مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه: نشخوار فکری، یک نوع سبک تفکر منفعلانه و تکراری بر ابعاد منفی یک تجربه است، که با حل مسأله تداخل داشته و زیربنای بسیاری از مشکلات روانشناختی تلقی می گردد. نشخوار فکری با استرس ارتباط دارد، که حمایت اجتماعی و عدم احساس تنهایی می تواند استرس را کاهش دهد. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی پیش بینی نشخوار فکری براساس سبک های حل مسأله، حمایت اجتماعی ادراک شده و احساس تنهایی بود. روش: در این مطالعه توصیفی مقطعی، 400 زن متأهل شهر تهران در سال (۱۴۰۲-۱۴۰۳)، به روش نمونه گیری تصادفی ساده براساس نظر استیونس، به ازای هر متغیر 15 آزمودنی و با احتساب ریزش، انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مقیاس نشخوار فکری تراپنل (1999)، سبک های حل مسأله کسیدی (1996)، حمایت اجتماعی ادراک شده (1988) و احساس تنهایی دی توماسو و همکاران، (2004) بود. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون و نرم افزار و SPSS23 و مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از لیزرل 5/8 تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که نشخوار فکری براساس سبک های حل مسأله، حمایت اجتماعی ادراک شده و احساس تنهایی قابل پیش بینی است و 35% نشخوار فکری با این سه متغیر تبیین می شود (۵۹۹/۰ R=). بین نشخوار فکری و سبک حل مسأله همبستگی منفی (291/0-)، بین نشخوار فکری و حمایت اجتماعی ادراک شده همبستگی منفی (311/0-) و بین احساس تنهایی و نشخوار فکری همبستگی مثبت وجود دارد (313/0). نتیجه گیری: بنابراین نتیجه گیری می شود، که متغیرهای سبک های حل مسأله و حس تنهایی می توانند در پیشگیری یا کاهش نشخوار فکری مؤثر واقع شوند، در درمان افسردگی و کاهش نشخوار فکری می توان از مؤلفه های آموزش سبک های حل مسأله سازگارانه، افزایش منابع حمایتی و کاهش احساس تنهایی بهره برد.
معماری به مثابه رسانه ای برای بازنمایی زمان در نقاشی؛ مطالعه ای تطبیقی بر ساختارهای فضایی در آثار جنید بغدادی و مازاتچو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنر و تمدن شرق سال ۱۴ بهار ۱۴۰۵ شماره ۵۱
76-89
حوزههای تخصصی:
زمان، به عنوان یکی از پیچیده ترین مفاهیم در تاریخ اندیشه بشری، همواره مورد توجه اندیشمندان حوزه های مختلف بوده است. این پیچیدگی ذاتی سبب شده است تا بازنمایی های فلسفی زمان در آثار هنری به یکی از مباحث کلیدی در مطالعات میان رشته ای تبدیل شود. فهم سازوکارهای این بازنمایی ها ضمن درک عمیق تر جهان بینی های حاکم بر دوران های هنری، زمینه تازه ای برای تحلیل فلسفی آثار هنری می گشاید. پژوهش، به بررسی بازنمایی ماهیت فیزیکی زمان در نقاشی های قرن پانزدهم میلادی می پردازد. این مطالعه که بر دو مکتب هنری شرق و غرب (نگارگری ایرانی با محوریت آثار جنید بغدادی و رنسانس ایتالیایی با تأکید بر آثار مازاتچو) تمرکز دارد، تفاوت های فرهنگی در ادراک زمان را برجسته می کند و پیوندهای فلسفی- هنری را آشکار می سازد. این پژوهش بنیادی با رویکرد کیفی- تطبیقی، به تحلیل شش اثر شاخص از جنید بغدادی و مازاتچو می پردازد. داده ها به روش کتابخانه ای گردآوری و با روش توصیفی-تحلیلی، عناصر بصری و معنایی آثار با محوریت «معماری در نقاشی» به عنوان واسطی کلیدی، واکاوی شده اند. در نهایت، از رهگذر مقایسه تطبیقی، شباهت ها و تفاوت های نگرش این دو مکتب به مفهوم زمان استنباط شده است. تحلیل تطبیقی آثار، دو نظام بازنمایی متمایز از مفهوم زمان را آشکار ساخت. در مکتب غربی (مازاتچو)، زمان به صورت خطی و لحظه ای و با ابزارهایی چون پرسپکتیو تک نقطه ای، معماری واقع گرا و عمق فیزیکی بازنمایی شده که بازتاب جهان بینی ارسطویی و انسان محور رنسانس است. در مقابل، مکتب شرقی (جنید بغدادی) با استفاده از پرسپکتیو مقامی، معماری نمادین و بازنمایی هم زمان رویدادها، زمان را به شکلی چرخه ای و فرازمانی ارائه می دهد که ریشه در حکمت اشراقی و نگرش عرفانی دارد. این دو شیوه بازنمایی، به ترتیب، همخوانی پیش بینانه ای با مفاهیم فیزیک نیوتنی و نسبیت انیشتینی نشان می دهند. این پژوهش از رهگذر تأکید بر پیوند جهان بینی های فلسفی و بیان هنری، افق های تازه ای در مطالعات میان رشته ای فلسفه هنر، تاریخ علم و نشانه شناسی تصویری می گشاید..
شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های مؤثر بر هویت حرفه ای حسابداران در صورت دیجیتالی شدن حرفه با استفاده از رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی دوره ۳۳ بهار ۱۴۰۵ شماره ۱
87 - 127
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، تعیین مؤلفه ها و شاخص های هویت حرفه ای حسابداران و دیجیتالی شدن حرفه حسابداری با استفاده از مرور جامع مجموعه ای از مقاله های علمی منتشر شده در سطح بین المللی و بررسی تناسب این شاخص ها با شرایط بومی کشور و جامعه حسابداران و درنهایت اولویت بندی آن هاست.
روش: این پژوهش از نظر هدف اکتشافی و برحسب روش تحقیق، آمیخته (کیفی و کمی) است و از روش های تحلیل محتوا، روش دلفی فازی و تکنیک ساختاری تفسیری بهره برده است. ابتدا به منظور شناسایی شاخص های مؤثر بر هویت حرفه ای حسابداران، در صورت دیجیتالی شدن حرفه، از روش تحلیل محتوا استفاده شد؛ بنابراین برای تعیین و ارزیابی مقاله های حوزه تحقیق، روش مرور نظام مند به کار گرفته شد. اسناد و مقالات مرتبط با هویت حرفه ای حسابداران و دیجیتالی شدن حرفه حسابداری که در بازه زمانی ۱۹۸۳ تا ۲۰۲۴ در پایگاه های علمی خارجی و از سال ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ در پایگاه های علمی داخلی منتشر شده اند، بررسی شدند. از میان انبوه مقاله های اولیه، ۵۵ مقاله با روش پریزما شناسایی و در نهایت ۱۰۲ شاخص استخراج شد. سپس با بهره گیری از روش دلفی فازی و کسب اجماع خبرگان، ۱۵ شاخص متناسب با شرایط ایران معرفی شد. در آخر، از طریق تکنیک ساختاری تفسیری و با تشکیل ماتریس دستیابی، لایه های مؤثر بر هویت حرفه ای حسابداران در صورت دیجیتالی شدن حرفه بررسی شد تا معین شود که چگونه می توان هویت حسابداران را در زمینه حرفه ای و عملی در دنیای دیجیتال حفظ کرد.
یافته ها: در این پژوهش، تحلیل احساسات و هم افزایی، مهم ترین و اثرگذارترین شاخص های مؤثر در هویت حرفه ای حسابداران در صورت دیجیتالی شدن حرفه حسابداری تعیین شد. بدیهی است که با پیشرفت تکنولوژی و افزایش تعاملات دیجیتال، تحلیل احساسات به ابزاری ضروری برای حسابدارانی تبدیل می شود که می خواهند هویت حرفه ای خود را در محیطی پویا و رقابتی حفظ کنند و آن را توسعه دهند. این امر هم به نفع خود حسابدار و هم به نفع مشتریان و کل جامعه حرفه ای خواهد بود. هم افزایی نیز در هویت حرفه ای حسابداران نقش بسیار مؤثری دارد. بدون هم افزایی در حرفه حسابداری، نمی توان زمینه پذیرش دیجیتالی شدن را در گروه حرفه ای حسابداری ایجاد کرد. هم افزایی میزان درجه وفاداری و تعهد و اعتماد متقابل را بین حسابداران و شرکت ها و جامعه به وجود می آورد. تأثیرپذیرترین و کم اهمیت ترین شاخص های مدنظر از دیدگاه خبرگان، عبارت بودند از: نقش پیش نیازهای حسابداران، مزایا و موانع به کارگیری دیجیتالی شدن، اطلاعات پایه، تصویر، کلیشه، نگرش به دیجیتالی شدن و اثرهای دیجیتالی شدن در حوزه حسابداری.
نتیجه گیری: با توجه به مدل ارائه شده در این پژوهش و سطح بندی انجام شده، نتایج نشان می دهد که دیجیتالی شدن در صورتی که به درستی مدیریت شود، می تواند به افزایش هم افزایی و تحلیل احساسات در حرفه حسابداری منجر شود. از یک سو افزایش تحلیل احساسات می تواند به حسابداران کمک کند تا بهتر درک کنند که عموم مردم و ذی نفعان چه احساسی به آینده حرفه حسابداری دارند و از سوی دیگر، همکاری حسابداران با متخصصان، مشتریان و سایر ذی نفعان هموارتر می شود. این اطلاعات به حسابداران و سازمان های حرفه ای کمک می کند تا استراتژی های مناسبی را برای مواجهه با چالش ها و بهره برداری از فرصت ها تدوین کنند.
Designing a human resource productivity model based on the material benefits of personnel in the Iraqi Civil Defense Corps(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The material interests of personnel significantly affect the productivity and quality of services provided. Understanding these interests is very important for organizations that aim to increase employee motivation and performance. This research aims to design a human resource productivity model based on the material interests of personnel. The research is exploratory-applied in terms of its purpose and survey-correlation in terms of its method. The research was conducted in a qualitative-quantitative manner. The statistical population in the qualitative part is university professors and fire department managers in Iraq. The statistical population in the quantitative part consists of all fire department employees in Iraq, which is considered to be an unlimited number, so the sample size is 384 people based on the Cochran formula. The research tool is a researcher-made questionnaire. Data analysis in the qualitative part is the theme method and in the quantitative part is structural equations in the PLS software. The results of the study indicate that in the qualitative part, 5 main dimensions have been extracted, which include fair and competitive salaries and wages, bonuses and fringe benefits, job security and financial stability, financial growth opportunities through performance, and support for work-life balance with economic benefits. In the quantitative part, the overall fit of the research model based on the GOF formula was obtained as 0.65, which indicates a strong fit. The first and second-order factor loadings have been confirmed with 99% confidence.
Designing a Model for Human Resources Architecture with an Intelligent Approach in Tax Administration in Southeastern Provinces of Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Background: This study was conducted with the aim of designing the architectural model of human resources of Tax Administration in Southeastern Provinces of Iran with the intelligent approach. Methods: This study was of a mixed type and the statistical population in the qualitative part was 20 experts of Tax Administration managers in the southeastern provinces of Iran (TASEPI), namely Sistan and Baluchistan, Kerman, Hormozgan and South Khorasan. 264 people were selected using G*Power. Sampling of the qualitative part was purposeful and the quantitative part was random cluster sampling. The data collection tool was a researcher-made questionnaire containing 77 items that included six dimensions of intelligent human resources architecture and six dimensions of intelligentization. The software used was Smart-PLS and SPSS-16. Results: The results showed that the dimensions of human resource architecture were effective in the way of intelligentization as follows: intelligent human resource system (0.965), intelligent human resource management (0.960), intelligent organizational learning (0.955), intelligent organizational architecture strategy (0.953). Technology-oriented (0.945) and smart knowledge management (0.451). The dimensions of intelligentization are also from the dimension of intelligentizing human resources (0.974), intelligent participation of employees (0.965), human resource maintenance activities (0.962), forming a talent fund (0.949), advanced functional activities (0.927) and the dimension of creating new roles of human resources (0.895).
Adoption of Soft Systems Methodology (SSM) to Develop an Efficiency Assessment Framework through DEA for Gas-Fired Power Plants in Southern Iraq(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Given the growing demand for electricity in Iraq and the significant contribution of gas-fired power plants to electricity generation, evaluating and improving the efficiency of these units from economic, environmental, and social perspectives is an imperative. This study aims to develop an integrated framework for identifying inputs and outputs for employing Data Envelopment Analysis (DEA) to assess the performance of gas-fired power plants in southern Iraq. To this end, Soft Systems Methodology (SSM) was employed to identify and structure problematic factors and challenges through expert interviews. The challenges of electricity generation and influencing factors were structured as inputs and outputs. The findings revealed that the inputs and outputs of gas-fired power plants in Iraq can be defined within seven subsystems: economic, environmental, supply, human resources, technology and infrastructure, social, and managerial. The integration of SSM and DEA provides an effective framework for multifaceted performance analysis, enabling root definitions and conceptual modeling that support evidence-based policymaking, efficient resource allocation, and strategic planning for structural reform and transition toward sustainable energy within Iraq's power sector.
From Cover to Story: AI-Driven Genre Classification and Illustrated Narrative Creation for Children's Literature(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Storytelling is a fundamental pillar of childhood development, where visual narratives play a crucial role in enhancing engagement and cognitive processing. While Generative Artificial Intelligence (GAI) has revolutionized content creation, its application for automated story generation from book covers remains largely unexplored. This study presents an innovative pipeline that combines computer vision for genre classification with G AI to create tailored illustrated stories. After evaluating four deep learning architectures widely used in image classification tasks, ConvNeXt-Tiny was selected as the final model, achieving a Weighted F1-score of 0.6898 in categorizing children's books into 13 distinct genres through cover image analysis. To address the lack of benchmark datasets, we compiled and rigorously validated a specialized collection of 4,085 Persian children's book covers. The proposed system leverages both cover design elements and predicted genre features within structured prompts to generate coherent illustrated stories through LLMs and image-synthesis models. A sample of 26 generated stories was qualitatively evaluated by three child psychologists based on narrative coherence, genre alignment, age appropriateness, character continuity, and visual congruence. This research makes significant contributions to both Persian literary analysis and AI-driven creative systems, demonstrating how machine learning can enhance educational storytelling while preserving cultural authenticity.
DREaM: Drug-Drug Relation Extraction via Transfer Learning Method(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Relation extraction between drugs plays a crucial role in identifying drug–drug interactions and predicting side effects. The advancement of machine learning methods in relation extraction, along with the development of large medical text databases, has enabled the low-cost extraction of such relations compared to other approaches that typically require expert knowledge. However, to the best of our knowledge, there are limited datasets specifically designed for drug–drug relation extraction currently available. Therefore, employing transfer learning becomes necessary to apply machine learning methods in this domain. In this study, we propose DREAM, a method that first employs a trained relation extraction model to discover relations between entities and then applies this model to a corpus of medical texts to construct an ontology of drug relationships. The main contribution of this study is adapting the ACORD model to the medical domain using transfer learning, enabling the extraction of domain-specific drug–drug relations and the construction of an ontology. The extracted relations are subsequently validated using a large language model. Quantitative results indicate that the LLM agreed with 71 % of the relations extracted from a subset of PubMed abstracts. Furthermore, our qualitative analysis indicates that this approach can uncover ambiguities in the medical domain, highlighting the challenges inherent in relation extraction in this field.
بررسی تطبیقی مؤلفه های اصالت در مراتب سه گانه صورت، مفهوم و معنا در خانه های تاریخی شهر یزد (دوره قاجاریه و پهلوی اول)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ شماره ۱۵۵
71 - 82
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: شناخت اصالت اهمیت زیادی در خلق معماری اصیل و ماندگار دارد اما به دلیل تنوع نظرات و عدم وجود معیارهایی دقیق، این موضوع اغلب از دید صاحب نظران مغفول مانده است و پژوهش ها به تکرار کلیات مفاهیم و صرفاً در حوزه میراث فرهنگی و مرمت بناها محدود شده اند. ازآنجاکه معماری سنتی به عنوان معماری اصیل شناخته شده است. بدین ترتیب، لزوم بررسی این موضوع در معماری خانه های سنتی در دوره های متفاوت تاریخی به منظور شناخت مؤلفه های اصالت ضروری است.هدف پژوهش: این پژوهش ازطریق بازخوانی مقالات و دیدگاه های صاحب نظران، در پی واکاوی مفهوم اصالت و بررسی نحوه تجلی و استمرار اصالت در خانه های سنتی شهر یزد، در گذار از دوره قاجار به پهلوی است. شناخت تغییرات معماری در خانه های سنتی این دو دوره نقش تأثیرگذاری در شناخت مؤلفه های اصالت در بناهای معماری دارد. بدین منظور، با تمرکز بر شواهد کالبدی، مفهومی و معنایی خانه ها، سعی در شناخت روند تداوم یا گسست این مفاهیم در بستر تحولات تاریخی و فرهنگی آن دوران دارد. روش پژوهش: این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکردی کیفی است که از راهبرد تحلیل محتوا بهره می گیرد. داده ها ازطریق مطالعات کتابخانه ای، اسنادی و بازدیدهای میدانی گردآوری شده اند. پس از شناسایی مؤلفه های اصالت در معماری بر پایه تحلیل اسناد و دیدگاه های صاحب نظران، خانه های دوره قاجار و پهلوی شهر یزد به عنوان نمونه های موردی انتخاب و با استفاده از روش های تطبیقی تحلیلی و توصیفی، روند تحول مؤلفه های اصالت از دوره قاجار به پهلوی بررسی شد.نتیجه گیری: بررسی مؤلفه های اصالت در سه مرتبه صورت، مفهوم و معنا، در خانه های دوره قاجار و پهلوی؛ نشان می دهد که به ازای حذف عناصر و اجزای معماری در خانه های سنتی از مرتبه صورت، نمودپذیری مفهوم و معنای مستتر در آن عنصر در مراتب دیگر اصالت قابل ادراک نیست، و بسیاری از مؤلفه های اصالت در مراتب سه گانه در دگردیسی بناهای معماری از دوره قاجار به پهلوی دیگر مشهود نیست.
تحلیل شبکه ای و روندشناسی مطالعات احساس تنهایی در شهر با رویکردی علم سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال ۳۷ بهار ۱۴۰۵ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۰)
127 - 154
احساس تنهایی به عنوان مسئله مهم اجتماعی و روانی در شهرها به دلیل پیچیدگی های زندگی شهری و کاهش تعاملات اجتماعی اهمیت یافته است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل شبکه ای و بررسی روندهای پژوهشی مرتبط با تنهایی شهری، از ابزار VOSviewer استفاده کرده است. همچنین ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر ماهیت روش، توصیفی-تحلیلی است. در بخش تحلیل داده ها، از رویکرد علم سنجی با بهره گیری از روش های تحلیل هم واژگانی، هم نویسندگی، هم استنادی و تحلیل شبکه های علمی استفاده شده است. داده ها از پایگاه استنادی وب آو ساینس استخراج شده اند. در فرایند جست وجو، از میان 8362 مقاله اولیه، با الگوریتم بهینه سازی شده، 310 مقاله مرتبط شناسایی و تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد که مطالعات مرتبط با احساس تنهایی از سال 2010 روند روبه رشدی داشته و در سال های اخیر، به ویژه متأثر از همه گیری کووید-19، به طور چشمگیری افزایش یافته است. کشورهای آمریکا، چین و انگلستان به عنوان پیشروان این حوزه، بیشترین تأثیر را در تولید علم داشته اند. مقاله «مقیاس تنهایی یو سی ال ای[1] (نسخه 3)» اثر راسل، به عنوان پراستنادترین منبع در این زمینه شناسایی شد. مفهوم تنهایی در بستر شهری بیشتر با عوامل جمعیت شناختی، اجتماعی، روان شناختی و ویژگی های فردی در ارتباط بوده است؛ اما نقش شهر به عنوان عاملی مؤثر در ایجاد یا تشدید احساس تنهایی، به طور جامع بررسی نشده است. پژوهش حاضر با تأکید بر شکاف های پژوهشی موجود، بر اهمیت انجام تحقیقات گسترده و چندوجهی در زمینه رابطه میان شهر و تنهایی تأکید دارد. ضرورت ایجاد شبکه های همکاری بین المللی، به کارگیری رویکردهای نوین و ابزارهای تحلیلی پیشرفته و شناسایی مفاهیم و منابع کلیدی جدید در این حوزه برجسته شده است. یافته ها مسیرهای جدیدی را برای تحقیقات آینده پیشنهاد می دهند و به گسترش دامنه مطالعات علمی در این زمینه کمک می کنند، درحالی که راهنمای ارزشمندی برای پژوهشگران، سیاست گذاران و برنامه ریزان شهری فراهم می آورند.
پیش بینی خود خاموشی در زنان متاهل بر اساس پنج عامل بزرگ شخصیت با نقش واسطه ای تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۸)
۳۱۰-۳۰۱
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی خود خاموشی در زنان متاهل بر اساس پنج عامل بزرگ شخصیت با نقش واسطه ای تنظیم هیجان انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری پژوهش زنان متاهل شهر رشت در سال 1404 بود. به روش نمونه گیری در دسترس، نمونه ای به تعداد 250 نفر انتخاب و در مطالعه شرکت کردند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس خود خاموشی (STSS، جک و دیل، 1992)، پرسشنامه شخصیتی نئو (NEO-FFI، مک کری و کاستا، 1985) و و تنظیم هیجان (ERQ، گراس و جان، 2003) بودند. داده ها با استفاده از روش تحلیل مسیر تجزیه وتحلیل شدند. نتایج تحلیل مسیر حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که ویژگی شخصیتی روان رنجوری هم به صورت مستقیم و هم غیر مستقیم از طریق ارزیابی مجدد توانست خودخاموشی در زنان متاهل را پیش بینی کند. موافق بودن و با وجدان بودن نیز هم به صورت مستقیم و هم غیر مستقیم از طریق سرکوبی توانستند خودخاموشی را پیش بینی کنند. برون گرایی و گشودگی به تجربه از طریق ارزیابی مجدد به صورت غیر مستقیم توانستند خود خاموشی را پیش بینی کنند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که پنج عامل بزرگ شخصیت با توجه به نقش مهم ارزیابی مجدد و سرکوبی می توانند تبیین کننده خودخاموشی در زنان متاهل باشند. این نتیجه تأکید می کند که در درمان های روان شناختی، توجه ویژه ای باید به ویژگی های شخصیتی و بهبود ابراز هیجانات داده شود تا خودخاموشی کاهش یابد.
نقش تعدیل کننده نشاط معنوی در رابطه مهارت های حل مسئله و رضایت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعدیل کننده نشاط معنوی در رابطه مهارت های حل مسئله و رضایت زناشویی انجام شد. روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی_همبستگی بود. جامعه آماری را زوج های شهر تهران در سال 1403 تشکیل دادند که از بین آنها به صورت در دسترس 100 نفر(50 زوج) به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها از طریق سه پرسشنامه استاندارد مهارت های حل مسئله (PSI؛ هپنر و پترسون، 1982)، رضایت زناشویی (ENRICH؛ فونر و السون، 1989) و نشاط معنوی (SV؛ افروز، 1395)، گردآوری شد. برای تحلیل داده ها از روش رگرسیون سلسله مراتبی استفاده گردید. یافته های همبستگی نشان داد که بین مهارت حل مسئله (01/0> p) و نشاط معنوی (05/0> p) با رضایت زناشویی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. با این حال، نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه با وارد کردن تعامل نشاط معنوی و مهارت حل مسئله نشان داد که هیچ یک از متغیرها (اعم از مهارت حل مسئله یا تعامل آن با نشاط معنوی) پیش بینی کننده معناداری برای رضایت زناشویی نبودند. این یافته ها بیانگر نقش همبستگی مثبت این متغیرها با رضایت زناشویی بود، اما اثرات تعاملی آن ها نیازمند بررسی های بیشتر است.
مقایسه اثربخشی زوج درمانی آدلری و تلفیقی سیستمی بر انعطاف پذیری شناختی، سازگاری و کیفیت روابط زناشویی در زوجین دارای تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۸)
۱۲۸-۱۱۵
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی زوج درمانی آدلری و تلفیقی سیستمی بر انعطاف پذیری شناختی، سازگاری و کیفیت روابط زناشویی در زوجین دارای تعارض زناشویی انجام گردید. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری، زوجین دارای تعارض زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره زوج درمانی خانه تجربه شهر تهران در سال 1404 بودند. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 30 زوج انتخاب و به صورت تصادفی در 3 گروه 10 زوجی (دو آزمایش و یک گواه) جایگذاری شدند. از پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی (CFI، دنیس و واندروال، 2010)، مقیاس سازگاری زناشویی (DAS، اسپاینر، 1976)، مقیاس کیفیت زندگی زناشویی (RDAS، باسبی و همکاران، 1995)، پروتکل 10 جلسه ای (هر هفته یک جلسه و هر جلسه 90 دقیقه) برنامه زوج درمانی آدلری و پروتکل 8 جلسه ای (هر هفته یک جلسه و هر جلسه 90 دقیقه) برنامه زوج درمانی تلفیقی سیستمی برای جمع آوری داده ها و مداخله استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد که نمرات پیش آزمون انعطاف پذیری شناختی، سازگاری و کیفیت روابط زناشویی با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشتند (001/0p<). همچنین رویکرد تلفیقی سیستمی در ارتقای کیفیت روابط زناشویی اثربخشی بیشتری نسبت به زوج درمانی آدلری داشت (001/0p<). بنابراین می توان نتیجه گرفت هر دو درمان به عنوان مداخلات پایدار در انعطاف پذیری شناختی، سازگاری و کیفیت روابط زناشویی موثر هستند و رویکرد تلفیقی سیستمی در ارتقای کیفیت روابط زناشویی اثربخشی بیشتری دارد.
نقش میانجی سبک های شوخ طبعی در رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه و نشانگان بالینی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۸)
۱۶۰-۱۵۱
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش میانجی سبک های شوخ طبعی در رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه و نشانگان بالینی دانشجویان انجام شد. این مطالعه توصیفی- همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی رشت در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. 300 دانشجو به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به منظور جمع آوری داده ها از چک لیست سلامت روانی 25 سوالی (SCL-25؛ نجاریان و داوودیان، ۱۳۸۰)، نسخه سوم پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه (YSQ-S3؛ یانگ و همکاران، 2003) و پرسشنامه سبک های شوخ طبعی (HSQ؛ مارتین و همکاران، 2003) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدلیابی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان داد که مدل اصلاح شده از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد طرحواره های ناسازگار اولیه بر نشانگان بالینی اثر مستقیم مثبت و معنادار داشت (05/0P<). طرحواره های ناسازگار اولیه بر سبک های شوخ طبعی سازگارانه اثر مستقیم منفی و بر سبک های شوخ طبعی غیرسازگارانه اثر مستقیم مثبت و معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که سبک های شوخ طبعی سازگارانه و غیر سازگارانه در رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه با نشانگان بالینی نقش میانجی دارند (05/0P<). در مجموع می توان نتیجه گرفت که طرحواره های ناسازگارانه به صورت مستقیم و غیرمستقیم با میانجی گری سبک های شوخ طبعی بر نشانگان بالینی دانشجویان اثر داشتند.
بازخوانی روایت ارسطو از آموزه های نانوشته افلاطون توسط مفسران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متافیزیک سال ۱۸ بهار و تابستان ۱۴۰۵ شماره ۴۱
15-26
حوزههای تخصصی:
ارسطو در آثار مختلف خویش با لحنی انتقادیْ نظریه هایی را به افلاطون نسبت داده است که بی تردید نمی توان برای آنها مرجعی در محاوراتِ مکتوبِ افلاطون یافت؛ به ویژه این ادعای ارسطو که افلاطون ایده ها را با اعداد این همان دانسته و به عبارتی دیگر، او مبادی ایده ها و اعداد را یک چیز (واحد و دوگانه نامتعیّن) در نظر گرفته است. این موضوع در قرن بیستم در میان بخشی چشمگیر از پژوهشگران سرشناس حوزه فلسفه یونان باستان در سنّت تحلیلی و قارّه ای به مسئله ای مناقشه برانگیز تبدیل شد که می توان آن را معمّای آموزه های نانوشته افلاطون خواند. منظور از نانوشته بودنِ آموزه های افلاطون این است که او بخشی از اندیشه های خود را به طور شفاهی و غیرمکتوب در آکادمی تعلیم داده و از مکتوب کردنِ آن خودداری کرده است. در دنیای انگلیسی زبان، هارولد چرنیس با اتخاذ موضعی افراطی، ارسطو را در تشریح اندیشه افلاطون تماماً خطاکار و غیرقابل اعتماد دانست و ایده آموزه های نانوشته را به لحاظ تاریخی مردود شمرد؛ اما در مقابل چرنیس، مفسران دیگری مانند دیوید راس و جان فیندلی تلاش کردند از روایت ارسطو درباره فلسفه افلاطون و نظریه آموزه های نانوشته دفاع کنند. در فلسفه اروپایی نیز مکتب موسوم به توبینگن، با گسست از سنّت شلایرماخر به طریقی دیگر موضعی رادیکال پیش گرفتند و آموزه های نانوشته را اصیل ترین و کامل ترین نسخه فلسفه افلاطون دانستند و در نهایت، در مقابل ایشان، هانس گئورگ گادامر تلاش کرد اهمیت تعلیمات شفاهی افلاطون را نسبت به آثار مکتوب تعدیل شده تر بنگرد. در این مقاله تلاش شده است تا دیدگاه های این مفسران معاصر ارزیابی و با یکدیگر مقایسه شود.
Le scénario pédagogique de l’enseignement des langues en ligne à l’université : des fondements didactiques à la réalité de classe(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Notre recherche vise à évaluer, de manière approfondie et systématique, la qualité de la scénarisation pédagogique de l’enseignement en ligne dans le contexte spécifique de l’université algérienne, aussi bien durant la période critique du COVID-19 que dans celle du post-COVID. Pour ce faire, nous avons analysé 43 scénarios complets d’apprentissage du français langue étrangère (FLE) à l’université de Biskra, publiés et diffusés entre 2023 et 2024, en prenant en considération un ensemble de critères rigoureux tels que la clarté et la pertinence des objectifs pédagogiques, la diversité et la richesse des ressources mobilisées, la nature et la qualité de l’interaction en ligne, ainsi que les dispositifs d’évaluation mis en place. En comparaison avec 45 scénarios datant de 2020, nos résultats mettent en évidence des améliorations notables dans la structuration générale des cours et dans la mise en œuvre d’interactions synchrones et asynchrones, renforcées par l’intégration d’approches de type apprentissage social. Toutefois, malgré ces avancées, des lacunes persistent en matière de maîtrise de l’ingénierie pédagogique, soulignant la nécessité impérieuse de programmes de formation plus approfondis et ciblés pour optimiser durablement l’enseignement à distance.
مروری نظا م مند بر الگوها و راهبردهای طراحی بیوفیلیک در محیط مسکونی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۸ بهار ۱۴۰۵ شماره ۷۴
32-49
حوزههای تخصصی:
در جهانی که بحران های زیست محیطی و چالش های سلامت عمومی روزبه روز بیشتر می شوند، طراحی بیوفیلیک به عنوان پلی میان انسان و طبیعت، جایگاهی راهبردی در ارتقای کیفیت زندگی پیدا کرده است. باوجود گسترش این رویکرد در معماری، تاکنون مرور نظام مندی که به طور اختصاصی به طراحی بیوفیلیک در حوزه مسکن بپردازد، انجام نشده است. این پژوهش با هدف شناسایی و طبقه بندی الگوها و راهبردهای طراحی بیوفیلیک در محیط های مسکونی با تمرکز بر فضاهای داخلی، خارجی و بینابینی و ارزیابی تأثیر آن ها بر کاربران انجام شده است. روش پژوهش کیفی و با رویکرد کاربردی بوده است و داده ها ازطریق مطالعات کتابخانه ای و اسنادی گردآوری شده اند. این مرور نظام مند با جستجو در پایگاه های علمی معتبر و انتخاب ۸۳ منبع منتشرشده در بازه زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ که به طور خاص به طراحی بیوفیلیک مسکونی و الگوهای آن پرداخته اند، انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که 36 درصد از مطالعات از چارچوب براونینگ بهره برده اند که شامل سه دسته اصلی «طبیعت در فضا»، «مشابه طبیعی» و «ماهیت فضا» و ۱۴ الگوی زیرمجموعه است. برای تحلیل توزیع فراوانی الگوها، آزمون کای اسکوئر استفاده شد (χ²=165.24, df=2, p<0.001)، که تفاوت معنادار در توزیع را نشان داد. نتایج حاکی از آن است که دسته «طبیعت در فضا» با میانگین فراوانی3/60 درصد بیشترین سهم را به خود اختصاص داده است و الگوهایی همچون «ارتباط بصری با طبیعت»، «ارتباط با سیستم های طبیعی» و «نور پویا و پراکنده» در این دسته بیشترین کاربرد را داشته اند. همچنین، بیشترین راهکارهای ارائه شده به فضاهای داخلی و به ویژه الگوی «ارتباط بصری با طبیعت» مربوط بوده است و این مطالعه ارتقای رفاه ساکنان به عنوان هدف محوری طراحی مسکن بیوفیلیک را شناسایی کرد.
مواجهه مخاطب با فضای شنیداری تعزیه مبتنی بر آرای فلسفی مرلوپونتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به تحلیل پدیدارشناسانه نحوه مواجهه مخاطب با فضای شنیداری تعزیه می پردازد. هدف اصلی تبیین ساختار یکپارچه این تجربه بر اساس پدیدارشناسی بدنمند موریس مرلوپونتی است. روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی با رویکرد تطبیقی-فلسفی بوده و چارچوب نظری آن بر مفاهیم کلیدی مرلوپونتی نظیر بدنمندی و لحمیت استوار است. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که مفاهیم پدیدارشناسی بدنمند چگونه می تواند تجربه مخاطب از تعزیه را تبیین کند. بدین ترتیب شنیدن، دیدن و لمس در تعزیه از مرز تفکیک شده ی حواس عبور کرده و در قالبی حس آمیز، تجربه ای واحد و زیسته پدید می آورند. این درهم تنیدگی، باعث می شود مخاطب نه ناظر بیرونی، بلکه بخشی از رخداد آیینی شود؛ یعنی صوت، تصویر و حرکت در بدن او جذب و با زیست جهان شریک می گردند. از این منظر، تعزیه الگویی است برای تحقق عملی نظریه ی ادراک مرلوپونتی که در آن جهان، بدن و معنا در یک کنش پدیدارشناسانه ی واحد تجسد می یابند.
Literary Translation and Politics: The Study of Iranian Women’s Citizenship Rights(مقاله علمی وزارت علوم)
This interdisciplinary study examines the role of literary translation in responding to socio-political reforms in Iran during the Second Pahlavi era, particularly after the White Revolution. Three English novels, translated into Persian within five years following the White Revolution, were analyzed to explore references to women’s rights, employing Marshall’s model of citizenship rights. The examination of Persian translations revealed that all instances of women’s civil, social, and political rights were preserved, with a majority remaining unaltered and a minority altered for further endorsement. Translators intervened to oppose women’s rights in only 3% of cases. While policies aimed at enhancing Iranian women’s quality of life, particularly concerning health and family rights, garnered support in these translations, those geared towards aligning women’s social roles and lives with Western modernization standards, rather than societal cultural norms, encountered resistance and changed. These findings underscore the impact of the White Revolution on societal attitudes in Iran and highlight the role of literary translation as a potential platform for reacting to socio-political developments, shedding light on the complexities of modernization in Iran during this period.
ارزیابی ریسک و تحلیل تهدید برای زیرساخت های درمانی در منطقه ساحلی مکران با رویکرد پدافند غیر عامل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ شماره ۱۵۵
27 - 42
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: در سال های اخیر، افزایش بلایای طبیعی و تهدیدات انسان ساز، زیرساخت های درمانی را به عنوان عناصر کلیدی نظام سلامت و مدیریت بحران با چالش های اساسی مواجه کرده است. منطقه ساحلی مکران به دلیل موقعیت ژئواستراتژیک، قرارگیری بر پهنه گسل فعال و مجاورت با دریا، از آسیب پذیرترین نواحی کشور محسوب می شود. این پژوهش با رویکرد پدافند غیرعامل، به ارزیابی ریسک و تحلیل تهدیدات مؤثر بر زیرساخت های درمانی منطقه می پردازد.هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش شناسایی تهدیدات طبیعی و انسانی منطقه و ارائه راهکارهای مدیریتی به منظور کاهش آسیب پذیری و افزایش تاب آوری مراکز درمانی است. روش پژوهش: این پژوهش با طرح ترکیبی تبیینی- متوالی اجرا شد. در مرحله کیفی، ۱۰ مصاحبه نیمه ساختاریافته با مدیران درمانی، متخصصان پدافند غیرعامل و کارشناسان مدیریت بحران انجام شد. در مرحله کمی، ۵۰ پرسش نامه محقق ساخته بین کارشناسان و مدیران مراکز درمانی منطقه توزیع شد. داده ها با تحلیل مضمون، آمار توصیفی و رگرسیون چندگانه بررسی شدند.نتیجه گیری: براساس یافته ها، تقویت سیستم های هشدار سریع، آموزش مداوم کارکنان، مقاوم سازی فیزیکی زیرساخت ها و تأمین منابع تجهیزاتی می تواند به طور مستقیم آسیب پذیری مراکز درمانی مکران را کاهش دهد. نوآوری این مطالعه در آن است که برای نخستین بار تهدیدات ترکیبی طبیعی و انسانی بر زیرساخت های درمانی مکران را با رویکرد پدافند غیرعامل مدل سازی کرده است. نتایج می تواند مبنای سیاست گذاری عملی برای افزایش تاب آوری زیرساخت های درمانی در سایر مناطق پرخطر مشابه باشد.









