و اطلاعاتی شبکه های اجتماعی و رسانه های جهانی هستیم.
۵۶.

بازنمایی گفتمان وضعیت اجتماعی زنان در روزنامه الجمهوریه تونس بر اساس رویکرد انتقادی فرکلاف (مطالعه موردی: سوء رفتار علیه زنان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحلیل گفتمان انتقادی تونس روزنامه الجمهوریه مسائل اجتماعی زنان نورمن فرکلاف

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۷
مسائل اجتماعی زنان از موضوعات مهم و مورد بحث در تمام جوامع است. یکی از مهم ترین این مسائل، موضوع خشونت و سوء رفتار علیه زنان است که مربوط به امروز و دیروز نیست. این پدیده اجتماعی بیشتر ریشه در سنت و فرهنگ ملت ها، میزان قدرت مردان آن جامعه و میزان تسلط نگرش مردسالارانه در هر جامعه ای دارد. پژوهش حاضر با در نظر گرفتن تاثیرات رسانه بر ارزش ها، در پی برملا کردن ایدئولوژی ضمنی جهت دهنده جامعه تونس در مساله سوء رفتار علیه زنان است. از آن جا که تحلیل گفتمان یکی از روش های زبانی برای نمایش ایده های پنهان در متن و دستیابی به بطن و عمق متون است، این جستار با تکیه بر نظریه فرکلاف، رویکردهای ایدئولوژیک در روزنامه الجمهوریه تونس را در این حوزه مورد کاوش قرار می دهد. تیترهای اخبار و متن خبر در این روزنامه ها به روش توصیفی-تحلیلی مورد بررسی قرار می گیرند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که الجمهوریه برای بازنمایی مساله سوء رفتار علیه زنان از چند شیوه و تکنیک زبانی استفاده می کند: مستندسازی اخبار با تکیه بر آمار و ارقام از مراکز معتبر و ملی تونس، قطعیت اخبار با بهره گیری از مصاحبه از وزیر زنان و خانواده، تکیه بر عناصر بلاغی، استفاده از بینامتنیت، انسجام و هماهنگی از جمله آن هاست.
۵۷.

تحلیل بنیان فرهنگی استعاره های مفهومی زنانگی در آثار داستانی فریبا وفی براساس نظریه کوچش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: استعاره مفهومی مفهوم زنانگی نظام فرهنگی فریبا وفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۰
توجه به زنان، مسائل و مشکلات آنان یکی از درون مایه های مهم در ادبیات داستانی معاصر جهان است. در بین نویسندگان معاصر ایرانی فریبا وفی از جمله نویسندگانی است که محور اصلی آثار داستانی او را «زنان» شکل می دهد. وی می کوشد در سطوح مختلف زبانی مفهوم زن و زنانگی را که برآمده از پیشینه فرهنگی و اجتماعی و تاریخی درباره زنان است بازنمایی کند و به انتقاد از تمایزات جنسیتی و محدودیت ها و محرومیت های زنان بپردازد. از این روی، پژوهش حاضر برپایه نظریه استعاره مفهومی کوچش که برای استعاره های زبانی بنیانی فرهنگی قائل است، استعاره های مفهومی «زنانگی» را در آثار داستانی فریبا وفی استخراج و بنیادهای فرهنگی و اجتماعی آن را واکاوی نموده است. مطالعه انجام شده نشان می دهد که استعاره های شناختی «زنانگی» در آثار وفی از سه نظام فرهنگی متفاوت «مردسالار»، «مدرن» و «ایران باستان» تغذیه می شود. بنیان فرهنگی بسیاری از استعاره های مفهومی مانند «زن هیچ است»، «زن پایین است»، «زن اسیر است» برپایه نظام فرهنگی مردسالاری پدید آمده اند. بنیان استعاره هایی چون «زن فرشته است»، «زن نگهبان است» برآمده از باورهای اسطوره ای ایران باستان پیرامون ایزدبانوان است. بنیان استعاره های چون «زن عروسک است»، «زن کالا است» برآمده از فرهنگ مدرن و غرب زده است که متأسفانه وضعیت کنونی زنان را تحت شعاع قرار داده است.
۵۸.

مطالعه تطبیقی شخصیت پروتاگونیست در انیمیشن های سینمایی سندباد: افسانه هفت دریا و فهرست مقدس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پروتاگونیست شخصیت پردازی فیلم سندباد: افسانه هفت دریا فیلم فهرست مقدس مطالعه تطبیقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۴۰
پروتاگونیست، شخصیتی است که معمولاً از بیشترین میزان همدلی از طرف مخاطب در فیلم نامه برخوردار است. اگرچه آثار ادبی و نمایشی کلاسیک، تصویری مطلق از خوبی را از این شخصیت به مخاطب نشان می دهند، آثار مدرن سعی بر این داشته اند که ذات خاکستری پروتاگونیست را به تصویر بکشند. در رسانه انیمیشن هم به همین صورت است و نمونه های بارز آن انیمیشن آمریکایی سندباد: افسانه هفت دریا و انیمیشن ایرانی فهرست مقدس هستند. این دو اثر منتخب دارای قهرمان هایی با جنبه های منفی و شخصیتی خاکستری هستند. پژوهشگران در این مقاله با تحلیل قهرمانان اصلی این آثار به بررسی فرایند شکل گیری و تأثیرگذاری شخصیت پردازی آن ها بر مخاطب می پردازند. برای انجام این پژوهش از نظریات رابرت مک کی، جان تروبی و دین موشوویتز استفاده شده است. مک کی بر بُعد شخصیت برای عمیق تر شدن آن، تروبی بر جایگاه قهرمان در شبکه شخصیت و موشوویتز بر ایجاد همدلی بین مخاطب و شخصیت تأکید می کنند. روش انجام این تحقیق توصیفی-تحلیلی است و تطبیق آثار در مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی انجام می پذیرد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که گرچه ساخت پروتاگونیست و قهرمان هایی که دارای صفات اخلاقی منفی هستند مسئله ای غیرعادی به نظر می رسد، اما خلق آن ها باعث ایجاد تنش های متفاوت و مثبتی در فیلم نامه های انیمیشنی می گردد.
۵۹.

Effects of users' social identity on intention to purchase a brand: The mediating roles of social media use, eWOM and brand loyalty

کلیدواژه‌ها: Brand Loyalty brand purchase intention Ewom Social Identity Social media use

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۶
Background: Social identity theory suggests that individuals define themselves partly through their membership in social groups, and these identities shape attitudes and behaviors, including consumption choices. Brands increasingly function as social symbols, allowing users to express group belonging, self-concept, and shared values through brand affiliation. Consequently, users’ social identities can significantly influence their intention to purchase a brand by strengthening emotional attachment, perceived congruence, and loyalty toward brands that represent their in-group. Aims: Consumers like to associate themselves with different brands to represent their social identity. This study suggests a social identity perspective of customer-brand relationship and integrates brand identity with social media usage, electronic WOM (eWOM) and brand loyalty in predicting brand purchase intention in an online environment. Methodology: Data were collected through a questionnaire-based survey among a sample of higher education students in a public university in Iran. A sample of 423 respondents was selected through a convenience sampling technique. Data were then analyzed through Structural Equation Modeling (SEM) to provide a prediction-oriented model assessment by LISREL 8.54. Sobel mediation tests were performed to test the mediating effects of social media use, eWOM and brand loyalty on the relationship between social identity and brand purchase intention. Findings: The findings indicated that social identity (affective, cognitive, and evaluative) of users/consumers has a significant impact on: (a) social media use, (b) eWOM about brand, and (c) brand loyalty. Social media use and brand loyalty were found to be the determinants of eWOM about brand. Finally, this research found that all three variables of: (a) social media use, (b) eWOM about brand, and (c) brand loyalty are the main determinants of intention to purchase a certain brand. Conclusion: This research suggests that social identity perspective can be integrated with other perspectives to model the consumer's psychological path to brand purchase intentions. This study confirms the critical role of social identification of users in the reaction towards a given brand and stresses the mediation effects of social media use, brand loyalty and eWOM on the effects of social identity on the path to brand purchase intention.
۶۰.

Cyber-acculturation through social media exposure: A Q methodology and network analysis

کلیدواژه‌ها: cyber-acculturation Cyber-Subcultures Network analysis Q Methodology Social Media Exposure

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۴
Background: Social media has enabled both intentional and incidental user exposure to diverse cultures and subcultures. This exposure fosters the socialization of similar cultural elements or produces changes in original cultural patterns through cyber-acculturation, which arises from continuous contact with culturally distinct groups. Aims: This study aimed to develop models of social media users’ cyber-acculturation in their exposure to cyber-subcultures. Methodology: Using a Q methodology research design, the study employed convenience snowball sampling and an online questionnaire to collect data from 52 participants, who freely rated 61 statements derived from interviews. Exploratory Factor Analysis, treating participants as variables, was conducted to identify distinct cyber-acculturation models. To further examine the characteristics of each factor, network analysis was applied. Discussions: Users demonstrated varying patterns of cyber-acculturation. Comparable to the model proposed by Sam and Berry (2006)— which outlines the strategies of assimilation, separation, integration, and marginalization— this study identified five distinct models of social media users’ acculturation in exposure to cyber-subcultures: 1) Conservative Socialization Adopters, 2) Media-Literate Non-Adopters, 3) Media-Literate Acculturation Adopters, 4) Change-Aspirant Semi Non-Adopters, and 5) Risk-Taking Socialization Adopters. Each of these categories, to some extent, reflects the integration strategy, particularly motivated by social mobility, self-actualization, well-being, and personal advancement. Conclusion: Understanding the variations in how users adopt cultural elements enables governance bodies, policymakers, and professionals in media, culture, and education to design and implement more effective measures with greater impact across different user types.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان